پاورپوینت کامل اجناس ۹۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اجناس ۹۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اجناس ۹۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اجناس ۹۱ اسلاید در PowerPoint :

جنس

مقالات مرتبط: جنس (مقالات مرتبط).

مقالات مشابه: جنس (علوم دیگر).

مقالات مشابه: جنس و فصل.

جِنْس، اصطلاحی در منطق و فلسفه که در برابر واژ یونانیِ به کار رفته است. جنس آن است که بر چیزهای بسیاری که ماهیات و صور ذاتی آنها مختلف است، حمل شود و مبیّن ماهیت آنها باشد. اگر جنس هم جنبه‌های مشترک ماهویِ میان چند نوع متقابل، و یا تمام اجزاء مشترک میان چند ماهیت نزدیک به هم را نشان دهد، جنس قریب خوانده می‌شود؛ و اگر چنین نباشد، جنس بعید محسوب می‌گردد. در کتابهای منطق جنس را به اعتباری به قریب و بعید، و به اعتبار دیگر به عالی و متوسط و سافل تقسیم کرده‌اند. ملاک تقسیم جنس به قریب و بعید مقایس آن با نوع است، یعنی دوری و نزدیکی به نوع. اما در تقسیم دوم به مقایس جنس با جنس دیگر توجه می‌شود.

فهرست مندرجات

۱ – پیشینه این مفهوم
۱.۱ – ارسطو
۱.۲ – فرفوریوس
۲ – فلاسفه و منطقیان اسلامی
۲.۱ – فارابی
۲.۱.۱ – جنس عالی و نوع اخیر
۲.۱.۲ – جنس قریب و جنس بعید
۲.۲ – ابن سینا
۲.۲.۱ – توضیحی فزون بر تعریف
۲.۲.۲ – تذکر بهمنیار
۲.۲.۳ – چند شبهه درباره تعریف
۲.۲.۴ – پاسخ شبهه
۲.۲.۵ – نتیجه در تحدید جنس
۲.۲.۶ – رابطه جنس و ماده
۲.۲.۷ – جنس در ماهیات بسیط
۳ – متفکران پس از فارابی و ابن سینا
۳.۱ – غزالی
۳.۲ – ابن سهلان
۳.۳ – ابوالبرکات بغدادی
۳.۴ – شهاب‌الدین سهروردی
۳.۵ – خواجه نصیرالدین طوسی
۳.۶ – تفتازانی
۳.۷ – حاج ملا هادی سبزواری
۴ – فهرست منابع
۵ – پانویس
۶ – منبع

۱ – پیشینه این مفهوم

پیشین مطرح شدن این مفهوم را باید در نوشته‌های ارسطو و فرفوریوس پی‌جویی کرد.

۱.۱ – ارسطو

ارسطو گاهی جنس را در معنای «نخستین بخشِ تعریفهایی که بیان کنند ماهیت اشیاءاند» به کار می‌برد، و از فصلها به کیفیات تعبیر می‌کند. در این مورد، جنس در حکم ماده یا موضوعی است که فصلها یا کیفیات به آن تعلق می‌گیرد تا نوع خاصی تحقق یابد. گاهی نیز منظور از جنس، مفهوم واحدی است که کثراتی را شامل می‌شود، مانند سطح که انواع سطحها را در بر می‌گیرد و هر سطح مفردی یکی از مصادیق آن است و باز ممکن است مراد از جنس «نخستین تولید کننده و یا خاستگاه پدید آمدن گروهی از چیزها» باشد.
ارسطو یادآور می‌شود چیزهایی که از لحاظ جنس با یکدیگر مختلف‌اند، هر یک به مقوله‌ای خاص از مقولات ده‌گانه مربوط می‌شود؛ و چون مقولات با یکدیگر تباین ذاتی دارند، ممکن نیست که یکی به دیگری و یا هر دو به چیز سومی تحویل یابند

[۱] .کتابV، گ۱۰۲۴a، سطر۲۹، Aristotle، Metaphysica

[۲] کتابV، گ۱۰۲۴b، سطر۱۷، Aristotle، Metaphysica

.

۱.۲ – فرفوریوس

پس از ارسطو، فرفوریوس، فیلسوف نوافلاطونی سد ۳م، رساله‌ای با عنوان ایساغوجی (ه‌ م) نوشت که به منزل مدخلی برای مبحث مقولات ارسطو تلقی می‌شد. فرفوریوس در این رساله مفهومهای کلـیِ جنس، نـوع، فصـل، خاصّه و عـرض را ــ که ارسطو بدانها پرداخته بود ــ توضیح می‌دهد و نحو وجود و رابط آنها با یکدیگر را بیان می‌کند

[۳] فرفوریوس، «ایساغوجی»، به نقل از ابوعثمان دمشقی، منطق ارسطو.

.
فرفوریوس در توضیح نکاتی که ارسطو در کتاب متافیزیک یادآور شده است، می‌نویسد: جنس در ۳ معنی به کار می‌رود: ۱. در معنای مبدأ وجود و یا پدید آمدن چیزی؛ ۲. در معنای آنچه بیان کنند رابط گروهی با یک فرد و یا با یکدیگر است؛ ۳. در معنای مفهومی که در زیر آن انواعی است و کثرات زیر خود را دربر می‌گیرد و به منزل مبدأی برای آن انواع است. از میان این ۳ معنی، فیلسوفان به معنای سوم توجه دارند و آن را چنین تعریف می‌کنند: جنس آن است که بر چیزهای بسیار که با یکدیگر اختلاف نوعی دارند، حمل می‌شود و مبیّن چیستیِ (ماهیت) آنها ست (الجنس هو المحمول على کثیرین مختلفین بالنـوع من طریق ماهـو)

[۴] فرفوریوس، «ایساغوجی»، به نقل از ابوعثمان دمشقی، منطق ارسطو، ص۱۰۵۸-۱۰۶۰.

. او پس از این توضیحات به ذکر تفاوتهای جنس با ۴ مفهومِ کلی دیگر، و همچنین اقسام و مراتب جنس و رابط آن با مقولات ده‌گانه می‌پردازد، و قیدهایی را که در تعریف جنس به کار رفته است، بیان می‌کند.
در تعریف فرفوریوس قید «محمول على کثیرین» (حمل بر کثرات) کلیات خمس را از محمولهایی که فقط بر جزئیهای حقیقی حمل می‌شوند، متمایز می‌کند؛ قید «مختلفین بالنوع» (اختلاف در نوع یا اختلاف نوعی)، جنس را از انواع و عرضهای خاص؛ و قید «من طریق ماهو» (از جهت ماهیت)، آن را از فصول و اعراض عام جدا می‌سازد

[۵] فرفوریوس، «ایساغوجی»، به نقل از ابوعثمان دمشقی، منطق ارسطو، ص۱۰۶۳.

.

۲ – فلاسفه و منطقیان اسلامی

فلاسفه و منطقیان اسلامی با توجه به نوشته‌های ارسطو و فرفوریوس مطالب مربوط به جنس را سر و سامان داده، و آنها را در دو مبحث مطرح ساخته‌اند:
۱. در بخش کلیات خمسِ کتابهای منطق.
۲. در بخش ماهیت از مباحث مابعدالطبیعه.
این مطالب را می‌توان زیر چند عنوان خلاصه کرد: ۱. تعریف جنس، ۲. مراتب جنس و اقسام آن،۳. تحصل جنس، ۴. رابط پاورپوینت کامل اجناس ۹۱ اسلاید در PowerPoint عالی با مقولات ده‌گانه، ۵. رابط جنس با ماده، ۶. جنس در ماهیات بسیط، ۷. احکام متفرق جنس.
دو نمونه از کامل‌ترین و دقیق‌ترین توضیحات در این باره از فارابی و ابن سینا ست:

۲.۱ – فارابی

او در نوشته‌های منطقی خود می‌گوید: معانی کلی که به منزل اجزاء قضایای حملی است، بر دو قسم است: مفرد و مرکب. معانی کلیِ مفرد ۵ مفهوم‌اند: جنس، نوع، فصل، خاصه و عرض

[۶] فارابی، ابونصر، المنطقیات، ج۱، ص۲۹.

. کلیاتی که بر یک شخص حمل می‌شود، از لحاظ عام و خاص بودن دارای مراتب‌اند (متفاضل‌اند)؛ مثلاً وقتی انسان و حیوان را بر زید حمل می‌کنیم، انسان نسبت به حیوان اخصّ است و حیوان نسبت به انسان اعم؛ و در عین حال هر یک از آنها در پاسخ از چیستیِ (ماهو) زید به کار می‌رود. در میان معانی کلی (کلیات) ممکن است لفظ عامی باشد که عام‌تر از آن یافت نشود، و یا خاصی که اخص از همه باشد. در بین این اعم و اخص، معانی کلیِ دیگری قرار می‌گیرند که از اخص به اعم مرتب می‌شوند تا به عام‌ترین آنها برسد.

۲.۱.۱ – جنس عالی و نوع اخیر

از دو معنـای کلـی ــ مثـلاً انسان و حیـوان ــ که بر یک شخص حمل می‌شود، اعمْ، جنس، و اخصْ، نوع نامیده می‌شود. کلیِ اَعَمّی که عام‌تر از آن نتوان تصور کرد، جنس عالی نام دارد و کلیِ اخصی که خاص‌تر از آن وجود نداشته باشد، نوع اخیر ــ نوع الانواع، یا نوع حقیقی در اصطلاح متأخـران ــ خوانده می‌شود. معانیِ کلیِ دیگری که میان جنس عالی و نوع اخیر قرار می‌گیرد، هر یک نسبت به دیگری جنس و یا نوع نامیده می‌شوند: جنس نسبت به اخصی که زیر آنها ست، و نوع در مقایسه با اعمی که بالای آنها ست

[۷] فارابی، ابونصر، المنطقیات، ج۱، ص۲۹.

.
جنس عالی فقط جنس است و نوع نیست و نسبت به آنچه که زیر آن است، جنس الپاورپوینت کامل اجناس ۹۱ اسلاید در PowerPoint به شمار می‌آید. نوع اخیر نیز فقط نوع است و جنس نیست و نسبت به انواعی (پاورپوینت کامل اجناس ۹۱ اسلاید در PowerPointی) که بالاتر از آن است، نوع محسوب می‌گردد. هر جنس چون اعم از نوعی است که زیر آن قرار می‌گیرد، بر بیش از یک نوع حمل می‌شود، چنان‌که هر نوع اخیر نیز بر بیش از یک شخص حمل می‌گردد.
هر جنسی که بر بیشتر از یک نوع، و افراد هر یک از آن انواع حمل می‌شود، حمل آن جنس بر آن افرادِ مختلف‌النوع فقط از جهت ماهیتِ (یعنی جزء مشترک ماهوی) آنها ست؛ چنان‌که نوع اخیر نیز همواره بر اشخاصی که با یکدیگر اختلاف عددی دارند، فقط از لحاظ ماهیت آنها حمل می‌گردد و بیانگر ماهیت آنها ست

[۸] فارابی، ابونصر، المنطقیات، ج۱، ص۳۰.

. ممکن است افراد بسیاری باشند که هر یک از آنها فقط زیر نوع اخیرِ مربوط به خود قرار بگیرد. در این صورت هر یک از انواع اخیر آنها نیز فقط زیر جنسِ مربوط به خود قرار می‌گیرد و همین‌طور هر جنسی فقط زیر جنس اعمِ مربوط به خود واقع می‌شود؛ سرانجام، هر یک از آن پاورپوینت کامل اجناس ۹۱ اسلاید در PowerPoint نیز به جنس عالیِ مربوط به خود می‌رسد و بدین‌ترتیب، پاورپوینت کامل اجناس ۹۱ اسلاید در PowerPoint عالی بسیار خواهیم داشت

[۹] فارابی، ابونصر، المنطقیات، ج۱، ص۳۰-۳۱.

. مقصود این است که اشخاصِ (افراد) مختلفِ متعدد زیر انواع مختلف متعدد قرار می‌گیرند و آنها نیز زیر پاورپوینت کامل اجناس ۹۱ اسلاید در PowerPointِ مختلف متعدد واقع می‌شوند و هر یک در ردیف خود، از اخص به اعم، ارتقا می‌یابند تا اینکه به عالی‌ترین جنس برسند. این عالی‌ترینِ جنسها همان است که مقولات ده‌گانه خوانده می‌شود و از اینجا ست که مبحث کلیات پنج‌گانه با بحث «مقولات عشر» ارتباط پیدا می‌کند.

۲.۱.۲ – جنس قریب و جنس بعید

هرگاه میان جنس و انواعی که زیر آن است، جنس دیگری نباشد، آن جنس نسبت به آن انواع، جنس قریب محسوب می‌شود و آن انواعْ قسیمِ یکدیگرند، یعنی مقابل یکدیگرند و همه با هم زیر مفهوم جنس قریب قرار می‌گیرند. هر جنس دیگری که بالاتر از جنس قریب واقع شود، نسبت به آن انواع جنس بعید به شمار می‌آید. انواعی که زیر پاورپوینت کامل اجناس ۹۱ اسلاید در PowerPoint مختلف قرار می‌گیرند، قسیم یکدیگر نیستند

[۱۰] فارابی، ابونصر، المنطقیات، ج۱، ص۳۰-۳۱.

.
نکت دیگر اینکه پرسش از ماهیت فقط مربوط به شخص (فرد) نیست، بلکه ممکن است از ماهیت نوع اخیر و یا نوع متوسط (نوع اضافی) سؤال شود؛ در این صورت با جنس قریب یا جنس بعید می‌توان پاسخ داد.
وجه مشترک میان جنس و فصل این است که هر یک از آنها ذات و جوهر نوع را می‌شناساند، با این تفاوت که جنس ذاتیِ مشترک میان چند نوع را بیان می‌کند، در حالی‌ که فصلْ ذاتیِ اختصاصی یک نوع را مشخص می‌سازد

[۱۱] فارابی، ابونصر، المنطقیات، ج۱، ص۳۲.

.

۲.۲ – ابن سینا

او بر آن است که واژه‌ای که در زبان یونانی بر جنس دلالت می‌کرد، بر حسب وضع اول به چیز دیگری دلالت داشت، و سپس به وضع ثانی در معنایی به کار رفت که منطقیان آن را جنس می‌نامند. یونانیان معنایی را که اشخاصِ (افراد و مصادیق) بسیاری در آن مشترک باشند، جنس می‌نامیدند، مانند اشتراک در یک نیا یا یک شهر و ناحیه. مثلاً علویان ــ نسبت بـه اشخاص علـوی و منسوب بـه علـی ــ و یا مصریـان ــ در قیاس به متولـدان در مصـر یا سـاکنـان آن ــ و همچنین خود علی و مصر که باعث جنس محسوب شدن علویان و مصریان‌اند، نزد یونانیها جنس محسوب می‌شد. نیز واحدی را که کثراتی به آن منسوب بودند، جنس آنها می‌خواندند؛ و یا حرفه و صنعتی را برای کسانی که به آن اشتغال داشتند، جنس محسوب می‌کردند و چون نزد منطقیان معنای معقولِ واحدی که چیزهای بسیاری در آن معنی مشترک باشند، به وضع اول نامی نداشت، این است که به وضع ثانی واژ جنس را ــ که گفتیم به چیز دیگری مانند اشتراک در نیا و یا شهر و یا حرفه دلالت داشت ــ برای این معنای معقولِ واحد برگزیدند و آن را هم جنس خواندند؛ و آن را چنین تعریف کردند: جنس آن است که بر چیزهای بسیاری که با یکدیگر اختلاف نوعی دارند، حمل می‌شود و مبیّن ماهیت آنها ست (انّه المقول على کثیرین مختلفین بالنوع فی جواب ماهو)

[۱۲] ابن سینا، حسین، الشفا، منطق، مدخل، ص۴۷.

. چنان‌که دیده می‌شود، این مطالب با مختصر تفاوتی همان است که در ایساغوجی فرفوریوس نیز آمده است و در هر دو، جنس را عبارت از ذاتیِ مشترک میان چند نوع دانسته‌اند.

۲.۲.۱ – توضیحی فزون بر تعریف

ابن سینا سپس توضیحی بر این تعریف می‌افزاید. بدین ‌معنی که مقصود از اختلاف نوعی که گفته شد، این است که از لحاظ صورت و حقیقت ذاتی با یکدیگر مختلف باشند (و نعنی بالمختلفین بالنوع المختلفین بالحقایق الذاتیه)

[۱۳] ابن سینا، حسین، الشفا، منطق، مدخل، ص۴۷.

.
ابن سینا همین توضیح را بار دیگر در بخش منطق النجاه نیز می‌آورد و تصریح می‌کند که منظور از «مختلفین بالانواع» اختلاف از لحاظ حقیقت ذاتی و صورت است؛ و همچنین مقصود از «فی جواب ماهو»، یعنی به حالت اشتراک نه به حالت انفراد

[۱۴] ابن سینا، حسین، النجاه، ص۱۴.

.
منظور ابن سینا از «به حالت اشتراک نه به حالت انفراد»، این است که جنس باید تمام جنبه‌های ذاتیِ مشترک میان چند نوع را نشان ‌دهد، نه یک جنبه را. مثلاً مانند حیوان برای انسان و اسب و گاو باشد، نه مانند حساس برای آنها؛ زیرا حساس نمایانگر تمام جنبه‌های ذاتیِ مشترک میان انسان و اسب و گاو نیست. حاصل مطلب اینکه حیوان به دلالت تضمّن بر هم مشترکات دلالت دارد، اما حساس چنین دلالتی نمی‌کند، مگر بر سبیل التزام. در حقیقت حساس فصل بعید انسان و اسب است و حیوان جنس قریب آنها ست.

۲.۲.۲ – تذکر بهمنیار

بهمنیار در التحصیل ضمن بازگویی سخنان ابن سینا خاطر نشان می‌سازد حیوانی که بر انسان و اسب و گاو به حالت اشتراک حمل می‌شود، غیر از حیوانی است که بر انسان به حالت انفراد حمل می‌گردد، زیرا اولی لابشرط است در حالی‌که حیوانِ محمول بر انسان به حالت انفرادْ به شرط شیء است و مقید شده است و چنین چیزی نمی‌تواند مشترک باشد.

۲.۲.۳ – چند شبهه درباره تعریف

ابن سینا پس از بیان مطالبِ یاد شده، به چند شبهه دربار تعریف جنس اشاره می‌کند: یکی اینکه در تعریف جنس، «مقول بر کثیرین» به کار برده‌ایم که خود در حکم جنسی برای جنس است و بدین‌ترتیب، جنس را در تعریف خود جنس آورده‌ایم و بر خود آن حمل کرده‌ایم

[۱۵] ابن سینا، حسین، النجاه، ص۵۰.

[۱۶] بهمنیار بن مرزبان، ابوالحسن، التحصیل، ص۱۷.

. در پاسخ این شبهه باید گفت کاربرد «مقول بر کثیرین» دربار جنس به‌منزل جنس (یعنی امری ذاتی و ماهوی) نیست، بلکه در حکم وصفی عام و خصوصیتی عارضی است که به اعتباری از اعتبارات بر آن عارض شده است.
شبه دیگر این است که در تعریف جنس، واژ نوع را به کار برده‌اند، در حالی که وقتی بخواهیم نوع را تعریف کنیم، متوسل به جنس می‌شویم، مثلاً می‌گوییم نوع آن است که زیر جنس قرار گیرد؛ اما چون در اینجا هم نوع و هم جنس برای متعلّم مجهول است، بدان می‌مانَد که مجهولی را به مجهولی تعریف کرده باشیم و تعریف مجهول به مجهول روشنگر نیست. در حالی‌که هر حد و رسمی باید روشنگر باشد

[۱۷] ابن سینا، حسین، النجاه، ص۵۱.

. به عبارت دیگر در این باره چنان است که جنس را به نوع و نوع را به جنس تعریف کرده‌ایم و این قسمی دور است.

۲.۲.۴ – پاسخ شبهه

پاسخ این است که دو چیزی که نسبت به هم مضافان باشند، ماهیت هر یک از آنها در قیاس با دیگری بیان می‌شود و لحاظ می‌گر

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.