پاورپوینت کامل ان الله یحول بین المرء و قلبه ۴۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل ان الله یحول بین المرء و قلبه ۴۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ان الله یحول بین المرء و قلبه ۴۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل ان الله یحول بین المرء و قلبه ۴۸ اسلاید در PowerPoint :

پاورپوینت کامل ان الله یحول بین المرء و قلبه ۴۸ اسلاید در PowerPoint

کلیدواژه: قلب، خداوند، انسان، یحول، آیه، انفال.

پرسش: معنای آیه شریفه: «ان الله یَحولُ بَیْنَ المَرءِ وَ قَلبِه» چیست؟

پاسخ: از جمله ثمرات حیلولت خدا بین انسان و قلب را می‌توان چنین خلاصه نمود: این نزدیکی نشان دهنده حاضر و ناظر بودن خداوند در همه جا و احاطه او بر تمام موجودات است. قدرت و توفیق از او است. فعالیت عقل و روح نیز به دست او است. پس انسان نباید لحظه‌ای از این قدرت مطلق غافل باشد.

فهرست مندرجات

۱ – پاسخ اجمالی
۲ – پاسخ تفصیلی
۲.۱ – قلب در قرآن
۲.۲ – نظر برخی محققان
۲.۳ – تفاسیر دیگر برای حیلولت
۲.۳.۱ – مرگ حایل بین انسان و قلبش
۲.۳.۲ – ملزومات مرگ، حایل بین انسان و قلبش
۲.۳.۳ – فراموش کردن خویشتن
۲.۳.۴ – قدرت خدا بر حیلوله
۲.۴ – ثمرات این حیلولت
۳ – پانویس
۴ – منبع

پاسخ اجمالی

«یحول:» از ریشه «حول»، به معنای واسطه شدن شی‌ء میان دو چیز است. وقتی سخن از حایل شدن به میان می‌آید؛ یعنی اولاً: باید دو چیز وجود داشته باشد که شی‌ء سوّمی بین آن دو فاصله شود. ثانیاً: بین آن دو قرب و نزدیکی وجود داشته باشد.
«قلب:» مراد از قلب در این آیه، همان معنای ظاهری (عضو رئیسه بدن) نیست، بلکه همان گوهر مجرّد ملکوتی است که انسانیت انسان به آن بستگی دارد و بسیاری از حالات روحی اعم از ادراکات حضوری یا حصولی حب و بغض و…به آن نسبت داده می‌شود، قلبی که به فرمایش امیرمؤمنان علی (علیه‌السّلام) ظرف است و بهترین قلب‌ها، قلبی است که معارف حقه و نیت‌های خیر را نگاه می‌دارد. قلبی که مایه شرف و فضیلت انسان بر معظم مخلوقات است، لذا حیلولت و مانع شدن، معنای مادی نداشته و امری کاملاً تجردی و معنوی است که خدای متعال بدین وسیله می‌خواهد حاکمیت خودش را بر تمام افکار و اعمال انسان، اعلان دارد. همچنان که در قرآن، حضور تام و تمام خود را بر افکار و اعمال انسان اعلام می‌دارد: «و نحن اقرب الیه من حبل الورید».
آن‌جا سخن از حضور است و این‌جا سخن از حاکمیت الهی و قطعاً حضور، شرط اساسی حاکمیت است. البته تفاسیر دیگری نیز می‌توان در این مورد ارائه کرد؛ مثلاً گفت: خداوند با مرگ، بین انسان و قلبش حایل می‌شود؛ چون مرگ نیز با اراده و حاکمیت او است و با مرگ، انسان به نشئه آخرت وارد می‌گردد. همچنان که در ادامه آیه اشاره فرموده: «و انه الیه تحشرون» و یا با هر چیز که به نوعی جزو ملزومات مرگ باشد این فاصله و حیلولت انجام می‌پذیرد؛ مثل گمراهی. چنان‌که نقطه مقابل گمراهی، هدایت است که نوعی حیات است؛ یعنی وقتی کسی دعوت خدا را اجابت نکرد و فاقد حیات طیبه شد، دچار گمراهی و مرگ شده است: «ختم الله علی قلوبهم…». نکته مهم این است که علت اساسی خودفراموشی و از خودبیگانگی، فراموش کردن خدا است. خدایی که از نزدیک‌ترین نزدیکان به انسان‌ها نزدیک‌تر است، چه جای غربت و فراموشی دارد؟! آری، کسی که دچار خود فراموشی شود، بین او و قوای عقلانی‌اش فاصله و حایل ایجاد شده و این چنین دچار مرگی ناخواسته می‌شود.
از جمله ثمرات حیلولت خدا بین انسان و قلب را می‌توان چنین خلاصه نمود: این نزدیکی نشان دهنده حاضر و ناظر بودن خداوند در همه جا و احاطه او بر تمام موجودات است. قدرت و توفیق از او است. فعالیت عقل و روح نیز به دست او است. پس انسان نباید لحظه‌ای از این قدرت مطلق غافل باشد.

پاسخ تفصیلی

واژگان کلیدی و اصلی آیه شریفه، عبارت‌اند از: «یحول» و «قلب»
الف. «یحول»؛ یعنی: حایل می‌شود، مانع می‌شود. این کلمه، از ریشه حول، و در معانی: تغییر و دگرگونی و واسطه شدن میان دو چیز استعمال می‌شود. بنابر معنای دوم؛ مثلاً اگر خورشید بین ماه و زمین قرار گیرد، می‌گوییم بین آن دو حایل یا مانع شده است. وقتی سخن از حایل شدن به میان می‌آید؛ یعنی اولاً: باید دو چیز وجود داشته باشد که شی‌ء سومی بین آن دو مانع شود و آنها را از یکدیگر جدا سازد. ثانیاً: علی القاعده آن دو چیز باید به هم نزدیک باشند که امر سوم، این قرب و نزدیکی را گسسته و بین آن دو حایل و فاصله ایجاد کرده است.
ب. «قلب»؛ معنای لغوی، همان انقلاب و دگرگونی است و اگر عضو خاص از انسان را که سمت چپ سینه قرار دارد، قلب می‌گویند، به این جهت است که پیوسته در حال دگرگونی و تلاش است تا با حرکات منظم خود، حیات انسان را تنظیم کند.

قلب در قرآن

مراد از قلب در قرآن، همان گوهر مجرد ملکوتی است که انسانیت انسان به آن بستگی داشته و بسیاری از حالات روحی روانی به قلب نسبت داده می‌شود؛ مثل ادراک، اعم از ادراک حضوری و حصولی، حب و بغض و….حتی آن‌جا که قرآن ادراک را از قلب نفی می‌کند، می‌خواهد این حقیقت را القا کند که قلب، سالم نیست.
از آن‌جا که قلب، عضو رئیسه بدن است، می‌توان اصل بدن یا اصل وجود را از آن منظور کرد. پس در فرهنگ و استعمالات قرآنی، کسانی را که فاقد فهم و بینش باشند، می‌توان به افراد فاقد قلب، توصیف نمود. علامه طباطبایی (رحمه‌الله‌علیه) نیز قلب را عبارت از جان آدمی می‌داند که با قوا و عواطف باطنیه‌ای که به آن مجهز است، به کارهای حیاتی خویش می‌پردازد. و قلب همان چیزی که حکم می‌کند، دوست می‌دارد و دشمن می‌دارد.
به تعبیر دیگر؛ چرا خدای متعال از میان همه اعضای بدن، حقیقتی به نام قلب را برای حایل شدن انتخاب کرده و از آن سخن به میان آورده، در حالی که آفریننده انسان است، و به یک یک اجزای او محیط است و به هر صورت که بخواهد تصرف می‌کند، بین او و گوشش حایل می‌شود، بین او و قلبش به معنای عضوی از اعضای بدن مادی و چشمش و…؟
جواب: چون قرآن، کتاب صرفاً علمی نیست؛ بلکه کتاب هدایت نیز است. از سوی دیگر؛ راه رسیدن به معارف الهی تنها راه عقل و فکر نیست، بلکه راه دل نیز هست. بنابراین، قرآن در بسیاری از آیات، مستقیماً با دل کار دارد و از آن‌جا که قرآن کتاب آسمانی همه مردم در همه قرون و اعصار و نسل‌ها است، لذا راه دل و فطرت را، بیش و پیش از راه فکر و‌اندیشه بها داده است.
گاهی انسان‌اندیشه قوی دارد تا در پرتو‌ اندیشه، دل حرکت کند و گاهی دل حرکت می‌کند و در سایه حرکت دل،‌ اندیشه حاصل می‌شود و قرآن هر دو راه را فراروی ما قرار داده است، اما اساس تربیت انسان، به زنده شدن قلب او است و وقتی قلب انسان دگرگون شد و متوجه خدا شد، ارزش پیدا می‌کند.
در این‌باره امام علی (علیه‌السّلام) می‌فرماید: «این دل‌ها ظرف‌اند و بهترین آنها نگاه‌دارنده‌ترین‌شان برای معارف حقه و نیت‌های خیر است.»

نظر برخی محققان

بعضی از محققان در این‌باره می‌فرماید:
قلب مایه شرف و فضیلت انسان است که به سبب آن بر معظم مخلوقات برتری یافته است. به وسیله قلب خدا را شناخته و به صفاتش آشنا می‌شود و در نهایت مستعد ذخایر الهی می‌گردد. پس در حقیقت، قلب عالم به خدا است و عامل برای خدا و کوشا به سوی خدا. خطاب و سؤال و ثواب و عقاب خدا با قلب است، پس اگر انسان قلب را شناخت، خود را شناخته و چون خود را شناخت خدا را شناخته است. اگر زمانی به آن جاهل شد به خودش جاهل شده و جهل به خود یعنی جهل به خدا و یقیناً کسی که به خودش جاهل باشد به غیرش جاهل‌تر است و اکثر مردم به قلب‌هایشان غافل‌اند و حایل بین قلوب و خودشان می‌شوند.
در نتیجه، این‌که آیه مورد نظر می‌فرماید: «خدا بین انسان و قلبش حایل می‌شود»، پس باید بین انسان و قلب او پیوند قرابت و نزدیکی باشد که خداوند حایل میان آن دو گردد. بنابراین، قطعاً قل

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.