پاورپوینت کامل متبرک ۹۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل متبرک ۹۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل متبرک ۹۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل متبرک ۹۷ اسلاید در PowerPoint :

۱
واژه‌شناسی۲
معنای اصطلاحی۳
رابطه تبرک و توسل۴
شیوه‌های انتقال برکت۵
پیشینه برکت در متون دینی۶
مشروعیت تبرک۶.۱
رد دیدگاه وهابیت۶.۲
تبرک به قبر پیامبر نزد اهل سنت۷
تبرک در قرآن کریم۸
تبرک در سنت نبوی۹
تبرک در سیره اهل بیت۱۰
تبرک در سیره صحابه و تابعین۱۱
انواع تبرک به پیامبر۱۱.۱
تبرک به موی پیامبر۱۱.۲
تبرک به ناخن پیامبر۱۱.۳
تبرک به وسایل پیامبر۱۱.۴
تبرک به اماکن منسوب به پیامبر۱۱.۵
مکان‌های متبرک پیامبر در مکه۱۱.۶
مکان‌های متبرک پیامبر در مدینه۱۲
تبرک‌جویی به غیر پیامبر۱۲.۱
تبرک به قبور غیر پیامبر۱۳
عدم اختصاص تبرک به پیامبر۱۴
برای مطالعه بیشتر۱۵
پیوند به بیرون۱۶
پانویس۱۷
منابع

تَبَرُّک: درخواست خیر و برکت از خداوند، از طریق یک موجود مبارک است.

در اصطلاح دینی تیمن و برکت خواستن به واسطه موجودی که در پیشگاه خداوند از مقام والایی برخوردار است. تبرک با توسل شباهت مفهومی و مصداقی دارند.

تبرک یا با لمس و تماس موجود متبرک، یا از طریق اشیائی که به موجودات متبرک شباهت دارند، تحقق پیدا می‌کند و گاهی هم صاحب برکت خودش به شخص برکت می‌بخشد بدون اینکه شخص آن را درخواست کرده باشد.

برکت علاوه بر اسلام در ادیان گذشته و در عهد عتیق درباره حضرت یعقوب و یوسف، حضرت موسی و حضرت عیسی(ع) آمده است.

دیدگاه رایج میان مسلمانان بر این است که تبرک یک کار نیک و مقبولی است. اما به باور وهابیان، تبرک یک نوع عبادت شمرده شده و از آن جایی که عبادت امری توقیفی است بنابرین تبرک تنها در مورد اموری جایز می‌باشد که در کتاب و سنت دلیلی بر جواز آن باشد. در موارد دیگر تبرک بدعت و غیر مشروع است.
اما در جواب وهابیان باید گفت که در عبادت نیت پرستش وجود دارد اما در تبرک‌جویی هرگز قصد پرستش موجود متبرک در میان نیست. تبرک از اموری است که در شرع مقدس بر جواز آن دلایل فراوانی وجود دارد و بدعت ناپسند به شمار نمی‌رود.

در قرآن کریم، سنت پیامبر(ص)، سیره اهل بیت(ع) و نیز در سیره صحابه و تابعین تبرک فراوان گزارش شده است.
در مورد تبرک به پیامبر(ص) از تبرک به مو، ناخن و وسایل پیامبر و نیز تبرک به اماکن منسوب به پیامبر می‌توان سخن گفت. با توجه به ادله و شواهد گوناگون، اختصاص این امر به پیامبر(ص) درست نیست؛ چنانچه در رفتار مسلمانان تبرک به غیر پیامبر فراوان وجود دارد. حتی بنابر روایات خود حضرت به عرق پیشانی حضرت علی(ع) تبرک جسته است.
به طور خلاصه باید گفت تبرک یک امر مجاز بوده و اختصاص به پیامبر(ص) یا امور مربوط به ایشان ندارد.

واژه‌شناسی

«تبرک» مصدر باب تفعّل از ریشه «ب ـ ر ـ ک» به معنای خیر کثیر و فزونی،[۱] سینه شتر،[۲] سعادت[۳] و ثبات[۴] است.

برخی معنای فراگیر برکت را فایده پایدار می‌دانند و باور دارند که این معنا با معانی دیگر آن سازگار است.[۵] برخی نیز اصل آن را «پایداری» دانسته، بر این باورند که دیگر معانی با آن نزدیک هستند.[۶] بعضی نیز اصل آن را فضل، خیر و افزونیِ مادی و معنوی می‌دانند.[۷]

آورده‌اند که این واژه در اصل، سامی و به معنای نزدیکی و قرابت است و از واژه‌های راه‌یافته در زبان عربی است.[۸]

معنای اصطلاحی

برکت در اصطلاح متون دینی، عبارت است از پدید آمدن خیر الهی در امور[۹] و فراوانی خیر و بسیار شدن آن[۱۰] که شامل امور خیر دنیوی و اخروی از جمله پاداش اعمال، امنیت و مایه دوری انسان از دنیا است.[۱۱]

تبرک همچنین عبارت است از تیمن[۱۲] و مبارک شمردن چیزی[۱۳] و در اصطلاح متون دینی، یعنی طلب برکت و خیر الهی[۱۴] که در یک موجود نهاده شده[۱۵] و خداوند برای او امتیازها و مقام‌هایی خاص قرار داده است،[۱۶] خواه این برکت مادی باشد و خواه معنوی.[۱۷]

رابطه تبرک و توسل

هم در توسل و هم در تبرک، انسان در پی دریافت خیری به واسطه یک موجود دیگر است. از این رو، این دو شباهت مفهومی و مصداقی فراوان با هم دارند؛ به ویژه آن جا که شخص در صدد دستیابی به خیر معنوی است. برخی باور دارند که حقیقت تبرک، توسل است؛ پس تفاوتی میان این دو نیست.

اما با فرض تفاوت این دو، توسل عبارت است از واسطه قرار دادن بزرگان دین در پیشگاه خداوند برای رسیدن به خواسته‌ای. تبرک نیز یعنی طلب خیر و برکت مادی و معنوی که خداوند در انسان‌ها یا اشیا قرار داده است.[۱۸]

شیوه‌های انتقال برکت

تبرک به سه‌گونه تحقق می‌یابد:[۱۹] گاه با تماس و لمس موجود مبارک صورت می‌پذیرد؛ همچون: لمس نمودن پیامبر[۲۰] یا اجزای جدا شده از بدن ایشان[۲۱] و یا اشیایی که با بدن وی تماس داشته است،[۲۲] استلام حجرالاسود و ارکان کعبه[۲۳] به دست زائران کعبه در مناسک حج و عمره، لمس ضریح یا صندوق قبر امامان معصوم و اولیای الهی، لمس جای پای پیامبر(ص) در سنگی در بخش جنوبی مسجدالحرام.[۲۴]

گاه در موارد مشابهت با موجودات و اشیای دارای برکت، آن شباهت افزون بر این‌که خود مایه برکت است، قدرت برکت‌دهی نیز دارد؛ همچون: طلب برکت از تصاویر مکه و مدینه که مسلمانان در خانه‌های خویش دارند یا تابوت‌واره‌های همانند قبر و تابوت امام حسین(ع) در مراسم تعزیه.[۲۵]

تبرک گاهی بر خواست و التفات شخصی استوار است. در این حالت، خداوند یا کسی که قدرت برکت‌بخشی دارد، آگاهانه کسی یا چیزی را متبرک می‌کند. ممکن است این کار تنها با بیان اراده یا با دست نهادن بر کسی یا چیزی و یا با دعای خیر و طلب برکت برای کسی یا چیزی صورت گیرد. در این حال، انتقال برکت به صورت ابتدایی و بدون درخواست شخص خواهان برکت است؛ همچون موردی که خداوند به یعقوب برکت داد[۲۶] و نیز اسحاق(ع) به پسرش یعقوب برکت بخشید[۲۷] و یعقوب(ع) با دعای خیر به پسرانش برکت بخشید و آن‌ها را مبارک ساخت[۲۸] و یا رسول خدا(ص) دختر و دامادش را متبرک نمود.[۲۹] وجه مشترک در این سه نوع، وجود التفات و اراده‌ای از سوی خداوند یا شخصی مقدس است که مایه برکت می‌شود.

پیشینه برکت در متون دینی

پیشینه برکت جستن در متون دینی آمده است. در عهد عتیق، درباره احوال حضرت یعقوب و یوسف، از تبرّک سخن رفته است.[۳۰] در «ده فرمان» حضرت موسی آمده که روز هفتم و سبَّت (شنبه) را مبارک قرار داده است.[۳۱] در انجیل مرقس نیز بیان شده که حضرت مسیح(ع) با کشیدن دست بر سر کودکان، به آنان برکت می‌داد.[۳۲]

در میان بنی‌اسرائیل رسم بوده که برای تبرک جستن، با روغن زیتون متبرک، خود را روغن‌مالی می‌کردند. آورده‌اند که وجه تسمیه حضرت عیسی به مسیح، همین است که با روغن زیتون متبرک، مسح شده است.[۳۳]

مشروعیت تبرک

بر پایه دیدگاه رایج میان مسلمانان، زیارت قبور بزرگان و تبرک به آثار منسوب به ایشان، کاری پسندیده بوده است. برکت و مغفرت الهی به واسطه انبیا و اولیا نازل می‌گردد.[۳۴] در این فرایند، واسطه‌هایی از سوی خداوند قرار داده شده‌اند که ریشه آن، برکت خداوند است[۳۵] و امور مقدس که مسلمانان از آن‌ها برکت می‌طلبند، شانی مستقل از خداوند ندارند. از این رو، تبرک جستن از آن‌ها با شرک ملازم نیست.

بر خلاف این دیدگاه، به باور وهابیان، تبرک نوعی عبادت است؛ اما عبادت امری توقیفی است. پس تبرک جستن تنها در مواردی مانند نام خدا، قرآن، پیامبر در زمان زندگانی ایشان، و آثار مربوط به هنگام حیات پیامبر که دلیلی بر جواز آن‌ها در قرآن یا سنت پیامبر و صحابه یافت می‌شود، جایز است[۳۶] و در موارد دیگر که نصی بر جواز آن در قرآن و سنت در دست نیست و پیشینه‌ای میان سلف صالح وجود ندارد، تبرک غیر مشروع[۳۷] و بدعت[۳۸] است و هر بدعتی نیز ضلالت و گمراهی به شمار می‌رود.[۳۹] از این رو، استلام دو رکن پیرامون حجرالاسود، دیوارهای کعبه، مقام ابراهیم، صخره بیت‌المقدس، و قبرهای پیامبران و صالحان بدعت و نادرست است.[۴۰] از این رو، برخی از صحابه، لمس حجرالاسود را تنها به عنوان پیروی از رفتار پیامبر(ص) مفید می‌دانستند.[۴۱]

رد دیدگاه وهابیت

یکم. عبادت کاری است که به نیت پرستش خداوند انجام پذیرد؛ اما کسی که در صدد تبرک‌جویی از آثار بزرگان دین برمی‌آید، هرگز این افراد را دارای مقام الوهیت نمی‌داند و در تبرک‌جویی هرگز قصد عبادت ندارد. بنا بر این، کار او مصداق عبادت نیست[۴۲] تا با توحید در الوهیت و عبودیت منافات داشته باشد یا غلوآمیز قلمداد گردد. شاهد این سخن، نهی نکردن پیامبر از مواردی است که در محضر ایشان به دست صحابه انجام می‌گرفته،[۴۳] حال آن‌که ایشان از برخی الفاظ غلوآمیز منع می‌نمودند.[۴۴]

دوم. با وجود ادله و شواهد گوناگون بر جواز این کار، نمی‌توان آن را بدعت‌آمیز شمرد. از این گذشته، هر‌گونه بدعتی ناپسند و حرام نیست؛ بلکه بدعت ناپسند و حرام، امری جدید است که در دین درونی شود و دلیلی بر مشروعیت آن نباشد و با سنت سازگار نگردد.[۴۵] تبرک را که دارای ادله و شواهد گوناگون از سنت و سیره مسلمانان است، نمی‌توان بدعت ناپسند دانست؛ بلکه بر پایه نظر شافعی، بدعتی پسندیده است.[۴۶] در مواردی هم که نصی بر جواز در میان نیست، بر خلاف نظر وهابیان، اصل عملی مورد استناد، اصل اباحه است که بر پایه آن، هر کاری که دلیلی استوار بر عدم جواز و حرمتش در دست نباشد، مجاز و مباح است.[۴۷]

از دیدگاه فقیهان شیعی، طلب برکت از چیزهایی که در شرع از قداست، عظمت و طهارت برخوردارند، جایز و بلکه راجح و مستحب است.[۴۸] از دیدگاه ایشان، تبرک جستن به نام امامان(ع) با نوشتن بر کفن و جریدتین (دو تکه چوب تازه)[۴۹] و نیز به واسطه نام‌گذاری فرزندان به نام ایشان،[۵۰] قرار دادن تربت در قبر به قصد تبرک،[۵۱] تبرک به قرآن با نوشتن آن بر کفن[۵۲] و مس کلمات و حروف آن[۵۳] مستحب است.

تبرک به قبر پیامبر نزد اهل سنت

علما و فقیهان اهل سنت، میان جواز و استحباب و کراهت تبرک به قبر رسول خدا(ص) اختلاف نظر دارند.[۵۴] حکم به کراهت نیز شاید به علت ترس از منافات آن رفتار با ادب‌ورزی در حق پیامبر باشد.[۵۵] احمد بن حنبل تبرک به منبر و قبر پیامبر و بوسیدن آن را مجاز می‌داند.[۵۶] شهاب‌الدین خفاجی حنفی نیز به کراهت مس و بوسیدن و چسباندن سینه به قبر پیامبر(ص) باور دارد.[۵۷]

برخی از فقیهان شافعی همانند رملی شافعی، لمس قبر نبی، ولیّ خدا یا عالم و نیز سردرهای ورودی قبر اولیا و بوسیدن آن را به قصد تبرک مجاز می‌داند.[۵۸] محب‌الدین طبری شافعی نیز مس قبر و بوسیدن آن را جایز و موافق با سیره دانشوران و صالحان می‌شمرد.[۵۹]

زرقانی مالکی نیز باور دارد که بوسیدن قبر پیامبر(ص) به قصد تبرک ایرادی ندارد.[۶۰] حکم به جواز تبرک، مستند به قرآن، سنت پیامبر(ص) و سیره پیوسته اهل شریعت است. در مواردی که جواز و صحت برکت‌جویی مشکوک باشد، اصل اباحه پشتوانه حکم به جواز است.

تبرک در قرآن کریم

قرآن کریم در چند آیه به موضوع تبرک پرداخته است. تبرک یعقوب(ع) به پیراهن یوسف(ع) یکی از این موارد است. هنگامی که یوسف به برادرانش گفت که پیراهنش را بر چشمان پدرشان بیفکنند: اذْهَبُواْ بِقَمِیصیِ هَذَا فَاَلْقُوهُ عَلیَ‌ وَجْهِ اَبیِ یَاْتِ بَصِیرًا (سوره یوسف، آیه ۹۳) رحمت حق از مجرای پیراهن یوسف بر حضرت یعقوب جاری شد و یعقوب با برکت جستن از آن لباس،[۶۱] بینایی خود را بازیافت.[۶۲]

نمونه دیگر، تبرک بنی‌اسرائیل به تابوت موسی بوده است. این تابوت، صندوقی بود که در آن، امور متعلق به خاندان موسی و‌ هارون و الواح مقدس نازل شده بر موسی(ع) قرار داشت و موسی بن عمران(ع) آن را به یوشع بن نون سپرده بود.[۶۳] بنی‌اسرائیل این صندوق را که مایه آرامش آنان بوده است، بسیار مقدس می‌دانستند و در نبرد با بت‌پرستان آن را با خود حمل می‌نمودند:[۶۴] … التَّابُوتُ فِیهِ سَکِینَهٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَ بَقِیَّهٌ مِّمَّا تَرَکَ ءَالُ مُوسیَ‌ وَ ءَالُ هَرُونَ تحَمِلُهُ الْمَلَائکَهُ (سوره بقره، آیه ۲۴۸) و به آن تبرک می‌جستند.[۶۵] این عمل ممکن است افزون بر تبرک، به قصد احترام و تعظیم نیز باشد؛ اما این قصد منافاتی با تبرک ندارد. پیدا است که حمل این تابوت به ویژه هنگام جنگ، جز به جهت تبرک و استمداد از آن وجهی نداشته است.[۶۶]

مقام ابراهیم نیز که اثر گام‌های حضرت ابراهیم(ع) بر آن قرار دارد، به همین سبب محل نماز خواندن مردم گشته است: وَ اِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَهً لِّلنَّاسِ وَ اَمْنًا وَ اتخَّذُواْ مِن مَّقَامِ اِبْرَاهِمَ مُصَلیً… (سوره بقره، آیه ۱۲۵)[۶۷] به جهت تماس آن سنگ با پای حضرت ابراهیم(ع) مردم به آن تبرک می‌جویند.[۶۸] از این روی، می‌توان گفت که تبرک به محل نشستن و نماز پیامبر اسلام نیز مجاز است. در روایتی، میان حجرالاسود و مقام ابراهیم مدفن شماری فراوان از پیامبران خوانده شده که به همین جهت، مبارک است.[۶۹]

تبرک در سنت نبوی

سنت پیامبر به عنوان یکی از پشتوانه‌های احکام شرعی، پشتوانه جواز تبرک‌جویی است. برخی روایات حکایت دارند که رسول خدا اصحاب را به این کار برمی‌انگیخت. متون تاریخی و حدیثی شیعه و سنی مواردی فراوان از این دست را گزارش نموده‌اند.[۷۰] برای نمونه، ایشان به اصحاب امر فرمود که از چاه ناقه صالح تبرک جوید. همین دلیل جواز تبرک به آثار پیامبران و صالحان است، اگر چه درگذشته باشند.[۷۱]

در شب ازدواج حضرت فاطمه(س) پیامبر پس از وضو، باقی‌مانده آب وضوی خویش را به سر و صورت و بدن حضرت زهرا و علی(ع) پاشید و از خداوند خواستار برکت برای ایشان و نسلشان شد.[۷۲] امام علی روایت نموده که به برکت پیامبر و مسح ایشان در نبرد خیبر گرفتار چشم‌درد و بیماری نشده است.[۷۳] آورد‌ه‌اند که پیامبر آب وضویش را بر فردی بیمار ریخت و او به برکت آن شفا یافت.[۷۴] در چند روایت گزارش شده که ایشان پس از انجام اعمال حج، موهای خویش را تراشید و آن‌ها را میان مسلمانان تقسیم نمود.[۷۵] نیز ایشان در شب معراج، در مکان‌های منسوب به پیامبران نماز خواند.[۷۶] پیامبر به هنگام دفن فاطمه بنت اسد، او را با لباس خودش کفن نمود[۷۷] و در قبر او خوابید تا به برکت ایشان سختی قبر بر وی آسان گردد.[۷۸] عبدالله بن ابیّ نیز از حضرت درخواست کرد که او را در لباسی که بر تن داشته‌، به خاک بسپارد.[۷۹] وی با این کار در پی تبرک به لباس رسول خدا و پیشگیری از عذاب الهی بوده است.

فرستاده قریش در رویداد صلح حدیبیه، اهتمام فراوان اصحاب برای تبرک به قطرات وضوی رسول خدا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.