پاورپوینت کامل بیماریهای نیروی ادراک از نگاه قرآن ۱۱۹ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بیماریهای نیروی ادراک از نگاه قرآن ۱۱۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بیماریهای نیروی ادراک از نگاه قرآن ۱۱۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بیماریهای نیروی ادراک از نگاه قرآن ۱۱۹ اسلاید در PowerPoint :
پاورپوینت کامل بیماریهای نیروی ادراک از نگاه قرآن ۱۱۹ اسلاید در PowerPoint
کلیدواژه: قرآن، بیماری، قلب، قساوت.
پرسش: از نظر قرآن، چه بیماریهایی ممکن است نیروی ادراک برای شناخت را تحت تأثیر قرار دهد؟
فهرست مندرجات
۱ – بیماریهای اندیشه در قرآن
۱.۱ – بیماری قلب
۱.۱.۱ – بیماری اندیشه
۱.۱.۲ – معرفی بیماریها در قرآن
۱.۱.۳ – زیاد شدن مرض منافقان
۱.۲ – قساوت قلب
۱.۲.۱ – بیماری قساوت
۱.۲.۲ – علل بیماری قساوت
۱.۲.۳ – خطر بیماری قساوت
۱.۳ – انحراف قلب
۱.۳.۱ – بیماری زیغ
۱.۳.۲ – چگونگی پیدایش بیماری زیغ
۱.۳.۳ – خطر بیماری زیغ
۱.۴ – زنگار قلب
۱.۵ – کور شدن قلب
۱.۶ – مهر شدن قلب
۱.۶.۱ – بیماری طبع
۱.۶.۲ – بیماری ختم
۱.۷ – قفل شدن قلب
۱.۷.۱ – سؤال
۱.۸ – مردن قلب
۱.۸.۱ – مرده زندگان
۱.۸.۲ – موجبات مردن دل
۲ – تذکر
۳ – خلاصه
۳.۱ – تعبیر نخستین
۳.۲ – تعبیر دوم
۳.۳ – تعبیر سوم
۳.۴ – تعبیر چهارم
۳.۵ – تعبیر پنجم
۳.۶ – تعبیرششم
۳.۷ – تعبیر هفتم
۳.۸ – تعبیر هشتم
۴ – پانویس
۵ – منبع
بیماریهای اندیشه در قرآن
از دیدگاه قرآن کریم، ظلم، کفر، فسق و اسراف، نیروی ادراک انسان را بیمار میکنند. این بیماری در آغاز قابل درمان است، ولی وقتی مزمن شد، دیگر قابل علاج نیست.
آنچه در اینجا مورد بررسی است، نامهای بیماریهایاندیشه در قرآن است. قرآن کریم تعبیرهای دقیق و جالبی از بیماریهای نیروی ادراک دارد که هر یک به بعدی از ابعاد و اثری از آثار و علامتی از علائم گوناگون این بیماری اشاره دارد. این تعبیرها عبارتاند از:
بیماری قلب، قساوت قلب، انحراف قلب، زنگار قلب، کور شدن قلب، مُهر شدن قلب، قفل شدن قلب و مردن قلب.
بیماری قلب
یکی از تعبیرهای قرآن از بیماری نیروی ادراک، همان تعبیری است که در مورد بیماریهای جسمی نیز به کار میرود، یعنی «مرض».
مفردات الفاظ القرآن کلمه مرض را این طور معنا کرده است:
«المرض الخروج عن الاعتدال الخاص بالانسان؛ مرض عبارت است از خارج شدن از اعتدالی که ویژه انسان است.»
اگر جسم و قوای جسمانی انسان از مرز اعتدال خارج شود، انسان مریض است. چنین است اگر روح و جان و قوای عقلانی انسان هم از مرز اعتدال بیرون رود. اما بیماری روح و عقل، از خطرناکترین بیماریهای جسم نیز به مراتب خطرناکتر و زیانبارتر است. امام علی (علیهالسّلام) در تبیین مراتب مصائب و رنجها و بلاها و خطرهایی که بر سر راه انسان قرار گرفته است و او را تهدید میکند میفرماید:
«انَّ مِنَ البَلاءِ الفاقَهُ، وَ اشَدُّ مِن الفاقَهِ مَرَضُ البَدَنِ، و اشَدُّ مِن مَرَضِ البَدَنِ مَرَضُ القَلبِ؛ یکی از بلاها فقر است، و سختتر از آن بیماری جسم، و سختتر از آن بیماری قلب و جان است.»
بیماری اندیشه
حتما توجه دارید که در باب شناختهای عقلی، مقصود از بیماری اندیشه، دیوانگی نیست، بلکه منظور این است که آینه عقل با غبارهای طوفان هوس و زنگارهای ظلم و کفر و اسراف و فسق از حال اعتدال و طبیعی خارج میشود و در نتیجه نمیتواند کار خود را که نشان دادن حقایق عقلی است، درست انجام دهد.
امام علی (علیهالسّلام) در وصف کسانی که در اثر بیماری اندیشه نمیتوانند حقایق عقلی جهان هستی را ادراک کنند و در نتیجه آفریدگار و مدبر عالم را انکار مینمایند، میفرماید:
«نوَ لَو فَکروا فِی عَظِیمِ القُدرَهِ و جَسِیمِ النَّعمَهِ لَرَجَعُوا الَی الطَّرِیقِ، و خَافُوا عَذابَ الحَرِیقِ؛ وَلکنَّ القُلُوبَ عَلِیلَهٌ، و البَصائِرَ مَدخُولَهٌ؛ یعنی اگر آنان در توانایی عظیمی که در سازماندهی جهان به کار رفته و نعمتهای بزرگی که آنان را فرا گرفته است بیندیشند، به راهی که عقل، ایشان را دعوت میکند، باز میگردند و از آتش سوزانی که در صورت بازنگشتن، آنان را تهدید میکند میهراسند، ولی به دلیل این که دلها و اندیشههای این مردم بیمار است و دیدههای آنان معیوب و نابیناست، قدرت شناخت حقایق عقلی از ایشان سلب شده است.»
معرفی بیماریها در قرآن
در قرآن کریم، کلمه مرض، یازده بار در مورد بیماریهای جسمی و سیزده بار در مورد بیماریهای روحی و عقلی به کار رفته است.
از دیدگاه قرآن کریم، منافقان، کفار، افراد شهوتران و بطور کلی، همه کسانی که غلبه هوس و غبارهای ظلم و کفر و اسراف و فسق قدرت شناختهای عقلی را از آنان سلب کرده است، از نظر عقلی بیمارند.
برای نمونه آیه دهم سوره بقره را که از منافقان به عنوان بیمار یاد کرده است، در این جا مطرح میکنیم که متن آیه کریمه این است:
«فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا؛ دل آنان مبتلا به [نوعی] بیماری است، و خداوند بیماری آنان را افزون میکند.»
منافقان به نوعی بیماری، که همان بیماری فکر و اندیشه است، مبتلا هستند و خداوند هم کاری میکند که این بیماری در آنان تشدید شود، تا آنجا که فکر و اندیشه آنان به کلی بمیرد و با فرارسیدن مرگ عقلی، برای همیشه دچار سختی و عذاب باشند.
زیاد شدن مرض منافقان
در این جا این سؤال پیش میآید که بیماری عقلی منافقان در نتیجه هوسرانی آنان، معقول و منطقی است، ولی چرا خداوند، به جای درمان ایشان مرض آنان را بیشتر میکند؟!
قرآن کریم در ذیل همین آیه، خود پاسخ این سؤال را داده و میفرماید:
«بِمَا کانُواْ یکذِبُونَ»
یعنی چون دروغ میگویند و آیات الهی را عملاً تکذیب میکنند. چون آنچه را که فهمیدهاند درست است از روی تعصب و لجاجت نمیپذیرند، و بالاخره، چون غبار کفر و نفاق آینه عقل آنان را تیره و تار کرده است و افزایش تدریجی این غبارها موجب شدت یافتن بیماری آنان میشود. مانند کسی که مبتلا به بیماری سرماخوردگی است و طبیب به او میگوید سرکه برای تو خوب نیست، ولی بیمار به جای داروی سرماخوردگی سرکه میخورد و در نتیجه بیماری او شدت مییابد.
پیامبران الهی، اطبای بیماریهای روحی و عقلی انساناند. میگویند برای غبارروبی آینه عقل و درمان بیماریهایاندیشه، انسان باید از داروی تقوا استفاده کند. حال اگر کسی به جای استفاده از داروی تقوا، با زهر هوس و زنگار ظلم و کفر و اسراف و فسق، خود را آلودهتر ساخت، بیماری او شدت مییابد، تا آن که مرگ عقلی او فرا رسد و هلاک گردد.
بنا بر این، منافقان در حقیقت، خود عامل شدت یافتن بیماری خویشاند و این که قرآن میگوید خداوند بیماری آنان را افزایش میدهد بدین معنا نیست که خداوند با آنان دشمنی دارد، بلکه همانطور که قبلاً (در مورد مانعیت ظلم و کفر و اسراف و فسق از شناختهای عقلی و قلبی) توضیح داده شد، چون همه پدیدههای جهان بالاخره منتسب به آفریدگار جهان است، بیماری منافقان و شدت یافتن آن نیز منتسب به اوست.
همانطور که اگر بیمار دارو بخورد، خداوند او را شفا میدهد، متقابلاً اگر ناپرهیزی کند، خداوند او را بیمارتر میکند. درد و درمان، دو پدیدهاند و هر دو نهایتا به دست خداوند و منوط به مشیت او هستند. اما این اختیار به انسان داده شده است که زمینه پدید آمدن درد و یا موجبات بروز درمان را خود فراهم کند.
قساوت قلب
یکی دیگر از نامهای بیماری روحی و عقلی انسان در قرآن کریم «قساوت» است. در این کتاب آسمانی، مجموعا هفت بار و در ضمن شش آیه، بیماری قساوت و مانعیت آن از شناختهای عقلی و قلبی مطرح شده است.
بیماری قساوت
کلمه قساوت و نیز قسوت مصدر و به معنای سخت شدن است. مفردات القرآن در توضیح کلمه قسوت مینویسد:
«القسوه غلظ القلب، و اصله من حجر قاسٍ؛ قسوت عبارت است از سختی دل، و ریشه آن از سنگ سخت است.»
قساوت نوعی بیماری روانی و عقلی است که در اثر آن، زمینه شناخت حقیقت و پذیرش حق در انسان نابود میشود. کسانی که مبتلا به بیماری قساوت هستند گوششان به سخن حق بدهکار نیست و حرف حق در آنان اثر نمیکند و به گفته شاعر:
دانمای ناله در آن دل ز چه تاثیر نکردی •••• رخنه در سنگ محال است تو تقصیر نکردی
ولی قرآن کریم، بر خلاف نظر این شاعر میفرماید رخنه در سنگ ممکن است، لکن دلی که مبتلا به بیماری قساوت است، از سنگ سختتر و نفوذ ناپذیرتر است! در فرازی از سوره مبارکه بقره پس از نقل یکی از معجزات حضرت موسی (علیهالسلام)، در وصف یهود معاصر آن حضرت که همانند صهیونیستهای امروز مبتلا به بیماری قساوت بودند، آمده است:
«ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکم مِّن بَعْدِ ذَلِک فَهِی کالْحِجَارَهِ اَوْ اَشَدُّ قَسْوَهً وَ اِنَّ مِنَ الْحِجَارَهِ لَمَا یتَفَجَّرُ مِنْهُ الْاَنْهَـرُ وَ اِنَّ مِنْهَا لَمَا یشَّقَّقُ فَیخْرُجُ مِنْهُ الْمَآءُ وَ اِنَّ مِنْهَا لَمَا یهْبِطُ مِنْ خَشْیهِ اللَّهِ… سپس دلهای شما سخت شد، مانند سنگ، بلکه سختتر! زیرا بسا سنگهایی هست که میشکافد و نهرهایی از آن جاری میشود، و بعضی از سنگها میشکافد و آب از آن بیرون میریزد و بعضی از آنها از ترس خدا فرو میریزد…»
علل بیماری قساوت
در این جا این سؤال پیش میآید که بیماری قساوت چگونه پدید میآید و به عبارت دیگر میکربی که این بیماری را تولید میکند چیست؟
عواملی که موجب پیدایش بیماری قساوت میشوند بسیارند. در قرآن و احادیث اسلامی، این عوامل به طور مشروح، مطرح شده است. عهد شکنی، عمر طولانی در غفلت، آرزوی دراز، ترک عبادت، سخن بیهوده، استماع لهو، شکار، رفت و آمد با سلاطین و اهل زر و زور، ثروت بسیار، نگاه کردن به چهره بخیل، و به طور کلی هوسرانی و گناه از دیدگاه متون اسلامی، میکربهایی هستند که اگر انسان آلوده به این میکربها شد و خود را معالجه نکرد، به تدریج، مبتلا به بیماری قساوت میشود.
این میکربها سبب میشوند که انسان به تدریج به هوسرانی خو کند و پذیرش حق برای او ثقیل و ناگوار گردد، تا آنجا که قلب و جان و روح و اندیشه انسان در برابر حق همانند سنگ، بلکه سختتر از سنگ، نفوذناپذیر شود.
خطر بیماری قساوت
از دیدگاه متون اسلامی، بیماری قساوت، خطرناکترین بیماری و زیانبارترین اثر هوسرانی و بزرگترین کیفر الهی در مورد ارتکاب گناهان است. امام باقر (علیهالسّلام) در این باره میفرماید:
«انَّ للّهِِ عُقُوباتٌ فِی القُلُوبِ و الابدانِ: ضَنک فِی المَعِیشَهِ و وَهنٌ فِی العِبادَهِ، و ما ضُرِبَ عَبدٌ بِعُقُوبَهٍ اعظَمَ مِن قَسوَهِ القَلبِ؛ به تحقیق که خداوند کیفرهایی به جهت ارتکاب گناهان در جسم و جان انسان دارد، مانند سختی زندگی و سستی در عبادت، ولی هیچ کیفری بزرگتر از قساوت قلب نیست.»
با عنایت به این که ابتلا به این بیماری تدریجی است، و بیمار مبتلا به قساوت، حتی در اوج بیماری هم نمیتواند تشخیص بدهد که بیمار است، و علاج این بیماری بسیار سخت و در مواردی امکانناپذیر است، لذا انسان از آغاز زندگی باید مواظب باشد که به آن مبتلا نشود.
امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) در توصیههایی به فرزند ارجمندش امام مجتبی (علیهالسّلام) میفرماید:
«انَّما قَلْبُ الحَدَثِ کالارضِ الخَالِیهِ، مَا اُلقِی فِیها شَیءٌ الّا قَبِلَتهُ، فَبَادَرتُک بِالادَبِ قَبلَ ان یقسُوَ قَلبُک و یشتَغِلَ لُبّک؛ همانا دل جوان همانند زمین تهی است که هر چه در آنانداخته شود میپذیرد. بدینجهت پیش از آن که دلت را قساوت بگیرد و اندیشهات مشغول گردد، به تأدیب تو مبادرت ورزیدم.»
انحراف قلب
یکی دیگر از نامهای بیماری روحی و عقلی انسان در قرآن «زیغ» است. این بیماری پنج بار در قرآن کریم ذکر شده است.
بیماری زیغ
راغب در تفسیر کلمه زیغ در مفردات الفاظ القرآن مینویسد:
«الزیغ: المیل عن الاستقام؛ زیغ، انحراف از راه راست و درست است.»
زیغ نوعی بیماری روانی و عقلی است که نظام ادراکات عقلی انسان را دچار اختلال میکند و کسی که مبتلا به این بیماری است نمیتواند به ندای عقل پاسخ مثبت دهد. این بیماری موجب میشود که بیمار از راهی که عقل آن را درست میداند، منحرف شود و به راهی نادرست رود.
چگونگی پیدایش بیماری زیغ
بیماری زیغ در نتیجه تکرار پاسخهای منفی به ندای عقل به وجود میآید. وقتی انسان از راهی که عقل آن را درست میداند، منحرف شد و کاری را که عقل آن را نادرست میداند، انجام داد و این عملِ خلاف عقل را به دفعات تکرار کرد، انحراف از راستی و درستی، به تدریج، عادت او میشود و ضمیمه وجود او میگردد، به گونهای که دیگر به سختی میتواند و بعضا هرگز نمیتواند به راه راست برود و در مسیری که عقل آن را صحیح میداند قدم بردارد. این جاست که قلب و فکر انسان به بیماری زیغ و انحراف مبتلا شده است. قرآن کریم در این مورد میفرماید:
«فَلَمَّا زَاغُواْ اَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ؛ پس وقتی آنان از راه حق منحرف شدند خدا دلهایشان را منحرف گرداند.»
یعنی انحرافِ عملی انسان از راه حق سبب میشود که قلب و عقل انسان به بیماری زیغ و انحراف مبتلا گردد. به عبارت دیگر انحراف ظاهری در عمقاندیشه و جان انسان اثر میکند و موجب انحراف باطنی میشود.
انحراف دل و باطن انسان نتیجه طبیعی زنگار گرفتن آینه قلب است، و زنگار گرفتن آینه قلب نتیجه طبیعی هوسرانی و انحراف عملی از راه حق است. و معنای انحراف باطنی و قلبی انسان به وسیله خداوند همین است که انحراف عملی و ظاهری، براساس سنن الهی و نظام آفرینش به انحراف قلبی و روحی تبدیل میشود.
خطر بیماری زیغ
بیماری زیغ و انحراف فکری و روحی، یکی از بیماریهای خطرناک روانی و عقلی است که اگر کسی به آن مبتلا شود، به جای راه تکامل، چاه سیه روزی و انحطاط را انتخاب میکند و به جای راه سعادت، بیراهه شقاوت را میپیماید و آن قدر در این بیراهه میرود تا در دوزخ سقوط کند.
این بیماری خطرناک تا وقتی انسان زنده است، او را تهدید میکند و خطر ابتلا به این بیماری به حدی است که «راسخان در علم» و آنان که با دیده بصیرت، باطن این جهان را میبینند، پیوسته از خداوند میخواهند که آنان را از این خطر حفظ کند:
«وَالرَّسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یقُولُونَ… رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ اِذْ هَدَیتَنَا… راسخان در علم میگویند… خدایا! دلهای ما را منحرف مکن پس از آن که هدایتمان کردی.»
باقی ماندن و استقامت در راه حق از آمدن در این راه دشوارتر است. از آغاز زندگی بشر تا کنون، کسانی که قدم در صراط مستقیم الهی گذاشتهاند و در خط خدا و اسلام آمدهاند بسیارند، ولی کسانی که در این راه و این خط تا آخر پابرجا ماندهاند اندکاند.
امام کاظم (علیهالسّلام) در تبیین آیهای که مطرح شد، میفرماید:
خداوند از مردم صالحی حکایت میکند که در نیایش گفتهاند: «خدایا دلهای ما را منحرف مکن پس از این که هدایتمان کردی»؛ زیرا آنان میدانند که این احتمال همیشه وجود دارد که دل به بیماری زیغ مبتلا شود و به کوری قبل از هدایت الهی بازگردد.
راسخان در علم و مردم صالح ژرفاندیش، که از مشکلات راه حق و سختیهای ادامه دادن این راه باخبرند و از خطر انحراف بیمناک، پیوسته از خدا میخواهند که پس از این که آنان را هدایت کرده، به راه خود و اسلام و انقلاب اسلامی آورده است، آنان را در این راه ثابت قدم بدارد تا مبادا شیطان و هوای نفس، ایشان را از این راه منحرف کند.
جابر بن عبد اللّه انصاری نقل کرده است که پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) این دعا را زیاد تکرار میکردند:
«یا مُقَلِّبَ القُلُوبِ، ثَبِّت قُلُوبَنا عَلی دِینِک؛ ای گرداننده دلها! دلهای ما را بر دین خود ثابت بدار.»
یعنی خدایا! حال که راه خودت را به من نشان دادی، و راه راست را برای رسیدن به سعادت و لقای تو یافتم، توفیقم ده که در این راه ثابت قدم بمانم.
زنگار قلب
یکی دیگر از تعبیرهایی که قرآن کریم در مورد بیماریهای عقلی و روحی به کاربرده است، «رین» است. این تعبیر یک بار در قرآن آمده است.
رین به معنای چرک و زنگ و زنگار است. به زنگی که بر اجسام شفاف و با جلا، مانند آینه و شمشیر مینشیند در لغت عرب رین گفته میشود.
از دیدگاه قرآن کریم کردار ناشایسته انسان موجب چرک شدن و زنگار گرفتن آینه عقل و قلب او میشود و این زنگار اندیشه و روان انسان را بیمار میکند و انسان با ابتلا به این بیماری از ادراک حقایق عقلی و قلبی محروم میشود:
«کلَا بَلْ رَانَ عَلَی قُلُوبِهِم مَّا کانُواْ یکسِبُونَ؛ چنین نیست؛ بلکه آنچه کسب کردهاند (کردار ناشایسته آنان) بردلهایشان زنگ زده است.»
آیاتِ قبل از این آیه در مورد منکران زندگی پس از مرگ و تکذیب معاد است. قرآن کریم، ابتدا با کلمه «کلا» (چنین نیست) پندار منکران را نفی میکند و سپس توضیح میدهد که اینگونه پندارها اساس عقلی و علمی ندارد، بلکه ریشه این موضعگیریها در برابر حقایق هستی، جهل است. آنان که آینه عقل و قلبشان را زنگار کردار ناشایسته تیره و تار کرده است، از شناختهای عقلی محروماند و لذا نمیتوانند زندگی پس از مرگ را دریابند.
کور شدن قلب
قرآن کریم کسانی را که مبتلا به بیماری اندیشه هستند و این بیماری، آنان را از شناخت حقایق عقلی محروم کرده است، کور میداند. تعبیر کوری در قرآن، چهار بار در مورد کوری ظاهری و بیست و نه بار در مورد بیماری اندیشه و کوری باطنی به کار رفته است. در سوره حج میخوانیم:
«فَاِنَّهَا لَا تَعْمَی الْاَبْصَـرُ وَ لَـکن تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ؛ آری، دیدهها کور نیست، ولی دلهایی که در سینههاست کور است!».
در آیات دیگری از همین سوره افرادی که مبتلا به بیماری اندیشه هستند به عنوان کرها و لالها و کورهایی مطرح شدهاند که قدرت تفکر و تعقل از آنان سلب گردیده و امیدی به بازگشت آنان به راه حق و حقیقت وجود ندارد:
«صُمُّ بُکمٌ عُمْی فَهُمْ لَا یعْقِلُونَ؛ آنان کر و گنگ و کور هستند و بدین جهت نمیتوانند بیندیشند.»
«صُمُّ بُکمٌ عُمْی فَهُمْ لَا یرْجِعُونَ؛ آنان کر و گنگ و کورند و بدین جهت نمیتوانند به راه حق باز گردند.»
وقتی انسان به بیماری اندیشه مبتلا شود گوش او از شنیدن و ادراک حق، زبان او از اعتراف به حقیقت، و چشم او از رؤیت حقایق هستی ناتوان میشود و امیدی به هدایت چنین فردی در این جهان و سعادتش در جهان پس از مرگ نیست:
«وَ مَن کانَ فِی هَـذِهِ اَعْمَی فَهُوَ فِی الْاَخِرَهِ اَعْمَی؛ کسی که در این جهان کور است در جهان دیگر نیز کور خواهد بود.»
امام رضا (علیهالسلام)، در توضیح این آیه کریمه میفرماید: «یعنی اعمی عَنِ الحَقائِقِ المَوجُودَهِ…» کسی که حقایق موجود هستی را در جهان پیش از مرگ نمیتواند ببیند، در جهان پس از مرگ نیز کور و از رؤیت حقایق محروم خواهد بود.
مهر شدن قلب
ششمی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 