پاورپوینت کامل شیخ محمد واصف گیلانی ۶۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل شیخ محمد واصف گیلانی ۶۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل شیخ محمد واصف گیلانی ۶۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل شیخ محمد واصف گیلانی ۶۰ اسلاید در PowerPoint :

محتویات

۱ تحصیلات و اساتید
۲ ویژگی‌های علمی و اخلاقی
۳ فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی
۴ آثار و تألیفات
۵ وفات
۶ منابع

تحصیلات و اساتید

محمد واصف گیلانی فرزند کربلایی ابوالقاسم در سال ۱۳۰۵ شمسی در قریه «دهکاء» لاهیجان به دنیا آمد.

شیخ محمد گیلانی در سال ۱۳۱۹ ش. برای تحصیل علوم دینی وارد حوزه علمیه قم شد. وی به علت دارا بودن حافظه قوی و استعداد فراوان، از همان ابتدای طلبگی با تلاش و جدیت فوق العاده، دروس حوزوی مانند منطق، تفسیر، فقه، اصول، فلسفه و بسیاری از کتاب های متداول آن عصر را به سرعت به پایان رساند. قدرت فراگیری او چنان بود که هر سال، دروس سال گذشته را تدریس می کرد.

مهمترین اساتید شیخ محمد در دروس سطح، آیت الله شیخ علیرضا ممجد لنگرودی و آیت الله جعفر سبحانی بوده‌اند که امروزه از مدرسین بنام حوزه علمیه قم بشمار می آیند. آیت الله سبحانی، در مورد شاگردش محمد واصف، فرموده است: «آیت الله واصف، نابغه دوران و شیخ بهایی زمان ما است».

ایشان دروس خارج فقه، اصول، فلسفه، حکمت و تفسیر را نیز از اساتید زیر فراگرفت:

آیت الله بروجردی (متوفای ۱۳۸۰ ق)
سید مرتضی مرتضوی لنگرودی (متوفای ۱۳۸۳ ق): آیت الله واصف گیلانی که عشق و ارادت فراوانی به این استاد ارجمندش داشت و پیشرفت علمی و معنوی خود را مرهون زحمات او می دانست، به مدت ۱۰ سال در فقه، اصول و اخلاق از این استاد بهره گرفت. بعد از رحلت آن بزرگوار، شرح حال و خدمات ارزشمند استادش را تحت عنوان «چهره‌ای از زندگانی حضرت آیت الله لنگرودی» به رشته تحریر درآورد و به چاپ رسانید و در رثای آن بزرگوار اشعاری سرود.
امام خمینی (متوفای ۱۳۶۸ ش): آیت الله واصف در درس خارج فقه و اصول حضرت امام شرکت می جست و دروس امام را تقریر می کرد. او به امام راحل عشق می ورزید و همواره صلابت، استواری، غیرت، دین مداری، تقوا، هوشمندی، شجاعت، زیرکی آن بزرگوار را می ستود و درباره امام اشعار زیادی سروده است. ضمناً معظم له چون از سال ۱۳۳۷ ش. در قم دارای چاپخانه بود، اعلامیه‌های مربوط به حضرت امام و نهضت مقدس اسلامی را به صورت مخفیانه چاپ و تکثیر می نمود.
میرزا هاشم آملی (متوفای ۱۳۷۱ ش): آیت الله واصف گیلانی مدت زیادی نزد ایشان به آموختن فقه مشغول بوده و درس آن بزرگوار را تقریر کرده و در ستایش این استاد فرزانه‌اش نیز اشعاری سروده است. آیت الله هاشم آملی نیز بارها در مورد این شاگردش می فرمود: «آقای واصف مغز متفکر است و خوب است از افکار ایشان، طلاب و محصلین و فضلا استفاده نمایند».
سید شهاب الدین مرعشی نجفی (متوفای ۱۳۶۹ ش): در رثای ایشان نیز اشعاری دارد.
سید محمد محقق داماد (متوفای ۱۳۸۸ ق): در رثای ایشان نیز اشعاری سروده است.
عارف کامل آیت الله محمدتقی بهجت (متوفای ۱۳۸۸ ش): وی از محضر این استاد عالی قدرش نهایت استفاده را کرده است و همواره مقام علمی و حالات والای معنوی و عرفانی ایشان را می ستود.
علامه طباطبایی، صاحب تفسیر المیزان، (متوفای ۱۳۶۰ ش): آیت الله واصف، وی را نابغه دوران و فیلسوف منحصر به فرد و مفسری توانا می دانست و در جلسات درس خصوصی آن بزرگوار شرکت می جست و تمام مطالب جلسات (تفسیر و فلسفه) را به رشته تحریر درمی آورد.

آیت الله واصف گیلانی با تلاش و جدیت تمام، مراحل علمی را پشت سر نهاد و از برخی اساتید بزرگوارش اجازه اجتهاد دریافت کرد. ایشان در طول سالیان تحصیل، به تدریس سطوح و کتب مختلف (رسائل، مکاسب و کفایه) اشتغال داشت و عده زیادی از محضر این فقیه جلیل القدر استفاده کردند.

ویژگی‌های علمی و اخلاقی

پشتکار در کسب علم و مطالعه:

آیت الله واصف از نظر علمی، فرد جامعی بود. در فقه، اصول، تفسیر، رجال، تاریخ، فلسفه و کلام متبحر و صاحب نظر بود. در ادبیات، خصوصاً ادبیات عرب، خیلی دقیق بود. آن بزرگوار هیچ گاه از مطالعه، تحقیق، تتبع و مذاکره علمی خسته نمی شد؛ در سفر و حضر دست از نوشتن برنمی داشت؛ حتی یکی از کتب خود را در سفر به آلمان نوشت و در همان جا به چاپ رساند. ایشان انسانی پرکار و پرتلاش بود. در ریزه کاری های علمی، استنباط های دقیق و ظریفی داشت. حافظه ای فوق العاده داشت. بسیار مطالعه می کرد و همه آن چه را خوانده و یا شنیده بود، به خوبی در حافظه خویش نگه می داشت. می توان گفت: که او یک دائرهالمعارف بود و در هر زمینه‌ای اطلاعات دقیق داشت. زیاد فکر می کرد و کم سخن می گفت.

ذوق و استعداد شعری:

محمد واصف گیلانی از دوران کودکی شعر می گفت؛ آیت الله واصف در ۲۱ سالگی منطق را به نظم درآورد و به نام کفایه المیزان به آیه الله العظمی بروجردی تقدیم کرد و آن بزرگوار در منزل و با حضور آیت الله العظمی سید مرتضی لنگرودی قدس سره وی را تشویق و تحسین فراوان می کند. او را می توان اسطوره هنر در حوزه ها بشمار آورد. او اشعار فراوانی به صورت بی نقطه، یا بدون الف می سرود و مطالب خود را (اعم از شعر و نثر) به پنج زبان فارسی، عربی، گیلکی، کردی و ترکی می نگاشت. در اشعارش صنعت های لفظی و معنوی موج می زند.

عشق به اهل بیت علیهم السلام:

آیت الله شیخ محمد واصف گیلانی عشق و علاقه توصیف ناپذیری نسبت به خاندان عصمت و طهارت داشت. ایشان درباره صفات والای انسانی و سجایای اخلاقی حضرات معصومین، کتاب های مختلفی نگاشت و اشعار زیادی در رثا و مدح آن بزرگواران سروده و هنگام سرودن شعر برای اهل بیت بسیار می گریست. وی روضه خوانی می کرد و آن را دون شأن خود نمی دانست. با همه وجود، به فراگیری و نشر و ترویج آثار اهل بیت می پرداخت و از توسل به آنان غافل نبود. او به سادات نیز ارادت می ورزید و دو دخترش را به ازدواج آنان درآورد.

زهد و ساده زیستی:

مرحوم آیت الله واصف گیلانی هیچگاه از زی طلبگی و ساده زیستی و زندگی زاهدانه خارج نشد؛ در حالی که در خانواده ای ثروتمند و خرده مالک متولد شده بود. ظاهری آراسته و تمیز داشت و از تظاهر به فقر و ناداری خودداری می کرد. او با این که تا آخر عمر شریفش با قناعت پیشگی زندگی کرد؛ اما از رسیدگی به نیازمندان غافل نبود و بخصوص به اهل علم فقیر و تهیدست کمک های فراوانی می کرد.

فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی

تبلیغ و خطابه:

آیت الله واصف گیلانی با این که دارای معلومات گسترده ای بود، مع الوصف هیچ گاه تبلیغ و منبر را فراموش نکرد؛ بلکه اکثر اوقات عمرشان را در همان روستای کوچک – که زادگاه وی و اجدادش بود – به وعظ و ارشاد مردم مشغول بود. ایشان در پاسخ به کسانی که به وی گفته بودند که دیگر در شأن شما نیست تا در روستای کوچک منبر بروید! فرمود: «من که کسی نیستم؛ بسیاری از بزرگان و اعاظم و فقهای بزرگ شیعه منبر می رفتند» و نیز می فرمود: «ادای تکلیف، شهر و روستا نمی شناسد».

دفاع از مرزهای عقیدتی:

در سالیانی که کتاب «شهید جاوید» چاپ و منتشر شده و برخی از مطالب موهن آن، اعتراض گروهی از علما را برانگیخته بود، آیت الله واصف گیلانی به دور از هیاهو، دست به قلم برده، ۳ جلد کتاب درباره زندگانی حضرت سیدالشهداء علیه السلام نگاشت و به ویژه یک جلد آن، که تحت عنوان «فی هامش علم الامام» به علم امام اختصاص یافته بود، مورد استقبال گسترده حوزویان و دانشجویان قرار گرفت.

همچنین آیت الله واصف که خود را حافظ مرزهای فکری و عقیدتی می دانست، سکوت در برابر عقاید الحادآمیز و کمونیستی حزب توده در سال های ۲۸ و ۲۹ ش. را روا ندانست و به مقابله با آنان پرداخت. او علاوه بر روشنگری در منابر، برای قشر جوان و تحصیل کرده کتابی تحت عنوان «احراق لانه‌های فساد» تألیف کرد که این کتاب نیز با استقبال مواجه شد؛ زیرا در این کتاب با شواهد و استدلال های عقلی و منطقی، اندیشه های حزب توده به خوبی نقد و ابطال، و اهداف پلید و استعماری پدیدآورندگان آن با قلمی شیوا و محکم تبیین شده بود.

فعالیت در آلمان:

آیت الله واصف گیلانی در سال ۱۳۵۰ ش. به عنوان نماینده آیت الله گلپایگانی به کشور آلمان اعزام شد و در شهرهای فرانکفورت و اشتوتکارت اقامت گزید، پاسخ گویی به نیازهای علمی و معنوی و دینی مسلمانان و خصوصاً ایرانیان آنجا را بر عهده گرفت. او با همکاری برخی از تجار ایرانی و غیرایرانی برای وحدت و انسجام مسلمانان و نیز ارتقای سطح دینی و معنوی آنان، گامهای مؤثری را برداشت. مرحوم آیت الله واصف به علت برخورداری از قدرت جاذبه اجتماعی، در جلسات علمی محبوبیت زیادی کسب کرده به طوری که با حضور خود در روضه منازل مسلمانان و شیعیان مقیم آلمان، رونق خاصی به آن مجالس می بخشید.

ساختن بیمارستان:

ایشان در زمان آیت الله بروجردی، با همکاری و همیاری مردم منطقه موفق شد بیمارستان «صاحب الزمان علیه السلام» را در روستای همجوار زادگاه خود «فُشازده» با همه امکانات لازم احداث کند؛ حتی برخی از مراجع بزرگوار قم او را تشویق و مساعدت نمودند؛ اما قبل از آغاز فعالیت، به دستور شاه خائن، این بیمارستان مصادره و به طور کلی تخریب شد و در همان مکان، بیمارستانی به نام «بیمارستان شاه» تأسیس نمودند! علت این اقدام شاه برای کاهش قدرت و محبوبیت روحانیت در نزد مردم بود.

ساختن مسجد:

آن فقید سعید، سالی در ماه رمضان، برای

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.