پاورپوینت کامل جرهم (دانشنامهحج) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل جرهم (دانشنامهحج) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل جرهم (دانشنامهحج) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل جرهم (دانشنامهحج) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
پاورپوینت کامل جرهم (دانشنامهحج) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
جرهم نام قبیلهی بزرگی در عربستان قبل از اسلام بوده که اول در یمن سکونت داشتند بعد به مکه مهاجرت نموده و در آن ساکن شدند. یکی از دختران جرهمی با حضرت اسماعیل (علیهالسلام) ازدواج نمود. این قبیله سالها ریاست مکه و کعبه را در دست داشتند و در اثر جنگها و بیماریها از بین رفتند.
فهرست مندرجات
۱ – تعریف اجمالی
۲ – جرهم در قرآن
۳ – جرهم دوم
۴ – مهاجرت جرهم به مکه
۵ – سکونت
۶ – زبان و گویش
۷ – اداره امور مکه
۸ – حکومت بر مکه
۹ – جنگ با ازدیان
۱۰ – شکست و نابودی
۱۱ – آخرین زمامدار
۱۲ – نام حاکمان
۱۳ – باورها و آداب جرهم
۱۴ – جرهم در دوران بعثت
۱۵ – فهرست منابع
۱۶ – پانویس
۱۷ – منبع
۱ – تعریف اجمالی
جرهم از مشهورترین قبایل قَحطانی یمن در روزگار کهن است که پس از مهاجرت به مکه، تا چند سده زمامدار مکه و متولی امور کعبه بوده است. جرهم را واژهای عربی دانستهاند؛ اما ابن کلبی آن را معرب ذُرهم میداند.
[۱] ابن درید، محمد بن حسن، جمهره اللغه، ج۲، ص۱۱۳۷.
[۲] مقدسی، عبدالله بن بری، فی التعریب و المعرب، ص۶۵.
ابن سعد و طبری نام جرهم را هَذرم نوشته است.
[۳] ابن سعد، محمد بن سعد، ابن سعد بغدادی، الطبقات الکبری، ج۱، ص۴۳.
[۴] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۱، ص۱۴۳.
این واژه در تورات به شکل هدورام (Hadoram) آمده است.
[۵] کتاب مقدس، تکوین ۲۷: ۱۰.
[۶] کتاب مقدس، اخبار ۲۱: ۱.
[۷] کتاب مقدس، اخبار ۲۸: ۱۰.
[۸] کتاب مقدس، اخبار ۱۰: ۱۸.
در باره [اسلام]]، آگاهیهای دقیق و روشن و درخور اطمینانی در دست نیست. گزارشهای موجود در منابع تاریخی، حدیثی، و تفسیری در این زمینه، پراکنده و اسطورهای و گاه متعارض هستند. از اینرو، به پشتوانه آنها نمیتوان تصویری روشن و دقیق از قبایل ساکن و چیره بر مکه و حجاز و متولیان و متصدیان کعبه مانند بنیاسماعیل، جرهم، عمالقه و خزاعه به دست داد. تصویر ارائه شده در این مقاله در باره جرهم، رهاورد ساماندهی گزارشهای منابع در زمینه این قبیله است که همه آنها از ارزش یکسان برخوردار نیستند.
۲ – جرهم در قرآن
در منابع اسلامی، از دو قبیله عربی اصیل (عاربه)
[۹] نویری، احمد، نهایه الارب، ج۱، ص۲۱۱.
[۱۰] بدرالدین العینی، محمود بن احمد، عمده القاری، ج۱۲، ص۲۱۱.
و متفاوت به نام جرهم اول و جرهم دوم یاد شده است. از تاریخ جرهم اول، آگاهی چندان در دست نیست. به ادعای تاریخنگاران عرب، آنان از نسل سام بن نوح بودند که در دوره عاد و ثمود میزیستند و سپس منقرض شدند. از اینرو، آنان را عرب بائده (منقرض شده) خواندهاند.
[۱۱] ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۱، ص۱۲۰.
[۱۲] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۱۹.
[۱۳] قلقشندی، احمد، صبح الاعشی، ج۱، ص۳۵۹-۳۶۰.
شماری از مفسران ذیل آیه۴۰ سوره هود و آیه ۱۱۹سوره شعرا
[۱۴] هود/سوره۱۱، آیه۴۰.
[۱۵] شعرا/سوره۲۶، آیه۱۱۹.
که در آنها خداوند به شمار اندک مؤمنان و نجات یافتگان همراهِ نوح اشاره دارد، به پشتوانه روایتی از ابن عباس، یکی از هشتاد فرد حاضر در کشتی را جرهمی دانستهاند.
[۱۶] طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج۱۲، ص۴۱۲.
[۱۷] ابیحاتم، عبد الرحمن، تفسیر ابن ابی حاتم، ج۸، ص۲۷۹۰.
۳ – جرهم دوم
جرهم دوم به جرهم، فرزند
[۱۸] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۸.
[۱۹] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۱، ص۵۴.
[۲۰] ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۵.
یا نبیره قحطان
[۲۱] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۱، ص۲۰۷.
[۲۲] ابن سعد بغدادی، الطبقات الکبری، ج۱، ص۴۳.
(معرب یقطن)
[۲۳] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۵۳.
نیای اعلای عرب جنوبی
[۲۴] ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۳.
[۲۵] ابن قتیبه، المعارف، ص۲۶-۲۷.
[۲۶] ابوحیان اندلسی، البحر المحیط، ج۴، ص۳۲۶.
و از بازماندگان سام بن نوح
[۲۷] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۸.
[۲۸] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۱، ص۵۴.
[۲۹] ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۵.
منتسب هستند. این قبیله در تمایز با جرهم اول، به جرهم قحطانی شهرت یافت. بعدها برخی برای کاستن منزلت جرهمیان، پدرِ جرهم را از فرشتگان گناهکار و رانده شده خداوند دانستند.
[۳۰] فاکهی، محمد بن اسحاق، اخبار مکه، ج۵، ص۱۳۹.
[۳۱] جاحظ، عمرو بن بحر، کتاب الحیوان، ج۱، ص۱۲۲-۱۲۳.
[۳۲] علامه مجلسی، بحار الانوار، ج۶۰، ص۳۱۳.
مادر جرهم را زنی از عمالقه شناساندهاند.
[۳۳] ابن قتیبه دینوری، احمد بن داوود، الاخبار الطوال، ص۷.
مجموعه بزرگ بنییَعْرُب بن قحطان با دو شاخه گسترده خود به نام حِمْیَر
[۳۴] ابن عبدالبر، الانباه، ص۱۳۳.
[۳۵] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۲، ص۴۴.
[۳۶] ابن سعد بغدادی، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۰.
و کَهْلان
[۳۷] ابن قتیبه دینوری، احمد بن داوود، الاخبار الطوال، ص۴۱.
[۳۸] صنعانی، عبدالکریم، الانساب، ج۴، ص۹.
[۳۹] صنعانی، عبدالکریم، الانساب، ج۴، ص۲۰۲-۲۰۳.
[۴۰] حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، ج۱، ص۲۴۷.
از بزرگترین قبایل همعرض جرهم به شمار میآید.
۴ – مهاجرت جرهم به مکه
جرهمیان که در آغاز در یمن سکونت داشتند، سالها پیش از میلاد مسیح
[۴۱] ابن فقیه، احمد بن محمد، البلدان، ص۸۶.
به حجاز مهاجرت کردند و نخست در تِهامه در غرب مکه و یا ذیالمجاز و عرفات در ۲۳ کیلومتری شرق مکه
[۴۲] شراب، محمدحسن، المعالم الاثیره، ص۱۸۹.
و سپس در نزدیکی زمزم مسکن گزیدند.
[۴۳] یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۲۲.
با گسترش جمعیت تیرههای قحطانی یمن و اختلاف سخت آنان بر سر ریاست و قدرت، جرهمیها ناگزیر شدند یمن را ترک کنند و در حجاز مستقر شوند.
[۴۴] ابن قتیبه دینوری، احمد بن داوود، الاخبار الطوال، ص۸.
[۴۵] کحّاله، عمر، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۸۳.
برخی خشکسالی در یمن
[۴۶] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۱، ص۲۵۶.
[۴۷] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۲، ص۵۲.
و بعضی انقراض سلطه عمالقه در حجاز به دست یعرب بن قحطان، برادر جرهم، و واگذاری حکومت این سرزمین به جرهم
[۴۸] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۳۰-۳۱.
[۴۹] کحّاله، عمر، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۸۳.
را از دیگر عوامل این مهاجرت شمردهاند. برخی انقراض عمالقه به دست جرهم را در دورههای پسین حضورِ این قبایل در مکه در نبردی نزدیک مکه دانستهاند.
[۵۰] ابن قتیبه دینوری، احمد بن داوود، الاخبار الطوال، ص۹.
[۵۱] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۲، ص۲۰.
[۵۲] حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، ج۴، ص۲۳۱.
۵ – سکونت
روایات در باره شیوه سکونت جرهم در مکه نیز متفاوت و گاه متناقض هستند. به گزارشی، پس از سکونت هاجر و اسماعیل در مکه و جوشش چشمه زمزم، جرهمیان که پیشتر در پیرامون مکه ساکن بودند، به رهبری مَُضاض بن عمرو از هاجر اجازه خواستند تا در کنار زمزم که در آن روزگار ساکنی نداشت، سکنا گزینند.
[۵۳] بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، ج۴، ص۱۴۴.
[۵۴] بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبری، ج۵، ص۱۰۱.
اما هاجر سکونت قطعی آنان را وابسته به اجازه حضرت ابراهیم(علیهالسلام) دانست. بدینسان، جرهمیان چادرهای خود را در آنجا برپا کردند و با بازگشت ابراهیم به مکه و خشنودی او از همسایگی جرهم، سکونت خود را در مکه قطعی نمودند. در این میان، هریک از جرهمیان نیز با اهدای یک یا دو گوسفند به اسماعیل، رابطه خود با خاندان ابراهیم را استوار کردند.
[۵۵] شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج۱، ص۳۸۹.
[۵۶] قمی، علی ابن ابراهیم، تفسیر قمی، ج۱، ص۶۱.
به گزارش مسعودی، پس از جوشش زمزم، نخست عمالقه و سپس جرهم با اجازه هاجر کنار زمزم ساکن شدند.
[۵۷] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۲، ص۲۰.
گمان میرود تاریخنگاران در پرداختن به جرهم و روابطشان با اسماعیل و هاجر، به قصهپردازی روی آوردهاند؛ زیرا ابراهیم و اسماعیل برای آنان شناخته شده نبودند تا حرمت و شان آنها را نگه دارند و برای بهرهگیری از آب زمزم منتظر اجازه هاجر و ابراهیم باشند؛ به ویژه آن که هنوز کعبه ساخته نشده و نهاد حج تاسیس نشده بود. وانگهی سکونت جرهمیان پس از مهاجرت آن قدر برایشان حیاتی بود که برای دسترسی به آب به اجازه یک زن اهمیتی نمیدادند.
بعدها جرهمیان دختری از خود را به ازدواج اسماعیل درآوردند. برخی هر دو همسر اسماعیل را جرهمی میدانند و بر این باورند که پس از طلاق همسر اول، به سفارش پدرش با رِعله یا سیده یا حیفاء دختر مضاض بن عمرو
[۵۸] یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۷.
[۵۹] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۱، ص۱۸۹.
[۶۰] ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۵.
[۶۱] ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، ج۱۵، ص۱۱.
و یا سامه دختر مهلهل بن سعد جرهمی
[۶۲] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۲، ص۵۲.
ازدواج کرد و از او صاحب ۱۲پسر شد.
[۶۳] فاکهی، محمد بن اسحاق، اخبار مکه، ج۵، ص۹۵.
[۶۴] مقدسی، مطهر، البدء و التاریخ، ج۳، ص۶۱.
[۶۵] ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۱، ص۲۲۱.
این روایات مبنای فضیلتتراشی برای جرهمیان شد. برخی باور دارند که هر گاه مردی قریشی شایسته امامت یافت نشود، باید مردی کنانی و سپس یکی از فرزندان اسماعیل را برگزید و اگر هیچ یک از اینان یافت نشود، باید فردی از جرهم به سبب آن که اسماعیل داماد آنان است، انتخاب گردد.
[۶۶] آلوسی، محمود بن عبدالله، روح المعانی، ج۲۶، ص۱۶۶.
[۶۷] جزیری، عبدالرحمن، الفقه علی المذاهب الاربعه، ج۵، ص۳۶۶-۳۶۷.
در نسلهای پسین نیز ازدواجهایی میان جرهمیان و فرزندان اسماعیل صورت گرفت. همسران مَعد بن عَدنان،
[۶۸] یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۲۳.
[۶۹] ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۲، ص۱۹۰.
نَزار بن معد،
[۷۰] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۸.
[۷۱] ابن سعد بغدادی، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹.
مُضر بن نزار
[۷۲] ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۷۵.
[۷۳] ابن عبدالبر، الانباه، ص۶۴.
و مالک بن نضر،
[۷۴] ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۹۵.
[۷۵] ابن سعد بغدادی، الطبقات الکبری، ج۱، ص۶۵.
بزرگ کنانه و از نیاکان پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، را زنانی از جرهم دانستهاند.
۶ – زبان و گویش
زبان و گویش جرهم مورد اختلاف تاریخنگاران است. برخی زبان جرهمیان را عربی
[۷۶] نویری، احمد، نهایه الارب، ج۲، ص۲۹۲.
[۷۷] ابن قتیبه، المعارف، ص۲۷.
و آنان را فصیحترین عرب شمردهاند
[۷۸] ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، ج۲، ص۷۶۶.
[۷۹] ابن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۱۴۶.
و بر این باورند که اسماعیل به زبان سُریانی سخن میگفت و بر اثر همزیستی با جرهم عربی را از آنان فراگرفت.
[۸۰] شیخ طوسی، الفهرست، ص۸.
[۸۱] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۲، ص۴۵.
[۸۲] ابن سعد بغدادی، الطبقات الکبری، ج۱، ص۴۳.
در برابر این دیدگاه، گروهی با تعصبورزی به عرب بودن اسماعیل و بدون توجه به خاستگاه یمنی جرهمیان، مدعی شدهاند که زبان جرهمیان عبرانی بوده
[۸۳] شیخو، رزق الله بن یوسف، مجانی الادب، ج۳، ص۲۹۳.
[۸۴] جندی، علی، فی تاریخ الادب الجاهلی، ج۱، ص۲۴.
و هیچگاه عربی نبوده و اسماعیل از نخست به زبان عربی سخن میگفته
[۸۵] ابوالقاسم کوفی، الاستغاثه، ج۱، ص۷۳.
[۸۶] مسعودی، علی بن حسین، التنبیه و الاشراف، ص۷۰.
[۸۷] جمحی، محمد بن سلام، طبقات فحول الشعراء، ج۱، ص۹.
یا این زبان را از جبرئیل (علیهالسّلام) فراگرفته است. در این میان، به روایتی از ابن عباس استناد میکنند که اسماعیل نخستین کسی بوده که به زبان عربی سخن گفته است.
[۸۸] حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۲، ص۵۰۲.
[۸۹] ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، ج۶، ص۲۸۶.
[۹۰] سیوطی، الدرر المنثور، ج۴، ص۲۷۳.
تقابل این دو نظر را نتیجه تعصبات قحطانیان (دیدگاه اول) و نَزاریان (دیدگاه دوم) دانستهاند.
[۹۱] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۲، ص۴۶.
بعضی زبان جرهمیان را عربی دانستهاند؛ اما آن را متفاوت از زبان قرآن شمردهاند.
[۹۲] جمحی، محمد بن سلام، طبقات فحول الشعراء، ج۱، ص۹-۱۰.
در برابر، ابن بریده، مقصود از لسان عربی در آیه «بِلِسانٍ عَرَبِیٍّ مُبینٍ» سوره شعراء آیه ۱۹۵
[۹۳] شعرا/سوره۲۶، آیه۱۹۵.
را زبان جرهمیان دانسته است.
[۹۴] ابیحاتم، عبد الرحمن، تفسیر ابن ابی حاتم، ج۹، ص۲۸۱۸.
[۹۵] سیوطی، الدر المنثور، ج۶، ص۳۲۲.
[۹۶] ابن ابیشیبه، المصنف، ج۷، ص۱۵۷.
خداوند در این آیه به نزول قرآن به زبان عربی روشن تصریح دارد.
از برخی واژگان جرهم در قرآن یاد کردهاند که از آن میان، میتوان به «اَلّا تَعولُوا» در آیه ۳ سوره نساء،
[۹۷] نساء/سوره۴، آیه۳.
[۹۸] شریف رضی، حقائق التاویل، ص۳۰۰.
[۹۹] ثعلبی، احمد بن محمد، تفسیر ثعلبی، ج۳، ص۲۴۸.
«باءُوا» در آیه ۹۰ سوره بقره
[۱۰۰] بقره/سوره۲، آیه۹۰.
[۱۰۱] شیخ طوسی، التبیان، ج۱، ص۳۵۰.
[۱۰۲] سیوطی، الاتقان، ج۱، ص۳۸۴.
و «یَیْاَسِ» در آیه۳۱ سوره رعد
[۱۰۳] رعد/سوره۱۳، آیه۳۱.
اشاره کرد.
[۱۰۴] عزالدین عبدالسلام، تفسیر العز بن عبدالسلام، ج۲، ص۱۵۴.
سیوطی از ۲۵ واژه جرهمی به کار رفته در قرآن نام برده است.
[۱۰۵] سیوطی، الاتقان، ج۱، ص۳۸۴.
۷ – اداره امور مکه
با مرگ نابت بن اسماعیل، اداره امور کعبه از دست فرزندان اسماعیل بیرون گشت و به دست جرهم افتاد.
[۱۰۶] ابن قتیبه دینوری، احمد بن داوود، الاخبار الطوال، ص۹.
[۱۰۷] عبدالله عبدالجبار و محمد عبدالمنعم، قصه الادب فی الحجاز، ص۱۲۶.
از مضاض بن عمرو
[۱۰۸] ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۱۱۱.
[۱۰۹] یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۲۲.
[۱۱۰] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۷.
[۱۱۱] ازرقی، اخبار مکه،، ج۱، ص۸۱-۸۲.
یا حارث بن مضاض
[۱۱۲] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۱، ص۵۴.
به عنوان نخستین سران جرهمی متولی کعبه یاد کردهاند. یعقوبی بر خلاف دیگران، بر این باور است که جرهمیان به احترام فرزندان اسماعیل، امور کعبه را به آنان واگذار کردند.
[۱۱۳] یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۲۲.
۸ – حکومت بر مکه
پس از سلطه جرهمیان بر مکه، آنان برای تحقق حاکمیت مطلق خود بر مکه، با عمالقه که در آنجا میزیستند، به نبرد برخاستند و پس از پیروزی بر آنان حکومت سیصد
[۱۱۴] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۲، ص۲۲.
یا ششصد ساله
[۱۱۵] فاسی، محمد، شفاء الغرام، ج۱، ص۳۶۴.
بر مکه را آغاز کردند. در منابع از دو نبرد میان جرهم و عمالقه سخن رفته است. در نخستین درگیری، عمالقه بر جرهم غلبه یافت؛ اما در نبرد دوم جرهم پیروز شد.
[۱۱۶] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۲، ص۲۲.
پیروزی جرهمیان تا مدتی مبدا تاریخ عدنانیان بود.
[۱۱۷] مسعودی، علی بن حسین، التنبیه و الاشراف، ص۱۷۳.
[۱۱۸] قلقشندی، احمد، صبح الاعشی، ج۶، ص۲۲۷.
جرهم برای گسترش قلمرو خود، با قبیلهای دیگر با نام قطوراء که پایین مکه میزیستند، نیز به نبرد پرداخت و آنان را شکست داد.
[۱۱۹] ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۱۱۱.
[۱۲۰] ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۸۲.
[۱۲۱] ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، ج۱۵، ص۱۲.
[۱۲۲] حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، ج۴، ص۲۳۱.
دینوری از نبردی میان جرهم و بنو معتمر که با هدف اقامت در مکه به آن جا مهاجرت کرده بودند، یاد نموده است.
[۱۲۳] ابن قتیبه دینوری، احمد بن داوود، الاخبار الطوال، ص۹.
نبرد دیگر جرهم با یهودیانی بود که از شمال به سوی مکه آمده بودند. در این نبرد، حارث بن مضاض توانست بر یهودیان غلبه نماید.
[۱۲۴] زرکلی، خیرالدین بن محمود، الاعلام، ج۲، ص۱۵۷.
طبری نیز از درگیری حارث بن مضاض با یهودیان سخن گفته است. در این نبرد، بسیاری از جرهمیان کشته شدند.
[۱۲۵] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۱، ص۳۹۹.
۹ – جنگ با ازدیان
در روند مهاجرت قبایل ازدی از یمن به مناطق مرکزی و شمالی شبه جزیره، جرهمیان با چالشی تازه روبهرو شدند. بخشی از ازدیان جنوب با هدف سکونت در مکه، به رهبری ثعلبه بن عامر به نبرد با جرهم برخاستند؛ ولی شکست خوردند.
[۱۲۶] یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۰۳.
[۱۲۷] مقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، ج۹، ص۱۷۲.
در پی این شکست، برخی از آنان که بعدها به خزاعه شهرت یافتند، با پذیرش حاکمیت جرهم، در پیرامون مکه ساکن شدند و به تدریج روابط خویشاوندی با آنان برقرار کردند. بعدها ایشان به رهبری عمرو بن لحی که مادری جرهمی داشت و مدعی پردهداری کعبه بود، به نبرد با جرهم پرداختند و به حاکمیت آنان پایان دادند.
[۱۲۸] ابن حبیب، محمد، المنمق، ص۲۸۸.
[۱۲۹] ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۱۱۷-۱۱۹.
[۱۳۰] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۷.
[۱۳۱] ابن اثیر، علی، الکامل، ج۲، ص۴۳.
۱۰ – شکست و نابودی
به گزارشی، همراهی بنیبکر، از اسلاف قریش و فرزندان اسماعیل، با خزاعه
[۱۳۲] ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۱۱۱-۱۱۴.
[۱۳۳] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۳۰.
را میتوان از دلیلهای شکست جرهمیان دانست. نیز آوردهاند که پیش از نبرد با خزاعه، هشتاد تن از مردان جرهم بر اثر ابتلا به عذاب خداوند (خونریزی از دماغ و دملهای چرکین) مردند و بدین سان، از قدرت نظامی آنان کاسته شد.
[۱۳۴] ابن حبیب، محمد، المنمق، ص۲۸۲.
[۱۳۵] ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۱۱۳.
[۱۳۶] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۲، ص۵۴.
[۱۳۷] علی، جواد، المفصل، ج۱، ص۳۶۱.
در باره عدم مشروعیت حاکمان جرهمی که به عذاب و انقراض ایشان انجامید، مطالبی افسانهگون آوردهاند تا کار بنیبکر و خزاعه را توجیه کنند. هتک حرمت کعبه به دست جرهم را عامل درگیری خزاعه و بنیبکر شمردهاند. افسانه زنای دو تن از جرهم به نام اُساف و نائله درون کعبه که به سنگ شدن آنان انجامید
[۱۳۸] ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۸۲.
[۱۳۹] ابن حبیب، محمد، المنمق ص۲۸۹.
[۱۴۰] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۲، ص۵۴.
[۱۴۱] ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، ج۱۵، ص۱۳.
و نیز سرقت پنج جرهمی از هدایا و نذورات کعبه که بر اثر سقوط یکی از دزدان درون چاهِ محل نگهداری اموالِ کعبه، ناکام ماند،
[۱۴۲] ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، ج۱۵، ص۱۳.
[۱۴۳] قلقشندی، احمد، صبح الاعشی، ج۴، ص۲۶۲.
[۱۴۴] ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۸۷.
از جمله این موارد شمرده شده است. نیز آوردهاند که جرهمیان به حاجیان و مسافران ستم میکردند. اینان که تا پیش از غلبه بر قطوراء در قعیقعان در بالای مکه ساکن بودند، همراه قَطوراء که در اجیاد در پایین مکه سکنا داشتند، از اموال افرادی که از سمت آنان وارد مکه میشدند، عُشریه میگرفتند. پس از غلبه جرهم بر قطوراء، ظلم جرهم فزونی یافت.
[۱۴۵] ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، ج۱۵، ص۱۲.
[۱۴۶] ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۸۵.
[۱۴۷] ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۷۳.
از این نبرد به عنوان نخستین «بغی» در مکه نام بردهاند.
[۱۴۸] ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۱۱۳.
در این میان، هشدارهای مضاض، حاکم جرهمی، مانع کارهای آنان نشد. او مردم خود را از حرمتشکنی حرَم و ظلم به وارد شدگان و پناه آورندگان به حرم پرهیز داد و سرنوشت عمالقه را که به سبب استخفاف حرم و ستم به مردم به اراده خداوند نابود شدند، یادآوری کرد. اما جرهمیان مال و سلاح خود را به رخ کشیدند و خود را از آنرو که برترین عرب هستند، شکستناپذیر پنداشتند.
[۱۴۹] ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، ج۱۵، ص۱۴.
[۱۵۰] ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۱۳۸.
ریشه داشتن پیمان حلف الفضول در دوران جرهم که با هدف حمایت از مظلومان، میان چند تن از جوانمردان جرهم بسته شده بود،
[۱۵۱] ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، ج۱۷، ص۳۰۰.
[۱۵۲] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۲، ص۱۲.
[۱۵۳] ابن جوزی، المنتظم، ج۲، ص۳۱۰.
از رواج ظلم در این دوره حکایت دارد.
مضاض بن عمرو، واپسین حاکم جرهم پیش از نبرد با خزاعه، در مخالفت ب
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 