پاورپوینت کامل برتری ائمه نسبت به انبیاء ۷۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل برتری ائمه نسبت به انبیاء ۷۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل برتری ائمه نسبت به انبیاء ۷۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل برتری ائمه نسبت به انبیاء ۷۰ اسلاید در PowerPoint :
پاورپوینت کامل برتری ائمه نسبت به انبیاء ۷۰ اسلاید در PowerPoint
کلیدواژه: معصومان انسان کامل.
پرسش: امام خمینی در کتاب حکومت اسلامیه میگوید: همانا مقام امامان چنان بالاست که نه ملائکه و نه نبی مرسل میتواند به آن برسند. چگونه چنین چیزی قابل پذیرش است؟
پاسخ: برتری مقامات علمیائمه نسبت به انبیا در روایات بسیاری مطرح شده و دلیل اصلی آن وحدت نورانیت باطنی ائمه (علیهالسّلام) با پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) است و چون آن حضرت برتر از همه انبیاء هستند علوم ائمه نیز که برگرفته از همان منبع واحد است از تمامی انبیاء برتر خواهد بود. ضمن اینکه برتری نوع انسان نسبت به ملائکه از مسلمات اسلامی بوده بنابراین، اینکه ائمه معصومین (علیهالسّلام) دارای مقامیبرتر از ملائکه باشند به هیچ وجه جای استبعاد نخواهد داشت.
فهرست مندرجات
۱ – برتری مقامات ائمه در روایات
۲ – افضلیت نوع انسان بر ملائکه
۳ – پاورپوینت کامل برتری ائمه نسبت به انبیاء ۷۰ اسلاید در PowerPoint الهی
۳.۱ – نکته اول
۳.۲ – نکته دوم
۳.۲.۱ – ولایت تشریعی
۳.۲.۲ – ولایت تکوینی
۳.۳ – نکته سوم
۳.۴ – نکته چهارم
۳.۴.۱ – تفاوت مقام ولایت و نبوت
۳.۵ – نتیجهگیری
۳.۶ – داستان حضرت سلیمان
۳.۶.۱ – روایت پیامبر
۴ – منبع برای مطالعه
۵ – پانویس
۶ – منبع
برتری مقامات ائمه در روایات
این کلام امام خمینی برگرفته از احادیث فراوانی است که در کتب روایی معتبر نقل شده است از جمله:
اَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ وَ اَبِی بَصِیرٍ قَالَ قَالَ اَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَا اَبَا مُحَمَّدٍ اِنَّ عِنْدَنَا وَ اللَّهِ سِرّاً مِنْ سِرِّ اللَّهِ وَ عِلْماً مِنْ عِلْمِ اللَّهِ وَ اللَّهِ مَا یَحْتَمِلُهُ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ وَ لَا مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْاِیمَانِ وَ اللَّهِ مَا کَلَّفَ اللَّهُ ذَلِکَ اَحَداً غَیْرَنَا وَ لَا اسْتَعْبَدَ بِذَلِکَ اَحَداً غَیْرَنَا… ؛ امام صادق (علیهالسّلام) فرمود: همانا نزد ما سری از اسرار خداوند و علمی از علم الاهی است که نه ملک مقرب و نه نبی مرسل و نه مومن آزموده شده به ایمان توان دریافت آن را ندارد و خداوند کسی را بدان مکلف نکرده است و احدی غیر ما خداوند را به واسطه این علم پرستش ننموده است.
بنابر این مسئله برتری علم و مقامات ائمه باید براساس این روایات بررسی شود و استناد علمای شیعه در امثال این سخنان بر این گونه روایات بوده است.
افضلیت نوع انسان بر ملائکه
قبل از پرداختن به بحث مقامات ائمه تذکر این نکته لازم است که افضلیت نوع انسان بر ملائکه جزو مسلمات اسلامی محسوب میشود بنابراین، اینکه ائمه معصومین دارای مقامیبرتر از ملائکه باشند به هیچ وجه جای استبعاد نخواهد داشت.
پاورپوینت کامل برتری ائمه نسبت به انبیاء ۷۰ اسلاید در PowerPoint الهی
اما پاورپوینت کامل برتری ائمه نسبت به انبیاء ۷۰ اسلاید در PowerPoint الهی نیز از جهات مختلفی قابل اثبات بوده و باهیچ یک از مبانی اسلامیمنافاتی ندارد و بلکه شناخت این مقامات ارتباط تنگانگی با حقیقت معنوی اسلام دارد که وظیفه هر مسلمانی است که نسبت به این مقامات که خصائص انسان کامل است بی اطلاع نبوده و معرفت درستی نسبت به آن داشته باشد. اثبات این مدعا در ضمن نکات ذیل ارائه میشود:
نکته اول
چهارده معصوم حقیقت واحدی دارند، و به تعبیر دیگر؛ از نور واحدی هستند. این اتحاد نوری اهل بیت (علیهالسّلام) به صراحت در روایات بسیاری وارد شده است، البته گاهی پنج تن آل عبا، و زمانی دیگر، همه معصومان، مورد تصریح روایاتاند.
به عنوان نمونه میتوان روایات زیر را از نوع اول و دوم دانست:
الف. قال الله تعالی: «یَا مُحَمَّدُ اِنِّی خَلَقْتُکَ وَ خَلَقْتُ عَلِیّاً وَ فَاطِمَهَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ مِنْ سِنْخِ نُورِی وَ عَرَضْتُ وَلَایَتَکُمْ عَلَی اَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْاَرَضِینَ فَمَنْ قَبِلَهَا کَانَ عِنْدِی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ جَحَدَهَا کَانَ عِنْدِی مِنَ الْکَافِرِینَ یَا مُحَمَّدُ لَوْ اَنَّ عَبْداً مِنْ عِبَادِی عَبَدَنِی حَتَّی یَنْقَطِعَ اَوْ یَصِیرَ کَالشَّنِّ الْبَالِی ثُمَّ اَتَانِی جَاحِداً لِوَلَایَتِکُمْ مَا غَفَرْتُ لَهُ اَوْ یُقِرَّ بِوَلَایَتِکُم…» حدیث فوق از احادیث معراجی است که حق تعالی خطاب به حضرت رسول (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) میفرماید: ای محمد! من، تو و علی، فاطمه، حسن، حسین را از نور خود آفریدم و ولایت شما را بر اهل آسمان و زمین عرضه داشتم، پس هر کس آن را بپذیرد، در پیشگاه من از مومنان بشمار میآید و هر کس آن را انکار کند، نزد من از کافران محسوب میگردد. ای محمد! اگر بندهای از بندگانم سر برآستان عبودیت من بساید تا بدانجا که جسمش فرسوده و نزار شود سپس در حالتی نزد من آید که منکر ولایت شما باشد، هرگز او را نخواهم آمرزید تا آنکه به ولایت شما تقرب جوید.
ب. «یَا مُحَمَّدُ اِنِّی خَلَقْتُ عَلِیّاً وَ فَاطِمَهَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ وَ الْاَئِمَّهَ مِنْ نُورٍ وَاحِدٍ ثُمَّ عَرَضْتُ وَلَایَتَهُمْ عَلَی الْمَلَائِکَهِ فَمَنْ قَبِلَهَا کَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ وَ مَنْ جَحَدَهَا کَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ یَا مُحَمَّدُ لَوْ اَنَّ عَبْداً مِنْ عِبَادِی عَبَدَنِی حَتَّی یَنْقَطِعَ ثُمَّ لَقِیَنِی جَاحِداً لِوَلَایَتِهِمْ اَدْخَلْتُهُ النَّار…» ؛ در این روایت به نور واحد بودن همه ائمه تصریح شده است.
نکته دوم
همه اهل بیت (علیهالسّلام) صاحب مقام ولایت هستند حضرت علی (علیهالسّلام) در این باره میفرماید: «وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَایَه»؛ ویژگیهای ولایت از آن آل محمد است. به این معنا که جانشینان پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) علاوه بر زعامت اجتماعی و عهده داشتن پاسخگویی به احکام دینی، انسانهای خود ساخته و معصومیاند که بر جهان و انسان، نفوذ غیبی دارند و به اذن خدا ناظر بر ارواح و نفوس و قلوباند و بر آنها تصرف تکوینی دارند.
علامه طباطبایی (رحمهاللهعلیه) در این باره میگوید: مقام امامت یک نوع ولایت است بر اعمال مردم از نظر باطن که توام با هدایت باشد و هدایت در اینجا به معنای رساندن به مقصود است نه تنها راهنمایی و ارائه طریق که کار پیغمبران و رسولان و بلکه عموم مومنانی است که از راه موعظه و نصیحت، مردم را به سوی خدا دعوت میکنند.
به عبارت دیگر میتوان گفت که ولایت بر دو قسم است: ولایت تشریعی و تکوینی.
ولایت تشریعی
ولایت تشریعی به معنای حق تشریع و قانونگذاری است که اختصاص به واجب تعالی دارد و حتی پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نیز از این حق برخوردار نیست (البته گفته شده است خداوند در حوزهای از امور شرعی، اختیار تشریع را به پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) اعطا کرد و حضرت در آن حوزه اقدام به تشریع نمود به عنوان مثال رکعت سوم و چهارم در نماز ظهر و عصر از تشریعات پیامبر است که به اذن خداوند صورت گرفت. این حرف اگر درست باشد، باید گفت که چنین چیزی از اختصاصات نبی است و فقط مربوط به ایشان میباشد و حتی در مورد ائمه (علیهالسّلام) چنین مطلبی وارد نشده است.) و او تنها منذر، مبشر، مبلغ و مبین احکام است.
ولایت تکوینی
ولایت تکوینی به معنای توان و اقتدار نفس بر تصرف در ماده کائنات به اذن تکوینی خدا است. به عبارت دیگر؛ صاحب ولایت تکوینی به همّت خودش چیزی را در خارج از محل همّت، خلق میکند.
بر این اساس؛ تمامی معجزات و کراماتی که اولیای الهی دارند بواسطه همین ولایت تکوینی آنها است و میتوان گفت که، معجزه فعلی (معجزه قولی عبارت است از: کلمات و بیانات خداوند و پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و ائمه (علیهالسّلام) که حاوی معارف عمیق و حقی هستند که موجب حیرت و ابتهاج عقول عالمیان گشتهاند. در فرق معجزه فعلی و گفتاری باید گفت که معجزه فعلی، هم محدود به زمان و مکان خاصی است و هم غالبا برای عوام است، چون آنها با محسوسات سر و کار دارند و اما معجزه قولی، اختصاص به زمان خاصی ندارد و در تمام عصرها باقی و برای خواص است.) همانند: شق القمر (از جمله معجزات پیامبر نصف کردن ماه بوده است.) و شق الشجر (حضرت امیر (علیهالسّلام) در خطبه قاصعه نهج البلاغه، معجزه شق الشجر را توضیح میدهند.) از طرف پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و شق الارض و شق البحر در داستان قارون و فرعون از ناحیه حضرت موسی (علیه السلام) و شق الجبل از سوی حضرت صالح (علیهالسّلام) و شفا دادن اکمه و ابرص و احیای مردگان توسط حضرت عیسی (علیه السلام) و کندن در قلعه خیبر به اعجاز علوی حضرت علی(علیهالسّلام) در نامهاش به عثمان بن حنیف به این حقیقت اشاره کرده و میفرماید: «وَ اللَّهِ مَا قَلَعْتُ بَابَ خَیْبَرَ وَ رَمَیْتُ بِهِ خَلْفَ ظَهْرِی اَرْبَعِینَ ذِرَاعاً بِقُوَّهٍ جَسَدِیَّهٍ وَ لَا حَرَکَهٍ غِذَائِیَّهٍ لَکِنِّی اُیِّدْتُ بِقُوَّهٍ مَلَکُوتِیَّهٍ وَ نَفْسٍ بِنُورِ رَبِّهَا مُضِیئَه»؛
جامیدر این باره میگوید:
بوده از غایت فتوت خویش
خالی از حول خویش و قوت خویش
قدرت و فعل حق از او زده سر
کنده بی خویشتن در خیبر
خود چه خیبر که چنبر گردون
پیش آن دست و پنجه بود زبون)، چیزی غیر از تصرف انسان کامل در کائنات، به نیروی ولایت تکوینی، نیست.
نکته سوم
ولایت با قرب به خدا و فنای فی الله (فنا بر چند گونه است: اول، فنای ظاهر که فنای افعال است؛ دوم، فنای باطن که فنای صفات است؛ سوم، فنای ذات.) ، و قرب به خدا نیز با اطاعت از خداوند و متخلق شدن به اخلاق الهی، حاصل میشود؛ یعنی انسان اگرچه نمیتواند خدا گردد، اما میتواند خدایی شود. او هر مقدار به منبع لایزال الهی متصل و به خدا نزدیکتر گردد و به خرق حجب ظلمانی و نورانی توفیق یابد و افعال، صفات، ذات خود را نبیند، اسماء و صفات خدا بیشتر در او تجلی پیدا میکند امام مجتبی (علیهالسّلام) فرمودند: «من عبدالله عبدالله له کل شیء»؛ هر کس بنده خدا شد خداوند همه چیز را تحت فرمان و بندگی او قرار میدهد.) خداوند قدرتش برای تصرف در کائنات نامتناهی است، انسان نیز بهاندازه اتصال به قدرت بیپایان الهی، از قدرت تصرف در کائنات بهرهمند میشود و….
در احادیث قدسی آمده است که خدواند فرمود: بنده من مرا اطاعت کن تا تو را مَثَل خودم قرار دهم «عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی» این روایت اینگونه نیز نقل شده است: «یا عبدی! احببنی اجعلک مثلی»، ؛ فرزند آدم من غنی هستم و فقیر نمیشوم از من اطاعت کن تا تو را بینیاز قرار دهم که فقیر نشوی و من زندهام و نمیمیرم، آنچه به تو امر میکنم اطاعت کن تا تو را زنده دایمیقرار دهم که هرگز نمیری و من به شیء میگویم باش پس میشود. از من اطاعت کن تا تو را آن چنان قرار دهم که
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 