پاورپوینت کامل ابویوسف یعقوب بن ابراهیم انصاری ۹۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل ابویوسف یعقوب بن ابراهیم انصاری ۹۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ابویوسف یعقوب بن ابراهیم انصاری ۹۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل ابویوسف یعقوب بن ابراهیم انصاری ۹۲ اسلاید در PowerPoint :

۱
نسب،ولادت۲
تحصیلات، مشایخ۳
حلق فقه ابوحنیفه۴
مناصب، همراهی با خلفای عباسی۵
وفات۶
عقاید او۷
زمینه‌های فقه او۸
ویژگی‌های فقه او۹
بسط قاعد تغییر احکام۱۰
سرچشمه‌های حقوق عمومی در فقه او۱۱
ابویوسف و اصول فقه۱۲
جایگاه ابویوسف در فقه حنفی۱۳
شاگردان۱۴
ابویوسف و اصحاب حدیث۱۵
روایات ابویوسف در کتب حدیثی شیعه۱۶
علوم دیگر۱۷
آثار۱۸
منابع مقاله۱۹
وابسته‌ها

ابویوسف قاضی، یعقوب بن ابراهیم

نام
ابویوسف قاضی، یعقوب بن ابراهیم

نام‌های دیگر

نام پدر

ابراهیم

متولد

۱۱۳ق

محل تولد

کوفه

رحلت

۱۸۲ ق

اساتید

ابواسحاق شیبانى

ابان بن ابى‌عیاش

داود بن ابى‌هند

ابوحنیفه

برخی آثار

الخراج

کد مؤلف

AUTHORCODE10107AUTHORCODE

قاضى ابویوسف، یعقوب بن ابراهیم بن سعد بن بُجَیر انصارى (۱۱۳-۱۸۲ق)، مشهور به ابویوسف قاضی، یکى از بنیان‌گذاران فقه حنفى، شاگرد ابوحنیفه و قاضی بغداد در دوره عباسی.اولین فقیهی است که رساله‌ای جامع پیرامون سیاست اقتصادی به‌رشته تحریر درآورد.

نسب،ولادت

در سال ۱۱۳ق به دنیا آمد.

نیای بزرگ او سعد بن بجیر از قبیل بَجیله، در شمار اصحاب پیامبر(ص) و از نخستین کسانی بود که از مدینه به کوفه مهاجرت کردند.

برپای روایتی از خود ابویوسف، پدر وی آنگاه که او کودکی بیش نبود، درگذشت و تنگدستی، مادرش را ناچار ساخت تا او را برای کار به گازری بسپارد، اما او با وجود گذران سخت زندگی از هر فرصتی برای فراگیری دانش بهره می‌جست.

تحصیلات، مشایخ

ابویوسف در طول تحصیل خود، محضر دو نسل از محدثان کوفه را دریافته که ابن سعد در طبقه‌بندی خود آنان را در طبق ۴ ‌و ۵ از تابعین کوفه جای داده است. از سرشناس‌ترین آنان در نسل کهن، منصور بن معتمر، عطاء بن سائب، سلیمان اعمش، ابواسحاق شیبانی، مطرِّف بن طریف، اسماعیل بن ابی خالد و مجالد بن سعید، و از شیوخ نسل بعد، حجّاج بن ارطاه، محمد بن سائب کلبی، ابوحمز ثمالی و مسعر بن کدام را می‌توان برشمرد.

ابویوسف از مشایخ بصره نیز حلق تحدیث ابان بن ابی عیاش و داوود بن ابی هند از طبق چهارم تابعین و حسن بن دینار و سعید بن ابی عروبه از طبق بعد را درک کرد. همچنین او چندی نیز در حجاز به استماع حدیث گذرانده و از شیوخ مدینه چون عبیدالله بن عمر عمری و یحیی بن سعید انصاری، و شیوخ مکی چون ابن جُرّیج و حنظله بن ابی سفیان بهره گرفته است. او در این دوره به حفظ در حدیث شهرت داشت و در حلق برخی از مشایخ خود، به عنوان مستملی حضور می‌یافت و گاه نیز به املای احادیث شنود خود می‌پرداخت.

حلق فقه ابوحنیفه

ابویوسف پس از چندی آمد و شد در مجلس محدثان، مجذوب حلق فقه ابوحنیفه شد و ملازمت او را در اختیار کرد. بدین ترتیب وی وارد دور جدیدی از تحصیل خود شد که یکسره شخصیت علمی او را دگرگون ساخت و او را که ممکن بود در زمر ‌عالمان اصحاب حدیث جای گیرد، به یکی از بزرگ‌ترین فقیهان اصحاب رأی مبدل ساخت. وی در این دوره از زندگی خود همچنان با فقر شدید روبه‌رو بود و به روایتی، از کمک مالی ابوحنیفه گذران زندگی می‌کرد.

برپای برخی روایات، ابویوسف ۱۷ سال با ابوحنیفه مصاحبت داشت و این مدت با تاریخ بازگشت ابوحنیفه از حجاز به کوفه در ۱۳۲ ق و درگذشت او در ۱۵۰ ق هماهنگی دارد؛ لیکن به نظر می‌رسد که کاهش دلبستگی ابویوسف به حلقه‌های درس محدثان و جذب شدن او به فقه رأی گرای ابوحنیفه، امری تدریجی بوده است. به هر روی، این دوره از تحصیل وی نیز با وفات ابوحنیفه پایان پذیرفت و از آن پس ابویوسف به عنوان برجسته‌ترین شاگرد ابوحنیفه و به سان فقیهی مبرز در محافل علمی عراق نامبردار شد.

مناصب، همراهی با خلفای عباسی

ابویوسف چندی بعد از کوفه به بغداد آمد و در روزگار خلافت مهدی عباسی (حک‍ ‍۱۵۸- ۱۶۹ ق)، در بغداد منصب قضا یافت. در برخی از منابع، انتصاب ابویوسف بدین منصب را بی‌درنگ پس از درگذشت ابوبکر بن عبدالله بن محمد بن ابی سیره قاضی بغداد، در ۱۶۲ ق / ۷۷۹ م آورده‌اند. در ۱۶۶ ق که مهدی فرزند و ولیعهد خود موسی را به گرگان فرستاد، ابویوسف را با وی همراه ساخت و فرزند او یوسف را ـ که خود فقیهی توانا بود ـ برجای پدر به قضای بغداد نشانید.
تا زمانی که موسی در گرگان بود، ابویوسف با او بود و منصب قضای آن سرزمین را برعهده داشت. وی در گرگان از فعالیت‌های علمی نیز باز نایستاد و از جمله کسانی که در آنجا از او دانش آموختند، محمد بن عواد بن راشد، فرزند میزبان وی، بود که پاسخ سؤالاتی را در فقه از وی روایت می‌کرد.

آنگاه که پیک بغداد به گرگان رسید و خبر درگذشت مهدی و به خلافت رسیدن موسی را آورد، ابویوسف همراه موسی رهسپار بغداد شد. موسی که با لقب هادی به خلافت رسیده بود (حک‍ ‍۱۶۹-۱۷۰ ق)، قضای بغداد را از نو به ابویوسف سپرد، ولی کمتر از دو سال نگذشت که هادی وفات یافت.

هارون (حک‍ ‍۱۷۰-۱۹۳ ق) نیز ابویوسف را مورد عنایت خاص خود قرار داد و بر منصب قضای بغداد ابقا کرد و او همچنان تا پایان عمر عهده‌دار این سمت بود. هارون چندی بعد ابویوسف را لقب قاضی القضات داد و این نخستین بار در تمدن اسلامی بود که چنین لقبی به کسی اعطا می‌شد. هر چند به درستی دانسته نیست که قاضی القضات در آن هنگام چه اختیارات و مسئولیت‌هایی داشته است، ولی از برخی حکایات پراکنده برمی‌آید که ابویوسف عزل و نصب قاضیان ولایات را برعهده داشته است.

در این دوره ابویوسف بارها همراه هارون به سفر می‌رفت و در غیاب او فرزندش یوسف بر جای او می‌نشست. از جمل آن‌ها می‌توان از دو سفر او به بصره در ۱۷۶ ق و ۱۸۰ ق یاد کرد. وی همچنین به همراه خلیفه سفری (یا سفرهایی) به حجاز داشت که مطابق روایات، در خلال همین سفر (یا سفرها) در مکه با امام موسی کاظم(ع) (امامت: ۱۴۸-۱۸۳ ق) دربار برخی از مسائل مربوط به اِحرام، مناظره گونه‌ای داشت و امام(ع) پیروی او از قیاس را مورد نکوهش قرار داد.

در منابع، همچنین از ملاقات ابویوسف و مالک بن انس از ائم اربع اهل سنت و گفت‌وگوی طعنه‌آمیز آن دو، در مدینه سخن رفته که در همان سفر یا سفرها انجام گرفته است.

در ۱۸۰ ق نیز که هارون به سبب شورش عطاف بن سفیان ازدی شخصاً راهی موصل شد و تصمیم به کشتار موصلیان گرفت، ابویوسف همراه او بود و با تدبیری مردم را از گزند خشم هارون رهانید.

در یک داوری کلی از شخصیت سیاسی ـ اجتماعی ابویوسف، می‌توان گفت که او فقیهی سیاستمدار بود که با تیزهوشی و زبردستی تمام، از پیچیدگی‌های فقهی برای رهانیدن خود ودیگران از تنگناها بهره می‌جست و با نفوذ سیاسی که در دستگاه عباسی داشت، به عنوان عاملی حساس در برخی از پیشامدهای تاریخی ایفای نقش می‌کرد و گاه نیز زشتکاری‌ها و هوسرانی‌های خلیفه و درباریان عباسی را مشروع جلوه می‌داد برپای روایات، ازجمله اقدامات ماندگار ابویوسف در روزگار تصدی قضا، مرسوم ساختن لباسی خاص برای قاضیان و عالمان دینی است که آنان را در جامعه به عنوان یک گروه مشخص اجتماعی ممتاز می‌ساخت.

وفات

ابویوسف سرانجام در بغداد درگذشت.

عقاید او

ابویوسف با توجه به پایگاه اجتماعی خاص خود سعی بر آن داشت تا ضمن حفظ نفوذ خود در جامع حنفیان، اصحاب حدیث را نیز نسبت به خود خوشبین سازد. حصول به این مقصود نیازمند آن بود که در آن اوضاع پرجنجال، ابویوسف از اظهارنظرهای صریح دربار مسائل بحث‌انگیز تا حد امکان پرهیز نماید.

اگرچه گاه در منابع از دانش ابویوسف در کلام سخن رفته، اما او نه تنها برخلاف ابوحنیفه هیچ گاه به عنوان یک نظریه‌پرداز کلامی شناخته نشده است، بلکه در منابع اصحاب حدیث، از زبان ابویوسف عبارت‌هایی نقل شده است که در آن‌ها علم کلام نکوهش گردیده و با زندقه یا جهل برابر دانسته شده است. بغدادی نیز در روایتی آورده که ابویوسف معتزله را زندیق می‌دانسته است.

همانگونه که برخی از متعصبان اصحاب حدیث سعی داشتند تا ابویوسف را همچون استادش ابوحنیفه به جهمی بودن متهم نمایند، برخی نیز، برپای تعصب بر آن بودند تا عقاید ابوحنیفه را از زبان ابویوسف مورد حمله قرار دهند و بدین ترتیب چنین بنمایند که ابویوسف در نظام اعتقادی کاملاً از ابوحنیفه بریده بوده و صرفاً او را در فقه استاد خود می‌دانسته است. ابن‌حبان این نکته را به عنوان باور شخص خود در آثارش مطرح نموده است. در حالی که عقیده نامه‌نویسان حنفی اهل سنت و جماعت چون ابوالقاسم حکیم سمرقندی در السواد الاعظم و ابوجعفر طحاوی در العقیده بر این پندار بودند که ابویوسف و همتایش محمد بن حسن شیبانی در عقاید نیز با امام حنفیان هم‌سو بوده‌اند.

با یک نظر تحلیلی می‌توان گفت که ابویوسف، همچون فقه، در عقاید نیز یک عالم حنفی است که تا حد زیادی به مواضع اصحاب حدیث نزدیک شده است. می‌توان چنین پنداشت که ابویوسف در مسأل بحث‌انگیزی چون خلق قرآن با اصحاب حدیث هم‌سو بود، یا دست‌کم نظری مخالف آنان ابراز نمی‌داشت، ولی در مسأل اِرجاء که از اصول مذهب ابوحنیفه در عقاید بود، به مخالفت با وی برنمی‌خاست. اعتقاد ابویوسف به ارجاء معتدل حنفی، در منابع گروه‌های مختلف از حنفیان، اصحاب حدیث و غیر آنان تأیید شده است.

همکاری ابویوسف با خلفای عباسی و قبول منصب قضا در حکومت آنان نشان از این حقیقت دارد که وی در مسائل مربوط به شرایط امام بر حق و لزوم قیام در برابر حکومت جور، پیرو نظریات ابوحنیفه نبود، ولی برخی اظهارنظرهای او دربار امام عادل و امام جائر در کتاب الخراج نشان می‌دهد که وی آراء ابوحنیفه را در این باره از نظر دور نداشته است. به هر روی بلندی جایگاه ابویوسف در میان شاگردان ابوحنیفه از یک سو و محافظه‌کاری او در اظهارنظرهای اعتقادی موجب می‌گردید تا دو مذهب رقیب حنفی: حنفیان اهل سنت و جماعت و حنفیان عدل‌گرا، هر دو ابویوسف را از پیشوایان خود قلمداد کنند.

زمینه‌های فقه او

آن زمانی که شخصیت علمی ابویوسف در کوفه شکل می‌گرفت، کاربرد رأی در فقه کوفی بسیار مورد توجه بود؛ ۳ تن از بزرگ‌ترین فقیهان کوفه در نیم نخست سد ۲ ق، ابن شُبرُمه، ابن ابی لیلی و ابوحنیفه، در واقع پیشگامان فقه اصحاب رأی به شمار می‌آمدند. با تکیه بر آنچه از زندگی ابویوسف در دست است، او در آغاز تحصیل در حلقه‌های درس اصحاب حدیث به فراگیری تعالیم آنان پرداخت و به تدریج به جانب اصحاب رأی گرایش یافت. در کوفه محضر ابن ابی لیلی و به ویژه ابوحنیفه را درک کرد و با ملازمت حلق درس آنان بر فقه اصحاب رأی و در مذهب شاخص آن آگاهی عمیق یافت.
در منابع گوناگون، ابویوسف همواره به عنوان یار ابوحنیفه شناخته شده و کمتر بر رابط نزدیک او با ابن ابی لیلی تأکید شده است، ولی بامطالعه در آنچه از ابویوسف برجای مانده، آشکارا برمی‌آید که تأثیر ابن ابی لیلی در نظام فقهی ابویوسف اندک نبوده است، و این سخن عمار بن ابی مالک که ابویوسف نشر دهنده و رسانند تعالیم ابن ابی لیلی و ابوحنیفه به آیندگان بود، با اینکه تا حدی اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد، ولی دست کم دربار ابن ابی لیلی چندان دور از واقع نیست.

در مقایسه‌ای بین فقه ابن ابی لیلی وابوحنیفه، بدیهی است که فقه ابوحنیفه از نظام قانونمندتر و استوارتری برخوردار بود، ولی فقه ابن ابی لیلی نیز با توجه به سنت‌گرایی بیشتر و تجرب بلند مدت وی در امر داوری و برخی جهات دیگر، می‌توانست جالب توجه باشد. شاید چنین مقایسه‌هایی ابویوسف را بر آن داشته است تا در عین پذیرش نظام اصل فقه ابوحنیفه، در بسیاری از موارد فرعی‌تر، سبک ابن ابی لیلی را بر شیو ابوحنیفه برتری دهد. همین گونه برخورد ابویوسف با فقه این دو فقیه اهل رأی است که برخی را برآن داشته است تا فقه ابویوسف را جمع میان مذهب ابوحنیفه و ابن ابی لیلی برشمارند.
اوج تقابل فقه این دو استاد در تألیف پرآواز ابویوسف اختلاف ابی حنیفه و ابن ابی لیلی، خود می‌نماید که وی در آن آزادانه با نظر آنان برخورد انتخابی کرده و مورد به مورد، قولی را بر قول دیگر ترجیح داده است.

اینکه ابویوسف فقیهی از اصحاب رأی بوده، هرگز از سوی صاحب نظری مورد تردید قرار نگرفته است، لیکن از مقایسه میان فقیهان رأی‌گرا می‌توان دریافت که ابویوسف گرایش آشکاری را به شیوه‌های اصحاب حدیث نشان داده است. این گرایش تا آنجا بودکه مُزَنی شافعی، ابویوسف را در میان فقیهان (رأی‌گرای(عراق، پای‌بندترین آنان به سنت شمرده است و عمرو ناقد از عالمان اصحاب حدیث، با عبارتی تعصب‌آمیز او را تنها پیرو سنت از اصحاب رأی دانسته است. همچنین ابن عدی از رجال‌شناسان اصحاب حدیث، چنین ابراز داشته است که ابویوسف در بسیاری موارد از «اثر» پیروی کرده و از مخالفت یاران خود باکی نداشته است.

نگرش در آثار بازماند ابویوسف، به ویژه کتاب الخراج و الرد علی سیر الاوزاعی نیز آشکار می‌سازد که وی به شیو همیشگی اصحاب حدیث، ‌آثار و احادیث مورد استفاد خود را ذکر کرده و در بسیاری از آن‌ها سند متصل خود را نیز به دست داده است. در حالی که تجرید نوشته‌های فقهی از متون احادیث خرده‌ای بود که از سوی حدیث‌گرایان براصحاب رأی گرفته می‌شد.

ویژگی‌های فقه او

ابویوسف در یکی از نوشته‌هایش، شیو فقهی خویش را چنین بیان می‌دارد که نخست باید قرآن و سنتِ «معروف» را تکیه‌گاه قرار داد و در صورت فقدان نص در کتاب و سنت معروف، به قیاس عمل کرد.
این قاعد کلی در فقه ابوحنیفه نیز مطرح بود، و تنها خصوصیتی که می‌توان در ادل فقهی ابویوسف یافت، نظر داشتن بر پاره‌ای جزئیات چون محدود دانستن سنت قابل استناد، به سنت معروف است.
با رجوع مستقیم به منابع فقه حنفی و به ویژه آثار ابویوسف، و با نگرشی تحلیلی بر موارد اختلاف میان ابویوسف و ابوحنیفه می‌توان خطوط کلی مورد نظر ابویوسف در استنباط احکام فقهی را برداشت نمود. از آنجا که در چارچوب فقهی ابویوسف تا حد زیادی برپای نظام فقهی ابوحنیفه استوار است و در واقع دنبال ‌فقه ابوحنیفه شناخته می‌شود، در اینجا صرفاً به بررسی وجوه امتیاز میان شیوه‌های فقهی ابویوسف با فقه ابوحنیفه پرداخته شده است.
یکی از مهم‌ترین وجوه تمایزی که در فقه ابویوسف نسبت به ابوحنیفه دیده می‌شود، دوری از شذوذ و سعی در همراه شدن با اکثریت تا حدّ امکان است. علاوه بر آنچه در س

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.