پاورپوینت کامل مقام «حیرت» در اندیشه حافظ و ابن‌عربی ۵۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل مقام «حیرت» در اندیشه حافظ و ابن‌عربی ۵۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مقام «حیرت» در اندیشه حافظ و ابن‌عربی ۵۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل مقام «حیرت» در اندیشه حافظ و ابن‌عربی ۵۰ اسلاید در PowerPoint :

برخی از اشعار حافظ، بدون تردید بیان بلندترین معانی عرفانی و لطائف قرآنی است، از جمله مقام حیرت

گفت: حافظ! آشنایان در مقام حیرتند

دور نبوَد گر نشیند خسته و مسکین غریب

در مقدمه نخستین دیوان جمع‌شده از اشعار حافظ که محتمل به همت محمد گلندام یا به تعبیر سودی یکی از احباب او صورت گرفته، نویسنده حافظ را چنین معرفی می‌کند: «بی‌تکلف، مخلص این کلمات و متخصص این مقدمات، ذات ملک‌صفات مولانا الاعظم، الشهید السعید، مفخرالعلماء، استاد نحاریر الادباء، معدن اللطایف الروحانیه، مخزن المعارف السبحانیه، شمس‌المله و الدین، محمد الحافظ الشیرازی بود طیّب الله تربته و رفع فی عالم القدس رتبته، که اشعار آبدارش رشک چشمه حیوان، و بنات افکارش غیرت حور و ولدان است. ابیات دلاویزش ناسخ سخنان سحبان [است] و منشآت لطف‌آمیزش، منسی احسان حسّان…» و در بخش پایانی این متن و در شرح سحرخیزی‌ها و مداومت لسان‌الغیب در کسب معارف و فضایل چنین می‌آورد: «اما به واسطه محافظت درس قرآن و ملازمت بر تقوا و احسان، و بحث کشّاف و مفتاح، و مطالعه مطالع و مصباح، و تحصیل قوانین ادب و تجسس دواوین عرب، به جمع اشتات غزلیات نپرداخت و به تدوین و اثبات ابیات مشغول نشد و مسوّد این ورق ـ عفاالله عنه ماسبق ـ در درسگاه دین‌پناه، مولانا و سیدنا استاد البشر قوام المله و الدین، عبدالله اعلی الله درجاته فی اعلی علیین به کرّات و مرّات که به مذاکره رفتی، در اثناء محاوره گفتی که: این فراید فواید را همه در یک عقد می‌باید کشید و این غرر درر را در یک سلک می‌باید پیوست تا قلاده جید وجود اهل زمان و تمیمه وشاح عروسان دوران گردد و آن جناب حوالت رفع ترفیع این بنا، بر ناراستی روزگار کردی و به غدر اهل عصر عذر آوردی تا در تاریخ سنه اثنی و تسعین و سبعمائه، ودیعت حیات به موکلان قضا و قدر سپرد و رخت وجود از دهلیز تنگ اجل بیرون برد و روح پاکش با ساکنان عالم علوی قرین شد.»

بر این بنیاد، خارج از برخی تأویل‌های بس متکلفانه و بعید در شرح غزلیاتش، برخی از اشعار حافظ، بدون تردید بیان بلندترین معانی عرفانی و لطائف قرآنی است، از جمله مقام حیرت که در غزل:

گفتم: ای سلطان خوبان، رحم کن بر این غریب

گفت: در دنبال دل، ره گم کند مسکین غریب

و در پایان این غزل: «گفت: حافظ! آشنایان در مقام حیرتند..» چنان‌که دیدیم، در مقدمه نخستین دیوان که مستندترین و معتبرترین متن تاریخی در باب حافظ است، جهد و مداومت او در کسب فضایل و تحصیل معارف آشکار است. پس هرگز محال نیست این حکیم بلندمرتبه در بسیاری از ابیاتش، از معانی بلند عرفانی سخن گوید و چون عرفا و حکمای دیگر، جان مخاطبان را به گوهر معنا بیفروزد؛ به‌ویژه که خود چنین اشارتی نیز دارد:

ز حافظان جهان کس چو بنده جمع نکرد

لطایف حکمی با نکات قرآنی

«حیرت» یکی از لطیف‌ترین معانی عرفانی و وادی ششم در هفت منزل عطار است:

هست پنجم: وادی توحید پاک

پس ششم: وادی حیرت صعب‌ناک

کاربرد مقام حیرت از یک سو و آشنایان را مرد حیرت خواندن در بیتی که آمد، ریشه در تأملات عرفانی لسان‌الغیب دارد. اما حیرت در زبان عرب و جهان عرفان به چه معناست و پیش از حافظ چه کسانی در باب حیرت سخن گفته بودند؟ در لسان عرب حیرت به معنای «سرگردانی» است و ماء حائر آبهایی هستند که به دور خود می‌چرخند. در زبان عرفان، بنا به رأی سراج طوسی، وارده بدیهه‌ای است بر قلب عارفان که به هنگام تفکر و تأمل، بر آنان وارد گشته و آنان را از حجاب تأمل و تفکر بازمی‌دارد: «الحیره بدیهه ترد علی قلوب العارفین عند تأملهم و حضورهم و تفکرهم و تحجبهم عن التأمل و الفکره». به تعبیر روزبهان بقلی شیرازی از عرفای بزرگ قرن پنجم: «بدیهه‌ای است که به دل عارف درآید از راه تفکر، آنگه او را متحیر کند، در طوفان نکرات و معرفت افتد تا هیچ باز نداند.» مولانا نیز ضمن آنکه در دفتر اول مثنوی کار دین را جز حیرانی نمی‌داند: «گه چنین بنماید و گه ضد اینر جز که حیرانی نباشد کار دین»، در دفتر پنجم شرحی به تمثیل از حیرت دارد که بس شیرین است:

حیرتی آید ز عشق آن نطق را

زَهره نبوَد که کند او ماجرا

که بترسد گر جوابی وادهد

گوهری از لنج او بیرون فتد

لب ببندد سخت او از خیر و شر

تا نباید کز دهان افتد گهر

همچنانک گفت آن یار رسول

چون نبی برخواندی بر ما فصول

آن رسول مجتبی وقت نثار

خواستی از ما حضور و صد وقار

آن‌چنان که بر سرت مرغی بوَد

کز فواتش جان تو لرزان شود

پس نیاری هیچ جنبیدن ز جا

تا نگیرد مرغ خوب تو هوا

دَم نیاری زد، ببندی سرفه را

تا نباید که بپرّد آن هما

ور کَست شیرین بگوید یا ترش

بر لب انگشتی نهی، یعنی خمُش

حیرتْ آن مرغ است خاموشت کند

بر نهد سردیگ و پر جوشت کند

به تعبیر پیامبر اکرم(ص)، هنگامی که در حال اقامه نماز هستی باید چنان مراقبه و حضور قلب داشته باشی که گویی مرغی بر سرت نشسته است! از اینکه مبادا این مرغ پر بکشد، باید هیچ حرکت و جنبش و کلامی از تو سر نزند و اگر کسی با تو به تلخی یا شیرینی سخن گفت، باید انگشت سکوت بر لب بگیری. مولانا حیرت را همسان این مرغ می‌داند آنگاه که سالک دچار حیرت می‌شود، غرقه روحانیتی می‌شود و مشاهداتی عمیق بر چشم و جانش می‌نشیند که او را خاموش نموده، لب از سخن فرو می‌بندد. آنگاه نیز که تجلیات عالم بالا بر سالک نازل می‌شود، او مانند دیگی بر آتش، از شدت تعالی این معارف به جوش و خروش درمی‌آید. حیرت نیز مانند سر دیگی است که او را پرجوش‌تر می‌کند؛ یعنی معارف عالی‌تری دریافت نموده، اما قدرت به زبان آوردن آنها را ندارد و لاجرم در سکوت و خموشی می‌ماند.

حیرت‌جویی

این همه گفتیم لیک سرلوحه مطلق بحث حیرت در اندیشه اسلامی، کلام شگفت‌‌انگیز «رب زدنی فیک تحیّرا»ی منقول از پیامبر اکرم(ص) است. در حالی که بنا به شریفه‌ای در قرآن، پیامبر مأمور به طلب ازدیاد علم در ابلاغ وحی می‌شود تا آنگاه که زمان مقضی و مقرر است، آن را ابلاغ کند: «فتعالى الله الملک الحق و لا تعجل بالقرآن من قبل أن یقضى الیک وحیه و قل رب زدنی علما: بلندمرتبه است‏ خدا فرمانرواى بر حق. و در [خواندن] قرآن پیش از آنکه وحى آن بر تو پایان یابد، شتاب مکن و بگو: پروردگارا، بر دانشم بیفزاى» (طه، ههه). لیک در وقتی دیگر پیامبر طلب ازدیاد حیرت می‌کند. و البته آن‌ هم به امر حق است که باید در خلوت و در لحظات شریف «لی‌ مع الله وقتٌ لا یَسعنی‌ فیه ملکٌ مقربٌ و لا نبی‌ مرسل» (براى من در خلوتگاه با خدا، وقت خاصى است که در آن هنگام نه فرشته مقربى گنجایش صحبت و انس مرا با خدا دارد و نه پیامبر مرسلى)، طلب حیرت کند و نه علم، که اگر مأمور به ازدیاد علم بود، اُمّی نمی‌شد. آن «رب زدنی علما»ی قرآن هم در باب شأن نزول آیات و رعایت زمان مقضی است که البته خداوند مُنزل وحی، عالم به آن است و حق از رسولش می‌خواهد این اقتضائات را رعایت کند؛ اما در باب حقیقت حق، اصل بر کسب و ازدیاد علم نیست که به قول ابن‌عربی: در این موقف خاص، اصل علم، عدم علم است.

بنابراین اگر به مباحث پیش از حافظ در باب حیرت نظر اندازیم تا مقام حیرت نزد او را درک کنیم، بی‌شک نامدارترین رجل بحث حیرت، شیخ اکبر، ابن‌عربی است در فصوص و فتوحات. وی در کتاب عظیم فتوحات، ابواب مختلفی را به بحث در باب حیرت و تحیر بر بنیاد کلام مشهور حضرت رسول اکرم(ص)، «اللهم زدنی فیک تحیرا» اختصاص می‌دهد، از ‌جمله در باب پنجاهم با عنوان «فی معرفه رجال الحیره و العجز». وی در مقدمه این باب، ابیاتی می‌آورد که مقام حیرت و عجز را نزد او نشان می‌دهد.

من قال یعلم أن الله خالقه‏

و لم یحرکان برهانا بان جهلا

لا یعلم الله إلا الله فانتبهوا

فلیس حاضرکم مثل الذی غفلا

العجز عن درک الإدراک معرفه

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.