پاورپوینت کامل تکمیل پازل تاریخنگاری پهلوی با پروژه «تاریخ شفاهی ایران» ۷۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل تکمیل پازل تاریخنگاری پهلوی با پروژه «تاریخ شفاهی ایران» ۷۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تکمیل پازل تاریخنگاری پهلوی با پروژه «تاریخ شفاهی ایران» ۷۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل تکمیل پازل تاریخنگاری پهلوی با پروژه «تاریخ شفاهی ایران» ۷۸ اسلاید در PowerPoint :
حبیب لاجوردی در پایان مصاحبه با محمود فروغی میگوید «قرن [بعد و سال] دو هزار که یک محققی دارد این را گوش میکند، یک دعایی هم واسه ما میکند». لاجوردی یکشنبه سوم مرداد ۱۴۰۰ در ۸۶سالگی در واشنگتن آمریکا درگذشت، اما میراثی از خود بهجای گذاشت که برای همیشه نزد آیندگان و پژوهندگان تاریخ زنده خواهد بود.
مروری بر پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد به بهانه درگذشت حبیب لاجوردی
حبیب لاجوردی در پایان مصاحبه با محمود فروغی میگوید «قرن [بعد و سال] دو هزار که یک محققی دارد این را گوش میکند، یک دعایی هم واسه ما میکند». لاجوردی یکشنبه سوم مرداد ۱۴۰۰ در ۸۶سالگی در واشنگتن آمریکا درگذشت، اما میراثی از خود بهجای گذاشت که برای همیشه نزد آیندگان و پژوهندگان تاریخ زنده خواهد بود. لاجوردی در سال ۱۳۱۷ در تهران به دنیا آمد و تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی ارشد در آمریکا دنبال کرد و سپس از دانشگاه آکسفورد دکترای اقتصاد گرفت. لاجوردی پس از پایان تحصیلاتش به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۲ به کار در پیشه خانوادگیاش یعنی گروه صنعتی بهشهر، مشغول به فعالیت شد. او در سال ۱۳۴۸ مرکز ایرانی مطالعات مدیریت در تهران (با همکاری اعضای هیئت علمی دانشکده بازرگانی هاروارد) را با کمک تنی چند از استادان مدیریت در ایران تأسیس کرد و تا سال ۱۳۵۷ یعنی آغاز انقلاب در همانجا به تدریس درس سیاستگذاری عمومی پرداخت. لاجوردی پس از انقلاب، ایران را ترک کرد و به آمریکا رفت. او در سال ۱۳۵۹ به پیشنهاد یکی از استادان دانشگاه هاروارد اقدام به نوشتن طرح اولیه پروژه «تاریخ شفاهی ایران» کرد و در شهریور سال بعد این طرح بهصورت اجرائی در مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد شروع به کار کرد. به گفته لاجوردی این استاد دانشگاه شباهتهایی میان انقلاب روسیه و انقلاب ایران میدید و میپنداشت که مهاجرت صدها نفر از مقامات حکومت پیشین ایران به غرب فرصتی استثنائی برای جمعآوری و حفاظت از این اطلاعات تاریخی باارزش فراهم آورده است. بر همین اساس، او به اتفاق همکاران خود بهویژه ضیاء صدقی (۱) در این پروژه با ۱۳۴ نفر که در تاریخ معاصر ایران ناظر یا بازیگر در رویدادهای تاریخی بین سالهای ۱۲۹۹ تا ۱۳۶۰ بودند، مصاحبه کرد. این پروژه نزدیک به ۱۴ سال به طول انجامید. پروژه تاریخ شفاهی ایران بیشتر گفتوگو با رجال پهلوی [سیاسی] پس از انقلاب است که هرکدام از آنها در دوران حاکمیت پهلوی (اول و دوم) در سمتهای مختلف مشغول به فعالیت بودند. هدف اصلی این طرح به گفته لاجوردی این بود که خاطرات افرادی را که در رویدادهای سیاسی و تصمیمات مهم ایران تأثیرگذار بودند و نقش محوری داشتند، جمعآوری و نگهداری کند.
پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷، روایت غالب از دوره پهلوی برساخته گفتمان رسمی سیاسی بود که از دل انقلاب بیرون آمد. بر اساس این روایت، پهلوی و آنچه در دوره پهلوی گذشته بود، از رویدادهای گوناگون در این دوره تا دستاندرکاران و کارگزاران پهلوی، تماما شر اعظم بودند و وقوع انقلاب در واقع پایانی بر این شر اعظم تصور میشد. اگرچه سالها پس از انقلاب، تاریخنگاری آکادمیک تلاش کرد بیرون از این دوگانه تصویر سیاه و سفید، با مرور و پرداختن به آنچه در این دوره گذشته است، نه یک تصویر ایدئال از گذشته تاریخی به نفع این یا آن گروه قدرت ترسیم کند، بلکه یک تصویر خاکستری مبتنی بر واقعیتها را برای پژوهندگان تاریخ و اصحاب علوم انسانی که به مطالعه تاریخ معاصر ایران میپردازند، ایجاد کند؛ بااینحال این تاریخنگاری آکادمیک نتوانست به تمامه، بر آنچه تاریخنگاری رسمی-ایدئولوژیک از دوره پهلوی ارائه داده بود، فائق آید. شکلگیری پروژه «تاریخ شفاهی ایران» که ساعتها جزئیات تاریخی را در این دوره مرور میکرد، تکه پازل مهمی بود که توانست در کنار تاریخنگاری آکادمیک، پازل تاریخنگاری پهلوی را بیرون از گفتمان رسمی دولت برآمده از دل انقلاب بسازد. در پروژه «تاریخ شفاهی ایران» بسیاری از نقاط تاریک که پیش از این کمتر به آن پرداخته شده بود، با طرح پرسشهای مشخص و توضیح نسبتا دقیق، مورد تأمل بیشتری واقع شد. تاریخ پهلوی برخلاف تاریخ دوره قاجار که بهواسطه تاریخنگاری رسمی دولت پهلوی تماما تاریخ «اضمحلال و افول» معرفی شده بود، بهواسطه پروژه «تاریخ شفاهی ایران» به کوشش حبیب لاجوردی این فرصت را پیدا کرد که سویههای روشن آن که در نسبت با واقعیت نیز قرار داشتند، زیر بار روایتهای سنگین مدفون نشوند.
در پایان مصاحبه با علی امینی، امینی از لاجوردی میپرسد «حالا شما کتاب میشه این چیزی که میخواهید درست کنید یا اینکه…» و لاجوردی در جواب میگوید «این میماند در کتابخانه برای کسانی که میخواهند کتاب بنویسند. خود بنده هم البته علاقه دارم که کاری انجام بدم». و این کار آغاز پروژه تاریخ شفاهی ایران میشود که لاجوردی تلاش میکند از طریق مصاحبه با کارگزاران و دستاندرکاران دولت پهلوی و جمعبندی و طبقهبندی اطلاعات آنها، آرشیوی مستند تهیه کند تا منبع خوبی برای مطالعه تاریخ معاصر ایران شود. هنگامی که لاجوردی جوانب طرح تاریخ شفاهی ایران را بررسی میکند، به این نتیجه میرسد که منابع معتبر برای مطالعه تاریخ معاصر ایران بسیار محدود است. کمبود مدارک تاریخی درباره ایران دلایل متفاوتی دارد؛ برای مثال یادداشتها و گزارشهای رسمی که در تدوین تاریخ سیاسی کشور نقش مهمی دارند، در مورد ایران تقریبا وجود ندارد؛ چراکه در ایران، بهندرت پیش از تصمیمهای عمده پیشنویس تهیه میشود و اغلب تنها بعد از رویدادهای مهم سند رسمی تدوین میشود. علاوه بر این موضوع، یکی دیگر از مشکلات جدی، مشکل آرشیو در ایران است. اطلاعات و اسناد مهمی که تهیه میشود، بهدرستی و به شکل منظم نگهداری نمیشود و در مواردی هم که این اسناد موجود است، معمولا بهآسانی در دسترس مخاطبان و پژوهندگان قرار نمیگیرد. سایر منابع اطلاعاتی نیز به همین ترتیب ناقص است؛ مثلا مطبوعات دائم زیر سانسور دولت قرار دارند.
در موضوع شرححال و خاطرهنویسی نیز از میان آنان که این کار را انجام دادهاند، کمتر کسی موضوعات اساسی کشور را به دقت و با جزئیات مطرح کرده است؛ زیرا هراس و نگرانی از واکنش دولت وقت آنان را خودبهخود به سمت سانسور ترغیب میکرد یا شرح گزارش مأموران خارجی و سفارتخانهها که اگرچه موجود است، اما نمیتواند به تنهایی منبع درخور اتکایی برای مطالعه تاریخ معاصر ایران باشد. همه این عوامل در کنار هم، بهویژه پس از انقلاب که امکان پرداختن و مرور آنچه در دوران پهلوی گذشته بود تقریبا بدون محدودیت وجود نداشت، ضرورت پروژه تاریخ شفاهی ایران را بیش از پیش پررنگ میکرد. از اینرو در شهریور ۱۳۶۰ (سپتامبر ۱۹۸۱) با تلاش حبیب لاجوردی طرح تاریخ شفاهی ایران در مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد آغاز به کار کرد.
حبیب لاجوردی انگیزه خود برای انجام پروژه «تاریخ شفاهی ایران» را اینگونه شرح میدهد: «هنگامی که تاریخچه اتحادیههای کارگری (۲) در ایران را بررسی میکردم، ضمن مطالعه مدارک وزارت امور خارجه آمریکا درباره نقش حزب توده در تشکیل و اداره اتحادیههای کارگری ایران، دریافتم دولت ایران در سال ۱۳۲۵ جزوهای تهیه و عملیات غیرقانونی حزب توده را آشکار کرده است. طبعا در مقام محقق علاقه داشتم از نظرات دولت ایران درباره این موضوع آگاه شوم؛ زیرا اسناد و مدارک موجود بیشتر متعلق به مخالفان دولت بود. البته اطلاع داشتم نشریات حزب توده در ایران مانند خود حزب غیرقانونی محسوب میشود، ولی انتظار داشتم دسترسی به جزوهای که خود دولت علیه حزب توده منتشر کرده است، کار دشواری نباشد. برخلاف انتظارم نتوانستم جزوه مورد نظرم را در کتابخانه وزارت کار پیدا کنم. پس از صحبت با دستاندرکاران دریافتم که دولت چنان به سازمانهای مخالف حساسیت دارد که تنها ذکر نام آنها در نشریهای کافی است که آن نشریه مضره قلمداد شود. این تجربه روی من اثر عمیقی گذاشت و مرا بر آن داشت تا به جمعآوری و حفظ اسناد تاریخی ایران همت گمارم؛ زیرا اعتقادم بر این بود که نابودکردن اسناد و مدارک مربوط به رویدادهای تاریخی ملتی، خواه آن رویداد خوشایند باشد خواه ناخوشایند، به محو هویت تاریخی آن ملت میانجامد؛ بنابراین اجرای طرح تاریخ شفاهی ایران را با این ایده آغاز کردم».
در آغاز کار آنچه مورد نیاز بود تا پروژه شکل اجرائی به خود بگیرد، تعریف منابع مالی مورد نیاز برای تأمین بودجه پروژه تاریخ شفاهی ایران بود. بر اساس منابع موجود هزینه کل پروژه برای ۱۴ سال چیزی حدود ۷۵۰ هزار دلار تخمین زده شد که از این منابع تأمین شده است: موقوفه ملی برای علوم انسانی (۳۰۰ هزار دلار)، بنیاد فورد (۵۰ هزار دلار) و شماری از شرکتهای خصوصی و بنیادهای فرهنگی و ایرانیان مقیم آمریکا و اروپا (۴۰۰ هزار دلار). علاوه بر این موارد کمکهای جزئی دیگری نیز از سوی برخی اصحاب فرهنگ و هنر ایران به دانشگاه هاروارد برای پیشبرد اهداف این پروژه ارائه شد. بعد از تأمین منابع مالی مورد نیاز، دومین مسئله انتخاب روایتکنندگان بود. در آغاز طرح، فهرست اسامی نزدیک به ۳۵۰ نفر که برای مصاحبه در نظر گرفته شده بودند، تهیه شد. در این فهرست تقریبا رهبران تمام گروهها، احزاب و نهادهای سیاسی ذکر شده بود؛ به بیان دقیقتر این فهرست شامل اسامی اعضای خاندان پهلوی، تمام نخستوزیران پیشین، اعضای مهم هیئت دولت، قوه مقننه و قضائی، سران عشایر، مدیران رسانههای گروهی، افسران عالیرتبه نیروهای مسلح، دیپلماتهای ایرانی و حتی اعضای گروهها و شخصیتهای مخالف رژیم پهلوی و بهطور کلی افرادی که نقش مهمی در رویدادهای سیاسی ایران بر عهده داشتند، بود. پس از تهیه فهرست اسامی روایتکنندگان، اولویت بر مصاحبه با افرادی که سنین بالاتری داشتند، قرار گرفت؛ به این دلیل که سالمندترین آنان، احتمالا عمر کوتاهتری در پیش داشتند. در عمل نیز این اتفاق افتاد؛ بهطوریکه برای مثال ناصرخان قشقایی، بزرگ ایل قشقایی؛ سرلشکر محمد دفتری، آخرین رئیس شهربانی محمد مصدق و اولین رئیس شهربانی کابینه سپهبد زاهدی؛ و حبیب نفیسی، معاون وزارت کار در دهه ۱۳۲۰، ظرف یک سال پس از انجام مصاحبه درگذشتند. جدا از این افراد، تعداد دیگری از مصاحبهشوندگان نیز پیش از انجام مصاحبه فوت کردند؛ ازجمله ارتشبد غلامعلی اویسی، محمد خسروشاهی، مصطفی فاتح و رضا فلاح مدیر شرکت ملی نفت ایران (۳). به گفته لاجوردی دلیل دیگری که اولویت به مسنترین و برجستهترین افراد داده شد، این تصور بود که اعضای این گروه کمتر از بقیه امیدوار به رسیدن به قدرت مجدد هستند؛ بنابراین احتمال داده میشد که نهتنها ببیشتر از سایرین مایل به مشارکت باشند، بلکه گزارشهای صادقانهتری نیز ارائه دهند (۴). پیش از آغاز نخستین جلسه مصاحبه، یک موافقتنامه رسمی میان روایتکننده و دانشگاه هاروارد به امضا میرسید. به گفته لاجوردی برای جلب حداکثر همکاری، به روایتکنندگان این امکان داده میشد که استفاده از خاطرات خود را برای مدتی محدود کنند. حدود ۶۰ درصد از روایتکنندگان برای خاطرات خود محدودیتی تعیین نکردند. از باقیمانده مصاحبهها، ۱۱ درصد در طول حیات روایتکننده، مصاحبه مورد استفاده قرار نگیرد و هشت درصد نیز نقلقول مستقیم را به اجازه روایتکننده موکول کردند. از آنجا که حدود ۴۰ درصد شرکتکنندگان در طرح تاریخ شفاهی ایران برای استفاده از خاطرات خود محدودیتی مطرح کردند، کتابخانه Houghton دانشگاه هاروارد که ازجمله اسناد محرمانه «لئون تروتسکی» را چندین دهه حفظ کرد، برای نگهداری مجموعه تاریخ شفاهی ایران انتخاب شد.
بهمن آبادیان، تهمورس آدمیت، مهدی آذر، حسین آزموده، محمدرضا آشتیانی، شاهین آقایان، فلیکس آقایان، ابوالحسن ابتهاج، امیرخسرو افشارقاسملو، خسرو اقبال، مصطفی الموتی، محمدابراهیم امیرتیمور، صادق امیرعزیزی، امیر امیرکیوان، علی امینی، نصرتالله امینی، فرشته انشا (رضوی)، علی ایزدی، محمد باهری، شاپور بختیار، عبدالرحمن برومند، مظفر بقاییکرمانی، احمد بنیاحمد، ابوالحسن بنیصدر، ابوالحسن بهنیا، ناصر پاکدامن، فاطمه پاکروان، محمد پدرام، محسن پزشکپور، عیسی پژمان، مهدی پیراسته، امیر پیشداد، شمسالدین جزایری، کاظم جفرودی، فریدون جم، مهدی حائری
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 