پاورپوینت کامل جهت منطقی ۱۱۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل جهت منطقی ۱۱۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل جهت منطقی ۱۱۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل جهت منطقی ۱۱۵ اسلاید در PowerPoint :

جهت (منطق)

مقالات مشابه: جهت (علوم دیگر).

مقالات مرتبط: جهت (پایگاه‌مدیریت‌اطلاعات‌علوم‌اسلامی).

جَهَت، اصطلاحی منطقی و فلسفی که بر قیدهایی مانند ضرورت و امکان در نسبت میان موضوع و محمولِ گزاره‌ها اطلاق می‌شود. جهت در تعریف عبارت است از کیفیت نسبت میان اجزاء قضیه، هنگامی که بر زبان جاری می‌شود، یا حداقل در ذهن به تصور در می‌آید. قضایایی که دارای جهت باشند، «قضایای موجّه» یا «موجّهات» نامیده می‌شوند. از دیدگاه منطق‌دانان مسلمان، جهت از جمل اموری نیست که قوام یک قضیه بدان باشد و نمی‌توان آن را از سنخ اجزاء اصلی گزاره‌ها (حد‌های ذاتی) به شمار آورد. از این دیدگاه، جهت از افزوده‌های مربوط به گزاره‌ها ست، که نقشی تکمیلی در گزاره ایفا می‌کند؛ چنین گزاره‌هایی را به سبب داشتن چیزی افزون بر موضوع و محمول و رابط، رباعیه یا منوَّعه نیز خوانده‌اند. منطق‌دانان میان جهت ربط (نسبت در قضیه) و جهت سور تمایز قائل شده‌اند. از نظر منطق‌دانان مسلمان، جهت در ساختار قضیه جایی مختص خود دارد و آن اتصال به رابط است. مفهوم جهت نزد متفکران مسلمان ارتباطی نزدیک با مفهوم ماده دارد که خصوصیتی است مربوط به نسبت عینی میان موضوع و محمول یا وصف و موصوف. بر خلاف قضایای موجه بسیط که حقیقت آنها یا ایجاب است، یا سلب، قضایای موجه مرکب در آنِ واحد مرکب از سلب و ایجاب‌اند.

فهرست مندرجات

۱ – اهمیت
۲ – تعریف
۳ – فیلسوفان یونان و قرون وسطی
۳.۱ – گزاره‌های موجه
۳.۲ – تأکید بر گزاره‌های حملی
۳.۳ – تفصیل مرکب و ترکیب مفصل
۳.۳.۱ – جهات مقید به وصف عنوانی
۴ – منطق اسلامی
۴.۱ – جهت ربط و جهت سور
۴.۲ – قضیه مطلق
۵ – اقسام جهت
۵.۱ – تقسیم استقرایی
۵.۲ – تنوع مفهومی و محتوایی
۶ – گزاره‌های شرطی
۷ – گزاره‌ خالی از جهت
۸ – جهت دو شرطی
۹ – جهت ضرورت
۱۰ – اقسام گزاره‌های موجه
۱۱ – موجهات مرکب
۱۱.۱ – اقسام موجهات مرکب
۱۲ – جهت و ماده
۱۲.۱ – ذهن منطقی و ذهن فلسفی
۱۲.۲ – صدق جهت گزاره
۱۲.۳ – ذات و ماهیت موضوع
۱۲.۴ – تفاوت میان جهت و ماده
۱۳ – فهرست منابع
۱۴ – پانویس
۱۵ – منبع

۱ – اهمیت

قضایایی که دارای جهت باشند، «قضایای موجّه» یا «موجّهات» نامیده می‌شوند، مانند اینکه «هر انسانی از قو حس بر‌خوردار است به ضرورت». با آنکه نخستین بار ارسطو به اهمیت جهت در قضایا پی برد، مبحث جهات در آثار منطقی و فلسفی جهان اسلام گسترش بسیاری یافت، چنان که بخشهایی از این میراث مورد توجه منطق‌دانان امروز قرار گرفته است

[۱] .Rescher، N.، Studies in Arabic Philosophy، Hertford، p81، ۱۹۶۷

.

۲ – تعریف

جهت در تعریف عبارت است از کیفیت نسبت میان اجزاء قضیه، هنگامی که بر زبان جاری می‌شود، یا حداقل در ذهن به تصور در می‌آید

[۲] ابن سینا، حسین، النجاه، ص۲۹.

[۳] ابن سینا، حسین، الشفاء، عبارت، ص۱۱۲.

[۴] خواجه نصیر الدین طوسی، محمد، اساس الاقتباس، ص۱۲۹.

[۵] رازی، فخرالدین، منطق الملخص، ص۱۶۴.

. بنا بر این تعریف، در گزاره‌ای هم که دارای جهت نیست، می‌توان تصوری ذهنی از کیفیتِ نسبتِ میان اجزاء آن گزاره داشت که حاکی از نوع رابط موضوع و محمول در عالم واقع است؛ هرچند، به این کیفیت در گزاره تصریح نشده باشد. چنین نسبتی که در عالم واقع یا نفس‌الامر تحقق دارد، «ماده» نامیده می‌شود. به عنوان مثال گزاره‌های کلی علوم، هر چند موجه نیستند، از ماد ضرورت بر‌خوردارند. بنابراین، برای هر گزاره‌ای می‌توان ماده‌ای در نظر گرفت و ملاکِ صدقِ موجهات را انطباق با ماد آنها دانست.

۳ – فیلسوفان یونان و قرون وسطى

ارسطو در «عبارت»

[۶] .فصلAristotle، De Interpretatione، ۱۳-۱۲

، «تحلیلات نخستین»

[۷] .کتاب I، فصلAristotle، Analytica priora، ۳

[۸] .کتاب I، فصلAristotle، Analytica priora، ۸-۲۲

و متافیزیک

[۹] .کتاب IV، گ ۱۰۰۶ b، سطر‌Aristotle، Metaphysica، ۳۱-۲۹

[۱۰] .کتاب V، گ ۱۰۱۵ a، سطرAristotle، Metaphysica، ۳۵

[۱۱] .گ ۱۰۱۹ b، سطر‌Aristotle، Metaphysica، ۳۵-۲۴

به مفاهیم و استلزامهای جهات پرداخته است.

۳.۱ – گزاره‌های موجه

در صورت‌بندی او، شکل گزاره‌های موجه چنین است: «A ضرورتاً (یا محتملاً) به هر یک از افراد B تعلق دارد»؛ «A ضرورتاً (یا محتملاً) به هیچ فرد B تعلق ندارد»؛ «A ضرورتاً (یا محتملاً) به برخی از افراد B تعلق دارد»؛ «A ضرورتاً (یا محتملاً) به برخی از افراد B تعلق ندارد». این صورتها شامل انواع گزاره‌های محصوری است که هر‌یک با سور کلی یا جزئی به جهت «احتمال» و «ضرورت» به نحو ایجابی یا سلبی مقید می‌شوند. ارسطو در بیان این گزاره‌ها از شرایط صدق گزاره‌های موجه سخنی به میان نمی‌آورد؛ ولی در تعریف احتمال، آن را نفی ضرورت به همراه امکان فرض دانسته که نتیجه‌اش نفی امتناع است. او همچنین در احتمال اسنادِ صفت A به هر‌یک از افراد B به دو معنای متمایز قائل می‌شود: «A برای هر‌چیزی که B بدان تعلق دارد، محتمل است» یا «A برای هر چیزی که B احتمال آن را دارد، محتمل است»

[۱۲] .گ ۳۲ a، سطر‌Aristotle، Analytica priora، ۴۰-۳۰

[۱۳] .گ۳۲ b، سطر‌Aristotle، Analytica priora، ۳۳-۲۵

.
ارسطو دامن بحث گزاره‌های موجه را به مباحث احکام قضایا و حتی استدلال و قیاس نیز کشانده است. از نظر او، عکس گزار «A ضرورتاً به هیچ یک از B یا برخی از آن تعلق ندارد» عبارت است از «B ضرورتاً به هیچ یک از A یا برخی از آن تعلق ندارد». نیز عکس «A محتملاً به برخی از B تعلق دارد» عبارت است از«B محتملاً به برخی از A تعلق دارد»، اما گزار «A محتملاً به هیچ B تعلق ندارد» دارای عکس نیست

[۱۴] .کتابI، فصلAristotle، Analytica priora، ۱۴

. ارسطو در بحث قیاس نیز استدلالهای قیاسی مشتمل بر گزاره‌های موجه را دارای دو قسم بسیط و مرکب دانسته است. قیاسهای موجه بسیط همگی از همان قیاسهای کامل و بسیط شکل اول ــ که مشتمل بر جهت ضرورت یا احتمال‌اند ــ تشکیل می‌شوند. قیاسهای موجه مرکب همگی از همان قیاسهای مرکب کامل شکل اول اخذ می‌شوند که هم کبری و هم نتیج آنها مشتمل بر جهت ضرورت (یا احتمال) است، اما صغرای آنها موجه نیست. بدین ترتیب، در منطق ارسطو ضربهای کامل قیاسهای موجه، در کنار قیاسهای غیر موجه، اصول موضوعه ای را تشکیل می‌دهند که دیگر قیاسها از آنها اشتقاق می‌یابند، یا به تعبیری بدانها تحویل می‌گردند. از اینجا ‌ست که می‌توان گفت: مباحث منطق موجهات به موازات بحث از قیاسهای اقترانی و مباحث مقدماتی آن (احکام قضایا) پیش رفته است.

۳.۲ – تأکید بر گزاره‌های حملی

باید دانست که تأکید ارسطو در گزاره‌ها صرفاً ناظر به گزاره‌های حملی است و گزاره‌های شرطی در نظام منطق او جایی ندارند. این خصوصیت موجب گردیده است که غالب فیلسوفان و منطق‌دانان مسلمان از گسترش دادن بحث جهات و موجهات به گزاره‌های شرطی احتراز جسته‌اند و همین یکی از وجوه مهمی است که کار آنان را در منطق جهت از منطق‌دانان معاصر غرب متمایز می‌کند. متفکران قرون وسطى منطق موجهات را در برخی وجوه آن پی‌گرفتند. از جمله ژان بوریدان به تلاشی گسترده برای یافتن گزاره‌های هم‌ارزش برای اقسام گزاره‌های موجه بسیط دست زد. همچنین ویلیام آکمی به بیان انواع مختلف قیاسهای موجه پرداخت. در این دوره اصطلاحات «ضروری»، «ممتنع»، «ممکن»، و «محتمل» به کار می‌رفت. در اوایل قرون وسطى کسانی چون پطرس اسپانیایی و نیز بعد از او بوئتیوس احتمال و امکان را هم‌ارزش می‌دانستند، اما بعد از آنها کسانـی چـون بوریـدان تمایـز دقیقی را میـان امکان ــ به معنایی که با ضرورت نیز سازگار است ــ و احتمال ــ که نه با ضرورت سازگار است، نه با امتناع ــ مطرح ساختند.

۳.۳ – تفصیل مرکب و ترکیب مفصل

بعضی چون آبلار بر اساس تمایز میان تجزیه و ترکیب که ارسطو آن را در بحث از مغالط ترکیب مفصل و تفصیل مرکب بیان کرده بود، به بحث از جهت شیء و جهت حکم پرداختند. بر اساس این تمایز، به گزاره‌ای چون «مرد نشسته ممکن است ایستاده باشد» دو معنای متفاوت می‌توان نسبت داد. در معنای اول، امکان ایستادن به شخصی نسبت داده می‌شود که عنوان اطلاق‌شده بر او در جایگاه موضوع، نه لازم است برای شنونده معلوم باشد و نه لازم است برای فرد و مصداق آن فعلیت داشته باشد. اما در معنای دوم، ایستادن را برای شخصی ممکن اعلام می‌کند که عنوان اطلاق شده بر او در جایگاه موضوع هم برای آن شخص فعلیت دارد و هم این فعلیت برای شنونده معلوم است. بنابر ملاحظ اول، جمل مذکور ارزش صدق، ولی بنا بر ملاحظ دوم، ارزش کذب دارد، زیرا شخص در عین اتصاف بالفعل به نشستن، نمی‌تواند ایستاده نیز باشد.

۳.۳.۱ – جهات مقید به وصف عنوانی

تفاوت میان این دو نمونه را می‌توان از دریچ تفصیل مرکب و ترکیب مفصل نیز ملاحظه کرد. جمله‌ای که صادق دانسته شد، همان است که به «تفصیل مرکب» تعبیر شده، و جمله‌ای که کذب آن نشان داده شد، همان است که «ترکیب مفصل» شمرده شده است. تفاوت این تفصیل و ترکیب در قرن ۱۴م به نحو گسترده‌ای در آثار کسانی چون ویلیام هیتسبری بروز یافت. او نخستین کسی است که رساله‌ای با این عنوان فراهم آورد و با توجه به تمایز یاد شده، ۹ گونه مسئل منطقی را قابل حل اعلام کرد. این مسائل از قید‌هایی برخوردارند که عدم توجه به آنها بر مبنای نگرش دقیق به موجهات، آنها را به مسئله تبدیل نموده است

[۱۵] .The Cambridge Translations of Medieval Philosofical Texts، eds. N. Kertzmann and E. Stump، Cambridge، p426-427/I، ۱۹۸۸

. همین نکته است که در تحلیلهای منطق‌دانان مسلمان با عنوان جهات مقید به وصف عنوانی موضوع و تفاوت آنها با جهات غیر مقید به وصف عنوانی مورد توجه قرار گرفته است.

۴ – منطق اسلامی

از دیدگاه منطق‌دانان مسلمان، جهت از جمل اموری نیست که قوام یک قضیه بدان باشد و نمی‌توان آن را از سنخ اجزاء اصلی گزاره‌ها (حد‌های ذاتی) به شمار آورد. از این دیدگاه، جهت از افزوده‌های مربوط به گزاره‌ها ست

[۱۶] ابن سهلان، عمر، البصائر النصیریه، ص۱۸۹.

[۱۷] ابن سینا، حسین، منطق المشرقیین، ص۷۰.

که نقشی تکمیلی در گزاره ایفا می‌کند

[۱۸] صاین‌الدین ترکه، علی، المناهج، ص۴۴.

. چنین گزاره‌هایی را به سبب داشتن چیزی افزون بر موضوع و محمول و رابط، رباعیه یا منوَّعه نیز خوانده‌اند

[۱۹] ابن سینا، حسین، الشفاء، عبارت، ص۱۱۲.

[۲۰] ابن سینا، حسین، النجاه، ص۲۹.

.

۴.۱ – جهت ربط و جهت سور

منطق‌دانان میان جهت ربط (نسبت در قضیه) و جهت سور تمایز قائل شده‌اند. به عنوان مثال وقتی گفته می‌شود: «هر انسانی ممکن است کاتب باشد»، امکان قید نسبت است، بدین معنا که هر فردی از انسان ممکن است کاتب باشد. در این حالت، جهت در جایگاه طبیعی خویش قرار دارد. اما هنگامی که گفته می‌شود: «ممکن است هر انسانی کاتب باشد»، امکان، جهت برای کلیت و سور به شمار می‌آید، بدین معنا که کاتب بودن برای تمامی انسانها ممکن است، نه برای بعضی از آنها. تفاوت میان این دو از آن رو ست که می‌توان به صدق گزار اول (امکان کاتب بودن تک تک انسانها از لحاظ ماهیت و ذاتشان) قائل شد و در عین حال، گزار دوم (یعنی امکان کاتب بودن همگی انسانها با هم) را محال دانست

[۲۱] ابن سینا، حسین، الشفاء، عبارت، ص۱۱۶.

[۲۲] ابن سینا، حسین، الاشارات و التنبیهات، ج۱، ص۲۰.

[۲۳] فارابی، ابونصر، «العباره»، المنطق، ص۱۵۵-۱۵۶.

[۲۴] ابن زرعه، عیسی، منطق، ص۶۹.

. به همین نحو، باید میان کیفیت نسبت و کیفیتی که محمول قضیه را مقید می‌سازد نیز فرق نهاد

[۲۵] رازی، فخرالدین، منطق الملخص، ص۱۶۶.

[۲۶] رازی، فخرالدین، منطق الملخص، ص۱۷۱.

.
از نظر منطق‌دانان مسلمان، جهت در ساختار قضیه جایی مختص خود دارد و آن اتصال به رابط است، اما در کاربرد‌های زبانی، جهت غالباً بر تمامی اجزاء قضیه، یعنی موضوع، محمول، و رابط مقدم می‌گردد. در این گونه جابه‌جایی امکان خلط شدن جهت ربط با جهت سور (جهت تعمیم و تخصیص) وجود دارد

[۲۷] ابن سهلان، عمر، البصائر النصیریه، ص۱۸۹.

. بنابراین، موقعیت جهت و سلب در گزاره‌های سالب نیز در تعیین معنای گزاره اثر‌بخش است. اگر جهت برای سلب ذکر شود، آن گزاره جمله‌ای است سالب موجه؛ مثل انسان سنگ نیست به ضرورت؛ اما اگر سلب برای جهت ذکر شود، در واقع جهت نفی شده است؛ مثل ضروری نیست که انسان سنگ باشد

[۲۸] ابن سهلان، عمر، البصائر النصیریه، ص۱۹۰.

[۲۹] بهمنیار بن مرزبان، ابوالحسن، التحصیل، ص۶۷.

.

۴.۲ – قضیه مطلق

خلط دیگری که منطق‌دانان به آن توجه داده‌اند، مربوط به اصطلاح «قضی مطلق» است که به دو معنای متفاوت به کار می‌رود: یکی به معنی قضی غیر موجه، و دیگری به عنوان یکی از اقسام گزاره‌های موجه که جهت آنهـا را اطلاق بـه معنـای فعلیـت تشکیـل مـی‌دهـد

[۳۰] قطب الدین رازی، محمد، شرح المطالع، ص۱۵۴.

(دربار اینکه اطلاق نوعی جهت است، یا نه

[۳۱] شهر‌زوری، محمد، رسائل الشجره الالهیه، ج۱، ص۱۴۱-۱۴۲.

). وقوع چنین خلطی در برخی آثار منطقی، ظاهراً ناشی از تفسیر‌های مختلف سخن ارسطو در تقسیم گزاره‌ها بوده است. عبارت نقل شده از ارسطو این است که «گزاره‌ها یا مطلق‌اند یا ضروری یا ممکن». این عبارت را به دو گونه می‌توان خواند: نخست اینکه «گزاره‌ها یا (۱) مطلق یا ضروری‌اند، یا (۲) ممکن‌اند». در این حالت، امکان نقط مقابل اطلاق و ضرورت است و به این معنا، اطلاق از انواع جهات شمرده می‌شود. دومین نحو خواندن آن عبارت چنین است: «گزاره‌ها یا (۱) مطلق‌اند، یا (۲) ضروری یا ممکن‌اند». در این حالت، وصف اطلاق در نقط مقابل ضرورت و امکان قرار می‌گیرد که به تعبیری همان نفی جهت است

[۳۲] خواجه نصیر الدین طوسی، محمد، «شرح الاشارات»، ج۱، ص۱۴۹.

[۳۳] قطب الدین رازی، محمد، شرح المطالع، ص۱۵۵.

.

۵ – اقسام جهت

از آنجا که در واژگان زبان طبیعی عناصر متعددی برای بیان کیفیت نسبت میان اجزاء قضیه یافت می‌شود، نمی‌توان شمار معینی را برای انواع جهت تعیین کرد. در این میان، بیشترین سهم از آنِ کلماتی است که در دستور زبان با عنوان «قید» از آنها یاد می‌شود.
اما آنچه در متون و منابع منطقی و فلسفیِ متقدم به عنوان اقسام اصلی جهت یاد شده، شامل ۴ قسم وجوب، دوام، اطلاق، و امکان است.

۵.۱ – تقسیم استقرایی

منطق‌دانان جهات را منحصر در این ۴ قسم نمی‌دانند و تقسیم یاد‌شده را عقلی به حساب نمی‌آورند. بنابراین، تقسیم چهارگان جهات استقرایی است و امکان افزودن بر آنها وجود دارد

[۳۴] قطب الدین رازی، محمد، تحریر القواعد المنطقیه فی شرح الرساله الشمسیه، ص۲۷۵.

. در برخی از آثار منطقی به تنوعی بسیار بیش از آنچـه نزد منطق‌دانـان معمول بوده، اشاره شده است

[۳۵] صاین‌الدین ترکه، علی، المناهج، ص۴۵-۴۶.

. اما توجه به احکام این ۴ جهت اصلی، می‌تواند ملاک لازم را برای ملاحظ هر جهت دلخواه دیگری فراهم آورد. به هر حال، هر یک از این موارد با ملاحظ عناصر دیگری که به‌تدریج در تقسیم جهتها و گزاره‌های موجه مورد توجه قرار گرفته، عدد قابل توجهی از موجهات را در متون متأخر به بار آورده است.

۵.۲ – تنوع مفهومی و محتوایی

این نکته شایست ذکر است که عمد مباحث منطق‌دانان مسلمان در تنوع جهات، مفهومی و ناظر به محتوا ست و در آثار ایشان توجه به ساختار‌های صوری موجهات مبنا قرار نگرفته است. البته برخی از محققان معاصر تلاش کرده‌اند که ساختار‌های صوری و فرمولهای مناسبی را در این خصوص ارائه کنند، اما این تلاشها با نوعی تکلف و دشواری همراه بوده است

[۳۶] .Rescher، N.، Studies in Arabic Philosophy، Hertford، p89 ff، ۱۹۶۷

.
برخی از حکیمان مسلمان نیز انواع قضایای موجه را به گونه‌ای تحلیل نموده‌اند که می‌توان تمامی آنها را به موجب ضروری بازگرداند

[۳۷] شیخ اشراق، شهاب‌الدین، «حکمه الاشراق»، مجموع مصنفات، ص۲۹.

. آنان بر این نظر بوده‌اند که امکان برای ممکن، امتناع برای ممتنع، و وجوب برای واجب دارای ضرورت است و قابل سلب نیست. به همین دلیل، بهتر آن است که جهت هر گزاره‌ای را به محمول ملحق ساخت و آن را به ضرورتِ به شرط محمول متصف نمود

[۳۸] شیخ اشراق، شهاب‌الدین، «حکمه الاشراق»، مجموع مصنفات، ص۲۹.

.
با توجه به تنوع جهات، گزاره‌های موجه در آثار منطقی اندیشمندان مسلمان به‌تدریج دارای اقسام متعددی گردید

[۳۹] ابن سینا، حسین، الاشارات و التنبیهات، ج۱، ص۲۰-۲۵.

[۴۰] قطب الدین رازی، محمد، تحریر القواعد المنطقیه فی شرح الرساله الشمسیه، ص۲۷۳-۲۹۸.

.

۶ – گزاره‌های شرطی

در آثار بسیاری از این عالمان، این تنوع منحصر به گزاره‌های حملی تلقی شده است، اگرچه در این میان، کسانی هستند که معتقدند گسترش دادن این تقسیم به گزاره‌های شرطی امکان‌پذیر است و تقسیمات موجود در گزاره‌های شرطی از قبیل اتفاقی، لزومی و عنادی ناشی از راه یافتن بحث جهت به قلمرو گزاره‌های شرطی بوده است

[۴۱] خواجه نصیر الدین طوسی، محمد، «شرح الاشارات»، ج۱، ص۱۴۱.

. برخی نیز به نحوی گزاره‌های موجه را تعریف و تبیین کرده‌اند که از همان آغاز گزاره‌های شرطی را نیز شامل شود

[۴۲] قطب الدین شیرازی، محمود، دره التاج، ص۳۷۵.

.

۷ – گزاره‌ خالی از جهت

علاوه بر تنوع جهات، آنچه موجب گستردگی چشمگیر قضایای موجه گردیده، عبارت است از توجه به جهات مقید به وصف عنوانی و جهات غیر مقید به وصف عنوانی، جهات بسیط و جهات مرکب. در میان ۴ قسم ضرورت، دوام، اطلاق، و امکان، از اطلاق تفسیر‌های متعددی به عمل آمده است. برخی منطق‌دانان آن را خصوصیت گزاره‌ای می‌دانند که خالی از جهت است و در عین حال، بیانگر فعلیت داشتن محمول برای موضوع است و برخی دیگر آن را یکی از انواع جهت می‌دانند که دال بر فعلیت داشتن نسبت محمول به موضوع است

[۴۳] بهمنیار بن مرزبان، ابوالحسن، التحصیل، ص۶۰-۶۱.

[۴۴] ابن سهلان، عمر، التبصره، ص۱۳۹.

. به نظر می‌رسد مبنای این اختلاف آن باشد که خالی بودن از جهت به خودی خود نوعی جهت به حساب آید، یا نه؟ اگر

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.