پاورپوینت کامل محیی‌الدین ابن عربی؛ چهره برجسته عرفان اسلامی ۶۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل محیی‌الدین ابن عربی؛ چهره برجسته عرفان اسلامی ۶۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل محیی‌الدین ابن عربی؛ چهره برجسته عرفان اسلامی ۶۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل محیی‌الدین ابن عربی؛ چهره برجسته عرفان اسلامی ۶۱ اسلاید در PowerPoint :

محیی‌الدین ابن عربی؛ چهره برجسته عرفان اسلامی، از آثار مفصل محسن جهانگیری، به معرفی و نقادی شرح‌حال و زندگی و اندیشه‌های عرفانی ابن عربی و آسیب‌شناسی عملکرد دینی و تأثیر او بر تصوف و عرفان اسلامی می‌پردازد.

مؤلف این کتاب را، صرفاً گزارش احوال و افکار این عارف سرشناس نامیده است[۱].

ساختار

این اثر از یک مقدمه و سه بخش تشکیل شده است. بخش اول؛ سه گفتار و بخش دوم؛ یازده گفتار و بخش سوم؛ دو گفتار دارد.

گزارش محتوا

گزارش گزیدهای از مهم‌ترین مباحث آن به ترتیب چنین است:

بخش اول: شرح احوال، مشایخ و آثار و ارتباط با أسلاف

گفتار اول: شرح احوال

ابوبکر محمد بن علی معروف به ابن عربی در ۱۷ رمضان ۵۶۰ق برابر ۲۸ ژوئیه ۱۱۶۵م در مرسیه از بلاد اندلس زاده شد. زمان ولادتش مصادف با خلافت سی و دومین خلیفه عباسی؛ المستنجد بالله –متوفای ۵۶۶ق- در شرق و امارت «ابن مردنیش» –کشته در ۵۶۷ق- در مرسیه بود. خاندانش از مشاهیر و أشراف آن دوران به شمار می-رفت. ابن عربی خودش گفته که در کودکی تحولی معنوی برایش رخ داده و بعد با ابن رشد ملاقات کرده است. او در بیست‌ویک سالگی (۵۸۰ق) در اشبیلیه به طریق تصوف داخل شد. او کثیر السفر بود و به بلاد گوناگون مسافرت میکرد. ابن عربی در سال ۵۹۸ق به مکه رفت و با شیخ مکین‌الدین اصفهانی آشنا شد و از او بسیار تأثیر پذیرفت و سخت مجذوب و شیفته «نظام» دختر زیبای شیخ شد و در اثر این عشق، مجموعه اشعار و غزلیاتی عاشقانه سرود و آن را «ترجمان الأشواق» نامید و در آن، زیباییهای جسمی و روحی نظام را با برترین عبارات ستود و البته بعد از مدتی که مورد انتقاد قرار گرفت آن را ماهرانه به معانی عرفانی تأویل کرد. در سال ۵۹۹ق تألیف کتاب الفتوحات المکیه را در مکه آغاز و در ۶۳۶ق آن را تمام کرد. در سال ۶۰۳ق ابن عربی برای دومین بار به مصر رفت و به قاهره رسید و در آنجا با جماعتی از صوفیان به ریاضت مشغول شد و گاه به مخالفت با ظواهر شریعت و عقاید عامه پرداخت. به همین جهت فقهاء تکفیرش کردند و بدعتگذارش نامیدند و از سلطان وقت؛ حبس و بلکه قتلش را خواستار شدند ولی رفیق شفیقش شیخ ابوالحسن بجائی سخنانش را تأویل کرد و او را از مهلکه رهانید. ابن عربی خودش گفته که در سال ۶۲۷ق در دمشق پیامبر(ص) را در خواب دید و مأمور به نگارش فصوص الحکم شد. ابن عربی سرانجام در حدود هشتادسالگی (۶۳۸ق = ۱۲۴۰م) درگذشت و در دمشق -دامنه کوه قاسیون- دفن شد.[۲]

گفتار دوم: اساتید و مشایخ، کتب و رسالات

ابن عربی از استادان بسیاری بهره گرفت و از مشایخ متعددی حدیث شنید و اجازه روایت دریافت کرد که برخی از آنان عبارتند از: حافظ ابوبکر لخمی، ابوالقاسم قرطبی، ابوالحسین رُعَینی، قاضی ابومحمد بازلی، ابن خَرّاط، ابن عساکر و ابن الجوزی. آثار نوشتاری ابن عربی بسیار است و بلکه او براستی از پُرکارترین نویسندگان اسلام شمرده می‌شود. نویسنده، نام و نشان ۵۱۱ اثر را ذکر کرده که برخی به یقین از آنِ ابن عربی است.[۳]

گفتار سوم: ارتباط با اسلاف

عصر زندگی ابن عربی، هنگامه رواج و شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی و علوم دینی و عقلی از جمله فلسفه بود. ابن عربی با آنکه اطلاع وسیعی از علوم و معارف پیشینیان داشت و با دانشمندانی مانند ابن مسرّه، ابن حزم، ابن باجّه، ابن طفیل و ابن رشد آشنایی داشت؛ ولی هرگز تابع و مقلد نبود و از خود استقلال رأی داشت و علوم دیگران را در خدمت تصوف و عرفان خودش درآورد تا نظر خودش را به کرسی اثبات بنشاند.

او با آنکه دیگران را از تفسیر به رأی برحذر میداشت ولی خودش به هنگام تقریر و تحریر مطالب عرفانیش متهوّرانه به «تفسیر به رأی» و بلکه «تأویل به رأیِ آیات قرآن»؛ آن هم تأویلی بسیار بعید پرداخته که اغلب مفسران آن را نپذیرفته و ناروا شمردهاند و البته خودش آن مطالب را نه تفسیر یا تأویل به رأی مینامد و نه ناروا؛ زیرا ادّعا می‌کند که علمش را به‌طور مستقیم از خدای تعالی گرفته است! و بزرگ‌ترین کتابش -فتوحات مکیه- را فتح الهی و املای ربانی میانگارد و مهم‌ترین اثرش –فصوص الحکم- را عطا شدهای از سوی پیامبر(ص) در رؤیای صادقه مینمایاند که او در بیداری بدون کم و کاست به تحریر آن پرداخته است. او تصریح کرده است که «من أصولنا أن لانتکلم إلّا عن ذوق.» بنابراین ادعای آسین پالاسیوس –ابن عربی شناس مشهور اسپانیایی- که «ابن عربی بدون شک پیرو و دنبالهرو ابن مسره بوده است.» درست نیست و شواهدش ناتمام است.[۴]

بخش دوم: عقاید و افکار

گفتار اول: علم و معرفت

ابن عربی معتقد است که انسان با عقل و دیگر قوای ادراکی خود نمی-تواند ذات و صفات خدا و همچنین احکام شرع را درک کند و فقط از راه کشف و الهام می‌توان او را شناخت و احکام شرع را هم پیامبران از سوی او به ما تعلیم میدهند. اهل الله یعنی عارفان، علم خود را به‌طور مستقیم از خدا میگیرند و علم عارفان معرفت نامیده میشود و این معرفت منحصر در علم به هفت مورد است که اگر کسی به آن دست یابد؛ هیچ حقیقتی از او پوشیده نمیماند: یک- علم به أسمای الهی، دو- علم به تجلی حقّ در اشیاء، سه- علم به خطابهای حقّ تعالی به بندگان در زبان شرایع، چهار- معرفت کمال وجود و نقص آن، پنج- معرفت انسان به حقایق خود، شش- شناخت عالَم خیال متصل و منفصل، هفت- علم أمراض و أدویه.[۵]

گفتار دوم: بحثی درباره مفهوم وجود و مصادیق آن و تقریر وحدت وجود در تصوف ابن عربی

ابن عربی در مبحث وحدت یا کثرت حقیقت وجود؛ قائل به وحدت وجود و موجود است. مقصود او از وحدت، وحدت شخصی است نه وحدت سنخی و انبساطی. و وجود تعدّدی ندارد تا بحث از تواطی یا تشکیک شود. این بحث مفصل است و اشکالهایی بر وحدت شخصی وجود شده و پاسخهایی نیز مطرح گردیده است. درهرحال، قول به وحدت شخصی وجود؛ اساس عرفان ابن عربی را تشکیل می-دهد و کسانی مانند عبدالوهاب شعرانی و دکتر محمد غَلّاب که انتساب وحدت شخصی وجود را به او نفی کردهاند؛ سخت در اشتباهند.

صریحترین عبارت ابن عربی درباره وحدت شخصی وجود که مورد نقد و بحث فراوان قرار گرفته؛ این عبارت است که در فتوحات مکیه آمده: «فسبحان من أظهر الأشیاء و هو عینُها.» باید دانست که حقّ در عرفان ابن عربی به دو معنا بکار رفته است: یک- «حقّ فی ذاته» که وجود مطلق و صرف و منزّه و متعالی است. دو- «حقّ متجلّی» که «حقّ مخلوق به»، «وجود عام منبسط»، «ظاهر الحقّ»، «نفس الرحمان»، «اصل جوهر»، «فلک حیات»، «فلک محیط معقول»، «هباء»، «عماء» و «حقّ وجودی» نیز نامیده شده است و مرادف با خلق و متصف به اوصاف آن است و عبارات جنجالی و بحثانگیز نیز ناظر به همین معنای دوم است.[۶]

گفتار سوم: تشبیه و تنزیه

ابن عربی و پیروانش نه مانند مشبهه، تشبیه محض را میپذیرند و نه مانند جمهور، تنزیه محض را؛ بلکه قائل به جمع میان این دو هستند. در تصوف ابن عربی تشبیه و تنزیه به معنای متداول نیست بلکه منظور از تشبیه؛ تقیید و مقصود از تنزیه؛ اطلاق است. تشبیه و تنزیه در مرتبه الوهیت تصور دارد نه در مرتبه احدیت ذات. تنزیه به «حقّ فی ذاته»؛ و تشبیه به «حق مخلوق به» راجع است. ابن عربی به آیات و روایات دالّ بر تشبیه، بدون تأویل ایمان آورده و آن‌ها را ناظر به «حقّ مخلوق به» شمرده است. اعتقاد بس سخیف و شگفتآور ابن عربی درباره حضرت نوح(ع) این است که دعوت او ناقص بود زیرا فقط شامل دعوت به تنزیه بود و بین دعوت به تنزیه و تشبیه جمع نکرد و گر نه موفق میشد، و عذر قومش که او را تکذیب کردند؛ موجّه بود! همین‌گونه ادّعاهای واهی و مخالف قرآن و شریعت، مخالفت و انتقاد برخی از دانشمندان و فقیهان را برانگیخت به‌طوری‌که حتی بعضی از آنان تکفیرش کردند.[۷]

گفتار چهارم: صفات و اسماء حقّ

در عرفان ابن عربی، عالَم و عالَمیان، مظاهر اسماء و صفات الهی هستند. او حقّ تعالی را «مرید» ولی «غیر مختار» می‌شمارد! حقیقت وجود که مطلق به اطلاق حقیقی است همان وجود حقّ تعالی است که در مراتب نامتناهی ظاهر میشود ولی کلیات آن پنج مرتبه است که «حضرات خمس» نامیده میشود. شگفتا که ابن عربی برای «سه» نوعی فردیت قائل شده و تجرّی کرده و توحید را با تثلیث مرتبط ساخته و مدّعی شده که تثلیثباوران موحّدند و برای آنان نیز امید به نجات از جهنم وجود دارد. او کثرت اسماء الهی در اسلام و تعدد اقانیم ثلاثه در مسیحیت را یکسان پنداشته است درحالی‌که این، قیاس مع‌الفارق است و اقانیم مسیحیت، ذوات و اعیان خارجی و ناسازگار با وحدت هستند.[۸]

گفتار پنجم: اعیان ثابته

به نظر میرسد که اصطلاح «اعیان ثابته» را ابن عربی وضع کرده و نخستین کسی است که آن را در آثارش به‌صورت گسترده بکار برده است. اعیان ثابته در عرفان ابن عربی، حقایق و ذوات و ماهیات اشیاء در علم حقّ است و صور علمی أشیاء در علم حقّ، ثابت است و تا ابد نیز ثابت خواهد ماند. أعیان ثابته قوابل تجلیات الهی هستند همان‌طور که أسماء الهی فواعل هستند. البته اعیان ثابته، در نظر ابن عربی غیر از معدومات ازلی معتزله است. ابن عربی برای تبیین صدور کثرات از واحد حقیقی، مثال‌هایی مانند «نور و آبگینه» و «شراب و جام» و «آینه و چهره‌ها» و «ظهور واحد به‌صورت اعداد» از باب تقریب معقول به محسوس مطرح کرده است.[۹]

گفتار ششم: قضا و قدر

قضا و قدر در نظر ابن عربی تابع معلوم یعنی ا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.