پاورپوینت کامل حدیث علی کنفسی ۹۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل حدیث علی کنفسی ۹۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل حدیث علی کنفسی ۹۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل حدیث علی کنفسی ۹۰ اسلاید در PowerPoint :
پاورپوینت کامل حدیث علی کنفسی ۹۰ اسلاید در PowerPoint
کلیدواژه: حدیث «علی کنفسی»، امام علی (علیهالسّلام)، سند معتبر، منابع اهل سنت.
پرسش: آیا روایت «علی کنفسی» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
پاسخ: روایت «علی کنفسی» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است.
این روایت که لااقل دو سند صحیح دارد، ثابت میکند که امیرمؤمنان (علیهالسّلام) «نفس پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)» است و هیچ تفاوتی با آن حضرت ندارد، تمام فضائل، مقامات و مناقبی را که رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) دارد، امیرمؤمنان (علیهالسّلام) نیز دارد، جز نبوت که استنثنا شده است و این برترین فضیلت امیرمؤمنان (علیهالسّلام) به شمار میرود.
در این نوشتار، روایات را از منابع مختلف آورده و اسناد آنها را بررسی خواهیم کرد.
فهرست مندرجات
۱ – آیه دال بر نفس رسولالله
۱.۱ – بزرگترین فضیلت امیرمؤمنان
۲ – روایات درباره نفس رسولالله
۲.۱ – روایت زید بن یثیع از ابوذر
۲.۱.۱ – بررسی سند روایت
۲.۱.۱.۱ – عباس بن محمد
۲.۱.۱.۲ – احوص بن جواب
۲.۱.۱.۳ – یونس ابواسحاق سبیعی
۲.۱.۱.۴ – ابواسحاق سبیعی
۲.۱.۱.۵ – زید بن یثیع
۲.۱.۱.۶ – ابوذر غفاری
۲.۱.۲ – تفاوت روایت احمد با روایت نسائی
۲.۲ – روایت عبدالله بن شداد
۲.۲.۱ – بررسی سند روایت عبدالله
۲.۲.۱.۱ – شریک بن عبدالله قاضی
۲.۲.۱.۲ – عیاش بن عمرو عامری
۲.۲.۱.۳ – عبدالله بن شداد
۲.۳ – روایت عبدالرحمن بن عوف
۲.۴ – روایت جابر بن عبدالله
۲.۵ – روایت مطلب بن عبدالله
۳ – نتیجه
۴ – پانویس
۵ – منبع
آیه دال بر نفس رسولالله
یکی از آیاتی که از فضائل بینظیر «اهل البیت» و به ویژه امیرمؤمنان (علیهالسّلام) محسوب میشود، آیه مباهله است، بر طبق این آیه، امیرمؤمنان (علیهالسّلام) «نفس» رسول الله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) است؛ آنجا که خداوند میفرماید:
«فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ اَبْناءَنا وَ اَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ اَنْفُسَنا وَ اَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبین؛ هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود آنگاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»
اکثر مفسران مسلمان بر این باور هستند که مقصود از «انفسنا» در این آیه، امیرمؤمنان علی بن ابیطالب (علیهالسّلام) است. روایات فراوانی در منابع شیعه و سنی در اینباره وجود دارد که البته موضوع بحث ما نیست.
این آیه دلالت میکند که امیرمؤمنان (علیهالسّلام) با رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) هیچ تفاوتی ندارد؛ هر فضیلتی پیامبر خدا دارد، امیرمؤمنان نیز از آن برخوردار است. اگر پیامبر معصوم است، نفس او نیز این چنین است. اگر پیامبر علم غیب دارد، نفس او نیز این چنین است و….
و این برترین فضیلت امیرمؤمنان (علیهالسّلام) محسوب میشود.
بزرگترین فضیلت امیرمؤمنان
در کتاب مناقب دیلمی آمده است:
روزی مأمون به امام رضا (علیهالسّلام) گفت:
بزرگترین فضیلتی که امیرالمؤمنان علی (علیهالسّلام) از قرآن دارد برای من بگو.
امام رضا (علیهالسّلام) فرمود:
فضیلته فی المباهله وانّ الرسول (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) باهل بعلی وفاطمه زوجته والحسن والحسین وجعله منها کنفسه وجعل لعنه الله علی الکاذبین وقد ثبت انّه لیس احد من خلق الله یشبه رسول الله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) وسلم فوجب له من الفضل ما وجب له الاّ النبوه، فایّ فضل وشرف وفضیله اعلی من هذا.
برترین فضیلت آن حضرت، در قصّه مباهله است. همانا رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به وسیله علی، فاطمه همسر علی، امام حسن و امام حسین (علیهمالسّلام) (با نصارای نجران) مباهله کرد، و آن حضرت را همانند جان خویش قرار داد، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار داد.
و البته ثابت است که کسی از آفریدگان همانند رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نبوده؛ بنابراین، همه فضایلی که بر رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) لازم بوده بر علی (علیهالسّلام) نیز ثابت شده جز پیامبری؛ پس کدامین فضل و برتری بالاتر از این فضل و شرف است.
مأمون گفت: شاید رسول خدا با «النفس» به جان خویش اشاره کرده است!
امام رضا (علیهالسّلام) فرمود:
چنین اشارهای جایز نیست؛ چراکه رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) با همه آنها به سوی نصارای نجران بیرون آمده و با همه آنها به مباهله پرداخته است. اگر جان خویش را اراده فرموده بود، میبایستی علی (علیهالسّلام) را از مباهله خارج میکرد؛ در صورتی که به اتفاق همه مسلمانان علی (علیهالسّلام) جزو آنان بوده است.
مأمون گفت: در آن هنگام که پاسخ آید، سخن ساقط میشود.
شاعری خوش ذوق این حدیث را این چنین به شعر درآورده است:
یا من یقیس به سواه جهالهدع عنـــک هذا قیاس مضــیّع •••• لو لم یکـن فی النــصّ الاّ انّهنفس النیّ کفاه هذا الموضع
ای کسی که از روی نادانی دیگری را با او مقایسه میکنی، رها کن که این قیاس باطلی است.
اگر نصّ و آیه صریحی جز آیه مباهله که در آن علی (علیهالسّلام) جان پیامبر (علیهماالسّلام) شمرده شده نبود، برای فضل و برتری آن حضرت کافی بود.
نظیر این روایت را سیدمرتضی در کتاب الفصول المختاره، نقل کرده است.
روایات درباره نفس رسولالله
اطلاق «نفس رسول الله» برای امیرمؤمنان (علیهالسّلام)، تنها به همین مورد و آیه مباهله، منحصر نمیشود؛ بلکه رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در موارد متعدد امیرمؤمنان (علیهالسّلام) را «نفس» خود معرفی کرده است.
روایات معتبر در منابع اهل سنت وجود دارد که این مطلب را ثابت میکند.
روایت زید بن یثیع از ابوذر
اَخْبَرَنَا الْعَبَّاسُ بْنُ مُحَمَّدٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا الاَحْوَصُ بْنُ جَوَابٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا یُونُسُ بْنُ اَبِی اِسْحَاقَ، عَنْ اَبِی اِسْحَاقَ، عَنْ زَیْدِ بْنِ یُثَیْعٍ، عَنْ اَبِی ذَرٍّ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم):
«لَیَنْتَهِیَنَّ بَنُو وَلِیعَهَ، اَوْ لاَبْعَثَنَّ اِلَیْهِمْ رَجُلا کَنَفْسِی، یُنْفِذُ فِیهِمْ اَمْرِی، فَیَقْتُلَ الْمُقَاتِلَهُ، وَیَسْبِیَ الذُّرِّیَّهَ».
فَمَا رَاعَنِی اِلا وَکَفُّ عُمَرَ فِی حُجْزَتِی مِنْ خَلْفِی: مَنْ یَعْنِی؟ فَقُلْتُ: مَا اِیَّاکَ یَعْنِی، وَلا صَاحِبَکَ، قَالَ: فَمَنْ یَعْنِی؟ قَالَ: خَاصِفُ النَّعْلِ، قَالَ: وَعَلِیٌّ یَخْصِفُ نَعْلاً.
زید بن یثیع از ابوذر نقل میکند که: رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمود: «باید بنو ولیعه (حاکمان سرزمین حضرموت) از این شیوه دست بردارند، در غیر این صورت مردی را به سوی آنان روانه میکنم که مانند خودم است. وی در میان آنان امر من را به اجرا درآورد، جنگ جویانشان را میکشد و فرزندانشان را به اسارت میگیرد».
ابوذر میگوید: شگفت زده از سخن حضرت بودم که عمر از پشت، پهلوی من را گرفت و گفت: مقصود پیامبر کیست؟ گفتم: مقصودشان تو و رفیقت (ابابکر) نیست. گفت: پس چه کسی است؟ گفتم: کسی که کفش را وصله میزند و علی (علیهالسّلام) مشغول وصله زدن کفش بود.
بررسی سند روایت
سند این روایت را از جهت راویان بررسی میکنیم.
عباس بن محمد
ذهبی درباره او میگوید:
عباس بن محمد الدوری ابو الفضل مولی بنیهاشم عن حسین الجعفی وابی داود وعنه الاربعه والاصم وابن البختری ثقه حافظ توفی ۲۷۱ ۴
عباس بن محمد، ثقه و حافظ بود.
ابنحجر میگوید:
عباس بن محمد بن حاتم الدوری ابو الفضل البغدادی خوارزمی الاصل ثقه حافظ من الحادیه عشره مات سنه احدی وسبعین وقد بلغ ثمانیا وثمانین سنه ۴
عباس بن محمد، ثقه و حافظ بود.
احوص بن جواب
الاحوص بن جَوّاب: از روات صحیح مسلم، ابوداود، ترمذی و نسائی؛ ذهبی درباره او مینویسد:
الاحوص بن جواب م س عن یونس بن ابی اسحاق وغیره صدوق.
احوص بن جواب که از یونس بن ابیاسحاق و دیگران روایت نقل کرده، راستگو است.
ذکر من تکلم فیه وهو موثق ج۱ ص۴۰، رقم: ۲۴
و ابنحجر میگوید:
الاحوص بن جواب بفتح الجیم وتشدید الواو الضبی یکنی ابا الجواب کوفی صدوق ربما وهم من التاسعه مات سنه احدی عشره م د ت س.
احوص بن جواب، کوفی و راستگو بود؛ گاهی دچار وهم میشد.
یونس ابواسحاق سبیعی
از روات صحیح مسلم و سایر صحاح سته:
تعدادی از علمای اهل سنت، او را تضعیف کردهاند؛ ولی شمسالدین ذهبی، تضعیفات را نادیده گرفته و نام او را در کتاب «ذکر من تکلم فیه و هو موثق» آورده است:
یونس بن ابی اسحاق السبیعی م علی ثقه قال ابوحاتم لا یحتج به وضعفه احمد
یونس بن ابیاسحاق، از روات مسلم و ثقه است، ابوحاتم گفته به روایات او احتجاج نمیشود، احمد نیز او را تضعیف کرده است.
ذکر من تکلم فیه وهو موثق ج۱ ص۲۰۴، رقم: ۳۸۹
و در کتاب الکاشف مینویسد:
یونس بن ابیاسحاق السبیعی عن ناجیه بن کعب ومجاهد وعنه ابناه اسرائیل وعیسی والفریابی صدوق وثقه بن معین وقال احمد حدیثه مضطرب وقال ابو حاتم لا یحتج به مات ۱۵۹ م ۴.
یونس بن ابیاسحاق، راستگو است، یحیی بن معین او را توثیق کرده، احمد گفته که حدیث او آشفته است، ابوحاتم گفته: به روایات او احتجاج نمیشود.
ابنحجر عسقلانی در تقریب التهذیب مینویسد:
یونس بن ابیاسحاق السبیعی ابو اسرائیل الکوفی صدوق یهم قلیلا من الخامسه مات سنه اثنتین وخمسین علی الصحیح ر م ۴
یونس بن ابیاسحاق، راستگو و کمی دچار توهم میشده.
به هر حال، ایشان از راویان صحیح مسلم است و همین برای اثبات وثاقت او کفایت میکند؛ چنانچه احمد بن علی اصفهانی نام او را در کتاب رجال مسلم آورده است:
یونس بن ابی اسحاق السبیعی الهمدانی الکوفی کنیته ابو اسرائیل السبیعی روی عن عبدالله بن ابی السفر فی الجهاد روی عنه ابو المنذر اسماعیل.
حتی البانی وهابی نیز روایات یونس بن ابیاسحاق را تصحیح کرده است؛ از جمله در ارواء الغلیل بعد از نقل روایتی که یونس بن ابیاسحاق در سند آن است میگوید:
اخرجه احمد (۶/۱۸۵-۱ ۸۶) من طریق یونس بن ابی اسحاق عنه. وهذا اسناد صحبح علی شرط مسلم.
این روایت را احمد از طریق یونس بن ابیاسحاق نقل کرده و سند آن بنابر شرایطی که مسلم برای صحت روایت قبول دارد، صحیح است.
و در کتاب صحیح ابوداود روایت او را بر طبق شرایطی که بخاری و مسلم در صحت روایت قائل هستند، صحیح میداند:
والحدیث اخرجه احمد (۴/۲۵۵) قال: ثنا وکیع: ئنا یونس بن ابی اسحاق: سمعته من الشعبی… وهذا اسناد صحیح علی شرط الشیخین.
این حدیث را احمد از وکیع از یونس بن ابیاسحاق از شعبی نقل کرده است و این سندی است که بنابر شرایط بخاری و مسلم صحیح است.
و در کتاب ظلال الجنه روایتی را که در سند آن یونس بن ابیاسحاق وجود دارد، «صحیح» دانسته است:
۱۰۶۳ (صحیح)
حدثنا ابو بکر ثنا وکیع عن یونس بن ابی اسحاق عن العیزار ابن حریث العبدی عنام الحصین الاحمسیه قالت سمعت رسول الله صلی الله علیه وسلم وعلیه برده متلفعا بها وهو یقول
ان امر علیکم عبد حبشی مجدع فاسمعوا له ما اقام بکم کتاب الله عز وجل.
بنابراین یونس بن ابیاسحاق ثقه و مورد اعتماد است.
ابواسحاق سبیعی
از روات بخاری، مسلم و سایر صحاح سته: ذهبی درباره او مینویسد:
عمرو بن عبدالله ابو اسحاق الهمدانی السبیعی احد الاعلام عن جریر وعدی بن حاتم وزید بن ارقم وابن عباس وامم وعنه ابنه یونس وحفیده اسرائیل وشعبه والسفیانان وابو بکر بن عیاش هو کالزهری فی الکثره غزا مرات وکان صواما قواما عاش خمسا وتسعین سنه مات ۱۲۷ ع.
عمرو بن عبدالله ابواسحاق سبیعی، یکی از سرشناسان بوده، از جریر بن حازم و عدی بن حاتم، زید بن ارقم، ابنعباس و افراد زیادی روایت شنیده، و از او فرزندش یونس و نوهاش اسرائیل، همچنین شعبه بن الحجاج، سفیان ثوری و سفیان بن وکیع و ابوبکر بن عیاش روایت نقل کردهاند. او در کثرت نقل همانند زهری بوده است، چندین مرتبه در جنگها شرکت کرد، او زیاد روزه میگرفت و زیاد خداوند را عبادت میکرد.
و ابنحجر مینویسد:
عمرو بن عبدالله بن عبید ویقال علی ویقال بن ابی شعیره الهمدانی ابو اسحاق السبیعی بفتح المهمله وکسر الموحده ثقه مکثر عابد من الثالثه اختلط باخره مات سنه تسع وعشرین ومائه وقیل قبل ذلک ع.
عمرو بن عبدالله، ثقه بود، روایات زیادی نقل کرده و اهل عبادت بود، در آخر عمرش دچار اختلال شد.
زید بن یثیع
ذهبی در الکاشف میگوید:
زید بن یثیع عن ابی بکر وابی ذر وعنه ابو اسحاق فقط وثق حب ت.
زید بن یثیع که از ابوبکر و ابوذر روایت شنیده و تنها ابواسحاق از او روایت نقل کرده، توثیق شده است.
و ابنحجر در تقریب التهذیب مینویسد:
زید بن یثیع بضم التحتانیه… الهمدانی الکوفی ثقه مخضرم من الثانیه ت س.
زید بن یثیع همدانی، ثقه و مخضرم بود.
مخضرم، به کسی میگویند که هم زمان جاهلیت و هم اسلام را درک کرده باشد.
ابوذر غفاری
صحابی.
احمد بن حنبل، همین روایت را به این صورت نقل کرده است:
حدثنا عبدالله قال حدثنی ابی قثنا یحیی بن آدم نا یونس عن ابی اسحاق عن زید بن یثیع قال قال رسول الله صلی الله علیه وسلم لینتهین بنو ولیعه او لابعثن الیهم رجلا کنفسی یمضی فیهم امری یقتل المقاتله ویسبی الذریه قال فقال ابو ذر فما راعنی الا برد کف عمر فی حجزتی من خلفی فقال من تراه یعنی قلت مایعنیک ولکن یعنی خاصف النعل.
از زید بن یثیع نقل شده است که رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمود:
«یا بنو ولیعه از این شیوه دست برمیدارند، یا مردی را به سوی آنان میفرستم که همانند خودم هست. او در میان آنان فرمان مرا اجرا م
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 