پاورپوینت کامل تفسیر عاملی ۸۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل تفسیر عاملی ۸۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تفسیر عاملی ۸۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل تفسیر عاملی ۸۸ اسلاید در PowerPoint :
تفسیر عاملی
پدیدآوران
عاملی، ابراهیم (نویسنده)
غفاری، علیاکبر (مصحح)
عنوانهای دیگر
قرآن کریم
شامل لغت، شان نزول، ترجمه اقوال مفسرین و توضیح نکات تربیتی و اجتماعی
ناشر
کتابفروشی صدوق
مکان نشر
تهران – ایران
سال نشر
۱۳۵۹ ش
چاپ
۱
موضوع
تفاسیر – قرن ۱۴
تفاسیر شیعه – قرن ۱۴
زبان
فارسی
تعداد جلد
۸
کد کنگره
BP ۹۸ /ع۲ت۷ ۱۳۵۹
نورلایب
مشاهده
کتابخوان
مشاهده
تفسیر عاملى، اثر فارسى ابراهیم عاملى از مفسرین قرن چهاردهم هجریست که توسط على اکبر غفارى تصحیح شده است.
این تفسیر شامل مباحث گوناگونى از قبیل لغت شناسى، شأن نزول آیات، ترجمه، ذکر اقوال مفسرین و توضیح نکات تربیتى و اجتماعى است.
مفسر گرامى، اساس کار خود را در لغت به توضیح و تفسیر و تبیین لغات مشکل و دیریاب گذاشته و پس از نقل آیات بلافاصله این لغات را توضیح مىدهد، پس از ذکر واژهها، جهت نزول و رابط تاریخى و فرهنگى، اسباب و موقعیت نزول آیه را شرح مىدهد. از قسمتهاى مهم و قابل توجه تفسیر، ترجم آیات به فارسى روان، ساده و مطابق با ترتیب کلمات قرآنى است. با مقایسه ترجم عاملى را با چند ترجم آن دوران، چون پاینده و آل آقا مىتوان از جهاتى برترى این ترجمه بر دیگر ترجمهها پى برد. همچنین در لغزشگاههاى ترجمه، چون «ان مخففه» از «ثقیله» که برخى به اشتباه ان «نافیه»، «شرطیه» و یا «وصلیه» گرفتهاند، مترجم در این موارد دقت لازم را داشته است. به عنوان نمونه، آی ۱۶۴ سور آل عمران: «و ان کانوا من قبل لفى ضلال مبین» را این چنین ترجمه کرده است: با آنکه زان پیش به آشکار گمراه بودند. در این مورد بدون تأکید ترجمه کرده است.
یا در ترجم «و ان کنا عن دراستهم لغافلین» (انعام۱۵۶/۶/) آورده است: و ما از فراگیرى و خواندن ایشان آگاه نبودیم، که باز بدون تأکید آورده است.
نمون دیگر در ترجم «و ان وجدنا اکثرهم لفاسقین» (اعراف۱۰۲/۷/) که ایشان این گونه ترجمه کردهاند: ولى بیشتر ایشان را کجرفتار و بدکار دیدیم.
در اینجا هم مانند بسیارى از مترجمان مانند: یاسرى، الهى قمشهاى، پاینده، معزى، خواجوى، آیتى، بهبودى، فارسى و تفسیر نمونه، بدون تأکید ترجمه کرده است.
و باز در تفاوت میان ان مخففه و ان نافیه در ترجم: «و ان کنت من قبله لمن الغافلین» (یونس۲۹/۱۰/) چنین ترجمه کرده است: و البته که تو زین پیش از آن بىخبر بودى؛ که مطابق تفسیر لاهیجى، مجتبوى، یاسرى، خواجوى و ملا فتحاللّه کاشانى و ترجمه و تفسیر رهنما مخففه معنا کردهاند.
و نمونه دیگر در ترجم: «و ان کنا من قبله لمن الغافلین» (یوسف۳/۱۲/) است که این گونه ترجمه کرده: و ما به راه بد رفتیم. که مانند ترجمه آیتى و فیض الاسلام بدون تأکید ترجمه کرده است.
نکت قابل توجه در این ترجمهها و موارد دیگر که زمین لغزش در آن فراوان است، عدم پىگیرى بسیارى از مترجمان از جنبههاى ادبى و قرائت کلمات است که ایشان در حد قابل قبولى حساسیت به خرج داده و ابعاد ادبى را بررسى کرده است، به همین دلیل پشتوانه ترجمه ایشان بحثهاى ادبى و تفسیرى است.
به هر حال گرچه این ترجمه، پایاپاى و اصطلاحا تحت اللفظى نیست، اما ترتیب کلمات قرآنى را رعایت کرده و گاهى براى روشن کردن بیشتر مفهوم آیه داخل پرانتز، توضیحاتى را مىافزاید و رابط جمله قبل و بعد و خطاب آیه را مشخص مىکند. بدین جهت درباره این ترجمه مىتوان گفت: ترجمهاى است وفادار به متن، منضبط، مفهوم و روشن که بایسته است به عنوان ترجمهاى مستقل، ارزیابى شود و به طور جداگانه چاپ گردد.
از دیگر ویژگىهاى تفسیر عاملى، بهره گیرى گسترده این کتاب از تفاسیر شیعه و سنى، تفاسیر قدیم و جدید با سبک هاى گوناگون تفسیرى و تأویلى است. عاملى پس از توضیحات کلى و ترجمه، عنوانى دارد به نام: سخن مفسرین، در این قسمت به مناسبت اهمیت و یا حساسیت موضوع، از تفاسیرى چون جامع البیان طبرى، مجمع البیان طبرسى، روض الجنان ابوالفتوح رازى، کشّاف زمخشرى، تفسیر کبیر فخر رازى (مفاتیح الغیب)، روح البیان برسوى، روح المعانى آلوسى، المنار عبده و حتى تفاسیر عرفانى چون صفى علیشاه (منظوم تفسیر)، تأویلات ملا عبدالرزاق کاشانى (معروف به تفسیر ابن عربى) و حسینى کاشفى استفاده مىکند و نظرات تفسیرى مفسرینى چون سید احمدخان هندى را با تأیید نقل کرده است. روش او در نقل اقوال چنین است که اگر در جایى خود مستقلا مطلبى را در ذیل بیان کرد، نشان مىدهد نظر خاصى دارد وگرنه نظرات مفسرین را پذیرفته است. در ضمن بیان مطالب و براى جذابیت بخشیدن به سخن، گاه اشعارى را از شعراى نامدار فارسى زبان به ویژه از مثنوى مولوى و سعدى و حافظ نقل مىکند و از آنها استفاده تربیتى و نتیجه گیرى هدایتى مىکند.
در استخراج پیام قرآن به سراغ روایات اهلبیت عصمت رفته و از تفاسیر مأثور شیعه به ویژه على بن ابراهیم قمى در جاى جاى تفسیر نقل مىکند و از آنها سود مىجوید. همچنین نظرات علمى و بیان اهل سیاست و حقوق را به میان مىکشد و موضوعات مختلف اجتماعى را تحلیل مىکند. به عنوان مثال در ذیل آی: «لا یتخذ المؤمنون الکافرین اولیاء من دون المؤمنین» (آل عمران، ۲۸) پس از نقل اقوال مفسرین دربار دوست نگرفتن از کفار در ذیل عنوان: سخن ما، مىنویسد: این آیه براى جلوگیرى از دوستى مردم ناموافق است تا از اعمال غرض و سوء استفاده آنها جلوگیرى شود. و چنین توضیح مىدهد که در آن روز که این آیه نازل شد، معلوم بود که مختصر رابطه با مخالفین اسلام مضرّ به اسلام و مسلمین بود. به زیان اجتماع و سیاست و مخالفت دین بود و لذا حرام شد، اما این سئوال مطرح است که آیا امروز این دستور به معناى عمومى و کلى براى مسلمین مىتواند باشد تا هیچ مسلمانى نتواند با کافر دوستى برقرار کند، یا منظور آن دوستى با کافرانى است که موجب تقویت آنها و ضعف مسلمین شود؟ ایشان پاسخ مىدهد: از کلمه «من دون المؤمنین» این معنا استفاده مىشود که دوستى افراد باید به گونهاى باشد که جهت سیاسى نداشته باشد و از حدود متعارف تجاوز نکند وگرنه دوستى یک دانشجوى مسلمان با دانشجوى غیر مسلمان یا تاجر مسلمان با تاجر غیر مسلمان مفاد آیه نیست. دوستىهایى حرام است که موجب زیان مادى و معنوى به مسلمانان باشد همچنان که هم اکنون در بسیارى از کشورهاى اسلامى، بر سر مسلمانان به بار آورده است.
مشابه همین برداشت اجتماعى و تربیتى در خطاب به اهل علم و اهل کتاب دارد که به مناسبت تفسیر: «ا لم تر الى الذین اوتوا نصیبا من الکتاب» (نساء، ۴۴) مىنویسد: به طورى که در هر جا اسم اهل کتاب و یهود آمده متذکر شدهایم، اینجا هم مىگوییم قرآن راهنما است و وسیل تربیت در این دو آیه کتابخواندهها و مردم سرشناس و معروف آن زمان را معرفى مىکند اینها مانند همان یهود مدینه هستند که کتاب تورات و وسیل شرافت و تمدن خود را به میل خود تحریف میکردند تا براى خود مقام و اعتبار پابرجا کنند. این اهل کتاب هم قانون و کتاب زندگى و نظم اجتماع را مطابق سود و صرف خود تعبیر و اجرا مىکنند.
این روند از بحث را در بسیارى از آیات مربوط به مسائل اجتماعى، سیاسى و اقتصادى مشاهده مىکنیم و نگرش آگاهانه و تحلیلگرانه مفسر را درمىیابیم.
یکى از نکات قابل توجه در این تفسیر، خردگرایىهاى مفسر است که هرگز تابع جو و فضاى حدیثگرایى فاقد منطق و اثر گرایى مفسران نشده و هر جا که با قواعد یا فهم طبیعى ناسازگار است آن را رد کرده است.
به عنوان نمونه در تفسیر این آیه: «یا معشر الجن و الانس الم یأتکم رسل منکم یقصون علیکم آیاتى» (انعام، ۱۳۰) که مفسران گفتهاند همان طور که انسهگانها داراى پیامبران بودهاند، جنیان نیز پیامبر داشتهاند، قهرا تصور آنان از جن و زندگى و حیات آنان مانند انسهگانها فرض شده است. این دیدگاه را مورد تردید قرار مىدهد و حتى منقولات مفسران و برخى از روایات در این باب را رد مىکند و مىنویسد: ممکن است بگوییم شاید کلمات یا معشر الجن و الانس، نه براى آن است که جن هم مخاطب باشند به این خطاب که براى آنها هم پیامبرانى از خودشان فرستاده شده است، بلکه مقصود تعمیم مطلب است که کنایه از عموم مردم گذشته و حال و آینده است و به خصوص که روایتى و حدیثى نقل نشده است که از جن پیغمبرى بوده است، و در تفسیر صافى نوشته است از حضرت امیر(ع)پرسیدند: آیا خدا براى جن پیغمبر فرستاده؟ فرمود: پیغمبرى یوسف نام، داشتند که او را کشتند. معلوم است این دسته منقولات ارزش نقل و تطبیق آیات قرآن را ندارد.
مشابه این روش را در برخورد مفسرین در تفسیر آی: «و سئلهم عن القریه التى کانت حاضره البحر» (اعراف، ۱۶۳) مشاهده مىکنیم. ایشان در این آیه و در آیات مشابه دیگر مانند: «و اذ نتقنا الجبل» (اعراف، ۱۷۱) که خواستند این حرکات را به جنبههاى غیر طبیعى حمل کنند و بگویند خداوند که کوه را از جاى کند و بالاى سر آنها قرار داد تا آنها ایمان بیاورند و عملا بنى اسرائیل را الجاء و الزام کرد تا قبول کنند وگرنه کوه بر سر آنها فرود مىآید، یا در داستان اصحاب سبت که مفسرین در آی: «کونوا قرده خاسئین» (بقره، ۶۵) گفتهاند آنها همگى بوزینه شدند، این تفسیرها را نمىپذیرد و مىنویسد: قدرت آفرینش و رهبرى پیامبران احتیاج ندارد به این گونه حوادث منقول، به عنوان معجز انبیا و چنانکه در سور بقره نسبت به هر دوى این قضیه احتمال قابل فهم خود را نوشتیم، اینجا هم ممکن است نظیر آن را بگوییم که آیه صریح نیست در تبدیل صورت آدمى به بوزینه شدن؛ و نه از جاى کندن کوه و بالاى سر مردم نگاهداشتن و گفتههاى مفسرین شبیه به داستانهاى یهود است و مجعولات متخذ از آنها. پس ضرر و نقص بدین گفتههاى پیغمبران و قرآن، نخواهد بود اگر چنین بگوییم که چون آیه صریح و موجب یقین نیست و حدیث منقول از معصوم که موجب اطمینان باشد بر مقصود از آیه در دست نیست. ما از این جملهها چنین مىفهمیم که در سوره اعراف آیه ۱۶۶: «لمّا عتوا عمّا نهوا» اعلام شده است که به موجب خیر و صلاح در آفرینش چون از دستور و احکام دین تجاوز و نافرمانى کردند، گفتیم مانند بوزینگان زشت و مطرود و در محرومیت باشید تا همه انسانهاى متمدن و شهر نشین که با یکدیگر زندگى مىکنند و دین و آیین و وظایفى براى آنها معین شده است بدانند که نتیجه و سزاى خودسرى و تخلف از وظایف، محرومیت است و بوزینه صفت شدن و راند درگاه خالق هستند و منفور خلق نیز مىشوند.
با همه اینها، خرد گرایىهاى مفسر، گاه به افراط کشیده مىشود و تردیدهایى در دلالت آیه روا مىدارد که نیاز به آن نیست و به دنبال اثبات چیزى است که انکار آن مسألهاى را ثابت نمىکند، نه نفى قدرت خداوند و نه نداشتن معجزه انبیا. به عنوان نمونه در تفسیر آیات ۱۱۰-۱۱۵ مائده که خداوند با کلم «اذ» یادآورى نعمتهاى خداوند به حضرت عیسى را مىکند و از تعلیم کتاب و حکمت و آفریدن پرندگان از خاک و شفا دادن بیماران کور و پیس (ابرص) و زنده کردن مردگان به عنوان معجزات و بینات عیسى علیهالسّلام یاد مىکند. ایشان دست به توجیه مىزند و کلمات تخلق، تنفخ، تبرئ را صریح در انجام این معجزات نمىداند:
«اگر یک یک از جملههاى مربوط به معجزات این آیات را وارسى کنیم نمىتوانیم یقین کنیم که تصریح به انجام آنها شده است. مثلاًجملههاى: ایدتک، علّمتک صریح است که حضرت مسیح به وسیل روح القدس پشتیبانى شده است و خواندن و فهمیدن را به او آموختهاند و هم در آخر گفته شده است: و اذ کففت، و اذ جئتهم. اینها هم صریح است که انجام شده است و جمل: اذ جئتهم بالبینات، به گون مجمل و سربسته معلوم است که از حضرت مسیح چیزهایى بیش از مردم دیگر مشاهده شده است که دلیل بر شخصیت و مقام نبوت آن حضرت بوده است، ولى در میان این جملهها گفته شده است: اذ تخلق، فتنفخ، و تبرئ، و اذ تخرج. معلوم است که این پنج جمله که معجزات را مىشمارد صریح در انجام آنها نیست. پس باید به یکى از دو معنا تطبیق کنیم تا استفاده شود که این کارها انجام شده است:
اول: به صورت استمرار که این طور معنا شود، یاد بیاور زمانى را که درست مىکردى و مىدمیدى و مىشد و خوب مىکردى و بیرون مىآوردى. و معلوم است که در لفظ تصریح نشده است به کلماتى مانند اذکر، و کنت، تا معناى استمرار فهمیده شود و باید بگوییم از قرین جمله این معنا استخراج مىشود.
دوّم: آن که اینها را بر صورت التزامى فارسى معنا کنیم به این طور: یاد بیاور نعمت من را بر خودت آن گاه که روح القدس را پشتیبان تو کردم و آن زمان که به تو توانایى دادیم تا بسازى و بدمى و باشد و بهبود بخشى و بیرون آورى. ظاهر آن است که این معناى دوم از نظر دلالت لفظ تفاوتى با اول ندارد. پس نتیج این گفتهها چنین خواهد بود که مقصود، نمایاندن قدرت و استعدادى است که به مسیح عنایت شده است و او مىتواند این طور کارها را به اذن خداوند انجام دهد.»
اشکال این است، چرا اصرار داشته باشیم که اثبات کنیم این آیات دلالت بر وقوع این معجزات نمىکند. اگر قبول دارید که دلالت بر نمایاندن قدرت و استعداد انجام این کارهاى غیر طبیعى را دارد، چرا به دنبال تردید یا انکار آن برآییم. زیرا اگر خداوند یادآورى این نعمتها را مىکند، تنها یاد آورى قدرت بر انجام نیست تحقق این معجزات نیز هست چرا که براى شخص قدرت نشان دادن، بینات نیست، انجام این معجزات و نشان دادن آنها به مردم اطراف است که به صدق و راستى پیامبر ایمان پیدا کنند خصوصا در آنجا به کلام کسى استشهاد کنیم که همواره بناى انکار این معجزات را داشته و علم گرایى و ظاهر محورى مبناى تفسیر او بوده است. اگر سید احمد خان هندى که مرحوم عاملى این موارد را به او نسبت مىدهد که چنین معنا مىکند، او تحقق آنها را از پیامبر منکر بوده است، در صورتى که شما قایلید خداوند این قدرت را به او داده ولى دلالت بر تحقق ندارد. اما حقیقت آنست که خداوند مىفرماید: «اذ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 