پاورپوینت کامل شعر فارسی در دوره‌ی تجدّد، و مسأله‌ی ایران ۱۱۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
8 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل شعر فارسی در دوره‌ی تجدّد، و مسأله‌ی ایران ۱۱۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل شعر فارسی در دوره‌ی تجدّد، و مسأله‌ی ایران ۱۱۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل شعر فارسی در دوره‌ی تجدّد، و مسأله‌ی ایران ۱۱۷ اسلاید در PowerPoint :

هدف نوشته‌ی حاضر، که براساس یک سخنرانی در سوم اسفند ۱۳۹۵ در خانه‌ی گفتمان شهر و معماری (خانه‌ی وارطان) در سلسله نشست‌های ایرانشهر، تنظیم و تدوین شده، بررسی اجمالی و فشرده‌ی پیوند و نسبت شعر فارسی در دوره‌ی تجدّد، با مسأله‌ی ایران است

۱. پیش‌سخن

الف. هدف نوشته‌ی حاضر، که براساس یک سخنرانی در سوم اسفند ۱۳۹۵ در خانه‌ی گفتمان شهر و معماری (خانه‌ی وارطان) در سلسله نشست‌های ایرانشهر، تنظیم و تدوین شده، بررسی اجمالی و فشرده‌ی پیوند و نسبت شعر فارسی در دوره‌ی تجدّد، با مسأله‌ی ایران است. مقصود از دوره‌ی تجدّد در این نوشته، دوره‌ی آشنایی ایران با جهان و اندیشه‌ی نو (اواخر دوره‌ی قاجار) است. این دوره، در تحلیل کنونی تا دهه‌ی ۱۳۹۰ به صورتی مستمّر در نظر گرفته شده است. مسأله‌ی ایران نیز اشاره دارد به آن چه در وجه کلان و ملّی برای شناخت و بررسی ویژگی‌ها و دشواری‌های مرتبط با ایران به عنوان یک زادبوم طرح و اندیشیده شده است.

۲. تحلیلی از شعر فارسی در دوره‌ی تجدّد

ب. دوره‌ی قاجار از نظر سبک شناسی دوره‌ی بازگشت و تکرار سنّت‌های ادبی محسوب می‌شود. امّا در اواخر دوره‌ی قاجار، تکرار سنّت‌ها در شعر شماری از شاعران تحت شعاع انقلاب مشروطه قرار می‌گیرد. با این همه، ساختارهای شکلی/ فُرمی در شعر به اندازه‌ی محتوا و مفهوم تغییر چندانی نمی‌کند. البته، بخشی از زبان شعر، از زبان گفتار و زبانزدهای مردم تأثیرهایی به خود می‌پذیرد. دوره‌ی مشروطه کمابیش حدود دو دهه تداوم می‌یابد. در دوره‌ی بعدی، یعنی دوره‌ی رضاشاهی، که حدود شانزده سال طول می‌کشد، شعر سنّت‌گرا دوباره به میدان ادبی ایران برمی‌گردد. امّا شعر سنّت‌گرا در این دوره از رنگ و بوی جدید عاری نیست: در واقع، شعر دوره‌ی رضاشاهی، که دگرگونی‌های دوره‌ی مشروطه را پشت سر دارد، بیش‌تر نو سنّت‌گراست تا سنّت‌گرا. در دوره‌ی مورد بحث (۱۳۲۰ ـ ۱۳۰۴) شعر و ادبیات، از نظارت و چهارچوب‌های دولتی دور نیست. در مجموع، بازاندیشی نسبت به گذشته‌ی ادبی، فرهنگی و تاریخی در دوره‌ی رضاشاهی با نوعی چاره‌جویی خاص برای آینده‌ی شعر در هم آمیخته شده است.

پ. از شاعران دوره‌ی مشروطه باید به ادیب‌الممالک فراهانی، عارف قزوینی، ملک‌الشّعراء بهار، اشرف الدین نسیم شمال، ابوالقاسم لاهوتی، فرخی یزدی، و میرزاده‌ی عشقی اشاره کرد و از گویندگان دوره‌ی رضاشاهی به محمّدحسین شهریار، رهی معیّری، پروین اعتصامی، امیری فیروزکوهی و مهدی حمیدی شیرازی. از اواخر دهه‌ی مشروطه و سپس در دوره‌ی رضاشاهی، گاه کم گاه زیاد از نام و آثار نیما یوشیج هم آوایی شنیده می‌شود. امّا در واقع، او پس از عزل یا استعفای رضاشاه است که به تدریج، مورد توجّه خاصّ شاعران تجددّگرا قرار می‌گیرد. شهرت و اعتبار واقعی وی از دهه‌ی ۱۳۲۰ آغاز می‌شود. البتّه، در آغاز همین دوره هم، جریان بسیار اعتدالی شعر نو، یعنی مکتب سخن (پرویز ناتل خانلری، گلچین گیلانی و به ویژه، فریدون تولّلی) نفوذ عمده‌تری نسبت به شعر نیما و جریان نیمایی دارد. با این همه، از اواخر این دهه و به‌ویژه در دهه‌ی بعد، شاگردان نیما (احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث، نصرت رحمانی، سیاوش کسرایی، محمّد زُهَری، سهراب سپهری و چندتن دیگر) به گسترش شعر نیما و شعر خود در جامعه‌ی ادبی ایران دامن می‌زنند.

ت. در دهه‌ی ۱۳۳۰ بانوی شاعر بسیار جوانی، که آثارش از لحاظ شکل ادبی ازیک سو تداومی است بر شعر مکتب سخن و از دیگر سو در حال آموختن اصول شعر نیمایی، به تدریج، هم به شهرت و هم به اعتبار ادبی می‌رسد. نام او فروغ فرّخزاد است. وی در دهه‌ی بعد، به سبب محتوا، نوع و صورتِ مدرن‌تر شعر، و نیز به دلیل مرگی زودهنگام در سی و دوسالگی در یک تصادف رانندگی، به یکی از اسطوره‌های شعر جدید در کشورش تبدیل می‌شود. وی از لحاظ سنّی از شاعران نسل نخست شعر نیمایی چندسال جوان‌تر است. امّا نکته‌ی درخور توجّه آن است که همزمان با بسیاری از آنان در جامعه‌ی ادبی مورد شناسایی قرارمی گیرد. حتّی از نظر نفوذ ادبی از بسیاری از آنان نیز فراتر می رود.

ث. در اواخر دهه‌ی ۱۳۳۰ و به ویژه در اوایل دهه‌ی ۱۳۴۰ با تغییر تدریجی در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی و رشد فرهنگی، نسل دوم شاعران نیمایی، یعنی کسانی که در دهه‌ی ۱۳۱۰ چشم به جهان گشوده بودند، در محور ادبی زمان دیده می‌شوند. شمار این گروه، حتّی از نسل نخست شعر نیمایی بیشتر است. ارشد آنان، از نظر تجربه‌ی شعری، شاید منوچهر آتشی باشد. آنان نیز در حدّ خود، امّا نه به اندازه‌ی نسل نخست، به گسترش شعر نیمایی و نو یاری می‌رسانند. البته، جامعه‌ی ادبی موقعیت گروه مورد بحث را کم‌تر از نسل نخست شعر نیمایی، از نظر رتبه‌ی شعری، به جای می‌آورد. آنان از نظر شکلی/فُرمی واپسین گروه از شاعران نوگرا هستند که به ساختار شعر نیمایی وفادارند.

ج. از همان دهه‌ی ۱۳۴۰ به صورتی جسته ـ گریخته و از دهه‌ی بعد به شکلی بسیاری آشکارتر، دغدغه‌ها و نشانه‌های تجدّد خواهی در غزلسرایی در سروده‌های سیمین بهبهانی، منوچهر نیستانی، حسین منزوی و مدّتی بعد، محمّدعلی بهمنی دیده می‌شود. این گرایش تا حدّ زیادی، متناسب است با وضعیت انتقادی در برابر مدرنیسم و مدرنیته، و علاقه به سنّت‌های فرهنگی و فکری که در فضای اجتماعی ایران دوره‌ی مورد بحث پراکنده و منتشر شده است. در آثار کسانی مانند جلال آل‌احمد و علی شریعتی، علاقه به سنّت‌های فرهنگی، جنبه‌ی سیاسی و مذهبی دارد. امّا در شعر بهبهانی، نیستانی، منزوی و بهمنی سنّت کهن سال غزلسرایی با تصویر، زبان و گاه فکر شعر نیمایی تلفیق و ترکیب می‌شود.

چ. البته، پس از انقلاب ضد سلطنتی (۱۳۵۷)، تا مدّت کوتاهی، جریان حضور سیاست در شعر، در هر یک از گرایش‌های ادبی ـ فکری محفوظ و حتّی نیرومند به نظر می رسد. امّا پس از سه ـ چهار سال نخست این دوره، به تدریج، نوعی انفکاک از سیاست در شعر رخنه می‌کند. به موازات آن، ساختار شعر نیمایی به شعر شاملویی و شعر شاملویی به شعر سپید / منثور تبدیل می‌شود. شمس لنگرودی و سیدعلی صالحی پُراهمیّت‌ترین نمایندگان این گرایش محسوب می‌شوند. این ویژگی در اواخر دهه‌ی ۱۳۶۰ بسیار آشکارتر از اوایل این دهه است. در مقابل، در گرایش انقلابی ـ مذهبیِ مستقر تا پایان دهه ۱۳۶۰، یعنی مدّتی پس از پایان جنگ حزب بعث عراق علیه ایران، در شعر چند شاعر جوان توجه به مسایل سیاسی-مذهبی بسیار عمده جلوه می کند. مهم‌ترین این شاعران قیصر امین‌پور است. البته، وی پس از این دوره، با حفظ نگاه اعتدالی در شعر، از این فضا به کلّی دور می‌شود. به نظر می آید که دست کم شماری از شاعرانِ این گرایش هم به تدریج به او اقتدا می کنند.

ح. در دوره‌ی پسا جنگ (از سال ۱۳۶۷ به بعد) در یک دوره ده پانزده ساله، بحران‌های روحی ناشی از اتمام سیاست‌محوری‌های پیشین، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی پیشین (در پایان دهه‌ی ۱۹۸۰) سبب رشد جریان‌های ساختارگریز، ساختارزُدا و شکل/ فُرم‌گرا، اغلب در افراطی‌ترین شکل‌های ممکن، می‌شود. البته، این بحران‌ها از نیمه‌ی دهه ۱۳۸۰ تا حدود نیمه‌ی دهه‌ی بعد، با رجوع فضای ادبی ایران به ترجمه‌ی شعر شاعران جهان، و نیز توجّه وسیع خوانندگان به شعر سپید محتوا گرا به شدّت فروکش می‌کند. در همین دوره نیز غزلسرایی با تکیه بر سه قلمرو عشق، عرفان و اجتماع در چند گرایش ادبی گسترش می‌یابد. رشد شعرگویی برای کودکان و نوجوانان در همین دوره، نکته‌ای نیست که بتوان از آن چشم پوشی کرد. همچنین توجه به نقد، تحقیق و تحلیل ادبی با تکیه بر آثار ادبی همعصر، چه در دانشگاه‌ها و چه در بیرون و آن، به نگارش مقاله‌ها و کتاب‌های متعدّدی می‌انجامد. البّته، در مجموع، کیفیت این مقاله‌ها و کتاب‌ها در سال های متقدّم، بسیار مطلوب‌تر و درخور توجّه‌تر از سال های متأخّر آن محسوب می‌شود.۱

۳. دوره‌ی مشروطه

خ. به احتمال زیاد، ادیب الممالک نخستین شاعری است که دو ـ سه سالی قبل از اعلام مشروطه، به نوعی به شعر سیاسی ـ اجتماعی نزدیک می‌شود. البّته، او سنت‌گراست. امّا وی در مجموعه‌ی سنّت‌گرایی خود با حسرتی تاریخی از گذشته‌ی ایرانی و اسلامی یاد می‌کند: «برخیز شتر بانا بَربند کجاوه…». گفته شده که این شعر ابتدا در حضور مظفّرالدین شاه خوانده شده است. شاعر در پایان شعر آرزو می‌کند این شاه ـ که ناتوان امّا خوش قلب بود ـ بتواند رهبری تجدّد را در ایران بلکه در جهان اسلام برعهده گیرد! با وقوع و حدوث انقلاب و حکومت مشروطه، مفهوم‌های جدیدی مانند ملیّت، قانون‌خواهی، آزادی‌طلبی، استبداد ستیزی و مانند آن‌ها شعرِ شماری از شاعر ـ تکاپوگران سیاسی و اجتماعی این دوره را درمی‌نورَدد. به نظر می‌رسد که فکر بعضی از این شاعران، اسلامی ـ ایرانی است، برخی ایرانی ـ اسلامی و گروهی فقط ایرانی. عارف و عشقی متعلق به گروه اخیر هستند. نسیم شمال شاید اسلامی ـ ایرانی است. بهار نیز ایرانی ـ اسلامی به شمار می‌آید. البتّه در ایران‌گرایی عارف، جنبه‌ی عامّ غلبه دارد و در ایران‌گرایی عشقی، مفهومی باستانی.

د. در اواخر دوره‌ی مشروطه دو آوای تازه به شعر فارسی افزوده می‌شود. شاید بهتر باشد بگوییم که آوای دو شاعر، که از همان آغاز مشروطه شروع به شعرگویی کرده‌اند، در نیمه‌ی دوم دوره‌ی مشروطه بیش‌تر از پیش شنیده می‌شود. این دو، فرّخی یزدی و لاهوتی کرمانشاهی هستند. ذهن و زبان هر دو، فرّخی زودتر و لاهوتی دیرتر، به آراء سوسیالیستی پیوند می‌یابد: لاهوتی تا هنگامی که در ایران است، بیش‌تر یک ملّی‌گرای اجتماعی است. در مقابل، فرّخی از همان آغاز، به نحوی گسترده‌تر به طرف مفهوم هایی مانند کارگر، رنجبر، دهقان، انقلاب، مردم و غیره روی می‌آورد. انقلاب اکتبر (۱۹۱۷) نقطه‌ی عطفی در زندگی این دو شاعر محسوب می شود. لاهوتی پس از شورش بی‌فرجام در سال ۱۳۰۰ در تبریز، به نخجوان، باکو، سپس جمهوری جدید تاجیکستان و سرانجام مسکو می‌رود. در شعرهای دوره‌ی جوانی او میهن‌گرایی اندک نیست. او در اتحاد جماهیر شوروی، در برخی از شعرهایش این کشور را میهن خود به شمار می‌آورد. امّا سرانجام پس از مرگ استالین، و در سال‌های پایانی عمر خودِ لاهوتی، دوباره میهنِ ایرانی به شعرش بازمی‌گردد. در شعر فرّخی هم به صورتی پراکنده از ایران و نمادهای باستانی و به ویژه شاهنامه‌ای یاد شده است. او پس از چند بار سفر به آلمان و مسکو، و اقامت کوتاه در این کشور و شهر، سرانجام در تهران در حبس با آمپول‌های هوای معروف دوره‌ی رضاشاهی به قتل رسید. گورش هرگز شناخته نشد.

ذ. به طور کلّی، دوره‌ی مشروطه دوره‌ی رونق ملیّت‌خواهی و توجّه به آرمان‌های ملّی است. شاعران و ادیبان زیادی، کم و یا زیاد، به این قلمرو نزدیک می‌شوند. آنان علاقه‌مندند در این بحث، که چه گونه می‌توان ایران را به موقعیتی برتر و بالاتر از وضعیت دردناک کنونی ارتقاء داد، شرکت کنند. بی‌شک، گفتمان ملی‌گرایی پُراهمیت‌ترین گفتمان این دوره محسوب می‌شود. با این همه، در پایان دوره‌ی مشروطه با پیروزی و رشد و نفوذ تدریجی بُلشویک‌ها در روسیه، گرایش به سوسیالیسم به صورتی گفتمانی خاص و محدود در کنار گفتمان ملی گرایی شکل و نیرو می‌گیرد.۲

۴. دوره‌ی رضاشاهی

ر. در دوره‌ی رضاشاهی ملیّت‌گرایی دوره‌ی مشروطه، همراه با تشکیل حکومت متمرکز، به ایدئولوژی رسمی تبدیل می‌شود. این ایدئولوژی به شکل‌ها و گرایش‌های گوناگون در معماری، فرهنگ، ادبیّات، هنر، آموزش و غیره مورد تأکید و ترویج قرار می گیرد. دوره‌ی رضاشاهی دوره‌ی بسیار کوتاهی است. امّا شک نیست که ایران مدرن در همین دوره‌ی بسیار کوتاه نُضج می‌گیرد. تاثیر آن بر ایرانِ همه‌ی دوره های بعد بسیار زیاد است. دوره‌ی مورد بحث را باید زمانه‌ی ایران ـ اَنیران در عصر تجدد دانست ـ یعنی زمانه‌ای که مرزهای ایران از طریق شناخت غیرایران بیش از پیش آشکار می‌شود. دوره‌ی بسیار کوتاه رضاشاهی را می توان با دوره‌ی بسیار طولانی ساسانیان در قبل از اسلام مقایسه کرد. تصور می کنم سه داستانی که سه نویسنده‌ی این دوره، یعنی شین پرتو، بزرگ علوی و صادق هدایت در نقد و تقبیحِ ورود و تجاوز بیگانگان به ایران در طول تاریخ (یونانی‌ها، عرب‌ها و مغول‌ها) می‌نویسند، نمونه‌ای است از دیدگاه نخبگان فرهنگی و ادبی کشور در چنین زمانه‌ای.۳

ز. نشر کتاب‌های تاریخی یا متن‌های کهن در حوزه‌های تاریخ، فرهنگ و ادبیّات در دوره‌ی رضاشاهی نکته‌ای بسیار درخور توّجه است. محمد قزوینی، حسن پیرنیا، ابراهیم پورداود، بدیع الزمان فروزان فر، سعید نفیسی، عباس اقبال آشتیانی، رشید یاسمی و چند تن دیگر را شاید بتوان از پر اهمیّت‌ترین پژوهشگران و کاوشگران این دوره دانست. تجلیل باشکوه از فردوسی در سال ۱۳۱۳ و بازسازی بنای آرامگاه وی در توس با شرکت شماری از برجسته‌ترین ایران‌پژوهان جهان و ادیبان ایرانی از وقایع فرهنگی عمده‌ی دوره رضاشاه است.

ژ. آیا ملیّت خواهی و توجّه به ایران باستان در شعرهای این دوره نیز بازتاب یافته است؟ البّته، تا حدودی می‌توانیم به این پرسش پاسخ مثبت دهیم. چرا؟ چون باستان‌گرایی در دوره‌ی رضاشاهی یک ایدئولوژی رسمی است. اما در این زمینه نباید مبالغه کرد. به نظر می‌رسد از این نظر، دوره‌ی مشروطه در حوزه‌ی شعر دوره‌ای است بسیار غنی‌تر. در واقع، شاعرانی مانند بهار و عارف و عشقی با ایران همچون یک مجموعه‌ی حسّی و شخصی روبه‌رو می‌شوند نه مانند یک ایدئولوژیِ از پیش اندیشیده شده. علاوه بر این نکته، باید توّجه کرد که صرف‌نظر از موارد استثناء و حاشیه‌ای، شعر در دوره‌ی رضاشاهی به نوعی بازاندیشی در سنّت محدود می‌شود ـ سنّت‌های ادبی. شاعران این دوره، علاوه بر عشق و تغزل، به اخلاق، اجتماع و میهن می‌پردازند. امّا موقعیت دوره‌ی رضاشاهی آنان را از ورود به حوزه‌ی سیاست منع می‌کند. به عبارت دیگر، استبدادِ همراه با تجدّد و تمایل به بازسازی ایران در قاب «استبداد منوّر» در دوره‌ی مورد بحث، جواز ورود شاعران به حوزه‌ی سیاست را، که در دوره‌ی مشروطه به صورتی طبیعی صادر شده بود، باطل می‌کند. البتّه، بیم از انتشار بُلشویسم و کمونیسم یکی از دغدغه‌های اصلی و سیاسی حکومت رضاشاه ـ به ویژه پس از تثبیت شدن حکومت شوراها و انتشار اسناد و خاطراتی از همراهان پیشین اتحاد شوروی در اروپا در دهه های ۱۹۲۰- ۱۹۳۰ محسوب می‌شود.۴ در مقابل، شعر دوره‌ی رضاشاهی از لحاظ رومانتی سیسم عاشقانه بسیار غنی است. در آغاز این دوره، آثار شهریار و در پایان آن، آثار حمیدی در میان علاقه مندان شعر بسیار گل می کند. بااین همه، باید تاکید کرد که شاعران دوره‌ی رضاشاهی با وجود تمایلِ بیش تر به جهان فردی، همواره به عنوان یک ایرانی می اندیشند و شعر می گویند. شاعر دوره‌ی مشروطه لحظه به لحظه به احیای وطن فکر می کند. اما شاعر دوره‌ی رضاشاهی چنین اندیشه و تکاپویی را به نیابت از خود به شاه در مقام مُستبدی خیرخواه سپرده است.

س. در چهار دهه‌ی آغازین سده‌ی بیستم میلادی، محمد اقبال لاهوری/سیالکوتی، شاعری بسیار توانا و نوآور، به تدریج آموزه‌ها و ایده‌های خود را، که بر مبنای نوعی فراملّی گراییِ اسلامی است، به زبان شعر فارسی در شبه قارّه‌ی هند منتشر می‌کند. اما بازتاب آثار و آراء این فیلسوف-نظریه پردازِ ادیب، که به ایران به عنوان مَلجأ و نورامید می‌نگریست و زبان شعر کهن فارسی را به عنوان ظرف اندیشه‌ی خود برگزیده بود، به صورتی همزمان در دهه‌های ۱۳۱۰ ـ ۱۲۸۰ در ایران بسیار ناچیز است. گویا اغلب دانشوران ایران او را با محمد اقبال پیشاوری، یک استاد و محقق همعصر درحوزه‌ی ادبیات فارسی در شبه قاره‌ی هند، اشتباه می گرفتند. به نظر می‌رسد گفتمان ملیّت‌خواهی و بازسازی ایران در دوره های قاجار و رضاشاهی اجازه نمی‌دهد گفتمانی براساس پیشینه‌ی اسلامی در این دوره در ایران شنیده شود. اقبال در سال ۱۹۳۸/ ۱۳۱۷ بی آن که بازتاب چندانی از ایران، جز برخی نامه نگاری ها با ادیبان ملی گرا و فرهنگ دوستی مانند محمود افشار یزدی، نسبت به آثار و آراء خود ببیند و بشنود، زندگی را بدرود گفت.۵

۵. دوره‌ی محمّدرضا شاهی

ش. از منظر شعر، دوره‌ی محمدرضاشاهی را بی شک باید دوره‌ی نوگرایی دانست. این نوگرایی ادبی به ویژه با ارجاع به مدرنیسم و سوسیالیسم شکل می‌گیرد. از این وجه که علاقه به نوآوری و فضاهای کشف شده در حال فزونی است، با مدرنیسم سروکار داریم. در همان حال، مسأله‌ی ایران به عنوان موضوعی ملّی، به تدریج، در گرایش‌های اصلی شعر نو در آستانه‌ی اِمحاء قرار می گیرد. این موقعیت با رشد و گسترش نهضت جهانی چپ در میان روشنفکران جهان، از اروپا تا آسیا و از آفریقا تا آمریکا، در هم آهنگی کامل قرار دارد: شمار نویسندگان، شاعران و هنرمندانی که در دهه های ۱۹۸۰-۱۹۲۰ به صورت کوتاه یا بلندمدّت با انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ و اتحاد شوروی پیشین مرتبط هستند، بسیار زیاد است.۶

ص. البتّه، نباید مطلق‌گرایی و مطلق‌گویی کرد. در مَثَل، سرخوردگی اخوان ثالث از چپ‌گرایی پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در یک دوره‌ی ده ساله، او را به تدریج، به سوی اندیشه‌ی ایرانی آرمانی ـ باستانی و آرای مَزدُشتی (مزدکی+ زردُشتی) هدایت می‌کند. البته، آرمان‌های سوسیالیستی در شعرهایش اندک اندک کم‌رنگ می‌شود. با این همه، این نکته حالتی استثنایی دارد. باید پذیرفت که ملّی‌گرایی، ایران دوستی و بهتر بگوییم ایران‌اندیشی در شعر این دوره، آوایی است تک افتاده. یعنی در گفتمان عمومیِ این دوره در حیطه‌ی شعر، نمی‌توان نشانه‌ی چندانی از مسأله‌ی ایران در ذهن شاعران یافت. شاعران ایران، به خلاف همکاران خود در دوره های مشروطه و رضاشاهی، بیش تر به انسانِ جهانی می اندیشند تا انسانِ ایرانی. همچنان که می‌دانیم، پیشوای شعر نو، نیما یوشیج، کم یا زیاد، ربوده‌ی سوسیالیسم است. او گوشه‌ی چشمی نیز به همسایه‌ی شمالی دارد. البتّه، در یادداشت‌های روزانه‌اش، که چند دهه پس از درگذشت وی منتشر می‌شود، انتقادهایی از حزب توده و برخی رهبران آن دیده می‌شود. امّا او به ویژه در سال‌های ۱۳۳۲ ـ ۱۳۲۰ از طریق تنها مرجع نشریه‌ها و انتشارات روشنفکرانه‌ی ادبی در این دوره، که اغلب متعلّق یا متمایل به حزب توده است، آثار و آراء خود را در اختیار دیگران قرار می‌دهد. شاید برخی بازتاب‌های انتقادی مورد اشاره، و چند ارجاع ایرانی ـ ملّی در این یادداشت‌ها، حاصل سرخوردگی

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.