پاورپوینت کامل ابنجنید ابوعلی اسکافی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل ابنجنید ابوعلی اسکافی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ابنجنید ابوعلی اسکافی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل ابنجنید ابوعلی اسکافی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
ابن جنید اسکافی
برای دیگر کاربردها، اسکافی (ابهامزدایی) را ببینید.
برای دیگر کاربردها، ابوعلی اسکافی (ابهامزدایی) را ببینید.
ابن جُنَیْدِ اِسْکافی، ابوعلی محمد بن احمد کاتب اسکافی، فقیه و متکلم امامی سده ۴ق/۱۰م، او از خاندان بنی جنید بود، که در اسکاف از نواحی نهروان، بین بغداد و واسط، ریاست داشتند.
[۱] ابن ادریس، محمد، ج۱، ص۹۹، السرائر، تهران، ۱۲۷۰ق.
[۲] یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۵۲.
فقها از ابن جنید و ابن ابی عقیل به عنوان القدیمین (دو فقیه دوران قدیم) یاد میکنند. آرا ابن جنید همیشه در فقه مطرح است.
[۳] آشنایی با علوم اسلامی ص ۲۹۴ .
فهرست مندرجات
۱ – ولادت
۲ – وفات
۳ – زندگینامه
۴ – اوضاع سیاسی و اجتماعی
۵ – مبانی فقهی
۵.۱ – باور کلامی
۵.۲ – ملاک ترجیح روایات
۵.۳ – نتایج باور کلامی
۵.۴ – قیاس
۵.۵ – استحسان
۵.۶ – احتیاط
۵.۷ – قضایای ثابت انگاشته
۵.۸ – گرایش فقهی
۶ – جایگاه فقهی
۶.۱ – اساتید
۶.۲ – هجرت به مشرق
۶.۳ – حضور در بغداد
۶.۴ – آوازه شهرت
۶.۵ – مخالفان
۶.۶ – تأثیرپذیرفتگان
۶.۷ – جایگاه فعلی
۷ – علم کلام
۸ – علم حدیث
۸.۱ – مشایخ روایی
۸.۲ – راویان
۸.۳ – طبقه روایی
۸.۴ – بحث رجالی
۹ – کلام بزرگان
۹.۱ – نجاشی
۹.۲ – سید صدر
۹.۳ – خویی
۱۰ – آثار
۱۰.۱ – تهذیب الشیعه
۱۰.۲ – المختصر الاحمدی
۱۰.۳ – الارتیاع
۱۰.۴ – الفهرست
۱۰.۵ – الافصاح و الایضاح
۱۰.۶ – دیگر آثار
۱۱ – فهرست منابع
۱۲ – پانویس
۱۳ – منبع
۱ – ولادت
درباره تاریخ ولادت او در منابع گزارشی دیده نمیشود، اما از آنجا که قدیمترین استاد شناخته شده او حمید بن زیاد در ۳۱۰ق/۹۲۲م وفات یافته،
[۴] نجاشی، احمد، ج۱، ص۱۳۲، الرجال، به کوشش موسی شبیری، قم، ۱۴۰۷ق.
وی میبایست مدتی پیش از ۳۰۰ ق متولد شده باشد.
۲ – وفات
درباره وفات وی در منابع به نقل از مأخذی نامعلوم گفته شده که او در ۳۸۱ق/۹۹۱م در ری درگذشته است،
[۵] بحرالعلوم، محمدمهدی، ج۳، ص۲۲۲، الرجال، به کوشش محمد صادق بحرالعلوم و حسین بحر العلوم، تهران، ۱۳۶۳ق.
[۶] اردبیلی، محمد، ج۲، ص۵۹، جامع الرواه، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
ولی با توجه به اینکه ابن ندیم در الفهرست
[۷] ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص ۲۴۶.
که آن را در ۳۷۷ق/۹۸۷م به پایان رسانده، از ابن جنید با عبارت «قریب العهد» یاد کرده است، وی باید مدتی پیش از ۳۷۷ق وفات یافته باشد.
او همان سال وفات شیخ صدوق درگذشت و کلمه شفا ماده تاریخ وفات اوست.
۳ – زندگینامه
اطلاعات موجود در مورد زندگی ابن جنید بسیار ناچیز است.
گفتهاند که او در ۳۴۰ق/۹۵۱م به نیشابور رفته
[۸] مفید، محمد، «المسائل الصاغانیه»، ص۲۴۹، عده رسائل، قم، مکتبه المفید.
و در همان سال در محلی نامعلوم با محمد ابن حسین علوی دیدار کرده است.
[۹] طوسی، محمد، «تحریم الفقاع»، ص۲۵۹- ۲۶۰، الرسائل العشر، به کوشش رضا استادی، قم، مؤسسه النشر الاسلامی.
از قراین مختلف چون بررسی مشایخ و راویان وی، و نیز گفتههای مفید
[۱۰] مفید، محمد، «المسائل الصاغانیه»، ص۲۴۹-۲۵۰، عده رسائل، قم، مکتبه المفید.
میتوان نتیجه گرفت که ابن جنید پیش از سفر به نیشابور و پس از آن بیشتر در عراق، به خصوص بغداد، اقامت داشته است.
نجاشی
[۱۱] نجاشی، احمد، ج۱، ص ۳۸۵، الرجال، به کوشش موسی شبیری، قم، ۱۴۰۷ق.
بدون ذکر منبع، خبر داده که مقداری مال و یک شمشیر متعلق به امام غایب (ع) نزد ابن جنید بوده است.
برخی از این گزارش چنین نتیجه گرفتهاند که او وکیل امام (ع) بوده است.
[۱۲] بحرالعلوم، محمدمهدی، ج۳، ص۲۲۱، الرجال، به کوشش محمد صادق بحرالعلوم و حسین بحر العلوم، تهران، ۱۳۶۳ق.
مفید
[۱۳] مفید، محمد، «المسائل الصاغانیه»، ص۲۴۹-۲۵۰، عده رسائل، قم، مکتبه المفید.
ضمن اینکه از یک حنفی مخالف ابن جنید نقل کرده که وی مدعی مکاتبه با امام بوده، به شدت ادعای هرگونه رابطه مستقیم وی با امام (ع) را رد کرده است.
ابن جنید گرچه به کلام و حدیث نیز اهتمام داشت، ولی جنبه بارز شخصیت علمی وی در فقه استدلالی اوست.
۴ – اوضاع سیاسی و اجتماعی
ابوعلی محمد بن احمد بن الجنید اسکافی در اسکاف (که محلی بین بصره و نهروان است) در یک خـانـواده عـلـمـی و روحـانی گام به عرصه زندگی گذاشت او در روزگاری به سر می برد که مـنـاطـق اسـلامی تازه از ترکتازی خلفای بنی العباس نجات پیدا میکرد و به تعبیر مسعودی در مروج الذهب کار آل ابی طالب یا کشتار و زندان یا جنگ و گریز بود.
از زمـان رحلت رسول اکرم (ص) تا حدود ۳۰۰ ه ق شیعیان وضع ناگوار وموقعیت خطرناک و نـامـطلوبی داشتند چه آنان همیشه در اقلیت بودند و در دولت بنی امیه و بنی عباس سعی فراوان مـیشـد کـه از نفوذ امامان جلوگیری به عمل آید و رابطه آنان با شیعیان به کلی قطع گردد به هـمین جهت از اقصای آفریقا و اسپانیای آن روز تا مصر و روم شرقی و سرحد چین همه زیر نگین خلفای عباسی و اموی بود و شیعه در محدودیت و فشار کامل به سر میبرد و از هرگونه ابراز عـقـیـده و اعـلام وجـود ممنوع بود ولی از اواسط قرن چهارم هجری از دوران ابن جنید اسکافی شیعیان به میزان قابل توجهی در کشورهای خاورمیانه از آن محدودیتها رهایی پیدا کردند زیرا از یک طرف خلفای فاطمی که شیعه اسماعیلی بودند در مصر دولت نیرومندی را تشکیل دادند و از ابهت و شکوه دربـار بغداد کاستند و از سوی دیگر سیف الدوله حمدانی و امرا آنان که در شام حکومت میکردند نسبت به شیعه ابراز تمایل بسیاری مینمودند از جانب دیگر در مشرق و جنوب شرقی و شمال ایران نیز سلاطین گوریان، صفاریان، طاهریان، و کمی قبل از آنها علویان مازندران حـکـومـت داشـتـنـد که همه شیعه بودند آنان پرچم استقلال بلند کرده و بر ضد خلفای عباسی قـیـام کردند از همه مهمتر ظهور دولت مقتدر آل بویه بود که از شیعیان مخلص بودند و حکومت آنان تا شام و مصر گسترش داشت و در احترام و تجلیل شیعیان کوشا بودند.
[۱۴] مروج الذهب، ج ۴، ص ۳۰۷ .
[۱۵] مکتب اسلام، سال اول، شماره ۳، ص۴۸-۴۹.
ایـن عـلـل و عوامل زمینه را فراهم ساخت تا شیعیان از گوشه و کنار سر برآورده و با همت شایان توجه به تشکیل جمعیتها و تاسیس حوزههای علمی و نشر معارف و حقایق اهل بیت (ع) بپردازند کـه تشیع ابن ابی عقیل در آن روزگار و ارتباط ابن جنید با دانشمندان اهل سنت و مسافرت کلینی و صدوق دو پیشوای بزرگ حدیث به بغداد و اقامت آنان در آن شهر (مرکز اهل سنت) نشانههایی از این فضای مناسب سیاسی میباشد.
۵ – مبانی فقهی
۵.۱ – باور کلامی
ابن جنید به عنوان یک باور کلامی اقوال فقهی امامان را نه بر اساس نقل، بلکه بر اساس رأی میپنداشته و به همین جهت اختلاف در روایات فقهی را نیز ناشی از اختلاف امامان در رأی دانسته است،
[۱۶] مفید، محمد، «اجوبه المسائل السرویه»، ص۲۲۴، عده رسائل، قم، مکتبه المفید.
از این رو طبیعی است که برای ترجیح یک روایت بر دیگری، روشی کاملاً متفاوت با روش معمول بین فقیهان امامی زمان خود داشته باشد.
۵.۲ – ملاک ترجیح روایات
اگر چه موارد زیادی در دست است که ابن جنید روایتی را بر دیگری ترجیح داده، لیکن مشکل میتوان قاطعانه درباره ملاکهای ترجیح او سخن گفت، با اینهمه در مسائل مربوط به عبادات بارها دیده شده که وی روایت احوط را برگزیده است، بدین معنی که گاه بر اساس روایت احوط فتوا داده (به عنوان نمونه به این منابع رجوع کنید
[۱۷] علامه حلی، ج۴، ص۱۵، سطر ۲۹، حسن، مختلف الشیعه، ایران، سنگی، ۱۳۲۴ق.
[۱۸] حر عاملی، محمد، ج۱، ص۱۴۴-۱۴۶، وسائل الشیعه، به کوشش عبدالرحیم ربانی شیرازی و دیگران، بیروت، ۱۳۹۱ق.
) (هر چند حدیث مورد استناد احتمالی که طوسی در تهذیب،
[۱۹] طوسی، محمد، ج۱، ص۴۱۰، تهذیب الاحکام، به کوشش حسن موسوی خرسان، نجف، ۱۳۷۹ق.
آورده، از نظر سند به شدت ضعیف است) و گاه آن را به همان صورت احتیاط مطرح کرده است (به عنوان نمونه به این منبع رجوع کنید
[۲۰] علامه حلی، ج۴، ص۲۰۲، سطر ۱۸، حسن، مختلف الشیعه، ایران، سنگی، ۱۳۲۴ق.
)، اما در مقابل در بحث احکام و سیاسات مثلاً میان روایات مربوط به نصاب در قطع دست سارق، بین یک چهارم و یک پنجم دینار، نصاب دوم را ترجیح داده و بر خلاف تمام فتاوی مشهور بین شیعه و اهل سنت حکم کرده که شاید نشان دهنده تمایل او به سختگیری باشد.
[۲۱] علامه حلی، ج۴، ص۲۲۰، سطر ۱۲، حسن، مختلف الشیعه، ایران، سنگی، ۱۳۲۴ق.
[۲۲] علامه حلی، ج۴، ص۲۲۰، سطر۱۳، حسن، مختلف الشیعه، ایران، سنگی، ۱۳۲۴ق.
[۲۳] حر عاملی، محمد، ج۱۸، ص۴۸۲-۴۸۷، وسائل الشیعه، به کوشش عبدالرحیم ربانی شیرازی و دیگران، بیروت، ۱۳۹۱ق.
[۲۴] ابن هبیره، یحیی، ج۲، ص۴۱۴، الافصاح، حلب، ۱۳۶۶ق/۱۹۴۷م.
[۲۵] ترمذی، محمد، ج۴، ص۵۰ -۵۱، السنن، به کوشش احمد محمد شاکر، مصر.
از دیگر ترجیحات وی اینکه گاه معدودی روایات را بر انبوهی ترجیح داده و از حکم فقهای امامیه که وجه تمایز آنان با اهل سنت شمرده شده،
[۲۶] حر عاملی، محمد، ج۶، ص۷۴، وسائل الشیعه، به کوشش عبدالرحیم ربانی شیرازی و دیگران، بیروت، ۱۳۹۱ق.
به حکم گروه اخیر گرویده است.
[۲۷] علامه حلی، ج۴، ص۱۷۵، سطر ۱۸، حسن، مختلف الشیعه، ایران، سنگی، ۱۳۲۴ق.
[۲۸] ابن براج، عبدالعزیز، ج۱، ص۲۵۱، شرح جمل العلم و العمل، به کوشش کاظم مدیر شانهچی، مشهد، ۱۳۵۲ش.
[۲۹] حر عاملی، محمد، ج۶، ص۷۲- ۷۵، وسائل الشیعه، به کوشش عبدالرحیم ربانی شیرازی و دیگران، بیروت، ۱۳۹۱ق.
[۳۰] ابن هبیره، یحیی، ج۱، ص۱۳۲، الافصاح، حلب، ۱۳۶۶ق/۱۹۴۷م.
گاه نیز چنین مینماید که وی به جهت موافقت روایتی با قیاس و استحسان، آن را بر روایت مشهورتر ترجیح داده است (به عنوان نمونه به این منبع رجوع کنید
[۳۱] علامه حلی، ج۴، ص۵۷، سطرهای ۱۵،۲۴، حسن، مختلف الشیعه، ایران، سنگی، ۱۳۲۴ق.
).
۵.۳ – نتایج باور کلامی
از آنجا که ابن جنید اقوال امامان را رأی میداند کاملاً طبیعی است که به دلایل ظنی
[۳۲] مفید، محمد، «اجوبه المسائل السرویه»، ص۲۲۲-۲۲۳، عده رسائل، قم، مکتبه المفید.
[۳۳] مفید، محمد، «المسائل الصاغانیه»، ص۲۵۰-۲۵۱، عده رسائل، قم، مکتبه المفید.
نظیر ظاهر کتاب، خبر واحد، قیاس و استحسان عمل کند.
به عنوان نمونه در عمل به ظاهر کتاب، در موارد مصرف خمس در آیه شریفه
[۳۴] انفال/سوره۸، آیه۴۱.
بر پایه ظاهر آیه فتوا داده و با نپذیرفتن تخصیصات موجود در حدیث، در مقابل اتفاق فقهای امامی قرار گرفته است.
[۳۵] علامه حلی، حسن، ج۲، ص۳۴، مختلف الشیعه، ایران، سنگی، ۱۳۲۴ق.
در مورد تمسک به خبر واحد، بر خلاف روش فقیهان متکلم امامیه و بر وفق نظر فقیهان اهل سنت و البته اخباریان امامی
[۳۶] مفید، محمد، اوائل المقالات، ص۱۳۹، به کوشش زنجانی و چرندابی، تبریز، ۱۳۷۱ق.
[۳۷] سید مرتضی، علی، الذریعه، ج۲، ص۵۱۷، به کوشش ابوالقاسم گرجی، تهران، ۱۳۴۸ش.
[۳۸] سید مرتضی، علی، «جوابات المسائل التبانیات»، ج۱، ص۲۱، رسائل الشریف المرتضی، به کوشش مهدی رجایی، قم، ۱۴۰۵ق.
به حجیت خبر واحد قائل بوده و عمل به آن در بسیاری از استدلالات او به چشم میخورد
[۳۹] علامه حلی، ج۲، ص۳۴، جم، حسن، مختلف الشیعه، ایران، سنگی، ۱۳۲۴ق.
و شیخ مفید از این بابت بر او خرده گرفته است.
[۴۰] مفید، محمد، «اجوبه المسائل السرویه»، ص۲۲۳، عده رسائل، قم، مکتبه المفید.
۵.۴ – قیاس
در مورد قیاس در منابع تصریح شده است که او قائل به حجیت قیاس به شیوه ابوحنیفه و دیگر فقهای اهل سنت بوده
[۴۱] مفید، محمد، «المسائل الصاغانیه»، ص۲۵۱، عده رسائل، قم، مکتبه المفید.
[۴۲] نجاشی، احمد، ج۱، ص۳۸۸، الرجال، به کوشش موسی شبیری، قم، ۱۴۰۷ق.
[۴۳] طوسی، محمد، ج۱، ص۱۳۴، الفهرست، به کوشش محمد صادق بحرالعلوم، نجف، کتابخانه مرتضویه.
[۴۴] طوسی، محمد، ج۱، ص۳۳۹، عده الاصول، به کوشش محمد مهدی نجف، قم، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
و ظاهراً کتابهای کشف التمویه و الالباس علی اغمار الشیعه من امر القیاس و اظهار ما ستره اهل العناد من الروایه عن ائمه العتره من امر الاجتهاد را در دفاع از این موضوع تألیف کرده است.
[۴۵] نجاشی، احمد، ج۱، ص۳۸۷، الرجال، به کوشش موسی شبیری، قم، ۱۴۰۷ق.
اگر چه قول به حجیت قیاس نزد امامیه در طول تاریخ کمنظیر بوده، ولی از جمعی از فقها پیش از ابن جنید چون یونس بن عبدالرحمان و فضل بن شاذان نقل شده است.
[۴۶] بحرالعلوم، ج۳، ص۲۱۵، به نقل از رسالهای از سید مرتضی، محمدمهدی، الرجال، به کوشش محمد صادق بحرالعلوم و حسین بحر العلوم، تهران، ۱۳۶۳ق.
[۴۷] ابن بابویه، محمد، ج۴، ص۱۹۷، من لایحضره الفقیه، به کوشش حسن موسوی خرسان، نجف، ۱۳۷۶ق/۱۹۵۷م.
عمل به قیاس در جای جای فقه ابن جنید از جمله در مسأله تعمیم زکات به اجناس غیرمنصوص به ویژه زیتون و عسل
[۴۸] ابن بابویه، محمد، من لایحضره الفقیه، ج۴، ۱۸۰، به کوشش حسن موسوی خرسان، نجف، ۱۳۷۶ق/۱۹۵۷م.
[۴۹] ابن براج، عبدالعزیز، ج۱، ص۲۴۴، شرح جمل العلم و العمل، به کوشش کاظم مدیر شانهچی، مشهد، ۱۳۵۲ش.
دیده میشود.
۵.۵ – استحسان
استدلالات استحسانی را نیز میتوان به کثرت در مباحث ابن جنید ملاحظه کرد (به عنوان نمونه در مسأله اجل در بیع سلف،
[۵۰] علامه حلی، ج۲، ص۱۸۶، سطر ۱۳، حسن، مختلف الشیعه، ایران، سنگی، ۱۳۲۴ق.
)، اما در مواردی که مبنای امر علت تشریع حکم باشد، استدلالش کمتر سلیقهای است (به عنوان نمونه قول او به عدم اشتراط ضیق وقت در تیمم
[۵۱] علامه حلی، ج۱، ص۴۷، سطر ۳۳، حسن، مختلف الشیعه، ایران، سنگی، ۱۳۲۴ق.
).
۵.۶ – احتیاط
به جز آنچه ذکر شد، یکی از خصوصیات فقه ابن جنید گرایش او به احتیاط حتی در غیر موارد اختلاف روایت است.
تمایل غالب او به حمل امر بر وجوب و نهی بر حرمت در عبادات در موارد مردد (به عنوان نمونه،
[۵۲] علامه حلی، ج۱، ص۵۶، سطر ۳۶، حسن، مختلف الشیعه، ایران، سنگی، ۱۳۲۴ق.
در وجوب تطهیر شیء آلوده به شیر دختر نابالغ،
[۵۳] علامه حلی، ج۱، ص۹۶، سطر ۴، حسن، مختلف الشیعه، ایران، سنگی، ۱۳۲۴ق.
در وجوب سجده عزائم بر سامع علاوه بر مستمع،
[۵۴] علامه حلی، ج۱، ص۱۰۰، سطر ۳۰، حسن، مختلف الشیعه، ایران، سنگی، ۱۳۲۴ق.
در تحریم «تطبیق» در رکوع) و احتیاط او در مسائل معاملات از جمله مسائل ربا
[۵۵] علامه حلی، ج۲، ص۱۷۴، سطر ۳۷، حسن، مختلف الشیعه، ایران، سنگی، ۱۳۲۴ق.
این گرایش را نشان میدهد.
۵.۷ – قضایای ثابت انگاشته
از دیگر مشخصات بارز فقه ابن جنید این است که او گاه برخی قضایا را ثابت شده پذیرفته و آنها را به عنوان مقدمهای در استنتاجات خود به کار بسته است.
مثلاً حدیث نبوی «المؤذن مؤتمن» را (برای مصادر حدیث از شیعه و اهل سنت به این منابع رجوع کنید
[۵۶] حر عاملی، محمد، ج۴، ص۶۱۸ – ۶۱۹، وسائل الشیعه، به کوشش عبدالرحیم ربانی شیرازی و دیگران، بیروت، ۱۳۹۱ق.
[۵۷] ونسینک، آرنت یان، ج۱، ص۳۲، مفتاح کنوز السنه، ترجمه محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ۱۳۶۳ق/۱۹۳۴م.
) به عنوان اصلی پذیرفته و نتیجه گرفته که چون شخص فاسق نمیتواند مورد امانت باشد، بنابراین به اذان مؤذن فاسق اثر فقهی مترتب نیست،
[۵۸] علامه حلی، حسن، ج۲، ص۹۰، مختلف الشیعه، ایران، سنگی، ۱۳۲۴ق.
یا اینکه با تکیه بر این قضیه که بنده با آزاد از نظر احکام مالی و حدود برابر نیست، شهادت بنده علیه آزاد را حتی اگر عادل باشد، نافذ ندانسته و آیات شهادت در قرآن را با این استدلال خود مخصص شمرده است.
[۵۹] علامه حلی، ج۲، ص۷۲۱، سطر ۷، حسن، مختلف الشیعه، ایران، سنگی، ۱۳۲۴ق.
[۶۰] سید مرتضی، علی، ج۱، ص۲۴۷، الانتصار، نجف، ۱۳۹۱ق/۱۹۷۱م.
دیگر از گرایشهای ابن جنید، اصالت بخشیدن او به عنوان در تحقق موضوع است.
قول به تحقق موضوع به مجرد تحقق مسمی را میتوان در مباحث عبادات و معاملات از فقه ابن جنید مشاهده کرد (به عنوان نمونه به این منبع رجوع کنید
[۶۱] علامه حلی، ج۲، ص۱۷۸، سطر ۳۰، حسن، مختلف الشیعه، ایران، سنگی، ۱۳۲۴ق.
[۶۲] علامه حلی، ج۲، ص۳۵۷، سطر ۲۴، حسن، مختلف الشیعه، ایران، سنگی، ۱۳۲۴ق.
).
۵.۸ – گرایش فقهی
وجود اینگونه خصوصیات در فقه ابن جنید آن را از فقه رایج امامیه دور و به فقه اهل سنت نزدیک ساخته است.
اگر چه، همانگونه که در برخی منابع گفته شده است، نظرات او در بین فقهای اهل سنت به ابوحنیفه نزدیکتر بوده،
[۶۳] مفید، محمد، «المسائل الصاغانیه»، ص۲۴۹، عده رسائل، قم، مکتبه المفید.
ولی در برخی مسائل نیز از او دور و به مالک نزدیک شده است (به عنوان نمونه در مسأله استدبار و استقبال قبله و مسأله «من تیقن الطهاره و شک فی الحدث»،
[۶۴] علامه حلی، حسن، ج۲، ص۱۸، مختلف الشیعه، ایران، سنگی، ۱۳۲۴ق.
[۶۵] علامه حلی، حسن، ج۲، ص۱۹، مختلف الشیعه، ایران، سنگی، ۱۳۲۴ق.
[۶۶] ابن هبیره، یحیی، ج۱، ص۶۰، الافصاح، حلب، ۱۳۶۶ق/۱۹۴۷م.
[۶۷] ابن هبیره، یحیی، ج۱، ص۶۴، الافصاح، حلب، ۱۳۶۶ق/۱۹۴۷م.
) و گاه از جمیع اقوال شیعه و اهل سنت دور شده است (به عنوان نمونه به این منبع رجوع کنید
[۶۸] علامه حلی، ج۲، ص۱۷، سطر ۲۵، حسن، مختلف الشیعه، ایران، سنگی، ۱۳۲۴ق.
[۶۹] علامه حلی، حسن، ج۲، ص۳۸، مختلف الشیعه، ایران، سنگی، ۱۳۲۴ق.
).
اینکه ابن جنید قهقهه را ناقض وضو دانسته و در این مسأله در کنار ابوحنیفه، اباضیه و برخی از اصحاب حدیث اهل سنت قرار گرفته، با در نظر گرفتن اینکه این مسأله در نیمه دوم سده ۴ق/۱۰م متروک بوده، جای تعجب دارد.
[۷۰] علامه حلی، ج۲، ص۱۸، سطر ۳، حسن، مختلف الشیعه، ایران، سنگی، ۱۳۲۴ق.
[۷۱] ابن هبیره، یحیی، ج۱، ص۶۴، الافصاح، حلب، ۱۳۶۶ق/۱۹۴۷م.
[۷۲] ابن برکه، عبدالله، ج۱، ص۴۰۳، الجامع، به کوشش عیسی یحیی بارونی، عمان، ۱۳۹۱ق/ ۱۹۷۱م.
[۷۳] ابن برکه، عبدالله، ج۱، ص۵۹۵، الجامع، به کوشش عیسی یحیی بارونی، عمان، ۱۳۹۱ق/ ۱۹۷۱م.
[۷۴] طوسی، محمد، ج۱، ص۲۵، الخلاف، به کوشش حسین طباطبایی بروجردی، تهران، ۱۳۷۷ق.
[۷۵] مقدسی، محمد، ج۱، ص۴۰، احسن التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۹۰۶م.
درباره مسأله متعه عدم نقل چیزی از ابن جنید در باب متعه در مختلف علامه و نبودن بخشی تحت عنوان متعه در عناوین فصول تهذیب ابن جنید،
[۷۶] نجاشی، احمد، ج۱، ص۳۸۶، الرجال، به کوشش موسی شبیری، قم، ۱۴۰۷ق.
از طرف دیگر آرای خاصی که عالمی حنفی از ابن جنید در این باب نقل کرده،
[۷۷] مفید، محمد، «المسائل الصاغانیه»، ص۲۵۲-۲۵۳، عده رسائل، قم، مکتبه المفید.
این سؤال را در ذهن مطرح میکند که او در کتاب الحاسم للشنعه فی نکاح المتعه
[۷۸] نجاشی، احمد، ج۱، ص۳۸۸، الرجال، به کوشش موسی شبیری، قم، ۱۴۰۷ق.
چه نظراتی ارائه داده و چگونه از موضع امامیه دفاع کرده است.
نیز در ضمن عناوین آثار ابن جنید اثری تحت عنوان الفسخ علی من اجاز النسخ لماتم شرعه و حل نفعه
[۷۹] ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۲۴۶.
[۸۰] طوسی، محمد، ج۱، ص۱۳۴، الفهرست، به کوشش محمد صادق بحرالعلوم، نجف، کتابخانه مرتضویه.
[۸۱] نجاشی، احمد، ج۱، ص۳۸۸، الرجال، به کوشش موسی شبیری، قم، ۱۴۰۷ق.
دیده میشود که روشن کننده موضع مؤلف در مسأله مربوط در مبحث نسخ است.
۶ – جایگاه فقهی
ابن جنید یکی از برجستهترین عالمان امامی زمان خود به شمار میرفته است.
[۸۲] ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۲۴۶.
[۸۳] نجاشی، احمد، ج۱، ص۳۸۵، الرجال، به کوشش موسی شبیری، قم، ۱۴۰۷ق.
۶.۱ – اساتید
اینکه او فقه را از چه کسانی آموخته، دانسته نیست، تنها سبک او در کتاب الافهام لاصول الاحکام نشان میدهد که با آثار محمد بن جریر طبری (د ۳۱۰ق) پایهگذار مکتب جریری مأنوس بوده است.
[۸۴] ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۲۴۶.
[۸۵] طوسی، محمد، ج۱، ص۱۳۴، الفهرست، به کوشش محمد صادق بحرالعلوم، نجف، کتابخانه مرتضویه.
۶.۲ – هجرت به مشرق
شاید عدم استقبال از فقه ابن جنید در بغداد موجب شد تا او آهنگ مشرق کند.
وی در مسیر خود از بغداد به نیشابور، طبعاً از ری، مقر حکومت رکن الدوله دیلمی گذر کرد، ولی شاید سبب عدم اقامت او در آنجا نفوذ شدید فقیهان اخباری قم بوده باشد.
طبق آنچه مقدسی
[۸۶] مقدسی، محمد، ج۱، ص ۳۲۳، احسن التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۹۰۶م.
معاصر ابن جنید از مذهب مردم نیشابور گزارش کرده، در آنجا اکثریت با حنفیان بوده، ولی مذهب شیعه نیز رواج داشته است.
ابن جنید در آنجا مذاکراتی با حنفیان داشته است (به عنوان نمونه به این منبع رجوع کنید
[۸۷] مفید، محمد، «المسائل الصاغانیه»، ص۲۴۹-۲۵۴، عده رسائل، قم، مکتبه المفید.
).
نفوذ تعالیم او در خراسان به حدی بود که حتی پس از بازگشت به بغداد مردم آنجا ارتباط خود را با او حفظ کرده و به طور مستمر به او کمک مالی میکردند.
[۸۸] مفید، محمد، «المسائل الصاغانیه»، ص۲۵۰، عده رسائل، قم، مکتبه المفید.
۶.۳ – حضور در بغداد
وی در بغداد از جانب معزالدوله دیلمی (حک ۳۳۴- ۳۵۶ق) و امیر او سبکتکین حاجب مورد توجه قرار گرفت و در بسیاری مسائل فقهی مورد رجوع آنان بود.
[۸۹] نجاشی، احمد، ج۱، ص۳۸۸، الرجال، به کوشش موسی شبیری، قم، ۱۴۰۷ق.
۶.۴ – آوازه شهرت
آوازه ابن جنید از بغداد و نیشابور فراتر رفت، چنانکه از نقاط مختلف از جمله مصر با او مکاتبه میکردند
[۹۰] مفید، محمد، «اجوبه المسائل السرویه»، ص۲۲۴، عده رسائل، قم، مکتبه المفید.
و نجاشی
[۹۱] نجاشی، احمد، ج۱، ص ۳۸۷، الرجال، به کوشش موسی شبیری، قم، ۱۴۰۷ق.
حجم پرسش و پاسخهای او را ۵۰۰، ۲ برگ دانسته است.
از برخی منابع بر میآید که اصطلاح جنیدیه برای پیروان ابن جنید در زمان حیات وی نیز به کار میرفته است.
[۹۲] سید مرتضی، علی، «الرد علی اصحاب العدد»، ص۲۹، رسائل الشریف المرتضی، به کوشش مهدی رجایی، قم، ۱۴۰۵ق.
۶.۵ – مخالفان
مهمترین جناحهای مخالف ابن جنید را باید فقیهان اخباری قم، و فقیهان متکلم بغداد دانست.
ابن بابویه قمی فقیه اخباری از مخالفان معاصر ابن جنید بوده و رسالهای در رد بر جنیدیه نوشته است.
[۹۳] سید مرتضی، علی، «الرد علی اصحاب العدد»، ص۲۹، رسائل الشریف المرتضی، به کوشش مهدی رجایی، قم، ۱۴۰۵ق.
[۹۴] نجاشی، احمد، ج۱، ص۳۹۲، الرجال، به کوشش موسی شبیری، قم، ۱۴۰۷ق.
همو در الخصال
[۹۵] ابن بابویه، محمد، ج۱، ص ۵۳۱، الخصال، به کوشش علی اکبر غفاری، قم، ۱۴۰۳ق.
ابن جنید را، بدون ذکر نام، در شمار ضعفای شیعه قرار داده است.
احتمالاً چندین سفر ابن بابویه به نیشابور و کلاً خراسان از ۳۵۲ق به بعد اثر بسزایی در تضعیف نفوذ ابن جنید در آنجا داشته است.
از مخالفان همطبقه ابن جنید، از متکلمان بغداد کسی به نام شناخته نیست، ولی شیخ مفید، از فقیهان متکلم طبقه بعد از او از مهمترین مخالفان او به شمار میرفته که دو ردیه نیز علیه وی نوشته است.
[۹۶] نجاشی، احمد، ج۱، ص۴۰۰، الرجال، به کوشش موسی شبیری، قم، ۱۴۰۷ق.
[۹۷] نجاشی، احمد، ج۱، ص۴۰۲، الرجال، به کوشش موسی شبیری، قم، ۱۴۰۷ق.
[۹۸] مفید، محمد، «اجوبه المسائل السرویه»، ص۲۲۴، عده رسائل، قم، مکتبه المفید.
مفید در «اجوبه المسائل السرویه»
[۹۹] مفید، محمد، «اجوبه المسائل السرویه»، ص ۲۲۲- ۲۲۵، عده رسائل، قم، مکتبه المفید.
و «المسائل الصاغانیه»
[۱۰۰] مفید، محمد، «المسائل الصاغانیه»، ص ۲۴۹-۲۵۴، عده رسائل، قم، مکتبه المفید.
به رد تعالیم ابن جنید پرداخته و در «الاعلام»
[۱۰۱] مفید، محمد، «اعلام»، ص ۳۲۶، جم، عده رسائل، قم، مکتبه المفید.
[۱۰۲] مفید، محمد، «اعلام»، ص۳۲۹، جم، عده رسائل، قم، مکتبه المفید.
بدون اعتنا به نظر او در مسائل بسیاری ادعای اجماع امامیه را کرده است.
سید مرتضی دیگر فقیه متکلم بغداد گرچه در مواردی به نقل همراه با نقد از ابن جنید پرداخته، ولی گاه همچون مفید به اختلاف او با دیگر امامیه اعتنا نکرده است
[۱۰۳] سید مرتضی، علی، ج۱، ص۷۵، الانتصار، نجف، ۱۳۹۱ق/۱۹۷۱م.
[۱۰۴] سید مرتضی، ج۱، ص۸۷، جم، علی، الانتصار، نجف، ۱۳۹۱ق/۱۹۷۱م.
و در مواردی تصریح کرده که مخالفت وی اجماع را بر هم نمیزند.
[۱۰۵] سید مرتضی، علی، ج۱، ص۲۱۷- ۲۱۸، الانتصار، نجف، ۱۳۹۱ق/۱۹۷۱م.
[۱۰۶] سید مرتضی، علی، ج۱، ص۲۳۸- ۲۳۹، الانتصار، نجف، ۱۳۹۱ق/۱۹۷۱م.
شیخ طوسی نیز در سراسر الخلاف بدون اعتنا به خلاف او اجماع را ثابت دانسته (به عنوان نمونه
[۱۰۷] طوسی، محمد، ج۱، ص۱۹-۲۰، الخلاف، به کوشش حسین طباطبایی بروجردی، تهران، ۱۳۷۷ق.
[۱۰۸] طوسی، محمد، ج۱، ص۲۵، الخلاف، به کوشش حسین طباطبایی بروجردی، تهران، ۱۳۷۷ق.
) و تنها گاهی با عناوین مبهم چون «قوم من اصحابنا» از آرای او یاد کرده است.
[۱۰۹] طوسی، محمد، ج۱، ص۶۸۷، الخلاف، به کوشش حسین طباطبایی بروجردی، تهران، ۱۳۷۷ق.
ابن براج از فقهای همان مکتب نیز در دو مورد به نقل و نقد آرای وی پرداخته است.
[۱۱۰] ابن براج، عبدالعزیز، ج۱، ص ۲۴۴، شرح جمل العلم و العمل، به کوشش کاظم مدیر شانهچی، مشهد، ۱۳۵۲ش.
[۱۱۱] ابن براج، عبدالعزیز، ج۱، ص۲۵۱، شرح جمل العلم و العمل، به کوشش کاظم مدیر شانهچی، مشهد، ۱۳۵۲ش.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 