پاورپوینت کامل دانشنامه نگاری ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل دانشنامه نگاری ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل دانشنامه نگاری ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل دانشنامه نگاری ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
دانشنامهنگاری
دانشنامهنگاری، نگارشِ گونهای از کتابهای مرجع، حاوی اطلاعاتی کلی و همهجانبه از همه دانشها یا طیف معیّنی از علوم یا دانشی خاص، که در دوره جدید در قالب الفبایی تدوین میشود. دانشنامهنگاری از میانههای سده سوم تا سده دهم (پایان عصر ممالیک) دورهای شکوفا و پررونق را طی کرده، اما پس از آن مانند بسیاری دیگر از گونهها و زمینههای نگارشی دستخوش تقلید و حتی انحطاط شده است. در این سدهها، برخلاف ادوار پس از آن، هرکدام از انواع دانشنامهها را که درنظر آوریم، روی به شکوفایی و کمال داشته است. چندانکه، معمولا متأخرترین هریک از انواع دانشنامهها کاملترین و جامعترین آنها نیز بوده است.
در ادامه با ذکر نمونههای محدودی از دانشنامههای تک دانشی، قواعد کلی حاکم بر نگارش آنها محل توجه واقع میشود؛ و سپس نقش این دانشنامهها در ورود نویسندگان مسلمان به مرحله دانشنامهنگاری چنددانشی بازنموده خواهد شد. آنگاه مسیر نگارش دانشنامههای چنددانشی در سه گروه دانشنامههای فاقد طبقهبندی علوم، دانشنامههای ناظر به طبقهبندی علوم و دانشنامههای بینابین بازگفته خواهد شد.
فهرست مندرجات
۱ – واژگان
۲ – زمینهها
۳ – عصر شکوفایی
۴ – دانشنامههای تکدانشی
۴.۱ – کتاب الحیوان
۴.۲ – عجائب المخلوقات
۴.۳ – حیاه الحیوان الکبری
۴.۴ – طبقاتنگاری
۴.۴.۱ – الاخبار الطوال
۴.۴.۲ – تاریخ یعقوبی
۴.۴.۳ – مروج الذهب
۴.۴.۴ – تاریخ طبری
۴.۴.۵ – المعارف و عیون الاخبار
۵ – دانشنامههای چنددانشی
۵.۱ – دانشنامههای فاقد طبقهبندی علوم
۵.۱.۱ – العقد الفرید
۵.۱.۲ – بحرالفوائد
۵.۱.۳ – المستطرف
۵.۲ – دانشنامههای ناظر به طبقهبندی علوم
۵.۲.۱ – احصاء العلوم
۵.۲.۲ – رسائل اخوان الصفاء
۵.۲.۳ – الشفاء و دانشنامه علائی
۵.۲.۴ – دره التاج
۵.۲.۵ – مفاتیح العلوم
۵.۲.۶ – جوامع العلوم
۵.۲.۷ – احیاء علوم الدین
۵.۲.۸ – یواقیت العلوم و دَراری النجوم
۵.۲.۹ – نزهتنامه علائی
۵.۲.۱۰ – فرخنامه
۵.۲.۱۱ – نوادر التبادر لتحفه البهادر
۵.۲.۱۲ – جامع العلوم
۵.۲.۱۳ – نفائس الفنون
۵.۳ – دانشنامههای بینابین
۵.۳.۱ – نزهه القلوب
۵.۳.۲ – رویکرد دانشنامههای سده چهارم
۵.۳.۳ – مباهج الفکر و مناهج العبر
۵.۳.۴ – نهایه الارب فی فنون الادب
۵.۳.۵ – مسالک الابصار فی ممالک الامصار
۵.۳.۶ – صبح الاعْشی
۶ – علت رویآوردن نویسندگان دوره ممالیک به دانشنامهنویسی
۷ – عصر تکرار و تقلید
۷.۱ – قلمرو صفویان
۷.۲ – قلمرو عثمانیان
۷.۳ – قلمرو هند اسلامی
۷.۳.۱ – دانشنامه جهان
۷.۳.۲ – کشاف اصطلاحات الفنون
۷.۳.۳ – غزلان هند
۷.۳.۴ – دانشنامههای دیگر
۸ – دانشنامهنگاری در عصر جدید
۸.۱ – زبان عربی
۸.۱.۱ – دائره المعارف البستانی
۸.۱.۲ – دائره معارف القرن الرابع عشر
۸.۱.۳ – دائره المعارف الحدیثه
۸.۱.۴ – الموسوعه العربیه المیسّره
۸.۱.۵ – موسوعه المورد
۸.۱.۶ – دائره المعارف الشیعیّه العامّه
۸.۱.۷ – الموسوعه الاسلامیه
۸.۱.۸ – دائره المعارف الاسلامیه الشیعیه
۸.۱.۹ – الموسوعه الفلسطینیه
۸.۱.۱۰ – معلمه المغرب
۸.۱.۱۱ – الموسوعه العربیه
۸.۱.۱۲ – الموسوعه العربیه العالمیه
۸.۱.۱۳ – الموسوعه الذهبیه للعلوم الاسلامیه
۸.۱.۱۴ – الموسوعه الفقهیه
۸.۱.۱۵ – موسوعه الفقه الاسلامی طبقاً لمذهب اهلالبیت
۸.۲ – زبان ترکی
۸.۲.۱ – قاموس العلوم و المعارف
۸.۲.۲ – لغات تاریخیه و جغرافیه
۸.۲.۳ – دانشنامه کودک
۸.۲.۴ – دائره المعارف اسلام
۸.۲.۵ – دائره المعارف ترک
۸.۲.۶ – دانشنامه هنر
۸.۲.۷ – برخی دانشنامههای تمام و نیمهتمام
۸.۲.۸ – لغتنامه و دانشنامه بزرگ میدان لاروس
۸.۲.۹ – دانشنامههای گروههای علمی و مؤسسات
۸.۲.۱۰ – دانشنامههای مفصّل و معتبر
۸.۳ – زبان فارسی
۸.۳.۱ – نامه دانشوران ناصری
۸.۳.۲ – دائره المعارف فارسی
۸.۳.۳ – دانشنامه ایرانشهر
۸.۳.۴ – ترجمه فرهنگنامه طلایی
۸.۳.۵ – دانشنامه ایران و اسلام
۸.۳.۶ – دائره المعارف تشیع
۸.۳.۷ – دانشنامه جهان اسلام
۸.۳.۸ – دائره المعارف بزرگ اسلامی
۸.۳.۹ – دانشنامه ادب فارسی
۸.۳.۱۰ – دانشنامه زبان و ادب فارسی
۸.۳.۱۱ – فرهنگنامه کودکان و نوجوانان
۸.۳.۱۲ – دانشنامههای سازمانهای علمی و پژوهشی
۹ – نگارش دانشنامه فارسی در کشورهای فارسیزبان
۹.۱ – افغانستان
۹.۲ – تاجیکستان
۱۰ – فهرست منابع
۱۱ – پانویس
۱۲ – منبع
۱ – واژگان
واژه دانشنامه معادل کلمه فرانسوی encyclopedie (در انگلیسی: encyclopaedia /encyclopedia) است. این واژه و دیگر صورتهای آن در زبانهای اروپایی، از اصطلاح یونانی “enkli paideia” مشتق شده است. این اصطلاح از سه جزء “en”به معنی «در» و “enkli” به معنای «دایرهای» و بیشتر «عام و فراگیر» و “paideia” به معنای آموزش تشکیل شده است.
[۱] Encyclopedia of library and information science, ed Allen Kent and Harold Lancour, New York: Marcel Dekker, Inc, 1978, sv، ذیل Encyclopedias.
این مجموعه معنایی در وضع اصطلاح عربی «دایره المعارف» کاملاً لحاظ شده است، همچنین در زبان عربی واژههای موسوعه و مَعْلَمه و در زبان فارسی واژههای فرهنگ و دانشنامه، معادل انسیکلوپدی فرنگی به کار میرود.
[۲] دانشنامه اسلام، ج۱، ذیل “Maws”a.1، زیرنظر مصطفی میرسلیم، تهران: بنیاد دایره المعارف اسلامی، ۱۳۷۵ش.
[۳] اسعدی، مرتضی، «دائره المعارف های شرق اسلامی»، ص۳۴، کیهان فرهنگی، ش ۱۲۷ (خرداد و تیر ۱۳۷۵).
۲ – زمینهها
آن دسته از تألیفات مسلمانان که امروزه تألیفات دانشنامهای یا شبه دانشنامهای محسوب میشود، در بستری از شرایط و مقتضیات ویژه و تحتتأثیر عواملی چند تکوین و تکامل یافته است. یکی از زمینههای توجه به دانشنامهنگاری اهتمام پیگیرانه برخی از دانشمندان بزرگ مسلمان به موضوع ادب بوده است. معنای ادب به ویژه پس از دوره کسانی چون عبدالحمید کاتب (متوفی ۱۳۲ق) و ابن مقفع (متوفی ۱۴۲ق) گسترش یافت؛ و ادیب به کسی اطلاق شد که برخلاف عالِم که در یک رشته، خاصه علوم دینی، تبحر داشت، در چند دانش دستی داشت و برگزیدهترین بخشهای آن را برمیگرفت.
[۴] دائره المعارف بزرگ اسلامی، زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی، ذیل «ادب»، تهران ۱۳۶۷ش ـ، ذیل «ادب» (از آذرتاش آذرنوش).
[۵] دائره المعارف بزرگ اسلامی، زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی، ذیل ادب/ ادبیا، تهران ۱۳۶۷ش ـ، ذیل «ادب» (از آذرتاش آذرنوش).
به هر رو، به سبب بازتاب یافتن شخصیت چنددانشی این ادیبان در تألیفات آنها، دست کم برخی از آثارشان از نوعی جامعیت محتوایی و تکثر موضوعی برخوردار شد. التزام به جامعیت محتوایی غایت کار دانشنامه نگاران مسلمان نبود.
شمار قابل توجهی از آنان خاصه پس از فراگیر شدن نهضت ترجمه و پدید آمدن آثار متعدد و متنوع در علوم مختلف، به ضرورت طبقهبندی و ساماندهی رشتههای مختلف علمی پی بردند. هرچند، بسیاری از کسانی که در عمل به طبقهبندی شاخههای علوم توجه نشان دادهاند، طرح ساختاری خود را به صراحت عرضه نکردهاند، و برخی نیز باوجود پایبندی به نوعی طرحِ ساختی در تدوین و عرضه مطالب خویش چندان به نظام طبقهبندی علوم که الگوی غالب آن نظام ارسطویی بود و فیلسوفانی چون فارابی و ابن سینا آثار خود را کمابیش بر گرته آن سامان میدادند (وفادار نماندند. گسترش این قبیل آثارِ چنددانشی، به جنبه کاربردی آنها نیز برمیگشت؛ بدینبیان که کاتبان و دبیران دیوانها که لازمه موفقیت اداری آنها آشنایی با طیف گستردهای از دانشهای نظری و عملی بود، به چنین آثاری نیاز داشتند. برخی از اینگونه کتابها به علت توجه نویسندگان به جنبههای کاربردی آنها و لزوم مراجعه کاتبان بدانها، آسان فهمتر بوده و به صورت خودآموز نوشته شده است. توجه به فنون و علوم کاربردی و بسیاری از مسائل زبانی و لغوی و تاریخی در این کتابها و تأثیرگیری این آثار از فرهنگ بیگانه و به اصطلاح علوم اوایل، مایه آن شد تا این آثار در سطحی فراتر از آثار مذهبی و دینی بنشینند و در آنها دانش نگاری فارغ از خاستگاه و جهت گیری آن) مدنظر قرار گیرد.
۳ – عصر شکوفایی
با اندکی تسامح میتوان گفت دانشنامهنگاری از میانههای سده سوم تا سده دهم (پایان عصر ممالیک) دورهای شکوفا و پررونق را طی کرده، اما پس از آن مانند بسیاری دیگر از گونهها و زمینههای نگارشی دستخوش تقلید و حتی انحطاط شده است. در این سدهها، برخلاف ادوار پس از آن، هرکدام از انواع دانشنامهها را که درنظر آوریم، روی به شکوفایی و کمال داشته است. چندانکه، معمولا متأخرترین هریک از انواع دانشنامهها کاملترین و جامعترین آنها نیز بوده است. این آثار کلاسیک را میتوان به اعتبار گستره موضوعی، شمول اطلاعات، رویکرد، سطح علمی، نظم و ترتیب و طرح ساختی، زبان، دوره بندیهای تاریخی، حوزه فرهنگی و جغرافیایی به انواعی تقسیم کرد. اما در این مقاله، نخست با ذکر نمونههای محدودی از دانشنامههای تک دانشی، قواعد کلی حاکم بر نگارش آنها محل توجه واقع میشود؛ و سپس نقش این دانشنامهها در ورود نویسندگان مسلمان به مرحله دانشنامهنگاری چنددانشی بازنموده خواهد شد. آنگاه مسیر نگارش دانشنامههای چنددانشی در سه گروه دانشنامههای فاقد طبقهبندی علوم، دانشنامههای ناظر به طبقهبندی علوم و دانشنامههای بینابین بازگفته خواهد شد.
۴ – دانشنامههای تکدانشی
اینگونه از تألیفات با وجود اختصاص یافتن به حوزهای معیّن، در عمل، خاصه در آغاز، چندان هم اختصاصی نماند و نویسندگانشان نخواستند یا نتوانستند از ورود به عرصه رشتههای دیگر بپرهیزند.
۴.۱ – کتاب الحیوان
یکی از نمونههای بسیار قدیم این دانشنامهها کتاب الحیوانِ جاحظ (متوفی ۲۵۵ق)، خاص موضوع جانورشناسی، است. جاحظ در این کتاب با محور قرار دادن حکمت الهی در آفرینش مخلوقات، انبوهی از حیوانات کوچک و بزرگ را معرفی کرده است. وی با تقسیم کائنات به دو دسته کلی «نامی» (جاندار) و «غیرنامی» (غیرجاندار) و سپس با تقسیم جانداران به گیاه و حیوان، گروه اخیر را به چهار دسته راه روندگان (از جمله انسانها)، پرندگان، آبزیان و خزندگان تقسیم کرده است.
[۶] جاحظ، عمرو بن بحر، کتاب الحیوان، ج۱، ص۲۴.
وی به اعتباری دیگر حیوانات را به «فصیح» (انسان) و «عُجْم» (جانوران) نیز تقسیم کرده است.
[۷] جاحظ، عمرو بن بحر، کتاب الحیوان، ج۱، ص۲۷.
در لابهلای مطالب مدخلهای الحیوان، که به آیات قرآن و احادیث و اشعار و امثال آراسته شده، انبوهی از عناوین و اطلاعات آمده است که به آسانی قابل دستهبندی نیست. مثلاً در فصل «کلب» شماری از واژههای معمول در عصر جاهلی، همراه با واژههای نوپدید اسلامی مانند مُخَضْرَم، منافق، مشرک و تیمم آمده است.
[۸] جاحظ، عمرو بن بحر، کتاب الحیوان، ج۵، ص۱۵۱.
توجه ویژه جاحظ به جانورشناسی با تأخیری زیاد و البته همراه با نوعی بهینهسازی در نظام پردازش و تنظیم، در دورههای بعد تداوم یافت. این تداوم را در فاصله قرون چهارم تا هفتم نه در تک نگاشتهها بلکه عمدتاً ضمن آثار چنددانشی مانند رسائل اخوان الصفاء و شفاء ابن سینا (متوفی ۴۲۷ق) میتوان بازجست.
۴.۲ – عجائب المخلوقات
یکی از این دست آثار متأخرتر عجائب المخلوقات قزوینی (متوفی ۶۸۲ق) است که بخشی از آن
[۹] قزوینی، زکریا بن محمد، عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات، ج۱، ص۳۲۲ـ۴۱۵، بیروت: دارالشرق العربی، (بی تا).
به جانوران اختصاص یافته و نویسنده در ذیل هر رده، نظام الفبایی را کمابیش رعایت کرده است.
[۱۰] قزوینی، زکریا بن محمد، عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات، ج۱، ص۳۷۸ـ۴۰۵، بیروت: دارالشرق العربی، (بی تا).
۴.۳ – حیاه الحیوان الکبری
اما هیچکدام از این آثار در جامعیت و ساختار به حیاه الحیوان الکبری (تألیف ۷۷۳)، نوشته محمد بن موسی دَمیری (متوفی ۸۰۸ق) نمی رسد. کتاب دمیری ترتیبی الفبایی دارد، وی در ذیل هر مدخل ابتدا ضبط دقیق آن را درج کرده و پس از بحثی لغوی به نقل اخبار و روایات در باب طبایع هر حیوان، استشهاد از آیات قرآنی و احادیث نبوی و اشعار و امثال و حِکَم در باب فتوای فقیهان درباره حکم شرعی اکل گوشت آن حیوان، ذکر خواص طبی و فواید یا مضرات گوشت آنها و گاه دلالتهای آنها در تعبیر خواب پرداخته است.
[۱۱] دمیری، محمد بن موسی، حیاه الحیوان الکبری، ج۱، ص۱۶۷۱۶۸، چاپ ابراهیم صالح، دمشق ۱۴۲۶/ ۲۰۰۵.
روش دمیری در این کتاب شباهتهایی با روش دانشنامههای امروزین دارد. دمیری منابع گفتههایش را که بسیار هم متنوع است، حتی با نقل سلسله اسناد، ذکر میکند و معمولاً در مقام رد و نقد مطالب منقول برنمیآید؛ گو اینکه به پژوهشهای پیشین اعتماد میورزد یا بدین شیوه منقولاتش را برعهده گوینده آن وامینهد. همچنین وی هنگام نیاز مدخلی را به مدخلهای پیشین یا پسین ارجاع میدهد.
[۱۲] دمیری، محمد بن موسی، حیاه الحیوان الکبری، ج۱، ص۱۷۴، چاپ ابراهیم صالح، دمشق ۱۴۲۶/ ۲۰۰۵.
[۱۳] دمیری، محمد بن موسی، حیاه الحیوان الکبری، ج۳، ص۵۹۸، چاپ ابراهیم صالح، دمشق ۱۴۲۶/ ۲۰۰۵.
دمیری نیز مانند اسلاف خود چون جاحظ و قزوینی نتوانسته است از زیادهگویی و حاشیه روی بپرهیزد و گاه توالی مباحثش تحت الشعاع تمایل او به «از همه چیزنویسی» قرار گرفته است؛ چندان که ذکر اسم یا اصطلاح یا حکایتی، معانی تازهای را برای او تداعی کرده و او را از چهارچوب مسائل مدخلهایش بیرون برده است. مثلاً ذیل مدخل «غُرنَیق»
[۱۴] دمیری، محمد بن موسی، حیاه الحیوان الکبری، ج۲، ص۲۴۷ به بعد.
وارد مباحث تفسیری درباره افسانه غرانیق میشود یا ذیل مدخل «اِوَز» (نوعی مرغابی)، از مرغابیانی سخن میگوید که راه را هنگام خروج امام علی (علیهالسلام) به سوی مسجد، در شبی که به دست ابن ملجم ضربت خورد، بر ایشان بسته بودند و به تعبیر امام بر سوگ او نوحهگری میکردند. دمیری پس از نقل این روایت به ذکر گزارشی از خلافت حضرت علی و سه خلیفه نخست میپردازد و درپی آن، تاریخ دوره طولانی خلفای اموی تا پایان خلافت عباسی در بغداد و سپس خلافت فاطمیان از المستنصرباللّه (متوفی ۳۶۶ق) تا خلفای عباسی مصر را بازمیگوید، آنگاه اشارهای به سلاطین مملوکی مصر میکند و سرانجام بار دیگر به مدخل اصلی (اِوَز) بازمیگردد.
[۱۵] دمیری، محمد بن موسی، حیاه الحیوان الکبری، ج۱، ص۷۳.
۴.۴ – طبقاتنگاری
تبارشناسی دانشنامههای تک دانشی یا اختصاصی در شماری از موضوعات دیگر نیز تنها با بازگشت به قرن سوم، نقطه عزیمت درست و مطمئنی خواهد یافت. سده سوم عصر طلایی تدوین حدیث به ویژه احادیث فقهی بوده است. کشف اعتبار احادیث و کسبِ اطمینان از صدور آنها که مستلزم بررسی سلسله راویان بود، مایه پیداییِ علم رجال و طبقات نگاری شد (طبقات). طبقاتنگاری در عینحال یکی از رایجترین شیوههای تاریخنگاری نیز بود که از قدیمترین و برجستهترین نمونه های آن میتوان به طبقات ابن سعد (متوفی ۲۳۰ق) اشاره کرد. چنین آثاری زمینه مساعدی را برای پدیدآمدن گونهای از آثار تاریخی فراهم کرد که میتوان آنها را فرهنگنامههای تاریخی یا فرهنگهای سرگذشتنامهای نام نهاد.
[۱۶] Wadad Qadi, “Biographical dictionaries as the scholars&39، ج۱، ص۲۸.
در این فرهنگ نامهها که ترتیب الفبایی دارد، اطلاعات تاریخی در ذیل نام افراد آمده است. از نمونههای بارز این آثار اینهاست: التاریخ الکبیر بخاری (متوفی ۲۵۶ق)، تاریخ بغدادِ خطیب بغدادی (متوفی ۴۶۳ق)، اُسْدالغابه فی معرفه الصحابه ابن اثیر (متوفی ۶۲۸ق)، معجم الادباء یاقوت حموی (متوفی ۶۲۶ق)، وفیات الاعیان ابن خلّکان (متوفی ۶۸۱ق) و تکمله سی جلدیِ آن: الوافی بالوفیاتِ صَفَدی (متوفی ۷۶۴ق)، و تکمله الوافی به نام الْمَنْهل الصافی و المستوفی بعد الوافی از ابن تَغْری بِردی (متوفی ۸۷۴ق)، و سِیَر اعلامِ النُبلاء شمسالدین ذهبی (متوفی ۷۴۸ق).
۴.۴.۱ – الاخبار الطوال
افزون براین، سرگذشتنامهها و فرهنگها و دانشنامههای تاریخی در سده سوم و پس از آن، در هیئتی دیگر نیز مجال جلوه یافتند. در این قرن، مورخان مسلمان با تکیه بر انبوه روایات تاریخی در حوزه مناسبات فرهنگی، سیاسی، دیوانی، نسبشناسی و مباحث ادبی و لغوی، در روش تاریخ نگاری (که پیشتر به شیوه خبر بود) تحولی ایجاد کردند و به جای تک نگاشتههای متعدد جزئینگر، تواریخ عمومی یکپارچهای عمدتاً به شیوه وقایعنگاری تدوین نمودند (تاریخ/ تاریخ نگاری). در اواخر این قرن، ابوحنیفه دینوری (متوفی ۲۸۳)، دانشنامه تاریخی خود، الاخبار الطِّوال، را پدید آورد که در آن از آدم و فرزندانش و انبیای بنی اسرائیل (به جز موسی و هارون) و عیسی و زردشت، سرگذشت پادشاهان سلسلههای افسانهای ایران تا انقراض ساسانیان و ملوک روم و یمن و تاریخ اسلام از نبردهای مسلمانان با ایرانیان در دوره خلافت عمر (متوفی ۲۳ق) تا تاریخ خلافت عباسیان در عصر معتصم (متوفی ۲۲۷ق) سخن گفته است.
[۱۷] دینوری، احمد بن داوود، الاخبار الطِّوال، ج۱، ص۴۱۰ـ۴۱۳، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره ۱۹۶۰، چاپ افست قم ۱۳۶۸ش.
اهمیت این اثر بهویژه به سبب توفیق نویسنده آن در توجه جدّی به سرزمینهای غیراسلامی است.
۴.۴.۲ – تاریخ یعقوبی
فقدان دوره ۲۳ ساله بعثت پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و خلافت ابوبکر در این اثر، در دیگر دانشنامه تاریخی معاصر او، تاریخ یعقوبی، به نحو شایستهای جبران شد، چنان که تقریباً نیمی از حجم این کتاب به تاریخ اسلام و بخش درخور توجه آن به تاریخ پیامبر اختصاص یافت و بهگونهای توازنی میان تاریخ اسلامی و غیراسلامی برقرار شد.
[۱۸] یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ، ج۱، ص۲۷۲.
[۱۹] یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ، ج۲، ص۵۱۲.
۴.۴.۳ – مروج الذهب
مسعودی (متوفی ۳۴۶ق) نیز در مُروج الذهَب، از شیوه یعقوبی (متوفی ۲۸۴ق) در نگارش تاریخ ایران قبل از اسلام پیروی کرد.
۴.۴.۴ – تاریخ طبری
اما سرآمد دانشنامههای تاریخی به لحاظ جامعیت و اِسناد و اعتدال و شیوه وقایعنگاری تاریخ طبری است که در دو بخش تاریخ جهان (با ترتیبی موضوعی) و تاریخ اسلام (با ترتیبی سال شمار و به شیوه روایی) نگاشته شده است. این کتاب تا سده هفتم که ابن اثیر (متوفی ۶۳۰ق) الکامل خود را تا حوادث ۳۰۲ق براساس آن نوشت، بر تاریخنگاری مسلمانان تأثیر مستقیم داشت.
۴.۴.۵ – المعارف و عیون الاخبار
دانشنامههای تاریخی ابن قتیبه دینوری (متوفی ۲۷۶)، بهویژه در دوره اسلامی، برخلاف آثاری چون تاریخ یعقوبی و تاریخ طبری، نه صورتی سال شمار که ترتیبی کمابیش موضوعی دارد. این ترتیب زمینهساز تنوع موضوعی و ایجاد آثار چنددانشی شد. افزون براین، مطالب کتابهای ابن قتیبه که در دسته کتابهای ادبی قرار داده شده، برخلاف آثار مشابهِ یاد شده، صرفاً به گزارشهای تاریخ سیاسی و نظامی اختصاص نیافته است. درباره این میتوان به المعارف اشاره کرد که به گفته خود ابن قتیبه
[۲۰] ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، ص۱، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
مجموعه معارفی است که اهل فرهنگ از دانستن آنها گریزی ندارند. موضوعات اصلی المعارف به ترتیب زیر است: آغاز آفرینش و قصص انبیا، انساب و قبایل عرب، رسول خدا و خویشان و اصحاب او، تاریخ خلفا از معاویه بن ابوسفیان تا معتمِد، برخی از محدّثان و صاحبان فرق و نسّابان و راویان شعر و شماری از «اولین» ها؛ مساجد مشهور، فتوح؛ مشاغل بزرگان و اشراف در جاهلیت؛ مبتلایان به امراض گوناگون؛ بلندقامتان و کوتهقامتان؛ دیرزادگان و زودزادگان؛ نامداران به کنیهها؛ طاعونها و طاعونزدگان؛ مَثَلهایی که به نام اقوام و قبیلهها شهرت یافته است؛ ملوک حیره، حبشه، یمن، فارس و شام و جز آنها
[۲۱] ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، ص۳-۶۷، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
این فهرست نسبتاً طولانی نشان میدهد که ابن قتیبه با تنوع موضوعی و جامعیتی که به این اثر تاریخی خود داد، گام بلندی به سوی تدوین آثار چنددانشی برداشت. چنین رویکردی در اثر دیگر ابن قتیبه، عیون الاخبار، ملموستر است. عیون الاخبار (که نامش از صبغه غالب تاریخی آن حکایت میکند) هم نظم و دستهبندی موضوعی بهتری دارد و هم هر باب آن نامی مستقل دارد و در واقع هر باب در حکم اثری مستقل است، همچون کتاب السلطان درباره آداب حکمرانی و مناصب دولتی؛ کتاب جنگ و جنگاوری؛ کتاب عِلْم، شامل زندگینامه برخی از علما و مباحثی در علم بیان، بلاغت و خطابت؛ و کتاب طعام.
[۲۲] ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، عیون الاخبار، ج۱، جزء۱، ص۴۹۵۲، چاپ یوسف علی طویل و مفید محمد قمیحه، بیروت (۱۹۸۵).
۵ – دانشنامههای چنددانشی
مسیر نگارش دانشنامههای چنددانشی در سه گروه دانشنامههای فاقد طبقهبندی علوم، دانشنامههای ناظر به طبقهبندی علوم و دانشنامههای بینابین در ادامه بازگفته خواهد شد.
۵.۱ – دانشنامههای فاقد طبقهبندی علوم
در ادامه نمونههایی از دانشنامههای فاقد طبقهبندی علوم را بیان میکنیم:
۵.۱.۱ – العقد الفرید
کار ابن قتیبه را جانشین شایستهاش ابن عبد ربّه اندلسی (متوفی ۳۲۸) دنبال کرد. ابن عبدربّه، العِقد الفرید را با سرمشقگیری از عیون الاخبار در ۲۵ باب نگاشت
[۲۳] Wlater Werkmeister, Quellenuntersuchungen zum kitb al،”Iqd al،fard des Andalusiers Ibn”Abdrabbih (246/860،۳۲۸/ ۹۴۰) , Berlin 1983، ج۱، ص۶۲ـ۷۵.
در واقع کار او، ضمن بسط بابهای عیون الاخبار، نوآوریهایی هم دارد، مثلاً اختصاص بابی به موسیقی و نیز تعازی و مراثی. ابن عبد ربّه در مقدمه دانشنامهاش
[۲۴] ابن عبد ربّه، احمد بن محمد، العقد الفرید، ج۱، ص۴-۵، چاپ مفید محمد قمیحه، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۳.
تصریح کرده که کتابش، در واقع، گلچینی است از گزیدهترین بخشهای کتابهای دیگران و از همینرو، کار خود را که اختصار و انتخاب نام داده، از تألیف بسی سختتر شمرده است. بااین همه، کتاب یکسره گزیده نیست، و نویسندهاش شعرهای زیادی از خود در جای جای کتاب درج کرده است.
[۲۵] ابن عبد ربّه، احمد بن محمد، العقد الفرید، ج۱، ص۳۸، چاپ مفید محمد قمیحه، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۳.
[۲۶] ابن عبد ربّه، احمد بن محمد، العقد الفرید، ج۱، ص۷۱، چاپ مفید محمد قمیحه، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۳.
[۲۷] ابن عبد ربّه، احمد بن محمد، العقد الفرید، ج۱، ص۸۸، چاپ مفید محمد قمیحه، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۳.
[۲۸] ابن عبد ربّه، احمد بن محمد، العقد الفرید، ج۱، ص۱۵۶-۱۵۷، چاپ مفید محمد قمیحه، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۳.
وی
[۲۹] ابن عبد ربّه، احمد بن محمد، العقد الفرید، ج۱، ص۶، چاپ مفید محمد قمیحه، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۳.
تصریح کرده که اینکار را بدانرو کردم تا خوانندگان بدانند که «مغرب ما» را نیز از نظم و نثر بهرهای است. توالی «کتاب» ها/ فصلهای بیست و پنجگانه العقد، جز به ندرت، تابع منطقی مشخص نیست، چنانکه بسیاری از فصلهای مرتبط از هم دور افتاده است و فصلهای کتاب چندان جامع و مانع نیست.
۵.۱.۲ – بحرالفوائد
در قرن ششم در دمشق اثری دانشنامهگون به نام بحرالفوائد به زبان فارسی در ۳۶ «کتاب» / باب مشتمل بر بیش از سیصد بخش تألیف شد. با اینکه نویسنده ناشناخته این کتاب در مقدمه اثرش
[۳۰] مؤلفی ناشناخته، بحرالفوائد: دائره المعارف، ج۱، ص۳ـ۴، چاپ دانش پژوه، محمدتقی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۵ش.
ادعا کرده که از انواع علوم سخن گفته است، صرفنظر از مباحثی چون جواهرات و عجایب، اغلب مباحث آن درباره اخلاق، فقه (براساس فتوای شافعی و ابوحنیفه)، تصوف، کلام (مطابق با آموزههای اشعری و بهویژه در تقابل با شیعیان اسماعیلی) و ادعیه است و در همه آنها جنبههای روایی غلبه دارد. نهتنها تقدم و تأخر ابواب کتاب و شاخههای هر باب از روش و منطق مشخصی پیروی نمیکند، بلکه تکرار مباحث و عناوین در جای جای کتاب نیز سودمندی عنوانبندی موضوعات کتاب را تحتتأثیر قرار داده است. اولین باب کتاب، جهاد (جهاد اکبر و جهاد اصغر) است که احتمالاً تحت تأثیر جنگهای صلیبی در مرزهای غربی شام، بر صدر سایر بابها نشسته است.
۵.۱.۳ – المستطرف
پیگیری جدّی شیوه ابن عبدربّه در تدوین آثار دانشنامهای (صرفنظر از پارهای فعالیتهای پراکنده) تا عصر ممالیک، در قرن نهم به تعویق افتاد. در این قرن اَبشیهی (متوفی ۸۵۰ق)، که در یکی دیگر از مناطق سرزمینهای غربی اسلامی (مصر) می زیست، شیوه وی را ادامه داد. ابشیهی در مقدمه اثر خود، المستطرف فی کلّ فنٍّ مستظرف
[۳۱] ابشیهی، محمد بن احمد، المستطرف فی کلّ فنّ مستظرف، ص۵، چاپ محمد سعید، قاهره ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
تصریح کرده است که در روزگار او کتابهای مفصّل بسیار در موضوعات گوناگون نوشته شده است که مفترقات و اختصاصات قابل توجهی دارد. با نظر به چنین زمینهای بود که ابشیهی کوشید تا کتابی مشتمل بر همه فنون و در واقع گزیدهای از همه مطالب مهم در موضوعات گوناگون تألیف کند. کتاب ابشیهی، با کتابهای دانشنامهنویسان مشهور عصر او، بهویژه به لحاظ فصلبندی شباهت چندانی ندارد و بیشتر دنباله رو و مشابه آثاری چون العقد الفرید است. بااین حال، المستطرف به لحاظ گستردگی موضوعی بر العقد الفرید برتری دارد، چنان که بابهای آن از ۲۵ باب العقد به ۸۴ باب افزایش یافته است.
باب نخست المستطرف درباره مبانی دین اسلام (توحید و فروع) و باب پایانی آن درباره فضیلت صلوات بر پیامبر است که ظاهراً باب اول با نظر به فضیلت موضوع و باب آخر به جهت حسن ختام رتبه بندی شده است. قرارگرفتن موضوعات عقل، قرآن، علم و ادب در بابهای دوم تا چهارم نیز با منطق فضیلت موضوعی قابل درک است. بابهای بعدی به موضوعاتی چون جملات حکمتآمیز و امثال سایر و بلاغت و فصاحت، حاضرجوابی، و خطبهها و خطیبان و شاعران، توکل و رضا و نکوهش آزمندی، مشورت، سکوت و مذمت غیبت اختصاص یافته است. در چند باب بعدی از موضوعات سلطان و وزرا و دیوان قضا، قُصّاص و متصوفه و نیز محاسن و مَساوی اخلاقی سخن رفته است. بابهای دیگر به زندگی روزانه چون پوشاک و خوراک و آرایش و جوانی و بیماری و تندرستی و به کارگیری القاب، مسافرت، هدیه، کار و پیشه، صبر، بردگان و کنیزان، کهانت و قیافت و تفأل، و تعبیر خواب، حیوانات، جن، عجایب زمین، شهرها و رودها، معادن و سنگهای قیمتی، موسیقی و مزاح و جز آنها اختصاص یافته است. این تنوع موضوعی نشان میدهد که ابشیهی به ذات دانشنامگی کتاب خود وقوف کامل داشته و از آنرو هر کدام از ابواب کتابش را بابی مستقل دانسته است. این بابها صرفاً در کتابی دایره المعارفی یکجا در کنار هم قرار میگیرند. در مرور کلی ترتیب ابواب این کتاب، باوجود بینظمیهای آشکار، نوعی منطق تقسیمبندی دریافت میشود؛ حتی مطالب برخی از بابها مثل باب ششم (در امثال سایر) و باب ۶۲ (درباره حیوانات) به ترتیب الفبایی تنظیم شده است.
۵.۲ – دانشنامههای ناظر به طبقهبندی علوم
جامعیت، مشخصه مشترک همه نمونههایی است که تاکنون در این مقاله معرفی و بررسی شده است، که فقط نیمی از هویت دانشنامهها را فرا مینماید. ویژگی دیگر و شاید مهمتر دانشنامهها طرح ساختی و نظام تألیف و ترتیب آنهاست. این ویژگی عمدتاً از سده چهارم بدینسو، در نوشتن فهرست کتابها و دانشها و فرهنگ مصطلحات و لغتنامهها با جامعیت همراه شده و مجال بروز یافته است. شیوه تنظیم و تألیف این کتابها گوناگون است: برخی از آنها ترتیب قاموسی و به اصطلاح الفبایی دارد، مانند کشف الظنون، کشاف اصطلاحات الفنون و تقریباً تمام لغتنامهها؛ پارهای دیگر ترتیب طبقهای دارد و مؤلف با تقسیمبندی علوم و معارف، مطالب مرتبط را طبق نظام طبقهبندی خود آورده است، مانند احصاء العلوم، الفهرست و مفتاح السعاده.
۵.۲.۱ – احصاء العلوم
اینگونه اخیر از دیدگاه طبقهبندی علوم بسیار اهمیت دارد؛ چرا که از خلال آنها مانند بعضی از کتب فلسفی (میتوان مکتبها و گرایشهای مختلف علمای مسلمان را در طبقهبندی علوم و معارف شناسایی و بررسی کرد
[۳۲] طاهری عراقی، احمد، اسلام (علوم دینی اسلام در نظام رده بندی کتابخانه کنگره)، ج۱، ص۱۰-۱۱، به کوشش زهره علوی، تهران ۱۳۷۶ش.
در هر کدام از اینگونه آثار، پراکندگی و حجم مطالب ذیل هریک از علوم و نیز مدخلها، رویکرد ویژه مؤلف و صبغه علمی غالب آن اثر را باز مینماید. چنانکه از این حیث آثاری چون احصاء العلوم و نزهت نامه را باوجود جامعیتی که دارد، میتوان به ترتیب در شمار دانشنامههای فلسفی و علوم طبیعی آورد. در عینحال، آثارِ معدودِ دیگری هم هست که نوعی توازنگرایی در توجه به علوم مختلف در آنها نمایان است، مانند کتاب ستّینی، و نفائس الفنون. ظاهراً فارابی (متوفی ۳۳۹ق) نخستین کسی بود که فلسفه یونانی را در کتاب خود، احصاء العلوم (به عربی)، با درآمیختن با علوم اسلامی صورتی دانشنامهگونه داد. ترتیب فصول احصاء العلوم چنین است: ۱) زبان شناسی عربی، ۲) منطق (شامل هشت بخش)، ۳) ریاضی یا «علوم تعلیمی» (شامل حساب، هندسه، علم مناظر، نجوم، موسیقی، اثقال، علم حیل/ مکانیک)، ۴) طبیعیات و الهیات، که طبیعیات شامل هشت بخش است از جمله معادن، عناصر اجسام مرکّب، کون و فساد و گیاهان و جانوران، ۵) علوم اخلاقی و مدنی و فقه و کلام اسلامی.
[۳۳] فارابی، محمد بن محمد، احصاء العلوم، ج۱، ص۲، چاپ عثمان محمد امین، قاهره ۱۳۵۰/۱۹۳۱.
چهار رشته فلسفه نظری (منطق، ریاضی، طبیعی و الهی) و دو رشته از سه رشته فلسفه عملی (اخلاق و سیاست) نشان دهنده برتری علوم یونانی/ فلسفی در این کتاب است. بنابراین احصاء العلوم را میتوان نخستین دانشنامه فلسفی بهشمار آورد. بهنظر میرسد ترتیب ساختی دانشنامه های بعدی در تقسیمبندی علوم به دانشهای یونانی و اسلامی) با هر تعبیری چون: علوم حکمی و غیرحکمی، علوم حِکْمی فلسفی و علوم نقلی وصفی، علوم حقیقیه و غیرحقیقیه، علوم عرب و علوم عجم، علوم شرعیه و علوم دخیله، علوم شرعی و علوم غیرشرعی و علوم اواخر و علوم اوایل (کاملاً از نظام تقسیم بندی احصاء العلوم متأثر بوده است. طبقهبندی فارابی را با تغییری جزئی ابن سینا (متوفی ۴۲۸) و غزالی (متوفی ۵۰۵) و ابن رشد (متوفی ۵۹۵) پذیرفتهاند.
[۳۴] طاهری عراقی، احمد، اسلام (علوم دینی اسلام در نظام رده بندی کتابخانه کنگره)، ج۱، ص۱۲، به کوشش زهره علوی، تهران ۱۳۷۶ش.
[۳۵] Hossein Nasr, Science and civilization in Islam, Cambridge, Mass 1968، ج۱، ص۶۰.
با این همه، شیوه فارابی را در نشاندن فقه و کلام به عنوان اجزای علوم شریعت ذیل علوم مدنی که خود از زیرشاخههای فلسفه عملی ارسطویی است) در هیچیک از آثار مشابه بعدی دنبال نکردهاند.
۵.۲.۲ – رسائل اخوان الصفاء
چهار رشته فلسفه نظری در رسائل اخوان الصفاء (قرن چهارم) نیز به چشم میخورد. رسائل اخوان الصفاء را میتوان بدین قرار فصلبندی کرد: ریاضیات و منطق (چهارده رساله)، طبیعیات (هفده رساله)، الهیات (ده رساله)، علوم شرعی و دیانات و مذاهب.
[۳۶] جمعی از نویسندگان، رسائل اخوان الصفاء و خلّان الوفاء، ج۱، ص۲۱۴۲، قم ۱۴۰۵.
اخوان الصفا که کوشیدند خوانندگان را با گزیده همه بخشهای علوم نظری و عملی دوران خود آشنا کنند، هدفشان را راهنمایی گمراهان و سرگشتگان و بیدار کردن غافلان ذکر کردهاند.
[۳۷] جمعی از نویسندگان، رسائل اخوان الصفاء و خلّان الوفاء، ج۱، ص۲۴۲، قم ۱۴۰۵.
[۳۸] Josef van Ess, “Encyclopaedic activities in the Islamic world: a few questions and no answers”, in Organizing knowledge, encyclopaedic activities in the pre،eighteenth century Islamic world, ed Gerhard Endress, Leiden: Brill, 2006، ج۱، ص۱۰.
اینگفته در عینحال جهتگیری ایدئولوژیک این اثر را نشان میدهد. رسائل اخوان الصفاء محصول کار گروهی از نویسندگان و یادآور یکی از عمدهترین ویژگیهای کار نگارش دانشنامهها در دوره جدید یعنی تشریک مساعی جمعی در امر دانشنامهنگاری است.
[۳۹] Josef van Ess, “Encyclopaedic activities in the Islamic world: a few questions and no answers”, in Organizing knowledge, encyclopaedic activities in the pre،eighteenth century Islamic world, ed Gerhard Endress, Leiden: Brill, 2006، ج۱، ص۹.
۵.۲.۳ – الشفاء و دانشنامه علائی
با وجود تلاشهای ذکر شده، تثبیت ساختار دانشنامههای فلسفی در جهان اسلام تا ظهور ابن سینا به تعویق افتاد. اثر اصلی او در فلسفه، الشفاء (تألیف ۴۲۱ـ۴۲۳) و کتاب دیگرش، النجاه برپایه تقسیمبندی چهارگانه رشتههای نظری ارسطویی پرداخته شد: ۱. منطق، ۲. طبیعی، ۳. ریاضی، ۴. الهی. دیگر اثر ابن سینا، دانشنامه علائی که نخستین دانشنامه علوم فلسفی به فارسی است، به تصریح نویسنده اش مشتمل است بر علوم پنج گانه حکمت. در واقع این علوم پنجگانه همان چهار رشته فلسفه نظری است با این تفاوت که ریاضیات در دو رشته مجزا، یعنی هیئت و موسیقی، تنظیم شده است. تقسیمبندی ابن سینا از علوم تأثیر ژرف و دیرپایی بر دانشنامهنگاری پس از او برجای نهاده است.
[۴۰] iva Vesel, Les encyclopédies persanes: essai de typologie et de classification des sciences, Paris 1986، ج۱، ص۱۳.
۵.۲.۴ – دره التاج
قطبالدین شیرازی (متوفی ۷۱۰ق) نیز در دره التاج (تألیف ۶۹۳ـ۷۰۵) کمابیش از تقسیمبندی ابن سینا پیروی کرده است. کتاب او به دلیل احتوا بر همه اقسام حکمت نظری و عملی به اُنْموذَج العلوم، یعنی نمونه دانشها، شهرت داشته است.
[۴۱] حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون، ج۱، ستون ۷۳۸.
تفاوت نظام طبقهبندی علوم در دره التاج با دانشنامه علائی در این است که فلسفه اوُلی جزو بخش الهیات نیامده و فصلی مستقل به آن اختصاص یافته است. ارزش کتاب دره التاج در عینحال به واسطه اقتباسات، تلخیصها و ترجمههای قطبالدین شیرازی از کتابهای پیشینیان مانند ابن سینا، غزالی و فخررازی (متوفی ۶۰۶ق) و نیز در دقت در بیان فارسی مضامین فلسفی است.
[۴۲] iva Vesel, Les encyclopédies persanes: essai de typologie et de classification des sciences, Paris 1986، ج۱، ص۱۴.
۵.۲.۵ – مفاتیح العلوم
در سده چهارم و چند دهه پس از تألیف دانشنامه فلسفی احصاء العلوم، اثر دیگری، کمابیش به اقتفای آن اما با گنجانیدن موضوعاتی افزونتر، به نام مفاتیح العلوم به قلم محمد بن احمد بن یوسف خوارزمی (متوفی ۳۸۷ق) تألیف شد. خوارزمی اثر خویش را ذیل دو «مقاله» کلی: «علوم شریعت» و «علوم عجم» یعنی علوم اوایل سامان داد. مقاله اول خود در شش باب تنظیم شده است: اصول فقه و فقه، کلام، علم نحو، کتابت و انشا، شعر و عروض، و اخبار/ تاریخ. باب کتابت درباره اصطلاحات معمول در دیوانهای مختلف است که بهکار دبیران و کارکنان دیوانها میآمده است. «مقاله» دوم، علوم عجم، حاوی مقدمهای است درباره تقسیمات فلسفه. در ادامه، برخلاف معمول، الهیات پیش از منطق و سپس رشتههای ریاضی و طبیعی آمده است. در پایان نیز یکی از شاخههای ریاضیات یعنی علم الحیل بررسی شده است. طرفه آنکه طب و کیمیا که به تصریح خوارزمی
[۴۳] خوارزمی، محمد بن احمد، مفاتیح العلوم، ج۱، ص۱۵۴.
از شاخههای طبیعیات است در پی هم قرار نگرفته و شاخههای علم ریاضی میان این دو فاصله افکنده است. اشتمال کتاب خوارزمی بر اصطلاحات دیوانی ذیل باب کتابت که اولین بار به چنین دانشنامههایی راه یافته است، موجب شد تا وسل
[۴۴] iva Vesel, Les encyclopédies persanes: essai de typologie et de classification des sciences, Paris 1986، ج۱، ص۲۱.
مفاتیح العلوم را دانشنامهای دیوانی بنامد.
۵.۲.۶ – جوامع العلوم
اما به نظر میرسد چنین اطلاقی حاصل درنظر نگرفتن کلیات این کتاب است. اما کتاب نویسنده هم روزگار او ابن فریغون، با نام جوامع العلوم، را با اطمینان بیشتری میتوان در گروه دانشنامههای دیوانی قرار داد. ابن فریغون گویا از شاگردان ابوزید بلخی (متوفی ۳۲۲ق) بوده و در تألیف خود احتمالاً از اقسام العلوم استادش بهره برده است.
[۴۵] ابن فریغون، شعیا، جوامع العلوم، ج۱، ص۴، مقدمه جنابی، چاپ قیس کاظم جنابی، قاهره ۱۴۲۸/۲۰۰۷.
[۴۶] iva Vesel, Les encyclopédies persanes: essai de typologie et de classification des sciences, Paris 1986، ج۱، ص۲۲.
بخش اول جوامع العلوم شامل مطالبی درباره علم نحو و صرف، کتابت و آدابنامه نگاری با درنظر گرفتن محتوا و مخاطب و انواعنامههای سلطانی و دیوانی و دانستنیهای مقدماتی در باب حساب و هندسه است، که برای تنظیم گزارشهای مالی و غیره ضروری بوده است. در ادامه، نویسنده درباره پارهای از موضوعات مذهبی چون دین، شریعت، جهاد، رذایل و فضائل اخلاقی و اعمال و رفتار نیکو سخن گفته و سرانجام با بیان بیماریهای قوه تفکر به «مقاله» اول پایان داده است.
در «مقاله» دوم که با تسامح میتوان آن را مختص فلسفه عملی، علوم دینی و فلسفه نظری دانست، نویسنده ابتدا به حکومت و لوازم آن و شروط صاحب منصبان بلندپایه چون وزیر و محتسب و حاجب پرداخته و سپس از سیاست مالی و امنیتی و جنگی سخن رانده است. مباحث بعدی آشفته است و نظمی ندارد، مثل اعمال طبیعی، ارادی، ملزومات زندگی اجتماعی و خصوصی، تغذیه، لذات جسمانی و ریاضتهای جسمانی و نفسانی، علم الفاظ، علم معانی، تفسیر، طبقات علمای دین، جدل، اعجاز پیامبر و چند مبحث کلامی، فلسفه و کیمیا و منطق و نجوم و علم فراست یا قیافهشناسی (پی بردن به اخلاق و روحیات آدمی از طریق مشاهده ظواهر جسمانی) و عیافت (فالگیری از رفتار، آواز یا نام پرندگان، پیشگویی) و تطیر (تفأل و تطّیر) و زجر (فال گرفتن رفتار یا آواز مرغان و وحوش) و کهانت و سحر و طلسم/ طلسمات.
[۴۷] ابن فریغون، شعیا، جوامع العلوم، ج۱، ص۸ ـ۱۰، مقدمه جنابی، چاپ قیس کاظم جنابی، قاهره ۱۴۲۸/۲۰۰۷.
آوردن مطالبی درباره منشیگری و کتابت و مقدمات آنها که بخش قابل توجهی از مقاله اول کتاب را به خود اختصاص داده و عدم رعایت تقسیمات سنّتی علوم، نشان میدهد که اساساً تقسیمات علوم از دغدغههای ابن فریغون نبوده است.
۵.۲.۷ – احیاء علوم الدین
چنانکه در دانشنامههای فلسفی و دیوانی نیز دیده شد، علوم دینی پای ثابت انواع دانشنامهها بوده است. این علوم خود نیز موجد نوعی از دانشنامهها شد که میتوان بدانها نام دانشنامههای دینی داد. احیاء علوم الدین غزالی از این دست آثار است که اگرچه از حیث محتوا و نیز هدفِ نویسندهاش بهسختی میتوان نام دانشنامه را بر آن اطلاق کرد، دستکم به سبب تأثیرش بر دانشنامههای دینی و روش متفاوتش در تقسیمبندی علوم، درخور توجه است. وی در یک طرح کلی، مطالب کتابش را به چهار رُبع تقسیم کرده است: عبادات (در رابطه میان بنده و خدا)، عادات (روابط آدمیان با یکدیگر)، مهلکات و منجیات (در رابطه آدمی با خویشتن). آغازگر ربع عبادات، کتاب العلم است که تقسیمبندی ویژه غزالی از علوم در آن توضیح داده شده است. وی پس از تقسیم علوم به واجب عینی و کفایی، واجب کفایی را به شرعی و غیرشرعی و سپس علوم غیرشرعی را به محمود و مذموم و مباح تقسیم کرده است.
[۴۸] غزالی، محمد بن محمد، احیاء علوم الدین، ج۱، ص۸ ۴۱، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۵.۲.۸ – یواقیت العلوم و دَراری النجوم
صرفنظر از احیاء العلوم غزالی، نخستین دانشنامههای دینی را ظاهراً باید در آثار فارسی زبان پی گرفت. قدیمترین این نوع از آثار یواقیت العلوم و دَراری النجوم، اثر نویسندهای ناشناخته است، مشتمل بر سی فن و هر فن حاوی دوازده پرسش و پاسخ. با اینکه نویسنده
[۴۹] یواقیت العلوم و دراری النجوم، چاپ دانش پژوه، محمدتقی، ج۱، ص۵، (تهران) : اطلاعات، ۱۳۶۴ش.
تصریح کرده است که میخواهد هر علم و فنی را که در میان مردم ظاهر است، معرفی کند، از بسیاری از رشتههای علوم دخیل یا علوم فلسفی در اثر او چندان خبری نیست.
۵.۲.۹ – نزهتنامه علائی
در میان نویسندگان انواع دانشنامهها، مؤلفان دانشنامههای علوم طبیعی، بیش از همه بر موضوع اصلی کتاب خود پایبند مانده و مباحث نامرتبط را کمتر در کتاب خود گنجاندهاند. یکی از قدیمترین این دانشنامهها، نزهتنامه علائی تألیف شهمردان رازی (تألیف ۵۰۶ـ۵۱۳) است. قسمت اول کتاب به خواص و طبایع انسان، حیوان، نبات و جمادات، از جمله کانیشناسی، اختصاص یافته است. قسمت دوم با بحثی در باب آفرینش آسمان و زمین و عناصر چهارگانه شروع میشود و پس از گفتاری در ریاضیات و نجوم، رشتههای منبعث از طبیعیات، یعنی فراست، هواشناسی و تعبیر خواب، قرار گرفته است؛ و در ادامه نوبت به طبقات اجتماعی و هنرها و صنایع مختلف میرسد. در فصل آخر کتاب به کیمیا، برخی از صنعتها، طلسم، بازیها و داروهای گیاهی پرداخته میشود. در این دانشنامه از میان چهار رشته فلسفه نظری الهیات حذف شده است و مباحث ریاضیات و منطق هم در قیاس با علوم طبیعی چندان به چشم نمیآید.
[۵۰] رازی، شهمردان بن ابی الخیر، نزهت نامه علائی، ج۱، ص۵ـ ۱۶، چاپ فرهنگ جهانپور، تهران ۱۳۶۲ش.
۵.۲.۱۰ – فرخنامه
نزهتنامه الگوی دانشنامه دیگری شد به نام فرّخ نامه (تألیف ۵۸۰)، نوشته ابوبکر مطهر جمالی یزدی به زبان فارسی که با حجم و ترتیبی کمابیش متفاوت، بسیاری از فصلهای کتاب نزهتنامه در آن آمده است؛ مثلاً مباحث مربوط به گیاهان در فرخنامه مفصّلتر است یا فصول «علفها» و «صمغها» در نزهتنامه نیست.
[۵۱] جمالی یزدی، مطهر بن محمد، فرّخ نامه: دائره المعارف علوم و فنون و عقائد، ج۱، ص۵، چاپ ایرج افشار، تهران ۱۳۴۶ش.
[۵۲] جمالی یزدی، مطهر بن محمد، فرّخ نامه: دائره المعارف علوم و فنون و عقائد، ج۱، ص۹، چاپ ایرج افشار، تهران ۱۳۴۶ش.
در یک مقایسه اجمالی میتوان گفت جنبههای علمی نزهتنامه بر فرخ نامه رجحان دارد. در مقابل، جمالی یزدی آموزههای خرافی بسیاری را در اثر خود بازتاب داده است. گویا وی خود را موظف میدید از هر چه یاد میکند، از خواص دارویی و روانی آن نیز یاد کند، چنانکه از این حیث میتوان کتابش را دایره المعارف خرافات و طبّ عامیانه نیز نام نهاد.
۵.۲.۱۱ – نوادر التبادر لتحفه البهادر
نزهتنامه علایی همچنین از منابع شمسالدین دُنَیسری در تألیف نوادر التبادر لتحفه البهادر بوده است. در این کتاب که در قلمرو سلاجقه روم و به زبان فارسی تألیف شده، در دوازده فن از فلسفه نظری، ریاضیات، نجوم، هندسه و علوم طبیعی و نیز علم فراست و اختلاج و خواص جانداران و کشاورزی و نیز عجایب و کرامات و جز اینها سخن گفته شده است.
[۵۳] دُنَیسری، محمد بن ایوب، نوادرالتبادر لتحفه البهادر، ج۱، ص۳ـ۸، چاپ محمدتقی دانش پژوه و ایرج افشار، تهران (۱۳۵۰ش).
طرح نوادر که دست کم از لحاظ تعداد فصلها (دوازده فن) یادآور نزهت نامه شهمردان است، کاملتر از طرح نزهتنامه بهنظر میرسد، چه وی برخلاف شهمردان به همه رشتههای فلسفه نظری (ولو بدون ملاحظه توازن) پرداخته است.
[۵۴] iva Vesel, Les encyclopédies persanes: essai de typologie et de classification des sciences, Paris 1986، ج۱، ص۳۲ـ۳۳.
۵.۲.۱۲ – جامع العلوم
در میان دانشنامههای تألیف شده از سده چهارم بدینسو، بهویژه دانشنامههای سده ششم، که جامعیت و طرح ساختی در آنها هویداست، کتاب جامع العلوم یا کتاب ستّینیِ فخررازی که به زبان فارسی نوشته شده، جایگاهی ویژه دارد. قصد نویسنده از تألیف این کتاب که آن را به علاءالدین تکش خوارزمشاه تقدیم کرد، آن بوده است که این اثر به کار درباریان و جمیع طالبان علم در سطوح گوناگون بیاید و از همینرو در بسیاری از بابهای کتاب، ابتدا مسائل آشکار آن علم، سپس مسائل دشوار و آنگاه مباحث متوسط را با نام «امتحانات» در قالب پرسش و پاسخ عرضه کرده است. تقریباً جمیع معارف دوره مورد نظر گرد آمده است. فخررازی در این کتاب، شصت علم را مورد توجه قرار داده و به همینسبب، این کتاب به نام ستیّنی نیز مشهور شده است.
[۵۵] فخررازی، محمد بن عمر، جامع العلوم (ستّینی)، ج۱، ص۶۹ـ۷۳، چاپ علی آل داود، تهران ۱۳۸۲ش.
قسمت اول کتاب شامل علوم دینی، چون کلام و فقه و تفسیر، تاریخ، علوم ادبی و زبانشناسی است. قسمت دوم علوم فلسفی، به مراتب گستردهتر و پرعنوانتر از قسمت نخست است و مشتمل بر منطق، طبیعیات نظری، ریاضیات و الهیات است. فخررازی در پی باب ۵۳ : «علم الهیات»، باب «مقالات» را درباره مذاهب و فرقهها آورده و در بابهای بعد به فلسفه عملی شامل اخلاق و علم سیاست و تدبیر منزل توجه نشان داده است. در بابهای ۵۸ تا ۶۰، علم آخرت، علم «دَعَوات» (دعاها) و علم آداب ملوک گنجانیده شده است. در پی بابهای شصتگانه کتاب، بخش کوتاهی نیز به «علم شطرنج و انواع بازی» اختصاص یافته است.
[۵۶] فخررازی، محمد بن عمر، جامع العلوم (ستّینی)، ج۱، ص۴۹۲ـ۴۹۹، چاپ علی آل داود، تهران ۱۳۸۲ش.
جامع العلوم قدیمترین متن فارسی است که میتوان آن را دایره المعارف به معنای دقیق کلمه نامید.
[۵۷] iva Vesel, Les encyclopédies persanes: essai de typologie et de classification des sciences, Paris 1986، ج۱، ص۳۵.
۵.۲.۱۳ – نفائس الفنون
شایستهتر از کتاب ستّینی فخررازی، کتاب نفائس الفنون شمسالدین آملی (قرن هشتم) است که به جای شصت رشته، ۱۶۰ رشته از علوم عقلی و نقلی را در دو گروه، علوم اواخر (اسلامی) و علوم اوایل (فلسفی)، آورده است.
[۵۸] آملی، محمد بن محمود، نفائس الفنون فی عرایس العیون، ج۱، ص۶، چاپ ابوالحسن شعرانی، تهران ۱۳۷۷، ج۲، چاپ ابراهیم میانجی، تهران ۱۳۷۹.
[۵۹] آملی، محمد بن محمود، نفائس الفنون فی عرایس العیون، ج۱، ص۱۶، چاپ ابوالحسن شعرانی، تهران ۱۳۷۷، ج۲، چاپ ابراهیم میانجی، تهران ۱۳۷۹.
[۶۰] آملی، محمد بن محمود، نفائس الفنون فی عرایس العیون، ج۱، ص۱۹، چاپ ابوالحسن شعرانی، تهران ۱۳۷۷، ج۲، چاپ ابراهیم میانجی، تهران ۱۳۷۹.
ترتیب قسم اول نفائس الفنون با ترتیب جامع العلوم فخررازی متفاوت است. آملی برخلاف فخررازی قسمت اول دانشنامه خود را با موضوع ادبیات و زبانشناسی شروع کرده و در این قسمت علاوه بر هشت شاخه مذکور در جامع العلوم، از رشتههایی چون علم خط، علم دواوین، انشا و استیفا نیز نام برده است.
[۶۱] آملی، محمد بن محمود، نفائس الفنون فی عرایس العیون، ج۱، ص۱۶، چاپ ابوالحسن شعرانی، تهران ۱۳۷۷، چاپ ابراهیم میانجی، تهران ۱۳۷۹.
مقاله دوم علوم اواخر شامل علوم دینی (کلام، تفسیر، حدیث و فقه و اصول) و مقاله سوم آن تصوف (با پنج فن) است
[۶۲] آملی، محمد بن محمود، نفائس الفنون فی عرایس العیون، ج۱، ص۱۶ـ۱۸، چاپ ابوالحسن شعرانی، تهران ۱۳۷۷، ج۲، چاپ ابراهیم میانجی، تهران ۱۳۷۹.
که این بخش اخیر در جامع العلوم فخررازی غایب است. مقاله چهارم و پایانی این قسمت «علوم مُحاوری» یا همان علوم تاریخ است که شاخه هفتم آن، اَحاجی (چیستانها و رموز) است.
[۶۳] آملی، محمد بن محمود، نفائس الفنون فی عرایس العیون، ج۲، ص۳۳۴ـ۳۵۹، چاپ ابوالحسن شعرانی، تهران ۱۳۷۷، چاپ ابراهیم میانجی، تهران ۱۳۷۹.
گنجاندن این فن در ضمن علومِ محاوری نشان میدهد که نویسنده بهطور کلی تاریخ را به معنای سرگرم کردن یا دست کم با کاربرد سرگرمی میدیده و دانستن آن را مثل اطلاع از چیستان و از شروط محاوران یا ندیمان میدانسته است. قسمت دوم نفائس الفنون که به علوم فلسفه/ اوایل اختصاص یافته است، با طرح جامع العلوم تفاوتهایی دارد. آملی همچون فخررازی و برخلاف سنّت معمول، این قسمت را با فلسفه عملی و شاخههای فرعیاش آغاز کرده و سپس به فلسفه نظری و رشتههای چهارگانه و فروع آنها پرداخته است. آملی در این قسمت به فروع طبیعیات همچون طب، کیمیا و احکام نجوم و فروع ریاضیات همچون هیئت، مناظر و مرایا و رَمْل توجه ویژه کرده است. وی برخلاف فخررازی شطرنج را نه در فلسفه عملی که در جایی مناسبتر، در انتهای فروع ریاضی، جای داده است.
[۶۴] آملی، محمد بن محمود، نفائس الفنون فی عرایس العیون، ج۱، ص۱۹ـ۲۱، چاپ ابوالحسن شعرانی، تهران ۱۳۷۷، چاپ ابراهیم میانجی، تهران ۱۳۷۹.
۵.۳ – دانشنامههای بینابین
در همان سالی که آملی دست در کار نگارش نفائس الفنون بود، دانشنامه دیگری نیز به فارسی با نام نزهه القلوب در ایران تألیف شد که همانندهای آن را باید عمدتاً در مصر و شام عصر ممالیک جست.
۵.۳.۱ – نزهه القلوب
نزهه القلوب را مورخ، جغرافیدان، شاعر و دیوانسالار ایرانی، حمداللّه مستوفی قزوینی (متوفی ۷۵۰ق) پدید آورد. نزهه القلوب سه قسمت اصلی دارد: ۱) معادن، نباتات و حیوانات، ۲) انسان، ۳) جغرافیا. در مقدمه کتاب که حاوی مباحث نجومی است،
[۶۵] مستوفی، حمداللّه بن ابیبکر، کتاب نزهت القلوب، ج۱، ص۸ـ۶۵، چاپ سنگی بمبئی (۱۳۱۱).
در ضمن بحث از تقویم، حوادث پراهمیت تاریخی، از آغاز اسلام تا عصر مؤلف، به اختصار بازگو شده است
[۶۶] مستوفی، حمداللّه بن ابیبکر، کتاب نزهت القلوب، ج۱، ص۳۲ـ۴۶، چاپ سنگی بمبئی (۱۳۱۱).
سپس در دیباچه از رُبْع مسکون و طول و عرض اقالیم سخن رفته است.
[۶۷] مستوفی، حمداللّه بن ابیبکر، کتاب نزهت القلوب، ج۱، ص۶۵ به بعد، چاپ سنگی بمبئی (۱۳۱۱).
حمداللّه مستوفی در مقاله دوم، با نام نوع انسان، در چهار بخش مجزا از ویژگیهای جسمانی و نفسانی آدمی و فضائل و رذایل اخلاقی به تفصیل سخن گفته است. در بخش پیشاپایانیِ این مقاله مطالبی در عرفان آمده و در انتها از انسانهایی با اَشکال و حرکات شگفتانگیز که معمولاً موضوع عجایبنامههاست گفتگو شده است.
[۶۸] مستوفی، حمداللّه بن ابیبکر، کتاب نزهت القلوب، ج۱، ص۱۱۴ـ ۱۱۶، چاپ سنگی بمبئی (۱۳۱۱).
حمداللّه مستوفی در مقاله سوم
[۶۹] مستوفی، حمداللّه بن ابیبکر، کتاب نزهت القلوب، ج۱، ص۱۱۶ـ ۲۴۳، چاپ سنگی بمبئی (۱۳۱۱).
با نام «در صفت بُلدان و ولایات و بِقاع»، بیشتر به جغرافیای طبیعی پرداخته است.
۵.۳.۲ – رویکرد دانشنامههای سده چهارم
دانشنامههای بخش غربی جهان اسلام در عصر مملوکی با وجود برتری در شمار، به لحاظ رویکرد و ساختاربندی، از دانشنامههای شرقیِ سده چهارم بدینسو عقبتر بوده است. یکی از نمونههای دانشنامه های غربی چنانکه گذشت المستطرفِ اَبشیهی است که به لحاظ روش و ساختار و حتی محتوا تقریباً تقلیدی است از العِقد الفرید که خود تفاوت چندانی با آثار دانشنامهگون ابن قتیبه در سده سوم نداشته است. برخی دانشنامهها یا فرهنگنامه های تاریخی مانند تاریخ الاسلام و سِیَر اعلام النبلاء ذهبی و شماری از نوشتههای ابن تَغری بِردی، سخاوی (متوفی ۹۰۲ق) و سیوطی (متوفی ۹۱۱ق) نیز که در این دوره تألیف شده، الگوهای برجسته قدیمترِ بسیاری در سرزمینهای شرقی جهان اسلام داشته است. در کنار آثار دانشنامهگونی چون المستطرف و فرهنگنامههای تاریخی، در عصر ممالیک آثاری نیز پدید آمد که برخی از آنها را میتوان چیزی میان تألیفات دانشنامهگون و دانشنامههای ناظر بر طبقهبندی علوم ارزیابی کرد. این آثار عمدتاً در حوزههای جغرافیا و دبیری تألیف میشد و برای آنکه دبیران و کاتبان را به کار آید، بسیاری از اطلاعات مورد نیاز دبیران در رشتههای مختلف علمی با اِعمال تقسیمبندی ویژهای که تا حد زیادی متأثر از موضوع اصلی کتاب بود، در آنها گنجانیده میشد. در واقع این تألیفات را که اوج دانشنامهنگاری در غرب جهان اسلام بود، میتوان صورت تکامل یافته و منضبطتر شبه دانشنامههای سدههای سوم مانند برخی از آثار ابن قتیبه و کتابهایی چون العقد الفرید برشمرد.
۵.۳.۳ – مباهج الفکر و مناهج العبر
یکی از قدیمترین دانشنامههای عصر ممالیک مَباهج الفِکَر و مَناهج العِبَر از محمد بن ابراهیم کُتُبی ورّاق معروف به وطواط (متوفی ۷۱۸) است که در علوم طبیعی و جغرافیایی با اسلوبی ادبی در چهار «فن» و هر فن در نه «باب» عرضه شده است. این چهار فن عبارت است از: ۱. آسمان، ۲. زمین، ۳. حیوان، ۴. گیاه. در فن نخست به نجوم و تنجیم
[۷۰] مارونی حلبی، جرجیس منش، «المناهج فی وصف المباهج»، ج۱، ص۷۷۴ـ ۷۷۶، المشرق، سال۱۰، ش۱۷ (ایلول ۱۹۰۷).
و در فن دوم به جغرافیای طبیعی و انسانیِ سرزمینهای اسلامی و گاه مناطق غیراسلامی پرداخته شده است.
[۷۱] مارونی حلبی، جرجیس منش، «المناهج فی وصف المباهج»، ج۱، ص۷۷۵، المشرق، سال۱۰، ش۱۷ (ایلول ۱۹۰۷).
باب نخست فن دوم مختص بیان ویژگیهای انسانهاست و در هشت باب باقیمانده، وطواط سایر حیوانات را به اعتبار ویژگیهای جسمانی و حرکتی و وحشی یا اهلی بودن و جز اینها تقسیمبندی و بررسی کرده است.
[۷۲] وطواط، محمد بن ابراهیم، مباهج الفِکَر و مناهج العِبَر، ج۱، ص۵۹۷ـ۵۹۸، چاپ عبدالرزاق احمد حربی، بیروت ۱۴۲۰/۲۰۰۰.
ترتیب معرفی حیوانات در هریک از این هشت باب تابع هیچ معیاری نیست. یکی از اختصاصات این «فن» استشهاد وطواط است به اشعار متعدد در وصف هر حیوان. فن چهارم کتاب درباره کشت و بَرْز گیاهان و درختان گوناگون، خاصه در زمینه نظام زراعت و آبیاری مصر واجد اطلاعات ارزشمندی است.
۵.۳.۴ – نهایه الارب فی فنون الادب
نویسنده هم روزگار وطواط، شهابالدین احمد نُوَیری (متوفی ۷۳۲ق) در کتاب معروفش، نهایه الارب فی فنون الادب، علاوه بر نقلهای فراوانی که از وی کرده، باببندی کتابش به «فنون» را نیز وامدار اوست. عنوانهای «فن» های آن کمابیش همانند مباهج الفکر است: فن اول در آسمان و اجرام سماوی و زمین و عالم فرودین است. در فن دوم، درباره انسان، نویری از هر آن چیزی که حتی کمترین پیوند را با آدمی داشته سخن رانده است؛ از اشتقاق واژه انسان و وصف اعضای اندام آدمی گرفته تا چگونگی بیان عواطف و احساسات روحی و گونههای بیانی هَجا و ستایش و انواع مَثَلها. همچنین، در این فن از خصال فردی آدمیان تا شروط و وظایف وزیران و کاتبان و از زندگی شاعران عرب سخن به میان آورده و به منظور مقایسه، هر کدام از این گروههای علمی و اجتماعی را در دو دسته جداگانه «شرقی و غربی» تنظیم و معرفی کرده است. البته این زندگینامهها ترتیب الفبایی ندارد و تقریباً ترتیب تاریخی دارد. نویسنده سپس بابهایی را به حیوانات و نباتات اختصاص داده است. وی در این بابها حدود ۱۷۰ حیوان و سیصد گیاه و درخت را معرفی و خواص آنها را بیان کرده است. فن سوم نهایه الارب در حیوان صامت است و فن چهارم در گیاه. نویری در ازای حذف موضوع زمین و جغرافیا که در کتاب وطواط آمده بود، علاوه بر فن «انسان»، فن پنجمی را هم با عنوان «در تاریخ» افزوده است. وی در این فن تاریخ عمومی و تاریخ اسلام، هر دو را مدنظر داشته است، چنانکه از آغاز آفرینش آدمی و داستان خلقت تا شرح تاریخ انبیا و تاریخ شاهان ایران و ماجراهای ایام العرب و اخبار صدر اسلام تا روزگار سلطان محمد قلاوون، پادشاه مملوکی، سخن رانده است.
۵.۳.۵ – مسالک الابصار فی ممالک الامصار
دیگر دانشنامه این روزگار از آنِ ابن فضل اللّه عُمَری (متوفی ۷۴۹) است با نام مسالک الابصار فی ممالک الامصار. او اثرش را بر دو قسم بسیار کلی زمین و ساکنان زمین تقسیم کرده است. در قسم اول در فصلهایی مجزا مباحث نسبتاً مبسوطی در زمینشناسی، جغرافیای طبیعی، محدوده هریک از اقالیم هفتگانه، پدیدههای جوّی، قبلهشناسی و راهشناسی و ممالک آمده است.
[۷۳] عمری، ابن فضلاللّه، مسالک الابصار فی ممالک الامصار، ج۱، ص۳۴ـ۴۰، سفر۱، چاپ عبداللّه بن یحیی سریحی، ابوظبی ۱۴۲۴/۲۰۰۳، سفر۵، چاپ محمد عجاج خطیب، مصطفی مسلم، و صالح رضا، ابوظبی ۱۴۲۵/۲۰۰۴.
در قسم دوم، ساکنان زمین، مؤلف با تقسیم بندیهایی تحت عناوین نوع و باب، ابتدا بحث مفصّلی در مقایسه میان سرزمینهای شرق اسلامی (که مصر را هم، جز قاهره، جزو شرق گرفته) با غرب اسلامی و بیان مفاخرات و مزیتهای هرکدام عرضه کرده است. وی در این گفتار درصدد پاسخگویی به ابن سعید مغربی (متوفی ۶۸۵ق) برآمده که در کتاب المُغرب فی حُلِی المَغرب از برتری مسلمانان مغربی بر مسلمانان مشرقی سخن گفته بوده است.
[۷۴] عمری، ابن فضلاللّه، مسالک الابصار فی ممالک الامصار، ج۱، ص۲۷ـ ۲۸، سفر۱، چاپ عبداللّه بن یحیی سریحی، ابوظبی ۱۴۲۴/۲۰۰۳، سفر۵، چاپ محمد عجاج خطیب، مصطفی مسلم، و صالح رضا، ابوظبی ۱۴۲۵/۲۰۰۴.
به همین سبب ابن فضل اللّه عمری در ادامه قسم دوم کتاب، برای اثبات برتری شرقیان فصلهای مجزا و مفصّلی را به بازنوشتن زندگینامه محدّثان، فقیهان، نحویان، عالمان معانی و بیان، صوفیان، فیلسوفان، طبیبان و موسیقیدانان، اختصاص داده است.
۵.۳.۶ – صبح الاعْشی
ابن فضلاللّه عمری حق عظیم و ناگزاردنی بر دانشنامههای بعد از خود، به ویژه بر اثر بی مانند قَلْقَشندی (متوفی ۸۲۱)، صبح الاعْشی فی صِناعه الانشا، دارد. قلقشندی، در مجموع، بیش از سیصدبار به نوشتههای ابن فضل اللّه عمری در مسالک الابصار استشهاد و استناد کرده است.
[۷۵] بقلی، محمد قندیل، فهارس کتاب صبح الاعشی فی صناعه الانشا للقلقشندی، ج۱، ص۶۱۷، قاهره (۱۹۷۲).
کتاب قلقشندی، چنانکه از نامش پیداست، مختص موضوع انشاست، اما همچنان که عنوان کتاب ابن فضل اللّه عمری (ممالک و مسالک) مانع از ورود مؤلف آن به حوزههای دیگر نشده، قلقشندی نیز خود را صرفاً به انشا محدود و منحصر نساخته است. بااین همه، باببندی کتاب او که در ده «مقاله» عرضه شده، جملگی بر مدار دبیری و انشاست. مثلاً مقاله دوم، باعنوان مسالک و ممالک، انباشته است از اطلاعات جغرافیایی، تاریخی و تشکیلات دیوانی بهویژه در مصر و شام. یا در مقاله هشتم درباره آیینها و فرقههای مذهبی نسبتاً به تفصیل سخن گفته شده است. همچنانکه بقیه مقالات نیز از اطلاعاتی در زمینههای نام برده خالی نیست.
۶ – علت رویآوردن نویسندگان دوره ممالیک به دانشنامهنویسی
برخی صاحبنظران روی آوردن نویسندگان دوره ممالیک را به دانشنامهنویسی، کوششی لازم برای نگاهبانی از میراث برجای مانده از مؤلفان پیشین، خاصه در پی حمله مغولان به سرزمینهای اسلامی، برشمردهاند.
[۷۶] ضیف، شوقی، الفنّ و مذاهبه فی النثر العربی، ج۱، ص۱۹۹ـ۲۰۰، قاهره ۱۳۶۵/ ۱۹۴۶.
[۷۷] حمزه، عبداللطیف، الحرکه الفکریه فی مصر فی العصرین الایوبی و المملوکی الاول، ج۱، ص۳۱۵، (قاهره) ۲۰۰۶.
در مقابل، برخی نیز این گرایش را نه معلول کمبود کتب و منابع قدیم یا بیمناکی از نابودی آنها، بلکه حاصل وفور منابع در مصر و شام به ویژه پس از حمله مغولان و انتقال یافتن میراث فرهنگی اسلامی بدان سرزمینها شمردهاند.
[۷۸] رودگر، قنبرعلی، «رواج موسوعه نویسی در عصر ممالیک»، ج۱، ص۵۸ـ ۵۹، معارف، دوره ۲۲، ش ۳ (آذر ـ اسفند ۱۳۸۵).
نظر سوم از آن کراچکوفسکی است که دانشنامهنویسی را مقتضای عصر ممالیک میداند. به باور او، نویسندگان این کتابها که اغلب خود دست در کار دیوان انشا بودند، تحت تأثیر جغرافینویسان سدههای چهارم و پنجم آثاری پدید آوردند تا دبیران را به کار آید و از جنبههای هنری و ادبی هم که مقتضای انشا و دبیری است حظّ وافر داشته باشد.
[۷۹] کراچکوفسکی، ایگناتی یولیانوویچ، تاریخ نوشته های جغرافیایی در جهان اسلامی، ج۱، ص۳۱۴ـ ۳۱۵، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران ۱۳۷۹ش.
[۸۰] رودگر، قنبرعلی، «رواج موسوعه نویسی در عصر ممالیک»، ج۱، ص۶۱، معارف، دوره ۲۲، ش ۳ (آذر ـ اسفند ۱۳۸۵).
گذشته از اینها، نوع تربیت علمی این نویسندگان را نیز باید درنظر آورد. آنها با اینکه در حوزه تخصصی علم معیّنی، ممتاز نبودهاند، بهسبب بهرهمندی از مایههای فراوان ادبی در اغلب دانشها دستی داشتهاند، و کوشیدهاند تا با تکیه بر دانشهای ادبی و بهرهگیری از تجارب دیوانی خود آثاری متفاوت و ماندنی عرضه کنند. این آثار بایستی متأثر از میزان دانش و توانش نویسندگانشان اولاً کثیرالموضوع و به اصطلاح امروزی «عمومی» باشد، ثانیاً صبغه ادبیشان خیره کنندهتر باشد و کاملاً به چشم آید و سرانجام به اقتضای تنوع و تعدد موضوعی حجیم و مفصّل باشد، گرچه جوهره همه آنها تلخیص بوده است.
۷ – عصر تکرار و تقلید
عصر تکرار و تقلید در سدههای دهم تا چهاردهم. اگر همانند کراچکوفسکی
[۸۱] کراچکوفسکی، ایگناتی یولیانوویچ، تاریخ نوشته های جغرافیایی در جهان اسلامی، ج۱، ص۳۲۹، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران ۱۳۷۹ش.
صبح الاعشی را پایان بخش زنجیره دانشنامههای بزرگ و پراعتبار عصر ممالیک بدانیم، عصر ممالیک را نیز شاید بتوان فرجام دورههایی شمرد که در آنها دانشنامههای معتبر و پرآوازه پدید آمده است. در واقع در قرنهای بعدی، دانشنامهها با وجود رشد کمّی، به لحاظ محتوا و خاصه ساختار تکامل نیافت و حتی برخی از آثاری که در شمار دانشنامهها قلمداد شده است، گزیدهها و به اصطلاح کشکولهایی است که طرح منسجمی ندارد و صرفاً برخی از شاخههای علوم به شکل پراکنده و عمدتاً تحتتأثیر ذوق شخص نویسنده در آنها گردآورده شده است. بااین همه انکار نمیتوان کرد که شماری از آثاری که در قلمرو عثمانی و ایران عصر صفوی بدینسو و در هند اسلامی تألیف شده، از بقیه شاخصتر است.
۷.۱ – قلمرو صفویان
در میان دانشنامههای عصر صفوی، ریاض الابرار، به زبان فارسی، به جهاتی درخور ذکر است. این کتاب را نویسنده شیعه مذهبش، حسین عقیلی رستمداری در ۹۷۹ نوشته است.
[۸۲] منزوی، احمد، «(درباره) ریاض الابرار: دائره المعارف فارسی، ج۱، ص۷۴۲، نسخه منحصر به فرد (از حسین عقیلی رستمداری)»، وحید، دوره ۹، ش ۵ (مرداد ۱۳۵۰).
رستمداری برای تألیف کتابش آثار معتنابهی از جمله دانشنامههای دورههای پیشین را از نظر گذرانیده و خاصه به کتاب فخررازی نظر داشته و در چندجا به اثر خود، در برابر ستّینی فخررازی، عنوان تسعینی داده است.
[۸۳] منزوی، احمد، «(درباره) ریاض الابرار: دائره المعارف فارسی، ج۱، ص۷۴۳، نسخه منحصر به فرد (از حسین عقیلی رستمداری)»، وحید، دوره ۹، ش ۵ (مرداد ۱۳۵۰).
بااین همه، ریاض الابرار باوجود جامعیتی نسبی، به لحاظ سامان عناوین مطالب، بهویژه با نظر به طبقهبندی علوم، چندان درخور توجه نیست. شاید مزیت خاص این اثر آنجاست که در «رکن دهم» از «روضه چهارم» کتاب، درباره رنگ کردن اشیا، از رنگهای گوناگون و چگونگی رنگ کردن کاغذها، و در پی آن از حل کردن اشیا چون زنگار و زرنیخ و جز آنها سخن گفته است.
[۸۴] منزوی، احمد، «(درباره) ریاض الابرار: دائره المعارف فارسی، ج۱، ص۷۴۸ـ۷۴۹، نسخه منحصر به فرد (از حسین عقیلی رستمداری)»، وحید، دوره ۹، ش ۵ (مرداد ۱۳۵۰).
[۸۵] محفوظ، حسین علی، «دوائرالمعارف و الموسوعات العربیه و الشرقیه فی ۱۲ قرنا: القرن الثالث الهجری ـ القرن الرابع عشر الهجری (۸۱۶م ـ ۱۹۸۰م)»، ج۱، ص۳۴۹ـ۳۵۲، المورد، ج۶، ش ۴ (شتاء ۱۳۹۸).
برای آگاهی از جنبههای دانشنامهایِ جامع بزرگ حدیثی به کتاب محمدباقر مجلسی با نام بحارالانوار رجوع کنید).
۷.۲ – قلمرو عثمانیان
از میان دانشنامههای پرشمار قلمرو عثمانی، مفتاح السعاده و مصباح السیاده، نوشته طاشکوپری زاده (متوفی ۹۶۸) پرآوازه است. از امتیازات این کتاب، پرشماری دانشها و نظام خاص تقسیمبندی علوم در آن است. مصحح کتاب، علی دَحروج که با برهم زدن ترتیب مدخلهای آن، بدانها نظمی الفبایی بخشیده، در بخش نمایه چاپ خود (۱۹۹۸) افزون از ۳۵۰ علم مورد بحث در این کتاب را فهرست کرده است.
[۸۶] طاشکوپری زاده، احمد بن مصطفی، موسوعه مصطلحات مفتاح السعاده و مصباح السیاده فی موضوعات العلوم، ج۱، ص۱۰۸۱ـ۱۰۹۳، چاپ علی دحروج، بیروت ۱۹۹۸.
طاشکوپری زاده به تقسیمبندی علوم توجه تام داشت و تعبیر «علم تقاسیم العلوم» از مصطلحات اوست. تقسیمات درختوارهای او از علوم نشان میدهد که وی به دانش چونان باغستانی دل انگیز مینگریسته است. هم از این روست که همه دانشها را ذیل چند دَوحَه (تنه درخت) قسمتبندی کرده و اجزای خردتر آن را در صورت اقتضا با عنوانهایی چون شُعْبه (شاخه) و عُنْقُود (خوشه) بسط داده است. «دوحه»های هفتگانه کتاب مفتاح السَّعاده با نظر به مراتب چهارگانه وجود اشیا، یعنی وجود کتبی (کتابت)، وجود لفظی (عبارت)، وجود ذهنی (اذهان) و وجود عینی (اعیان)، شکل گرفته است. براین اساس فصل اول، یعنی علوم مربوط به خط و نویسندگی و املای حروف به علوم خطی یا کتابتی بازگشت میکند؛ فصل دوم یعنی دانشهای مخارج حروف، لغت، صرف و نحو، معانی و بیان و شعر و حتی علم تاریخ و مغازی و طبقاتنگاری در ذیل علوم لفظی جای میگیرد. فصل سوم که به موضوعاتی چون منطق، علم مناظره و جدل میپردازد، به علوم ذهنی و معقولات ثانوی پیوند میخورد. فصلهای چهارم تا هفتم همگی ناظر بر علوم عینی یا وابسته به اعیان است. در فصل چهارم، از میان اقسام چهارگانه فلسفه نظری از علوم الهی، طبیعی، ریاضی و نجوم و شاخههای بسیار گسترده آنها بحث میشود. موضوع فصل پنجم حکمت عملی و شعبههای آن چون اخلاق، تدبیر منزل، سیاست و فرماندهی نظامی است. فصل ششم مختص دانشهای شرعی چون قرائت، روایت حدیث، تفسیر، درایه الحدیث، کلام، اصول فقه و فقه است. علم مغازی نیز که جزو شاخه های فصل اول (علوم خطی) بوده، در اینجا نیز تکرار شده است. طاشکوپری زاده در بخش دوم کتاب یکسره به فصل هفتم، علوم باطن، پرداخته است. وی که این فصل را غزالیوار به چهار شعبه کلی عبادات، عادات، مُهلکاتِ و مُنجیات تقسیم کرده، در آنها به تفصیل درباره اسرار احکام شرعی و فضائل و رذایل اخلاقی سخن گفته است.
[۸۷] طاشکوپری زاده، احمد بن مصطفی، موسوعه مصطلحات مفتاح السعاده و مصباح السیاده فی موضوعات العلوم، ج۱، ص۳۰-۵۳، چاپ علی دحروج، بیروت ۱۹۹۸.
از امتیازات برجسته مفتاح السعاده آن است که نویسنده در ذیل بسیاری از علوم، کتابهای تألیفی در آن علوم را با ذکر شروح و تلخیصهای آنها معرفی میکند و در معرفی هر کتاب، وجه اهمیت آن و جایگاهش را در میان سایر آثار مشابه بازمینماید.
[۸۸] الوائی، محییالدین، «(حول) مفتاح السعاده و مصباح السیاده»، ج۱، ص۳۹۵، مجله الازهر، سال۴۰، ش ۵ (رجب ۱۳۸۸).
اهتمام ویژه طاشکوپری زاده در مقدمه کتاب به بیان شرایط و وظایف و آداب دانش آموزان و نیز اختصاص بخش دوم کتاب به علوم باطنی و توجه به تصفیه درون نشان میدهد که اهداف آموزشی و تربیتی در تألیف این کتاب سخت در مدّنظر نویسنده بوده است.
[۸۹] طاشکوپری زاده، احمد بن مصطفی، موسوعه مصطلحات مفتاح السعاده و مصباح السیاده فی موضوعات العلوم، ج۱، ص۱۱ـ۵۳، چاپ علی دحروج، بیروت ۱۹۹۸.
(برای آگاهی از دیگر دانشنامه های قلمرو عثمانی به آد
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 