پاورپوینت کامل انسان‌شناسی اخوان الصفا ۹۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل انسان‌شناسی اخوان الصفا ۹۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل انسان‌شناسی اخوان الصفا ۹۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل انسان‌شناسی اخوان الصفا ۹۲ اسلاید در PowerPoint :

پاورپوینت کامل انسان‌شناسی اخوان الصفا ۹۲ اسلاید در PowerPoint

پاورپوینت کامل انسان‌شناسی اخوان الصفا ۹۲ اسلاید در PowerPoint، اخوان الصفا انسان را جهان کوچک می‌دانند که به وزان جهان بزرگ است و می‌گویند: جهان ــ یعنی هم طبقات آسمان و زمین و هرچه از آفریدگان در آن است ــ همچون انسان بزرگ است؛ زیرا که جهان با هم سپهرها و طبقات آسمان‌ها، و عناصر و مولدات آن یک جسم واحد است، و نیز یک نیروی روحی (نفسی) یگانه در هم اجزاء جسم آن، جریان دارد، درست مانند جریان روح یک انسان در هم اجزاء پیکر او. اخوان تاکید دارند که صورت انسان، بزرگ‌ترزین دلیل و حجت خدا بر خلق اوست؛ زیرا صورت انسان کتابی است که خدا آن را به دست خود نوشته است. اخوان بر این اعتقادند که پیکر انسان، جسمی است برهم نهاده از گوشت، خون، استخوان، رگ و عصب و مانند آنها؛ اما نفس، یعنی روح جوهری است آسمانی، نورانی و زنده؛ بالقوه دارای آگاهی و ادراک است، بالطبع فعال است و تا موجود است، لحظه‌ای آرام نمی‌گیرد.

فهرست مندرجات

۱ – نظریه عالم کبیر و عالم صغیر
۱.۱ – تاریخچه نظریه
۱.۲ – نظریه نزد اخوان
۲ – صورت انسان
۳ – ماهیت نفس
۴ – انسان جزئی و مطلق
۵ – مراتب انسانیت
۶ – پرستاری نفس
۷ – بعث و قیامت
۸ – دلیل تعلق نفس به پیکر
۹ – نفوس جزئی در آخرت
۱۰ – نیروهای نفس
۱۱ – وسایل شناخت
۱۱.۱ – اهمیت و جایگاه عقل
۱۱.۱.۱ – عقل غریزی و عقل مکتسب
۱۲ – فهرست منابع
۱۳ – پانویس
۱۴ – منبع

۱ – نظریه عالم کبیر و عالم صغیر

نکت توجه‌انگیز و مهم دیگر در جهان‌شناسی اخوان، این نظریه است که جهان یک انسان بزرگ است. اصل نظری «جهان بزرگ» و «جهان کوچک» (عالم کبیر و عالم صغیر) به یونان بازمی‌گردد. ارسطو نخستین فیلسوفی است که انسان را جهان کوچک نامیده است.

[۱] .Aristotle، Physics، VIII/2/252b

پس از وی، تفصیل این نظریه در مکتب رواقیان و به‌ویژه نزد پسایدنیوس (ح ۱۳۵-۵۱ق‌م) یافت می‌شود. پسایدنیوس صریحاً انسان را جهان کوچک می‌نامد؛ زیرا انسان نه تنها در برگیرند عناصر چهارگانه است ــ چیزی که دربار کوچک‌ترین موجود زنده نیز صدق می‌کند ــ بلکه تمامی نیروهای جهان را نیز در خود یگانه کرده است؛ در جهان بزرگ، خدایان، عناصر چهارگانه، جانوران و گیاهان وجود دارند؛ انسان هم این نیروها را در خویش دارد. نیروی الهی او قوه ناطقه یا عاقل اوست.

[۲] .Pauly، XXII(1)/P166-167

۱.۱ – تاریخچه نظریه

دو اصطلاح عالم کبیر و عالم صغیر، از راه ترجمه‌ها به حوز تفکر اسلامی راه یافت. این نظریه به‌ویژه در نوشته‌های هرمسی ـ گنوستکی یافت می‌شود. در سر الخلیقه از عالم کبیر و عالم صغیر نام برده می‌شود.

[۳] بلیناس، سرالخلیقه و صنعه الطبیعه، ص۱۱۴.

[۴] بلیناس، سرالخلیقه و صنعه الطبیعه، ص۳۹۴.

[۵] بلیناس، سرالخلیقه و صنعه الطبیعه، ص۴۳۲.

[۶] بلیناس، سرالخلیقه و صنعه الطبیعه، ص۴۴۵.

در آغاز کتاب هرمسی استوطاس گفته می‌شود که خدا آفرینش جهان بزرگ را پیش از جهان کوچک آغاز کرد.

[۷] استوطاس، نسخ خطی کتابخان ملی پاریس، ص۲.

[۸] استوطاس، نسخ خطی کتابخان ملی پاریس، ص۳.

[۹] استوطاس، نسخ خطی کتابخان ملی پاریس، ص۶.

[۱۰] استوطاس، نسخ خطی کتابخان ملی پاریس، ص۱۴.

[۱۱] استوطاس، نسخ خطی کتابخان ملی پاریس، ص۱۷.

در منابع عربی اصطلاح انسان همچون جهان کوچک حتى به افلاطون نسبت داده می‌شود.

[۱۲] «رساله فی آراءالحکماءالیونایین»، افلاطون فی الاسلام، ص۳۱۱.

این نظریه، در جهان‌بینی ایران باستان نیز ریشه دارد. در میان ۲۱ بخش یا «نسک» از اوستا یکی دامدات نسک نام داشته که دربار آفرینش بوده است و اکنون در دست نیست، ولی محتوای آن در بخشهای مختلفی از ادبیات پهلوی، به‌ویژه در بندهش یافت می‌شود که عمدتاً خلاصه‌ای از آن نسک است. در فصل ۲۸ این کتاب از پیکر انسان همچون مقابل گیتی و نیز از همسانی آن دو به تفصیل سخن می‌رود.

[۱۳] بندهش، ترجم مهرداد بهار، ص۱۲۳-۱۲۶.

[۱۴] .Widen-gren، G.، Iranische Geisteswelt، Baden-Baden، ۱۹۶۱، P49-55

۱.۲ – نظریه نزد اخوان

اما این نظریه نزد اخوان چگونه است؟ در یک‌جا می گویند: جهان ــ یعنی هم طبقات آسمان و زمین و هرچه از آفریدگان در آن است ــ همچون انسان بزرگ است؛ زیرا می‌بینند که جهان با هم سپهرها و طبقات آسمانها، و عناصر و مولدات آن یک جسم واحد است، و نیز یک نیروی روحی (نفسی) یگانه در هم اجزاء جسم آن، جریان دارد، درست مانند جریان روح یک انسان در هم اجزاء پیکر او.

[۱۵] رسائل اخوان الصفا، ج۲، ص۲۴-۲۵.

در جای دیگری گفته می‌شود: هنگامی که حکیمان می‌گویند که جهان یک انسان بزرگ و انسان یک جهان کوچک است، بدین معناست که جهان، یعنی سپهر محیط و هم موجوداتی که در بر دارد ــ از جوهرها و عرضها ــ دارای جسم و نفس است و حکم جسم جهان با هم اجزاء مرکب و بسیط و پدید آمده، مانند حکم جسم یک انسان یا یک حیوان با هم اعضا و شکلهای گوناگون پیکر آنهاست؛ حکم نفس جهان نیز، با هم نیروهای جاری در اجزاء جسم آن که جنبش بخش و سامان ده اجناس موجودات و انواع و اشخاص آنهاست، همچون حکم نفس یک انسان یا حیوان است که در هم اجزاء پیکر او جریان دارد و محرک و سامان ده هریک از اعضا و حواس تن اوست. مقصود ما از جسم کلی، هم پیکر جهان است و نفس کلی، یعنی نفس هم جهان؛ عقل کلی، یعنی نیروی الهی پشتیبان نیروبخش به نفس کلی؛ طبیعت کلی، یعنی نیروی نفس کلی جاری در هم اجسام؛ هیولی، یعنی جوهری دارای درازا، پهنا و ژرفا که بدین‌گونه جسم مطلق می‌شود؛ و نفوس جزئی متحرک، یعنی نیروهای نفوس حیوانی، گیاهی و معدنی که در اجسام جزئی جریان دارند و جنبش بخش و سامان ده آنهایند و به وسیل آنها و از آنها، یکایک افعال اشخاص در زیر سپهر ماه، آشکار می‌شود. بدین‌سان روشن می‌شود که حکم جهان و امور آن ــ با هم اجسام موجود در آن و با هم اختلاف در صورتها و گوناگونی شکلها، و مغایرت اعراض آنها ــ در حکم جسم یک انسان یا یک حیوان است با هم اجزاء آن در صورتهای گوناگون؛ و حکم جریان نیروهای نفس جهان، در هم اجزاء جسم آن، همچون حکم جریان نیروهای نفس یک انسان در هم اجزاء پیکر و مفاصل تن اوست.

[۱۶] رسائل اخوان الصفا، ج۳، ص۲۱۲-۲۱۴.

۲ – صورت انسان

اخوان بر این نکته تأکید می‌کنند که صورت انسان، بزرگ‌ترزین دلیل و حجت خدا بر خلق اوست؛ زیرا صورت انسان کتابی است که خدا آن را به دست خود نوشته است.

[۱۷] رسائل اخوان الصفا، ج۴، ص۱۲.

دربار رساله جامعه گفته می‌شود که اکثر غرض و هدف اخوان از نوشتن آن، روشن کردن این نکته است که حکیمان گفته‌اند و دانشوران آن را از کتابهای فیلسوفان الهی پیشین ترجمه کرده‌اند که انسان جهان کوچک و کتابی است که خدا آن را به دست خویش نوشته است.

[۱۸] الرسالهالجامعه، ص۱۱۹.

انسان کتابی است آکنده از دانشها و راهی است مستقیم، کشیده شده میان بهشت و دوزخ.

[۱۹] رسائل اخوان الصفا، ج۲، ص۴۷۵.

انسان کامل‌ترین موجودات و باشنده‌های زیر سپهر ماه است و پیکر او جزئی از اجزاء هم جهان است.

[۲۰] رسائل اخوان الصفا، ج۲، ص۴۷۶.

آدم خاکی پدر انسانها، فرمانروای زمین و پروردگار هم چیزهایی است که در آن است.

[۲۱] رسائل اخوان الصفا، ج۳، ص۴۲۷.

دربار ماهیت انسان و حقیقت معنای او، اخوان گفته‌های حکیمان و نظریات گوناگون ایشان را نقل می‌کنند: انسان مجموعه‌ای است ساخته شده از گوشت، خون و استخوان؛ با مجموعه‌ای از پیکر جسمانی و روح نفسانی یا روحانی است؛ انسان در حقیقت همان نفس ناطقه، و جسمش پیراهنی یا غلافی است که آن را پوشانده است.

۳ – ماهیت نفس

در ماهیت نفس نیز حکیمان اختلاف نظر دارند: ۱. نفس جسمی است لطیف، نادیدنی و نامحسوس؛ ۲. جوهری است روحانی غیر از جسم، معقول است و محسوس نیست و پس از مرگ ماندگار است؛ ۳. نفس، عرضی است که از آمیزه‌های تن و اخلاط جسم پدید می‌آید و با مرگ تن از میان می‌رود و وجودی جز با جسم ندارد؛ این عقید «جسمیون» است که جز چیزهای محسوس را نمی‌شناسند.

[۲۲] رسائل اخوان الصفا، ج۳، ص۳۷۱-۳۷۲.

اخوان خود بر این اعتقادند که پیکر انسان، جسمی است برهم نهاده از گوشت، خون، استخوان، رگ و عصب و مانند آنها؛ اما نفس، یعنی روح جوهری است آسمانی، نورانی و زنده؛ بالقوه دارای آگاهی و ادراک است، بالطبع فعال است و تا موجود است، لحظه‌ای آرام نمی‌گیرد.

[۲۳] رسائل اخوان الصفا، ج۳، ص۲۹۰.

از سوی دیگر، اخوان این نظریه را رد می‌کنند که روح زایید آمیزه‌ای از جسم است، زیرا جسم جز متحرک یا ساکن به تصور نمی‌آید، اگر از حیث جسم بودن، متحرک باشد. لازم است که هر جسمی جنبنده باشد و نیز اگر ساکن باشد، ناگزیر باید هر جسمی ساکن باشد، درحالی که چنین نیست؛ برخی اجسام همواره متحرکند، برخی گاه متحرکند و گاه ساکن، مانند هوا، آب، آتش، حیوان و گیاه؛ این نشان آن است که چیزی آنها را می‌جنباند، یا ساکن می‌سازد. پس روح نه جسم است و نه عرضی از اعراض وابسته به جسم و زایید آن، زیرا عرض به خود ایستاده نیست و کنشی ندارد؛ زیرا کنش خود یکی از اعراض و قائم به کنند آن است.

[۲۴] رسائل اخوان الصفا، ج۳، ص۳۷۳-۳۷۴.

اخوان در رسائل فصلی را به آفرینش آدم اختصاص داده‌اند و منبع اطلاعشان را «برخی از کتابهای بنی‌اسرائیل» می‌شمارند. در این فصل، به تفصیل گفته می‌شود که خدا آدم را از ۴ چیز برهم نهاد و آفرید: تر، خشک، گرم و سرد؛ زیرا نخست او را از خاک و آب آفرید و سپس در او نَفَسی و روحی دمید، خشکی پیکر او از خاک، تری او از آب، گرمی او از نفس و سردی او از روح است؛ سپس به سرگذشت آدم و نسل او و خلقیات او پرداخته می‌شود.

[۲۵] رسائل اخوان الصفا، ج۱، ص۳۰۰-۳۰۲.

در اینجا باید اشاره کرد که بخش نخست این گزارش، تقریباً با عین عبارات آن، در عیون‌ الاخبار ابن قتیبه (د ۲۷۶ق/ ۸۸۹م) یافت می‌شود که منبع گزارش تورات معرفی شده است.

[۲۶] ابن قتیبه، عبدالله، عیون‌ الاخبار، ج۲، ص۷۳-۷۴.

(دربار آفرینش و سرگذشت آدم،

[۲۷] رسائل اخوان الصفا، ج۲، ص۲۲۸بب.

) در رسائل نیز، آنچه در کتاب مقدس آمده که خدا انسان را به صورت و مثال خود آفریده است، دیده می‌شود.

[۲۸] رسائل اخوان الصفا، ج۴، ص۲۰۶.

[۲۹] سفر پیدایش، ج۱، ص۲۶-۲۷.

۴ – انسان جزئی و مطلق

از سوی دیگر، اخوان در پیروی از نظری گنوستیکی ـ هرمسی، انسان را در دو مقوله می‌گنجانند: انسان از یک سوی «انسان جزئی»، یعنی اشخاص انسان، و از سوی دیگر «انسان مطلق» است؛ هم انسانها اشخاصی از انسان مطلقند که اخوان او را خلیف خدا در روی زمین، از روی آفرینش آدم تا روز رستاخیز بزرگ می‌شمارند و انسان مطلق را همان روح کلی انسان می‌دانند که در هم افراد انسان موجود است. این انسان مطلق، در سرشت خود شایستگی دارد که هم اخلاق بشری، هم دانشهای انسانی و هنرهای فلسفی را پذیرا باشد؛ آن انسان در هم زمانها و دورانها وجود دارد و همراه هر فردی از افراد انسانی است و کردارها، دانشها، اخلاق و هنرهای او در انسان آشکار می‌شود.

[۳۰] رسائل اخوان الصفا، ج۱، ص۳۰۶.

اخوان به احتمال زیاد، اصل این تقسیم‌بندی را نیز ــ مانند بسیاری مطالب دیگر ــ از اثولوجیا گرفته‌اند که در آن، سخن از «انسان حسی» می‌رود که انگار (صنم) «انسان اول» است، و سپس انسان دوم و سوم که در جهان جسمانی زیرینند؛

[۳۱] «اثولوجیا»، افلوطین عندالعرب، ص۱۴۴-۱۴۶.

سرچشم این اندیشه‌ها، همان نظری مشهور گنوستیکی دربار «انسان نخستین» یا «انسان آغازین» است.
پیش‌تر گفته شد که اخوان، انسان را جهان کوچک می‌نامند، و چنانکه در رسال جامعه گفته‌اند، هدف اصلی ایشان شناختن و شناساندن این جهان کوچک است و شناختن انسان را وسیله‌ای برای شناختن خدا می‌شمارند. اکنون اخوان می‌گویند: چون حکیمان پیشین به این گیتی جسمانی نگریستند و ظواهر امور آن را احساس کردند و به احوال آن اندیشیدند، به این نکته پی بردند که در میان هم اجزاء گیتی، هیچ جزئی با ساختاری تمام‌تر و صورتی کامل‌تر و در مجموع همانندتر به جهان بزرگ، جز انسان نیافتند؛ زیرا انسان گردآمده‌ای از پیکر جسمانی و نفس روحانی است و بدین‌سان در ساختار پیکر او نمونه‌ای از هم موجوداتی یافتند که در گیتی جسمانی از شگرفیهای ترکیب سپهرها، برجهای گوناگون آن، حرکتهای ستارگان، ترکیب عناصر و امهات، اختلاف گوهرهای معدنی و شکلهای گیاهان و جانوران یافت می‌شود؛ چون صورت انسان را بدین‌گونه یافتند، آن را جهان کوچک نامیدند. اخوان سپس به تفصیل و در چندجا همسانی و همانندی پیکر انسان را با ساختار جهان بزرگ، وصف می‌کنند.

[۳۲] رسائل اخوان الصفا، ج۲، ص۴۵۶-۴۶۰.

[۳۳] رسائل اخوان الصفا، ج۲، ص۴۷۷.

(نفس انسان در میان نفوس جزئی همانندترین به نفس کلی است که روح هم گیتی است،

[۳۴] رسائل اخوان الصفا، ج۴، ص۲۱۳.

[۳۵] رسائل اخوان الصفا، ج۴، ص۲۳۴-۲۳۵.

)
از سوی دیگر، انسان موجودی است دوگانه، برهم نهاده‌ای از پیکر جسمانی و نفس روحانی، و این دو جوهر دارای صفات متباین و احوال متضادند. انسان به سبب پیکرش خواستار بقای در دنیا و جاودانگی در آن است و به سبب نفس روحانیش طالب جهان آخرت و در آرزوی رسیدن به آن است، بدین‌سان بیشتر امور انسان و احوال او، دوگانه و متضاد است.

[۳۶] رسائل اخوان الصفا، ج۱، ص۲۵۹.

(دربار صفات ویژ جسم و روح انسان،

[۳۷] رسائل اخوان الصفا، ج۱، ص۲۶۰.

)

۵ – مراتب انسانیت

از دیدگاه اخوان، انسانیت دارای مراتبی است. نخستین مرتب انسانیت که در پیِ مرتب حیوانیت می‌آید، مرتب کسانی است که چیزی جز محسوس نمی‌دانند و در دانشها جز امور جسمانی نمی‌شناسند و جز در تکاپوی بهبودِ پیکرهایشان نیستند؛ تنها به دنیا دلبسته‌اند و در آرزوی جاودانگی در آنند، با اینکه می‌دانند به این آرزو نمی‌رسند، به شیو جانوران می‌زیند و در جمع مال و ذخایر دنیایی حریصند. اینان، هرچند پیکرهایشان صورت انسانی دارد، کارهای روحهایشان، حیوانی و نباتی است. اما ریش انسانیتی که در پیِ مرتب فرشتگان می‌آید، این است که انسان بکوشد تا هرگونه کردار و اخلاق نکوهیده را که از کودکی به آن خو گرفته است، کنار نهد و اضداد آنها را از اخلاق پسندیده به دست آورد، دانشهای حقیقی را بیاموزد، به عقاید درست باور داشته باشد، تا اینکه انسانی نیکوکردار و ارجمند شود و روحش فرشته‌ای بالقوه، و پس از جدایی از تن، فرشته‌ای بالفعل گردد و به ملکوت آسمان عروج کند و در زمر فرشتگان درآید و با پروردگارش روبه‌رو شود.

[۳۸] رسائل اخوان الصفا، ج۲،

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.