پاورپوینت کامل محمدعلی اسلامی ندوشن فرهنگشناس تمام عیار ۳۶ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل محمدعلی اسلامی ندوشن فرهنگشناس تمام عیار ۳۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل محمدعلی اسلامی ندوشن فرهنگشناس تمام عیار ۳۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل محمدعلی اسلامی ندوشن فرهنگشناس تمام عیار ۳۶ اسلاید در PowerPoint :
اسلامی ندوشن از فرهنگشناسان بزرگ ایران بود؛ و در آغاز سده پانزدهم از میان ما رفت. حقوقدان، شاعر، داستاننویس، سفرنامهنویس، مقالهنویس، ادیب، مترجم، استاد دانشگاه و محقق برجسته و نامدار بود. در پژوهش و آفرینش ادبی مقام و منزلت ممتاز داشت.
اسلامی ندوشن از فرهنگشناسان بزرگ ایران بود؛ و در آغاز سده پانزدهم از میان ما رفت. حقوقدان، شاعر، داستاننویس، سفرنامهنویس، مقالهنویس، ادیب، مترجم، استاد دانشگاه و محقق برجسته و نامدار بود. در پژوهش و آفرینش ادبی مقام و منزلت ممتاز داشت. «سلطان نثر» معاصر و همطراز غلامحسین یوسفی، پرویز ناتل خانلری و عبدالحسین زرینکوب بود؛ و گاه او را با سعدی شبیه کردهاند. تردیدی نیست که سعدیوار سهل و ممتنع مینوشت.
نود و هفت سال از سده چهاردهم را زیست؛ سدهای که به باور او «جنبانترین و پرمعناترین دورانهای این سرزمین» بود و «برخورد با تمدن جدید روال چند هزار سالهاش (ایران) را در معرض دگرگونی قرار داده و چارهجوییهای تازهای را الزامآور میکرده» (اسلامی ندوشن ۱۳۷۶: ۶). این دگرگونی را عمیق درک کرده بود؛ و باور داشت از آن گریزی نیست؛ اما میدانست و یقین داشت که شرط خوشبختی ایران گفتگویی خلاق میان گذشته و حال است؛ و این گفتگو را زمانی ممکن میدانست که تعادلی برقرار باشد. از اینرو «جستجوی تعادل و توافق میان گذشته و حال» (مرزهای ناپیدا ۱۳۷۶: ۹) برنامه پژوهشی او شد.
آن قدر رمز و راز جهان و تاریخ را میشناخت که بداند این «تعادل» سخت بهم خورده و برقرار کردن آن نیز پویش، کوشش و جنبشی همگانی و مستمر و خلاق میخواهد. همین او را سخت بیمناک و مضطرب میساخت. «هشدار روزگار» (۱۳۸۲) را داد و نگران بود «برخورد با تمدن جدید» موجب فراموشی ایران شود. محققانه نوشت و استدلال کرد که چرا «ایران را از یاد نبریم» (۱۳۴۰) و چرا ضروریست به «ایران و تنهائیش» (۱۳۷۶) بیندیشیم.
با وجود بیمهایش، امید داشت؛ امیدی که از اندیشهورزی عمیق و تحقیق گسترده در تاریخ و فرهنگ ایران برآمده بود و آن را صورتبندی نظری کرد: «نظریهی فرهنگی» شد؛ و برای آن کوششهای بسیار و ستایشانگیز کرد. ساده و خلاصهاش را اینطور مینویسد: «هر قوم کهنسالی -که ایران یکی از آنهاست- از آنجا که مداومت تمدنی خود را نگاه داشته، رمزی در کارش است، و این یک جوهر حیاتی است …که در قعر عوامل و عناصر تاریخی ردّش را باید پیدا کرد…. مجموعه استعداد و چارهگریهایی است که حیات ملی ملّتی را از فروافتادن باز میدارد…در نوشتههایم بر گرد این «جوهر حیاتی» تنیدهام (مرزهای ناپیدا ۱۳۷۶: ۷).
میدانست «ایران لوک پیر»ی است (۱۳۷۰) که گمشدهاش تاریخ و فرهنگ است و «جوهره حیاتی» دارد که او را در فرازونشیب هزاران سال نگاه داشته و میتواند احیا شود. برای یافتن این گمشده و احیای این جوهر، تاریخ، زبان، ادبیات و فرهنگ ایران را سختکوشانه، خلاقانه، مسئولانه، بیوقفه، خردمندانه، شجاعانه و نقادانه کوشید. این کوششها که بیشتر میشد، عشق و امید او به ایران و فرهنگ آن هم عمیقتر میشد. بهویژه برای زبان فارسی شأن ویژهای قایل بود و باور داشت «قاطعترین سلاحی که بتواند از مصالح عالی ایران و اعتبار جهانی او دفاع کند، …زبان فارسی است» (مرزهای ناپیدا ۱۳۷۶: ۹). اما باور داشت که خطاست اگر تمام جوهر حیاتی ایران را در زبان او خلاصه کنیم. «مرزهای ناپیدا» را نوشت تا سرمایههای معنوی نجاتبخش ایران را نشان دهد. اقتصاد را انکار نمیکرد و در بحثهایش شرح مفصل از بحرانهای فقر، نابرابری و چالشهای اقتصادی میداد، اما باور داشت اگر ندای «چهار سخنگوی وجدان ایران (فردوسی، مولوی، حافظ و سعدی)» (۱۳۸۲) را بشنویم و «ایران و جهان از نگاه شاهنامه» (۱۳۸۱) را درک کنیم، حال ایران خوب میشود. آن جوهر حیاتی را در این وجدان های سخنگو یافته بود. به ایران عشق می ورزید بی هیچ تردید.
باری، به ایران عشق میورزید؛ اما نه «وطنخواهی خام» که آن را «نشانهی سبکمایگی ناهنجاری» (روزها ج ۳: ۱۳) میدانست؛ بلکه میکوشید «عیبها و حُسنهایش را در کنار هم» ببیند، زیرا باور داشت «این مرز و بوم اگر در دورانهایی کانون مصائب بوده است، بزرگ هم بوده است، بهای نازنینی خود را پرداخته» (همان).
درباره ندوشن، اندیشهها و نوشتههایش، کتابها و مقالات پرشمار نوشتهاند. شارحان او لااقل تا این لحظه محققان ادبی و مورخان بودهاند؛ و شگفتا که علوم اجتماعی ایران او را ندیده و نمیبیند و ساکت است. وقتی دکتر سراجزاده (رئیس انجمن جامعه شناسی ایران) خواستند یادداشتی درباره اسلامی ندوشن بنویسم، برایم شوقانگیز بود، و به ذهنم آمد انجمن جامعهشناسی ایران میخواهد سکوت را بشکنیم. علوم اجتماعی ایران به اندیشه اسلامی ندوشن نیازمند است؛ این نیاز ریشه در شیوه اندیشهورزی اسلامی ندوشن دارد.
چیزی که او را در علوم اجتماعی ایران میگنجاند و میتواند حتی به او جایی ممتاز دهد، شیوه اندیشیدن اوست. اسلامی ندوشن جامعهشناس نبود اما جامعهشناسانه میاندیشید. «جامعهشناسانه اندیشیدن» (Thinking sociologically) مفهومی است که زیگموند باومن (Bauman 1990) عنوان کتابش کرده و آن را شرح داده است. جامعهشناسانه اندیشیدن یعنی اندیشیدن به جامعه، به «شبکههای وابستگی» که انسانها در آن عمل میکنند؛ اندیشیدن به خانواده، روابط میان انسانها، محیطها، فضاها، زبان، دین، هنرها، شهر، و ارزیابی و تحلیل پرسشی که زیمل صورتبندی کرد: «جامعه چگونه ممکن میشود؟». اسلامی ندوشن در این معنا، جامعهشناسانه میاندیشید. میگوید «طی این نیمقرن کسی بودهام که بیش از هر کس دیگر، دو کلمه ایران و فرهنگ بر قلمش رفته است» (رهاورد دیدار ۱۳۸۴: ۸۸). تردیدی نیست که این «دو کلمه» جان
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 