پاورپوینت کامل اهمیت سفرنامه ناصر خسرو در مطالعه تاریخ حج و حرمین در سده پنجم ۱۱۴ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اهمیت سفرنامه ناصر خسرو در مطالعه تاریخ حج و حرمین در سده پنجم ۱۱۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اهمیت سفرنامه ناصر خسرو در مطالعه تاریخ حج و حرمین در سده پنجم ۱۱۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اهمیت سفرنامه ناصر خسرو در مطالعه تاریخ حج و حرمین در سده پنجم ۱۱۴ اسلاید در PowerPoint :
در تمدن اسلامی، سفرنامهها از مهمترین منابع مطالعه تاریخ حج و حرمین شریفین به شمار میآیند. از مهمترین این سفرنامهها، سفرنامه ناصر خسرو است که در عین حال کهنترین و ارزشمندترین سفرنامه به زبان فارسی به شمار میآید. ناصر خسرو بخش قابل توجهی از سفرنامه خود را به توصیف تفصیلی وضعیت اجتماعی و عمرانی اماکن مقدس حرمین ـ به ویژه شهر مکه و مسجدالحرام ـ در سده پنجم هجری اختصاص داده است.
چکیده: در تمدن اسلامی، سفرنامهها از مهمترین منابع مطالعه تاریخ حج و حرمین شریفین به شمار میآیند. از مهمترین این سفرنامهها، سفرنامه ناصر خسرو است که در عین حال کهنترین و ارزشمندترین سفرنامه به زبان فارسی به شمار میآید. ناصر خسرو بخش قابل توجهی از سفرنامه خود را به توصیف تفصیلی وضعیت اجتماعی و عمرانی اماکن مقدس حرمین ـ به ویژه شهر مکه و مسجدالحرام ـ در سده پنجم هجری اختصاص داده است. در این نوشتار پس از شرح مختصری از سفرهای حج ناصر خسرو، آگاهیهای مختلفی که سفرنامه وی درباره حج و حرمین به دست میدهد، در چند محور شامل توصیف شهر مکه و دیگر مناطق حجاز، توصیف معماری مسجدالحرام، آگاهیهای نادر درباره اماکن مقدس، وضعیت و آداب حجگزاری، سختیهای سفرهای حج و تاریخ سیاسی حجاز، استخراج و دستهبندی شده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که در نبودِ تواریخ محلی برای دو شهر مکه و مدینه در حدِفاصل سدههای چهارم تا ششم، این سفرنامه منبعی دست اول برای مطالعه تاریخ حج و حرمین به ویژه در سده پنجم هجری به شمار میآید.
واژگان کلیدی: ناصر خسرو، سفرنامههای فارسی، حرمین شریفین، تاریخ حج، سده پنجم هجری
مقدمه
سنّت تاریخنگاری محلی دو شهر مقدس مسلمانان، مکه مکرّمه و مدینه منوّره، با نگارش آثار بسیار مهم و ارزشمندی برای هر یک از این دو شهر در سدههای آغازین اسلامی شکل گرفت. از نخستین تواریخ محلی مکه میتوان به اخبار مکه ازرقی و اخبار مکه فاکهی (هر دو از سده سوم هجری) اشاره کرد. برای مدینه نیز چندین تاریخ محلی در سدههای آغازین نوشته شده که از میان آنها، اخبار المدینه ابن شبّه (د. ۲۶۲ق) باقیمانده است و «اخبار المدینه»های نویسندگان دیگر همچون ابن زباله (زنده در ۲۰۰ق) و یحیی بن حسن علوی (درگذشته ۲۷۷ق)، به دست ما نرسیدهاند.
با وجود شکوفایی تاریخنگاری محلی مکه و مدینه در سده سوم، این سنّت تقریباً از آغاز سده چهارم متوقف شد و پس از چند سده، بار دیگر از سدههای هفتم و هشتم، با نگارش تواریخ محلی جدیدی همچون تاریخ مکه ابن محفوظ و الدره الثمینه فی تاریخ المدینه ابن نجّار (د. ۶۴۳ق)، دوباره جریان گرفت. از اینرو، در حد فاصل زمانی سدههای سوم تا هفتم هجری، تواریخ محلی مهم و قابل اعتنایی برای این دو شهر سراغ نداریم و برای پر کردن خلأ ناشی از نگارش منابع در این دوره، ناگزیر به مراجعه به سایر منابع تاریخی و نیز متون جغرافیایی و سفرنامهها هستیم.
سفرنامههای حج از منابع مهم و دست اول برای مطالعه تاریخ حج و حرمین شریفین به شمار میآیند. در ناحیه مغرب اسلامی، تحت تأثیر تولید آثاری همچون سفرنامه ابوبکر ابن عربی (د. ۵۴۳ق) و سفرنامه ابن جبیر (د. ۶۱۴ق)، علمای فراوانی از ناحیه اندلس، مغرب و دیگر نقاط شمال آفریقا، به نگارش سفرنامه حج خود اقدام کردند که در نتیجه آن، سنّت سفرنامهنویسی به شکل پرباری شکل گرفت و تا دوره معاصر نیز به قوّت خود باقی ماند.
اما در ایران و خراسان بزرگ و پیش از شکلگیری سنّت سفرنامهنویسی در مغرب اسلامی، نگاشته شدن سفرنامه بسیار مهمی همچون سفرنامه ناصر خسرو در نیمه سده پنجم، باعث شکلگیری چنین سنّتی در زبان فارسی نشد و پس از گذشت حدود شش سده، از اواخر دوره صفوی نگارش نخستین سفرنامههای حج در زبان فارسی آغاز شد و در طول دوره قاجار، به ویژه میان دولتمردان فرهیخته و بعضاً اهل علم، در ایران، آسیای میانه و شبه قاره رواج چشمگیری یافت.
در میان همه سفرنامههای فارسی، سفرنامه ناصر خسرو از جایگاه ویژه و منحصربهفردی برخوردار است. صرف نظر از ارزشهای ادبی و زبانشناختی این اثر به عنوان یک متن کهن فارسی، از آن میتوان به عنوان منبع مهمی برای مطالعه تاریخ اجتماعی و فرهنگی سرزمینهایی که در مسیر سفر نویسنده آن قرار داشتهاند، استفاده کرد. درباره محتوای این سفرنامه و ابعاد مختلف آگاهیهایی که از آن به دست میآید، تا کنون مقالههای متعددّی نگاشته شده است. ۱
با اینکه بخش قابل توجهی از سفرنامه ناصر خسرو به توصیف اماکن مقدس حرمین شریفین و وضعیت اجتماعی و اقتصادی حجاز و به ویژه شهر مکه اختصاص دارد، با این حال به نظر میرسد آگاهیهای که این سفرنامه در این زمینه به دست میدهد، در قالب مقالهای مستقل مورد مطالعه و بررسی قرار نگرفته است. ۲ لذا در این نوشتار تلاش شده است تا با استخراج و دستهبندی و تحلیل آگاهیهای ارائه شده در این سفرنامه درباره حج و حرمین شریفین، اهمیت آن به عنوان منبعی ارزشمند در این زمینه نشان داده شود.
ناصر خسرو و سفرهای حج وی
ابومعین حمیدالدین ناصر بن خسرو قبادیانی بلخی، حکیم، ادیب و شاعر فارسی زبان و اسماعیلی مذهب، در سال ۳۹۴ قمری در قبادیان از توابع بلخ به دنیا آمد و در سال ۴۸۱ قمری در یمگان از توابع بدخشان (امروزه در افغانستان) از دنیا رفت (تقوی، ۱۳۴۸، ص «و»). زندگینامهای از وی در منابع تاریخی کهن وجود ندارد و عمده شناخت ما درباره وی، تقریباً منحصر به آگاهیهایی است که از آثارش، به ویژه سفرنامه و دیوان اشعارش به دست میآید.
آثار متعدّدی به نظم و نثر به ناصر خسرو منسوب است. از میان آثار منثور وی میتوان به سفرنامه، زاد المسافرین (در عقاید اسماعیلیه)، وجهِ دین یا رویِ دین، خوانِ اخوان، شش فصل یا روشنایینامه منثور، گشایش و رهایش و جامع الحکمتین اشاره کرد. آثار منظوم وی نیز شامل دیوان اشعار و دو مثنوی سعادتنامه و روشنایینامه است (دبیرسیاقی، ۱۳۸۹، ص هفده).
سفرنامه ناصر خسرو، کهنترین سفرنامه فارسی است و از اینرو در تاریخ ادبیات فارسی جایگاه ویژهای دارد. موضوع مشاهدات مؤلف آن، بسیار متنوّع و گسترده و شامل مسافتها، نام و موقعیت جغرافیایی شهرها و روستاها، نام فرمانروایان و حکام محلی، حوادث تاریخی و وقایع نجومی و فلکی، صنایع محلی، محصولات کشاورزی و نوع آبیاری مزارع و باغها، استحکامات شهری و بناهای عمومی همچون بیمارستانها، مساجد، بازارها و کاروانسراها، اعتقادات دینی و سیاسی مردم، آداب و رسوم و سایر ابعاد حیات اجتماعی مردم است.
ناصر خسرو سفر خود را در ۲۳ شعبان ۴۳۷ قمری از مرو آغاز کرد (ناصر خسرو، ۱۳۸۹، ص۳) و در این سفر، برادرش و غلامکی هندو وی را همراهی میکردند (همو، ص۶). مسیر سفر وی تا مکه، با گذر از شهرهای نیشابور، جوین، قومس، دامغان، سمنان، ری، قزوین، شَمیران، سراب، تبریز، مرند، خوی، وان، اخلاط، بطلیس (بدلیس)، ارزن، میّافارقین، آمِد (دیاربکر)، حَرّان، سروج، مَنبِج، حلب، سرمین، مَعَرّه النعمان، حَماه، طرابلس، جبیل، بیروت، صیدا، صور، عَکّا، طبریه، حیفا، قیساریّه، رَمله (همو، ص۳-۳۳)، بیتالمقدس، مشهد ابراهیم خلیل (ع) (شهر الخلیل کنونی) و وادی القُری بود (همو، ص۶۱).
او پس از گذشت یک سال شمسی از آغاز سفر خود، در پنجم رمضان ۴۳۸ قمری به بیتالمقدس رسید (همو، ص۳۴). در نیمه ذیالقعده همان سال، از این شهر به قصد مکه خارج شد و پس از ده روز به آنجا رسید. پس از حجگزاری، باز به سوی بیتالمقدس بازگشت و در محرم ۴۳۹ قمری به آنجا رسید (همو، ص۶۱-۶۲). سپس از آنجا به مصر سفر کرد و با گذر از شهرهای رمله، عسقلان، تنّیس و صالحیه، در صفر ۴۳۹ قمری به قاهره رسید (همو، ص۶۳-۶۸).
ناصر خسرو در مجموع چهار سفر حج داشته است که تواریخ هر چهار سفر را در سفرنامه خود آورده است. سفر دوم حج وی، به همراهی کسانی که از سوی خلیفه فاطمی جامه کعبه را به مکه میبردند، در اول ذیالقعده ۴۳۹ قمری از قاهره آغاز شد. او در این سفر، از شهر قلزم در ساحل مصر در شمال دریای سرخ، از راه دریا به شهر جار در ساحل حجاز، و از آنجا در ۲۶ ذیالقعده به مدینه منوّره، و در ۶ ذیالحجّه به مکه رسید (همو، ص۱۰۲ و ۱۰۴).
او پس از دومین حج خود به مصر بازگشت؛ اما پس از ۷۵ روز، در سال ۴۴۰ قمری، با کاروان جامه کعبه، برای بار سوم عازم حج شد (همو، ص۱۰۵). سفر حج چهارم وی نیز از ۱۴ ذیالحجه ۴۴۱ قمری از قاهره آغاز شد و از راه سرزمین صعید و با گذشتن از شهرهای اسیوط، اخمیم، قوص و اَسوان، در ۲۰ ربیعالاول ۴۲۲ قمری به بندر عیذاب در ساحل غربی دریای سرخ رسید (همو، ص۱۰۹-۱۱۳). از آنجا نیز با کشتی به جدّه رفت و در آخر جمادیالآخره ۴۴۲ قمری به مکه رسید (همو، ص۱۱۸).
ناصر خسرو در چهارمین سفر حج خود، به مدت شش ماه (همو، ص۱۰۴) ، از آغاز رجب تا ۲۰ ذیالحجّه، مجاور حرم بود (همو، ص۱۲۳). سپس عزم بازگشت به خراسان کرد و با گذر از شهرهای طائف، فَلج، یمامه، لَحسا (احسا)، بصره، اُبُلَّه، عَبّادان (آبادان)، مَهروبان، اَرَّجان (بهبهان)، لردگان، اصفهان، نائین، طبس، رقه، تون (فردوس)، قائن، سرخس و سمنگان، در ۲۶ جمادیالثانی ۴۴۴ قمری به بلخ رسید (همو، ص۱۴۰-۱۷۴). این سفر در مجموع هفت سال به طول انجامید.
سفرنامه ناصر خسرو، پس از مسالک و ممالک ابوعُبید بکری (د. ۴۸۷ق)، مفصلترین متن موجود در توصیف حرمین شریفین از سده پنجم هجری به شمار میآید. با در نظر گرفتن اینکه بکری بیشتر نوشتههایش درباره حرمین را از منابع پیش از خود همچون اخبار مکه ازرقی اقتباس کرده، سفرنامه ناصر خسرو به جهت اینکه مشاهدات خود مؤلف را روایت میکند، از ارزش تاریخی بیشتری برخوردار است. خلأ وجود تواریخ محلی دو شهر مکّه و مدینه در حد فاصل سدههای چهارم تا هفتم هجری نیز ارزش مشاهدات ناصر خسرو و آگاهیهای وی درباره حرمین را دوچندان کرده است.
توصیف شهر مکه و دیگر مناطق حجاز
از مهمترین ارزشهای تاریخی سفرنامه ناصر خسرو، توصیف نسبتاً دقیق جغرافیای مکه و بافت شهری آن و نیز توصیف مختصرِ دیگر شهرهای مهم حجاز همچون مدینه، جدّه و طائف در سده پنجم است. توصیفی که او از شهر مکه میکند، چنان دقیق است که تصویری زنده و روشن را از این شهر در ذهن خواننده به وجود میآورد و به نظر میرسد این توصیف، در میان منابع تاریخی و جغرافیایی این دوره و بلکه حتی منابع سایر دورهها، کمنظیر و بلکه منحصر بهفرد باشد.
او مکه را شهری میان کوههایی نه چندان بلند توصیف کرده که بلندترین آنها، کوه ابوقبیس است. عرصه میان این کوهها، شهر را تشکیل میدهد که طول آن «دو تیر پرتاب در دو بیش نیست»؛ و گرداگرد مسجدالحرام را شهر و کوچهها و بازارهای آن فرا گرفته است. به گفته وی، بارو و دروازههای شهر هر کجا که رخنهای میان دو کوه وجود دارد، ساخته شده است؛ و بهجز بر سر چاهی بر یکی از دروازههای مسجدالحرام، درختی در شهر به چشم نمیخورد (همو، ص۱۱۹).
ناصر خسرو همچنین مشاعر مقدّسه را نیز توصیف مختصری کرده است. او «عرفات» را دشتی میان کوههای خُرد «چون پشتهها»، به مساحت دو فرسنگ در دو فرسنگ توصیف کرده که در آنجا، ابراهیم خلیل (ع) مسجدی ساخته بود و در زمان وی، از این مسجد تنها منبری خراب از خشت باقی مانده بود. به فاصله یک فرسنگی مسجد نیز کوه سنگی کوچکی به نام «جبل الرحمه»، و در یک فرسنگی عرفات نیز مشعر الحرام و مزدلفه واقع وجود داشته و در آنجا، مقصورهای برای نماز ساخته شده بود (همو، ص۱۳۸-۱۳۹).
برخلاف توصیف مفصل ناصر خسرو از مکه، توصیف وی از مدینه و اماکن دینی آن بسیار مختصر است. او مدینه را شهری بر کنار صحرا، با زمین نمناک و شورهزار، و دارای آبِ روان اندک و نخلستان توصیف کرده است که در بیرون آن، در سمت جنوب، صحرا و گورستانی وجود دارد و قبر حمزه و قبور شهدا نیز آنجاست (همو، ص۱۰۲-۱۰۳). با توجه به اینکه مزار حمزه و شهدای اُحُد در شمال مدینه قرار دارد، منظور وی از «آنجا» را باید شهر مدینه تفسیر کرد؛ نه گورستان جنوب شهر که مقصود وی از آن باید قبرستان بقیع کنونی باشد.
شهر دیگری که ناصر خسرو به توصیف آن پرداخته، شهر جُدّه است که امروزه از مهمترین بنادر عربستان در ساحل دریای سرخ به شمار میآید. به گفته وی، جدّه شهری بزرگ بر لبِ دریا، با بارویی محکم و دارای دو دروازه، یکی در شرق به سمت مکه، و دیگری در غرب به سمت دریا بوده است. جمعیت شهر در آن زمان پنج هزار مرد بوده و درون شهر بازارهایی نیکو و مسجد جامع، و بیرون شهر نیز تنها مسجدی منسوب به پیامبر (ص) وجود داشته است (همو، ص۱۱۷).
ناصر خسرو همچنین توصیف مختصری از شهر طائف (امروزه در نود کیلومتری شرق مکه) به دست داده و آن را ناحیهای بر سر کوه، و قصبه آن را شهرکی دارای حِصار محکم و بازاری کوچک و جامعی مختصر، با آبِ روان و درختان انار و انجیر فراوان، توصیف کرده است. سپس افزوده است که بیرون قصبه طائف، مسجدی بزرگ وجود داشته که خلفای عباسی روی قبر عبدالله بن عباس ساخته بودند و قبر ابن عباس در گوشه مسجد، در سمت راست محراب و منبر قرار داشته است (همو، ص۱۴۱).
توصیف معماری مسجدالحرام
ناصر خسرو در سفرنامه خود توصیف دقیق و نسبتاً مفصلی از مسجدالحرام و معماری آن، از جمله صحن، درها، طاقها و رواقهای آن، به دست داده است. طبیعتاً بخشی از این توصیفها در منابع تاریخی و جغرافیایی دیگرِ پیش و پس از زمان وی نیز وجود دارد؛ توصیفهایی نظیر وضعیت کلی صحن مسجدالحرام و رواقهای آن، شکل و اجزای خانه کعبه، نام و تعداد و شکل درهای مسجد، بناهای موجود در صحن مسجد همچون مقام ابراهیم (ع) و چاه زمزم.
البته گاه اختلافاتی جزئی میان سفرنامه و منابع دیگر به چشم میخورد. به عنوان مثال، در سفرنامه تعداد طاقهای طول صحن مسجد ۴۵ طاق، و تعداد طاقهای عرض آن ۲۳ طاق گفته شده (همو، ص۱۲۵)؛ اما در منبع جغرافیایی دیگری، تعداد آنها به ترتیب ۴۶ و ۳۱ طاق گفته شده است («وصف مکه والمدینه وبیت المقدس»، ۱۳۹۳ق، ص۳۴۵). همچنین او تعداد درهای مسجد را هجده در شمرده است (ناصر خسرو، ص۱۲۶)؛ در حالیکه در برخی از منابع نزدیک به وی، تعداد آنها را به اختلاف یک در، هفده یا نوزده در گفتهاند («وصف مکه والمدینه وبیت المقدس»، ص۳۴۳-۳۴۵؛ مقدسی، ۱۹۰۶م، ص۷۳).
با این حال، با توجه به تغییر و تحولاتی که از سده سوم تا ششم هجری در نام درهای مسجدالحرام وجود داشته، نامهایی که در این سفرنامه برای درهای مسجد گفته شده، گاه با منابع پیش و پس از آن (همچون احسن التقاسیم مقدسی از سده چهارم و سفرنامه ابن جبیر از سده ششم) متفاوت است و از این منظر، سفرنامه ناصر خسرو برای شناخت نام درهای مسجد در سده پنجم و تغییرات این نامها در سدههای نخست هجری اهمیت دارد.
ناصر خسرو همچنین طول و ابعاد برخی از بخشهای مسجدالحرام را، همچون طول و عرض مسجد، طول و عرض و ارتفاع خانه کعبه، ابعاد درِ خانه کعبه و بلندی آن از زمین و فاصله آن تا حجرالاسود، فاصلههای مقام ابراهیم (ع) و چاه زمزم تا کعبه، به واحد «اَرَش» ۳ بیان کرده است. اما بهنظر میرسد نوع واحد ارش در این سفرنامه، با نوع همین واحد اندازهگیری طول در کتاب حدود العالم (کهنترین منبع جغرافیایی فارسی) متفاوت است؛ چنانکه طول و عرض خانه کعبه در سفرنامه به ترتیب ۱۷×۱۶ ارش (ناصر خسرو، ص۱۲۹)، و در حدود العالم، ۵/۲۴×۵/۲۳ ارش بیان شده است (حدود العالم، ص۹۶). ۴
بخش دیگری از توصیفهای ناصر خسرو از مسجدالحرام و معماری آن، مواردی است که در سایر منابع دیده نمیشود و میتوان آنها را آگاهیهای منحصر بهفردی درباره وضعیت و معماری این مسجد در سده پنجم به شمار آورد. از آن جمله میتوان به توصیف وی از الواح چوبی و کتیبههای داخل خانه کعبه که روی آنها نام خلفای فاطمی مصر وجود داشت، و نیز وضعیت جامه کعبه در زمان وی (ناصر خسرو، ص۱۳۲-۱۳۳)، و پوششی که دیوار گرداگرد مسجد را پوشانده بود و در آن صندوقهایی متعلق به شهرهای مختلف اسلامی وجود داشت (همو، ص۱۳۵)، اشاره کرد.
آگاهیهای نادر درباره اماکن مقدس
در سفرنامه ناصر خسرو، گاه آگاهیهای مهمی درباره برخی از اماکن مقدس مکه و پیرامون آن وجود دارد که در کمتر منبع دیگری به چشم میخورد. از آن جمله، اشاره وی به قدمگاه یا نشان جای پای رسول خدا (ص) در «بابالصفا» (از دروازههای مسجدالحرام) است که آن را از سنگ سیاه رنگی بریده و میان سنگ سفید رنگ بزرگی در عتبه طاق بزرگ و میانی بابالصفا ترکیب کرده بودند و حاجیان به قصد تبرک، قدم یا صورت خود را بر جای پای پیامبر (ص) مینهادند (همو، ص۱۲۸).
آگاهی ارزشمند دیگر، اشاره وی به «رخام حمراء» است که سنگ مرمرین سرخ رنگی در کف خانه کعبه بوده و در اخبار منابع شیعه، محل نماز خواندن پیامبر (ص) و برخی از ائمه (ع) دانسته شده است (کلینی، ۱۳۶۳، ج۴، ص۵۲۸-۵۲۹ و ۵۴۵؛ مغربی، ۱۳۸۳ق، ج۱، ص۳۳۳). با این حال، بهجز سفرنامه ناصر خسرو، در سایر منابعی که ساختمان کعبه و مسجدالحرام را توصیف کردهاند، به این سنگ اشارهای نشده است. اگرچه طبق گزارشی از ابن عساکر دمشقی (د. ۵۷۱ق) فقهای عامه در سده نخست هجری این سنگ و فضیلت آن را میشناختند (ابن عساکر، ۱۴۱۵ق، ج۵۸، ص۱۳۷-۱۳۸).
آگاهی دیگر این سفرنامه درباره اماکن مقدس و متبرک، اشاره به وجود دو چاه آب در منطقه «جِعرانه» (در چهار فرسنگی شمال مکه)، یکی منسوب به پیامبر (ص)، و دیگری منسوب به امام علی (ع) است که «هر دو چاه را آب تمام خوش باشد و میان هر دو چاه ده گز باشد» (ناصر خسرو، ص۱۳۷). به نظر میرسد از میان منابع کهن، سفرنامه ناصر خسرو تنها متنی است که از این دو چاه سخن گفته است. البته برخی از سفرنامهنویسان نسبتاً متأخر مغربی، همچون قلصادی (د. ۸۹۱ق)، به وجود یک چاه آب در جعرانه، یا همچون ابوسالم عیّاشی (د. ۱۰۹۰ق) به دو چاه آب در آن اشاره کردهاند (قلصادی، بیتا، ص۱۳۹؛ عیّاشی، ۲۰۰۶م، ج۲، ص۱۶۷).
ناصر خسرو همچنین از شخصی به نام «پسر شاددل» که به گفته وی، امیر شهر «عَدَن» در یمن بوده، یاد کرده و شماری از خدمات عمرانی وی برشمرده است؛ از جمله آبرسانی به مکه به واسطه قنات زیرزمینی (ناصر خسرو، ص۱۲۲)، آبرسانی به دشت عرفات از جای دور و ساخت حوضهایی در آنجا که در ایام حج آنها را پر از آب میکردند، و نیز ساخت چهارطاقی عظیمی بالای جبل الرحمه، که برای ساخت آن، هزار دینار به امیر مکّه پرداخت کرده بود (همو، ص۱۳۹).
<
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 