پاورپوینت کامل انتقال نور حضرت زهرا به صلب پیامبر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل انتقال نور حضرت زهرا به صلب پیامبر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل انتقال نور حضرت زهرا به صلب پیامبر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل انتقال نور حضرت زهرا به صلب پیامبر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

پاورپوینت کامل انتقال نور حضرت زهرا به صلب پیامبر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint

کلیدواژه: نور حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)، صلب رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، میوه بهشتی.

پرسش: آیا نور حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) از طریق میوه بهشتی به صلب رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) منتقل شد؟

پاسخ: ‌نطفه حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) از میوهای بهشتی که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در شب معراج از آن استفاده کرده‌اند، به وجود آمده است. عده‌ای از مخالفان به این موضوع اشکالاتی وارد کرده‌اند که در این مقاله به بررسی این موضوع پرداخته می‌شود.
اولا: سندهای این روایت از نظر شیعه صحیح و معتبر است که در قسمت‌های بعد مفصل بررسی شده و نظر علمای شیعه درباره صحت سند آنها آورده می‌شود.
افزون بر این، این روایت در منابع اهل سنت نیز با اسناد متعدد از طریق صحابه همانند: عمر بن خطاب (با دو سند)، عایشه همسر رسول خدا (با چهار سند)، ابن‌عباس (با چندین سند) ‌ام‌سلیم صحابیه و سعد بن مالک نقل شده است.
و از نظر قاعده رجالی اهل سنت نیز، اگر یک روایت تعدد طرق داشته باشد، هرچند سندهایش ضعیف باشد، حجت است و برخی تصریح کرده‌اند که این‌چنین روایتی، تبدیل به «حسن» می‌شود.
ثانیا: از نظر روایات صحیح شیعه، ولادت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) سال پنجم بعثت بوده است؛
ثالثا: متون روایات در این‌که نطفه حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) از کدام میوه بهشتی منعقد شده، مضطرب نیست؛ بلکه هر کدام‌یک نوعی از میوه‌ها را بیان کرده و در برخی روایات هم تصریح شده است که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از تمام میوه‌های بهشتی تناول کرده و در نتیجه نطفه ایشان از همه میوه‌ها به وجود آمده است.

فهرست مندرجات

۱ – مقدمه
۲ – پاسخ اجمالی
۳ – بیان روایات شیعه
۳.۱ – روایت اول
۳.۱.۱ – متن روایت
۳.۱.۲ – بررسی سند روایت
۳.۱.۲.۱ – احمد بن زیاد بن جعفر همدانی
۳.۱.۲.۲ – علی بن ابراهیم
۳.۱.۲.۳ – ابراهیم بن‌ هاشم
۳.۱.۲.۴ – عبد‌السلام بن صالح ابو‌الصلت الهروی
۳.۲ – روایت دوم
۳.۲.۱ – متن روایت
۳.۲.۲ – بررسی روایت
۳.۲.۲.۱ – محمد بن موسی بن متوکل
۳.۲.۲.۲ – عبدالله بن جعفر حمیری
۳.۲.۲.۳ – یعقوب بن یزید
۳.۲.۲.۴ – حسن بن علی بن فضال
۳.۲.۲.۵ – عبد‌الرحمن بن الحجاج
۳.۲.۲.۶ – سدیر‌ صیرفی
۳.۳ – روایت سوم
۳.۴ – روایت چهارم
۳.۵ – روایت پنجم
۳.۶ – روایت ششم
۳.۶.۱ – از طریق ابن عباس
۳.۶.۲ – از طریق هشام بن عروه
۳.۶.۳ – از طریق حذیفه یمانی
۳.۶.۴ – از طریق ابان بن تغلب
۳.۷ – روایت هفتم
۳.۸ – نتیجه
۴ – روایات اهل سنت
۴.۱ – روایت اول
۴.۱.۱ – سند اول
۴.۱.۲ – سند دوم
۴.۲ – روایت دوم
۴.۳ – روایت سوم
۴.۳.۱ – طریق اول
۴.۳.۲ – طریق دوم
۴.۳.۳ – طریق سوم
۴.۳.۴ – طریق چهام
۴.۴ – روایت چهارم
۴.۵ – روایت پنجم
۵ – نکات پایانی
۵.۱ – نکته اول
۵.۲ – نکته دوم
۵.۳ – نکته سوم
۵.۴ – نکته چهارم
۵.۴.۱ – اقوال اهل سنت در مورد معراج
۵.۴.۱.۱ – قبل از بعثت
۵.۴.۱.۲ – یک سال بعد از بعثت
۵.۴.۱.۳ – پانزده ما بعد از بعثت
۵.۴.۱.۴ – هجده ماه بعد از بعثت
۵.۴.۱.۵ – تعدد معراج پیامبر
۵.۴.۲ – قول شیعه
۶ – نتیجه کلی
۷ – پانویس
۸ – منبع

مقدمه

متأسفانه تعدادی از سایت‌های مخالف وقتی به روایاتی می‌رسند که می‌گوید نطفه حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) از میوهای بهشتی که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در شب معراج از آن استفاده کرده‌اند، به وجود آمده می‌رسند، اشکالاتی مطرح می‌کنند؛ از جمله این‌که:
اولاً: اسناد این روایات را زیر سؤال می‌برند؛
ثانیاً: با استناد به این که معراج رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بعد از ولادت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) به وقوع پیوسته، این روایت را موضوع می‌دانند؛
ثالثا: اضطراب متن روایت را که نطفه حضرت زهرا از کدام میوه بهشتی به وجود آمده، دلیل دیگری بر ساختگی بودن آن اقامه کرده‌اند.
حالا در ادامه به بررسی این موضوعات پرداخته می‌شود.

پاسخ اجمالی

اولا: سندهای این روایت از نظر شیعه صحیح و معتبر است که در قسمت‌های بعد مفصل بررسی شده و نظر علمای شیعه درباره صحت سند آن‌ها آورده می‌شود.
افزون بر این، این روایت در منابع اهل سنت نیز با اسناد متعدد از طریق صحابه همانند: عمر بن خطاب (با دو سند)، عایشه همسر رسول خدا (با چهار سند)، ابن‌عباس (با چندین سند) ‌ام‌سلیم صحابیه و سعد بن مالک نقل شده است.
و از نظر قاعده رجالی اهل سنت نیز، اگر یک روایت تعدد طرق داشته باشد، هرچند سندهایش ضعیف باشد، حجت است و برخی تصریح کرده‌اند که این‌چنین روایتی، تبدیل به «حسن» می‌شود.
ثانیا: از نظر روایات صحیح شیعه، ولادت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) سال پنجم بعثت بوده است؛
ثالثا: متون روایات در این‌که نطفه حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) از کدام میوه بهشتی منعقد شده، مضطرب نیست؛ بلکه هر کدام یک نوعی از میوه‌ها را بیان کرده و در برخی روایات هم تصریح شده است که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از تمام میوه‌های بهشتی تناول کرده و در نتیجه نطفه ایشان از همه میوه‌ها به وجود آمده است.

بیان روایات شیعه

در تفصیل بحث ابتدا روایات شیعه را بررسی کرده و پس از آن روایات اهل سنت را متذکر خواهیم شد.

روایت اول

از امام هشتم (با سند صحیح) انقعاد نطفه از خرمای بهشتی بوده است:
در روایت صحیح ذیل امام هشتم (علیه‌السّلام) چند مطلب را با استناد به آیات قرآن و روایات پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در پاسخ به سؤالات ابو‌صلت هروی که یکی از شیعیان مقربین و یاران خاص آن حضرت بوده، خبر داده است:
۱. در پاسخ این سؤال که مؤمنان چگونه در منازل بهشتی پروردگارشان را زیارت می‌کنند فرمود: اطاعت و زیارت پیامبر در دنیا و آخرت، همانند اطاعت و زیارت خداوند است؛
۲. در پاسخ سؤال از روایتی که ثواب «لا اله الا الله» گفتن را نگاه به چهره الهی می‌داند، فرمود: خداوند که چهره ندارد اما انبیاء، رسولان و حجت الهی همانند امامان معصوم (علیهم‌السلام)، «وجه» خداوند هستند که مردم به وسیله آنان به سوی خدا، دین خدا و معرفت الهی روی می‌آوردند.
۳. سؤال سوم اباصلت ابن بود که آیا بهشت و جهنم الآن خلق شده‌اند؟ امام فرمود: بلی خلق شده‌اند و رسول خدا در معراج وارد بهشت شد و آتش را دید و کسی که منکر آنها شوند رسول خدا را تکذیب کرده‌اند.
آنگ‌اه امام هشتم (علیه‌السّلام) در ادامه به داستان خوردن میوه بهشتی (رطب) در بهشت و انعقاد نطفه فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) از این میوه، تصریح نموده است.

متن روایت

حَدَّثَنَا اَحْمَدُ بْنُ زِیَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَدَانِیُّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ اِبْرَاهِیمَ عَنْ اَبِیهِ اِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِیِّ قَالَ قُلْتُ لِعَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا (علیه‌السّلام): یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِمَا تَقُولُ فِی الْحَدِیثِ الَّذِی یَرْوِیهِ اَهْلُ الْحَدِیثِ اَنَّ الْمُؤْمِنِینَ یَزُورُونَ رَبَّهُمْ مِنْ مَنَازِلِهِمْ فِی الْجَنَّهِ فَقَالَ (علیه‌السّلام) یَا اَبَا الصَّلْتِ اِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَضَّلَ نَبِیَّهُ محمد [۱] (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) عَلَی جَمِیعِ خَلْقِهِ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الْمَلَائِکَهِ وَ جَعَلَ طَاعَتَهُ طَاعَتَهُ وَ مُتَابَعَتَهُ مُتَابَعَتَهُ وَ زِیَارَتَهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ زِیَارَتَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ اَطاعَ اللَّه وَ قَالَ: «اِنَّ الَّذِینَ یُبایِعُونَکَ اِنَّما یُبایِعُونَ اللَّهَ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ اَیْدِیهِمْ».
وَ قَالَ النَّبِیُّ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مَنْ زَارَنِی فِی حَیَاتِی اَوْ بَعْدَ مَوْتِی فَقَدْ زَارَ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ وَ دَرَجَهُ النَّبِیِّ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فِی الْجَنَّهِ اَرْفَعُ الدَّرَجَاتِ فَمَنْ زَارَهُ اِلَی دَرَجَتِهِ فِی الْجَنَّهِ مِنْ مَنْزِلِهِ فَقَدْ زَارَ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی.
قَالَ فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَا مَعْنَی الْخَبَرِ الَّذِی رَوَوْهُ اَنَّ ثَوَابَ لَا اِلَهَ اِلَّا اللَّهُ النَّظَرُ اِلَی وَجْهِ اللَّهِ فَقَالَ (علیه‌السّلام): یَا اَبَا الصَّلْتِ مَنْ وَصَفَ اللَّهَ بِوَجْهٍ کَالْوُجُوهِ فَقَدْ کَفَرَ وَ لَکِنَّ وَجْهَ اللَّهِ اَنْبِیَاؤُهُ وَ رُسُلُهُ وَ حُجَجُهُ هُمُ الَّذِینَ بِهِمْ یُتَوَجَّهُ اِلَی اللَّهِ وَ اِلَی دِینِهِ وَ مَعْرِفَتِهِ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «کُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ وَ یَبْقی وَجْهُ رَبِّکَ» وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ کُلُّ شَیْءٍ‌ هالِکٌ اِلَّا وَجْهَهُ فَالنَّظَرُ اِلَی اَنْبِیَاءِ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَ حُجَجِهِ علیهم السلام فِی دَرَجَاتِهِمْ ثَوَابٌ عَظِیمٌ لِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ قَدْ قَالَ النَّبِیُّ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مَنْ اَبْغَضَ اَهْلَ بَیْتِی وَ عِتْرَتِی لَمْ یَرَنِی وَ لَمْ اَرَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ قَالَ اِنَّ فِیکُمْ مَنْ لَا یَرَانِی بَعْدَ اَنْ یُفَارِقَنِی یَا اَبَا الصَّلْتِ اِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَا یُوصَفُ بِمَکَانٍ وَ لَا یُدْرَکُ بِالْاَبْصَارِ وَ الْاَوْهَامِ.
قَالَ فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَاَخْبِرْنِی عَنِالْجَنَّهِ وَ النَّارِ اَ هُمَا الْیَوْمَ مَخْلُوقَتَانِ فَقَالَ نَعَمْوَاِنَّ رَسُولَ اللَّهِ قَدْ دَخَلَ الْجَنَّهَ وَ رَاَی النَّارَ لَمَّا عُرِجَ بِهِ اِلَی السَّمَاءِ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ فَاِنَّ قَوْماً یَقُولُونَ اِنَّهُمَا الْیَوْمَ مُقَدَّرَتَانِ غَیْرُ مَخْلُوقَتَیْنِ فَقَالَ (علیه‌السّلام) مَا اُولَئِکَ مِنَّا وَ لَا نَحْنُ مِنْهُمْ مَنْ اَنْکَرَ خَلْقَ الْجَنَّهِ وَ النَّارِ فَقَدْ کَذَّبَ النَّبِیَّ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) وَ کَذَّبَنَا وَ لَیْسَ مِنْ وَلَایَتِنَا عَلَی شَیْ ءٍ وَ خُلِّدَ فِی نَارِ جَهَنَّمَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِی یُکَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ. یَطُوفُونَ بَیْنَها وَ بَیْنَ حَمِیمٍ آنٍ.
وَ قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه وآله: لَمَّا عُرِجَ بِی اِلَی السَّمَاءِ اَخَذَ بِیَدِی جَبْرَئِیلُ فَاَدْخَلَنِی الْجَنَّهَ فَنَاوَلَنِی مِنْ رُطَبِهَا فَاَکَلْتُهُ فَتَحَوَّلَ ذَلِکَ نُطْفَهً فِی صُلْبِی فَلَمَّا هَبَطْتُ اِلَی الْاَرْضِ وَاقَعْتُ خَدِیجَهَ فَحَمَلَتْ بِفَاطِمَهَ فَفَاطِمَهُ حَوْرَاءُ اِنْسِیَّهٌ فَکُلَّمَا اشْتَقْتُ اِلَی رَائِحَهِ الْجَنَّهِ شَمِمْتُ رَائِحَهَ ابْنَتِی فَاطِمَه.

عبدالسلام بن صالح هروی می‌گوید به امام رضا (علیه‌السّلام) گفتم یابن رسول‌اللَّه! چه فرمانی درباره این روایت که مؤمنان پروردگار‌شان را در منازل بهشتی خودشان زیارت کنند؟
فرمود: ‌ای ابا‌صلت! به راستی خدای تبارک و تعالی پیغمبر خود را بر همه خلقش برتری داد از انبیا و ملائکه و طاعتش را طاعت خود مقرر کرد و متابعتش را متابعت خود و زیارتش را زیارت خود در دنیا و آخرت قرار دارد و فرمود: هر که رسول را اطاعت کند خدا را اطاعت کرده و فرمود: به راستی کسانی که با تو بیعت کنند همانا با خدا بیعت کرده‌اند دست خدا بالای دست آنها است.
پیغمبر هم فرمود: هر که مرا در زندگی یا پس از مرگ زیارت کند خدای جل‌جلاله را زیارت کرده، درجه پیغمبر در بهشت بالاترین درجه است هر که او را در درجه بهشتی او را زیارت کند خدا را زیارت کرده. ابو‌صلت می‌گوید به حضرت عرض کردم یا ابن رسول اللَّه! چه معنی دارد آن خبری که روایت کرده‌اند ثواب لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ نظر به روی خداست؟
فرمود: ‌ای ابا‌صلت هر که خدا را به رویی چون چهره‌ها وصف کند کافر است، مقصود از وجه خدا، پیغمبران و حجج اویند که به وسیله آنها به سوی خدا روند و دین و معرفت او.
خدا فرموده: هر که بر روی زمین است فنا شود و وجه پروردگارت بماند. و خدا فرمود: هر چیزی فانی است جز روی او. نظر به انبیای خدا و رسولان و حجج او در درجاتشان ثواب بزرگی برای مؤمنان دارد در روز قیامت و پیغمبر فرمود هر که دشمن دارد اهل بیت مرا و خاندانم را روز قیامت مرا نبیند و من او را نبینم و فرمود در میان شما کسانیست که پس از جدای من مرا نبینند.
‌ای ابا‌صلت به راستی خدای تبارک و تعالی به مکان وصف نشود و بدیده و وهم درک نشود.
ابو‌صلیت می‌گوید: به ایشان عرض کردم یا ابن رسول‌اللَّه به من خبر بده از بهشت و دوزخ که امروزه خلق شده‌اند؟ فرمود آری رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در بهشت وارد شد و دوزخ را هم دید هنگام معراج خود، به ایشان عرض کردم جمعی معتقدند که امروز مقدرند و مخلوق نیستند. فرمود: آنها از ما نیستند و ما هم از آنها نیستیم هر که منکر وجود فعلی بهشت و دوزخ است پیغمبر و ما را تکذیب کرده و از اهل ولایت ما نیست و در آتش دوزخ مخلد است خدا فرموده: اینست دوزخی که مجرمان آن را دروغ می‌شمردند میان آن و حمیم داغ می‌گردند.
پیغمبر فرمود: چون مرا به آسمان بردند جبرئیل دست مرا گرفت و به بهشت برد و از خرمایش به من داد و خوردم و در صلب من نطفه شد و چون به زمین آمدم با خدیجه مواقعه کردم و به فاطمه آبستن شد و فاطمه حوراء انسیه است و هر‌گاه مشتاق بوی بهشت شوم، فاطمه دخترم را می‌بویم.

بررسی سند روایت

اسناد روایت به شرح ذیل می‌باشند:

احمد بن زیاد بن جعفر همدانی

شیخ صدوق (رحمه‌الله‌علیه) ایشان را پس از نقل روایتی، توثیق کرده است:
«قال مصنف هذا الکتاب رضی الله عنه: لم اسمع هذا الحدیث الا من احمد بن زیاد ابن جعفر الهمدانی رضی الله عنه بهمدان عند منصرفی من حج بیت الله الحرام، وکان رجلا ثقه دینا فاضلا (رحمه‌الله‌علیه) ورضوانه؛ مصنف این کتاب (یعنی خود شیخ صدوق) گفته است: . . این روایت را تنها از احمد بن زیاد بن جعفر همدانی هنگامی که از حج خانه خدا برمی‌گشتم در همدان از وی شنیدم. او مرد موثق، متدین و فاضل بود که رحمت و رضوان خداوند بر ایشان باد.»

علامه حلی نیز می‌نویسد:
«احمد بن زیاد بن جعفر الهمذانی – بالذال المعجمه -کان رجلا ثقه دینا فاضلارضی الله عنه.»
نمازی شاهرودی می‌نویسد:
«احمد بن زیاد بن جعفر الهمدانی ابو علی: من مشایخ الصدوق، کان رجلا ثقه، دینا، فاضلا؛ احمد بن زیاد بن جعفر همدانی از اساتید شیخ صدوق، مرد موثق، متدین و فاضل بوده است.»

علی بن ابراهیم

«علی بن ابراهیم بن‌هاشم ابو الحسن القمی، ثقه فی الحدیث، ثبت، معتمد، صحیح المذهب؛ علی بن ابراهیم‌ هاشم… در روایت موثق، مورد اعتماد در نقل، و صحیح‌المذهب است.»

ابراهیم بن‌ هاشم

سید بن طاووس در سندی که ابراهیم بن‌ هاشم در سلسله آن وجود دارد، گفته:
«ورواه الحدیث ثقات بالاتفاق.»

عبد‌السلام بن صالح ابو‌الصلت الهروی

ابوصلت هروی از اصحاب خاص امام هشتم (علیه‌السّلام) است که نجاشی در توثیق ایشان می‌نویسد:
«عبد السلام بن صالح ابوالصلت الهروی روی عن الرضا علیه السلام، ثقه، صحیح الحدیث. له کتاب وفاه الرضا علیه السلام؛ عبدالسلام بن صالح کنیه‌اش ابو‌صلت هروی از امام رضا (علیه‌السّلام) روایت نقل کرده، فرد موثق و صحیح‌الحدیث است.»

شیخ طوسی ایشان را سنی مذهب می‌داند؛ اما آیت‌الله خویی علاوه بر اثبات وثاقتش، این اشکال را نیز رفع کرده و سخن شیخ طوسی را از باب سهو قلم می‌داند. لذا می‌فرماید:
«بقی هنا شئ وهو ان عبد السلام بن صالح ابا الصلتلا اشکال فی وثاقته، ولعلها من المتسالم علیه بین المؤالف والمخالف، ولم یضعفه الا الشاذ من العامه کالجعفی والعقیلی…. انما الاشکال فی مذهبه، فالمشهور والمعروف تشیعه، وهو ظاهر عباره النجاشی، لکن عرفت من الشیخ انه عامی، والظاهر انه سهو من قلمه الشریف، فان ابا الصلت مضافا الی تشیعه کان مجاهرا بعقیدته ایضا، ومن هنا تسالم علماء العامه علی انه شیعی، صرح بذلک ابن حجر وغیره؛ در این جا نکته‌ای باقی مانده و آن این که در وثاقت عبد السلام بن صالح (ابوصلت) اشکالی نیست و این مسئله در میان موافق و مخالف مورد قبول است. تنها عده کمی از سنی‌ها وی را تضعیف کرده‌اند؛ اما اشکال در مذهب اوست؛ مشهور و معروف این است که وی شیعه است و ظاهر کلام نجاشی نیز همین است. اما شیخ وی را عامی می‌داند. ولی ظاهر این مطلب از سهو قلم ایشان است؛ زیرا که ابوصلت شیعه‌ای بوده که اعتقاداتش را آشکار می‌کرده است…».

در نتیجه این روایت صحیح و معتبر است و ثابت می‌کند که نطفه حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) از میوه بهشتی منعقد شده است.

روایت دوم

در روایت دیگر از امام صادق (علیه‌السّلام) آمده است که خداوند فاطمه را قبل از خلقت آدم از نور خودش آفرید و آن را در عرش قرار داد. رسول خدا فرمود: خداوند نور فاطمه را در سیب بهشتی قرار داد و بعد از این‌که من از نسل آدم به وجود آمدم، جبرئیل آن را برایم آورد که هدیه خداوند است و در نتیجه فاطمه از این میوه بهشتی که در حقیقت نور الهی است به وجود آمده است.

متن روایت

«حدثنا محمد بن موسی بْنُ الْمُتَوَکِّلِ عَن عبدالله بن جعفر الْحِمْیَرِیِّ عَنِ یعقوب بْنِ یَزِیدَ قال: حدثنا الحسن بن علی بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ سَدِیرٍ الصَّیْرَفِیِّ عَنْ عن الصادق جعفر بن محمد، عن ابیه، عن جده (علیهم‌السّلام) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله خُلِقَ نُورُ فَاطِمَهَ (علیهاالسّلام) قَبْلَ اَنْ یَخْلُقَ الْاَرْضَ وَ السَّمَاءَ.
فَقَالَ بَعْضُ النَّاسِ یَا نَبِیَّ اللَّهِ فَلَیْسَتْ هِیَ اِنْسِیَّهً فَقَالَ فَاطِمَهُ حَوْرَاءُ اِنْسِیَّهٌ قَالُوا یَا نَبِیَّ اللَّهِ وَ کَیْفَ هِیَ حَوْرَاءُ اِنْسِیَّهٌ قَالَخَلَقَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ نُورِهِقَبْلَ اَنْ یَخْلُقَ آدَمَ اِذْ کَانَتِ الْاَرْوَاحُ فَلَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ عُرِضَتْ عَلَی آدَمَ قِیلَ یَا نَبِیَّ اللَّهِ وَ اَیْنَ کَانَتْ فَاطِمَهُ قَالَ کَانَتْ فِی حُقَّهٍ تَحْتَ سَاقِ الْعَرْشِ قَالُوا یَا نَبِیَّ اللَّهِ فَمَا کَانَ طَعَامُهَا قَالَ التَّسْبِیحُ وَ التَّقْدِیسُ وَ التَّهْلِیلُ وَ التَّحْمِیدُ فَلَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ وَ اَخْرَجَنِی مِنْ صُلْبِهِ وَ اَحَبَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَنْ یُخْرِجَهَا مِنْ صُلْبِی جَعَلَهَا تُفَّاحَهً فِی الْجَنَّهِوَ اَتَانِی بِهَا جَبْرَئِیلُ (علیه‌السّلام) فَقَالَ لِی السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ یَا مُحَمَّدُ قُلْتُ وَ عَلَیْکَ السَّلَامُ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ حَبِیبِی جَبْرَئِیلُ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ اِنَّ رَبَّکَ یُقْرِئُکَ السَّلَامَ قُلْتُ مِنْهُ السَّلَامُ وَ اِلَیْهِ یَعُودُ السَّلَامُ قَالَ یَا مُحَمَّدُاِنَّ هَذِهِ تُفَّاحَهٌ اَهْدَاهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اِلَیْکَ مِنَ الْجَنَّهِفَاَخَذْتُهَا وَ ضَمَمْتُهَا اِلَی صَدْرِی قَالَ یَا مُحَمَّدُ یَقُولُ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ کُلْهَا فَفَلَقْتُهَا فَرَاَیْتُ نُوراً سَاطِعاً وَ فَزِعْتُ مِنْهُ.
فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ مَا لَکَ لَا تَاْکُلْ کُلْهَا وَ لَا تَخَفْ فَاِنَّ ذَلِکَ النُّورَ لِلْمَنْصُورَهِ فِی السَّمَاءِ وَ هِیَ فِی الْاَرْضِ فَاطِمَهُ قُلْتُ حَبِیبِی جَبْرَئِیلُ وَ لِمَ سُمِّیَتْ فِی السَّمَاءِ الْمَنْصُورَهَ وَ فِی الْاَرْضِ فَاطِمَهَ قَالَ سُمِّیَتْ فِی الْاَرْضِ فَاطِمَهَ لِاَنَّهَا فُطِمَتْ شِیعَتُهَا مِنَ النَّارِ وَ فُطِمَ اَعْدَاؤُهَا عَنْ حُبِّهَا وَ هِیَ فِی السَّمَاءِ الْمَنْصُورَهُ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ یَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ یَنْصُرُ مَنْ یَشاءُ یَعْنِی نَصْرَ فَاطِمَهَ لِمُحِبِّیهَ.»

امام صادق (علیه‌السّلام) از جدش علی بن الحسین روایت کرده است که رسول خدا فرمود:
نور فاطمه قبل از اینکه زمین و آسمان خلق شوند آفریده شد. بعضی از مردم گفتند: ‌ای رسول خدا! پس او از جنس بشر نیست؟
پیامبر فرمود: فاطمه حوریّه‌ای در لباس انسان است.
گفتند: ‌ای رسول خدا! چگونه امکان دارد که کسی حوریّه و در عین حال انسان باشد؟
فرمود: خداوند متعال قبل از اینکه حضرت آدم را بیافریند فاطمه را در آن هنگامی که ارواح مخلوقات را خلق می‌کرد، از نور خود آفرید، پس هنگامی که آدم را آفرید، فاطمه را به او نشان داد.
گفته شد: ‌ای رسول خدا! فاطمه در آن زمان کجا بود؟
فرمود: نور او در حفره‌ای زیر ساق عرش قرار داشت.
گفتند: ‌ای رسول خدا! طعام وی چه بود؟
فرمود: تسبیح و تقدیس و تهلیل و تحمید؛ هنگامی که خدا حضرت آدم را آفرید و مرا از صلب او خارج نمود (متولّد شدم)، اراده نمود که فاطمه را از صلب من خارج کند، پس آن نور را در سیبی قرار داد و جبرئیل آن سیب را نزد من آورد و گفت: ‌ای محمّد! سلام، رحمت و برکات خدا بر تو باد.
گفتم: ‌ای حبیب من! بر تو باد سلام و رحمت و برکات او.
جبرئیل گفت: ‌ای محمّد! خدا به تو سلام می‌رساند.
گفتم: هر چه سلام (سلامتی) است از طرف اوست و به سوی او باز خواهد گشت.
گفت: ‌ای محمّد! این سیب تحفه‌ای است که خداوند مهربان آن را از بهشت برای تو فرستاده. و من آن سیب را گرفته و به سینه خود نهادم.
جبرئیل گفت: ‌ای محمّد! خداوند می‌فرماید که این سیب را بخوری. هنگامی که آن سیب را تکّه کردم نوری از آن ساطع گردید که موجب تعجّب من شد، و جبرئیل که تاخیر و تامّل مرا در خوردن سیب مشاهده کرد، گفت: ‌ای رسول خدا! چرا آن را نمی‌خوری؟
بخور و نترس، زیرا آنچه دیدی نور بانویی است که در آسمان «منصوره» و در زمین «فاطمه» خواهد بود.
گفتم: ‌ای جبرئیل! چرا در آسمان منصوره و در زمین فاطمه است؟
گفت: در زمین فاطمه نامیده شد برای اینکه پیروان و شیعیان خود را از آتش نجات می‌دهد و دشمنانش از محبّت او محروم خواهند بود، و در آسمان به این جهت منصوره است که خدا فرمود: «در روز قیامت، مؤمنان از نصر و یاری خدا خشنود می‌شوند، و خداوند هر که را خواهد یاری کند»، و مقصود از نصرت خدا برای مؤمنان، همانا شفاعت و امداد فاطمه برای شیعیان و دوست‌دارانش می‌باشد.

بررسی روایت

افراد موجود در روایت به شرح ذیل هستند:

محمد بن موسی بن متوکل

ایشان یکی از مشایخ شیخ صدوق (رحمه‌الله‌علیه) و مورد اعتماد شیعه است.
علامه حلی در‌باره‌اش می‌نویسد:
«محمد بن موسی بن المتوکل، ثقه.»

نمازی شاهرودی نیز می‌نویسد:
«محمد بن موسی بن المتوکل: … وبالجمله هو ثقه. قاله العلمان العلامتان الحلی فی الخلاصه والمج فی الوجیزه وغیرهما؛ محمد بن موسی بن المتوکل… خلاصه ایشان ثقه است. این سخن را دو علامه بزرگوار، حلی در خلاصه و مجلسی در وجیزه و غیر آنها نیز گفته‌اند.»

مرحوم آیت‌الله خویی نیز می‌نویسد:
«محمد بن موسی بن المتوکل: … والظاهر انه کان یعتمد علیه. وقد وثقه العلامه… وادعی ابن طاووس فی فلاح السائل: الفصل (۱۹)، فی فضل صلاه الظهر وصفتها، عند ذکر الروایه الوارده عن الصادق علیه السلام، انه ما احب الله من عصاه: الاتفاق علی وثاقته. وقد مر ذلک فی ابراهیم بن‌هاشم، فالنتیجه ان الرجل لا ینبغی التوقف فی وثاقته؛ ظاهر این است که وی مورد اعتماد است. علامه او را توثیق کرده و ابن‌طاووس در فلاح الوسائل بعد از روایت امام صادق گفته: بر وثاقت او اجماع است. در نتیجه جای تردیدی در وثاقتش نیست.»

عبدالله بن جعفر حمیری

ایشان نیز از نظر علمای رجال شیعه موثق است:
«عبدالله بن جعفر بن الحسین بن مالک بن جامع الحمیری ابو العباس القمی. شیخ القمیین و وجهه؛ عبدالله بن جعفر… شیخ قمیون و بزرگ‌شان است.»

شیخ طوسی نیز بر توثیق ایشان تصریح کرده است:
«عبدالله بن جعفر الحمیری، قمی، ثقه.»

یعقوب بن یزید

نجاشی ایشان را ثقه و صدوق می‌داند و می‌نویسد:
«یعقوب بن یزید بن حماد الانباری السلمی، ابو یوسف، … وکان ثقه صدوقا.»
شیخ طوسی نیز می‌نویسد:
«یعقوب بن یزید الکاتب ب الانباری، کثیر الروایه، ثقه.»

حسن بن علی بن فضال

ایشان گرچه فطحی بوده ولی از آن برگشته و علمای شیعه بر وثاقت و جلالتش تصریح کرده‌اند. شیخ طوسی می‌نویسد:
«الحسن بن علی بن فضال، کان فطحیا … کان جلیل القدر، عظیم المنزله، زاهدا ورعا، ثقه فی الحدیث وفی روایاته؛ حسن بن علی بن فضال فطحی بوده … او جلیل‌القدر و دارای منزلت بزرگ، زاهد، پرهیزکار و در نقل روایت روایت موثق و مورد اعتماد است.»

شیخ در کتاب دیگریش نیز می‌نویسد:
«الحسن بن علی بن فضال، مولی لتیم الرباب، کوفی، ثقه.»

عبد‌الرحمن بن الحجاج

ایشان را شیخ طوسی و ابن‌داود حلی دوبله توثیق کرده است:
«عبد الرحمن بن الحجاج البجلی مولاهم، کوفی، … وکان ثقه ثقه، ثبتا، وجها.»

ابن‌داود حلی علاوه بر توثیق، آورده است که امام صادق (علیه‌السّلام) بهشت را برایشان بشارت داد:
«عبد الرحمن بن الحجاج البجلی… وکان ثقه ثقه، شهد له الصادق (علیه‌السّلام) بالجنه.»

سدیر‌ صیرفی

اسم ایشان سدیر بن حکیم، کنیه‌اش ابو‌الفضل و از اصحاب امام سجاد، امام باقر و امام صادق (علیهم‌السّلام) بوده و از نظر علمای شیعه موثق و مورد اعتماد است.
کشی روایتی را از امام صادق (علیه‌السّلام) در مدح ایشان این‌گونه نقل کرده است:
«حدثنا علی بن محمد القتیبی، قال: حدثنا الفضل بن شاذان، عن ابن ابی‌عمیر، عن بکر بن محمد الازدی، قال: وزعم لی زید الشحام، قال: انی لاطوف حول الکعبه وکفی فی کف ابی عبدالله (علیه‌السّلام) فقال: ودموعه تجری علی خدیه، فقال: یا شحام ما رایت ما صنع ربی الی، ثم بکی ودعا، ثم قال لی: یا شحام انی طلبت الی الهی فی سدیر وعبد السلام بن عبد الرحمن وکانا فی السجن فوهبهما لی وخلی سبیلهما.»

زید بن شحام می‌گوید: من دور کعبه طواف می‌کردم و کف دستم در کف دست امام صادق (علیه‌السّلام) بود، دیدم اشکهایش روی گونه‌هایش جاری شد. فرمود: ‌ای شحام! می‌دانی خداوند با من چه کار کرد؟ سپس گریه کرد و دعا نمود و به من فرمود: ‌ای شحام در بار سدیر و عبدالسلام بن عبدالرحمن از خداوند خواستم و آنها در زندان بودند، خداوند دعایم را مستجاب کرد و آنها را رها ساخت.

مرحوم میرزای نوری در مستدرک به صحت این روایت تصریح کرده است:
«واما سدیر: ففی الکشی بطریق صحیح علی الاصح: ان الصادق (علیه‌السّلام) قال لزید الشحام حول الکعبه.»
علامه حلی نیز این روایت را معتبر می‌داند و تصرح می‌کند که روایت بر علو درجه سدیر و عبدالسلام دلالت دارد:
«وهذا حدیث معتبر یدل علی علو مرتبتهما.»
صاحب معالم نیز همین عقیده را دارد:
«والذی اقول: ان هذا حدیث معتبر السند، ظاهر فی علو مرتبتیهما.»
آقای نمازی شاهرودی با توجه به این روایت، ایشان را موثق می‌داند:
«ومن ذلک کله ظهرحسنه وکماله ووثاقته.»

نکته دیگر در توثیق ایشان این است که تعدادی از اصحاب اجماع از وی روایت نقل کرده‌اند و این دلیل بر وثاقت این سدیر از نظر آنها است.
مرحوم میرزای نوری می‌گوید: حسن بن محبوب، فضاله، عبدالله بن مسکان، و… از وی روایت نقل کرده‌اند:
و اما سدیر: …
«ویروی عنه من اصحاب الاجماع: الحسن بن محبوبفی الکافی فی باب ادخال السرور علی المؤمن، وفضالهفیه فی باب الغیبه، وعبدالله بنمسکان فیه فی باب آخر من درجات الایمان، وفی باب التسلیم وفضل المسلمین، وفی باب آخر من فضل الزراعه، وفی کتاب الروضه. وبکر بن محمد، والعلاء بن رزین، وعلی بن رئاب، وعقبه – الذی یروی عنه ابن ابی عمیر – وجمیل بن صالح، والحسین بن نعیم الصحاف، وابراهیم بن ابی البلاد، واسحاق بن جریر، وهشام او‌هاشم بن المثنی – الذی یروی عنه ابن ابی عمیر – وعمرو بن ابی نصر، وغیرهم.»

و در پایان تصریح می‌کند:
«والناظر فی اخبارهم بعین التاملیعلم انه من اکابر الشیعه، ومن خواص الائمه (علیهم‌السّلام)؛ کسی که در اخبار آنها تأمل کند، می‌داند که وی از بزرگان شیعه و از خواص ائمه (علیهم‌السّلام) بوده است.»

نتیجه: ایشان از نظر علمای شیعه موثق است.
نتیجه: این روایت نیز از نظر سند معتبر است و نشان می‌دهد که نطفه حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) از میوه بهشتی منعقد شده است.

روایت سوم

امام صادق (علیه‌السّلام) در این روایت، تصریح می‌کند که در شب معراج، رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از میوهای بهشتی تناول فرمودند و پس از آن که به زمین آمدند، حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیها) به فاطمه (سلام‌الله‌علیها) باردار شد و رسول خدا چون از دخترش بوی میوه‌های بهشتی را استشمام می‌کرد، او را زیاد می‌بوسید و می‌بویید. و ضمناً امام صادق (علیه‌السّلام) در این روایت بر اسم سؤال‌کننده که عایشه باشد، نیز تصریح کرده است.
متن روایت به نقل علی بن ابراهیم قمی چنین است:
«(قَالَ عَلِیُّ بْنُ اِبْرَاهِیمَ حَدَّثَنِی اَبِی عَنْ حَمَّاد) قَالَ وَقَالَ اَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌السّلام) کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صیُکْثِرُ تَقْبِیلَ فَاطِمَهَ (علیهاالسّلام) فَغَضِبَتْ مِنْ ذَلِکَ عَائِشَهُ وَ قَالَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) اِنَّکَ تُکْثِرُ تَقْبِیلَ فَاطِمَهَ (علیهاالسّلام) فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) یَا عَائِشَهُ اِنَّهُ لَمَّا اُسْرِیَ بِی اِلَی السَّمَاءِ دَخَلْتُ الْجَنَّهَ فَاَدْنَانِی جَبْرَائِیلُ ع مِنْ شَجَرَهِ طُوبَی وَ نَاوَلَنِی مِنْ ثِمَارِهَا فَاَکَلْتُهُ – فَلَمَّا هَبَطْتُ اِلَی الْاَرْضِ حَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ مَاءً فِی ظَهْرِی- فَوَاقَعْتُ خَدِیجَهَ فَحَمَلَتْ بِفَاطِمَهَ فَمَا قَبَّلْتُهَا اِلَّا وَجَدْتُ رَائِحَهَ شَجَرَهِ طُوبَی مِنْهَا.»

رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فاطمه زهرا را زیاد می‌بوسید. عایشه بوسیدن فاطمه را انکار کرد (یعنی برایش این ماجرا ناخوشایند بود).
رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: ‌ای عایشه! هنگامی که مرا در آسمان بردند، وارد بهشت شدم، جبرئیل مرا نزدیک درخت طوبی برد و از میوه‌های آن به من داد و من خوردم. خداوند آن را تبدیل به آب در پشت من کرد. وقتی به زمین نزد خدیجه آمدم، او به فاطمه حامله شد، هیچ زمانی فاطمه را نبوسیدم مگر این‌که بوی همان درخت طوبی را از وی استشمام کردم.

نکته مهم این که طبق این روایت، از تمام میوه‌های بهشتی به وجود آمده است:
وناولنی من ثمارها فاکلته.
چنانچه در روایات اهل سنت که از طریق ابن عباس نقل شده، نیز تعبیر این است:
فَاَطْعَمَنِی مِنْ جَمِیعِ ثِمَارِهَا.
پس طبق این روایت، اشکال اضطراب روایات هم برطرف می‌شود.

روایت چهارم

در این روایت که از امام باقر (علیه‌السّلام) نقل شده، حضرت به صورت سربسته اشاره می‌کند که جبرئیل به رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) میوه (سیب) بهشتی داد و نطفه فاطمه از آن منعقد شده است:
«وروی عن ابی‌جعفر (علیه‌السّلام) انه قال: قیل لرسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم): انک لتلثم فاطمه وتکثر منها وتدنیها منک [وتفعل بها] ما لا تفعله مع احدی بناتک الاخر؟ ! فقال (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم): ان جبرئیل اتانی بتفاحه من تفاح الجنه فاکلتها فتحولت ماء فی صلبی، ثم واقعت خدیجه فحملت بفاطمه، فانا اشم منها رائحه الجنه.»

امام باقر (علیه‌السّلام) فرمود: به رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) گفته شد، شما فاطمه را زیاد می‌بوسید و او را نزد خود فرا می‌خوانید، به گونه‌ای با او رفتار می‌کنید که با دیگر دخترانت رفتار نمی‌کنید. رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: جبرئیل سیب بهشتی را برایم آورد و من آن را تناول کردم و در صلب من به آب تبدیل شد؛ پس از آن نزد خدیجه آمدم که او به فاطمه باردار شد. من از فاطمه بوی بهشت را استشمام می‌کنم.

روایت پنجم

شیخ صدوق (رحمه‌الله‌علیه) در باب (۱۴۷) ذیل عنوان «العله التی من اجلها کان رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) یکثر تقبیل فاطمه (علیهاالسّلام) » دو روایت را در موضوع بحث آورده و در روایت نخست آن از جابر بن عبدالله نقل کرده است که نطفه حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) از سیب بهشتی منعقد شده است:
«حدثنا احمد بن الحسن القطان قال: حدثنا الحسن بن علی السکری قال: اخبرنا محمد بن زکریا قال: حدثنا جعفر بن محمد بن عماره الکندی قال: حدثنی ابی، عن جابر عن ابی جعفر محمد بن علی (علیه‌السّلام) عن جابر بن عبدالله قال: قیل یا رسول الله انک تلثم فاطمه وتلتزمها وتدنیها منک وتفعل بها مالا تفعله باحد من بناتک؟
فقال: ان جبرئیل (علیه‌السّلام) اتانی بتفاحه من تفاح الجنهفاکلتها فتحولت ماء فی صلبی، ثم واقعت خدیجه فحملت بفاطمه فانا اشم منها رائحه الجنه.»

جابر بن عبدالله می‌گوید: به رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) گفته شد: شما فاطمه را می‌بوسید و نزد خود می‌نشانید و با او رفتاری دارید که با سایر دخترانت ندارید؟ فرمود: جبرئیل سیبی از سیب‌های بهشتی برایم آورد، من آن را خوردم و در صلب من تبدیل به آب شد؛ پس از آن‌که با خدیجه هم‌بستر شدم، به فاطمه حامله شد؛ پس من از فاطمه بوی بهشت را استشمام می‌کنم.

روایت ششم

روایت ششم از عایشه با طرق متعدد بیان شده:

از طریق ابن عباس

در این روایت که از طریق ابن عباس نقل شد، عایشه از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) دلیل بوسیدن فاطمه را سؤال کرد. حضرت داستان معراج و خوردن میوه رطب بهشتی را یاد آورد شد و تصریح نمود که نطفه فاطمه از این میوه منعقد شده است:
«وبهذا الاسناد [احمد بن الحسن القطان قال: حدثنا الحسن بن علی السکری] ِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زَکَرِیَّا قَالَ حَدَّثَنَا عُمَرُ بْنُ عِمْرَانَ قَالَ حَدَّثَنَا عُبَیْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَی الْعَبْسِیُّ قَالَ اَخْبَرَنِی جَبَلَهُ الْمَکِّیُّ عَنْ طَاوُسٍ الْیَمَانِیِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ دَخَلَتْ عَائِشَهُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ وَ هُوَ یُقَبِّلُ فَاطِمَهَ فَقَالَتْ لَهُ اَ تُحِبُّهَا یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ اَمَا وَ اللَّهِ لَوْ عَلِمْتِ حُبِّی لَهَا لَازْدَدْتِ لَهَا حُبّاً اِنَّهُ لَمَّا عُرِجَ بِی اِلَی السَّمَاءِ الرَّابِعَهِ اَذَّنَ جَبْرَئِیلُ وَ اَقَامَ مِیکَائِیلُ.
ثُمَّ قِیلَ لِی ادْنُ یَا مُحَمَّدُ فَقُلْتُ اَتَقَدَّمُ وَ اَنْتَ بِحَضْرَتِی یَا جَبْرَئِیلُ قَالَ نَعَمْ اِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَضَّلَ اَنْبِیَاءَهُ الْمُرْسَلِینَ عَلَی مَلَائِکَتِهِ الْمُقَرَّبِینَ وَ فَضَّلَکَ اَنْتَ خَاصَّهً فَدَنَوْتُ فَصَلَّیْتُ بِاَهْلِ السَّمَاءِ الرَّابِعَهِ ثُمَّ الْتَفَتُّ عَنْ یَمِینِی فَاِذَا اَنَا بِاِبْرَاهِیمَ (علیه‌السّلام) فِی رَوْضَهٍ مِنْ رِیَاضِ الْجَنَّهِ وَ قَدِ اکْتَنَفَهَا جَمَاعَهٌ مِنَ الْمَلَائِکَهِ ثُمَّ اِنِّی صِرْتُ اِلَی السَّمَاءِ الْخَامِسَهِ وَ مِنْهَا اِلَی السَّادِسَهِ فَنُودِیتُ یَا مُحَمَّدُ نِعْمَ الْاَبُ اَبُوکَ اِبْرَاهِیمُ وَ نِعْمَ الْاَخُ اَخُوکَ عَلِیٌّ فَلَمَّا صِرْتُ اِلَی الْحُجُبِ اَخَذَ جَبْرَئِیلُ (علیه‌السّلام) بِیَدِی فَاَدْخَلَنِی الْجَنَّهَ فَاِذَا اَنَا بِشَجَرَهٍ مِنْ نُورٍ اَصْلُهَا مَلَکَانِ یَطْوِیَانِ الْحُلَلَ وَ الْحُلِیَّ فَقُلْتُ حَبِیبِی جَبْرَئِیلُ لِمَنْ هَذِهِ الشَّجَرَهُ؟
فَقَالَ هَذِهِ لِاَخِیکَ عَلِیِّ بْنِ اَبِی طَالِبٍ وَ هَذَانِ الْمَلَکَانِ یَطْوِیَانِ لَهُ الْحُلِیَّ وَ الْحُلَلَ اِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهِ ثُمَّ تَقَدَّمْتُ اَمَامِیفَاِذَا اَنَا بِرُطَبٍ اَلْیَنَ مِنَ الزُّبْدِ وَ اَطْیَبَ رَائِحَهً مِنَ الْمِسْکِ وَ اَحْلَی مِنَ الْعَسَلِ فَاَخَذْتُ رُطَبَهً فَاَکَلْتُهَا فَتَحَوَّلَتِ الرُّطَبَهُ نُطْفَهً فِی صُلْبِیفَلَمَّا اَنْ هَبَطْتُ اِلَی الْاَرْضِ وَاقَعْتُ خَدِیجَهَ فَحَمَلَتْ بِفَاطِمَهَ فَفَاطِمَهُ حَوْرَاءُ اِنْسِیَّهٌ فَاِذَا اشْتَقْتُ اِلَی الْجَنَّهِ شَمِمْتُ رَائِحَهَ فَاطِمَهَ.»

از جبله مکّی، از طاووس یمانی، از ابن عبّاس نقل شده که وی گفت: عائشه بر رسول خدا وارد شد در حالی‌که حضرت، فاطمه (علیها‌السّلام) را می‌بوسید، عائشه عرض کرد: یا رسول اللَّه آیا او را دوست دارید؟
حضرت فرمودند: آگاه باش اگر می‌دانستی میزان محبت من به او را حتما محبت تو به او زیاد می‌گشت، هنگامی که مرا به آسمان چهارم بردند جبرئیل اذان و میکائیل اقامه گفت، سپس به من گفته شد: یا محمد نزدیک شو و جلو بایست.
من به جبرئیل گفتم: جلو بروم با این که تو در حضور من هستی؟! جبرئیل عرضه داشت: آری، خداوند عزّوجلّ انبیاء خود را بر فرشتگان مقرّبش برتری داده و خصوص تو را تفضیل ویژه‌ای بر جمله ملائکه داده است، من جلو رفته و با اهل آسمان چهارم نماز گزاردم سپس به جانب راست خود توجّه کرده جناب ابراهیم (علیه‌السّلام) را در بستانی از بساتین ب

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.