پاورپوینت کامل ابد (فلسفه) ۴۵ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل ابد (فلسفه) ۴۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ابد (فلسفه) ۴۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل ابد (فلسفه) ۴۵ اسلاید در PowerPoint :
پاورپوینت کامل ابد (فلسفه) ۴۵ اسلاید در PowerPoint
مقالات مرتبط: ابد (مقالات مرتبط).
“ابد” یا دهر یکی از اصطلاحات بهکار رفته در علم فلسفه بوده و بهمعنای زمانی است که اول و آخر نداشته باشد.
فهرست مندرجات
۱ – لغتشناسی
۲ – اصطلاحشناسی
۳ – تعابیر فلسفی و کلامی ابد
۴ – انواع ابد در فلسفه
۴.۱ – ابد زمانی
۴.۲ – ابد غیر زمانی
۵ – فرق بین ابد و زمان
۶ – ابد از دیدگاه فلاسفه غرب
۷ – تفاوت بین ابد و امد
۸ – ابد در آیینهای باستان
۹ – ابد در اصطلاح عرفان
۱۰ – مستندات مقاله
۱۱ – پانویس
۱۲ – منبع
۱ – لغتشناسی
“ابد” به فتح همزه و باء و سکون دال (Eternity) در لغت به معنی دهر، دائم، قدیم و ازلی است و جمع آن، آباد و ابود است. در قرآن مجید ۲۹ مرتبه واژ ابد، گاه در مفهوم دنیوی آن یعنی هرگز
[۱] نور/سوره۲۴، آیه۴.
[۲] احزاب/سوره۳۳، آیه۵۳.
و گاه در مفهوم اخروی یعنی خارج از زمان و غالباً همراه و مرادف با «خالد»
[۳] نساء/سوره۴، آیه۵۷.
[۴] توبه/سوره۹، آیه۲۲.
بهکار رفته است.
۲ – اصطلاحشناسی
“ابد” در اصطلاح فلاسفه مترادف با دهر و به معنی زمانی است که اول و آخر نداشته باشد به عبارت دیگر، مدتی است که نمیتوان انتهای آن را با فکر و تامل، تصور کرد، و یا شیئی است که نهایت نداشته باشد. در کتاب شرح المصطلحات الفلسفیه تعابیر گوناگونی از “ابد” ارائه شده است: “دوام الوجود فی المستقبل یسمّى الأبد”.
[۵] مجمع البحوث الاسلامیه، شرح المصطلحات الفلسفیه، ص۱۶.
در تعبیر دیگری ابد مترادف با دهر دانسته شده و در تعریف آن چنین آمده است: “الدّهر مدّه لما لا أوّل له و لا آخر”.
[۶] مجمع البحوث الاسلامیه، شرح المصطلحات الفلسفیه، ص۶۱۵.
۳ – تعابیر فلسفی و کلامی ابد
مفهوم ابد از جمله مفاهیم کهنی است که در فلسف مابعدالطبیعه در مواضع گوناگون از آن سخن رفته است. عقول ارسطویی، احیاناً متصف به ابدیت بودهاند و البته پیداست که «جوهرهای جاودان» و «انسانهای ابدی» که ارباب انواع افلاطونی و مثل او هستند.
[۷] ارسطو، مابعدالطبیعه، ترجم شرفالدین خراسانی، ج۱، ص۶۵.
[۸] ارسطو، مابعدالطبیعه، ترجم شرفالدین خراسانی، ج۱، ص۳۴۷.
و نیز «محسوسات ازلی»
[۹] ابن رشد، محمد بن احمد، تفسیر مابعدالطبیعه، ج۱، ص۲۰۹.
از ابدیت برخوردارند. در تمدن اسلامی، در دو مکتب عمد اشراق و مشّاء با اختلافاتی که در تعابیر دارند، نیز در علم کلام باتوجه به هدف خاص آن، این مفهوم مورد بحث و استفاده بوده است. کندی اشیاء ابدی را در متن تعریف فلسفه ذکر کرده است: «فلسفه، علم به اشیاء ابدی کلی است».
[۱۰] کندی، یعقوب بن اسحاق، رساله الکندی فی حدود الاشیاء و رسومها، ج۱، ص۱۷۳.
ابن سینا نسبت ابدیات را به عنوان پدیدههای نامتغیر، به زمان، به عنوان پدیدهای متغیّر، «دهر» مینامد و نسبت ابدیات به ابدیات را «سرمد». از اینرو، وی ذات حقتعالی را سرمدی، عقول و جواهر مجرد را دهری و متغیرات را زمانی دانسته است.
[۱۱] ابنسینا، حسین بن عبدالله، التعلیقات، ص۴۳.
شهابالدین سهروردی نیز گذشته از آنکه زمان را ابدی و ازلی دانسته، فیوضات حق را نیز به دلیل ذات او که در «ابدالآباد بیحد و نهایت است» ازلی و ابدی دانسته و اشاره کرده که به همین دلیل اهل سعادت از نعیم ابدی برخوردارند
[۱۲] سهروردی، یحیی بن حبش، مجموع مصنفات شیخ اشراق، ج۱، ص۷۶.
[۱۳] سهروردی، یحیی بن حبش، مجموع مصنفات شیخ اشراق، ج۱، ص۴۳۲.
ولی غزالی،
[۱۴] غزالی، محمد بن محمد، تهافت الفلاسفه، ج۱، ص۱۲۴.
[۱۵] غزالی، محمد بن محمد، تهافت الفلاسفه، ج۱، ص۱۴۰.
[۱۶] غزالی، محمد بن محمد، تهافت الفلاسفه، ج۱، ص۸۸.
جهان مادی را ازلی و ابدی نمیشمارد، بلکه به عقید او فقط ذات خداوند ازلی و ابدی است. صدرالدین شیرازی
[۱۷] صدرالمتالهین، محمد بن ابراهیم، الحکمه المتعالیه فی الاسفار الاربعه، ج۳، ص۱۶۵.
[۱۸] صدرالمتالهین، محمد بن ابراهیم، الحکمه المتعالیه فی الاسفار الاربعه، ج۳، ص۱۷۲.
برحسب دستگاه فلسفی خود، اصالت وجود، ازل و ابد و ازلیات و ابدیات را به وجود ارجاع داده و آنها را مراتب و جلوههای وجود یکپارچ ساری در هم جهان دانسته است. اما در حوز اندیشههای کلامی؛ ناصرخسرو قبادیانی پس از اشاره به معنای «خلود» و «ابد» و «ازل»، ابد را به بیآخر، و ازل را به بیاول تعبیر کرده و گفته است: هرچه ازلی باشد، ابدی است، زیرا ازلی آن باشد که تغییر و تبدیل در او راه نیابد و فنا نپذیرد، پس بقای آن را پایان نباشد. وی همچنین جوهر انسان را جوهری ابدی یعنی بیپایان، نه بیآغاز دانسته است.
[۱۹] قبادیانی، ناصر بن خسرو، رساله در جواب نود و یک مسئله فلسفی، ج۱، ص۵۸۰-۵۸۲.
ابن حزم اندلسی
[۲۰] ابن حزم، علی بن احمد، الفصل، ج۳، ص۵۸.
[۲۱] ابن حزم، علی بن احمد، الفصل، ج۳، ص۱۳۹.
[۲۲] ابن حزم، علی بن احمد، الفصل، ج۵، ص۷۷.
نیز پس از بحث در مفهوم ابد و ازل اشاره کرده که عمد توجه ارباب مذاهب پس از ازلیت و ابدیت حقتعالی، به ابدیت نفوس در بهشت و دوزخ ، و عذاب و لذت جاوید است، همچنانکه شهرستانی و نیز ضمن بیان عقاید فرقهها و مکاتب مختلف، از موجودات ازلی و ابدی از دیدگاه آنان سخن رانده است.
[۲۳] شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، ج۲، ص۴۰۲.
[۲۴] شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، ج۲، ص۴۴۸.
[۲۵] شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، ج۲، ص۳۱۵.
۴ – انواع ابد در فلسفه
فیلسوفان ابد را به دو نوع ابد زمانی و ابد غیر زمانی تقسیم میکنند و بین ابد زمانی و ابد غیر زمانی، فرق میگذارند.
۴.۱ – ابد زمانی
ابد زمانی، عبارت است از مدتی که در گذشته و آینده، حد معینی نداشته باشد. و یا زمانی همیشگی است که اول و آخر ندارد. ابد، به این معنی، یکی از صفات خداوند است. زیرا خداوند دائما بوده است و خواهد بود. اما جهان حادث فناپذیر، ابدی نیست زیرا جهان دائمی نبوده و نخواهد بود. فیلسوفان قرون وسطی ابد زمانی را به دو قسمت تقسیم کردهاند: دوام وجود در گذشته را از ازل (aparte ante) و دوام وجود در آینده را ابد (aparte poste) نامیدهاند. نسبت به وجود خداوند، فرقی بین ازل و ابد نیست زیرا ابد او عین ازل او و ازل او عین ابد اوست. بلکه ازل و ابد نسبت به خداوند دو صفتاند که نسبت زمانی، برای تعقل وجوب وجود خداوند آنها را آشکار میسازد. و گر نه، نه ازلی هست و نه ابدی. خداوند بوده و هست و با او چیزی نیست.
۴.۲ – ابد غیر زمانی
ابد غیر زمانی، عبارت است از مطلق یا چیزی که بینهایت باشد. ابد به این معنی، در مقابل زمان است. هر موجود حادث و هر موجود متناهی در زمان قرار دارد. اما موجود ابدی حادث نیست و قبل و بعد ندارد. بلکه حاضر ابدی (Duratio totasimul) است. این ابد در فوق زمان است. مثلا فیلسوفان ایلیائی بین کون و وجود فرق میگذاشتند. اینان میگفتند: مطلق را فقط با وجود، و اشیاء متناهی را فقط با کون میتوان توصیف کرد. برای وجود، گذشته و آیندهای نیست بلکه حاضر لایزال است. افلاطون و ارسطو این اصل را از آنان اتخاذ کردند و گفتند موجود کامل تکون
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 