پاورپوینت کامل الوان ناری و نوری در قرآن و عرفان ۱۱۱ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل الوان ناری و نوری در قرآن و عرفان ۱۱۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل الوان ناری و نوری در قرآن و عرفان ۱۱۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل الوان ناری و نوری در قرآن و عرفان ۱۱۱ اسلاید در PowerPoint :
نگارگری اسلامی بدون تردید متأثر از بنیانها و اصول نظری حاکم بر اندیشه و عقیده اسلامی است. در نگاه اول به نظر میرسد این تأثیر در ساحت معنا و محتوا، حضور و ظهوری بارز دارد که البته به دلیل حاکمیت اصل تجلی در هنر و ادب اسلامی، نظری صائب و درست است؛ اما تأمل و تحقیق در نگارگری ناب اسلامی که در بستر ذوق و زیبایی ایرانی کامل شد، نشان میدهد حوزه این تأثیر، دامن فرم و ساختار چنین آثاری را نیز در بر گرفته و بنابر این طرح و رنگ و نور نیز، تلألؤ معانی و اصول حاکم بر اندیشه و عقیده اسلامی اند.
نگارگری اسلامی بدون تردید متأثر از بنیانها و اصول نظری حاکم بر اندیشه و عقیده اسلامی است. در نگاه اول به نظر میرسد این تأثیر در ساحت معنا و محتوا، حضور و ظهوری بارز دارد که البته به دلیل حاکمیت اصل تجلی در هنر و ادب اسلامی، نظری صائب و درست است؛ اما تأمل و تحقیق در نگارگری ناب اسلامی که در بستر ذوق و زیبایی ایرانی کامل شد، نشان میدهد حوزه این تأثیر، دامن فرم و ساختار چنین آثاری را نیز در بر گرفته و بنابر این طرح و رنگ و نور نیز، تلألؤ معانی و اصول حاکم بر اندیشه و عقیده اسلامی اند. رویکرد حکما و عرفای مسلمان به نور و رنگ، معانی لطیف و مفاهیم ظریفی از این عناصر هنری ارائه نمود که در آثار شگفت و متعالی هنرمندان ایرانی ـ اسلامی به کمال ظهور یافت. در این میان تأکید قرآن بر تمایز میان نور و نار و نیز بازتاب کامل این معنا در ذوق و عقل و تخیل حکما و عرفای مسلمان، دستمایهای عمیق در دست هنرمندان مسلمان نهاد که در آثار خود معانی لطیف، روحانی و آسمانی را با رنگهای شفاف، براق، نرم و مواج (با توجه به سبکی و روانی آنها و مهمتر فقدان بُعد در نور) و مفاهیم غیر لطیف را با رنگهایی غلیظ و شدید به تصویر کشند.
مقدمه
هنر، بازتاب ایدهها و عقاید حاکم بر یک فرهنگ، جهان بینی و اندیشه جاری در تمدنهاست. گرچه در یکی دو قرن گذشته ظهور و به بار نشستن اومانیسم و اصالت انسان آن هم مبتنی بر نوعی فردگرایی۱ و پرهیز از اصولی کامل و جامع که رشته پیوند انسانها با هم باشد، سبب ظهور مکتبها و مشربهای فردی و خصوصی شد، اما دستکم در جهانبینیهای شرقی و بهویژه سنتی هنر و ادب، همچنان جلوههای جمال و جلال الهی و اصول دینی در بستر تمدنهای دینی هستند.
هنر اسلامی ـ ایرانی پس از گرایش ایرانیان به اسلام و پذیرش اصول و قواعد این دین، ظهور و تکوین یافت. گریز از تجسد و بازنمایی صور معقول و تجریدی در فرمهای تجسمی و در عین حال تأکید بر نظر و سیر در طبیعت از منظر معرفتی و جمالشناختی، رویکرد تازهای در هنر ایرانی پدید آورد. این معنا در کنار تأکید این دین بر تأمل در سنتهای ملل دیگر و بهره بردن از مبانیِ مبتنی بر فطرت الهی انسانها در این تمدنها، شکوفایی و تجلی بیمانندی از ذوق و زیبایی آفرید که ظهور شاهکارهای هنری از جمله نتایج آن است. در این میان جدّ و جهد هنرمندان و صناعتگران ایرانی در رجوع به مبانی و منابع دینی، حکمی و عرفانی مجموعه هنرهایی آفرید که در فرم و محتوا، خود را مقید به پیروی و تبعیت از اصول دینی و فرهنگی میدانست. در این میان قرآن به عنوان کلام الهی در بر دارند تمامی اصول و قواعد اسلامی و مرجع نهایی تمامی قشرهای مسلمان در پیریزی اصول علمی و عملی هر ایده و حرفهای محسوب میشد. بنا بر نوع کاربرد رنگها در نگارگری نیز میتوانست متأثر از نحوه رویکرد قرآن به رنگ و مهمتر عناصر اصلی آن چون نور و نار باشد. سخن اول، شرح این دو اصطلاح بنیادی در قرآن است.
الف) نور و نار در قرآن
در قرآن کریم نزدیک به ۱۵۰ بار اصطلاح «نار» در صورتهایی چون النار و ناراً، به کار رفته که مهمترین و وسیعترین نوع کاربردش در خصوص دوزخ و صفت سوزندگی و احراق آن، بهویژه در مورد بدکاران، گناهکاران و سیاهکاران است. اصطلاحاتی چون «اصحاب النّار» و «عذاب النار» پرکاربردین اصطلاحات مرکب نار در قرآن و اصطلاحاتی چون «نار جهنم» و «مأواهم النار» از رایجترین اصطلاحات قرآن در این ۱۵۰ بار کاربرد است.
بدون هیچ تردید کاربرد مطلق نار در قرآن، کاربردی در راستای انجام عذاب اخروی است و آتش، ابزار و اسباب این عذاب. به عبارت دیگر، تأمل اولیه در آیاتی که نار در آنها استفاده شده است، آشکارا نشان میدهد نار در قرآن صفت نوری ندارد و در مواردی کاملاً بهعنوان نقط مقابل آن مورد توجه و تأکید است؛ چنانکه حتی در آی نور تأکید میشود نور در افروخته شدن شجره مبارکه، نیازمند مسّ و لمس ناری نیست. شاید اشارت و کنایت به این نکته بنیادی که نار میتواند بهرهمند از نور شود، اما نور از نار خیر:
«الله نُورُ السَّمَاواتِ و الأَرضِ…: خدا نور آسمانها و زمین است مَثل نور او چون چراغدانى است که در آن، چراغى و آن چراغ در شیشهاى است، آن شیشه گویى اخترى درخشان است که از درخت خجست زیتونى که نه شرقى است و نه غربى، افروخته مىشود؛ یکَادُ زَیتُهَا یضِیءُ و لَو لَم تَمسَسهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ…: نزدیک است که روغنش هرچند بدان آتشى نرسیده باشد، روشنى بخشد. روشنى بر روى روشنى است، خدا هر که را بخواهد، با نور خویش هدایت مىکند و این مثلها را خدا براى مردم مىزند و خدا به هر چیزى داناست» (نور، ۳۵).
تنها در یک مورد خاص و بسیار شگفتانگیز نار در جایگاه نور ظاهر میشود و آن واقعه حضور حضرت موسی(ع) در کوه طور، و گذر از مسیری تاریک به هنگام بازگشت به مصر همراه با خانواده خویش است. آنگاه که در سردی و ظلمت آن شب، از دور آتشی میبیند و همسرش را وامیگذارد تا از بلندی طور، قطعه یا پارهای آتش بیاورد. آتشی که به نظر میرسد بسیار خاص است. گرچه به هنگام حضور در بلندی طور، به دو روایت، هم شجره میبیند و هم نار.
روایت اول که بیانگر ظهور نار است، چنین است: «اذ قالَ موسى لِأَهلِهِ إنِّی آنَستُ نَارًا سَآتِیکُم مِّنهَا بِخبَرٍ أَو آتِیکُم بِشِهابٍ قَبَسٍ لعَلَّکُم تَصطَلون: یاد کن هنگامى را که موسى به خانوادهاش گفت: من آتشى به نظرم رسید، بهزودى براىتان خبرى از آن خواهم آورد یا شعله آتشى براى شما مىآورم، باشد که خود را گرم کنید. فَلَمَّا جَاءهَا نُودِی أن بُورِکَ مَن فِی النَّارِ و مَن حَولَهَا و سُبحَانَ الله رَبِّ العَالمِین: چون نزد آن آمد، آوا رسید که: خجسته [و مبارک گردید] آن که در کنار این آتش و آن که پیرامون آن است؛ و منزه است خدا، پروردگار جهانیان» (نمل، ۷-۸).
و روایت دوم که بیانگر ظهور شجره است: «چون موسى آن مدت را به پایان رسانید و همسرش را [همراه] برد، آنَسَ مِن جَانِبِ الطُّورِ نَاراً قَالَ لِأَهلِهِ امکُثُوا: آتشى را از دور در کنار طور مشاهده کرد، به خانواده خود گفت: [اینجا] بمانید که: إنِّی آنَستُ نَاراً لعلِّی آتِیکُم مِنهَا بِخَبَرٍ أَو جَذوه مِنَ النَّارِ لَعَلَّکُم تَصطَلون: من آتشى از دور دیدم، شاید خبرى از آن یا شعلهاى آتش برایتان بیاورم، باشد که خود را گرم کنید. فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِی مِن شَاطِئِ الوادِی الأَیمَنِ فِی البُقعَه المُبَارَکَه مِنَ الشَّجَرَه أن یا موسى إنّی أنَا الله ربُّ العالمین: پس چون به آن [آتش] رسید، از جانب راست وادى، در آن جایگاه مبارک، از آن درخت ندا آمد که: اى موسى، منم، من، خداوند، پروردگار جهانیان» (قصص، ۲۸-۲۹).
چنان که صریح آیات اشاره دارد، حق در این دو آیه هم به صورت شجرهای نمادین در مقابل دیدگاه موسی ظاهر میشود و هم به صورت نار؛ زیرا در سوره نمل بیان میشود «خجسته [و مبارک گردید] آن که در کنار این آتش و آن که پیرامون آن است» و نیز روایتی که تورات (سفر خروج، باب سوم) آورده است: «ناگهان فرشته خداوند چون شعله آتش از میان بوتهای شعلهور است، ولی نمیسوزد. با خود گفت: عجیب است، چرا بوته نمیسوزد؟ پس نزدیک رفت تا علتش را بفهمد. وقتی خداوند دید که موسی به بوته نزدیک میشود، از میان بوته ندا داد: موسی، موسی !»
چنانکه میبینیم، در دو آیه قرآن که هر دو روایت یک واقعهاند، نار و شجره ظاهر میشوند که در ترکیب این آیات و نیز متکی بر روایات، شجرهای ناری و ملون به انواع رنگهای دلانگیز، جمالی و متعالی است. معنایی که تورات نیز بدان اشاره دارد
تنها کاربرد نوری نار در قرآن، همین واقعه و بهویژه آی ۸ سور نمل است. البته مورد دیگری نیز وجود دارد که در آن، آتش مورد خطاب مستقیم حق قرار میگیرد تا بر ابراهیم سرد و سلامت باشد: «قُلنا یا نارُ کُونِی بَردًا و سلَاماً عَلَى ابراهیم: گفتیم: اى آتش، بر ابراهیم سرد و بىآسیب باش» (انبیا، ۶۹)، که در عین تأکید بر صفت احراق و سوزانندگی آن، مأمور میشود تا بر ابراهیم سرد و سلامت باشد؛ اما این آیه نقیض آن اصل کلی که در همه جای قرآن، نار صفت ناری داشته (و نه نوری) نیست؛ اما تنها کاربردی که میتواند این اصل را نقض کند همان واقع حضور موسی در کوه طور است. لیکن با تأمل و تحقیق مشخص میشود که گرچه اصطلاح صریح نار در عبارت «بُورِکَ مَن فِی النَّارِ و مَن حَولَهَا» ذکر گردیده، اما هم در این آیه و هم در آیهای که اشارت به ظهور حق در شجره دارد، این ظهور، ظهوری نمادین و تمثیلی است و نه عینیت یافتن در جهان خارج. کما اینکه مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، درخت را حجابی میداند که خداوند از ورای آن با موسی سخن گفت: «البته این احتجاب به معنایی بوده که لایق ساحت قدس او باشد؛ احتجابی که با احاطه او بر همه چیز منافات نداشته باشد» (ج۱۶، ص۴۶). به عبارتی اولاً اگر از نگاه حضرت موسی(ع) موضوع مورد توجه قرار گیرد، وی در سه آیه قرآن از اصطلاح «آنستُ» یا «آنس» استفاده کرده که یعنی به نظرش رسیده آتشی در آنجا هست و البته بنا به طلب او در آن موقعیت مخصوص (که کاروان کوچک او راه گم کرده و سردی و تاریکی نیز بر وحشت آنان میافزود)، اشارت به وجه حرارت و روشنایی آتش، بیشتر مورد تأکید است و این میتواند از وجه نوری آن بکاهد. ضمن اینکه اگر محور، نظر حضرت موسی باشد، در اصل، این نظر و احساس اوست و الزاماً بدان معنا نیست که به حقیقت ناری بوده یا حق در صورت نار ظاهر شده است. گرچه صراحت حضور نار در آی ۸ سور نمل، تردیدی در تمثل ناری حق باقی نمیگذارد؛ لیکن بنا به آی شریفه «مَا کَانَ لِبَشَرٍ أَن یکَلِّمَهُ الله الَّا وحیا أَو مِن ورَاء حِجَابٍ أَو یرسِلَ رَسُولًا فَیوحِی بِإِذنِهِ مَا یشَاءُ إنَّهُ عَلِی حَکِیمٌ (شوری، ۵۱ که بالصراحه مؤید این است «هیچ بشرى را نرسد که خدا با او سخن گوید، جز [از راه] وحى، یا از فراسوى حجابى، یا فرستادهاى بفرستد و به اذن او هر چه بخواهد، وحى نماید؛ آرى، اوست بلندمرتب سنجیدهکار»)، حق بر هیچ بندهای بهصراحت ظاهر نمیشود. دلیل مطلق بر تصدیق و تأیید این معنا، علاوه بر نص شریفی که بیان شد، طلب همین پیغمبر (حضرت موسی) است آنگاه که در طور خواستار رؤیت خداوند میشود، ولی ندای «لنترانی» میشنود: «چون موسى به میعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: رَبِّ أَرِنِی أنظُر الَیک: پروردگارا، خود را به من بنماى تا بر تو بنگرم. قالَ لَن تَرانی…: فرمود: هرگز مرا نخواهى دید، لیکن به کوه بنگر؛ پس اگر بر جاى خود قرار گرفت، بهزودى مرا خواهى دید. پس چون پروردگارش به کوه جلوه نمود، آن را ریز ریز ساخت و موسى بیهوش بر زمین افتاد و چون به خود آمد، گفت: تو منزهى، به درگاهت توبه کردم و من نخستین مؤمنانم» (اعراف، ۱۴۳) و یا صراحتی که در حدیث نورانی «انّ لله سبعین الف حجاب من نور و ظلمه، لو کشفها، لاحرقت سبحات وجهه کلما انتهی الیه بصره»۲ وجود دارد که خود بیانگر آن است: هیچ چشمی در مقام جسمانی، قادر به رؤیت پروردگار نیست. بنابراین آنچه در طور جلوه کرد، صورتهای نمادینی است که موسی را در ادراک کُنه حقیقت راهبر بود و نه اینکه حقیقتاً نور در آنجا صفت ناری داشت، بلکه دقیقتر، ظهور ناری در کسوت شجره رخ نمود و این ظهور بنا به آن است که حق، به هر صورتی که بنده در جان خالص خود تصورش کند، ظاهر میشود. (با توجه به اینکه موسی در دل شب، طالب آتش و روشنایی بود، برای غلبه بر ظلمت و سردی شب و مهمتر یافتن راه).
به غیر از آیه مذکور که آنهم به دلیل ظهور نمادین و نیز غلبه فاعلیت ناظر بر عینیت منظور، نار صفت نوری دارد، در بقیه موارد، نار صفت احراقی دارد و نور صفت اظهاری و به یک عبارت، همچنان که عرفا و حکما در این باب به تفصیل سخن گفتهاند، «نور» اسم مُظهِر است که به واسطه آن، همه چیز ظاهر میشود. نکته مهم و بنیادی این است که وجود این معنا در قرآن، سبب گردید در قلمرو عرفان و سپس هنرِ متأثر از آن، الوان نوری و الوان ناری از هم متمایز گردند. پیش از بیان این معنا و شرح آن بر بنیاد«رساله نوریه» علاءالدوله سمنانی، ضروری است به تفسیر نور و نار در آرای شیخ شهابالدین سهروردی (شیخ اشراق) و نوع رویکرد خاص او نگاهی بیفکنیم، از این رو که مهمترین فیلسوف نوری ایران است .
ب) نور و نار در آرای شیخ اشراق
حکمت شیخ اشراق بر بنیاد نور و مراتب آن قرار دارد. مراتبی که مصدر و منشأ اول آن «نورالانوار» و نورِ اولِ صادر از آن، یعنی «نور اقرب» یا بهمن است. شیخ اشراق از جمله حکمایی است که همچون افلاطونیان جهان را نسخهای از جهان بالا میداند؛ یعنی هر جزئی از اجزای عالم یا موجودی از موجودات این جهان، صورتی از صور نوری عوالم فوقانی هستند. از دیدگاه او انوار ذاتی (چون عقول و نفوس) و انوار عرَضی (همچون خورشید، ستارگان و آتش) همه شریفاند، زیرا فروغ یا پرتو کوچکی از نور اعظم یا نورالانوارند. شیخ بنا به نظریه عکس که نار را جلوه نور میداند و نیز بنا به کارکردهای ویژه آتش در این عالم، برای نار شرافت قائل است. از دید او نار دارای کارکردها و صفاتی چون عالیترین حرکتها و تامترین حرارتهاست. نار نزدیکترین عنصر به ذات حیات و همانندترین موجودبه نور است و یار انسان در تاریکیها و دارای تامترین جلوههای قهر و جبروت. شیخ نار را برادر «اسفهبد» یا نور مدبر انسانها میداند و نیز از جمله فرشتگانی که خلافت حق در زمین به واسطه او تمام میشود و دقیقاً از همین رو ایرانیان باستان به آن توجه میکردند و تمامی نورها را واجبالتعظیم میدانستند.
صاحب رساله انواریه (در شرح حکمه الاشراق) در تفسیر این معنا میآورد: «چون آتش انوار از اجسام عنصریّه است، بنا بر آن ختم مىکند فصل را به بیان کمالات او، و میل او به اجسام فلکیّه. و حرکت نمودن او به آن جانب ظاهر است که موجب شرافت او مىشود، و زیادتى حرارت او نیز موجب شرافت اوست و استعانت، زیرا که حرارت موجب تلطیف است و قرب او به طبقه حیات به سبب حرارت اوست، و استعانت نمودن به او در تاریکیها نیز ظاهر است که موجب غایت علّت است، و أشبه است از جمیع عناصر، [و موجب] شرافت او مىشود. و آتش «اتمّ قهراً» است از عناصر دیگر؛ چه، لطافت موجب غایت علّت است و اشبه است از جمیع عناصر به مبادى عالیه از جهت نورانیّت. و اخوت به نور اسفهبد به جهت اشتراک اوست به نور اسفهبد از وجوده: یکى نورانى است، دویّم طلب مرتبه اعلى، سیّوم فیضان از عقل، چهارم اضائت عالم اجرام و ایثار نور بر غیر. وبدان که حضرت نور الانوار که خالق جمیع اشیاست، موجد عوالم متعدّده است و در عالم خلیفه معین نموده است که تدبیر آن عالم معوض به آن خلیفه است، و چنانچه عقل اول خلیفه عالم عقل است، و نفوس افلاک خلفاى عالم افلاک، و نظایر آن خلفاى عالم افلاک مثالى، و نفوس بشرى و اشعه کوکبى در این عالم. ظاهر است که جمیع حوادث از آثار آن است و خلافت انسان در این عالم، ظاهر است و جمیع صناعات و علوم از نفوس انسان در این عالم[هم] ظاهر است. انِّی جاعِلٌ فی الأَرضِ خَلیفَه و یا داوُدُ انّا جَعَلناکَ خلِیفَه فی الارض دلیل واضح است بر خلافت انسان در این عالم. و اما خلافت آتش در عالم، بدان سبب است که آتش روشنکنند تاریکیها و نفخ و هذه اشیاء …و به اصلاح آورند اغذیه فاسده است، پس حصّهاى از خلافت در وى هست و لهذا او را خلیفه صغرى گفتهاند. و از همین جهت که آتش أخ نور اسفهبد و خلیفه انوار و اشعه الهى است در عالم عبادت، حکماى فارس که صاحب شریعت بودهاند، توجه نمودند به او در اوقات عبادت.»(الهروی، ۱۳۶۳: ۱۱۱).
این رویکرد نشان میدهد در کنار رویکرد قرآنی، نگاه خاص حکمایی چون شیخ اشراق نیز میتوانست مبنایی برای مفهوم نور و نار باشد؛ نگاهی که با رویکرد عرفانی، آتش را جلوهای از جلوات نور الهی میدانست و این البته با برخی از آیات قرآن (ازجمله نارِ فروزانِ شجره کوه طور) کاملا سازگار بود.
تمایز رنگهای نوری و رنگهای ناری در رساله نوریه
علاءالدول سمنانی (درگذشت ۷۳۶ق) که یکی از مهمترین عرفای ایرانی است و در نفی نظریه «وحدت وجود» ابنعربی شهرتی بسزا دارد و به عبارتی واضع نظریه «وحدت شهود» است، در تأمل و توجه عرفانی به نور و رنگ، ادامهدهند راه نجمالدین کبری (د ۶۱۸ق) است. سمنانی در رساله نوری خود که بیان سیر و سلوک منازل سالک است، از رنگها در تبیین منازل بهر بسیار میبرد. لکن در نگاه نخست به نظر میرسد او متأثر از نگرش قرآنی و نظر حاکم بر اندیش اسلامی، الوان نوری و ناری را متمایز میگرداند. از دیدگاه او نار و الوانش پیش از حضور سالک در ساحت روح حضوری بارز دارند؛ اما پس از آنکه سالک، مسیر ملوّث و تلبیسگون نفس را واگذاشت و به ساحت روح رسید، در آنجا الوان نوری ظاهر میشوند.
سمنانی در رسال نوریه ابتدا مینویسد: «نور چیزی را میگویند که او خود را ببیند و داند، و هم اشیا را بیند و داند، و بدو اشیا را توان دید و دانست. و این نور مطلق، صفت خاص حق است»(سمنانی، ۱۳۸۳: ۳۰۲)؛ سپس با تقسیم نور به نور ارادت ارضی و نور ولایت سماوی، هر دو صفت را از آن حق میداند. شاهد مثال او آیه «الله نور السموات و الارض» (خداوند نور آسمانها و زمین است) است که تصویر ولایت سماوی اوست و روایت «اولیایی تحت قبایی لایَعرفهم غیری» (دوستانم زیر قبای من پنهاناند و هیچکس جز من آنان را نمیشناسد) که بیان نور ارادت ارضی اوست؛ زیرا «نور ولایت را که صفت خاص اوست، نتوان دید جز به نور ارادت که صفت ذات اوست» (همان). سمنانی سپس با تقسیم عالم در چهار سطح، برای هر کدام از این سطوح مصادیقی برمیشمرد:
ـ مصادیق نور در غیب انفس روح، سرّ، دل و نفس هستند
ـ در غیب آفاق، مصادیق نور ارواح ملک و جن هستند،
ـ و در شهادت انفس، نور باصره و قوای مدرکه مصادیق نورند،
ـ و نهایت در شهادت آفاق، آفتاب و ماه و ستارگان و چراغ و شمع و مشعله.
وی سپس به ظهور نار و نور در صورت الوان میپردازد که در مسیر سالک رخ مینمایند. سالک در سیر خود پیش از آنکه به مرحله تجرد و قطع علایق از جهان مادی برسد، با وجه ناری سر و کار دارد؛ همان که در آیات قرآن در قاموس عذاب و دوزخ، نقش و کارب
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 