پاورپوینت کامل فیروزه در هنر و تمدن اسلامی ۱۱۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
8 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل فیروزه در هنر و تمدن اسلامی ۱۱۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل فیروزه در هنر و تمدن اسلامی ۱۱۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل فیروزه در هنر و تمدن اسلامی ۱۱۱ اسلاید در PowerPoint :

رنگها و سنگها به دو دلیل در فرهنگ ایرانی اسلامی، جایگاه و مکانتی فراتر از جایگاه فیزیکی و مادی خود دارند. دلیل اول، وجود آیات و روایات و تقریر مکانت معنوی رنگ و سنگ در متون مذهبی و اسلامی است؛ و دلیل دوم توجه به وجوه معنوی رنگها و سنگها در متون عرفانی، برای مثال آرای نجم رازی، نجم‌الدین کبری، علاءالدوله سمنانی و… در باره مبانی عرفانی و معنوی رنگها یا مباحثی است که در باب سنگهایی چون عقیق و لعل و یاقوت و زمرد و فیروزه در متون حکمی و عرفانی وجود دارد.

رنگها و سنگها به دو دلیل در فرهنگ ایرانی اسلامی، جایگاه و مکانتی فراتر از جایگاه فیزیکی و مادی خود دارند. دلیل اول، وجود آیات و روایات و تقریر مکانت معنوی رنگ و سنگ در متون مذهبی و اسلامی است؛ و دلیل دوم توجه به وجوه معنوی رنگها و سنگها در متون عرفانی، برای مثال آرای نجم رازی، نجم‌الدین کبری، علاءالدوله سمنانی و… در باره مبانی عرفانی و معنوی رنگها یا مباحثی است که در باب سنگهایی چون عقیق و لعل و یاقوت و زمرد و فیروزه در متون حکمی و عرفانی وجود دارد. بنابراین رنگها و سنگها در عین حضور و کارکرد فیزیکی خود جایگاهی معنوی نیز دارند و این به دلیل اصل بنیادین تناظر در حکمت و فلسفه اسلامی است. اصلی که هر شئ را جلوه‌ای از حقیقت مجرد و روحانی آن شئ می‌داند و حتی معتقد به یکتایی این جلوه مادی با اصل معنوی آن است. این مقاله به تحقیق در باب سنگ و رنگ فیروزه در تمدن اسلامی ایرانی و به‌ویژه شیعی پرداخته است.

پرداختن به وجوه مذهبی، تاریخی، هنری و کاربرد فیروزه در تاریخ معماری ایرانی که با نقش یافتن بر پهنه «گنبد سلطانیه» درخششی بی‌نظیر یافته و به یکی از رنگهای ثابت معماری مقدس در ایران تبدیل می‌شود، وجوه توصیفی و تحلیلی این بحث خواهد بود. این تحقیق نشان می‌دهد هنرمندان و معماران بر پایه معرفت با رجوع به متون مقدس، مصالح خود را انتخاب می‌کردند. در میان سنگهای به کاررفته در تمدن اسلامی، به‌ویژه سنگهایی که کارکرد مذهبی یافته و در ابزار مورد نیاز عبادت، چون تسبیح و انگشتر به کار گرفته می‌شوند، فیروزه پس از عقیق جایگاه بسیار مهمی دارد. این معنا به‌ویژه در پهنه فرهنگ ایرانی ظهور و بروز وسیعتر و بنیادی‌تری یافته است. شاید از این رو که یکی از مناطق مهم جهان در حوزه معادن فیروزه، نیشابور است و نیز توجه جدی و وسیعی که تفکر شیعی در این سرزمین به استفاده از متون مقدس در طراحی‌های هنری و معماری خود نشان داده است.

فیروزه در متون علمی تمدن اسلامی

برخی از آثار علمی در تمدن اسلامی اختصاص به شرح و معرفی سنگهای قیمتی و فلزات دارد که شاید بتوان مشهورترین آنها را کتاب ارجمند «الجماهر فی الجواهر» اثر ابوریحان بیرونی دانست. البته پیش از ابوریحان، آثاری چون «علل المعادن» نوشته جابر حیان (متوفای ۱۶۱ق)، «منافع الاحجار» اثر عطارد بن محمد حاسب (م۲۰۶ق) و «خواص الاحجار» اثر حنین ابن اسحاق (م ۲۶۱ق) در باب سنگها و خواص و آثار آنها به رشته تحریر درآمده بود و نیز اثری که یحیی بن ماسویه خوزی (م ۲۴۳ق) در این باب با عنوان «الجواهر و صفاتها و فی ‌ایّ بلد هی و صفه الغواصین و التجار» نگاشته بود که از جمله قدیمی‌ترین آثار در وصف و اهمیت سنگهای قیمتی، معادن و نحوه استخراج آنها، نحوه تجارت و ارزش و اوزان مختلف سنگها در تمدن اسلامی ایرانی است. ابن ماسویه در این اثر در بابی با عنوان «صفه الفیروزج و معدنه»، نیشابور را از مکان‌هایی می‌داند که دارای معادن فیروزه است و سپس به ارزش و قیمت آن اشاره می‌کند.

اثر دیگری نیز در این باب پیش از ابوریحان موجود بود به قلم ابواسحاق کندی، نخستین فیلسوف تمدن اسلامی و معاصر با ابن ماسویه با عنوان «الجواهر الاشباه» که مفقود است و ما تنها از گزارش ابوریحان در الجماهر فی الجواهر، با آن آشنا می‌شویم. بیرونی پس از مقدمه مفصلش، از دو اثر نام می‌برد که منبع و مرجعش بوده‌اند: الجواهر و الاشباه از کندی که او را «امام المجتهدین و اسوه الباقین» می‌خواند (بیرونی، ۱۴۱۶ق: ۱۰۳) و دیگری مقاله‌ای از نصر بن یعقوب دینوری که بیرونی متذکر می‌شود به فارسی نگاشته شده و در اکثر موارد تکرار همان مطالب کندی است. ابوریحان در اثر گرانقدر خود، تفصیلی‌تر و تجربی‌تر به شناخت و شناسایی سنگهای قیمتی پرداخته و در این طریق، بابی را نیز به سنگ فیروزه اختصاص داده است با عنوان فی «ذکر الفیروزج». طلیعه کلام او در این باب، بیان نکته‌ای از جابر بن حیان است.

جابر در کتاب «المنتخب فی الطلسمات»، فیروزه را سنگ غلبه و جاه و نیز چشم[زدن] دانسته و کلمات فیروز و پیروز در فارسی به معنای نصرت و پیروزی را مبنای نامگذاری این سنگ دانسته است(همان: ۲۷۶)؛ اما بیرونی معتقد است به جای سنگ فیروزه، باید «سنگ السبج» را که در بخش نخست آمد که پیامبر اکرم(ص) اولین حکومت متمرکز را در تاریخ شبه‌جزیره عربستان پی افکند و پیامد آن، موضوع جانشینی ایشان نیز موضوعیت پیدا کرد.

حساس‌ترین مورد بین مواردی که پیامبر(ص) مطرح کردند، مورد جانشینی بود؛ زیرا در عرف آن موقع شبه‌جزیره‌ برای مردم خیلی مهم نبود که یکی کسی را به‌عنوان جانشین تعیین کند؛ یعنی اصولا موضوع جانشینی جاافتاده نبود و حتی مخالفش هم بودند، به‌خصوص کسانی که می‌خواستند سوءاستفاده کنند. چون اگر این موضوع برای عموم مردم پنج درجه اهمیت داشت، برای این افراد ۵۰ درجه اهمیت داشت و این را پراهمیت جلوه می‌دادند، چون هدفشان شرارت بود. لذا اصل مسئله جانشینی هم برای توده مردم مشکل داشت و هم برای رؤسایی که بودند، از ابوسفیان تا بقیه؛ هرچند در دوران بعد موضوع فرق می‌کند.

نتیجه آنکه مفهوم جانشینی در کلام پیامبر(ص) بسیار متفاوت بود با آنچه اعراب‌ و حتی بسیاری از اعراب مسلمان در فکر و ذهن داشتند. حضرت دارای دو شأن دینی و دنیوی بود و منطقاً جانشین ایشان می‌باید واجد هر دو خصوصیت باشد. افزون بر آنکه رهبری امور دنیوی، محتاج تسلط کامل بر مسائل دینی بود؛ زیرا اینجا رهبری دنیوی می‌بایست بر اساس اصول و ضوابط دینی تحقق یابد. حال آنکه برای آنان، پیامبر(ص) فردی همچون رئیس قبیله بود و کمابیش بدون توجه به فضایل و مقامات معنوی و برجستگی‌های انسانی و نفسانی. بنابراین جانشین حضرت نیز می‌توانست هر فردی باشد که با وی بیعت شود و طبیعتاً برای چنین شخصی هیچ مقام و موقعیت معنوی و علمی خاصی قائل نبودند.

لذا موقعی که خلافت خلیفه‌ اول شکل گرفت، عموم مسلمانان پیامبر(ص) را عمدتاً به‌عنوان یک شخصیت دنیوی که در رأس جامعه مسلمان‌هاست، تلقی می‌کردند، همان‌طوری که رئیس یک عشیره در رأس آن عشیره هست. آن بخشهای معنایی و باطنی‌ای که مسلمان‌ها در قرون بعدی و هم‌اکنون نسبت به پیامبر اکرم(ص) معتقد هستند، آن را لحاظ نمی‌کردند. چرا که مفهوم خلافت را عملا به معنی «مدیریت جامعه» که کمابیش به لحاظ شکلی در چارچوب ضوابط شرعی باشد، می‌فهمیدند. پس از آن نیز همین مفهوم از خلافت ادامه پیدا می‌کند و تئوریزه می‌شود. بر همین اساس، وقتی پیامبر(ص) از دنیا می‌رود، تلقی نسبت به ایشان و در نتیجه نسبت به جانشینش، صرفاً در همین حد است که باید کسی بیاید تا بتواند جامعه را اداره کند.

۲ـ نوع تلقی مسلمانان از مسئله خلافت

در موضوع خلافت از نگاه مسلمانان، چند مسئله مطرح است: یکی تعریف خلیفه و خلافت است. اجمالا بر اساس تعاریفی که بعدها متکلمان و محدثان و فقهای اهل‌سنت نسبت به موضوع خلافت کردند، خلیفه فردی ‌است که مسئولیت اداره دینی و دنیایی جامعه را به عهده دارد؛ چنان‌که ماوردی خلافت را به معنی کسی می‌گیرد که جانشین پیامبر(ص) است و از موقعیتش برای حراست از دین و مدیریت وضع دنیای مردم استفاده می‌کند؛ می‌گوید: «الامامه موضوعه لخلافه النبوه فی حراسه الدین و سیاسه الدنیا». این سیاست به معنی امروزی‌اش نیست، به معنی عامش است که بر اساس آن، جامعه را مدیریت بکند. چنین تعریفی را زمان گذشته نداریم. این تعریف تحولات زیادی از سر گذرانده تا به اینجا رسیده؛ در حالی ‌که تفسیر ما از ماهیت این مسئولیت و ماهیت دین و دنیا،

در دیگر آثار بزرگان شیعه نیز روایات در باب فضیلت و شرافت فیروزه به انحای مختلف ذکر می‌شود؛ برای مثال در جلد پنجم «وسائل الشیعه» بخشی زیر عنوان «باب استحباب التَختُّم بالفیروزج» وجود دارد و در آن روایاتی در باره اهمیت فیروزه ذکر می‌شود. در کتاب «عده الداعی و نجاح الساعی» نیز همان روایات آمده است که آشکارا نشان می‌دهند سنگ و به تبع آن، رنگ فیروزه و فیروزه‌ای در اندیشه شیعی مقام بلندی دارد و بنا به همین معنا، در شکل و طرح و مصالح تسبیح و انگشتری و سپس در تعمیم کاربردش در تزیین نقوش و بناهای مقدس، مورد استفاده قرار می‌گرفته است. فرض بر این است که ظهور این رنگ در تزیین بزرگترین گنبد آجری جهان، یعنی «گنبد سلطانیه» که دقیقا بر بنیاد رویکردی کاملا شیعی ساخته شده، متکی بر همین روایات است. همچنان‌که میان رنگ این گنبد با گنبد مسجد گوهرشاد (بنا شده به سال ۸۲۱ق، یعنی تقریبا یک قرن پس از ساخته شدن گنبد سلطانیه)، نسبت بسیار معناداری وجود دارد.

فیروزه‌ای در قلمرو عرفان

اولین نکته مهم و قابل ذکر در این باب، توجه و تأکید بر این معناست که در فرهنگ ایرانی اسلامی، نسبت کاملی میان رنگ فیروزه‌ای با کلماتی چون ازرق و رنگهایی چون آبی آسمانی وجود دارد؛ به عبارتی در متون علمی و حکمی، مسلّم است که چون معادل کلمه فیروزه‌ای (در ساحت رنگها) جستجو شود، کلمات ازرق، آبی و گاه سبز به عنوان معادل فیروزه‌ای نام برده می‌شود؛ برای مثال در یکی از مهمترین و مشهورترین آثار ادبی جهان ایرانی یعنی «خمسه نظامی»، چون شاعر از هفت‌پیکر نمادین و مثالی سخن می‌گوید و بهرام را در هر روز هفته در گنبدی استقرار می‌دهد (که هر یک رنگی دارد و این رنگ نشانه و نمادی از معناست)، رنگ روز چهارشنبه «پیروزه‌ای» خوانده شده و در پایان حکایت این روز، اصطلاح ازرق و رنگ آسمان دقیقاً به همان معنای فیروزه‌ای به کار رفته است:

چارشنبه که از شکوف مهر گشت پیروزه‌گون سواد سپهر

شاه را شـد ز عالم‌افـروزی جامه پیروزه‌گون ز پیروزی

شد به پیروزه‌گنبد از سر ناز روز کوتاه بود و قصـه دراز

(نظامی، ۱۳۸۴: ۷۴۵)

نکته ظریف در بطن روایت نظامی، این است که چون در پایان روز چهارشنبه (روز فیروزه‌ای)، قصه این پیکر به انجام رسیده، یا به عبارتی تأویل می‌گردد، باز این رنگ فیروزه‌ای (و در اینجا با عنوان ازرق و رنگ آسمان) است که رمز قصه را می‌گشاید:

رنگ ازرق بر او قرار گرفت چون فلک رنگ روزگار گرفت

ازرق آن است کآسمان بلند خوشتر از رنگ او نیافت پرند

هر که همرنگ آسمان گردد آفتابش به قرص خوان گردد

گل ازرق که آن حساب کند قرصه از قرص آفتاب کند

هر سوئی کآفتاب سر دارد گل ازرق در او نظر دارد

لاجرم هر گلی که ازرق هست خوانَدش هندو: آفتاب‌پرست

(همان، ۷۶۱)

بنابراین نسبت بسیار نزدیکی میان رنگهای آبی آسمانی، فیروزه‌ای و ازرق در فرهنگ ایرانی وجود دارد. از همین روست که در لغتنامه دهخدا و فرهنگ معین، آبی آسمانی به عنوان رنگ فیروزه‌ای قلمداد می‌شود؛ اما در متون عرفانی، علاوه بر رنگها که جایگاه مهم و کم‌نظیری دارند و به تعبیر نجم‌الدین کبری در «فوائح الجمال و فواتح الجلال»: «از این پس راستی‌های مینوی با رنگها به سالک نمایانده خواهد شد» (نجم‌الدین کبری، ۱۹۵۷: ۲۰)، برخی سنگها نیز جایگاهی معنوی یافته‌اند؛ برای مثال حجرالاسود در کعبه یا روایاتی که در باب تقدس سنگهایی چون عقیق و فیروزه وجود دارد و بیت بلند لسان‌الغیب:

سنگ و گِل را کند از یُمن نظر، لعل و عقیق

هر که قـدر نفَس باد یمانی دانست

سنگی که امکان شرافت و تشرف می‌یابد، صرفا از این رو که مورد نظر عارفی به حق پیوسته قرار گرفته، به لعل و عقیق بدل شده است. مفهوم موافق این بیت آن است که سنگهایی چون عقیق و لعل به یمن نفس و نظر عارفان ممدوح و مقدس‌اند.

عبدالکریم جیلی ـ از مفسران بزرگ آثار ابن عربی ـ در کتاب «الانسان الکامل»، به هنگام شرح آسمان‌های هفتگانه، برای هر کدام رنگی ذکر می‌کند؛ برای مثال رنگ آسمان سوم را زرد، آسمان پنجم را سرخ و آسمان ششم را ازرق می‌داند «و أما السّماء السادسه، فمحتدها من نور الهمّه، و هی جوهر شفاف روحانی أزرق اللون، و کوکبها مظهر القیّومیّه و منظر الدیمومیّه، ذوالنور الممد، المسمى بالمشتری. رأیت موسى علیه‌السلام متمکّناً فی هذا المقام…‏» (جیلی، ۱۴۱۸: ۲۳۸). از دیگر آثار عرفانی تنها به یک مورد اکتفا کنیم. علاءالدوله سمنانی در «رساله نوریه» چون از مراتب سیر و سلوک سالک می‌گوید، از هر رنگی به عنوان نماد و نشانه‌ای نام می‌برد:

ـ [چون] به سبب آتش ذکر، فنا حاصل آمد، نور نفس به ظهور آید و پرده «کبود خوش‏رنگ» باشد.

ـ بعد از آن نور دل طلوع کند و پرده او «سرخ عقیق رنگ» باشد.

ـ بعد از آن نور «سبز» پرتو اندازد و پرده او «سفید» باشد.

ـ بعد از آن نور روح انسى اشراق کند و پرده او «زردیى به‏غایت خوشاینده» بوَد.

ـ بعد از آن نور خفى که روح‌القدس اشارت بدوست،‏ در تجلى ‏آید و پرده او «سیاه» باشد. (مصنفات فارسى سمنانى، ۱۳۸۳: ۳۰۳).

و در باب رنگ آبی صاف و درخشان که مقام رسیدن سالک به مقام فناست، می‌آورد: «نور سر به زُهره مانَد، اما از او لطیف‏تر و نورانى‏تر… و نور دل به ماه ماند در طور اول. ولکن نقطه حقیقى که در آن ماه تعبیه است، در برابر دل سالک به ظهور آید. و چون آن نور خود را بر چشم او زد، در همه وجودش تصرف کند و خود را بر مثال آبى منور بیند؛ چنان‌که گوشت و پوست و جامه‏اى که در تن او باشد، هم از آن نور گشته باشد، و در وقت تجلى خود را بر جانب چپ سالک زند و او را فانى کند و در دل او گم شود، و در این حال انوار غریب و احوالى عجیب بر سالک طارى شود و نور نفس گرد بر گرد وجود سالک فروگیرد. و آن نور به آبى ماند صافى که آفتاب بر آنجا افتاده باشد…» (همان ۳۰۵).

ظهور رنگ فیروزه‌ای در معماری اسلامی ـ ایرانی

یکی از مهمترین مصادیق ظهور رنگ فیروزه‌ای در معماری اسلامی ـ ایرانی، گنبد فیروزه‌ای بنای معظم «گنبد سلطانیه» در زنجان است. این بنای باشکوه و بی‌مانند که بین سالهای ۷۰۴ تا ۷۱۳ق به فرمان سلطان محمد الجاتیو ساخته شد، گنبدی بر فراز خود دارد که سومین گنبد بزرگ جهان (بعد از گنبد کلیسای سانتا ماریا دل‌فیوره، و گنبد مسجد ایاصوفیه) محسوب شده و به روایتی الگوی گنبد کلیسای فوق‌الذکر گردید؛ گنبدی که لقب بزرگترین گنبد آجری جهان را نیز با خود دارد. به دلیل عظمت این بنا و رنگ‌ فیروزه‌ای‌اش، الگوی تمام‌عیاری برای بناهای اسلامی در ایران به‌ویژه با تأکید بر شاخصه‌های شیعی بودن بنا گردید. بارزترین مصداق تأثیرپذیری از این گنبد، گنبد «مسجد گوهرشاد» در مشهد مقدس است که به همت گوهرشاد بیگم همسر شاهرخ‌میرزا تیموری ساخته شد (سال۸۲۱ق).

البته پیش از گنبد سلطانیه، نمونه‌هایی از گنبدهای فیروزه‌ای در ایران وجود داشته، همچون «قبر سلطان‌سنجر» (متوفای ۵۵۲ق) و مهمتر «آرامگاه غازان‌خان» (ساخت سال ۷۰۲ق) که در اطرافش دوازده کاربری تعریف شده بود. خواجه رشیدالدین فضل‌الله در جامع‌التواریخ در شرح این بنا می‌گوید: «… عمارت گنبد عالی و ابواب‌البرّ که در دوازده ضلع آن است…» (فضل‌الله همدانی، ۱۳۷۳: ۱۳۷۸) و سپس این دوازده کاربری را چنین برمی‌شمرد: «۱ مسجد جامع، ۲ مدرسه شافعیه ۳ مدرسه حنفیه، ۴ خانقاه، ۵ دارالسیاده، ۶ رصد، ۷ دارالشفاء، ۸ بیت‌الکتب، ۹ بیت‌القانون، ۱۰ بیت المتولی، ۱۱ حوضخانه، ۱۲ گرمابه سبیل» (همان). خواندمیر نیز در حبیب‌السیر این قاعده دوازده‌ضلعی و بناهایش را ذکر کرده است. به گفته او غازان‌خان آن را جهت مدفن خویش ساخت: «آن قبه عالی… که پهنای دیوار آن گنبد سپهرآثار، هژده گز است» (خواندمیر، ۱۳۳۳: ۱۸۷). تشبیه سپهرگون، محتمل اشاره به رنگ آبی آسمانی گنبد آرامگاه غازان‌خان باشد. پیش از آرامگاه‌های ‌سنجر و غازان، رنگ بنای آرامگاه مخروطی‌شکل صوفیان بزرگی چون بایزید و ابوسعید ابوالخیر، فیروزه‌ای بود و این خود موضوع بسیار قابل توجه و مهمی در تبیین مبانی کاربرد رنگ فیروزه‌ای در هنر و معماری ایرانی است. به‌ویژه در بیان این معنا که استفاده از رنگ فیروزه‌ای با چنین مبانی و کاربردی به شاخصه اصلی بناهای شیعی تبدیل شده است.

یکی از مهمترین مصادیق ظهور رنگ فیروزه‌ای در معماری اسلامی ـ ایرانی، «گنبد سلطانیه» در زنجان است که بین سالهای ۷۰۴ تا ۷۱۳ق به فرمان سلطان محمد الجاتیو ساخته شد. گنبد سلطانیه از این رو اهمیت دارد که علاوه بر عظمت فوق‌العاده، اسناد متقن و قابل استنادی، گرایش شیعی در انتخاب فرمها، گنبد و رنگهای اصلی بنا را نشان می‌دهد. فرض بر این است انتخاب رنگ فیروزه‌ای برای گنبد در عین حالی که متأثر از بناهای پیشین عصر ایلخانی و آرامگاه‌های صوفیه بود، گرایش شیعی اولجاتیو (به‌ویژه اگر روایتی را که بیانگر قصد او در انتقال پیکر مطهر امامان شیعه بدانجا بوده، بپذیریم)، می‌توانسته تلاش در جهت ارائه الگویی شیعی از فرم معماری باشد. در این صورت کاربرد رنگ فیروزه‌ای برای اصلی‌ترین بخش بنا یعنی گنبد، دارای معنا و مفهوم ویژه‌ای است. برای تبیین دقیق بحث، هم از منظر

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.