پاورپوینت کامل اسحاق بنابراهیم ۶۵ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اسحاق بنابراهیم ۶۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اسحاق بنابراهیم ۶۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اسحاق بنابراهیم ۶۵ اسلاید در PowerPoint :
اسحاق بن ابراهیم
برای دیگر کاربردها، اسحاق بن ابراهیم (ابهامزدایی) را ببینید.
اسحاق برادرزاده طاهر بن حسین بود. به احتمال زیاد خانواده وی به همراه مامون به بغداد رفتند. اسحاق و برادرش محمد، موقعیتهای مناسبی در بغداد به دست آوردند. اولین مسئولتی که برای وی در منابع ذکر شده است، جانشینی عبدالله بن طاهر در بغداد است.
فهرست مندرجات
۱ – موقعیت شهر بغداد
۲ – معرفی اسحاق
۳ – جایگاه اسحاق در دستگاه حاکمه
۴ – نقش اسحاق در تفتیش عقاید
۵ – ارسال احمد بن حنبل نزد مامون
۶ – جریان برخی از مناظرات
۷ – زندانی کردن ابومسهر
۸ – دریافت وصیتنامه مامون
۹ – نبرد با خرم دینان
۱۰ – اجرای فرمانهای خلفا
۱۱ – حبس ایتاخ
۱۲ – اسحاق و مازیار
۱۳ – چگونگی رابطه خلفا با اسحاق
۱۴ – خدمت به پیشرفت علمی تمدن اسلامی
۱۵ – تاریخ وفات
۱۶ – اختلاف در جانشینی اسحاق
۱۷ – پانویس
۱۸ – منبع
۱ – موقعیت شهر بغداد
شهر بغداد با لقب مدینه السلام اهمیت بسیاری در مناقشات سیاسی و نظامی جهان اسلام داشته است. نفوذ افراد خاندان طاهری در این شهر باز میگردد به حضور طاهر بن حسین در بغداد در زمان مامون، از همان زمان به بعد مناصب سیاسی و نظامی زیادی در این شهر و اطراف آن به عهده خاندان طاهری بود. بدین سبب، سقوط حکومت قدرتمند طاهریان در خراسان با کنار رفتن کامل این خاندان از صحنه قدرت سیاسی همراه نبود، زیرا خویشاوندان آنان و فرزندان عبدالله بن طاهر موفق شده بودند برای نیم قرن دیگر مناصب مهم و اداره امور شهر بغداد را بر عهده بگیرند. اختیاراتی که مامون از همان بدو ورود به بغداد در سال ۲۰۵ (ه. ق) بر عهده طاهر بن حسین گذاشته بود، نسل اندر نسل در اختیار فرزندان او قرار گرفته بود و موجب نفوذ اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آنها در طی قرن سوم هجری شده بود. چندین تن از افراد این خاندان توانستند نقش و تاثیر مهم در اداره امور خلافت عباسی در طی این سالها داشته باشند، که در ادامه به بررسی آنها پرداخته خواهد شد.
۲ – معرفی اسحاق
اسحاق برادرزاده طاهر بن حسین بود. به احتمال زیاد خانواده وی به همراه مامون به بغداد رفتند. اسحاق و برادرش محمد، موقعیتهای مناسبی در بغداد به دست آوردند. اولین مسئولتی که برای وی در منابع ذکر شده است، جانشینی عبدالله بن طاهر در بغداد است. چون طاهر عازم خراسان شد و در منصب حکومت آن سامان نشست، تمامی اختیارات خویش را به عبدالله واگذار کرد. لذا عبدالله نیز مدت چندانی در بغداد نماند و به دیگر مناطق سرزمینهای اسلامی جهت نبرد با خوارج رفت، وی نیز تمامی مناصبش را به پسر عمش، اسحاق بن ابراهیم سپرد.
[۱] یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ ششم، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۴۸۱.
[۲] یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ ششم، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۴۹۴.
از جمله این مسئولیتها ریاست شرطه بغداد و اداره امور خراج نواحی سواد بود.
[۳] ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، تهران، موسسه مطبوعات علمی، ج۱۱، ص۳۰۵.
البته در این میان و بعد از سالها عبدالله برای مدتی به بغداد رجعت نموده و خود این مسئولیتها را بر عهده گرفت. همچنین هنگامی که بعد از مدت کوتاهی عبدالله مجددا برای نبرد با بابک از بغداد خارج گشت و پس از آن نیز حکم ولایت خراسان را از خلیفه دریافت نمود، این ابراهیم بن اسحاق بود که تمامی پستهای دولتی عبدالله را بر عهده گرفت.
۳ – جایگاه اسحاق در دستگاه حاکمه
اسحاق از چنان شخصیت و جایگاهی برخودار بود که علاوه بر این که هیچ گاه مورد غضب خلفای عباسی قرار نگرفت، حتی همواره مورد وثوق و اطمنیان خلفای بغداد از جمله مامون، معتصم، واثق و متوکل قرار داشت و با اقتدار تمام به وظیفه خویش عمل مینمود. حتی در دوران خلافت مامون و در هنگام خروج وی برای جنگ با اهل روم، اسحاق از سوی مامون به عنوان جانشین معرفی شد و اداره شهر در غیاب خلیفه به وی سپرده شد و فراتر از آن حکومت سواد و حلوان هم به دایره اختیارات وی افزوده گردید.
[۴] ابن خلدون، ابوزید عبدالرحمن، العبر تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، موسسه مطالعات فرهنگی، ج۲، ص۳۹۶.
مامون همچنین همواره در این مدت غیبت از مرکز حکومت به طور مداوم با اسحاق بن ابراهیم مرتبط بوده است و فرامین ضروری را صادر و منتقل میکرده است به طوری که در منابع اشاره گردیده است که بنا به دستور مامون اسحاق ماموریت یافت سپاهیان را ملزم به گفتن تکبیر در هنگام نماز کند.
[۵] ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، تهران، موسسه مطبوعات علمی، ج۱۱، ص۴۹.
۴ – نقش اسحاق در تفتیش عقاید
همچنین در جریان الزام مردم از طرف حکومت، به داشتن عقیده به خلق قرآن (این سالها به ایام محنت مشهور گشت)، اسحاق بن براهیم از مامون دستوری اکید دریافت کرد که وی را مکلف میکرد تمامی قضات، محدثین و فقها را در مورد اعتقاد یا عدم اعتقاد به این نظریه (خلق قرآن) آزمایش نماید.
[۶] ابن العبری، ابوالفرج، تاریخ مختصر الدول، ترجمه عبد المحمد آیتی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول، ۱۳۷۷ش، ص۱۸۶.
در تاریخ طبری قسمتی از متن نامه چنین آورده شده است: «پس این نامه امیرمؤمنان را که به تو مینویسد بر جعفر بن عیسی و عبدالرحمان ابن اسحاق قاضی بخوان و رای آنها را درباره قرآن کشف کن و بگویشان که امیرمؤمنان در چیزی از امور مسلمانان کمک نمیگیرد؛ مگر از آن کس که به اخلاص و توحید وی اعتماد داشته باشد و هر که مقر نباشد که قرآن مخلوق میباشد، از توحید بری است. اگر در این باب به گفتار امیرمؤمنان قائل شدند به آنها بگوی تا کسانی را که در مجلس شان برای شهادت درباره حقها حاضر میشوند امتحان کنند و گفتارشان را درباره قرآن کشف کنند، هر کس از آنها که نگفت قرآن مخلوق است شهادت وی را باطل شمارند و حکمی را به گفته او فیصل ندهند، اگر چه امانت و استقامت وی معلوم باشد. درباره آنها مراقبتی کن که خدای، بصیرت بصیر را بدان بیفزاید و مشکوک الحال را از بی اعتنایی بدین خویش باز دارد و آن چه را که در این باب میکنی به امیر مؤمنان بنویس. ان شاء الله.»
[۷] طبری، محمد بن جریر، تاریخ امم و الملوک، بیروت، دارالتراث، ترجمه، ۱۳۸۷ق، ج۱۳، ص۵۷۳۴.
[۸] طبری، محمد بن جریر، تاریخ امم و الملوک، بیروت، دارالتراث، ترجمه، ۱۳۸۷ق، ج۱۳، ص۵۷۵۸.
۵ – ارسال احمد بن حنبل نزد مامون
بعد از آن و طی نامهای دیگر اسحاق را دستور داد تا چند تن از فقها و محدثان را پیش وی به رقه بفرستد، و باز وی را مامور کرد که اگر کسی به خلق قرآن معتقد نبود او را به پیشگاه وی بفرستد و اسحاق نیز احمد بن حنبل را به همین دلیل نزد مامون فرستاد.
[۹] ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، تهران، موسسه مطبوعات علمی، ج۱۱، ص۵۳ – ۵۴.
۶ – جریان برخی از مناظرات
طبری شرح برخی از مناظرات اسحاق بن ابراهیم با این افراد را چنین آورده است: «اسحاق بن ابراهیم به این منظور جمعی از فقیهان و قاضیان و محدثان را احضار کرد. اسحاق به بشر بن ولید گفت: «درباره قرآن چه میگویی؟» گفت: «گفتار خویش را بارها معلوم امیرمؤمنان داشتهام.» گفت: «چنان که میبینی نامه امیرمؤمنان تازه آمده.» گفت: «میگویم: قرآن کلام خداست.» گفت: «ترا از این نپرسیدم، آیا مخلوق هست؟» گفت: «خدا خالق همه چیز است.» گفت: «قرآن چیز نیست.» گفت: «قرآن چیز است.» گفت: «پس مخلوق است؟» گفت: «خالق نیست.» گفت: «ترا از این نمیپرسم، آیا مخلوق هست؟» گفت: «جز آن چه به تو گفتم نمیدانم با امیرمؤمنان قرار کردهام که درباره آن سخن نکنم. سپس به علی بن ابی مقاتل گفت: «ای علی چه میگویی؟» گفت: «سخنی را که در این باب با امیرمؤمنان گفتهام بارها شنیدهای و جز آن چه از من شنیدهای سخنی ندارم.» گوید: پس او را با رقعه امتحان کرد که به مضمون آن مقر شد، آن گاه بدو گفت: «قرآن مخلوق هست؟» گفت: «قرآن کلام خداست.» گفت: «ترا از آن نپرسیدم.» گفت: «قرآن کلام خداست و اگر امیرمؤمنان ما را به چیزی فرمان دهد شنواییم و مطیع.» به دبیر گفت: «گفتار وی را بنویس.»
[۱۰] طبری، محمد بن جریر، تاریخ امم و الملوک، بیروت، دارالتراث، ترجمه، ۱۳۸۷ق، ج۱۳، ص۵۷۵۹ – ۵۷۶۰.
۷ – زندانی کردن ابومسهر
همچنین نقل است که ابومسهر از فقیهان و بزرگان دمشق را از دمشق پیش مامون که در رقه بود گسیل داشتند. مامون درباره قدیم یا حادث بودن قرآن از او پرسید، ابومسهر گفت کلام خداوند است و از این که بگوید حادث و مخلوق است خودداری کرد، مامون شمشیر و نطع خواست که گردنش زده شود، ابومسهر همین که چنان دید گفت قرآن مخلوق است. مامون او را از کشته شدن معاف ساخت و به او گفت اگر پیش از شمشیر خواستن این سخن را گفته بودی از تو میپذیرفتم و تو را به سرزمین خودت و پیش خانواده ات میفرستادم، ولی اینک میروی و میگویی من از بیم کشته شدن آن سخن را گفتم. مامون گفت او را به بغداد بفرستید و در زندان نگه داشته تا همان جا بمیرد. او را در ماه ربیع الآخر سال دویست و هیجده از رقه به بغداد گسیل داشتند و پیش از اسحاق بن ابراهیم زندانی شد. او اندک زمانی زندانی بود و به روز نخست ماه رجب همان سال در زندان در گذشت. چون جنازه اش را برای خاک سپاری بیرون آوردند گروه بسیاری از مردم بغداد در تشییع جنازه اش شرکت کردند.
[۱۱] واقدی، محمد بن سعد کاتب (۲۳۰م)، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، انتشارات فرهنگ و اندیشه، ۱۳۷۴ش، ج۷، ص۴۸۱.
۸ – دریافت وصیتنامه مامون
مامون قبل از مرگش یک نسخه از وصیتنامه اش را برای اسحاق بن ابراهیم فرستاد
[۱۲] طبری، محمد بن جریر، تاریخ امم و الملوک، بیروت، دارالتراث، ترجمه، ۱۳۸۷ق، ج۱۳، ص۵۷۶۹.
و دلیل آن نیز آماده سازی مقدمات حکومت معتصم در بغداد از جانب اسحاق بود و مامون حتی سفارش اسحاق را نیز به معتصم نموده بود.
[۱۳] طبری
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 