پاورپوینت کامل طاووس بن کیسان ۳۱ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل طاووس بن کیسان ۳۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل طاووس بن کیسان ۳۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل طاووس بن کیسان ۳۱ اسلاید در PowerPoint :
ابوعبدالرحمن طاووس بن کیسان خولانى همدانى یمانى (متوفای ۱۰۶ق) از ایرانیان و یکى از چهرههاى بارز تابعان بوده است. او فقیهى جلیلالقدر و خوشحافظه بود.
طاووس در کلام بزرگان
ابن عیینه مىگوید: «به عبیدالله بن ابىیزید گفتم: همراه چه کسانى بر ابن عباس وارد مىشدى؟ گفت: با عطاء و اصحابش. گفتم: با طاووس چطور؟ گفت: هرگز؛ او همراه با خواص بر او (ابن عباس) وارد مىشد!». عمرو بن دینار مىگوید: «هیچگاه فردى همچون طاووس ندیدهام». همچنین تعداد زیادى از دانشمندان از او به نیکى یاد کردهاند. از ابن جریج از طریق عطاء به نقل از ابن عباس روایت شده است که گفت: «به گمانم طاووس از بهشتیان باشد!». ابن حبان مىگوید: «او از عبّاد یمن و از بزرگان تابعان است. وى چهل بار حج گزارد و مستجابالدعوه بود». ابن عیینه مىگوید: «سه تن، از امراى زمان خود بیزارى مىجستند: ابوذر، طاووس و ثورى». ابن معین او را با سعید بن جبیر برابر مىدانست. ابونعیم مىگوید: «او جزو طبق اول یمنیان است که پیامبر دربار ایشان فرمود: «الایمان یمان؛ ایمان در یمن است».
اساتید او
وى پنجاه نفر از صحابه و دانشمندان و شخصیتهاى زمان خویش را ملاقات کرده است؛ بیشتر روایات او از ابن عباس است؛ و پیشگامان برگزید تابعان از او روایت کردهاند». ابن شهرآشوب او را از اصحاب امام زینالعابدین علیهالسّلام شمرده و فقیهى والا معرفى کرده است. او نسبت به امام علیهالسّلام مواضع شایستهاى دارد؛ از جمله آنکه وقتى امام در مسجدالحرام به سجده افتاده بود، به حضرت نزدیک شده و سر ایشان را بلند کرده بر زانوى خود نهاد و آن قدر گریست که اشکهایش بر گون امام فروریخت. در این هنگام امام سر برداشته، نشست و فرمود: چه کسى مرا از یاد پروردگارم بازداشت. گفت: من، طاووس. اى پسر رسول خدا! این بىتابى براى چیست؟! همچنین برخورد دیگرى با امام علیهالسّلام در حجر اسماعیل دارد، که بر مقام ویژ او نزد امام و قرب و منزلت وى نسبت به ایشان دلالت مىکند. به طور کلى یمنىها و به ویژه قبیل همدان به دوستى اهل بیت مشهورند.
مبارزه او
او علیه طاغوتهاى زمان خویش نیز موضعگیرىهاى سرنوشتسازى داشت که بیانگر صلابت و استوارى او در راه خداست. ابن خلکان مىگوید: «هشام بن عبدالملک براى انجام حج به مکه آمد. چون وارد حرم شد گفت: مردى از صحابه را نزد من آورید. گفتند: جملگى مردهاند. گفت: پس از تابعان کسى را بیاورید. طاووس یمانى را آوردند. همینکه بر او وارد شد، کفشهاى خود را در کنار بساط او بیرون آورد و به او به عنوان امیرالمؤمنین، سلام نداد و او را با کنیه یاد نکرد و بدون اجاز او در کنارش نشسته گفت: حالت چطور است هشام؟! هشام از این کرد طاووس به غایت خشمگین شد و آهنگ کشتن او کرد. بدو گفتند: تو در حرم هستى، این کار ممکن نیست! گفت: اى طاووس! چه چیزى تو را بر چنین کردارى واداشت؟ گفت: چه کارى؟ خشم و عصبانیت هشام افزون شد و گفت: تو کفشهایت را کنار بساط من درآوردى و به من سلام مرسوم ندادى و مرا با کنیه یاد نکردى؛ بدون اجاز من در کنارم نشستى و گفتى: اى هشام، چطورى؟ گفت: اینکه کفشهایم را کنار بساط تو بیرون آوردم – به این دلیل بود که – من روزانه پنج بار کفشهایم را در مقابل پروردگار در مىآورم و او نه مرا عتاب مىکند و نه بر من خشم مىگیرد. و اما اینکه گفتى چرا بر من با عنوان امیرالمؤمنین سلام نکردى، از آن روست که هم مؤمنان به امیرى تو راضى نیستند و من ترسیدم با گفتن چنین سلامى دروغ گفته باشم. و اما اینکه گفتى چرا مرا با کنیه خطاب نکردى، از آن جهت بود که خداوند عزوجل پیامبران خود را با نام صدا مىکند و مىفرماید: یا داود، یا یحیى، یا عیسى؛ و دشمنان خود را با کنیه مخاطب ساخته مىفرماید: «تَبَّتْ یَدا أَبِی لَهَبٍ». و اما اینکه گفتى: کنار من نشستى، براى آن بود که از امیرمؤمنان علىّ بن ابىطالب علیهالسّلام شنیدم که فرمود: «هرگاه خواستى به فردى از جهنمیان بنگرى، به کسى بنگر که خود نشسته و عدهاى در اطراف او ایستادهاند!». آنگاه هشام گفت: مرا پندى ده! گفت: از امیرمؤمنان علیهالسّلام شنیدم که مىفرمود: «در دوزخ مارهایى است همچون ستونهاى تناور و عقربهایى به سان قاطر. هر امیرى را که در حق زیردستانش عدالت نورزد، مىگزند». آنگاه برخاست و رفت!».
توجه کنید که چگونه واژ «امیرالمؤمنین» را دربار علىّ بن ابىطالب تکرار مىنماید در حالى که از سلام کردن به هشام با این عنوان خوددارى مىکند؛ با این دلیل که در میان مؤمنان(امثال خودش را در نظر دارد) کسانى هستند که به امیرى او رضایت نمىدهند! اینچنین موضعگیرى جز از پرورشیافتگان بر ولایت اهل بیت پیامبر علیهمالسّلام از کسى دیگر نمىتواند باشد.
مبارزه پسر او
ابن خلکان دربار
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 