پاورپوینت کامل شهر تدلیس ۷۹ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل شهر تدلیس ۷۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل شهر تدلیس ۷۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل شهر تدلیس ۷۹ اسلاید در PowerPoint :
پاورپوینت کامل شهر تدلیس ۷۹ اسلاید در PowerPoint
تَدَلّیس، یا تَدّلِس، امروزه دلس، شهری کهن در شمال الجزایر واقع در کران دریای مدیترانه میباشد.
فهرست مندرجات
۱ – موقعیت جغرافیایی
۲ – پیشینه تاریخی
۳ – دیدگاه جغرافیدانان مسلمان
۴ – شغل اهالی تدلیس
۵ – حاکمان تدلیس
۵.۱ – حکمرانی ابوزکریا حفصی
۵.۲ – ابوحموی اول
۵.۳ – حکمرانی ابوثابت
۵.۴ – حکمرانی محمد حفصی
۶ – تدلیس در تهاجم آفریقاییها
۷ – حمله کشتیهای اسپانیا
۸ – حمله فرانسویها
۹ – خاستگاه بزرگان
۱۰ – فهرست منابع
۱۱ – پانویس
۱۲ – منبع
۱ – موقعیت جغرافیایی
این شهر در °۳۶ و ´۵۵ عرض شمالی و °۳ و ´۵۵ طول شرقی
[۱] Britannica Atlas، Chicago، ج۱، ص۴۵، ۱۹۹۶.
در کران شرقی رودخان سبائو (وادی سبائو) در ولایت تیزی وزو و در فاصل حدود ۱۱۰ کیلومتری شرق شهر الجزیره جای دارد.
[۲] en wikipediaorg/wiki/Dellys.
[۳] » Dellys، Boumerdes، Algeria «، BBC، www bbc couk/ dna/ h2g2/ A776045.
۲ – پیشینه تاریخی
دیرینگی این شهر به حدود ۵۰۰‘۲ سال پیش از این بازمیگردد. فنیقیها این شهر را به منزل مرکزی بازرگانی در سواحل جنوبی دریای مدیترانه بنا کردند و آن را روش ـ اوکرو (دماغ ماهی) میخواندند. پس از غلب رومیان بر فنیقیها در جنگهای پونیک (۲۶۴-۱۴۶قم) این شهر به تصرف رومیان درآمد و از آن پس روسوکورو خوانده شد. در سد ۵م پس از افتادن شهر به دست واندالها، از رونق آن کاسته شد و به مدت چند سده از وضعیت آن آگاهی در دست نیست.
[۴] جیلالی، عبدالرحمان، تاریخ الجزائرالعام، ج۱، ص۴۹، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
در دور فتوحات عربها در شمال افریقا این شهر میبایستی ویران و خالی از سکنه شده باشد، زیرا در رویدادهای این منطقه تا سد ۶ق از آن نامی برده نشده است.
۳ – دیدگاه جغرافیدانان مسلمان
ظاهراً از میان جغرافیانگاران مسلمان، نخستین بار ادریسی از این شهر یاد کرده است. وی «تدلس» را از شهرهای مغرب اوسط و منزلگاه بربرها خوانده است.
[۵] ادریسی، محمد، نزههالمشتاق، ج۱، ص۲۲۲، پورت سعید، ۱۹۷۰م.
به گفت ادریسی، تدلیس بر فراز تپهای بنیان داشته، و دارای بارویی بلند و استوار و آثار و دیار و تفرجگاههای بسیاری بوده است و نرخ میوهها و خوراکها و نوشیدنیها به سبب فراوانی چندان ارزان بوده که با دیگر جاها قابل قیاس نبوده است. همچنین پرورش گوسفند و گاو در آنجا رونق داشته، و از آنجا با نرخی ارزان به دیگر شهرها صادر میشده است.
[۶] ادریسی، محمد، نزههالمشتاق، ج۱، ص۲۵۹، پورت سعید، ۱۹۷۰م.
ابن سعید مغربی در سد ۷ق/۱۳م تدلیس را بارکدهای مشهور در شرق بجایه، مرکز مغرب اَوسط دانسته که با شهر الجزایر (الجزیره) دیگر بارکد تابع بجایه، ۵۰ میل فاصله داشته است.
[۷] ابن سعید، علی، الجغرافیا، ج۱، ص۱۴۲، به کوشش اسماعیل عربی، بیروت، ۱۹۷۰م.
در سد بعد نیز تدلیس جایگاه خود را به منزل شهری بزرگ و دریایی، میان بجایه و الجزایر حفظ کرد.
[۸] ابن عبدالمنعم، محمد، الروض المعطار، ج۱، ص۱۳۲، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۹۸۴م.
به گفت ابن فضلالله عمری (د ۷۴۹ق) مملکت حفصیان از سوی غرب تا آخر حدود تدلیس امتداد داشت.
[۹] جیلالی، عبدالرحمان، تاریخ الجزائرالعام، ج۲، ص۴۷، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
دستههایی از بربرهای زَواوه از قبیل کُتامه در نواحی کوهستانی اطراف تدلیس میزیستند.
[۱۰] ابن خلدون، عبدالرحمان، العبر، ج۶، ص۱۶۸- ۱۶۹، به کوشش خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
[۱۱] ابن خلدون، عبدالرحمان، العبر، ج۶، ص۲۰۰، به کوشش خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
تدلیس و حوم آن همچنین مسکن عجیسه، دیگر قبیل بربر بود که دارای جمعیت زیاد بودند و در حوادث مهم حضور داشتند.
[۱۲] لقبال، موسی، دور کتامه فی تاریخ الخلافه الفاطمیه، ج۱، ص۷۰، الجزائر، ۱۹۷۹م.
[۱۳] برنسویک، روبر، تاریخ افریقیه فی العهدالحفصی، ج۱، ص۳۱۵، ترجم حمادی ساحلی، بیروت، ۱۹۸۸م.
به گفت لئون افریقی (د ۹۵۶ق) در تدلیس ماهی بسیار صید میشد، به گونهای که ماهی در آنجا قیمتی نداشت.
۴ – شغل اهالی تدلیس
بیشتر مردم تدلیس به رنگرزی اشتغال داشتند. مردم آنجا گشادهرو و سرزنده بودند و با وجود محظورات شرعی، تقریباً همه نواختن عود و گیتار را میدانستند. ساکنان شهر صاحب زمینهای زراعی بسیاری بودند و گندم میکاشتند. آنان مانند شهرنشینان الجزایر، جام نیکو میپوشیدند.
[۱۴] لئون افریقی، حسن بن محمد وزان، وصف افریقیا، ج۲، ص۴۲، ترجم محمد حجی و محمد اخضر، بیروت، ۱۹۸۳م.
[۱۵] برنسویک، روبر، تاریخ افریقیه فی العهدالحفصی، ج۲، ص۲۳۷، ترجم حمادی ساحلی، بیروت، ۱۹۸۸م.
[۱۶] برنسویک، روبر، تاریخ افریقیه فی العهدالحفصی، ج۲، ص۲۴۳، ترجم حمادی ساحلی، بیروت، ۱۹۸۸م.
[۱۷] برنسویک، روبر، تاریخ افریقیه فی العهدالحفصی، ج۲، ص۴۳۳، ترجم حمادی ساحلی، بیروت، ۱۹۸۸م.
خاک بارور تدلیس امکان کشت حبوبات، و تربیت دام را فراهم میکرد.
[۱۸] برنسویک، روبر، تاریخ افریقیه فی العهدالحفصی، ج۱، ص۳۱۵، ترجم حمادی ساحلی، بیروت، ۱۹۸۸م.
برپای گزارشهای موجود در ۱۲۰۳ق/ ۱۷۸۸م از تدلیس و شهرهای مجاور ۱۵۰ هزار بار از انواع حبوب و سبزیجات و میوه (بجز گندم) صادر شده است.
[۱۹] جیلالی، عبدالرحمان، تاریخ الجزائرالعام، ج۳، ص۴۹۸، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
مهمترین راهی که معمولاً برای تجارت و کارهای دیگر طی میشد، میان شهرهای ساحلی یا نزدیک به ساحل بود. تدلیس سر راه مغرب میانی به بجایه قرار داشت. پس از تدلیس، راه از منطق قبایل یا از جنوب آن میگذشت.
[۲۰] برنسویک، روبر، تاریخ افریقیه فی العهدالحفصی، ج۲، ص۲۴۸، ترجم حمادی ساحلی، بیروت، ۱۹۸۸م.
۵ – حاکمان تدلیس
هنگامی که مرابطون به رهبری یوسف بن تاشفین به تسخیر اندلس و تشکیل جبه واحدی بر ضد مسیحیان پرداختند، در ۴۸۴ق/۱۰۹۱م اَلمریه (همین مقاله) را تصرف کردند. معزالدوله بن صمادح، حاکم آنجا با اموال فراوان همراه خاندانش از دریا گذشت و به سمت الجزایر رفت. المنصور، صاحب قلع بجایه، وی را اکرام کرد و تدلیس و نواحی آن را به او اقطاع داد.
[۲۱] زیری، عبدالله، مذکّرات، ج۱، ص۱۶۷- ۱۶۸، به کوشش لوی پرووانسال، قاهره، ۱۹۵۵م.
[۲۲] مراکشی، عبدالواحد، المعجب، ج۱، ص۷۴، به کوشش محمدسعید عریان و محمدعربی علمی، قاهره، ۱۳۶۸ق/۱۹۴۹م.
[۲۳] ابن خلدون، عبدالرحمان، العبر، ج۶، ص۲۳۴، به کوشش خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
[۲۴] جیلالی، عبدالرحمان، تاریخ الجزائرالعام، ج۱، ص۲۸۴، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
یحیی بن اسحاق معروف به ابن غانیه (د ۶۳۳ق) آخرین بازماند مرابطون در اندلس و مغرب ــ که طی سالها ضربات سختی بر پیکر موحدان وارد آورد ــ در اواخر سال ۶۲۳ق/۱۲۲۶م از صحرا به سوی شهرهای شمال پیشروی کرد و تدلیس را درنوردید و در آنجا دست به قتل و غارت گشود.
[۲۵] ابن خلدون، عبدالرحمان، العبر، ج۶، ص۳۷۹-۳۸۰، به کوشش خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
[۲۶] ابن عبدالمنعم، محمد، الروض المعطار، ج۱، ص۱۳۲، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۹۸۴م.
[۲۷] عنان، محمد عبدالله، دولهالاسلام فی الاندلس (عصرالمرابطین و الموحدین)، ج۲، ص۳۷۶، قاهره، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۰م.
۵.۱ – حکمرانی ابوزکریا حفصی
پس از آنکه کار حفصیان به اختلاف گرایید و امیر ابوزکریا بن ابیاسحاق حفصی (حک ۶۸۳- ۶۹۸ق) دولتی در بجایه و قُسَنطینه، در نواحی غربی مملکت حفصی تأسیس کرد، در ۶۸۳ق/۱۲۸۴م تدلیس را به نواحی قلمرو خود افزود.
[۲۸] ابن خلدون، عبدالرحمان، العبر، ج۷، ص۲۹۶، به کوشش خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
وی سلط خود را به یاری دو قبیل مهم عرب و بربر، یعنی ذَواوده و سِدویکش بر این مناطق گسترد.
[۲۹] برنسویک، روبر، تاریخ افریقیه فی العهدالحفصی، ج۱، ص۱۳۴، ترجم حمادی ساحلی، بیروت، ۱۹۸۸م.
چندی بعد، لشکریان ابویعقوب یوسف، سلطان مَرینی (حک ۶۸۵-۷۰۶ق) در رجب ۶۹۷/آوریل ۱۲۹۸ ضمن تصرف تلمسان، لشکر کمکی امیر ابوزکریا را که به یاری ابوسعید عثمان، سلطان عبدالوادی (بنی زیانی) فرستاده بود، در ناحی تدلیس شکست دادند و این شهر را به فرمان خود درآوردند.
[۳۰] ابن خلدون، عبدالرحمان، العبر، ج۶، ص۴۵۸- ۴۵۹، به کوشش خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
[۳۱] ابن خلدون، عبدالرحمان، العبر، ج۷، ص۲۹۳، به کوشش خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
[۳۲] جیلالی، عبدالرحمان، تاریخ الجزائرالعام، ج۲، ص۱۰۳-۱۰۴، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
۵.۲ – ابوحموی اول
چندی بعد، ابوحموی اول، سلطان بنی عبدالواد در تلمسان (۷۰۷- ۷۱۸ق) پس از سازش با بنی مرین، به بسط نفوذ خود در مناطق اطراف پرداخت. وی در ۷۱۲ق/۱۳۱۲م تدلیس را تصرف کرد و امیر آنجا، ابن مخلوف را به اطاعت درآورد.
[۳۳] ابن خلدون، عبدالرحمان، العبر، ج۶، ص۴۷۷، به کوشش خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
[۳۴] ابن خلدون، عبدالرحمان، العبر، ج۷، ص۳۳۱، به کوشش خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
[۳۵] جیلالی، عبدالرحمان، تاریخ الجزائرالعام، ج۲، ص۱۵۸، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
در نتیج سیاست بنی مرین در مملکت تونس، شورشهایی بر ضد آنان به وقوع پیوست و بنی عبدالواد در ۷۴۹ق/ ۱۳۴۸م به رهبری ابوسعید عثمان بن عبدالرحمان، و به کمک بربرهای مَغراوه تلمسان را از عامل بنی مرین گرفتند. در این اثنا علی بن راشد مغراوی نیز یک چند بر تدلیس مستولی شد.
[۳۶] ابن خلدون، عبدالرحمان، العبر، ج۷، ص۳۷۱-۳۷۲، به کوشش خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
[۳۷] جیلالی، عبدالرحمان، تاریخ الجزائرالعام، ج۲، ص۱۰۹، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
در شوال ۷۵۰/ دسامبر ۱۳۴۹ ناوگان ابوالحسن مرینی که با ۶۰۰ کشتی از افریقیه حرکت کرده بود، در نزدیکی تدلیس گرفتار توفان شد و بسیاری از کشتیهای او و جمعی از علما و بزرگان که همراه او بودند، غرق شدند.
[۳۸] زرکشی، محمد، تاریخ الدولتین الموحدیه و الحفصیه، ج۱، ص۸۹، به کوشش محمد ماضور، تونس، ۱۹۶۶م.
[۳۹] مقری، احمد، نفح الطیب، ج۶، ص۲۱۴-۲۱۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۳۸۸ق/۱۹۶۸م.
[۴۰] سلاوی، احمد، الاستقصا، ج۳، ص۱۷۰-۱۷۱، به کوشش جعفر ناصری و محمد ناصری، دارالبیضا، ۱۹۵۴م.
۵.۳ – حکمرانی ابوثابت
هنگامی که ابوعبدالله محمد حفصی، امیر بجایه (حک ۷۴۹-۷۵۳ق) درگیر حمله به قسنطینه بود، ابوثابت، سلطان زیانی بنی عبدالوادی، با همراه ساختن قبایل بربر زناته و عرب قیام کرد و در ربیعالاول ۷۵۳/ آوریل ۱۳۵۲ تدلیس را به فرمان درآورد. استیلای وی بر تدلیس به یاری مملوکش جابر خراسانی صورت گرفت. امیر ابوعبدالله در پی ناتوانی از ادار امور، حکومت بجایه و نواحی آن را به ابوعنان فارس مرینی (حک ۷۴۹- ۷۵۹ق) واگذار کرد. چون ابوثابت از لشکرکشی ابوعنان آگاهی یافت، تدلیس را واگذاشت و به مغرب رفت.
[۴۱] ابن خلدون، عبدالرحمان، العبر، ج۷، ص۱۶۰-۱۶۱، به کوشش خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
[۴۲] ابن خلدون، عبدالرحمان، العبر، ج۷، ص۳۸۴-۳۸۵، به کوشش خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
[۴۳] ابن خلدون، عبدالرحمان، العبر، ج۷، ص۵۳۳-۵۳۴، به کوشش خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
[۴۴] ابن خلدون، عبدالرحمان، التعریف، ص۵۷- ۵۸، به کوشش محمدبن تاویت طنجی، قاهره، ۱۳۷۰ق/۱۹۵۱م.
[۴۵] ابن خلدون، یحیی، بغیه الرواد، ج۱، ص۲۴۵-۲۴۶، به کوشش عبدالحمید حاجیات، الجزایر، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
[۴۶] جیلالی، عبدالرحمان، تاریخ الجزائرالعام، ج۲، ص۲۵۹، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
[۴۷] برنسویک، روبر، تاریخ افریقیه فی العهدالحفصی، ج۱، ص۲۰۷، ترجم حمادی ساحلی، بیروت، ۱۹۸۸م.
۵.۴ – حکمرانی محمد حفصی
ابوعبدالله محمد حفصی از ۷۶۱ق/۱۳۶۰م طی ۴ سال جنگ و هجوم بر ضد عمّش ابواسحاق حفصی، برای بازگیری حکومتش در بجایه، سرانجام در رمضان ۷۶۵/ ژوئن ۱۳۶۴ بر بجایه مستولی شد و دو ماه بعد تدلیس را از بنی عبدالواد پس گرفت.
[۴۸] ابن خلدون، عبدالرحمان، العبر، ج۶، ص۵۴۷- ۵۴۸، به کوشش خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
[۴۹] برنسویک، روبر، تاریخ افریقیه فی العهدالحفصی، ج۱، ص۱۲۰، ترجم حمادی ساحلی، بیروت، ۱۹۸۸م.
[۵۰] عروسی مطوی، محمد، السلطنه الحفصیه،
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 