پاورپوینت کامل بنی کنانه (دانشنامه‌موضوعی‌قرآن‌کریم) ۱۰۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بنی کنانه (دانشنامه‌موضوعی‌قرآن‌کریم) ۱۰۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بنی کنانه (دانشنامه‌موضوعی‌قرآن‌کریم) ۱۰۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بنی کنانه (دانشنامه‌موضوعی‌قرآن‌کریم) ۱۰۹ اسلاید در PowerPoint :

پاورپوینت کامل بنی کنانه (دانشنامه‌موضوعی‌قرآن‌کریم) ۱۰۹ اسلاید در PowerPoint

بنی کنانه از قبایل بزرگ عدنانی ساکن حجاز می باشد.

فهرست مندرجات

۱ – نسب و شناسایی
۱.۱ – قلمرو بنی کنانه
۱.۲ – پراکندگی
۲ – آداب و سنن کنانی‌ها
۳ – جنگ‌ها
۳.۱ – جنگ‌های فجار
۳.۲ – جنگ با قریش
۳.۳ – سایر جنگ‌ها
۴ – حفاظت از کعبه و اهتمام به امور آن
۴.۱ – در برابر قبیله جُرْهُم
۴.۲ – لشکرکشی ابرهه
۴.۳ – حفاظت از حجرالاسود
۵ – تغییر در مناسک حج
۵.۱ – جابه‌جایی در ماه‌های حرام
۵.۱.۱ – پایه گذار نسی
۵.۱.۲ – کفر خواندن نسی
۵.۲ – ترک وقوف در عرفه
۵.۲.۱ – دستور وقوف در عرفه
۵.۳ – طواف با بدن عریان
۵.۴ – ریشه بدعت‌ها و تحریف‌ها
۶ – اعتقاد به فرزند داشتن خداوند
۷ – بت پرستی
۸ – اشتهار
۹ – کنانی ها و اسلام
۹.۱ – در مکه
۹.۲ – در مدینه
۹.۳ – شیطنت ابلیس
۹.۴ – گزارش های متناقض
۹.۵ – وفای به عهد
۹.۶ – رو در رویی با مسلمین
۹.۷ – اعتماد پیامبر
۱۰ – واژگان کنانی در قرآن
۱۱ – فهرست منابع
۱۲ – پانویس
۱۳ – منبع

۱ – نسب و شناسایی

بنی کنانه در عصر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم مجموعه قبایل عرب عدنانی بودند که نسبشان به ابونضر کنانه بن خزیمه بن مدرکه بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان می‌رسید.

[۱] کحاله، عمر، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۹۶-۹۹۷.

[۲] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۵، ص۲۳۴.

[۳] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۸، ص۳۳.

کنانه بن خزیمه، جد هفتم رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، پسران بسیاری داشت که شمار آن‌ها به ۱۴ تن می‌رسید: نضر، عبد مناه، مالک، ملکان، عامر، حارث، عمرو، سعد، عوف، غنم، مخرمه، جرول، غزوان و حُدال.

[۴] ابن‌کبی، جمهره النسب، ج۱، ص۱۹۳.

[۵] بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۸۳.

[۶] بغدادی، محمدامین، سبائک الذهب، ص۲۶۴-۲۶۵.

۱.۱ – قلمرو بنی کنانه

بعضی از ایشان خود منشا قبیله‌های کوچک و بزرگ دیگری شدند و کنانه را در مناطق وسیعی از شبه جزیره عربستان گستراندند، چنان که از نضر بن کنانه، قریش

[۷] ابن‌کبی، جمهره النسب، ج۱، ص۱۹۳.

[۸] ابن‌سلام، قاسم، النسب، ص۲۲۱.

[۹] المفصل، ج۴، ص۲۶.

و از عبد مناه بن کنانه تیره‌های بزرگی چون بنی بکر، بنی عامر، بنی لیث، بنی دیل (دوئل)؛ بنی ضمره، بنی غفار و بنی مدلج و از نسل مالک بن کنان ه تیره‌های بنی فراس، بنی حارث بن غنم، بنی عمرو و بنی نابغه شکل گرفتند. از دیگر فرزندان کنانه نیز تیره‌هایی پدید آمد که از شهرت چندانی برخوردار نیستند.

[۱۰] ابن‌کلبی، جمهره النسب، ج۱، ص۱۹۳-۲۳۷.

[۱۱] ابن‌سلام، قاسم، النسب، ص۲۲۱-۲۲۵.

[۱۲] بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۸۳-۱۴۷.

[۱۳] کحاله، عمر، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۹۶-۹۹۷.

هرچند در مقطعی همه کنانه یک مجموعه بوده‌اند و گاه برخی از ویژگی های یکی از قبایل کنانه به عموم آن ها نسبت داده شده است؛ اما از گزارش ها برمی آید که در عصر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم قریش که خود بخشی از کنانه بودند مجموعه‌ای مستقل به شمار می‌آمده‌اند.

۱.۲ – پراکندگی

با توجه به گستردگی کنانی‌ها، آنان در عصر جاهلی در مناطق وسیعی از حجاز ، تهامه و یمن

[۱۴] ابن‌کلبی، جمهره النسب، ج۱، ص۱۹۳.

[۱۵] ابن‌سلام، قاسم، النسب، ص۲۲۱.

[۱۶] بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۸۳.

[۱۷] بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۱۴۵.

[۱۸] بغدادی، محمدامین، سبائک الذهب، ص۲۶۵.

از جمله مکه و اطراف آن،

[۱۹] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۸، ص۳۳.

[۲۰] ابن‌کلبی، جمهره النسب، ج۱، ص۲۳۰.

[۲۱] بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۱۳۸.

[۲۲] سرحانی، جامع انساب قبائل العرب، ص۱۲۴.

[۲۳] کحاله، عمر، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۹۶.

[۲۴] کحاله، عمر، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۰۲۰.

مدینه

[۲۵] ذهبی، شمس‌الدین، سیر اعلام النبلاء، ج۷، ص۳۷۴.

و در برخی نواحی مانند ودان،

[۲۶] کحاله، عمر، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۹۷.

مطهر

[۲۷] کحاله، عمر، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۹۷.

و بیض

[۲۸] کحاله، عمر، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۹۷.

[۲۹] حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۱، ص۵۳۱.

پراکنده بودند. با آغاز فتوحات در عصر اسلامی برخی از ایشان به کوفه،

[۳۰] ابن‌سلام، قاسم، النسب، ص۲۲۳.

[۳۱] بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۱۳۸.

شام

[۳۲] بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۱۳۱.

[۳۳] بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۱۳۴.

و مصر

[۳۴] بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۱۳۴.

[۳۵] کحاله، عمر، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۹۶.

مهاجرت کردند.
« مجنه » بازاری در اطراف مکه، به کنانی ها اختصاص داشته و از زمین های آنان بوده است.

[۳۶] اخبار مکه، ج۱، ص۱۹۰.

این بازار پس از بازار عکاظ در ۱۰ روز پایانی ماه ذیقعده برپا می‌شده و بنابر نقلی به قبیله بنی دئل از کنانه تعلق داشته است.

[۳۷] کحاله، عمر، معجم البلدان، ج۵، ص۵۸-۵۹.

این گزارش، نشان می‌دهد که بخشی از بنی کنانه در آن روزگار به تجارت و بازرگانی نیز مشغول بوده‌اند، چنان که از گزارش های پراکنده دیگری نیز برمی آید که برخی تیره‌های این قوم به کشاورزی و دامداری اشتغال داشته‌اند.

۲ – آداب و سنن کنانی‌ها

بخشندگی از آداب دوره جاهلی کنانی‌ها بود. به عنوان نمونه، سُلَمی بن نَوْفل از بنی دُیِل در شمار بخشنده‌ترین عرب‌های جاهلی (اجواد الجاهلیه) جای داشت.

[۳۸] ابن‌کلبی، جمهره النسب، ج۱، ص۲۱۱.

[۳۹] ابن‌حبیب، محمد، المحبر، ص۱۴۱.

[۴۰] بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۱۰۷.

از دیگر آداب این دوره بنی کنانه مهمان نوازی بود. بر پایه نقلی، بنی کنانه رسم مهمان دوستی را از حضرت ابراهیم (علیه‌السّلام) به ارث برده

[۴۱] قرطبی، محمد، تفسیر قرطبی، ج۱۲، ص۳۱۷.

و تنهایی خوردن و آشامیدن را بر خود حرام کرده بودند. آنان چون سفره‌ای می‌گستراندند، آن قدر می‌ماندند تا مهمانی برسد.
در عصر اسلامی با فرود آمدن این فقره از آیه ۶۱ سوره نور:

[۴۲] نور/سوره۲۴، آیه۶۱.

«…لَیسَ عَلَیکُم جُناحٌ اَن تَاکُلوا جَمیعـًا اَو اَشتاتـًا…» خداوند ایشان را در عمل به این رفتار مخیر کرد. غالب گزارش های موجود، نزول این آیه را درباره بنی کنانه یا از قبایل آن دانسته‌اند.

[۴۳] عبدالرزاق، تفسیر عبد الرزاق، ج۳، ص۶۵.

[۴۴] طبری، ابوجعفر، جامع البیان، مج ۱۰، ج۱۸، ص۲۲۸.

[۴۵] ابن‌ابی‌حاتم، تفسیر ابن ابی حاتم، ج۸، ص۲۶۴۹.

۳ – جنگ‌ها

درگیری های دوران جاهلیت بنی کنانه با دیگر قبایل حتی ماه‌های حرام را هم در برمی گرفت.

۳.۱ – جنگ‌های فجار

جنگ‌های فجار، جنگ های عرب جاهلی در ماه های حرام بود که بر اثر شکستن حرمت ماه‌های حرام به این نام مشهور شد. این جنگ ها ۴ بار رخ داد که بنی کنانه در سه بار آن شرکت داشت:
فجار اول، میان کنانه و قریش با قبیله قیس بن عیلان درگرفت.

[۴۶] ابن‌هشام، عبدالملک، السیره النبویه، ج۱، ص۱۱۹-۱۲۰.

[۴۷] ابن‌حبیب، محمد، المحبر، ص۱۹۶.

[۴۸] ابن‌حبیب، محمد، المنمق، ص۱۶۰-۱۶۱.

بعضی این درگیری را میان کنانه و هوازن می‌دانند.

[۴۹] کحاله، عمر، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۹۶-۹۹۷.

فجار دوم بین قریش و کنانه رخ داد

[۵۰] ابن‌حبیب، محمد، المنمق، ص۱۶۱.

[۵۱] بغدادی، محمدامین، سبائک الذهب، ص۴۴۹.

[۵۲] کحاله، عمر، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۹۶-۹۹۷.

و برخی آن را میان قیس و کنانه می‌دانند.

[۵۳] دینوری، ابن قتیبه، المعارف، ص۶۰۳-۶۰۴.

در فجار سوم بنی کنانه با تیره‌ای از هوازن درگیر شدند.

[۵۴] بغدادی، محمدامین، سبائک الذهب، ص۴۴۹.

گروهی این جنگ را میان قریش و کنانه شمرده‌اند.

[۵۵] کحاله، عمر، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۹۶-۹۹۷.

۳.۲ – جنگ با قریش

جنگ کنانه با قریش در ذات نکیف

[۵۶] ابن‌حبیب، محمد، المحبر، ص۲۴۶.

[۵۷] ابن‌حبیب، محمد، المنمق، ص۱۱۳-۱۱۵.

و یوم مشلل

[۵۸] ابن‌حبیب، محمد، المحبر، ص۲۴۶.

و درگیری بنی ضمره کنانی با قریش

[۵۹] ابن‌حبیب، محمد، المنمق، ص۱۲۳-۱۲۵.

از دیگر ستیزهای بنی کنانه در عصر جاهلیت بوده است.
در جنگ یوم شهوره بنی ضمره از تیره‌های بنی کنانه، با قریش و دو تیره دیگر از کنانه به نام های بنی دیل و بنی لیث درگیر شد که از بزرگ‌ترین جنگ های کنانه شمرده شده است.

[۶۰] ابن‌کلبی، جمهره النسب، ج۱، ص۲۰۸.

[۶۱] ابن‌حبیب، محمد، المنمق، ص۱۳۲-۱۳۳.

[۶۲] بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۱۰۶.

۳.۳ – سایر جنگ‌ها

بنی کنانه چندین بار با قبیله خزاعه جنگیدند؛ از جمله جنگ عتود و ستیزی که در محلی از یمامه رخ داد.

[۶۳] کحاله، عمر، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۹۶-۹۹۷.

درگیری بنی فراس، تیره‌ای از کنانه، با گروهی از هوازن در منطقه کدید نبرد دیگری است که به یوم کدید شهرت یافت.

[۶۴] بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۱۳۸-۱۴۰.

۴ – حفاظت از کعبه و اهتمام به امور آن

کنانی ها از متولیان کعبه بودند.

[۶۵] المفصل، ج۴، ص۹۱.

خبرهای موجود، از توجه و اهتمام فراوان بنی کنانه به امور مکه حکایت دارد. آنان در حفظ کعبه و دور نگهداشتن آن از تجاوز و ستم می‌کوشیدند و در مقابل حرمت شکنی هایی که به خانه کعبه می‌شد، می‌ایستادند.

۴.۱ – در برابر قبیله جُرْهُم

وقتی قبیله «جُرْهُم» در مکه، به ستمگری روی آوردند و برخی حرام ها را حلال کرده، بر زائران کعبه ستم کردند و هدایای آنان برای کعبه را دزدیدند، گروهی از بنی کنانه با خزاعی ها یکی شدند و با این قبیله جنگیده، آنان را از مکه راندند.

[۶۶] ابن‌هشام، عبدالملک، السیره النبویه، ج۱، ص۷۴.

عمرو بن لُحَیّ رهبر خزاعی ها نیز به یاری بنی کنانه حکومت خود را بر مکه تثبیت کرد. وی اجرای بخشی از مناسک و شعائر حج را به کنانی ها واگذارد.

[۶۷] المفصل، ج۴، ص۱۵.

در دوره‌های بعدی قُصَیّ بن کِلاب کنانی نیز برای پایان دادن به تسلط خزاعی ها، از بعضی بنی کنانه کمک گرفت و بر مکه دست یافت.

[۶۸] اخبار مکه، ص۱۰۳-۱۰۷.

[۶۹] المفصل، ج۴، ص۴۳-۴۴.

وی تیره‌های منتسب به نضر بن کنانه را که بعدها به قریش معروف شدند، در مکه گردهم آورد و برای اداره امور مکه مناصبی را تاسیس کرد.

۴.۲ – لشکرکشی ابرهه

کنانی ها در ماجرای لشکرکشی ابرهه به مکه نقش داشتند. رفتارهای بازدارنده کنانی ها در برابر توطئه ابرهه از دغدغه ایشان برای حفاظت از کعبه خبر می‌دهد، هرچند که این رفتارها بر انگیزه ابرهه در حمله به خانه خدا افزود؛
بر پایه گزارش های موجود، یکی از مردان بنی کنانه وقتی شنید ابرهه در یمن عبادتگاهی ساخته تا مردم را به آن جا بکشاند و از زیارت کعبه بازدارد، راهی یمن شد و به آن بی حرمتی کرد. ابرهه از این کار سخت برآشفت و تصمیم گرفت حمله گسترده‌ای را برای تخریب خانه خدا تدارک ببیند.
ابرهه که به قصد تخریب کعبه سپاهی بزرگ فراهم کرده بود، کسی را فرستاد تا مردم را بار دیگر به زیارت عبادتگاهی که ساخته بود دعوت کند. فرستاده ابرهه به دست برخی کنانی ها کشته شد. وقتی این خبر به ابرهه رسید، برانگیزه اش در حمله به مکه شدت بیشتری بخشید.

[۷۰] ابن اسحاق، السیر والمغازی، ص۶۱.

[۷۱] المفصل، ج۳، ص۵۱۰.

کنانی ها و دیگر قبایل مکه برای رویارویی با سپاه ابرهه خود را آماده کردند؛ اما با آگاه شدن از قدرت و توان برتر سپاه ابرهه، دست از جنگ کشیدند.

[۷۲] ابن‌هشام، عبدالملک، السیره النبویه، ج۱، ص۳۱.

۴.۳ – حفاظت از حجرالاسود

از کارهای دیگر بنی کنانه برای حفظ کعبه حفاظت از حجرالاسود بود. گروهی قصد داشتند حجرالاسود را از کعبه به صنعا در یمن ببرند و بنی کنانه به مقابله با آن ها برخاسته، بعضی را کشته و برخی دیگر را اسیر کردند.

[۷۳] المفصل، ج۴، ص۱۷.

۵ – تغییر در مناسک حج

کنانی ها بدعت هایی را در مراسم حج نهادند.

۵.۱ – جابه‌جایی در ماه‌های حرام

جا به جایی در ماه‌های حرام از ویژگی های بنی کنانه بود. آن ها که از فتوا دهندگان عرب جاهلی بودند، حرمت متوالی سه ماه ذیقعده ، ذیحجه و محرّم را مایه مشقت و مانع از ادامه جنگ های خود می‌دانستند، از این رو در موسم حج با اعلام جابه جایی ماه ها و تاخیر انداختن ماه محرم توالی سه ماه حرام را از بین می‌بردند.

۵.۱.۱ – پایه گذار نسی

این بدعت را که از آن به « نَسیء » یاد شده است، بیشتر حذیفه از بنی مالک بن کنانه بنا نهاد و فرزندانش تا پس از اسلام ادامه دادند.

[۷۴] ابن‌حبیب، محمد، المحبر، ص۱۵۶-۱۵۷.

[۷۵] مسعودی، علی بن مسعود، مروج الذهب، ج۲، ص۶۲.

[۷۶] ابن‌هشام، عبدالملک، السیره النبویه، ج۱، ص۲۸-۲۹.

جز گزارشی که بنی کنانه را پایه گذار این بدعت شمرده

[۷۷] زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف، ج۲، ص۲۷۰.

دیگر گزارش ها صرفاً مردی از کنانه را بدعت گذار معرفی کرده و نامی از وی نبرده‌اند.

[۷۸] قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ج۱، ص۲۹۰.

[۷۹] طبری، ابوجعفر، جامع البیان، مج ۶، ج۱۰، ص۱۶۹.

[۸۰] ابن‌ابی‌حاتم، تفسیر ابن ابی حاتم، ج۶، ص۱۷۹۴.

برخی نیز با ذکر نامش او را مالک بن کنانه، ثعلبه بن مالک، حارث بن مالک القلمس، سریربن القلمس، ابو ثمامه جناده بن عوف بن امیه بن عبدبن فقیم،

[۸۱] اخبار مکه، ج۱، ص۱۸۲-۱۸۳.

جناده بن عوف،

[۸۲] طبری، ابوجعفر، جامع البیان، مج ۶، ج۱۰، ص۱۶۸.

[۸۳] زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف، ج۲، ص۲۷۰.

[۸۴] طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۵، ص۵۳.

ابوثمامه صفوان بن امیه،

[۸۵] طبری، ابوجعفر، جامع البیان، مج ۶، ج۱۰، ص۱۷۰.

القلمّس،

[۸۶] ابن‌حبیب، المحبر، ص۱۵۶-۱۵۷.

[۸۷] طبری، ابوجعفر، جامع البیان، مج ۶، ج۱۰، ص۱۷۱.

[۸۸] طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۵، ص۵۳.

نعیم بن ثعلبه

[۸۹] طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۵، ص۵۳.

و سمیر بن ثعلبه بن حارث

[۹۰] بغدادی، محمدامین، سبائک الذهب، ص۲۶۶.

معرفی کرده‌اند.

۵.۱.۲ – کفر خواندن نسی

خداوند با نزول آیه ۳۷ سوره توبه،

[۹۱] توبه/سوره۹، آیه۳۷.

نسیء و به تاخیر افکندن ماه‌های حرام را نشانه فزونی کفر معرفی کرد:
«اِنَّمَا النَّسِیءُ زیادَهٌ فِی الکُفرِ یُضَلُّ بِهِ الَّذینَ کَفَروا یُحِلّونَهُ عامـًا ویُحَرِّمونَهُ عامـًا لِیواطِـوا عِدَّهَ ما حَرَّمَ اللّهُ فَیُحِلّوا ما حَرَّمَ اللّهُ زُیِّنَ لَهُم سوءُ اَعمــلِهِم واللّهُ لا یَهدِی القَومَ الکـفِرین
نسییء (جا به جا کردن و تاخیر ماه‌های حرام)؛ افزایشی در کفر است که با آن، کافران گمراه می‌شوند؛ یک سال آن را حلال، و سال دیگر آن را حرام می‌کنند تا به مقدار ماه‌هایی که خداوند حرام کرده تحریم بشود و به این ترتیب آنچه را خدا حرام کرده، حلال بشمرند. اعمال زشت‌شان در نظرشان زیبا جلوه داده شده و خداوند گروه کافران را هدایت نمی‌کند».

۵.۲ – ترک وقوف در عرفه

از بدعت‌های دیگری که کنانی‌ها همپای مشرکان قریش در مراسم حج نهادند، ترک وقوف در عرفه بود.
آن ها از سر همراهی با قریش در موسم حج در مکه می‌ماندند و به عرفات نمی‌رفتند، در حالی که وقوف در عرفه را از مناسک حج ابراهیمی می‌دانسته، خود نیز به آن اقرار داشتند. این بدعت، تا ظهور اسلام نیز ادامه داشت.

۵.۲.۱ – دستور وقوف در عرفه

خداوند با نزول آیه ۱۹۹ سوره بقره

[۹۲] بقره/سوره۲، آیه۱۹۹.

همگی را دستور داد تا به عرفات وقوف کرده، از آنجا به مشعرالحرام و سپس به مِنا کُوچ کنند:

[۹۳] طبری، ابوجعفر، جامع البیان، مج ۲، ج۲، ص۳۹۸-۴۰۰.

«… فَاِذا اَفَضتُم مِن عَرَفـت فَاذکُروا اللّهَ عِندَ المَشعَرِ الحَرامِ… ثُمَّ اَفیضوا مِن حَیثُ اَفاضَ النّاسُ و استَغفِروا اللّهَ اِنَّ اللّهَ غَفورٌ رَحیم».

۵.۳ – طواف با بدن عریان

طواف با بدن عریان ، از دیگر بدعت های بنی کنانه بود. آنان این گونه طواف را تقلید از نیاکان و فرمان خدا می‌پنداشتند.

[۹۴] ابن‌عسکر، محمد بن علی، التکمیل و الاتمام، ص۱۴۸-۱۴۹.

خداوند برای تکذیب آن ها این آیه را فرو فرستاد:
«و اِذا فَعَلوا فـحِشَهً قالوا وجَدنا عَلَیها ءاباءَنا واللّهُ اَمَرَنا بِها قُل اِنَّ اللّهَ لا یَامُرُ بِالفَحشاءِ اَتَقولونَ عَلَی اللّهِ ما لا تَعلَمون».

[۹۵] اعراف/سوره۷، آیه۲۸.

۵.۴ – ریشه بدعت‌ها و تحریف‌ها

گفته شده: بدعت ها و تحریف های یاد شده همچنین تعصب فراوان بنی کنانه در حفاظت کعبه و اهتمام به مناسک حج بر اثر «حُمْسی» بودن آنان بوده است؛ بنی کنانه از جمله قریش و قبایلی دیگر از « حمس » به شمار می‌آمدند. حمسی ها، خود را برتر و نسبت به مراسم و مناسک حج محکم تر می‌پنداشتند، از این رو، جابه جایی، تحریف ، بدعت و تغییر در مناسک حج را حق خود می‌دانستند و بیش از دیگران به نگهداری کعبه اهمیت می‌دادند.

[۹۶] ابن اسحاق، السیر و المغازی، ص۶۱.

[۹۷] ابن اسحاق، السیر و المغازی، ص۱۲۰.

[۹۸] اخبار مکه، ج۱، ص۱۷۷-۱۷۹.

۶ – اعتقاد به فرزند داشتن خداوند

کنانیان می‌پنداشتند فرشتگان دختران خدایند، در حالی که خداوند در آیه ۵۷ سوره نحل

[۹۹] نحل/سوره۱۶، آیه۵۷.

با اشاره به این اعتقاد نادرست، خود را از دا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.