پاورپوینت کامل دستورخطی که قرار است جلودار باشد ۹۵ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل دستورخطی که قرار است جلودار باشد ۹۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل دستورخطی که قرار است جلودار باشد ۹۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل دستورخطی که قرار است جلودار باشد ۹۵ اسلاید در PowerPoint :
دستورخط فارسی در میان دستاورهای فرهنگستان زبان و ادب فارسی، شاخص است و خودنمایی میکند.
بررسی نقدهای وارد بر «دستور خط فارسی» فرهنگستان زبان و ادب فارسی
سومین فرهنگستان با عنوان فرهنگستان زبان و ادب فارسی در سال ۱۳۶۹ آغاز به کار کرد و از آن زمان، مجموعهای از صاحبنظران طرازاول زبان فارسی را گرد آورده است.
دستورخط فارسی در میان دستاورهای فرهنگستان زبان و ادب فارسی، شاخص است و خودنمایی میکند. تدوین این کتابچ ارزشمند در سال ۱۳۷۲ بهپیشنهاد مرحوم حسن حبیبی آغاز شد. بعد از شش سال برگزاری کمیسیونهای دستورخط، در سال ۱۳۷۸ نسخ پیشنویس آن در قالب ضمیم شمار ۷ نام فرهنگستان منتشر شد تا در معرض نقد صاحبنظران قرار گیرد. این نظرها انباشته شد و پس از بررسی و اِعمال برخی، کتابچ دستورخط در سال ۱۳۸۱ درآمد. در ۱۳۸۴ هم ویرایش جدیدی از آن را بیرون دادند. از آن سال تا این سال، این کتاب همچنان بر همان مبنای سال ۱۳۸۴ منتشر میشود. اکنون بیش از یک سال است که کارگروه بازبینی دستورخط بهدبیری دکتر دبیرمقدم برگزار میشود تا ویرایشی جدید از کتابچه به دست آید. در این کمیسیون، نقدهای گوناگون وارد بر این کتابچه گرد آمده است و بررسی میشود.
پیشینه نقدهای دستورخط
نقدهای گوناگونی بر این کتابچه نوشتهاند که برجستهترینِ آنها عبارت است از:
نقد دکتر غلامحسین حسینزاده: او «نقد دستورخط فارسی» را در فصلنامه علمیپژوهشی علوم انسانی، سال دهم، شمار ۳۴ و ۳۵ در تابستان و پاییز ۱۳۷۹ منتشر کرد. این نقد به پیشنویس دستورخط است. او در این نوشتار ۲۹ صفحهای، در قالب ۵۶ نکته، نقدهای مهمی دربار پیشنویس دستورخط بیان کرده است. برخی از اشکالات وارد به دستورخط در این نوشتار، بعدها در این کتابچه اصلاح شده و به برخی اعتنایی نشده است.
نقد جمشید سرمستانی: او پس از انتشار نسخ اول دستورخط، در نامهای به فرهنگستان، ۳۷ اشکال از دستورخط گرفت. فرهنگستان پس از مدتی، پاسخی در ۲۱ صفحه به وی داد. سرمستانی سپس در پاسخ، نامهای دیگر نوشت که ظاهراً هنوز پاسخی به آن ندادهاند. سرمستانی دو نام خود و پاسخ فرهنگستان به نام اولش را در قالب یادداشتی ۶۲ صفحهای در اسفند ۱۳۸۸ منتشر کرد. از نظر سرمستانی، فرهنگستان ۶۶۵ درصد از اشکالات او در نام اول را پذیرفته است.
نقد رضا روحانی: او در مقال «مشکل پیوستهنویسی و امتیاز نزدیکنویسی در املای ترکیبات فارسی» در پژوهشنام زبان و ادب فارسی، سال چهارم، شمار ۱۵، پاییز ۱۳۸۹ در ۲۴ صفحه به نقد دستورخط نشسته است. روحانی ابتدا دیدگاه صاحبنظران شاخص و از جمله فرهنگستان دربار شیو جدانویسی و پیوستهنویسی را گرد آورده است. سپس با سبکوسنگینکردن این دیدگاهها، دیدگاه ارجح را برگزیده است: جدانویسی. در این رهگذر، روحانی خطاهای ناپذیرفتنی فرهنگستان در انتخاب و بلکه ابداع شیوهای بیسابقه در جدانویسی یا پیوستهنویسی را برجسته کرده است: چندگانهنویسی! از نظر او چندگانهنویسی یعنی آمیزهای از جدانویسی و پیوستهنویسی و دلبخواهینویسی! او مینویسد: «فرهنگستان در تصویب برخی بخشها، مثل بخش مربوط به ترکیبات، اصل میانهروی و محافظهکاری را بهبهای بیروشی و ضابطهگریزی برگزیده است؛ در صورتی که چندگانهنویسی در املا و زیادی موارد استثنا، آموزش را دشوار و سردرگمی نویسندگان و ویراستاران را افزون میکند.»
نقد معین پایدار: معین پایدار در نقدی منتشرنشده، در هفت صفحه، اشکال اصلی دستورخط را مبتنینبودن پیشنهادهای این کتابچه بر رویکرد آواشناختی میداند و دستورخط را بهواسط احتیاط افراطی نویسندگانش، پراستثنا و دچار تشتت و ناکارآمد میخواند. معین پایدار در این نقد با رویکردی علمی، اجراییترین پیشنهاد را برای مسئل جدانویسی و پیوستهنویسی بیان کرده است.
هدف از نامبردن از نقدهای بالا ارجاع خوانند گرامی این نوشتار به مطالب بالا و پرهیز از تکرار گفتهشدهها بوده است.
دستورخط یک فرایند است
پرسش این است که آیا میتوان جایگاه دستورخط را به یک کتابچه فروکاست و شأن آن را خاکخوردن در گوشهای از یک فروشگاه کتاب یا کتابخانه با خوانندگانی کمشمار دانست؟ با این نگاه، دستورخط خیلی جلوتر از حد انتظار است و صدها ساعت کار تخصصی و هزینههای سنگین برای آن هم ضرورتی نداشته است. اما در واقع، دستورخط یک راهبرد و همزمان راهکار برای مدیریت خط، یعنی جلو مکتوب زبان است. زبان پدیدهای زنده و پویاست؛ چون هدف از آن، برآوردن نیاز ارتباطی گویشوران است و این نیاز متناسب با تغییرات ریز و درشت زندگی ایشان تغییر میکند. زبان ناچار است روزبهروز خود را با نیازهای جدید گویشوران تطبیق دهد و در واقع، بهمثاب موجودی زنده عمل کند. جلوه نوشتاری این زبان زنده نیز متأثر از پویایی زبان، روزبهروز با دستاندازها و نیازهای جدید مواجه است.
طبیعتاً این چنین خطی، به یک سازوکار فعال برای مدیریت خود نیازمند است، نه کتابچهای مرده در گوشهای از کتابخانهای. از همین روست که نمیتوان به دستورخط مانند دیگر آثار مکتوب نگریست و آن را موجودی بیجان و راکد درنظر گرفت. نگرش اشتباه به دستورخط باعث ناکارآمدی آن میشود، همان چیزی که سالهاست دستوپای دستورخط را بسته و مانع همهگیرشدن آن شده است. ناچارم از ذکر نمونهای برای بیان مقصود: در فرایند بازبینی دستورخط میبینیم که متولیان این کتابچه در مقابل تحولات گسترد فناوری از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۷ یعنی در طول سیزده سال، واکنشی نشان ندادهاند و این کتابچه بر همان وضع سابق خود مانده است. حتی اکنون نیز گاه بر آنچه در آن زمان بدان دست یافته بودند، پای میفشارند.
مشکل دستورخط از ساختار فرهنگستان است
فرهنگستان زبان و ادب فارسی در سال ۱۳۶۹ آغاز به کار کرد و از آن زمان، مجموعهای از دانشمندان طرازاول زبان فارسی را گرد هم آورده است. دربار دانش و جایگاه علمی حاضران در این نهاد گرانقدر هیچ سخنی نیست؛ اما دربار ساختار اداری فرهنگستان باید تأمل کرد. این ساختار همان عاملی است که باعث شده فرزند ارجمند این نهاد ارجمندتر، یعنی دستورخط، طفلی کمتحرک باقی بماند.
آنچه از بیرون به نظر میآید، این است که ساختار اداری فرهنگستان به خمودگی گرفتار آمده است و نهاد مدیریتی آن نیز دچار کهنسالی است. افزایش سن انسان را محتاطتر میکند و شاید رغبت حضور در بطن جامعه و رصد تحولات زبان و تکنولوژی و… را بگیرد و او را از نیازهای گویشوران در ساحت مکتوب زبان بیخبر نگاه دارد. از اینکه بگذریم، برخی مدیران فرهنگستان بهواسطه ضرورتهایی و بهناچار، چندشغله هستند؛ پس اگر هم بخواهند، وقت نمیکنند پابهپای زبان و تحولاتش حرکت کنند. به نظر نمیرسد زبان با این سرعت تحولش، مدیریتی پارهوقت و چندساعته در هفته را برتابد. شاید بتوان در عرصههای سیاسی یا اقتصادی اینگونه چرخ اقتصاد و سیاست را چرخاند؛ اما در عرص فرهنگ که نیازمند فعالیت بیوقفه و هرروزه است، این مدل شاید جواب ندهد.
ساختار فعلی فرهنگستان، مانند هم نهادهای دولتی، نظام مدیرکارمندی و حقوقبگیری است و تسریع در فرایند بازبینی و بهروزآوری دستورخط با این ساختار کمتر تناسب دارد. این، ویژگیِ ناخواست بوروکراسی اداری ما در سازمانهای دولتیمان است که پروندهها را سالها باز نگه دارد و با طمأنینه و از سر فرصت و در نوبتهای طولانی کارها را پیش ببرد. تناسبی بین این روش با مدیریت فرهنگی مخصوصاً در عرص زبان نیست. کاش میشد دربار کارگروه بازبینی دستورخط، استثنا قائل شد و بهچشم موضوعی در ساحت امنیت ملی به آن نگریست.
دستورخط باید شجاعانه نوشته شود
در نگارش دستورخط، چارهای جز برگزیدن برخی صورتها و رد برخی دیگر نیست و در تدوین قوانین دستورخط مطمئناً نمیتوان نظر همگان را جلب کرد. طرد برخی روشهای بیمبنای گذشته نیز از کارهایی است که جسارت و جرئت میخواهد؛ چون بهگونهای، سنتشکنی است. برای ساماندادن به خط، چارهای جز این هست؟
نویسندگان دستورخط در برخی قسمتها میانهرو و محافظهکار بودهاند. از جمله به نظر میرسد در مهمترین مبحث دستورخط، یعنی شیو نگارش ترکیبات، دچار این آسیب شدهاند. بالاخره واژههای مرکب و مشتق را باید پیوسته نوشت یا جدا؟ نویسندگان دستورخط آنقدر محتاط بودهاند که بهگفت روحانی، بنایی جدید گذاشتهاند: دلبخواهینویسی! بعد هم چندگانهنویسی را توصیه کردهاند: جدانویسی و پیوستهنویسی و دلبخواهینویسی! نتیج کار ایشان شده بیروشی و ضابطهگریزی و تشتت؛ یعنی نقض غرض از نگارش دستورخط!
معین پایدار در نقد خود نوشته است: «فرهنگستان آنچنان جانب احتیاط را گرفته و همهجانبه عمل کرده است که دستورخطِ مصوبش بسیار پراستثنا شده و ناخواسته به نوعی تشتت خزنده دچار گشته است؛ چندان که کارآمدیاش را از دست داده است. به نظر میرسد اگر بخواهیم از این چنددستی نامطلوب و دردسرساز برهیم، ناگزیریم قدری متهورانهتر اقدام کنیم.»
دستورخط عامل تشتت شده است
هدف از نگارش دستورخط پایاندادن به چندگونهنویسی و تشتت موجود در خط بوده است. دستورخط در برخی مبانی خود بهخوبی از عهد این کار برآمده است؛ اما بهواسط احتیاطکاری نویسندگانش و تلاش ایشان برای جلبنظر همه، در قسمتهایی کلیدی تشتتآفرین شده است؛ برای نمونه:
۱. نگارش الف «ابن»، ص ۲۲؛
۲. پیوستهنویسی یا جدانویسی «ها» ی جمع، ص ۲۳ و ۲۴؛
۳. روش نگارش صورت متصل فعل «بودن» در کلمات مختوم به «و» با صدایی نظیر آنچه در «تو» به کار رفته است: توای / تویی، ص ۲۵؛
۴. روش نگارش یای میانجی در کلماتی مانند رهرو، پرتو، جلو که آن را تابع تلفظ دانستهاند، ص ۲۸؛
۵. نگارش همز پایانی کلماتی مانند انشاء، املاء و اعضاء، ص ۳۱؛
۶. روش نگارش «ه» در ترکیبات عربی در بعضی از ترکیبات مانند حجهالاسلام / حجتالاسلام و آیهالله / آیتالله که هر دو صورت درست دانسته شده است، ص ۳۵؛
۷. مبحث مهم «ترکیبات» که دستورخط وقتی خواسته اتخاذ مبنا کند، بهگفت خود، قواعدی برای جدانویسی الزامی بعضی از کلمات مرکب و پیوستهنویسی الزامی بعضی دیگر تدوین کرده و در خصوص سایر کلمات اختیار داده است، ص ۳۹ تا ۴۳؛
۸. نگارش الف در «باسمه تعالی / بسمه تعالی»، ص ۴۲؛
۹. در «واژههایی با چند صورت املایی» نیز در برخی جاها بین دو صورت، هیچکدام را برنگزیده است، ص ۴۴ تا ۵۳.
مای شگفت است که فرهنگستان در شیوهنامهنویسی شیوهای جدید ابداع کرده است: بیشیوگی!
فرهنگستان در ص۹ و ۱۰ مقدم کتاب فرهنگ املایی خط فارسی، نامطلوببودن این بیشیوگی را تا حدودی پذیرفته است: «از آنجا که بهخاطرسپردن تمام قواعدی که در دستورخط آمده است، برای هیچکس جز معدودی از متخصصان امکانپذیر نیست و از سوی دیگر، عموم نویسندگان، اعم از محققان و نثرنویسان و شاعران و ویراستاران و روزنامهنگاران و منشیان و غیره هنگام نوشتن کلمات مرکب و مشتق و بعضی کلمات دواملایی یا سهاملایی دیگر دچار تردید میشوند، فرهنگستان چاره را در آن دید که دست به انتشار یک فرهنگ املایی مبتنی بر قواعد دستورخط فارسی بزند و املای کلماتی را که در این دستور به عهد سلیقه و ذوق نویسندگان گذاشته بود، تا آنجا که امکان دارد، بیشتر قاعدهمند سازد یا شیو مرجح خود را که در بسیاری از موارد اختیار دو املاست، در آن بگنجاند.»
دستورخط گاهی تناقضگویی میکند
برخی قوانین دستورخط خود را نقض میکنند! مهمترین نمونه در ص ۳۹ به چشم میخورد. دستورخط وقتی میخواهد دربار «کلمات مرکبی که الزاماً پیوسته نوشته میشوند» سخن بگوید، در بند اول مینویسد: «کلمات مرکبی که از ترکیب با پیشوند ساخته میشود، همیشه جدا نوشته میشود.» اگر قرار است دربار پیوستهنویسی بگوییم، جای این قاعده اینجا نیست. از استثنای بعد از این جمله مشخص میشود ظاهراً اینجا خطایی تایپی رخ داده است: «مگر مرکبهایی که با پیشوندهای به، بی و هم، با رعایت استثناهایی، ساخته میشود و احکام آن در املای بعضی از واژهها و پیشوندها و پسوندها (ص ۲۲ و ۲۳) آمده است.» چون آنجا سخن از جدانوشتن این سه پیشوند است، مستثنامِنه باید درباره پیوستهنویسی باشد و نه جدانویسی. خطای تایپی در مهمترین شیوهنامه خط فارسی، آنهم در اینجا؟!
دستورخط قرار است برای خط فارسی شیوهنامه بدهد و حتی کتابهای آموزشوپروش باید بر مبنای دستورخط نگاشته شوند؛ اما در جایی، معیار خود را کتابهای درسی و بهویژه دبستانی قرار داده است: «عموماً ضبط کتابهای درسی بهویژه دبستانی ترجیح داده شده است.» اینکه دور است!
در ص ۲۲ از مفهومی با عنوان «بسیطگونه» استفاده شده است و در شرح آن آمده: «کلمه بسیطگونه باشد؛ یعنی معنای آن دقیقاً مرکب از معانی اجزای آن نباشد.» آنچه در مثالهای این قسمت آمده، این تعریف را نقض میکند: معنای «بیچاره» و «بیهوده» مگر مرکب از اجزای آن نیست؟
دستورخط سکوت کرده است
دستورخط دربار شیو نگارش اعلام بیگانه سخنی نمیگوید! دستورخط به شیوه شکستهنویسی در متون گفتاری کاری ندارد! دستورخط درباره شیو نگارش شعر سخنی ندارد! دستورخط به شیوه نگارش خط تحریری و خوشنویسی کاری ندارد! دستورخط دربار نگارش «به» در عبارتهای فعلی حرفی نزده است! دستورخط به نگارش پیشوندها در فعلهای پیشوندی هم نظری نینداخته است! دستورخط دربار شیو نگارش فعل کمکی در ماضی نقلی سخنی نگفته است! دستورخط به روش نگارش مصدر مرکب و فعل مرکب تصریح نکرده است که آیا آنها را جدا بنویسیم یا نیمجدا و صرفاً مثال زده! دستورخط دربار شیو نگارش حروف اضاف مرکب هم چیزی نگفته است! دستورخط مشخص نکرده است «ابن» بین دو اسم خاص با فاصله از قبل و بعد نوشته شود یا نیمجدا! دستورخط دربار ترکیبهای عطفی قاعده نداده است! دستورخط خیلی چیزها را فراموش کرده است!
دستورخط از اصطلاحات رایج خبر ندارد
مهمترین تلاش دستورخط در جهت مشخصکردن تکلیف پیوستهنویسی و جدانویسی کلمات مرکب و مشتق است. تصور کنید در این میان، کلیدیترین مفهوم، یعنی «نیمفاصله»، برای نویسندگان دستورخط مشخص نبوده است و ایشان احتمالاً با ذهنیت واژهپرداز زرنگار دربار آن سخن گفتهاند: «در نوشتههای فارسی دو نوع فاصله وجود دارد: یکی فاصله برونکلمه، یعنی فاصلهگذاری میان کلمههای یک جمله یا عبارت؛ مانند: یکی از صاحبدلان سر به جیب مراقبت فروبرده بود. این فاصله در ماشینتحریر و رایانه، فاصل یکحرفی خوانده میشود. و دیگری فاصل درونکلمه که معمولاً میان اجزای ترکیب و اغلب در حروف منفصل میگذارند: ورود، آزادمرد، خردورزی، پردرآمد. این فاصله در تداول نیمفاصله خوانده میشود.»
نویسندگان این بند، هیچ ذهنتی از نیمفاصله نداشتهاند، نویسهای که در استاندار بینالمللی یونیکد Zero Width Non-Joiner خوانده میشود و کد ۲۰۰C دارد. نکت دیگر اینکه در کلماتی مانند «آزادمرد» هم نیازی به نیمفاصله نیست؛ چون «م» به «د» نمیچسبد! کافی بود از یکی از همکاران جوانترشان میپرسیدند و میفهمیدند «نیمفاصله» دقیقاً چیست.
این اصطلاحندانی باعث شده است برای کلماتی که درونشان نیمفاصله ندارند هم نامی وضع نکنند و آنها را «جدا» بنامند؛ یعنی از یک نام برای دو نوع حروفچینی استفاده کنند: هم درج فاصله و هم درج نیمفاصله! محمدمهدی باقری این کلمات را با الگوگیری از عنوان «نیمفاصله»، «نیمجدا» نامیده است. دیگران آنها را «نزدیک»، «جدا ولی بیفاصله»، «جدا ولی نزدیک» و… نامیدهاند. آسیب بینامیِ کلمات «نیمجدا» در دستورخط، بلاتکلیفیِ خواننده بوده است. دستورخطی که میخواسته تشتت را پایان دهد، خواننده را سردرگم میکند.
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی، به دوستانتان معرفی کنید.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 