پاورپوینت کامل تحصیل معرفت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل تحصیل معرفت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تحصیل معرفت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل تحصیل معرفت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
پاورپوینت کامل تحصیل معرفت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
کلیدواژه: قرآن کریم، تحصیل، معرفت، عقل، شناخت .
پرسش: شرایط پاورپوینت کامل تحصیل معرفت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint چیست؟
فهرست مندرجات
۱ – شناخت عقلی قلبی
۲ – چراغ دیده عقل
۲.۱ – چراغ وحی
۲.۱.۱ – تأبیر وحی به نور در روایات
۳ – چراغ امام
۳.۱ – نمونه عینی وحی
۳.۱.۱ – نکته
۴ – چراغ بصیرت
۴.۱ – روشنایی قیامت
۴.۱.۱ – تفسیر از امام صادق
۵ – علم نور یا نور علم
۵.۱ – روایت عنوان بصری
۶ – شناخت حقیقت با چراغ بصیرت
۷ – شناختهای ثابت
۷.۱ – روایتی از امام کاظم
۷.۲ – روایتی از امام صادق
۷.۳ – نامه ابن عربی به فخر رازی
۷.۴ – سوال
۸ – خلاصه
۹ – پانویس
۱۰ – منبع
شناخت عقلی قلبی
از نظر قرآن کریم شرط شناخت عقلی قلبی همانند دیدار حسی، خارج شدن از تاریکی و قرار گرفتن در نور است، گرچه حقیقت این دو دیدار و تاریکی و نور با هم تفاوت دارند.
این شرط، شرطِ اصلی شناختهای عقلی قلبی است و سایر شرایط به آن باز میگردد.
از نظر قرآن، دلیل اینکه جهانبینی عدهای از مردم، صحیح نیست و بر این اساس، دلایل روشن و قطعی توحید را تکذیب میکنند، این است که آنان در تاریکی هستند و دیده عقلشان از دیدار حقایق عقلی ناتوان است:
«وَ الَّذِینَ کذَّبُواْ بِئایـتِنَا صُمٌّ وَ بُکمٌ فِی الظُّـلُمَـتِ؛ آنان که دلایل روشن و قطعی ما را تکذیب میکنند کرها و گنگهایی هستند که در تاریکیها قرار دارند.»
در سوره نور، در ضمن یک مثل، زندگی ظلمانی و وحشت انگیز و نا آرام کسانی که دیده عقلشان در تاریکی است و از دیدار حقایق عقلی محروماند، چنین تصویر شده است:
«اَوْ کظُـلُمَـتٍ فِی بَحْرٍ لُّجِّی یغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُـلُمَـتُ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ اِذَآ اَخْرَجَ یدَهُ لَمْ یکدْ یرَاهَا وَ مَن لَّمْ یجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَما لَهُ مِنْ نُورٍ؛ … یا همچون تاریکیهایی در دریایی ژرف که موجی آن را فرا گرفته و بالای آن موج، موج دیگری است و بالاتر از آن ابری است، تاریکیهایی انباشته بر هم به گونهای که اگر شخص دست خود را بیرون آورد، آن را نمیبیند. و هر کس که خداوند برای او نوری قرار ندهد، نوری برای او نیست.»
در این مثل، کسانی که در تاریکی عقلی به سر میبرند و در مسیر زندگی از روشنایی معنوی محروماند، به افرادی تشبیه شدهاند که در کشتی نشستهاند و کشتی در شبی فوقالعاده تاریک در اقیانوسی ژرف در حرکت است. دریا موج میزند و امواج کوهپیکر و خروشان، تعادل را از کشتی گرفتهاند و هر لحظه بیم آن میرود که موج، کشتی و سرنشینان آن را به اعماق دریا فرو برد. علاوه بر تاریکی شب، ابرهای تیرهای برفراز اقیانوس، گسترده، مانع از تابش نور ماه و ستارگان است. و ظلمت، سایه قیرگون خود را چنان برسرنشینان سفینه گسترده است که حتی وقتی دست خود را جلو چشمانشان میگیرند، نمیتوانند آن را ببینند!
قرآن کریم پس از ذکر این مثل چنین میفرماید:
«وَ مَن لَّمْ یجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَما لَهُ مِنْ نُورٍ؛ کسی که خداوند برای او نوری قرار ندهد، نوری برای او نیست».
یعنی این، مثل کسی است که از روشنایی مشعل فروزان هدایت الهی محروم است. و کسی که خداوند برای او نوری قرار ندهد، در مسیر زندگی گرفتار ظلماتی این چنین هولناک است. (در آیات دیگری، مانند آیات ۸ و ۹ از سوره یس، نیز این واقعیت به صورت مَثَل مطرح شده است.)
چراغ دیده عقل
در این جا این سؤال قابل طرح است که چراغ یا چراغهایی که خداوند برای روشنایی دادن به دیده عقل آفریده است، چیست؟
قرآن کریم به این سؤال چنین پاسخ میدهد که در نظام هستی سه چراغ وجود دارد که به دیده عقل روشنایی میدهند. این سه چراغ عبارتاند از: چراغ وحی، چراغ امام و چراغ بصیرت.
از دیدگاه قرآن، آفریدگاری که برای روشنایی دادن به دیده حس، چراغ خورشید را آفریده است، هم او برای روشنایی دادن به دیده عقل، چراغ وحی را پدید آورده است. و همانگونه که بجز خورشید، سایر چراغهایی که به دیده حس روشنایی میدهند، از خورشید استضائه میکنند، همچنین، بجز وحی، سایر چراغهایی که به دیده عقل نور میدهند، از پرتو وحی نور میگیرند.
چراغ وحی و پیشوای الهی از بیرون به دیده عقل و قلب نور میدهند و چراغ بصیرت، از درون جان به دیده عقل روشنایی میبخشد. در حقیقت، شرایط شناخت، از دیدگاه قرآن، پس از رفع موانع شناخت، استفاده و استضائه از این چراغهاست.
ما ابتدا چراغ وحی را، به عنوان اصیلترین و نخستین شرایط شناختهای عقلی و قلبی از دیدگاه قرآن مطرح میکنیم و پس از آن سایر چراغهایی را که از این منبع اخذ نور میکنند، توضیح میدهیم.
چراغ وحی
در قرآن کریم و احادیث اسلامی، وحی که پیام رشد و تکامل انسان است، به عنوان چراغی که به دیده عقل نور میدهد، مطرح شده است. خداوند خطاب به پیامبر اسلام میفرماید:
«کتَـبٌ اَنزَلْنَـهُ اِلَیک لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّـلُمَـتِ اِلَی النُّورِ؛ این کتابی است که به سوی تو فرو فرستادیم تا مردم را از تاریکیها خارج کنی و به روشنایی وارد سازی». (در سوره طلاق آیه ۱۱ و سوره حدید آیه ۹ نیز این معنا تکرار شده است. همچنین در سوره ابراهیم آیه ۵ درباره حضرت موسی (علیهالسّلام) آمده است: «وَ لَقَدْ اَرْسَلْنَا مُوسَی بِئایـتِنَآ اَنْ اَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّـلُمَـتِ اِلَی النُّورِ.»)
بنابراین آیه، پیامبر اسلام ماموریت دارد که با کتاب خدا مردم را از ظلمتها نجات دهد و به جهان نور وارد سازد. پس، از نظر قرآن، چراغی که به دیده عقل نور میدهد و مردم را از تاریکیهای گمراهی و تباهی، خارج و به روشنایی هدایت و سعادت وارد میسازد، کتاب خدا و وحی است.
و در جای دیگر چنین میفرماید:
«وَ اَنزَلْنَآ اِلَیکمْ نُورًا مُّبِینًا؛ و فرو فرستادیم به سوی شما نوری روشنگر را.»
و در سوره مائده میفرماید:
«قَدْ جَآءَکم مِّنَ اللَّهِ نُورٌ وَ کتَـبٌ مُّبِینٌ؛ همانا از سوی خدا نور و کتابی روشنگر برای شما آمد». (در آیات دیگری نیز، از وحی، تعبیر به «نور» شده است؛ مانند: آیه۱۵۷سوره اعراف ؛ آیه۴۴- ۴۶ سوره مائده؛ آیه۹۱ سوره انعام؛ آیه ۸ سوره تغابن.
تأبیر وحی به نور در روایات
در احادیث و روایات اسلامی نیز مکررا از وحی به نور و روشنایی تعبیر شده است، نوری که با دیده دل قابل رؤیت است و آنان که دیده دلشان بیناست، این نور را میبینند.
امام علی (علیهالسّلام) در خطبه قاصعه، آنجا که از مشاهدات غیبی خود در آغاز بعثت پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) سخن میگوید، تصریح میکند که: «أری نُورَ الوَحی و الرِّسالَهِ؛ یعنی من نور وحی و رسالت را میدیدم.»
از این کلام امیرالمؤمنین معلوم میشود که وحی، چراغی فروزان است، اما دیدن نور وحی ویژه کسانی است که مانند امام علی (علیهالسّلام) دیده دلشان بیناست.
پیامبر اسلام در توصیف قرآن که پیام هدایت و رشد انسان و وحی الهی است میفرماید:
«فِیهِ مَصابِیحُ الهُدی و مَنارُ الحِکمَهِ؛ در آن چراغهای هدایت و جایگاه نور حکمت است.»
و امام علی (علیهالسّلام) در همین مورد میگوید:
«جَعَلَهُ اللّهُ… نُورَا لَیسَ مَعَهُ ظُلمَهٌ؛ خداوند، قرآن را نوری قرار داده که با آن ظلمت نیست.»
و در سخنی دیگر میفرماید:
«افضَلُ الذِّکرِ القُرآنُ؛ بِهِ تُشرَحُ الصُّدُورُ، تَستَنِیرُ السَّرائِرُ؛ بهترین ذکر، قرآن است که با آن، ظرفیت فکری و روحی انسان گسترش مییابد و درونها روشن میگردد.»
امام حسن مجتبی (علیهالسّلام) نیز درباره روشنگری قرآن چنین میگوید:
«فِیهِ مَصابِیحُ النُّورِ و شِفاءُ الصُّدُورِ؛ در آن چراغهای نور و درمان بیماریهای درونی است.»
از این رو یکی از دعاهای پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) این بود که: «اللّهُمَّ نُوِّر بِکتابِک بَصَرِی؛ یعنی خدایا! با کتاب خودت دیدهام را روشن کن.»
و نیز امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) وقتی که قرآن را ختم میکرد، در ضمن دعا میفرمود:
«اللّهُمَّ… نَوِّر بِالقُرآنِ بَصَرِی… خدایا با قرآن دیدهام را نورانی کن.»
دیدهای که با قرآن و وحی الهی روشن میشود، دیده حس نیست، دیده عقل و قلب است. بنابراین، از ملاحظه مجموع آیات و روایاتی که مطرح شد، میتوان به این نتیجه رسید که یکی از چراغهایی که آفریدگار جهان برای روشنایی دادن به دیده عقل آفریده، وحی است و همانطور که اگر پرتو خورشید نباشد، دیده حس نمیتواند حقایق حسی را ادراک کند و راه را از چاه تشخیص دهد، اگر نور وحی هم نباشد، دیده عقل نمیتواند حقایق عقلی را بشناسد و راه هدایت و سعادت انسان را به او نشان دهد.
اختلاف ادیان و این که هر قوم و ملت و گروه و حزب و سازمان، برنامه زندگی و راه سعادت و تکامل انسان را به گونهای مطرح میکنند، به این دلیل است که دیده عقل، به تنهایی و بدون چراغ وحی نمیتواند حقیقت را آنگونه که هست، ببیند و راه رستگاری را به طور کامل به انسان نشان دهد.
چراغ امام
از دیدگاه قرآن و حدیث یکی دیگر از چراغهایی که در نظام آفرینش به دیده عقل نور میدهد، چراغ روشنگر وجود امام است.
امام کیست؟ و انسان چگونه امام میشود؟ و امام چگونه به دیده عقل روشنایی میدهد؟
آنچه به طور اجمال در این جا قابل ذکر است، این است که:
نمونه عینی وحی
امام یعنی نمونه عینی وحی؛ وحی، گاهی به صورت پیام است و گاه عینیت مییابد. عینیت یافتن وحی این است که در وجود انسان، متحقق و متجلی شود. وقتی پیام الهی که پیام رشد و تکامل انسان است، در وجود او متحقق و متجلی شد، استعدادهای انسانی در او شکوفا میگردد و آدمی، نمونه عینی وحی، وحی مجسم و یا تجسم وحی و قرآن ناطق میشود.
امام کسی است که با عینیت یافتن چراغ وحی در وجود او، خود چراغ عینی وحی شده است. لذا قرآن کریم از پیامبر اسلام که کاملترین الگوی وحی و والاترین انسان و امام امامان است، تعبیر به «سراج منیر» یعنی چراغ روشنگر میکند:
«یـاَیهَا النَّبِی اِنَّـآ اَرْسَلْنَـک شَـهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَ نَذِیرًا• وَ دَاعِیا اِلَی اللَّهِ بِاِذْنِهِ وَ سِرَاجًا مُّنِیرًا؛ ای پیامبر! ما تو را گواه مژده آور، هشداردهنده، دعوتکننده به سوی خدا به فرمان او و چراغی روشنگر فرستادیم.»
نکته
نکته قابل توجه، این است که قرآن نمیگوید پیامبر کسی است که برای راهنمایی مردم چراغ هدایت بهدست دارد، بلکه میگوید پیامبر، خود، چراغی روشنگر است.
امام علی (علیهالسّلام) نیز در توصیف پیامبر اکرم میفرماید:
«سِراجٌ لَمَعَ ضَوؤُهُ، و شِهابٌ سَطَعَ نُورُهُ و زَنْدٌ بَرَقَ لَمْعُهُ؛ او چراغی است که پرتو آن درخشان است و ستارهای است که نور آن تابان است و آتش زنهای است که روشنی آن درخشش دارد.)
امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) در بیان موقعیت امامت خود نیز چنین میفرماید:
«انَّما مَثَلِی بَینَکم کمَثلِ السِّراجِ فِی الظُّلْمَهِ؛ همانا مثل من در میان شما، همچون چراغ در تاریکی است.»
در زیارت جامعه کبیره میخوانیم:
«السَّلامُ عَلی ائمَّهِ الهُدی و مَصابِیحِ الدُّجی؛ درود بر امامان هدایت و چراغهای تاریکیها.»
در این عبارات، امام بهعنوان چراغی مطرح شده است که به دیده عقل روشنایی میدهد و انسان برای شناخت حقایق عقلی و یافتن راه رشد و تکامل نیازمند به استفاده و استضائه از این چراغ است.
ابو خالد کابلی روایتی از امام باقر (علیهالسّلام) نقل کرده است که این معنا، با صراحت بیشتری در آن بیان شده است. در این روایت امام (علیهالسّلام) پس از این که کلمه نور در آیه کریمه «فَامِنُواْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی اَنزَلْنَا» را به ائمه خاندان رسالت تفسیر میکند، میفرماید:
«وَ اللّهِ یا ابا خَالِدٍ لَنورُ الامامِ فی قُلُوبِ المُؤمِنینَ انوَرُ مِنَ الشَّمسِ المُضِیئَهِ بِالنَّهارِ، وَ هُمْ وَ اللّهِ ینَوِّرونَ قُلُوبَ المُؤمِنینَ، وَ یحْجُبُ اللّهُ (عَزَّوجَلَّ) نُورَهُم عَمَّن یشاءُ، فَتُظلَمُ قُلُوبُهُم؛ ای ابا خالد! به خدا سوگند که نور امام در دلهای افراد با ایمان، قطعا روشنتر از نور خورشید روشنگر در روز است. و امامان، به خدا سوگند، دلهای مردم با ایمان را روشن میکنند. و خداوند نور آنان را از کسانی که بخواهد میپوشاند و در نتیجه دلهای ایشان تاریک میشود.»
استفاده و استضائه از چراغ وجود امام، یافتن راه تکامل در پرتو انوار هدایت او و رهروی راهی است که او رفته تا به قله کمال رسیده است.
به عبارت دیگر، امام کسی است که با قرار گرفتن در اوج قله تکامل انسانیت، چراغ رهروان راه کمال شده است و هر کس بخواهد از این چراغ پرتو بگیرد و کامل شود، باید از راهی برود که او رفته است. و این جاست که «خط امام» مطرح میشود. خط امام، یعنی خط کسی که وحی در وجود او عینیت یافته است و لذا خط و راه او راه وحی و راه کمال است. و هر کس بخواهد در این راه حرکت کند و منحرف نشود باید دنبال امام حرکت کند. از این رو از امام به «صراط» و «سبیل» یعنی راه تعبیر شده است. در دعای ندبه، پس از اشاره به آیاتی در مورد امامتِ خاندان رسالت به این نتیجه میرسد که: فَکانُوا هُمُ السَّبِیلَ الَیک و المَسلَک الی رِضوانِک؛ یعنی: خدایا! امامان از خاندان رسالت، راه بهسوی تو و طریق رسیدن به رضای تو بودند.
چراغ بصیرت
بصیرت، روشنایی و نور خاصی است که در نتیجه استضائه از چراغ وحی و امام در عمق جان انسان پدید میآید. به عبارت دیگر، چراغ وحی و چراغ وجود امام، مقدمه روشن شدن چراغ بصیرت در عمق وجود انسان هستند.
تلاش همه انبیای الهی و رهروان راستین آنان این بوده است که چراغ را در درون جان و روان انسان بیفروزند تا انسان، هستی را آنگونه که هست، ببیند و راه زندگی را آنگونه که شایسته است، انتخاب کند.
قرآن کریم مقایسه جالبی دارد، در مورد کسانی که چراغ بصیرت در جان دارند و کسانی که فاقد این چراغ هستند و اندیشه آنان در تاریکی معنوی است، میفرماید:
«اَوَ مَن کانَ مَیتًا فَاَحْیینَـهُ وَ جَعَلْنَا لَهُ نُورًا یمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ کمَن مَّثَلُهُ فِی الظُّـلُمَـتِ لَیسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا؛ آیا کسی که مرده بود و ما او را زنده کردیم و برای او نوری قرار دادیم که در پرتو آن در جامعه حرکت میکند، همانند کسی است که در تاریکیهاست و از آن بیرون شدنی نیست؟».
یعنی مردم دو دستهاند: دسته اول کسانی که از زندگی حیوانی عبور کرده، به حیات انسانی رسیدهاند و دسته دوم کسانی که فاقد حیات انسانی هستند.
کسانی که به زندگی انسانی رسیدهاند، دارای نورانیت و روشنبینی الهی ویژهای هستند که میدانند چگونه باید زندگی کنند. به عکس کسانی که فاقد حیات انسانی هستند،اندیشه آنان در تاریکی مطلق است و به دلیل این که حقیقت را نمیبینند، نمیدانند راه رشد و سعادت چیست و چگونه باید زندگی کنند؟امام زین العابدین (علیهالسّلام) در دعایی میفرماید:
«وَ هَبْ لِی نُورا امشِی بِهِ فِی النّاسِ، وَ اهتَدِی بِهِ فِی الظُّلُماتِ، و استَضِیءُ بِهِ مِنَ الشَّک و الشُّبُهاتِ؛ خدایا! نوری به من ببخش که در پرتو آن در جامعه حرکت کنم و در تاریکیها راه یابم و از شک و شبهه (در مسائل نظری) بیرون آیم.»
اگر چراغ بصیرت الهی در دستاندیشه باشد، انسان در اظهار نظرهایش خطا نمیکند و در مسائل عقیدتی در تردید و دودلی نمیماند. و از آنجا که روشنایی قیامت و زندگی پس از مرگ بازتاب روشنبینی انسان در این جهان است، کسانی که چراغ بصیرت را در این جهان دارند، در صحنه قیامت نیز در روشنایی هستند.
روشنایی قیامت
در قیامت خورشید، ماه، ستاره و چراغی که فضا را روشن کند وجود ندارد. نوری که فضای قیامت را روشن میکند، روشنایی چراغ نفس انسان است و این نور، همان نور بصیرت است که در عالم قیامت ظهور میکند و در آن تاریکی مطلق که هر کس تنها با نور خویش میبیند، راهنمای انسان است.
قرآن کریم از آینده کسانی که در فضای قیامت از چراغ نور درون استضائه میکنند و کسانی که از این نور محروم هستند، چنین پیشگویی میکند:
«یوْمَ تَرَی الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَـتِ یسْعَی نُورُهُم بَینَ اَیدِیهِمْ وَ بِاَیمَـنِهِم… یوْمَ یقُولُ الْمُنَـفِقُونَ وَ الْمُنَـفِقَـتُ لِلَّذِینَ ءَامَنُواْ انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِکمْ قِیلَ ارْجِعُواْ وَرَآءَکمْ فَالْتَمِسُواْ نُورًا؛ روزی که میبینی نور مردان و زنان با ایمان، پیشاپیش و در سمت راست آنان حرکت میکند… روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان میگویند: «اندکی بایستید تا از نور شما استفاده کنیم»، پاسخ میشنوند که: به پشت سر خود [دنیا] باز گردید و از آنجا نور بجویید.»
تفسیر از امام صادق
امام صادق (علیهالسّلام) در تفسیر این آیه کریمه میفرماید: روز قیامت نور افراد با ایمان پیشاپیش آنان حرکت میکند تا این که وارد منزلهای خود در بهشت شوند و در عالمی که سراسر نور و روشنایی است، قرار گیرند.
عبد اللّه بن مسعود در حدیثی از پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نقل میکند که: خداوند در قیامت به هر کس بهاندازه عملش نور عنایت میکند؛ یعنی هر کس بهاندازهای که از چراغ وحی در این جهان استضائه کرده و از خورشید وجود امام پرتو گرفته است، در قیامت به هماناندازه نور و روشنایی دارد:
«فَمِنهُمْ مَن یعطی نُورَهُ مِثلَ الجَبَلِ العَظیمِ یسعی بَینَ یدَیهِ، و مِنهُم مَن یعطی نُورَهُ اصغَرَ مِن ذلِک؛ کسانی که اعمالشان بسیار ارزنده است، نوری از وجود آنان در تاریکی قیامت ساطع است که همچون کوه بزرگی از نور میدرخشد و پیشاپیش آنان حرکت میکند. و کسانی که اعمالشان ارزش کمتری دارد، نوری که از وجود آنان بر میخیزد، کوچکتر و کمتر است. وَ مِنهُم مَن یعطی مِثلَ النَّخلَهِ بِیمِینِهِ؛ و بعضی از مردم، نورشان بهاندازه روشنایی درخت خرمای افروخته شدهای است که در دست آنان قرار دارد. وَ مِنهُم مَن یعطی نُورا اصغَرَ مِن ذلِک، حَتّی یکونَ رَجُلاً یعطی نُورَهُ عَلی ابهامِ قَدَمِهِ یضِیءُ مَرَّهً و یطفَا مَرَّهً. و برخی از مردمِ با ایمان که عمل کمتری دارند، نورشان از روشنایی درخت خرمای افروخته شده هم کمتر است. و به همینسان، مردمان نورشان کمتر و کمتر میشود تا آنجا که کمترین کسی که از روشنایی اعمال خود برخوردار است کسی است که نوری بر شست پاهای اوست که گاه میدرخشد و گاه خاموش میگردد و این کمترین نور اعمال در عالم قیامت است.»
بدین ترتیب، مؤمنان در پرتو روشنایی اعمال خود، که ضمیمه وجود آنان شده است، در قیامت بهسویی که باید میروند. عدهای که از این روشنایی بیبه
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 