پاورپوینت کامل ?? ویژگی برجسته در پژوهش‌های اندیشه‌ای فیرحی ۷۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل ?? ویژگی برجسته در پژوهش‌های اندیشه‌ای فیرحی ۷۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ?? ویژگی برجسته در پژوهش‌های اندیشه‌ای فیرحی ۷۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل ?? ویژگی برجسته در پژوهش‌های اندیشه‌ای فیرحی ۷۷ اسلاید در PowerPoint :

حجت‌الاسلام والمسلمین رسول جعفریان ضمن برشماری ۱۴ ویژگی مرحوم فیرحی، معتقد است که مهم‌ترین امتیاز او در بررسی‌های تاریخی و اندیشه‌ای این است که از ابتدا مبانی معرفت‌شناسی خود را تعریف کرد و بعد وارد تاریخ اندیشه شد.

حجت‌الاسلام والمسلمین رسول جعفریان ضمن برشماری ۱۴ ویژگی مرحوم فیرحی، معتقد است که مهم‌ترین امتیاز او در بررسی‌های تاریخی و اندیشه‌ای این است که از ابتدا مبانی معرفت‌شناسی خود را تعریف کرد و بعد وارد تاریخ اندیشه شد.

حجت‌الاسلام رسول جعفریان در یادداشتی به ذکر چهارده نکته درباره اندیشه مرحوم فیرحی پرداخته است که متن آن از نظر می‌گذرد؛

«گزارشی است از برخی از نکات برجسته‌ای که به نظر این بنده خدا می‌توان در‌باره کارهای فکری و اندیشه‌ای مرحوم فیرحی برشمرد. خداوند او را غریق دریای رحمت خویش گرداناد.

۱- مهم‌ترین امتیاز فیرحی در بررسی‌های تاریخی و اندیشه ای خود، این است که از ابتدا مبانی معرفت شناسی خود را تعریف کرد و بعد وارد تاریخ اندیشه شد. این که شما در تاریخ اندیشه، نگاه ایستا داشته باشید، متفاوت با آن است که تاریخی و پویا به تحولات فکری بنگرید. او در جریان آشنایی اش با نظریات فوکو، و ورود به مباحث تاریخ اندیشه از این زاویه، نوعی تحول را اصل قرار داد و توانست با دید بازتری مسائل را نگاه کند. در واقع، توجه به جنبه های معرفتی بحث، به او این توان را داد تا در جایگاه خود به عنوان کسی که نقد تراث می کند، بتواند اول و آخر یک اندیشه را به درستی در ظرف تاریخی آن و براساس باستانشناسی فکر و اندیشه ارزیابی کند. بیشتر نویسندگان ایرانی ما در این دوره، فاقد این مبانی هستند و اهمیت مباحث معرفت شناسی را به درستی درنیافته اند. امتیاز او این است که با روش فوکو به بازشناسی تاریخ دانش سیاسی پرداخت. این کار را نه فقط در بررسی تاریخ اندیشه به کار برد، بلکه در موضع اصلاح‌گرایانه خود دریافت که می تواند در مقام یک متفکر، تأثیرگذار هم باشد و به توسعه دانش سیاسی اسلامی هم کمک کند.

۲- امتیاز دیگر آقای فیرحی بر بسیاری از کسانی که این دو دهه مدعی نگارش و نظردهی در اندیشه سیاسی هستند، این است که فقه و ماهیت آن و تاریخ آن را هم خوب می شناسد. فراوان هستند که اندیشه سیاسی کار می کنند، اما خود اعتراف دارند که چیزی از فقه سیاسی نمی دانند. فیرحی نه تنها عمیقا با متون سیاسی دوره مشروطه که تلاش برای دفاع فقهی از بخشی از جنبه های تجدد با اسلام است، آشنا بود. این در حالی است که دیگران صرفا به جنبه های سیاسی و اجتماعی این مباحث توجه دارند . او دقیقا راه نائینی و آخوند را ادامه می دهد. اساس تحول در مفاهیم سیاسی در دوره جدید توسط اسلام گرایان ایرانی این بود که از دریچه فقه وارد شوند. امام هم در انقلاب همان راه و رسم آخوند و نائینی را دنبال کرد. البته بعدها مباحث دیگری هم مطرح شد و به اقتضای برخی از جدالهای سیاسی، جنبه های دیگری هم اثر کرد، اما به طور کلی توجه به فقه و آشنایی با آن، زمینه ساختن فیرحی را در قد و قواره ای که می شناسیم فراهم کرد. امتیاز او بر هم‌دوره ای های او این است که نه فقط با فقه آشناست، بلکه در بسیاری از موارد از خاستگاه فقه و استدلالهای نوی فقهی به این مباحث توجه می کند.

۳- گفته می شود که فیرحی در توجیه مبانی فقهی تجدد در حوزه اندیشه سیاسی تلاش می کرد. این امر بدیعی نیست. این تلاشی است که از مشروطه به این سوی شروع شده و برخی از مراجع بزرگ دینی هم موافق آن بوده اند، البته عده ای هم مخالف بوده اند. آخوند خراسانی و نائینی و امام خمینی در یک خط هستند. امام نه تنها حق رأی زنان را که هفتاد سال بود انکار می شد، به راحتی پذیرفت، مجلس و انتخابات و ریاست جمهوری را هم پذیرفت. حکومت اسلامی را هم به جمهوری اسلامی تبدیل کرد. این نمی شود که ما همه اینها را داشته باشیم و اگر کسی خواست از آنها دفاع کند، به سکولاریسم متهمش کنیم. مردم سالاری دینی هم بخشی از همین ماجراست. کجای فقه سیاسی قدیم ما، حق مردم پذیرفته شده بود؟ همین یک قدم هم صد سال وقت گرفته و بزرگانی تلاش کرده اند. فیرحی در همین مسیر گام برداشت و خواست استدلالهای تازه تری ارائه کند، و روراست تر از کسانی باشد که یکی به نعل و یکی به میخ می زنند. هم احیانا قیافه آزادیخواهی به خود می گیرند، و هم میخ استبداد را محکم می کنند.

۴- صد سال است که روشنفکری دینی در کار اصلاح دین است؛ از سید جمال به این طرف. در جهان عرب و ایران. حلقه های مختلفی دارد. در ایران، از بازرگان تا شریعتی، و بعد از انقلاب از مجتهد شبستری یا سروش و بسیاری دیگر. فیرحی هم از این سلسله و در اوج شکست جریان روشنفکری دینی که قافیه را به جریان تندرو مخالف دین باخته، می کوشد تا این جبهه را بازسازی کند. او به انتقاد از روشنفکری دینی می پردازد، این که فقط کلامی به مباحث نگاه کرده اند، علیه فقه حرف زده اند و همه این کارها را به بهانه دفاع از اخلاق کرده اند. او می گوید اخلاق ضمانت اجرا ندارد، و می باید چارچوب را فقه قرار دارد و آن را البته فربه تر و آزاداندیش تر کرد. در واقع، در دوره ای که روشنفکری دینی از هر سوی مورد حمله قرار گرفت، مرحوم فیرحی قصد داشت آن را احیاء کند. پایه احیای ایشان، روی تقویت فقه بود. ایشان سعی کرد از فقه به تجدد برسد و می گفت، راه علمای صدر مشروطه را دنبال می کند. او فقه را توانمند برای دفاع از تجدد می دید و تمام تلاشش مثل علمای صدر مشروطه و مدافع آن، این بود که ادله ای برای درستی ارکان نظامات جدید بویژه دمکراسی بیابد. طبعا در فقه، به دنبال مبانی تازه ای می گشت که می شود از آنها برای آزادیخواهی و دمکراسی استفاده کرد. او از سروش و دیگران که روی اخلاق و علیه فقه سخن می گفتند، انتقاد می کرد و می گفت، این مثل این است که سوار هواپیما شویم، اما فرودگاه نداشته باشیم، در حالی که فقه می تواند فرودگاهی برای اندیشه های تجددگرایانه باشد.

۵- پرداختن فیرحی به تاریخ صدر اسلام، این بار با تحلیل های تازه ای همراه است که می خواهد از تجربه عملی مسلمانان، راهی را برای رسیدن به بررسی مبانی آزادیخواهی و استناد به آنها در فقه، بررسی فسادگرایی که مشکل امروز جامعه ایران است، و نیز انحراف، و مشکلاتی که برای دنیای اسلام پدید آمده بگشاید. او یک روحانی شیعه بود و از امکاناتی که از لحاظ مفهومی و عملی در این حوزه وجود داشت، سعی می کرد استفاده کند. می کوشید با اصولی که بسا از دانش سیاسی روز استفاده کرده بود، صدر اسلام را تحلیل کند. تازه هایی ابراز می کرد که شاید پذیرش برخی از آنها دشوار بود، اما در عالم اندیشه، این تازه ها، وقتی توسط یکی گفته شد، برای نسل بعد، کهنه تلقی شده و راحت تر مورد استناد قرار می گیرد. در این اواخر، به روشنی در نشست های عاشورایی، به مباحث تاریخ صدر اسلام می پرداخت و سعی می کرد نوآوری هایی در این زمینه برای تحلیل رویدادهای صدر اسلام داشته باشد. از این که مثلا چطور انباشت ثروت ناشی از فتوحات، سبب گسترش فساد در جامعه صدر اسلام شده است.

۶- فیرحی از گرایش های جاری در جامعه، انتخاب خاص خود را داشت. او مدافع دمکراسی و تجددی بود که بتواند با دین سازگارش کند. ناچار باید گاهی از سروگوش دمکراسی می زد و در این سوی، در دین هم می باید جاهایی را هماهنگ می کرد. همه کسانی که در جریان اصلاح طلبی دینی و تحت عنوان روشنفکری مذهبی در این صد سال حرکت کرده اند، همین طور بوده اند. بر اساس این انتخاب خود می کوشید تا تفسیر آزادیخواهانه از سیره نبوی و علوی داشته باشد و این یکی از حساسیت های ایشان بود. ایشان معتقد بود، پیامبر نظم اجتماعی مورد نظر خود را بر پایه انسان آزاد مومن درست کرده است. وی نشانه هایی را که در سیره نبوی از دادن حقوق به یهودیان و دیگران بود، مؤید این نگاه می داند. وقتی هم به تاریخ عاشورا و بحث فساد و صلاح می رسد، هدف اصلی امام حسین را بازگرداندن همان چرخه یعنی «انسان آزاد مؤمن» می داند، چیزی که در طول دوره بعد از پیامبر به تدریج از بین رفته است. یک نمونه از تفسیرهای تاریخ اسلامی ایشان با استفاده از نظریات سیاسی که در همان سخنرانی اصلاح و فساد در جامعه صدر اسلام دارد ـ تحلیلی است که می گوید، یک دولت قوی و یک جامعه ضعیف وجود داشت، که این دولت قوی، همه حقوق جامعه ضعیف را از بین برده است. در مقابل سه مدل دیگر: دولت و جامعه قوی، دولت و جامعه ضعیف هر دو، و دولت ضعیف و جامعه قوی. از این دست تحلیل ها و دسته بندی ها، متعدد داشت و جهت گیری همه آنها هم روشن کردن اندیشه انسان آزاد مومن و اهمیت آزادیخواهی در جامعه بود.

۷- نباید شک کرد که مرحوم آقای فیرحی، یک نگاه آزادیخواهانه به اسلام داشت و می کوشید از نمونه های موجود، حداکثر بهره برداری را در این زمینه بکند. اهمیت این بحث های تازه، وقتی است که جامعه دینی و مراجع دینی رسمی، آن را به عنوان اسلام بپذیرند. باید قبول کرد که در یک جامعه سنتی که حق، مساوی با برداشت های قدیمی از دین است، این اتفاق به سختی می افتد و جز به ضرورت، به پیش نمی رود. در واقع، قرون زیادی وقت لازم است تا ارزش ها و مبانی جدید که سابقه ای در عمق تفکر مسلمانان نداشته، به عنوان اسلام رسمی شناخته شده، و رسمیت یابد. در تاریخ دوره اسلامی، هر امر جدیدی، پس از مدتی به سنت تبدیل می شده است. در اینجا هم، افکار تازه، باید تبدیل به «سنت» شود تا مورد قبول قرار گیرد. فکر کنید از مشروطه تا الان، اگر قدرت و ضرورت نبود، چه مقدار ممکن بود مبانی جدید و تجدد توسط مراجع رسمی دینی پذیرفته شود. قدرت اینها را گرفت و اعمال کرد، اما مراجع دینی هنوز در پذیرش آنها تردید دارند. نقش امثال فیرحی این بوده و هست که این مسئله را روان تر می کنند. دیدیم، حاشیه ای از مرحوم آیت الله خوانساری درباره شطرنج، در مقابل آن همه فتوا، توانست مورد استناد یک فقیه دیگر قرار گیرد و با توجه به قدرتی که وجود داشت، در جامعه راهش باز شد. این یعنی این که شرایط بیرونی باید مساعد باشد، و الا بازگشت به منابع قبلی به راحتی اتفاق می افتد. مشکل این است که دولت ها، صرفا بر اساس مبانی مراجع دینی پیش نمی روند و مطابق ضرورت ها و خواست مردم حرکت می کنند که اگر نکنند، ساقط می شوند. به همین دلیل، در این شرایط بحرانی، بیم آن هست که سکولاریسم بر دولت حاکم شود و متدینان از هر دسته منزوی شوند. این اتفاقی بود که در مشروطه افتاد و از دل آن حکومت تجددخواه رضا شاه سر برآورد.

۸- به نظر می رسد، میان بیشتر اندیشه ورزان سیاسی جدید و پس از انقلاب، از نظر ترکیب مفاهیم جدید با مفاهیم سنتی چندان فرقی نیست. برخی مانند فیرحی شجاعت و سرعت بیشتری در این زمینه داشتند، بقیه از ترس انگ بدعت گرایی، یا مصالحی که خود تشخیص می دهند، سعی می کنند در پوشش دینی تری همان مباحث را مطرح کنند، و البته همچنان بخش بیشتری از مفاهیم سنتی را در دفاع از نظامات اجتماعی کهن، در درون افکار خود نگاه دارند. آنها خود را فردی دینی، و مخالف خود را طرفدار سکولاریسم بدانند. این روزها، کم نبودند کسانی که مرحوم فیرحی را جاده صاف کن سکولاریسم نامیدند. این در حالی است که او متدین واقعی بود، و می کوشید با اجتهاد در دین، فتاوی سیاسی خود را استخراج کند. او اولویتی برای فقهای قدیم در مقابل فقهایی که اند

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.