پاورپوینت کامل الجمع بین رأیی الحکیمین (دائرهالمعارفبزرگاسلامی) ۶۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل الجمع بین رأیی الحکیمین (دائرهالمعارفبزرگاسلامی) ۶۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل الجمع بین رأیی الحکیمین (دائرهالمعارفبزرگاسلامی) ۶۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل الجمع بین رأیی الحکیمین (دائرهالمعارفبزرگاسلامی) ۶۸ اسلاید در PowerPoint :
الجمع بین رأیی الحکیمین (دائرهالمعارفبزرگاسلامی)
مقالات مرتبط: الجمع بین رأیی الحکیمین.
اَلْجَمْعُ بَیْنَ رَأْیَیِ الْحَکیمَیْن، رسالهای فلسفی به زبان عربی در یک مقدمه و ۱۳ فصل از ابونصر فارابی (د ۳۳۹ق / ۹۵۰م)، در نشان دادنِ هماهنگی میان اندیشهها و آثار افلاطون و ارسطو میباشد. فارابی در این کتاب مسائل مختلفی از منطق، طبیعیات، ما بعد الطبیعه، و حکمت مدنی و اخلاقی را طرح کرده است. به نظر فارابی، قائلان به اختلافات افلاطون و ارسطو، به سبب بدفهمیِ ۳ مسئله، بر اختلاف این دو حکیم یونانی اصرار ورزیدهاند. نگارش کتاب الجمع با دو ویژگیِ اصلیِ نظام فلسفیِ فارابی نیز ارتباط دارد: ۱- نخست، کوشیدن او براینشاندادنِ وحدت میان نظامهای فلسفی مختلف، ۲- ویژگی دوم نفیِ تعارضِ ماهویِ دین و فلسفه، و بیان این نکته است که فلسفه و دین هم سخناند و تفاوت آنها را نه در مقصد، بلکه در روش باید بازجست.
فهرست مندرجات
۱ – نام کتاب
۲ – نگارش درسنامهای
۳ – بدفهمی قائلان به اختلافات
۴ – بررسی شیوه زندگی
۵ – مباحث منطقی
۶ – مباحث هستیشناسی
۷ – مباحث معرفتشناختی
۸ – نسبت اخلاق و سیاست
۹ – بحث جزا و پاداش
۱۰ – دو ویژگی اصلی نظام فلسفی فارابی
۱۰.۱ – وحدت میان نظامهای فلسفی
۱۰.۲ – نفی تعارض ماهوی دین و فلسفه
۱۱ – آشنایی با مکاتب یونانی و اسکندرانی
۱۲ – منابع تدوین کتاب
۱۳ – شخصیتهای یونانی اسکندرانی
۱۴ – توجه و استناد اهل فلسفه
۱۵ – نشر کتاب
۱۶ – ترجمه کتاب
۱۷ – فهرست منابع
۱۸ – پانویس
۱۹ – منبع
۱ – نام کتاب
این اثر ظاهراً با آنچه صاعد اندلسی
[۱] صاعد اندلسی، ابوالقاسم، التعریف بطبقات الامم، ص۲۲۲.
و قفطی
[۲] قفطی، علی، تاریخ الحکماء، ص۲۷۸.
با عنوان اغراض افلاطون و ارسطوطالیس، و ابن ابیاصیبعه
[۳] ابن ابیاصیبعه، ابوالعباس، عیون الانباء، ص۶۰۸.
با عنوان کتاب الفلسفتین لفلاطن و ارسطوطالیس یاد کردهاند، متفاوت است؛ و گویا همان کتابِ فی اتفاق آراء ارسطوطالیس و افلاطون
[۴] قفطی، علی، تاریخ الحکماء، ص۲۸۰.
باشد.
۲ – نگارش درسنامهای
فارابی در این کتاب مسائل مختلفی از منطق، طبیعیات، ما بعد الطبیعه، و حکمت مدنی و اخلاقی را طرح کرده است. وی البته از ترتیب فلسفی خاصی در پرداختن به این مسائل پیروی نکرده، و شماری از آنها را که از لحاظ نظری موکول به برخی مبانیاند، مقدم بر آن مبانی آورده است
[۵] نادر، البیر نصری، مقدمه و تعلیقات بر الجمع …، ص۷۳.
. گویی این کتاب، حُکمِ مُسوَدّه یا درسنامهای را داشته که قرار بوده است بعدها ترتیب اصلی خود را بیابد، چنانکه در میان بحثهای دوم و چهارم دربار روش افلاطون و ارسطو در نگارش و تدوین آثارشان، از قیاس ارسطویی سخن میگوید؛ نباید از یاد برد که فارابی بیشترِ آثار خود را با چنین رویکردی و به عنوان نامههایی بـرای دوستـان و شاگردانش نوشته است
[۶] .p51-52 ،Mahdi، M.، «Alfarabi and the Foundation of Islamic Philosophy»، Essays on Farabi
.
۳ – بدفهمی قائلان به اختلافات
به نظر فارابی، قائلان به اختلافات افلاطون و ارسطو، به سبب بدفهمیِ ۳ مسئله، بر اختلاف این دو حکیم یونانی اصرار ورزیدهاند: ۱. تعریف نادرست فلسفه، ۲. برداشت سخیف از آراء افلاطون و ارسطو، ۳. جهل نسبت به تطابق آراء دو حکیم یونانی
[۷] فارابی، ابونصر، الجمع بین رأیی الحکیمین، ص۲۹-۳۰.
. او عاملِ اصلیِ اختلافها را تعصبِ پیروانی میداند که با بزرگنماییِ اختلاف میان بزرگان و تحریفِ نظرِ آنان، به تقابلها دامن میزنند. از همینرو، در نخستین صفحات الجمع، میکوشد وحدت مفهومی فلسفه را نزد افلاطون و ارسطو نشان دهد
[۸] اخوان، مهدی، گزارش، تحلیل و نقد کتاب الجمع بین رأیی الحکیمین، ص۱۲۳-۱۲۴.
.
۴ – بررسی شیوه زندگی
فارابی در این کتاب، بحث خود را با بررسی شیو زندگیِ آندو میآغازد و میگوید که هر دو آنها اصلاح خود را بر اصلاح دیگران مقدم میدانستهاند و اگر موقعیت یکسانی داشتند، بیگمان منشِ مشابهی اختیار میکردند
[۹] فارابی، ابونصر، الجمع بین رأیی الحکیمین، ص۳۳-۳۴.
. او سپس، با بحث از اختلاف شیو نگارش و روش تدوین آثار افلاطون و ارسطو، هر دو آنها را از آن جهت که برای منعِ نا اهلان از دست یافتن به مقصودِ اصلیِ فلسفه، دشوارنویس بودهاند، هم روش میداند
[۱۰] فارابی، ابونصر، الجمع بین رأیی الحکیمین، ص۳۵-۳۶.
.
۵ – مباحث منطقی
در مباحث منطقی، فارابی از هر دو بخشِ تعریف و قیاس سخن میگوید و روش تقسیمیِ افلاطون و روش ترکیبیِ ارسطو را به نردبانی مانند میکند که حکیمان یونانی با توجه به مقاصد خاص خود، تنها در جهت استفاده از آن با یکدیگر اختلاف دارند
[۱۱] فارابی، ابونصر، الجمع بین رأیی الحکیمین، ص۴۱-۴۵.
.
۶ – مباحث هستیشناسی
در مباحث هستیشناسی هم فارابی به بحث دربار نظری مُثُل، تقدم و تأخرِ جواهرِ کلی بر جواهرِ محسوس، و حدوث و قِدَمِ عالَم پرداخته است، و نظری مُثُل را از سویی به عنوان مسئلهای معرفتشناختی و در پیوند با نظری یادآوری
[۱۲] فارابی، ابونصر، الجمع بین رأیی الحکیمین، ص۶۵.
، و از سوی دیگر به عنوان مسئلهای جهانشناختی
[۱۳] فارابی، ابونصر، الجمع بین رأیی الحکیمین، ص۶۶.
بررسی میکند. او با آنکه به ردّ این نظریه در کتاب مابعد الطبیع ارسطو اذعان دارد، با ذکرِ تعارضِ این ردّیه با دیدگاهِ بازتاب یافتـه در کتاب اثولوجیای منسوب بـه ارسطو ــ ضمن اشـاره بـه امکان منحـول بودن این کتاب ـ ترجیح میدهد که آن را از ارسطو بداند و به شیوهای غیرتاریخی درصدد حل اختلاف دو حکیم یونانی برآید.
دربار اختلاف در تقدم و تأخر جواهر کلی بر جواهر محسوس هم ضمن پذیرفتن اصل آن، کلام افلاطون را در بستر الهیات به معنیِ اعم، و کلام ارسطو را در بسترِ منطق و طبیعیات که معیارهای متفاوتی دارند، توضیح میدهد
[۱۴] فارابی، ابونصر، الجمع بین رأیی الحکیمین، ص۳۷-۳۹.
. در بحث حدوث و قدم عالم نیز به شیو متکلمان مسلمان، با خلط دو مفهوم حدوث زمانی و ذاتی، با بهرهگیری از آراء آمونیوس اسکندرانی (به احتمال، در رسال اختلاف الاقاویل فی المبادئ) میکوشد تا میان قول به قدم عالم و عقیده به واجب الوجود جمع کند
[۱۵] فارابی، ابونصر، الجمع بین رأیی الحکیمین، ص۵۸.
.
۷ – مباحث معرفتشناختی
در مباحث معرفتشناختی، توجه اصلیِ فارابی به اختلافِ افلاطون و ارسطو در پیشینی بودنِ معرفت یا تعلیمی بودنِ آن، و نسبت میان نفس و بدن
[۱۶] فارابی، ابونصر، الجمع بین رأیی الحکیمین، ص۵۶-۵۷.
، و نظری اِبصار
[۱۷] فارابی، ابونصر، الجمع بین رأیی الحکیمین، ص۴۶-۴۷.
است که البته این مورد آخر را از مسائل طبیعیات برمیشمارد. او رأی ارسطو دربار ابصار را در «اثر پذیرفتنِ چشم»
[۱۸] فارابی، ابونصر، الجمع بین رأیی الحکیمین، ص۴۶.
، و رأی افلاطون را در «خروجِ چیزی از چشم و برخوردِ آن با شیءِ دیده شده»
[۱۹] فارابی، ابونصر، الجمع بین رأیی الحکیمین، ص۴۶.
خلاصه میکند.
فارابی بر آن است که چون پیروان ارسطو و افلاطون نتوانستهاند به معنیِ اصلیِ سخن این دو راه برند، آراءِ یکدیگر را با نگاهی تعصب آلود تحریف میکنند. پیروان ارسطو لفظ «خروج» را به درستی درک نکرده، و پنداشتهاند که مقصودِ افلاطون خروجِ شیءِ جسمانی بوده است (مانند نظرِ اقلیدس و پیروانش)، و چنین استدلال میکنند که شیءِ خارج شده از چشم، یا هوا، یا ضوء یا آتش است؛ و در هر ۳ حالت، دلیلهایی بر رد آن میآورند
[۲۰] اسکندر افرودیسی، مقاله الاسکندر فی الرد على من یقول ان الابصار یکون بالشعاعات الخارجه عند خروجها من البصر، ص۲۶-۳۰.
[۲۱] حنین بن اسحاق، فی الضوء و الحقیقه، ص۱۱۰۸-۱۱۱۳.
[۲۲] فلوطرخس، فی الآراء الطبیعیه التی ترضی بها الفلاسفه، ص۹۵.
.
به نظر فارابی مخالفانِ افلاطون درنیافتهاند که منظور او خروجِ شیء از مکان نبوده است و مخالفانِ ارسطو نیز درنیافتهاند که مقصود او از انتقال، استحالت (یا تغییر در کیفیت) نبوده است. او پس از ذکر این نکته، با بهرهگیری از نظریات ارسطو و افلاطون به ارائ نظری جدیدی دربار ابصار میپردازد که مبتنی بر دو حرکت است: یکی در باصر و دیگری در مُبصَر
[۲۳] فارابی، ابونصر، الجمع بین رأیی الحکیمین، ص۴۹.
.
۸ – نسبت اخلاق و سیاست
فارابی دربار نسبتِ اخلاق و سیاست هم به اختلاف نظامهای فلسفی افلاطون و ارسطو بر سر نقش تربیت در شکلگیریِ شخصیت آدمی، و نمودِ آشکارِ آن در آراء سیاسی آن دو میپردازد. او میداند که افلاطون، بر خلاف ارسطو، نظام سیاسی خود را بر این اصل بنیاد مینهد که تواناییها و ناتواناییهای آدمیان از ذات و فطرتِ آنان سرچشمه میگیرد و بنابراین، تأثیرِ تربیت بر خلق و خوی آدمیان ناچیز است. فارابی در مخالفت با این دیدگاه، مضمونِ سخنِ ارسطو را دربار خُلق و خو و اخلاق به مثاب مجموع عاداتی تغییرپذیر و ناپایدار در نهاد آدمی نقل میکند و سپس از این نظرِ افلاطون یاد میکند که آدمی را بر عادات چیره میداند، بدین معنا که هر چند اخلاقِ شکل گرفته در دوران کودکی را به دشواری میتوان دگرگون کرد، اما این دشواری به معنای محال بودنِ این امر نیست
[۲۴] فارابی، ابونصر، الجمع بین رأیی الحکیمین، ص۵۱.
. بدینسان، فارابی همچون ارسطو خلق و خوی آدمی را ایستا و دگرگونیناپذیر نمیداند و بر آن است که به یاری تربیت آن را به سوی دلخواه میتوان هدایت کرد؛ البته با تأکید بر اینکه خصالِ پا گرفته در تربیت دوران کودکی، به سادگی تن به دگرگونی نمیدهند
[۲۵] عنایت، حمید، تقابل افلاطون و ارسطو در اندیش سیاسی فارابی، ص۱۹۱.
. این بخش از کتاب الجمع در سالهای اخیر، توجه محققان فراوانی را جلب کرده است
[۲۶] .p71-82 ،PironetT F.T «L’Importance du traitéde l’harmonie d’al Farabi…
.
۹ – بحث جزا و پاداش
فارابی سرانجام، به عنوان آخرین مسئل کتاب الجمع، با استناد به آخرین بندهای جمهوری افلاطون و نام ارسطو به مادر اسکندر پس از درگذشت او، به اثبات باور این دو فیلسوف به مسئل جزا و پاداش میپردازد، البته نه به عنوان مسئلهای مورد اختلاف، بلکه به عنوان امری که برخی باور هر دو به آن را منکر شدهاند
[۲۷] فارابی، ابونصر، الجمع بین رأیی الحکیمین، ص۷۳.
.
طرح این بحث در آخرین بخش کتاب الجمع به خوبی از نیت فارابی و رویکرد او در نشان دادنِ وحدتِ آموزههای فلسفی و دینی خبر میدهد. البته گفتنی است که محققان دربار رویکردِ فارابی در تحلیل مسائلِ فلسفیِ کتاب الجمع، اتفاق نظر ندارند. به نظر برخی، از همان نخستین صفحات کتاب، به گرایش شیعی و اسماعیلی او میتوان پی برد
[۲۸] فاخوری، حنا و خلیل جرّ، تاریخ ال
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 