پاورپوینت کامل رنسانس، مدرنیته و زیبایی ۳۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل رنسانس، مدرنیته و زیبایی ۳۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل رنسانس، مدرنیته و زیبایی ۳۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل رنسانس، مدرنیته و زیبایی ۳۷ اسلاید در PowerPoint :

تعریف کانت از زیبایی چنین بود که پدیده‌های زیبا اعم از طبیعی و هنری لذت خاصی را در ما به‌وجود می‌آورند. این لذت یک امر درونی و ذهنی است؛ بنابراین نمی‌توان احکام ذوقی را کاذب دانست، زیرا بر پدیده‌های بیرونی دلالت ندارند و به ‌هیچ‌ وجه به دانش مربوط نمی‌شوند؛ لیک با وجود این، می‌توان پدیده‌های زیبا را تحلیل کرد

تعریف کانت از زیبایی چنین بود که پدیده‌های زیبا اعم از طبیعی و هنری لذت خاصی را در ما به‌وجود می‌آورند. این لذت یک امر درونی و ذهنی است؛ بنابراین نمی‌توان احکام ذوقی را کاذب دانست، زیرا بر پدیده‌های بیرونی دلالت ندارند و به ‌هیچ‌ وجه به دانش مربوط نمی‌شوند؛ لیک با وجود این، می‌توان پدیده‌های زیبا را تحلیل کرد (چون به ‌هر حال یک پدیده هستند). مبنای حکم و قضاوت در مورد امر زیبا، حس زیبایی‌شناختی است (و نه عقل و منطق)؛ مثلا «این گل زیباست» نوعی حکم زیبایی‌شناختی است، چون یک حکم کلی است؛ اما هنگامی که می‌گوییم: «به نظر من این گل زیباست»، حکمی فردی می‌شود و بنا به اینکه مشروط به فرد است و راهی برای اثبات کلیتش وجود ندارد، پس حکم زیبایی‌شناسانه‌ای نیست. حال اگر به‌ جای «این گل زیباست»، بگوییم «این گل سرخ است»، در اینجا یک حکم معرفتی و تجربی داده‌ایم که می‌توان آن را به مدد موازین عقلی و تجربی ثابت کرد؛ زیرا سرخی را به گل نسبت می‌دهیم و سرخی، یک امر تجربی و معرفتی است. در زیبایی گل، حکم ذهن نوعی ذوق و سلیقه است که ریشه در احساس ما دارد؛ اما در «این گل سرخ است»، معرفتی عقلی وجود دارد که متفاوت با ادراک زیبایی است.

حال اگر زیبایی را چیزی بدانیم که در ما احساس لذت ایجاد می‌کند، سؤال این است که: «لذت چیست؟» کانت با تقسیم لذت به سه سطح، به تعریف شفاف‌تری از هنر و زیبایی می‌رسد. وی سطح اول لذت را ناشی از برخورد ذهن با پدیده‌های مطبوع و دلپذیر می‌داند (و امر مطبوع از دیدگاه وی آن است که «در دریافت حسی خوشایند حواس واقع می‌شود»). سطح دوم ناشی از برخورد با امر «خیر» است (و امر خیر چیزی است که به‌وسیله عقل از طریق مفهوم صرف خوشایند است) و نهایت، سطح سوم لذت به هنگام مواجه‌شدن با پدیده‌های زیبا رخ می‌دهد؛ بنابراین زیبا آن است که لذت‌آفرین باشد.

تفاوت این سه سطح در آن است که لذت اول و دوم بدین دلیل لذت هستند که غایتی دارند، هر دو به نیازی پاسخ می‌گویند و غایتی را جستجو می‌کنند؛ اما لذت سوم از هر غرضی رهاست و به هیچ میلی نیز پاسخ نمی‌دهد، فلذا ارزش زیبایی‌شناسی، یک ارزش کاملا مستقل است و به هیچ‌چیز بیرونی یا غایتی ارتباطی ندارد: «برای اینکه چیزی را خیر بیابم، باید همیشه بدانم عین مزبور چگونه چیزی باید باشد، یعنی باید مفهومی از آن داشته باشم؛ اما اگر چیزی را زیبا بیابم، نیازی به آن ندارم. گلها، تصاویر آزاد، نقشهایی که بدون هیچ قصه و غرضی درهم پیچیده و اسلیمی نامیده می‌شوند، هیچ معنایی ندارند و به هیچ مفهوم معینی وابسته نیستند، با این حال خوشایندند. رضایت از زیبا باید به تأمل درباره عینی وابسته باشد که به مفهومی (هرچند نامعین) ختم می‌شود و بنابراین از مطبوع که تماماً به دریافت حسی متکی است، متفاوت است».۴۹ به عبارت صریح‌تر: «مطبوع و خیر هر دو نسبتی با قوه میل دارند و اولی رضایتی را که به نحو عارضه‌شناختی (توسط انگیزش‌ها، محرکات) مشروط می‌شود و دومی رضایت عملی محضی را که نه صرفاً به ‌وسیله تصور عین، بلکه همچنین ارتباط متصور میان ذهن و وجود عین، ایجاب می‌شوند به همراه دارند. در مقابل، حکم ذوقی، صرفا مشاهداتی است، یعنی حکمی است که با بی‌تفاوتی نسبت به وجود یک عین، سرشت آن را با احساس لذت و الم می‌سنجد»؛۵۰ بنابراین حکم ذوقی، حکمی شناختی نیست، زیرا نه بر مفاهیم متکی است و نه مفاهیم را غایت خود می‌گیرد. می‌توان در نقد این دیدگاه کانت، اغراضی چون سودمندی و کمال را برشمرد، اما او این دو را رد می‌کند.

می‌توان در نقد این دیدگاه کانت، اغراضی چون سودمندی و کمال را برشمرد، اما او این دو را رد می‌کند. ابتدا با بیان غایت که اگر بیرونی باشد، طلب سود و سودمندی۵۱ است و اگر درونی باشد، کمال است و کمال‌طلبی.۵۲ سودمندی را چنین رد می‌کند: اگر لذت و رضایتی که سبب می‌شود شئ را زیبا بینگاریم متأثر از تصور سودمندی باشد، مردود است؛ زیرا «در این حالت رضایت، رضایتی بی‌واسطه از عین که شرط ذاتی حکم درباره زیبایی است، نیست» (زیرا به غایتی متصل است).

آنچه کانت در مورد تبیین ماهیت زیبایی انجام داد (زیبا چیزی است که ر‌ها از غرض و بهره، موجب لذت شود)‌، مناقشات وسیعی را در تاریخ فلسفه هنر غرب برانگیخت. شوپنهاور۵۳ در شرح این ایده اظهار کرد: اگر بپذیریم که لذت زیبایی‌شناسی لذت بی‌غرضی است، عامل خواست و اراده را خنثی فرض کرده‌ایم. نیچه نیز با پذیرش این ایده شوپنهاور، می‌گوید: بعد از کانت، کلیه گفتگو‌ها و محاورات در مورد هنر، زیبایی و حکمت، با طرح نظریه بی‌غرضی، مخدوش و بی‌محتوا شده، به‌ویژه که نیچه معتقد بود کانت خطای دیگری نیز انجام داده است: “کانت همانند تمام فیلسوفان به‌جای آنکه به مسأله زیبایی‌شناسانه از دیدگاه تجربه هنرمند (آفریننده) بنگرد، هنر و زیبایی را تنها از چشم «مخاطب» می‌دید و در نتیجه ندانسته نظر مخاطب را در تعریف «زیبا» دخیل کرد”.۵۴ اما در این میان هایدگر معتقد بود اکثر فلاسفه و اندیشمندان غرب به ژرفای نقد سوم یا سنجش داوری کانت پی نبرده و مراد او را نفهمیده‌‌اند. هایدگر معتقد بود مراد از غرض، انگیزه‌ای است که اهمیت و اعتبار آن بر حسب امر دیگری است، نه خود زیبایی. به عبارت دیگر منظور کانت این بود که یک امر والای دیگری وجود دارد که در پرتو معقولات معرفتی کاملاً شناخته نمی‌شود، بلکه باید آن را در هنر و زبان هنری جستجو کرد و نه در قالب معقولات معرفتی.۵۵

تأکید کانت بر تفکیک حوزه‌های اخلاقی، معرفتی و ذوقی، مبتنی بر این اصل بود که معتقد بود هنر دارای مفهومی درونی است که هویتش را باید در ذاتش جست‌ و نه با مقولات معرفتی. وی با ذکر چهار رهیافت در مورد ذوق به این نتیجه رسید که هنر ذاتاً مستقل و منفک از مقولات معرفتی است:

رهیافت اول: داوری ذوقی. این داوری به هنگام رؤیت زیبایی، بی‌غرض است، مانند مسافری که در بیابان سراب را ستایش می‌کند و قطعً داوری‌اش با مسافری که خسته و تشنه سراب را می‌بیند، متفاوت است. حکم اول چون منوط به هیچ غرضی نیست، حکمی زیباشناسانه و حکم دوم مشروط به غرضی است که همانا نیاز و میل اوست.

رهیافت دوم: از لحاظ کمیّت. حکم زیبایی در صورت منطقی، اغلب مفرد است، جمله «این گل زیباست» گرچه مفرد ادا می‌شود، اما بدین دلیل که دارای ادراک جمعی است، برای همگان زیباست، پس حکم اول متضمن این است که زیبایی مزبور متعلق لذت عمومی است (یا باید چنین باشد).

 اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی، به دوستانتان معرفی کنید.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.