پاورپوینت کامل امامت امام رضا ۵۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل امامت امام رضا ۵۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امامت امام رضا ۵۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از مطالب داخلی اسلاید ها

پاورپوینت کامل امامت امام رضا ۵۰ اسلاید در PowerPoint

اسلاید ۴: ویژگى هاى شخصى نام مبارک امام هشتم علیه السّلام، على و نام پدر بزرگوارشان موسى علیه السّلام و نام مادر گرامى اش تکتَم است. البتّه به خاطر خصوصیات نیکویى که داشت به نامها و القاب دیگرى نیز مشهور بود، ازجمله آنها: نجمه، طاهر، سبیکه، ام البنینکنیه امام هشتم علیه السّلام، ابوالحسن و لقب مبارکش رضاست و بعضى از القاب دیگر آن حضرت عبارت بود از: رَضى ، وَفِى ، فاضل، صابر، صِدّیق، قُرَّهُعَینِ المؤمنین، نورالهدى ، غیظ الملحدین، مکید الملحدین، سِراجُ الله، کُفوُالمَلِک، کافى الخَلقِ، ربُّ السَّریر، ربُ التَّدبیر.

اسلاید ۵: على ّابن موسى الرّضا علیه السّلام روز پنجشنبه یا جمعه، طبق مشهورترین اقوال روز یازدهم ذى القعده سال ۱۴۸ هجرى در مدینه الرّسول به دنیا آمده است از سن ۲۵ سالگى به مدّت ۳۰ سال امامت و رهبرى شیعیان را به عهده داشتندسرانجام در سن ۵۵ سالگى طبق مشهورترین اقوال روز آخر ماه صفر سال ۲۰۳ هجرى به وسیله انگور زهر آلوده اى که مأمون ملعون به ایشان داد در شهر توس مظلومانه به شهادت رسیدند.

اسلاید ۶: امامت حضرت بعد از شهادت پدر بزرگوارشان: امام على ّ بن موسى الرّضا علیه السّلام بعد از شهادت پدر گرامى اش در مدینه در مقام امامت و رهبرى شیعیان، عمر شریف خود را به نشر علم و فضیلت و طاعت وعبادت اِلاهى سپرى نمودند، و همواره نزدیکان و اصحاب و دوستداران حضرت به ایشان مراجعه نموده و احکام و دستورات شرعى را سؤال مى کردند، و از وجود پرفیض آن پیشواى دین کسب فیض مى نمودند.عموماً امام على ّ بن موسى الرّضا علیه السّلام در مسجدالنّبى صلّى الله علیه و آله جلوس داشتند و مردم براى سؤالات و رفع مشکلات خود، در آن مکان مقدّس به خدمت حضرت مشرف مى شدند؛ چنانچه از تاریخ و روایات استفاده مى شود، ظاهراً تا زمانى که هارون الرشید در قید حیات بود، تعرّضى به ساحت مقدّس آن حضرت نمى شد.حضرت على ّ بن موسى الرّضا علیه السّلام در طول دوران امامت خود در مدینه پیوسته براى مراسم حجّ و زیارت خانه خدا به مکّه مکرّمه مشرف مى شدند و حتّى همان سالى که حضرت روانه خراسان شدند نیز، در مراسم حجّ حاضر شده و در این سفر امام جواد الائمه علیه السّلام را نیز با وجود سن کودکى به همراه بردند.

اسلاید ۷: دعوت مأمون از امام رضا علیه السّلاموقتى که مأمون به خلافت رسید و زمام امور را به دست گرفت، برای این که بتواند بر کشور اسلامى تسلّط پیدا کرد، پایتخت خود را در مرو قرار داد و زمامدارى عراق را به حسن بن سهل واگذار کرد؛ اما در اطراف ممالک حجاز و یمن آثار فتنه و آشوب بلند شد؛ بعضى از سادات براى کسب خلافت، عَلَمِ مخالفت بر افراشته و داعیه حکومت داشتند، هنگامی که خبر به مأمون رسید، براى چاره جویى با وزیر و مشاور خود فضل بن سهل ذوالرّیاسیّن برادر حسن بن سهل مشورت نمود وبعد از مشورتها و تدابیر فراوان، تصمیم مأمون بر آن شد که على ّ بن موسى الرّضا علیه السّلام را از مدینه دعوت نماید که به مرو آمده و ایشان را ولیعهد خود قرار دهد تا سایر سادات از او اطاعت نمایند و فکر خلافت را از اذهان خود بیرون کنند؛ بنابر این رجاء ابن ابى ضحاک را با بعضى از نزدیکان و خاصّان به سوى مدینه به خدمت آن حضرت فرستاد که آن بزرگوار رابه سفر خراسان ترغیب نمایند.زمانى که فرستادگان مأمون به خدمت حضرت رسیدند، در درجه اول حضرت مکرّراً امتناع ورزیدند؛ ولى چون اصرار و پافشارى آنان از حد گذشت حضرت به جهت تقیّه آن سفر محنت بار را اجباراً پذیرفتند.

اسلاید ۸: وداع با قبر شریف پیغمبراکرم صلّى الله علیه وآله: چون حضرت عزم سفر به مرو و خراسان نمودند براى وداع با جدّ بزرگوارشان رسول الله صلّى الله علیه وآله وارد مسجد النّبى شده و مکرّر با قبر حضرت وداع کرده و خارج مى شدند، وسپس کنار قبر برمى گشتند وهر مرتبه صداى مبارک را به گریه بلند مى نمودند. وداع با خانواده: گروهى از اصحاب امام رضا علیه السّلام روایت کرده اند که آن حضرت فرمودند: زمانى که مى خواستم از مدینه به سوى خراسان رهسپار شوم، خانواده خود را جمع کرده و امر کردم که براى من گریه کنند تا گریه ایشان را بشنوم و دوازده هزار دینار در بین آنها تقسیم نمودم و به آنها گفتم که دیگر بر نمى گردم؛ سپس پسر جواد الائمّه علیه السّلام را به مسجد رسول الله صلّى الله علیه وآله بردم و دست او را بر قبر گذاشتم و او را به قبر شریف چسبانیدم و از رسول الله صلّى الله علیه وآله محافظت او را مسئلت نمودم، و تمام وکلا و نزدیکان خود را به فرمانبردارى و اطاعت از دستورات او امر نمودم و از آنها خواستم که با او مخالفت نکنند و قائم مقامى او رابراى خود، به آنها متذکّر شدم.

اسلاید ۹: از مدینه به سوى مرو حضرت على ّ بن موسى الرّضا علیه السّلام بعد از گذشت حدود ۵۲ سال از عمر شریفشان و بعد از این که حدود ۲۷ سال در مدینهالرّسول شیعیان را امامت و رهبرى نمودند، راهى سفر به سوى خراسان و مرو شدند.

اسلاید ۱۰: ورود به نیشابور و حدیث سلسلهالذهب زمانى که حضرت در ادامه مسیر وارد نیشابور شدند، دو نفر از پیشوایان که یکى از آن ها ابوزرعه و دیگرى محمّد بن اسلم نام داشت و از حافظین احادیث شریف رسول الله صلّى الله علیه وآله به شمار مى آمدند، به حضور آن حضرت مشرف شده وعرض کردند: شما را به حقّ پدران پاک و گذشتگان کرامتان قسم مى دهیم که صورت مبارک خود را براى ما نمایان کنى و حدیثى از پدران خود از جدّ بزرگوارت براى ما نقل کنى که ما بدین واسطه به یاد شما باشیم، حضرت اشتر خود ار متوقف نمود وچهره مبارک نمایان کرد و چشمهاى مردمى که در انتظار آن حضرت بودند به جمال حضرت منوّر گردید و عده اى از مردم فریاد مى کشیدند و گروهى مى گریستند و بعضى گریبان چاک زده و خود را به خاک مى انداختند. آن روز مردم به قدرى گریه کردند و اشک ریختند که اگر جمع مى شد چون نهر جریان پیدا مى کرد. نمایندگان مردم و قضات فریاد کشیده مى گفتند: اى مردم گوش دهید و فرا گیرید، فرزند پیغمبر اکرم صلّى الله علیه وآله را آزار ندهید. ساکت باشید.

اسلاید ۱۱: بالاخره همه مردم ساکت شدند تا حضرت رضا علیه السّلام حدیث را بیان کنند.حضرت رضا علیه السّلام حدیث را از پدران خود از قول رسول الله صلّى الله علیه وآله از جبرئیل و از خداوند متعال کلمه به کلمه بیان فرمودند: کَلِمَهُ لااله اِلاَّاللهُ حِصْنى فَمَن قالَها دَخَلَ حِصْنى وَمَن دَخَلَ حِصْنى اَمِنَ مِنْ عَذابی .کلمه لا اِله اِلاَّاللهُ حصار و قلعه مستحکم من است، پس کسى که این کلمه را بگوید در حصار من داخل شده است و کسى که در حصار من داخل شود از عذاب من درامان است.وچنین روایت کرده اند که وقتى حضرت این حدیث قدسى را براى مردم نیشابور بیان کردند و به راه افتادند، سپس برگشته و اضافه کردند: بِشُرُوطِها وَاَنا مِنْ شُرُوطَها .یعنى کلمه لااله الاَّالله که حصن حصین اَلاهى است شروطى دارد واز جمله آن شرطها على ّبن موسى الرّضا علیه السّلام هستند. معناى شرط بودن امام رضا علیه السّلام این است که هر کس ایمان به ولایت و امامت على ّبن موسى الرّضا علیه السّلام این است داشته باشد، مسلمان واقعى است، چرا که در بین فرقه ها و مذاهب مختلف اسلامى تنها آن فرقه اى که اعتقاد به على ّبن موسى الرّضا علیه السّلام دارند شیعه دوازده امامى محسوب مى شود و در بین مسلمانان هیچ مذهبى نیست که در آن ایمان به امامت و ولایت على ّبن موسى الرّضا علیه السّلام داشته باشند ولى دوازده امامى نباشند.

اسلاید ۱۲: بنابراین، قلعه و مانع بودن کلمه طیّبه لااِلهَ اِلاَّ اللهُ از عذاب اِلهى فقط مربوط به شیعیان و منحصر به آنهاست و همان طورى که اگر کسى قائل به این کلمه طیّبه باشد، ولى ایمان به رسول الله صلّى الله علیه وآله نداشته باشد، براى او ثمره اى ندارد، همچنین اگر کسى معتقد به جانشینان رسول الله صلّى الله علیه وآله به صورت کامل نباشد و قائل به کلمه طیّبه لااِلهَ اِلاَّ الله باشد، این کلمه براى او حاصلى نخواهد داشت، چرا که لااِلهَ اِلاَّ الله گفتن او قولى بدون محتوا و ادّعایى بدون ایمان واقعى است و این است معناى این که على ّبن موسى الرّضا علیه السّلام فرمودند: بِشُرُوطِها وَاَنا مِنْ شُرُوطَها .علی بن موسی الرضا علیه السلام می دانست این سخن با حضور آن همه جمعیت پنهان نمی ماند و گزارش آن به اطلاع مامون می رسد ولی حضرتش بدون پروا آن را به زبان آورد و مردم را به ضرورت معرفت امام و اهمیت مقام امامت متوجه نمود.حضرت رضاعلیه السلام نه فقط در نیشابور این چنین صریح ; مقام امام را در شان دین بیان نمود بلکه پس از مواجهه با مامون و ملزم شدن به قبول ولایت عهدی نیز همین روش را ادامه داد و همه جا پیرامون امر امامت در کمال صراحت سخن گفت.

اسلاید ۱۳: اباصلت هروى روایت مى کند: وقتى که از حضرت درباره شهادت بهلااِلهَ اِلاَّ الله سؤال شد که یقین و اخلاص در آن چیست؟ حضرت فرمودند: طاعَهُ اللهِ وَطاعَهُ رَسُولِ اللهِ صلّى الله علیه وآله، وَ وِلایَهُ اَهْلِ بَیْتِهِ علیهم السّلام. یعنی:اطاعت خدا واطاعت رسول خدا صلّى الله علیه وآله و ولایت اهل بیت آن حضرت . حسن ختام این بخش روایتى است که على ّبن موسى الرّضا علیه السّلام از قول جبرئیل نقل کردند که: یَقُول اللهُ عَزَّوَجَلَّ : وِلایَهُ عَلى بْنِ اَبى طالِب حِصْنى فَمَن دَخَلَ حِصْنى اَمِنَ مِنْ عَذابی . یعنی: خداوند عزّ وجلّ مى فرماید: ولایت على بن ابى طالب علیه السّلام قلعه و حصار من است، پس کسى که داخل این قلعه شود از عذاب من در امان است. پس آنچه، از مجموع این بحث و فرمایش امام على بن موسى الرّضا علیه السّلام نتیجه گیرى مى شود، این است که نشانه خلوص در کلمه توحید، اطاعت از خدا و رسول خدا و ولایت اهل بیت آن حضرت علیهم السّلام است و درنهایت کلمه طیّبه لااِلهَ اِلاَّ اللهُ؛ یعنى حصن حصین اِلاهى ، در ولایت امام على بن ابى طالب علیه السّلام خلاصه مى شود.

اسلاید ۱۴: ورود به مرو (پایتخت مأمون): پایتخت که در انتظار ورود على ّبن موسى الرّضا علیه السّلام بود به دستور مأمون آذین بسته شده بود و روز دهم شوال که کاروان حضرت به مرو نزدیک مى شد، خبر به مأمون رسیده و او همراه با فضل بن سهل و گروهى از امرا و بزرگان بنى عباس براى استقبال به چند فرسخى مرو رفته و با احترامات فروان حضرت را به شهر مرو وارد کردند و دستور داد کنار خانه خود منزلى براى حضرت آماده کردند که به وسیله درى به خانه خود ارتباط داشت و همچنین سایر وسایل و مقدمات رفاه و آسایش را براى حضرت آماده کرد. مذاکرات مأمون با على ّبن موسى الرّضا علیه السّلام: مأمون پس از چند روزى که به عنوان استراحت و رفع خستگى راه سپرى شد، با حضرت مذاکراتى داشت که درآن گفتگوها، خلافت را به صورت تمام و ناتمام به حضرت پیشنهاد نمود، ولى امام علیه السّلام از پذیرفتن آن شدیداً خوددارى نمودند.امتناع آن حضرت به حدی بود که فضل بن سهل با شگفتى گفت: هیچ گاه مثل آن روز خلافت را بى ارزش و خوار ندیدم که مأمون به على ّبن موسى الرّضا علیه السّلام اصرار واگذارى آن را مى کرد و امام علیه السّلام شدیداً از قبول آن خوددارى مى نمود.

اسلاید ۱۵: اولین مذاکرات مأمون وعلى ّبن موسى الرّضا علیه السّلام به این نحو بود که خدمت حضرت عرض کرد: یابن رسول الله، من نسبت به فضل و علم و تقوا و پرهیزگارى و عبادات تو مطلع هستم و شما را نسبت به خلافت سزاوارتر و اولى تر از خود مى دانم. حضرت فرمودند: من به بندگى خدا افتخار مى کنم و به واسطه زهد در دنیا امید نجات از شرور دنیا را دارم و به واسطه پرهیز از محرمات امیدوارم به غنیمتهاى آخرت نائل شوم و به واسطه فروتنى در دنیا، عزّت نزد خداوند متعال را امیدوارم، سپس مأمون خدمت حضرت عرض کرد: ولى من صلاح مى بینم که خود را از خلافت بر کنار کرده و خلافت را به شما واگذار کنم و خود با تو بیعت کنم. حضرت فرمودند: اگر چنانچه این خلافت از آنِ تو است و خداوند براى تو قرار داده است، پس براى تو جایز نیست که لباسى را که خداوند به تو پوشانیده است درآورده و به دیگرى بپوشانى و اگر چنانچه خلافت حقّ تو نیست و شأن تو نبوده، جایز نیست آنچه را که از تو نیست به دیگرى تفویض نمایى .

اسلاید ۱۶: مأمون عرض کرد: یابن رسول الله! شما ناگزیرى که این امور را بپذیرى .حضرت فرمودند: من هرگز به میل خود چنین کارى را قبول نمى کنم. مأمون هم چند روزى دراین پیشنهاد خود کوشش کرده و اصرار مى نمود تا این که دیگر ازاین امر مأیوس شده و به حضرت عرض کرد: حال که خلافت را نمى پذیرى و مایل به بیعت کردن من نیستى ، پس ولیعهد من باش تا این که بعد از من خلافت نصیب تو باشد.حضرت در جواب او فرمودند: به خدا قسم، پدرم از قول پدرانش از امیرالمؤمنین علیه السّلام و ایشان از رسول الله صلّى الله علیه وآله مرا خبرداد که همانا من قبل از تو (خطاب به مأمون (از دنیا مى روم، در حالى که مظلومانه به واسطه سمّ کشته مى شوم. ملائکه آسمان و زمین بر من گریه مى کنند و در دیار غربت در کنار هارون الرشید دفن خواهم شد. پس مأمون گریه کرد و گفت: یابن رسول الله!، در حالى که من زنده ام چه کسى تورا مى کشد؟ و یا مى تواند سوء قصدى نسبت به شما داشته باشد؟ پس حضرت فرمودند: همانا اگر مى خواستم بگویم چه کسى مرا مى کشد، مى گفتم. مأمون عرض کرد: یابن رسول الله! آیا مى خواهى با این صحبتها خود را فارغ و این امر را از خود منع نمایى ، براى این که مردم بگویند تو نسبت به دنیا تقوا دارى ؟ حضرت فرمودند: به خدا سوگند، از وقتى که پروردگارم مرا خلق کرده دروغ نگفته ام، و به خاطر دنیا، نسبت به دنیا زاهد نشده ام و همانا من مى دانم که توچه قصدى دارى .

اسلاید ۱۷: مأمون گفت: (اگر مى دانى بگو که) من چه قصدى دارم؟ حضرت فرمودند: اگر بگویم درامان هستم؟ مأمون گفت: شما درامان هستید. حضرت فرمودند: تو قصد دارى که به این واسطه (یعنى پیشنهاد ولایت عهدى (مردم بگویند: على ّبن موسى الرّضا علیه السّلام زهد و بى اعتنایى نسبت به دنیا نداشته، بلکه دنیا به او زهد و بى اعتنایى دارد و آیا نمى بینید که چگونه ولایتعهدى را به خاطر طمعى که به خلافت داشت پذیرفت؟ پس مأمون غضبناک شده و گفت: شما همواره به من چیزهایى نسبت مى دهید که نسبت به آن اکراه دارم و یا ازقدرت من ایمن شده اید، پس به خدا سوگند یاد مى کنم، اگر ولایتعهدى را پذیرفتى که هیچ، و گرنه تو را به آن مجبور مى کنم؛ اگر قبول کردید که هیچ، و گرنه گردنت را مى زنم. حضرت فرمودند: به تحقیق

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.