پاورپوینت کامل حسن بن یوسف بن علی حلی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل حسن بن یوسف بن علی حلی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل حسن بن یوسف بن علی حلی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل حسن بن یوسف بن علی حلی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

علامه حلی

جمال‌الدین ابومنصور، حسن بن یوسف بن علی بن مطهر حلی (۶۴۸-۷۲۶ ه ق)، ملقب به علامه حلی و علامه (علی‌الاطلاق)، از فقها و متکلمان شیعه در قرن هشتم هجری بود.
وی از محضر علمایی چون سدیدالدین یوسف بن علی حلی (پدرش)، محقق حلی (دایی‌اش)، خواجه نصیرالدین طوسی و دیگران بهره علمی برده و افرادی چون فخرالمحققین، قطب‌الدین رازی و بزرگان دیگر از شاگردان او به شمار می‌روند. او به تمام دانش‌ها مانند فقه و حدیث، کلام و فلسفه، اصول فقه، منطق، ریاضیات و هندسه تسلط داشت و بعد از محقق حلی مرجعیت شیعیان را عهده‌دار بود.
او کتاب‌های زیادی در رشته‌های مختلف علمی مثل اصول، فقه، تفسیر، منطق، کلام و رجال نگاشته است که برخی از آن‌ها در حوزه‌های علمیه شیعه جزو منابع تدریس و تحقیق به شمار می‌آیند. کتاب کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، نهج الحق و کشف الصدق، تذکره الفقهاء، قواعد الاحکام، الجوهر النضید، مختلف الشیعه و خلاصه الاقوال از آثار معروف علامه است. او در گسترش فقه شیعه نقشی مهم داشت و نیز مبانی کلامی و اعتقادی شیعه را با تکیه با مبانی عقلی تبیین کرد و تاسیس اجتهاد از ابتکارات او به شمار می‌رود.
طبق نقل‌ها سلطان محمد خدابنده توسط علامه به مذهب تشیع گرویده و حضور ایشان در درباره سلطان، نقش موثری در رواج مذهب شیعه در ایران بوده است.

فهرست مندرجات

۱ – زادگاه و ولادت
۲ – نسب
۳ – تحصیلات
۴ – شخصیت علمی
۵ – از دیدگاه بزرگان
۵.۱ – موسوی خوانساری
۵.۲ – محدث نوری
۵.۳ – صاحب ریاض
۵.۴ – دانشمندان اهل‌سنت
۶ – فعالیت‌های اجتماعی
۶.۱ – پناه‌دادن علما و دانشمندان
۶.۲ – تشیع سلطان به دست علامه
۶.۳ – تاسیس مدرسه
۶.۴ – رونق‌دادن به حله
۶.۵ – تدریس و ارشاد
۶.۶ – پاسداری از فرهنگ تشیع
۶.۷ – احیاء زمین و وقف
۶.۸ – خیر و برکت علاّمه در ایران
۷ – علامه و ابن تیمیّه
۸ – درخشش علامه
۹ – مرجع تقلید شیعیان
۱۰ – عصر علاّمه
۱۱ – حیات علمی
۱۱.۱ – اساتید
۱۱.۲ – مشایخ روایی
۱۱.۳ – شاگردان
۱۱.۴ – مکتب علمی
۱۱.۴.۱ – ابتکار در تالیف
۱۱.۴.۲ – ابتکار در احادیث
۱۱.۴.۳ – رواج اجتهاد
۱۱.۴.۴ – تاثیرگذاری و تاثرپذیری
۱۲ – ایرادات بر علامه
۱۲.۱ – اهل‌سنت
۱۲.۱.۱ – عسقلانی
۱۲.۱.۲ – ابن بطوطه
۱۲.۱.۳ – ابن تیمیه
۱۲.۲ – شیعیان
۱۲.۲.۱ – ایراد اول
۱۲.۲.۲ – ایراد دوم
۱۲.۲.۳ – ایراد سوم
۱۳ – تالیفات
۱۳.۱ – علم فقه
۱۳.۲ – علم اصول فقه
۱۳.۳ – علم کلام
۱۳.۴ – علم فلسفه
۱۳.۵ – علم منطق
۱۳.۶ – علم تفسیر
۱۳.۷ – علم حدیث
۱۳.۸ – دعا
۱۳.۹ – علم رجال
۱۳.۱۰ – علم نحو
۱۳.۱۱ – تاریخ
۱۴ – اجازه‌ها
۱۵ – فضیلت‌ها
۱۶ – تشرف به محضر امام زمان
۱۷ – وفات
۱۸ – پانویس
۱۹ – منبع

۱ – زادگاه و ولادت

شهر حله یکی از شهرهای معروف و تاریخی عراق محسوب می‌شود که به دست سیف‌الدوله از قبیله بنی‌اسد ساخته شده است و در مدت حیات سیف‌الدوله بهترین و ارجمندترین شهرهای عراق محسوب می‌شده است.
علامه از طرف پدر به آل‌ مطهر منسوب است که خانواده‌ای عربی از قبیله بنی‌اسد است. این قبیله بیشترین افراد را در شهر حله داشته‌اند و حکومت و آقایی متعلق به آن‌ها بوده است و مردان بزرگی که در حوزه‌های علمی و اجتماعی دارای رتبه بوده‌اند از این قبیله برخاسته‌اند و برای شرف آن‌ها کافی است که امرای مزیدی بنیان‌گذاران حله واسع بر ویرانه‌های شهر بابل که مهد تمدنی بزرگ در تاریخ انسان بوده است، از آن‌ها بوده‌اند و ابن علقمی وزیر شیعه خلیفه عباسی المستعصم نیز از آن‌هاست.
علامه حلی از طرف مادر نیز به بنی‌ سعید منسوب است که خانواده‌ای عربی از قبیله هذیل است و به‌خاطر قوت نفوذ روحی و جایگاه‌شان در تدریس و تصنیف کتاب افتخاراتی بیش از دیگر خانواده‌ها کسب نموده‌اند.
شرف این شهر و اهل آن از روایتی منسوب به حضرت علی ‌(علیه‌السّلام) روشن می‌شود، «اصبغ بن نباته روایت می‌کند که حضرت علی ‌(علیه‌السّلام) در هنگام ورود به صفین بر تل غزیر می‌ایستد و به نیزاری بین بابل و این تل اشاره می‌کند و می‌گوید: «مدینه و‌ ای مدینه (شهر و چه شهری)».
اصبغ می‌پرسد‌ ای مولا می‌بینم به یاد شهری افتاده‌ای آیا در این‌جا شهری بوده است و آثار آن از بین رفته است؟ آن حضرت فرمودند نه، ولی بزودی مردی از بنی اسد در این‌جا شهری می‌سازد که به آن حله سیفیه (منسوب به بنیانگذار آن سیف‌الدوله صدقه بن منصور مزیدی، چهارمین امیر از سلسله بنی‌زید که در ماه محرم سال ۴۹۵ ق شهر زیبا و فقیه‌پرور حلّه را بنا کرد. حلّه بین نجف اشرف و کربلای معلاّ واقع شده و از آنجا فقها و شعرا و چهره‌های درخشان شیعی برخاستند.) می‌گویند و در آن نیکانی ظاهر می‌شوند که هر قسمتی به کاری بخورند، خداوند آن‌را مطابق قسم آن‌ها اجرا می‌کند.»

[۱] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۰۴، ص۱۸۰.

[۲] خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، اسماعیلیان، قم، ج۲، ص۲۷۰.

حسن بن یوسف معروف به علاّمه حلّی در شب ۲۹ ماه رمضان ۶۴۸ ق. در شهر حله متولد شد.

۲ – نسب

مادر علاّمه حلّی، دختر حسن بن یحیی بن حسن حلّی (وی پدر بزرگوار محقق حلّی است. او محدّث و دانشمندی برجسته بود که فرزندش محقق حلّی از او حدیث نقل می‌کند.

[۳] حر عاملی، محمد بن حسن، امل الآمل، ج۲، ص۸۰.

) خواهر محقق حلّی است.
علاّمه حلّی از طرف پدر به «آل مطهّر» پیوند می‌خورد که خاندانی مقدس و بزرگ و همه اهل دانش و فضیلت و تقوا بودند. از آن‌ها آثار و نوشته‌های گرانقدر به یادگار مانده که تا به امروز و در امتداد تاریخ مورد استفاده دانش‌پژوهان قرار گرفته است. آل مطهّر به قبیله بنی‌اسد که بزرگ‌ترین قبیله عرب در شهر حلّه است پیوند می‌خورند که مدت زمانی حکومت و سیادت از آن‌ها بود.

[۴] حلی، حسن بن یوسف، ارشاد الاذهان، ج۱، ص۳۰، مقدمه، قم ۱۴۱۰ ق.

پدر او شیخ سدیدالدین یوسف بن علی بن مطهر حلی از علمای برجسته و نامدار و دارای مقام علمی و اجتماعی بوده است.
در هنگام حضور خواجه نصیرالدین طوسی در حله و اجتماع علما برای دیدار او شیخ نجم‌الدین جعفر بن سعید، در جواب درخواست خواجه برای معرفی عالم‌ترین افراد در علم کلام و اصول به شیخ سدیدالدین و مفیدالدین محمد بن جهم اشاره کرد.
پدر علامه حلی در هنگام فتح بغداد توسط هلاکوخان با شجاعت و درایت خویش شهرهای حله و کوفه را از تعرض مغول دور نگاه داشت در حالی که اکثر مردم از ترس از آن شهر گریخته بودند و اکثر علما قبل از اطلاع از حال خلیفه بغداد جرئت حضور در نزد هلاکوخان را نداشتند او به محضر سلطان رسید و بدین‌وسیله به او اطمینان داد که قلوب مردم این دو شهر با اوست و با استناد به روایتی از علی ‌(علیه‌السّلام) زوال خلافت بغداد را توسط هلاکو پیش‌بینی نمود.

۳ – تحصیلات

علامه دوران کودکی خویش را تحت تربیت پدر و مادر و تحت نظارت دایی‌اش، محقق حلی گذراند. حسن فرزند شیخ سدیدالدین گرچه هنوز از عمرش چند سالی بیش نگذشته، با راهنمایی پدرش برای فراگیری قرآن مجید به مکتب‌خانه رفت و با تلاش و پیگیری مداوم و هوش و استعداد خدادادی که داشت در زمانی کوتاه خواندن قرآن را بخوبی یاد گرفت.
فرزند شیخ، نوشتن را در مکتب‌خانه آموخت ولی به این مقدار راضی نشد. از این‌رو نزد معلم خصوصی خط رفت و در محضر شخصی به نام «محرّم» با تلاش و جدیت فراوان در‌ اندک زمانی نوشتن را بخوبی فرا گرفت.

[۵] حلی، حسن بن یوسف، استقصاء النظر، مقدمه، چاپ نجف، ۱۳۵۴ ق.

حسن بن یوسف پس از آموختن کتاب وحی و خط، کم‌کم آمادگی فراگیری دانش‌ها را در خود تقویت نمود و در مراحل اولیه تحصیل، مقدمات و مبادی علوم را در محضر پدر خود آموخت و به سبب کسب این همه فضیلت‌ها و نیکی‌ها در سنین کودکی به لقب «جمال‌الدین» (زینت و زیبایی دین) در بین خانواده و دانشمندان مشهور گشت.
اولین استاد علامه حلی شخصی به نام «محرم» است که خواندن و نوشتن را نزد او فرا گرفت آنگاه ادبیات عرب و علم فقه و اصول و حدیث و کلام و قواعد آن را نزد پدر و دایی‌اش خواند.
تیزهوشی و تلاش او، به‌زودی او را به حلقه درس بزرگان آن زمان رسانید و نزد اساتید بزرگواری که هر کدام در آن روزگار برجسته بودند علوم عقلی از منطق، فلسفه، هیئت و علوم دیگر را خواند تا این‌که در زمره علما قرار گرفت و در سنین جوانی بر بسیاری از آن‌ها تفوق یافت.
علامه در اجازه خویش به بنی‌ زهره می‌گوید: هنگامی که نزد شیخ شمس‌الدین کیشی بعضی از کتاب‌های او را می‌خواندم، ایراداتی بر استاد می‌گرفتم که او در بعضی موارد جواب را به بعد موکول می‌نمود و گاهی نیز در روزهای بعد، از جواب اظهار عجز می‌نمود.
علامه از معدود افرادی است که هیچ فرصتی را برای تحصیل علم از دست نمی‌داد. هنگامی که خواجه نصیرالدین طوسی از حله بازگشت، علامه نیز همراه او به بغداد آمد. در مسیر حرکت، دوازده مشکل علمی خویش را با خواجه در میان گذاشت و آن‌ها را حل نمود و بعد نیز به تلمذ نزد او مشغول شد.
بعد از این زمان بیشتر وقت او صرف تدریس و تالیف شده است و حتی زمانی که حوادث روزگار او را در کنار سلطان محمد خدابنده قرار داد و سلطان آن‌چنان شیفته او شد که حاضر به جدایی از او نمی‌شد باز کار تدریس و تالیف او استمرار داشت.

۴ – شخصیت علمی

کثرت تالیفات علامه و سخنانی که از معاصران او درباره‌اش به ما رسیده است حاکی از رتبه والای علمی اوست. وقتی از خواجه نصیرالدین طوسی هنگام بازگشت از حله درباره مشاهداتش سؤال کردند در جواب گفت: «رایت خریتا ماهرا و عالما اذا جاهد فاق».
مقصودش از خریت ماهر، محقق حلی و از عالم، علامه حلی بود در این تعبیر از کلمه «عالم» استفاده شده است و با توجه به این که هنگام وفات خواجه، علامه ۲۴ ساله بوده است و این جمله قبل از آن گفته شده می‌توان به مقام والای علمی او پی برد.
از سوی دیگر هنگام وفات محقق حلی، علامه حداکثر ۲۸ سال سن داشته است و در این زمان ریاست شیعه امامیه به عهده او واگذار می‌شود. اضافه بر این‌که او ملقب به علامه (علی‌الاطلاق) گشته است و هیچ‌کس در هیچ زمانی چنین لقبی را که مورد اتفاق جمیع علما باشد بدست نیاورده است.
لقب «آیه‌الله» نیز در آن زمان و قبل از آن اختصاص به او داشته است و تا آن زمان هیچ‌کس به این لقب مفتخر نشده بود.

۵ – از دیدگاه بزرگان

با توجه به آنچه گفته شد مقام علمی او آنگاه آشکارتر می‌شود که بدانیم در زمان او در حله ۴۰۰ مجتهد بوده است.
در شان علمی علامه تعریفات بسیاری از علما به ما رسیده است که جمع‌آوری تمام آن‌ها نیاز به تالیف کتابی مستقل در این زمینه دارد. بعضی از کسانی که شرح‌حال علما را نوشته‌اند خود را عاجز از وصف او دانسته و یا به خاطر شهرت بسیار او از توصیف او صرف نظر کرده‌اند.
یکی از شارحان قدیمی تجرید الاعتقاد می‌گوید: اگر شاگرد خواجه بر این کتاب شرح ننوشته بود، مطالب عالی آن برای همیشه مخفی می‌ماند.
می‌توان درباره او گفت که او شخصی است که از فضل و دانش او ارکان اسلام مستحکم گشت و هم مسلمانان به‌طور عام و هم شیعه به‌طور خاص در این زمینه بهره‌های فراوان بردند پس او حق عظیمی بر همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی دارد و آن‌طور که از مناظرات او با اهل سنت مشخص می‌شود اگر او نبود اسلام به خاطر کج‌سلیقگی بعضی از افراد از بین می‌رفت.

۵.۱ – موسوی خوانساری

صاحب روضات الجنات می‌گوید: چشم زمان به‌ مثل و مانند او مزین نگشته است و بال‌های امکان به سطح بیان فضائل بسیارش نمی‌رسد. چگونه در حالی که از علمای قبل و بعد او، هیچ‌کس شبیه او نبوده است و تاکنون کسی ثنای لایق به حال او را نگفته است اگرچه همه ثناهایی که برای دیگران گفته شده از لقب‌های زیبا و علوم شریف همه را برای او گفته‌اند پس سزاوار است که از توصیف او چشم بپوشیم.

[۶] موسوی خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، ج۲، ص۲۷۰.

۵.۲ – محدث نوری

محدث نوری (ره) در کتاب مستدرک وسائل الشیعه در مورد او چنین می نگارد:.
علامه حلی شیخ بزرگوار و جلیل‌القدر اقیانوس علوم، و غواص فضائل و حکمت‌ها، حافظ ناموس هدایت و ارشاد و شکننده ناقوس ضلالت، پاسدار حریم دین، زائل‌کننده آثار فسادگران او در جمع علما و دانشمندان اسلام، همانند بدر (ماه شب چهارده) در میان ستارگان می‌درخشد و نسبت به دشمنـان و بـدخـواهـان سیاه دل، شدیدتر از عذاب زهرناک و برنده‌تر از شمشیر مسموم است او دارنـده مـقـامـات فـاخـره و کـرامات درخشان و سعادت‌های ظاهری است او زبان گویای فقها و متکلمین، محدثین، مفسرین و ترجمان حکما و عرفای سالکین متبحر است او فردی است که لقب آیه‌الله تام و کامل، شایسته اوست رحمت‌ها و عنایات خاص خدا شامل حال اوباد.

[۷] محدث نوری، حسین، خاتمه مستدرک الوسایل، ج۲، ص۴۰۳.

۵.۳ – صاحب ریاض

رجـالی معروف، صاحب ریاض العلماء درباره او گوید: پیشوای وارسته، عالم عامل، فاضل کامل، شـاعـر ماهر، علامه علما، فهامه فضلا، استاد جهان، معروف در بین ما به علامه علی‌الاطلاق مـوصـوف بـا نـهـایت علم، فهم، کمال او فرزند خواهر محقق می‌باشد و او آیه‌الله روی زمین می‌بـاشـد او حـقوق بی‌شماری از نظر زبان، بیان و قلم بر عهده طائفه شیعه امامیه دارد او جامع عـلوم مختلف و مصنف در رشته‌های گوناگون آن بود او به تنهایی فقیه، حکیم، متکلم، محدث، اصولی، ادیب و شاعر ماهری بود من برخی از اشعار او را در اردبیل دیدم که به کمال جودت طبع او در نظم و شعر دلالت دارد.

[۸] افندی، میرزا عبدالله، ریاض العلما، ج۱، ص۳۵۸.

۵.۴ – دانشمندان اهل‌سنت

تـجـلـیل و توصیف از مقام علمی علامه حلی اختصاص به علما شیعه ندارد، بلکه دانشمندان اهل سنت نـیـز او را مـورد تـوصیف و تجلیل قرار داده‌اند از باب نمونه، ابن حجر عسقلانی در کتاب لسان المیزان درباره او گوید: ابن یوسف بن مطهر الحلی، عالم شیعه و پیشوا و مؤلف آنان است او آیت حق در ذکاوت بود، المختصر ابن حاجب را شرح زیبایی نمود او همان فردی است که شیخ تقی‌الدین بن تیمیه در کتاب خـود ردی بـر او نوشته است و کتاب او معروف به رد بر رافضی است ابن مطهر بسیار خوش‌اخلاق و خوش برخورد بود هنگامی که کتاب ردیه ابن تیمیه به دست او رسید، گفت: اگر او می‌فهمید که من چه می‌گویم، به او پاسخ می‌دادم.

[۹] ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ج۲، ص۳۱۷، چاپ حیدر آباد دکن.

از ایـن نوع کلمات و سخنان توصیفی، در مورد آن مجتهد والامقام به کثرت و فراوانی وجود دارد که به نقل یک نمونه بسنده گردید.

۶ – فعالیت‌های اجتماعی

علامه علاوه بر فعالیت‌های علمی، فعالیت‌های اجتماعی نیز داشته است.

۶.۱ – پناه‌دادن علما و دانشمندان

هنوز یک دهه از سن جمال‌الدین حسن نگذشته بود که با حمله وحشیانه مغولان رعب و وحشت سرزمین‌های اسلامی را در برگرفت. ایران در آتش جنگ مغولان می‌سوخت و شعله آن دیگر نواحی را نیز تهدید می‌کرد. در این میان مردم عراق دلهره عجیبی داشتند. هر لحظه ممکن بود لشکریان مغول از ایران به سوی عراق حرکت کنند و شهرهای آنجا را یکی پس از دیگری فتح نمایند. بغداد پایتخت عباسیان آخرین روزهای زوال خلافت عباسیان را مشاهده می‌کرد. مردم از ترس احتمال حمله مغولان وحشی شهرها را خالی کرده و سر به بیابان گذاشته بودند.
شیعیان و مردم شهرهای مقدس عراق چون کربلا، نجف و کاظمین به بارگاه ملکوتی ائمه معصومین روی آورده، در حرم امن اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السّلام) پناهنده شدند.
مردم حلّه نیز سر به بیابان و نیزارها گذاشته، بعضی به کربلای معلاّ و نجف اشرف پناهنده شدند و چند نفری هم در شهر ماندند که از جمله آنان سه نفر فقیه و دانشمند به نام‌های: شیخ یوسف سدیدالدین، سید مجدالدین بن طاووس و فقیه ابن العزّ بودند. این دانشمندان در جایی جمع شدند و برای نجات شهرهای مقدس کربلا، نجف، کوفه و حلّه در پی چاره‌اندیشی برآمدند و پس از گفتگوهای زیاد و مشورت با یکدیگر به این نتیجه رسیدند که نامه‌ای نزد هولاکوخان پادشاه مغول بفرستند و از وی امنیت و آسایش برای شهرهای مقدس عراق درخواست نمایند.
سرانجام در سال ۶۵۷ ق. بغداد به دست هولاکو فتح گردید و «معتصم» آخرین خلیفه بنی‌عباس از بین رفت حوزه فرهنگ اسلام و مذهب شیعی در بغداد که از رونق بسزایی برخوردار بود متلاشی شد و بر شهرهای عراق ترس و وحشت از مغولان سایه افکند. ولی به رغم وحشیگری‌های مغولان دور از فرهنگ و با تلاش و همت بلند و درایت فقهای شیعه در حلّه – به‌ویژه شیخ یوسف سدیدالدین پدر جمال‌الدین حسن – و لطف و عنایت پروردگار، امنیت به شهر حلّه و شهرهای مقدس عراق بازگشت و سرزمین حلّه پناهی برای فقها و دانشمندان شد.

[۱۰] حلی، حسن بن یوسف، کشف الیقین، ص۸۰، چاپ تهران، ۱۴۱۱ ق.

از این پس حلّه تا اواخر قرن هشتم، به مثابه یکی از حوزه‌های بزرگ مذهب شیعی شناخته می‌شد که طلاّب و‌ اندیشمندان از گوشه و کنار مجذوب آن حوزه می‌شدند. بدین‌گونه وطن جمال‌الدین حسن برای وی و دیگر دانش‌پژوهان در سایه صلح و آرامش و به دور از جنگ و خونریزی مهیّای استفاده از محضر بزرگان و عالمان دین قرار گرفت.

۶.۲ – تشیع سلطان به دست علامه

اولجایتو در سال ۷۰۴ ق. در پنج فرسخی ابهر در سرزمینی سرسبز که رود کوچک ابهر و زنجان رود از آنجا سرچشمه می‌گیرد، شهر «سلطانیه» را تاسیس کرد. بنای شهر ده سال طول کشید و در سال ۷۱۳ ق. شهری بزرگ دارای ساختمان و بناهای بسیار زیبا به وجود آمد. در آنجا قصری برای خویش ساخت و مدرسه بزرگی شبیه مدرسه مستنصریه بغداد بنیانگذاری و از هر سو مدرسان و علمای اسلام را دعوت کرد.
سلطان محمد خدابنده که قبل از مسلمان‌شدن به او اولجایتو می‌گفتند از سلاطین دارای ذوق سلیم و صفات نیک است که علم و علما را دوست می‌داشت و مخصوصا به سادات احترام خاصی می‌گذاشت. علما و از جمله علامه حلی در این زمان فرصت خوبی برای نشر معارف اهل بیت پیدا کردند و از این‌رو در زمان این سلطان، علم و دانش رونق تام و رواج بسیاری یافت.
او بعد از مسلمان‌شدن با علمای جمیع فرقه‌های اسلامی نشست و برخاست داشت و در جلسات مناظرات آن‌ها حضور می‌یافت و از حق پیروی می‌نمود.
دو نقل درباره علت شیعه‌شدن سلطان محمد خدابنده وجود دارد که هر دو در نهایت به تحقق این امر به دست علامه حلی منتهی می‌گردد.
یک نقل آن است که به دلیل کشیده شدن مناظرات علمای حنفی و شافعی به مشاجره و توهین به همدیگر، بسیاری از امرای مغول که بعد از مسلمان‌شدن سلطان، به اسلام گرویده بودند از آن مشمئز گردیده و به آیین قبلی خود بازگشتند.
ولی سلطان به تحیر و شک افتاده و به‌واسطه درایت وزیر شیعه‌اش با علامه که در شهر حله زندگی می‌کرد آشنا می‌شود و از او درخواست کتاب می‌کند و علامه نیز کتاب «منهاج الکرامه» و «نهج الحق» را به او می‌دهد و سپس مناظراتی با علمای اهل سنت انجام می‌دهد که آن‌ها نیز به قوت استدلالات علامه اعتراف می‌کنند و سلطان شیعه می‌شود و به نام ائمه (علیهم‌السّلام) خطبه می‌خواند و سکه می‌زند و امرای مغول نیز شیعه می‌شوند.
نقل دیگر آن است که سلطان، زن مورد علاقه خویش را در یک مجلس سه طلاقه می‌کند و سپس پشیمان می‌گردد ولی تمام علمای اهل سنت می‌گویند بدون محلل رجوع جایز نیست. شخصی که شیعه بوده به سلطان خبر می‌دهد که عالمی در حله این عقد را باطل می‌داند.
علمای اهل سنت با تحقیر علامه، او را بی‌عقل می‌شمارند ولی سلطان بیشتر تشویق به ملاقات او می‌شود مجلسی ترتیب داده می‌شود و علاّمه پس از ورود به ایران، در اولین جلسه‌ای که سلطان تشکیل داد شرکت کرد و بدون توجه به مجلس شاهانه، با برخورد علمی و پاسخ‌های دقیق و محکمی که به سؤالات می‌گفت دانشمندان و پیروان مذاهب چهارگانه اهل سنت را به پذیرش نظر خویش ملزم کرد و در خصوص طلاق همسر شاه فرمود: طلاق باطل است چون شرط طلاق که حضور دو شاهد عادل باشد فراهم نبوده است. شاه با خوشحالی از این فتوا، از قدرت علامه حلی در بحث و مناظره، صراحت لهجه، حضور ذهن قوی، دانش و اطلاعاتی که داشت و با شهامت و دلیل‌های روشن صحّت نظرات خویش را ثابت می‌کرد خوشش آمد و علاقه وافری به فقیه شیعی پیدا کرد.

[۱۱] سیدمحسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۵، ص۳۹۹، بیروت، ۱۴۰۳ق.

[۱۲] محمدباقر خوانساری، روضات الجنات، ج۲، ص۲۷۹.

۶.۳ – تاسیس مدرسه

به هر حال در این مساله شکی نیست که علامه در سال ۷۰۲ ه ق از حله به بغداد می‌آید و سلطان بدست او شیعه می‌شود. از آن به بعد سلطان شیفته او می‌گردد و تا سال ۷۱۶ ه ق زمان فوت سلطان ملازم او بوده است. در این مدت ظاهرا به خواهش و ابتکار علامه دو مدرسه به دستور سلطان ساخته شد.
یکی در شهر سلطانیه در کنار قبه عظیم مشهور به قبه سلطانی که تا الآن باقی است و دیگری مدرسه سیار که در ایام مسافرت سلطان همراه او حمل می‌شد و علامه و سایر اساتید نیز همراه او در تمام مسافرت‌هایش حضور داشتند و در این مدرسه به تدریس و تالیف اشتغال داشتند.

[۱۳] خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، ج۲، ص۲۸۲.

مدرسانی از فرقه‌های مختلف اهل سنت و شیعه در این مدرسه به تدریس اشتغال داشتند که می‌توان «عضدالدین ایجی» و «بدرالدین شوشتری» و «قطب‌الدین یمنی تستری» را نام برد.
این مساله، روش علامه در تقریب بین مذاهب اسلامی و روحیه عدم تعصب او را نشان می‌دهد و همین‌طور حاکی از حسن سیرت این سلطان است که بعد از شیعه شدن بقیه علمای سائر فرقه‌ها را از خود طرد ننمود و احترام و منزلت آن‌ها را رعایت می‌نمود.

۶.۴ – رونق‌دادن به حله

در اثر تلاش‌های علامه و مصاحبت با سلطان، حله وارث تمدن بابل، جایگاه علمی خویش را باز یافت و موطن اصلی برای علم و علما گردید و پشتوانه‌ای برای مدرسه سیار گشت.
حله در این زمان مرکز تشیع شد و علم آنقدر شکوفا گردید که ملا افندی نقل می‌کند در آن زمان در این شهر ۴۰۰ مجتهد وجود داشته است و سیدصدر نقل می‌کند که از مجلس درس علامه ۵۰۰ مجتهد فارغ‌التحصیل شده‌اند.

[۱۴] ضیاء‌الدین عراقی، شرح تبصره المتعلمین، مقدمه، ص۲۹، چاپ جامعه مدرسین، به نقل از تاسیس الشیعه.

۶.۵ – تدریس و ارشاد

در سال ۷۱۶ ه ق که سلطان محمد خدابنده فوت کرد، علامه به حله بازگشت و مشغول تالیف و تدریس و تربیت علما و تقویت مذهب و ارشاد مردم شد به صورتی که از هر طرف طالبان علم به سوی او شتافتند و دیگر از حله خارج نشد مگر برای حج در اواخر عمر شریفش تا این که در سال ۷۲۶ ه ق رحلت نمود.

[۱۵] امین عاملی، سیدمحسن، اعیان الشیعه، ج۵، ص۳۹۸.

در سفر حج با ابن تیمیه در مسجدالحرام ملاقات نمود. ابتدا ابن تیمیه او را نمی‌شناخت و از طریقه صحبت و بحث علامه بسیار تعجب نمود و از او جویای نامش شده علامه در جواب گفت: «من کسی هستم که تو او را ابن المنجس می‌خوانی» (ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه در رد کتاب منهاج الکرامه، علامه را به این نام خوانده بود) از آن به بعد بین آن دو انس و مؤالفت حاصل شد.
نقل شده هنگامی که کتاب منهاج السنه به دست علامه رسید، علامه اشعاری نوشت و برایش فرستاد که ابتدای آن این‌گونه بود:
لو کنت تعلم کل ما علم الوری طرا لصرت صدیق کل العالم
لکن جهلت فقلت: ان جمیع من یهوی خلاف هواک لیس بعالم

۶.۶ – پاسداری از فرهنگ تشیع

علامه بحق به مجدد آثار شیعه توصیف شده است. او در هیچ لحظه‌ای از عمرش از این امر فارغ نبوده. مناظرات بسیار او با علمای اهل سنت، کتاب‌های متعددش در توضیح مبانی شیعه و جواب‌های مستدل و منطقی به ایرادات مخالفان و تبلیغ تشیع در طول زندگی گواه بر این مساله است.

۶.۷ – احیاء زمین و وقف

سید جعفر آل بحرالعلوم نقل می‌کند که علامه آبادی‌های بسیاری داشت که آن‌ها را با مال خویش احیاء کرده بود و قنات‌ها و چشمه‌هایش را خودش حفر نموده بود و این قریه‌ها متعلق به هیچ‌کس نبودند و بسیاری از این قریه‌ها را در زمان حیات خودش وقف کرده است.

۶.۸ – خیر و برکت علاّمه در ایران

آن را که فضل و دانش و تقوا مسلّم است ••• هرجا قدم نهد قدمش خیرمقدم است
حضور علاّمه حلّی در ایران و مرکز حکومت مغولان خیر و برکت بود و با زمینه‌هایی که حاکم مغول برای وی به وجود آورده بود کمال بهره را برد و به دفاع از امامت و ولایت ائمه معصومین (علیهم‌السّلام) برخاست. از این‌رو بزرگ‌ترین جلسه مناظره با حضور‌ اندیشمندان شیعی و علمای مذاهب مختلف برگزار شد. از طرف علمای اهل سنت خواجه نظام‌الدین عبدالملک مراغه‌ای که از علمای شافعی و داناترین آن‌ها بود برگزیده شد. علاّمه حلّی با وی در بحث امامت مناظره کرد و خلافت بلافصل مولا علی (علیه‌السّلام) بعد از رسالت پیامبر اسلام را ثابت نمود و با دلیل‌های بسیار محکم برتری مذهب شیعه امامیّه را چنان روشن ساخت که جای هیچ‌گونه تردید و شبهه‌ای برای حاضران باقی نماند.
پس از جلسات بحث و مناظره و اثبات حقانیت مذهب اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السّلام) اولجایتو مذهب شیعه را انتخاب کرد و به لقب «سلطان محمد خدابنده» معروف گشت. پس از اعلان تشیع وی، در سراسر ایران مذهب اهل بیت منتشر شد و سلطان به نام دوازده امام خطبه خواند و دستور داد در تمام شهرها به نام مقدس ائمه معصومین (علیهم‌السّلام) سکّه زنند و سر در مساجد و اماکن مشرّفه به نام ائمه مزیّن گردد.

[۱۶] امین عاملی، سیدمحسن، اعیان الشیعه، ج۵، ص۳۹۹.

[۱۷] شوشتری، نورالله، مجالس المؤمنین، ج۱، ص۵۷۱.

یکی از دانشمندان می‌نویسد: اگر برای علامه حلّی منقبت و فضیلتی غیر از شیعه شدن سلطان محمد به دست او نبود، همین برای برتری و افتخار علامه بر دانشمندان و فقها بس بود. حال آنکه مناقب و خوبی‌های وی شمارش یافتنی نیست و آثار ارزنده‌اش بی‌نهایت است.

[۱۸] بحرانی، یوسف، لؤلؤه البحرین، ص۲۲۶.

۷ – علامه و ابن تیمیّه

شیخ تقی‌الدین سبکی معروف به «ابن تیمیه» از دانشمندان متعصب اهل سنت و معاصر با علامه حلی است که بیشتر شخصیت‌های علمی به فساد عقیده وی اعتراف دارند و بلکه می‌گویند کافر و مرتد است تا جایی که در زمان حیاتش به علت داشتن نظرات انحرافی به زندان افتاده است و دانشمندان شیعه و سنی کتاب‌های زیادی در زمان وی و بعد از آن بر ردّ او نوشته‌اند.
بعد از اینکه علامه حلی کتاب «منهاج الکرامه» را در اثبات امامت نوشت ابن تیمیّه به علت عناد و لجاجتی که با علامه داشت کتابی به نام «منهاج السنه» (به خیال خام خویش به عنوان ردّ بر شیعه و به‌ویژه ردّ بر کتاب منهاج الکرامه) نوشت. وقتی کتاب منهاج السنه به دست علامه رسید این بزرگوار با آن همه تهاجمات و بی ادبی‌ها و توهین‌های ابن تیمیّه اشعاری نوشت و برایش فرستاد که ترجمه شعرها چنین است:
– اگر آنچه را سایر مردم می‌دانستند تو هم می‌دانستی با دانشمندان دوست می‌گشتی.
– ولی جهل و نادانی را شیوه خود ساختی و گفتی:
– هرکس بر خلاف هوای نفس تو می‌رود دانشمند نیست!

[۱۹] امین عاملی، سیدمحسن، اعیان الشیعه، ج۵، ص۳۹۸.

ابن حجر عسقلانی – دانشمند سنی – چنین اعتراف می‌کند: «علامه نامش مشهور و اخلاقی نیک دارد. وقتی کتاب ابن تیمیه به او رسید گفت «لو کان یُفهِمُ ما اقُولُ اَجَبْتُهُ» یعنی: اگر ابن تیمیه آنچه را که من گفتم می‌دانست جوابش را مـی‌دادم.

[۲۰] امین عاملی، سیدمحسن، اعیان الشیعه، ج۵، ص۳۹۸.

۸ – درخشش علامه

جمال‌الدین حسن، ستاره پرفروغ «آل مطهّر» و شهر فقاهت حلّه هنوز مدّت زمانی از تحصیلش نگذشته بود که با ذوق سرشار خدادادی و علاقه وافر، به تمام دانش‌های بشری مانند فقه و حدیث، کلام و فلسفه، اصول فقه، منطق، ریاضیات و هندسه مسلح گردید و تجربه لازم را به دست آورد. آوازه فضل و دانش وی به سرعت در سرزمین حلّه و دیگر شهرها پیچید و در مجالس درس و محیط فرهنگی نام مقدسش را به نیکی و احترام یاد می‌کردند و «علاّمه»‌اش می‌خواندند.
علامه حلّی چون خورشید فروزان در آسمان فقاهت درخشید و دیگران از نور وجودش استفاده کردند. در شهر حلّه حوزه درس تشکیل داد و علاقه‌مندان و تشنه‌کامان معارف و علوم اهل بیت (علیهم‌السّلام) از گوشه و کنار جذب آن شدند و از دریای بی‌کرانش سیراب گشتند.
یکی از دانشمندان می‌گوید: علامه حلّی نظیری ندارد نه پیش از زمان خودش و نه بعد از آن. کسی که در مجلس درس او پانصد مجتهد تربیت شد.

[۲۱] صدر، سیدحسن، تاسیس الشیعه، ص۲۷۰، چاپ تهران.

۹ – مرجع تقلید شیعیان

بعد از رحلت محقق حلّی در سال ۶۷۶ ق که زعامت و مرجعیت شیعیان را به عهده داشت شاگردان ممتاز وی و فقها و دانشمندان حلّه به دنبال فقیه و مجتهدی بودند که خصوصیات مرجعیت و زعامت را دارا باشد تا او را به عنوان مرجع تقلید معرفی کنند. آنان تنها علامه حلّی را که از شاگردان برجسته و دست پرورده مکتب فقهی محقق حلّی بود و فقها و مجتهدان به‌نام آن روزگار در حوزه درس وی شرکت می‌کردند شایسته مرجعیت و پیشوایی دین می‌شناختند و این در زمانی بود که فقط ۲۸ بهار از عمر شریف علامه گذشته بود. این امر حاکی از نبوغ و شخصیت والای اوست که در این سنین تمام دانش‌ها و فضایل اخلاقی و کرامت‌های معنوی و انسانی را به کمال رسانده و از دیگر عالمان و مجتهدان برتری جسته و به مقام شامخ مرجع تقلید و فتوا در احکام شرع مقدس اسلام نایل گشته بود.
آری پس از رحلت محقق حلّی زعامت و مرجعیت شیعیان به علامه حلّی منتقل گردید و این‌بار امانت الهی بر دوش با کفایت او گذاشته شد. بدین‌سبب به لقب مقدس و شریف «آیت‌الله» مشهور گردیدکه در آن روزگار تنها او به این لقب خوانده می‌شد و هرکس آیت‌الله می‌گفت منظورش علامه حلّی بود.

۱۰ – عصر علاّمه

عصر علامه را باید زمان توسعه فقه شیعه و حقانیت مذهب اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السّلام) و دوره پیشرفت تمدن و دانش در گوشه و کنار جهان اسلام نامید. چرا که علامه حلّی تلاش و کوشش خستگی‌ناپذیری در نشر علوم و فقه اسلام بر طبق مذهب اهل بیت نمود و در فقه تحول و شیوه نوی را ارائه کرد.
وی اولین فقیهی بود که ریاضیات را به عنوان دانشی در فقه وارد کرد و به فقه استدلالی تکامل بخشید. تاثیری که دیدگاه فقهی، کلامی و آثار علامه گذارده بود محور بحث و تکیه‌گاه دانشمندان بر طبق نظرات فقهی فقها و دانشمندان شیعی بود.

[۲۲] محقق ثانی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۱، ص۲۱، مؤسسه آل البیت (علیهم‌السّلام)، قم.

در آن روزگار، در بغداد و عراق خاندان جوینی حکومت می‌کردند که گرچه از طرف پادشاهان مغول به بغداد و این منطقه گمارده شده بودند، بیش از سی سال فرمانروای مطلق بودند و در ترویج دین مبین اسلام و تعظیم علما و نشر دانش و فضیلت‌ها و ترمیم خرابی‌های مغولان، هرچه توانستند دریغ نکردند. به واقع اگر وجود آنان نبود آثاری از تمدن اسلام بر جای نمی‌ماند.

[۲۳] میرزا ابوالحسن شعرانی، کشف الغمّه، ج۱، ص۸، مقدمه، قم، ۱۳۶۴ش.

[۲۴] شوشتری، نورالله، مجالس المؤمنین، ج۲، ص۴۸۰.

در ایران نیز گرچه حاکمان مغول حکومت می‌کردند و مدت زیادی رعب و وحشت و جنایت و خونریزی حکمفرما بود، رفته رفته از بی‌فرهنگی و خوی ستمگری مغولان کاسته شد و این به‌سبب تاثیر فرهنگ مردم ایران و اسلام و نیز هوشیاری و سیاست وزرای لایق و شایسته‌ای نظیر خواجه نصیرالدین طوسی، یاور وحی و عقل و استاد علاّمه حلّی بود. حضور چنین دانشمندان دلسوز فرهنگ اسلام و ملّت در دستگاه مغولان، در پیشرفت علم و جلوگیری مغولان وحشی از تخریب و آتش‌سوزی مراکز فرهنگی و کتابخانه‌ها، نقش بسزایی ایفا کرد دانشمندانی که در انجام این مهم از آبروی خویشتن سرمایه گذاشتند و همچون شمع سوختند.

۱۱ – حیات علمی

اساتید، شاگردان، تالیفات و مکتب علمی علامه از مباحث حیات علمی علامه است.

۱۱.۱ – اساتید

جمال‌الدین حسن در شهر حلّه بزیست و در محضر فقها، متکلمان و فلاسفه بهره کافی برد و خویشتن را به دانش و تهذیب نفس آراست و به تمام فنون و علوم مسلح گردید و از دست آنان به دریافت اجازه‌نامه اجتهادی و نقل حدیث مفتخر گردید. حال به اختصار به نام چند نفر از اساتید بزرگوار وی اشاره می‌کنیم:
۱- شخصی به نام «محرم»، موضوع: خواندن و نوشتن و تعلیم قرآن مجید.
۲- شیخ سدیدالدین حلی (پدر علامه)، موضوع: فقه و اصول، حدیث، علم کلام.

[۲۵] حر عاملی، محمد بن حسن، امل الآمل، ج۲، ص۳۵۰، چاپ ایران.

[۲۶] مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، مقدمه، ص۲۵۴.

۳- محقق حلی (دایی علامه)، موضوع: فقه و اصول، حدیث، علم کلام (دایی او مانند پدری مهربان برایش زحمت کشید و بیشتر علومش مخصوصا فقه و اصول را نزد او فرا گرفت).

[۲۷] حر عاملی، محمد بن حسن، امل الآمل، ج۲، ص۸۱.

۴- شمس‌الدین محمد کیشی، موضوع: بعضی تالیفات او در علوم عقلی.
۵- شیخ نجم‌الدین علی بن عمر کاتبی قزوینی، موضوع: کتاب «شرح کشف الاسرار عن غوامض الافکار» در منطق از تالیفات خود اوست.
۶- خواجه نصیر الدین طوسی، موضوع: کتاب شفای زندگی و سرگذشت ابن سینا در فلسفه و علم هیئت و ریاضیات.
۷- برهان‌الدین فسفی، موضوع: بعضی تالیفات او در علم جدل و مناظره.
۸- ابن میثم بحرانی شارح نهج البلاغه، موضوع: فقه.
۹- سید علی بن موسی بن جعفر بن طاووس حلی، موضوع: فقه.

[۲۸] حر عاملی، محمد بن حسن، امل الآمل، ج۲، ص۲۰۷، چاپ ایران.

۱۰- احمد بن طاووس، موضوع: فقه.

۱۱.۲ – مشایخ روایی

۱- شیخ سدیدالدین حلی (پدر علامه).
۲- محقق حلی (دایی علامه).
۳- خواجه نصیرالدین طوسی.
۴- علی بن طاووس.
۵- بهاء‌الدین علی بن عیسی اربلی، صاحب کشف الغمه.
۶- ابن میثم بحرانی، شارح نهج البلاغه.
۷- احمد بن عبدالله واسطی.
۸- احمد بن موسی بن جعفر طاووسی.

[۲۹] حر عاملی، محمد بن حسن، امل الآمل، ج۲، ص۲۹، چاپ ایران.

۹- نجم‌الدین جعفر بن محمد بن جعفر، معروف به ابن نما حلی.
۱۰- عبدالحمید بن ابی‌الحدید معتزلی، شارح نهج البلاغه.
۱۱- شیخ جمال‌الدین حسین بن ابان نحوی.
۱۲- شیخ تقی‌الدین عبدالله بن جعفر بن علی صباغ کوفی.
۱۳- نجم‌الدین کاتبی قزوینی، معروف به دبیران.
۱۴- غیاث‌الدین عبدالکریم بن طاووس.
۱۵- جمال‌الدین محمد بن سلیمان بلخی.
۱۶- شمس‌الدین محمد کیشی.
۱۷- برهان‌الدین محمد نسفی.
۱۸- شیخ نجیب‌الدین یحیی بن حسن بن سعید حلی، صاحب الجامع (پسر عموی مادر علامه).
۱۹- شیخ حسن بن محمد صنعانی.
۲۰- شمس‌الدین عبدالله بخاری.
۲۱- شیخ جمال‌الدین محمد بلخی.
۲۲- شیخ مفیدالدین محمد بن علی بن محمد بن جهم حلی اسدی.

[۳۰] مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۰۷، ص۶۵، چاپ بیروت.

[۳۱] مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۰۷، ص۶۷، چاپ بیروت.

[۳۲] حر عاملی، محمد بن حسن، امل الآمل، ج۲، ص۴۸، چاپ ایران.

[۳۳] حر عاملی، محمد بن حسن، امل الآمل، ج۲، ص۶۳، چاپ ایران.

[۳۴] حر عاملی، محمد بن حسن، امل الآمل، ج۲، ص۶۴-۶۵، چاپ ایران.

[۳۵] بحرانی، یوسف، لؤلؤه البحرین، ص۲۵۵، مؤسسه آل البیت (علیهم‌السّلام).

[۳۶] بحرانی، یوسف، لؤلؤه البحرین، ص۲۵۹، مؤسسه آل البیت (علیهم‌السّلام).

۱۱.۳ – شاگردان

علامه یکی از علمایی است که شاگردان زیادی تربیت کرده است. بنابر نقلی نزدیک به ۵۰۰ مجتهد از درس او فارغ‌التحصیل شده‌اند ولی نام اکثر آن‌ها در تاریخ نمانده است. اینک تعدادی از آن‌هایی که نسبت شاگردی علامه به آن‌ها داده شده در اینجا ذکر می‌شود.
بعضی از این شاگردان هم کتابی را نزد او خوانده‌اند و هم از او اجازه روایت دارند و بعضی دیگر در یکی از این دو جنبه شاگرد او محسوب می‌شوند.
۱- فخرالمحققین (فرزند علامه).
۲- قطب‌الدین رازی، شارح شمسیه.
۳ و ۴- عمیدالدین عبدالمطلب حسینی اعرجی حلی و برادرش ضیاء‌الدین عبدالله (پسران خواهر علامه).
۵- تاج‌الدین محمد بن قاسم بن معیه حسنی حلی.
۶- احمد بن ابراهیم بن محمد بن حسن بن زهره صادقی حلبی.
۷- شیخ زین‌الدین ابوالحسن علی بن احمد بن طراد مطاربادی.
۸- محمد بن علی جرجانی.
۹- رضی‌الدین ابوالحسن علی بن احمد مزیدی حلی.
۱۰- تقی‌الدین ابراهیم بن حسین بن علی عاملی.
۱۱- تاج‌الدین حسن سرابشنوی.
۱۲- مهنا بن سنان حسینی اعرجی مدنی.
۱۳- زین‌الدین علی سروری طبری.
۱۴- جمال‌الدین حسینی مرعشی طبرسی آملی.
۱۵- ابوالحسن محمد استرآبادی.
۱۶- زین‌الدین نیشابوری.
۱۷- شمس‌الدین محمد حلی.
۱۸- تاج‌الدین محمود بن زین‌الدین محمد بن عبدالواحد رازی.

۱۱.۴ – مکتب علمی

علامه حلی از کسانی است که عنوان جامع معقول و منقول بحق برازنده اوست. او همان‌طور که اکثر علما درباره‌اش گفته‌اند مجتهدی حکیم، متکلمی رجالی، مفسری محدث و ادیب و شاعر است و نوشته‌های او که تقریبا تمام دائره‌های علوم را شامل می‌شود بر این گفته شاهد صدق است.

۱۱.۴.۱ – ابتکار در تالیف

علامه در زمینه‌های مختلف علمی، برای مبتدیان و متوسطان و سطح عالی کتاب نوشته است و ابتکار او در این زمینه نوشتن کتاب‌هایی در هر سطح به شیوه‌های مختلف می‌باشد. به عنوان مثال برای مبتدیان در زمینه فقه سه کتاب «تبصره المتعلمین، ایضاح الاحکام، ارشاد الاذهان» و در سطح متوسط دو کتاب «قواعد الاحکام، تحریر الاحکام» و در سطح عالی سه کتاب «مختلف الشیعه، تذکره الفقهاء، منتهی المطلب» را نوشته است.
این کتاب‌ها هر کدام به غرض خاصی نوشته شده است و از نظر شکل و سیاق شبیه همدیگر نیستند. البته تحقیق درباره این‌که هر کدام چه تفاوت‌هایی با دیگری دارد فرصتی مناسب لازم دارد ولی از صحبت‌های خود علامه و دیگران در این‌باره این مطلب آشکار می‌شود که این کتاب‌ها تکراری نیستند.
بطور مثال خود درباره کتاب «تحریر الاحکام» می‌گوید: من در این کتاب تنها عمده مسائل فقهی را ذکر کرده‌ام بدون آنکه استدلالی برای آن‌ها بیاورم، در حالی که بر طبق گفته خود او و پسرش کتاب قواعد تنها عمده مسائل فقهی را در بر دارد و علاوه بر آن قواعد کلی در فقه را که جزئیات از آن متفرع می‌شود ارائه داده است و لوازم هر قاعده نیز توضیح داده شده است سه کتاب مفصل و استدلالی او نیز هر یک به موردی اختصاص دارد.
در کتاب «مختلف» علاوه بر استدلال بر مسائل فقهی، اختلافات درون مذهبی شیعه را در مسائل تبین می‌کند و در کتاب «تذکره» به اختلاف فرقه‌های اسلامی در این مورد می‌پردازد ولی در کتاب «منتهی» تنها استدلال را به غایت و نهایت ذکر می‌کند.
کتاب‌های دیگر او در علوم دیگر مثل اصول فقه و کلام نیز همین‌گونه هستند به‌طور مثال کتاب «نهج الحق» به بحث درباره همه اصول دین می‌پردازد.
در ضمن بحث امامت، فضائل و ادله اثبات امامت علی ‌(علیه‌السّلام) و ادله رد امامت دیگران آورده می‌شود در حالی که کتاب «الیقین» تنها به همین موضوع می‌پردازد و آن را به غایت می‌رساند و هزار دلیل بر امامت و افضلیت علی ‌(علیه‌السّلام) در آن ذکر می‌کند و قصد داشته همین مقدار نیز در رد امامت دیگران دلیل بیاورد که ظاهرا اشتغالات به او اجازه نداده است یا این‌که بعد از تالیف مفقود گردیده است.

۱۱.۴.۲ – ابتکار در احادیث

یکی دیگر از ابتکارات علامه تقسیم احادیث به اقسامی است که امروزه نزد علما متداول است. در قدیم علمای شیعه احادیث را یا ضعیف می‌دانستن

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.