پاورپوینت کامل طلاق فقهی ۱۰۳ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل طلاق فقهی ۱۰۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل طلاق فقهی ۱۰۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل طلاق فقهی ۱۰۳ اسلاید در PowerPoint :
طلاق
برای دیگر کاربردها، طلاق (ابهامزدایی) را ببینید.
یکی از مسائلی که بین زن و مرد رخ می دهد، مسئله ی طلاق می باشد. اسلام با تدبیری که در امر طلاق اندیشیده سعی در کاهش آن داشته است .و به دنبال تحکیم نظام خانواده می باشد.
کلمات کلیدی : طلاق، ازدواج، حق، حلال، خانواده، زن، مرد، قضایی، دادگاه، خلع، مبارات
فهرست مندرجات
۱ – چکیده
۲ – دنیای مدرن و طلاق
۳ – علل افزایش طلاق در عصر حاضر
۴ – معنای لغوی و اصطلاحی طلاق
۵ – واژه طلاق
۶ – ارکان و شرایط طلاق
۷ – تقسیمات طلاق
۸ – نگاهی به احکام طلاق
۹ – اقسام طلاق
۹.۱ – طلاق بائن
۹.۱.۱ – انواع طلاق بائن
۹.۲ – طلاق رجعی
۱۰ – طلاق مبغوض الهی
۱۱ – علت مجاز بودن طلاق در اسلام
۱۲ – چرا طلاق در اختیار مرد است؟
۱۳ – زن و احساسات
۱۴ – زن و حق طلاق
۱۵ – اسلام و تلاش برای کاهش طلاق
۱۶ – طلاق قضایی
۱۷ – پانویس
۱۸ – منبع
۱ – چکیده
در این مقاله ضمن بیان منفور و مبغوض بودن طلاق در اسلام، ثابت شده است که به دلیل طبیعت زن و مرد راه طلاق نباید به طور مطلق بسته باشد بلکه در جایی که امکان ادامه زندگی نیست نباید به زور قانون زن و مرد را در کنار هم نگه داشت و نیز ثابت شده است که طبیعت و روانشناسی زن و مرد اقتضا میکند که حق طلاق به طور عادی و طبیعی در اختیار مرد باشد هر چند در مواردی نیز زن میتواند از دادگاه تقاضای طلاق نماید یعنی راه طلاق از ناحیه زن نیز بسته نیست هر چند محدود است.
سئوالات اصلی که این مقاله در پی پاسخگویی به آنهاست عبارتند از:
۱- چرا با آنکه طلاق، در اسلام بسیار مبغوض است، اما در عین حال حلال است؟ چرا طلاق تحریم نشده است؟
۲- چرا حق طلاق در اسلام عمدتاً در اختیار مرد است؟ انحصار حق طلاق به مردان ظلم آشکار به زنان و نشانه سلطه مردان به زنان است، چرا اسلام چنین حکمی را تشریع کرده است؟
۲ – دنیای مدرن و طلاق
با آنکه در گذشته زندگی بشر، تلاشهای فکری و قانونی برای جلوگیری از طلاق، هرگز به اندازه امروز نبود و مانند امروز درباره علل پیدایش و افزایش و راههای جلوگیری از طلاق به فکر نبودند، اما طلاق در گذشته بسیار کمتر از امروز بود. طبیعی است علت افزایش طلاق در دنیای امروز وضعیت زندگی اجتماعی و روابط و اخلاق انسان مدرن است که علل طلاق و گسست خانواده را فزونی بخشیده است.
مجله نیوزویک چاپ آمریکا مینویسد:
«سراب طلاق نه تنها تازه پیوندها، بلکه مادران آنها و زن و شوهران دیرینهپیوند را هم به خود میکشد، به طوری که از جنگ دوم به این طرف، سطح طلاق در آمریکا به طور متوسط از سالی ۰۰۰/۴۰۰ طلاق پایینتر نرفته است. سن متوسط دو میلیون زن مطلقه آمریکایی ۴۵ سال است. با وجودی که پس از طلاق، زن آمریکایی خویشتن را آزادتر از آزاد حس میکند، ولی مطلقههای آمریکایی – چه جوان و چه میانسال – شادکام نیستند و این ناشادی را میتوان از میزان روز افزون مراجعات زنان به روانکاو و روانشناس، یا از پناه بردن به الکل و یا افزایش سطح خودکشی دریافت. خلاصه اینکه زن آمریکایی همین که از دادگاه طلاق با پیروزی بیرون میآید، میفهمد که زندگی بعد از طلاق آنچنان که میپنداشته بهشت نیست.»
[۱] مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص ۲۳۰ – ۲۳۱
«اکنون نرخ طلاق (شمار زوجهای جدا شده در هر ۱۰۰۰ نفر) در ایالات متحده به طور قابل ملاحظهای بالاترین نرخ در جهان است. این نرخ بین سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۰ به بیش از دو برابر رسید. پیشبینی میشود که نیمی از ازدواجهایی که در سال ۱۹۸۶ صورت گرفته، به طلاق بیانجامد، و نزدیک به دو سوم تمام ازدواجهای منعقد شده در سال ۱۹۸۸ نیز منجر به جدایی گردد.
بین سالهای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۱، تعداد خانوادههایی که سرپرستی آنان را زنان طلاق گرفته بر عهده داشتند، از ۹۵۶۰۰۰ به ۷/۲ میلیون رسید. از سال ۱۹۷۲، هر ساله بیش از یک میلیون کودک درگیر مسئله طلاق شدهاند؛ در سال ۱۹۸۴، از هر پنج کودک آمریکایی یک کودک در خانواده تک سرپرست زندگی میکرد، و در سال ۱۹۸۶، ۲۴ درصد تمام کودکان زیر هیجده سال در خانوادههای تک سرپرست زندگی میکردند، در حالی که این رقم در سال ۱۹۶۰، ۹ درصد بود.
[۲] وندی شلیت و دیگران، فمینیسم در آمریکا تا سال ۲۰۰۳. ج۱، ص ۲۹۱.
»
«در زمانهایی نه چندان دور، طلاق رویدادی غمبار و یا یک رسوایی تلقّی میشد. افراد اندکی جرأت میکردند از لزوم طلاق آسان سخن بگویند، زیرا با واکنش اکثر مردم مواجه میگردیدند، اما در فاصله سالهای ۱۹۶۰ و ۱۹۸۵، میزان طلاق دو برابر شد، به طوری که تقریبا نیمی از ازدواجها به دادگاه طلاق ختم میشد. در حدود سال ۱۹۸۵، دیگر کسی طلاق را رسوایی به حساب نمیآورد.
حمایت از طلاق از دهه ۱۹۷۰ آغاز شد. امروزه سرزنش زن و مرد به خاطر طلاق، نه تنها از فرهنگ عامه مردم حذف شده، بلکه در کتابهای حقوقی نیز دیگر نشانی از آن وجود ندارد. اگر یکی از طرفین ازدواج مرتکب زنا شده باشد، هیچ مجازاتی در انتظارش نیست. زن و مرد به طور مساوی از حق طلاق، حق مشارکت در استفاده از داراییها، حق سرپرستی کودکان و حق دریافت نفقه برخوردار هستند.
[۳] وندی شلیت و دیگران، فمینیسم در آمریکا تا سال ۲۰۰۳، ج۲، ص ۱۴۵.
»
«بین سالهای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میزان طلاق در بریتانیا به طور ثابت هر سال ۹ درصد افزایش یافت و در طی آن دهه دو برابر شد. تا سال ۱۹۷۲، تا اندازهای در نتیجه قانون سال ۱۹۶۹، که برای بسیاری طلاق را آسانتر کرد که در بند ازدواجهای از مدتها پیش مرده مانده بودند، میزان طلاق مجدداً دو برابر شده بود.
[۴] آنتونی گیدنز، جامعه شناسی، ص ۴۳۸.
»
۳ – علل افزایش طلاق در عصر حاضر
دنیای مدرن، انسانی را پرورانده است که اصل در زندگی او لذت و بهرهمندی فرد و ارضاء خواستههای شخصی اوست. مجله نیوزویک مینویسد: «علت طلاق در ازدواجهای ده یا بیست ساله ناسازگاری نیست، بلکه بیمیلی به تحمل ناسازگاریهای دیرین و هوس برای درک لذت بیشتر و کامجوییهای دیگر است. در عصر قرصهای ضد حاملگی و دوران انقلاب جنسی و اعتلای مقام زن، این عقیده در میان بسیاری از زنان قوت گرفته که خوشی و لذت، مقدم بر استواری و نگهداری کانون خانوادگی است. زن آمریکایی امروز، کامجوتر از زن دیروزی بوده و در برابر نارسایی آن کم تحملتر از مادر بزرگ خویش است»
[۵] آنتونی گیدنز، جامعه شناسی، ص ۲۳۱ – ۲۳۲
نکته نگرانکنندهای که باید به آن توجه داشت این است که اکثر طلاقها ناشی از درگیری و عدم همفکری زوجین نیست. مطالعات نشان میدهد که تنها حدود یک سوم زوجهای طلاق گرفته، گفتهاند که آزار، بحثهای مکرر و دعواهای جدی، علت طلاق آنان بوده است. این روزها آستانه تحمل افراد، برای مواجهه با ناراحتیها بسیار پایینتر از گذشته شده و به همین دلیل ازدواجها به طلاق منجر میگردد.
اگر اعتقاد داشته باشیم که طلاق کاری دشوار و نادرست است، زندگی مشترک را به خاطر فرزندان تحمل میکنیم، اما اگر باور کنیم که طلاق آسان و قابل قبول است، رابطه زناشویی را به خاطر خودخواهی خودمان قطع میکنیم.
متأسفانه این معضل در کشورهای اسلامی و در ایران نیز به تدریج گسترش یافته و گروهی از زنان و مردان مسلمان امروزی نیز متأثر از دنیای مدرن با ترجیح لذات فردی خویش و کاهش آستانه سازگاری، به آسانی تن به طلاق میدهند. طلاق در شهرهایی که تأثیرپذیری بیشتری از فرهنگ جدید غرب داشتهاند، آمار بالاتری دارد.
عامل دیگر مهم افزایش طلاق در غرب، بی بند و باری جنسی و فراهم بودن کامجوییهای جنسی برای مردان و زنان در سطح وسیع و دامن زدن به بی بند و باری است و این کامجوییهای خارج از خانواده، میل به خانواده را کاهش داده و خانواده را در معرض سقوط و فروپاشی قرار داده است.
به گفته شهید مطهری پیشقراولان قرن ما، روز به روز عوامل اجتماعی طلاق و انحلال کانون خانوادگی را افزایش میدهند و با یکدیگر در این راه مسابقه میدهند و آنگاه فریاد میکشند که چرا طلاق اینقدر زیاد است؟ اینها از طرفی عوامل طلاق را افزایش میدهند و از طرف دیگر می خواهند با قید و بند کانون جلو آن را بگیرند.
[۶] مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص ۲۳۳.
۴ – معنای لغوی و اصطلاحی طلاق
در لغت برای واژه طلاق معانی متعددی ذکر شده است که از جمله رهایی، آزاد کردن، ترک کردن، واگذاشتن، مفارقت و جدایی است.
[۷] آذرتاش آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی-فارسی، نشر نی، ۱۳۸۵، چاپ هفتم، ص ۴۰۲.
واژه طلاق در اصطلاح شرعی عبارتست از «ازاله قید نکاح بدون عوض باصیغه طالق و شبهه آن
[۸] نجفی، شیخ محمد حسن، جواهر الکلام، تصحیح محمد قوچانی، چاپ بیروت، ۱۹۸۱ م، ج ۳۲، ص ۲.
[۹] محمد جمال الدین محمد عاملی، لمعته الدمشقیه، چاپ قم، موسسه اسماعیلیان، ۱۳۷۵ش، ج ۲، ص ۳۷۸.
.» توضیح مطلب به این صورت است که اولاً طلاق جزء ایقاعات است که در کتاب جواهر الکلام بدان تصریح شده است و جزء عقود نیست و تنها ایجاب در آن کفایت میکند اما اگر جزء عقود شرعی قرار میگرفت بایستی علاوه بر ایجاب، قبول هم در آن وجود داشت که در این صورت دو طرفه میبود در حالی که خود طلاق یک طرفه است و از طرف مرد صورت میگیرد ثانیاً این که طلاق فسخ نیست بلکه بر اساس صیغه خاصی مثل طالق صورت میگیرد در حالی که اگر فسخ بود دیگر نیازمند صیغه خاص نبود و بدون صیغه هم جاری میشد ثالثاً در تعریف بدون عوض درج شده است و دلالت براین دارد که طلاقی که با عوض همراه باشد داخل در تعریف مطلق نیست.بنابراین طلاق عبارتست از انحلال عقد نکاح دائمی با صیغه خاص و رعایت تشریفات شرعی.
۵ – واژه طلاق
طلاق (طلاق به معنای تطلیق است مثل سلام به معنای تسلیم و کلام به معنای تکلیم.
[۱۰] فضل بن حسن طبرسی، جوامع الجامع، ج۱، ص ۱۲۵.
) در لغت به معنای آزاد ساختن از قید و بند است و آنگاه به صورت استعاره در رها کردن زن از قید و بند ازدواج استعمال شده است.
[۱۱] المیزان ج ۲ ص ۲۳۰.
[۱۲] قاموس قرآن، ذیل ماده طلاق.
[۱۳] مفردات راغب، ذیل ماده طلاق.
۶ – ارکان و شرایط طلاق
طلاق دارای چهار رکن اساسی است که عبارتند از:
۱- طلاق دهنده
۲- طلاق گیرنده
۳- صیغه طلاق
۴- اشهاد.
[۱۴] محمد بن جمال الدین محمد عامل، لمعه الدمشقیه، چاپ قم، موسسه اسماعیلیان، ۱۳۷۵ ش، ج ۲، ص ۳۸۷
به نظر میرسد با توجه به این که اکنون طلاق بدون موافقت دادگاه واقع نمیگردد اگر کسب موافقت دادگاه را نیز به عنوان رکن پنجم طلاق به شمار آید بی وجه نیست.
در مطلق که همان مرد طلاق دهنده میباشد چهار شرط معتبر است
۱- بلوغ
۲- عقل
۳- اختیار
۴- قصد
[۱۵] محمد بن جمال الدین محمد عامل، لمعه الدمشقیه، چاپ قم، موسسه اسماعیلیان، ۱۳۷۵ ش، ج ۲، ص ۳۸۷
در مطلقه که همان زن طلاق داده شده است نیز پنج شرط معتبر است:
۱- زوجیت
۲- عقد دائمی باشد نه موقت
۳- اینکه زن از حیض و نفاس پاک باشد.
۴- طلاق در زمان پاک بودن از حیض و نفاس باشدکه در غیر این صورت اگر واقع شود طلاق باطل است که این شرط مذکور در زن یائسه و زنی که به سن حیض نرسیده است و زن حامله ساقط است
۵- معین بودن زن مطلقه
[۱۶] نجفی، شیخ محمد حسن، جواهر الکلام، تصحیح محمد قوچانی، چاپ بیروت، ۱۹۸۱ م، ج ۳۲، ص ۴ و ۵۶
در صیغه نیز شروطی معتبر است که عبارتند از این که صیغه مخصوصه برای ازاله قید نکاح «هی طالقٌ یا فُلانَه طالقٌ یا اَنتِ طالقٌ » باشد. همچنین بغیر عربی واقع نمیشود و با اشاره هم واقع نمیشود مگرکسی که عاجز است از حرف زدن
[۱۷] جواهر الکلام، ج۳۲، ص۵۶.
[۱۸] جواهر الکلام، ج ۳۲، ص ۴ .
باشد
اما اشهاد عبارتست از شاهد گرفتن دو یا چند نفر مرد عادل بر وقوع طلاق و کیفیت شهادت به یکی از سه صورت انجام میشود یا بصورت استماع صیغه و شنیدن آن، یا شناختن اجمالی دو طرف و یا حضور هم زمان در هنگام طلاق
[۱۹] جواهر الکلام، ج۳۲، ص۱۱۴
[۲۰] جواهر الکلام، ج ۳۲، ص ۵۶.
شهود بایستی اولاً مرد باشند ثانیاً عادل باشند و عادل کسی است که تقوی پیشه کند و از مرتکب شدن گناهان کبیره و اصرار بر جرایم صغیره پرهیز نماید.
[۲۱] امام خمینی (ره) تحریر الوسیله، چاپ قم، موسسه اسماعیلیان، ۱۴۰۸ ق، ج ۲، ص ۴۴۱.
۷ – تقسیمات طلاق
از نظر فقها طلاق ابتداءً تقسیم میشود به طلاق بدعی و سنی به معنای بدعت حرام و سنت مشروعه:
[۲۲] جواهر الکلام، ج ۳۲ ص ۱۱۶.
طلاق بدعی طلاقی است که خلاف شرایط مقرره در شریعت انجام گرفته باشد و اگر این نوع طلاق واقع شود باطل است مانند طلاق حائض .
طلاق سنی طلاقی است که مطابق مقررات و با رعایت کامل شرایط شرعی انجام شده باشد و خود بر دو نوع است ۱- طلاق باین که مرد در آن حق رجوع ندارد ۲- طلاق رجعی که مرد در آن حق رجوع در زمان عده را دارد.
۸ – نگاهی به احکام طلاق
۱- در اسلام اصل اولی بر آن است که مرد، زن را طلاق میهد، اما در شرایط خاص، زن میتواند از قاضی تقاضای طلاق کرده و بر خلاف میل مرد، قاضی حکم به جدایی زن و مرد دهد که در این صورت یا مرد را مجبور میکند تا همسرش را طلاق دهد یا قاضی، زن را مطلقه میسازد، که اینگونه طلاق را «طلاق قضایی» گویند.
۲- زن باید در هنگام اجرای صیغه طلاق، از خون حیض و نفاس پاک باشد و نیز از هنگام حیض قبل تا زمان اجرای صیغه طلاق، در حال پاکی با شوهرش ارتباط زناشویی نداشته باشد و دیگر اینکه طلاق میبایست در حضور دو شاهد عادل انجام گیرد.
[۲۳] توضیح المسائل مراجع مسأله ۲۴۹۹.
۳- زنی که به بلوغ جنسی رسیده باشد و یائسه هم نباشد، چنانچه پس از ارتباط زناشویی با شوهر، مطلقه شود، پس از طلاق باید عدّه نگه دارد؛ یعنی بعد از آنکه شوهرش او را در حالت پاکی از حیض طلاق داد، این زن به قدری صبر کند که دوبار حیض ببیند و پاک شود و هنگامی که حیض سوم را دید عدّه او تمام میشود و میتواند ازدواج کند، اما اگر شوهر پیش از ارتباط زناشویی، همسرش را طلاق دهد، زن عده ندارد و میتواند فوراً ازدواج کند.
[۲۴] توضیح المسائل مراجع مسأله ۲۵۱۱.
۹ – اقسام طلاق
طلاق بر دو قسم کلی است: طلاق بائن و طلاق رجعی.
۹.۱ – طلاق بائن
طلاق بائن طلاقی است که مرد در آن طلاق، حق رجوع و بازگشت به همسر را در ایام عده ندارد (منظور از رجوع آن است که مرد بدون عقد و خواندن خطبه، با زن آشتی کند و او را مجددا به همسری خود درآورد).
۹.۱.۱ – انواع طلاق بائن
طلاق بائن ۵ نوع است:
۱- طلاق زنی که نه سالش تمام نشده باشد.
۲- طلاق زنی که یائسه باشد.
۳- طلاق زنی که شوهرش بعد از عقد با او رابطه زناشویی برقرار نکرده باشد.
۴- طلاق زنی که برای سومین بار طلاق داده میشود.
۵- طلاق زنی که به طلاق خلع یا مبارات طلاق داده شده است. (طلاق خلع: هرگاه زنی حاضر به ادامه زندگی با شوهر نباشد اما شوهر مایل به جدایی نباشد، چنانچه زن مهریه یا مقداری از اموال خود را به شوهرش ببخشد تا او را به طلاق راضی کرده و شوهر، او را طلاق دهد، این طلاق را طلاق خلع مینامند.طلاق مبارات: هرگاه عدم تمایل به زندگی از سوی زن و شوهر، هر دو باشد و بخواهند از یکدیگر جدا شوند و زن مالی به شوهر بدهد که او را طلاق دهد، آن طلاق را طلاق مبارات گویند. نکته: در طلاق خلع و مبارات، مرد حق رجوع ندارد مگر آنکه زن مالی را که بخشیده است بازگرداند و از بخشش خود صرف نظر کرده و پول را باز پس گیرد.
[۲۵] توضیح المسائل مراجع، مساله ۲۵۲۸ و ۲۵۳۱.
).
۹.۲ – طلاق رجعی
در غیر موارد فوق اگر طلاق صورت گیرد، طلاق زن رجعی است.
۱۰ – طلاق مبغوض الهی
در روایات، کلمات و سیره عملی پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) مشاهده میشود، که آنان طلاق را بسیار مذموم و منفور معرفی کردهاند. برخی از ر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 