پاورپوینت کامل ویرایش ادبی و ریطوریقا ۶۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
5 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل ویرایش ادبی و ریطوریقا ۶۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ویرایش ادبی و ریطوریقا ۶۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل ویرایش ادبی و ریطوریقا ۶۸ اسلاید در PowerPoint :

این روزها یافتن ویراستار ادبیِ محیط و مسلط در کشور، ویراستار ادبی به معنای واقعی کلمه، اگر ناممکن نباشد، بسیار دشوار است؛ آن هم به رغم این همه فارغ‌التحصیل در رشته‌ی ادبیات در مقاطع مختلف. البته برای پرهیز از هرگونه سوء برداشت، همین‌جا بی‌درنگ تاکید می‌شود که مقصود، چه به صراحت و چه به اشارت و کنایت، نادیده گرفتن ارزش یا کاستن از ارزش تخصص فارغ‌التحصیلان این رشته نیست.

این روزها یافتن ویراستار ادبیِ محیط و مسلط در کشور، ویراستار ادبی به معنای واقعی کلمه، اگر ناممکن نباشد، بسیار دشوار است؛ آن هم به رغم این همه فارغ‌التحصیل در رشته‌ی ادبیات در مقاطع مختلف. البته برای پرهیز از هرگونه سوء برداشت، همین‌جا بی‌درنگ تاکید می‌شود که مقصود، چه به صراحت و چه به اشارت و کنایت، نادیده گرفتن ارزش یا کاستن از ارزش تخصص فارغ‌التحصیلان این رشته نیست. اهل فن و نیز ناظران خوب می‌دانند که در همین سال‌های اخیر ادیبانی تربیت شده و به عرصه آمده‌اند که در صف برجسته‌ترین ادیبان تاریخ معاصر ایران جای می‌گیرند، به شهادت آثار پژوهش‌گرانه و عمیق‌شان، و نگرش‌ها و تحلیل‌های بدیعی که انتشار داه‌اند. مقصود اصلی در این نوشته طرح مشکل ویرایش ادبی ـ تاکید می‌کنم: نه ویرایش زبانی صرف یا ویرایش دستوری و صوری ـ است که از یک سو با جنبه‌های نظری نشر و ویرایش ارتباط دارد و مبانی نظری‌اش در حوزه‌های دیگری جز ادبیات پرورانده می‌شود، از جمله در حوزه‌ی ارتباطات، و از سوی دیگر، با ریطوریقا۱ پیوندی ناگسستنی دارد. ریطوریقا برابرهای فراوان و کم و بیش رایجی در زبان فارسی دارد، مانند «علم بیان/ علم معانی و بیان»، «علم بلاغت»، «علم فصاحت»، «خطابه»، «فن بیان»، «فن سخنوری»، و نظایر آن. از هیچ یک از این برابرها به این دلیل فعلاً استفاده نمی‌کنم که نمی‌خواهم بار معنایی و دلالتی آن‌ها پیش‌داوری ایجاد کند. «ریطوریقا» را به عنوان اصطلاحی فعلاً مجهول‌الدلالت به کار می برم، تا روشن شدن خطوط اصلی حوزه‌ی بحث، و این‌که آیا پیوند خاص این مبحث با ویرایش ادبی، اصطلاح خاصی را ایجاب می‌کند؟ آیا ترکیب اصطلاحی تازه‌ای باید ساخت و به کار برد؟ یا این‌که می‌توان از همین برابرهای موجود استفاده کرد؟ البته شاید عده‌ای با نویسنده‌ی این مطلب همنظر باشند که مفهوم‌های جدید و گفتمان‌های جدید، اصطلاح‌ها و تعبیرهای جدیدی اقتضا می‌کند که بتوانند بارمعنایی تازه را حمل کنند و انتقال دهند.

ویرایش ادبی را از ویرایش زبانی نمی‌توان جدا کرد، این دو در هم تنیده‌اند؛ حتی در ویرایش بعضی متنها دشوار بتوان مرز قاطعی میان آن‌ها کشید. ویرایش ادبی در طیف لایه‌لایه‌ی شاخه‌ای از گونه‌های ویرایش، میان ویرایش‌های دستوری و ویرایش اسلوبی، قرار می‌گیرد. شاید در این‌جا برای شماری از خوانندگان توضیحی لازم باشد. در ویرایش دستوری فقط به این نکته توجه می‌شود که هیچ جمله‌ای در نوشته خطای املایی و دستوری نداشته باشد. ویراستار دستوری فقط با غلط‌ها، خطاها و لغزش‌های دستوری کار دارد، نه با ساختار، نه با محتوا و نه با هیچ‌یک از جنبه های دیگر نوشته؛ ولو آن‌که در حالت مفروض همه‌ی این جنبه‌ها پر از خطا و لغزش باشد.

البته در این‌جا ناگزیرم از این موضوع بگذرم که در زبان فارسی فعلاً نمی‌توان از دستور زبان تدوین و منتشرشده‌ای نام برد که دستوریان، ادیبان و زبان‌شناسان درباره‌ی آن به اتفاق نظر رسیده باشند. ناشران حرفه‌ای و فعال، شیوه‌نامه‌های ویرایشی از آن خود دارند که ویراستارانشان مفاد آنها را در ویرایش‌ها اعمال می‌کنند. ناهماهنگی در شیوه‌نامه‌های مختلف ناشران و ناکامیابی اتحادیه‌ی ناشران تا این زمان در ایجاد هماهنگی در روش‌ها، یا حتی درباره‌ی جنبه‌های صوری، آن هم در میان اعضای خود، نکته‌ی دیگری است که دلایل چندگانه‌ای دارد و جای بحث درباره‌ی آن این‌جا نیست. به هرحال، هرچه هست، این کاستی و این کمبود زیان‌بار هم از موجبات تشتت و تفرقه است که به سود نشر و ویرایش کشور نیست.

ویراستار ادبی مسلط، افزون بر توجه به نکته‌های دستوری، جنبه‌های زبانی، تناسب میان زبان و لحن نوشته، و نیز انسجام مطلب را با متغیرهای تعیین‌کننده و تاثیرگذار بر روند ویرایش، ازجمله با موضوع، محتوا، مخاطب، هدف، کاربرد و رسانه‌ی نوشته وجهه‌ی نظر قرار می‌دهد. کوتاه یا بلند کردن جمله‌ها، تغییر دادن لحن نوشته، تغییر و تعویض اصطلاح‌ها و تعبیرها، تلخیص یا تفصیل ضروری، ایجاد تاکید یا برداشتن تاکید، بازنگاری یا بازآرایی قسمت‌هایی از نوشته یا حتی سراسر نوشته و نکاتی دیگر، در حیطه‌ی وظایف اصلی ویرایش ادبی قرار می‌گیرد.

جایگاه ویرایش اسلوبی در لایه‌ای فراتر از ویرایش ادبی است. ویراستار اسلوبی مسلط، به اسلوب / سبک نگارش نویسنده به اندازه‌ای تسلط دارد که گاه بهتر از خود او جمله‌ها را می‌پروراند و مقصود نویسنده را رساتر از او ادا می کند. گاه مانند رفوگر چیره‌دست قالی چنان رفو می‌کند که قسمت رفوشده قابل تشخیص نیست. داستان‌هایی که از شیوه‌ی کار و شگردهای ویرایشی مکس پرکینز۲ (۱۸۸۴ ـ ۱۹۴۷م) نقل می‌کنند، ویراستار آثار نویسندگان نامور آمریکایی، کاشف شماری از استعدادهای درخشان، ویراستار داستان‌های ارنست همینگوی، اسکات فیتزجرالد و بسیاری دیگر، نشان دهنده‌ی تسلط چشم‌گیر و بی‌مانند او به اسلوب‌های متفاوت نویسندگان بنام هم هست. این جمله‌ی جان استین‌بِک، نویسنده‌ی برنده‌ی نوبل ادبی، بسیار معروف، روشن‌گرانه و زبانزد است: «بدون مشورت با ویراستارم یک جمله هم نمی‌نویسم». ویراستار او تا آن‌جا به ظرایف اسلوبی نوشته‌هایش تسلط داشت که گاه به او می‌گفت: جان، این جمله‌ات را قاعدتاً باید این طور بنویسی، و او هم با رضایت تمام می‌پذیرفت.

جلد یکم و دوم از صبا نیما ویراسته‌ی استاد پیش‌کسوت احمد سمیعی(گیلانی) است و در زمره‌ی شاهکارهای ویرایشی در زبان فارسی. بنده، شادروان یحیی آرین‌پور، نویسنده‌ی از صبا تا نیما، را بارها دیده بودم و این جمله را از زبان او نقل می‌کنم که گویای رضایت او از ویراستاری اثر اوست: « از صبا تا نیما ی منتشر شده مانند بیماری است که …ش را عمل کرده باشند». بازآرایی، بازنگاری، تلخیص در مواردی، ایجاد انسجام، نظم و ترتیب موضوعی، و بررسی منابع و گاه رجوع به آن‌ها در موارد لازم، ازجمله‌ی کارهای ویرایشی استاد سمیعی در این اثر بسیار با ارزش ادبی است. نمونه‌های دیگری از این دست هم کم‌وبیش هست و اگر روزی ویراستاران جوان، پژوهنده و علاقه‌مند همت کنند، آن‌ها را شناسایی، گردآوری و با نمونه‌ی کارها همراه کنند، راه‌نمای کاربردی و درس‌آموزی برای دانشجویان ویراستاری تواند بود.

نکته لازم به تاکید در این‌جا این است که ویرایش ادبی، افزون بر تسلط به شرایط عمومی و لازم ویراستاری و شرایط خاص ویرایش ادبی، بدون تسلط به مبحث ریطوریقا امکان‌پذیر نیست، به عنوان اصلی قطعی و تخفیف‌ناپذیر. در جست‌وجوهایی که کرده‌ام نتوانسته‌ام در زبان فارسی به کتاب، یا حتی به مقاله‌ای دست یابم که به کمک آن بتوان به ارتباط میان چند مبحث پی برد، به ارتباط میان نشر، ویرایش، حوزه‌ی ارتباطات، مخاطب‌شناسی و تاثیرگذاری‌ها از راه روان‌شناسی، روان‌شناسی اجتماعی، انسان‌شناسی فرهنگی و جنبه‌های مرتبط معرفت‌شناسی. خود مبحث ریطوریقا از زمان ارسطو، از عهد یونان باستان و سپس در سده‌های میانه به بعد، دستخوش تحولات بسیاری شده است و ریطوریقای جدید، که به‌سختی می توان مطلب جامع و مدونی درباره‌ی آن به زبان فارسی یافت، به تاثیر از دستاوردهای چندین و چند رشته‌ی دانش عمیقاً تحول پذیرفته است. حوزه‌ی علوم ارتباطات با ریطوریقای جدید سروکار بسیاری دارد. شماری از متخصصان علوم ارتباطات را می‌توان نام برد که به مباحث و ویژگی‌های ریطوریقای جدید تسلط دارند، اما در زبان فارسی نوشته‌ای را نیافته‌ام که نشان دهد متخصصان ایرانی این رشته از همین دیدگاه به ویرایش توجه کرده باشند، یا اساساً این پرسش پاسخی گرفته یا به درستی طرح شده باشد که: آیا ویرایش، به معنایی که به دنبال جمله‌ی زیر به آن اشاره می‌شود، می‌تواند از مباحث حوزه‌ی ارتباطات باشد یا نه. اگر پاسخ مثبت باشد، با چالشی از سوی کسانی روبه‌رو خواهیم بود که ویرایش زبانی ـ ادبی را به طور خاص، و حتی سایر گونه‌های ویرایش را هم به طور عام، در حوزه‌ی ادبیات قرار می‌دهند، بدون آن‌که بتوانند ثابت کنند این حوزه قادر است مبانی نظری و نظریه‌های پشتوانه‌ی ویرایش را بپردازد، بپروراند، بسط و گسترش دهد و از آن‌ها دفاع کند.

عمل ویرایش را بر پایه‌ی تعریفی ساده می‌توان به کارکرد عدسی تشبیه کرد. عدسی که بر سر راه پرتوهای نور قرار داده شود، می‌تواند تمرکز کانونی ایجاد کند. عدسی نه از نور می‌کاهد و نه بر نور می‌افزاید. کارکردش فقط و فقط ایجاد تمرکز کانونی است. ویراستار(مراد ویراستار غیرمکانیکی، و نیز مسلط به مبانی و جنبه‌های ویرایش) میان پدیدآورنده و خواننده حایل می‌شود و به کمک دانش، تخصص، تجربه و اطلاعاتش در باب نشر، درباره‌ی پیام‌فرست(= پدیدآورنده)، پیام(= نوشته)، چگونگی ایجاد و انتقال پیام(= سازوکارهای انتقال)، و همچنین اطلاعات در خصوص پیام‌گیرنده(= خواننده) و ویژگی‌های او (سن، جنسیت، قومیت، دانش پایه و زبانی، تخصص، گرایش‌های اصلی و جزآن)، و نیز با یاری گرفتن از «شناخت‌های چندگانه»، که مقصود در این‌جا شناخت از جنبه‌های روان‌شناسی، روان‌شناسی اجتماعی، جامعه‌شناسی (به‌ویژه جامعه‌شناسی فرهنگی)، انسان‌شناسی فرهنگی، انسان‌شناسی روان‌شناختی، و شناخت‌های بومی و محلی است، عملی انجام می‌دهد که پیام فرستنده به نحو مطلوب به گیرنده منتقل شود. حالت مطلوب، حالتی است که همه‌ی مانع‌های سر راه انتقال، شناسایی و برطرف شود و پیام صددرصد انتقال بیابد؛ البته این‌که اصولاً انتقال صددرصد ممکن است یا نه، موضوع بحث دیگری است. همین‌که ویراستار به جنبه‌های یادشده در بالا تسلط کافی داشته باشد، همه‌ی متغیرهای لازم و دخیل را وجهه‌ی نظر قرار بدهد و مانع‌زدایی و ابهام‌زدایی کند تا پیام بدون مانع‌های مخل، مزاحم و منحرف کننده از مسیر اصلی به گیرنده برسد، وظیفه‌ی ایجاد تمرکز کانونی را انجام داده است. (برای پرهیز از تکرار انواع شناخت در این نوشته، اختصار «شناخت‌های چندگانه» به کار می‌رود).

برپایه‌ی این تعریف، ارتباط ویرایش با حوزه‌ی ارتباطات انکارناپذیر است. این ربط در عین حال و به سهم خود ایجاب می‌کند ویرایش از دیدگاه نقشی که از جنبه‌های مختلف در انتقال پیام دارد، از دیدگاه تخصص‌های ارتباطی بررسی شود. تا جایی که بنده جست‌وجو کرده‌ام،

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.