پاورپوینت کامل بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه ۵۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه ۵۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه ۵۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه ۵۲ اسلاید در PowerPoint :
محتویات
۱ ساختار
۲ گزارش محتوا
۳ وضعیت کتاب
۴ منابع مقاله
ساختار
کتاب با مقدمهاى در اشاره به رسالت خطیر دانشمندان نامآور شیعه آغاز و مطالب در بیستویک گفتار، تدوین شده است؛ البته مىتوان این کتاب را به دو بخش تقسیم کرد: اوصاف بندگان شایسته خداوند به عنوان بهترینها نه گفتار اول کتاب را پوشش داده است و اوصاف دوستان و سرسپردگان شیطان به عنوان بدترینها از دیدگاه نهجالبلاغه در باقى گفتارهاى کتاب طرح شده است.
نویسنده در شرح و توضیح موضوعى روایات معصومین(ع)، بهگونهاى مفصل، به بیان صفات و ویژگىهاى بندگان شایسته و نالایق خداوند از منظر حضرت على(ع)، با محوریت نهجالبلاغه پرداخته است.
گزارش محتوا
نویسنده در خلال مطالب کتاب، درصدد شناسایى ویژگىهاى بندگان شایسته خدا، در سخنان اهلبیت(ع) مىباشد.
در بخش نخست خطبه ۸۶، امیرمؤمنان(ع) سىوسه ویژگى ممتاز براى محبوبترین بندگان خدا برمىشمارد. گرچه در ظاهر، این ویژگىها به تقواپیشگان، بندگان سالک و عارف خدا نسبت داده شده، اما نویسنده معتقد است در حقیقت آن حضرت، در پى معرفى و شناساندن ویژگىهاى خویش و فرزندان معصومشان(ع) هستند؛ ویژگىهایى که تنها در ایشان(ع) بهطور کامل گرد مىآیند و دیگران نمىتوانند به همه آن ویژگىها، در عالىترین مراتبش، دست یابند.
گفتار نخست، «دوستان برگزیده خدا در پیکار با نفس» نامیده شده است. حضرت على(ع) نخست مىفرمایند: محبوبترین بندگان خدا، کسى است که خداوند او را یارى کرده تا بر نفس خویش چیره شود. به نظر نویسنده، از این عبارت برمىآید که تنها با یارى و مدد الهى، انسان مىتواند بر نفس خویش، پیروز گردد؛ پس نخست انسان باید در پى مبارزه با نفس خویش برآید و چون توان پیروزى بر آن را در خویش نیافت، از خداوند براى این مهم، یارى طلبد. آنگاه خداوند وى را یارى مىکند و او در پرتو عنایات و یارى خداوند بر نفس خویش، مسلط مىشود.
نویسنده در این جا، اقدام به پاسخ به پرسشهایى کرده که در این مقام، به ذهن انسان راه مىیابد، از جمله اینکه: چرا انسان باید با نفس خود مبارزه کند؟ چرا خداوند انسان را به گونهاى نیافریده که بتواند به آسانى بر نفس خود چیره شود؟ آیا منظور از نفس، چیزى است که حقیقت و هویت انسانى را تشکیل داده و با واژه «من» به آن اشاره مىکنیم؟
عناوین مطرح شده در این گفتار، عبارتند از: ضرورت مبارزه با نفس، انسان بر سر دوراهى حق و باطل، مفهوم نفس و عقل در علم اخلاق، نکوهش تمایلات شیطانى، عوامل هدایت انسان به کمال و تعالى و نقش اساسى یارى خداوند در مبارزه با نفس.
در گفتار دوم و سوم، به ستایش اندوه و ترس از خدا پرداخته شده است. پس از آنکه امیرمؤمنان(ع) فرموند: خداوند بنده محبوب خود را یارى مىکند تا بر نفس خویش چیره شود، مىفرمایند این بنده خوب خدا، اندوه را شعار و لباس زیرین خود مىسازد؛ یعنى پیوسته بر مقامات و درجاتى که نتوانسته بدانها دست یابد و بر فرصتهایى که مىتوانست از آنها بیشتر استفاده کند و نکرده، اندوهگین و ناراحت است.
نویسنده معتقد است خوف و حزن، بدون در نظر گرفتن متعلقشان، نه ممدوحاند و نه مذموم؛ نه به طور کلى مىتوان گفت خوباند و نه مىتوان گفت بدند. به نظر وى، اگر در سخن امیرمؤمنان(ع) این دو، ویژگى مطلوب و از صفات بندگان محبوب خدا معرفى شدهاند، از آنروست که متعقلشان امور معنوى و اخروىاند وگرنه، خوف و حزن به خاطر دنیا، نامطلوب است؛ زیرا اصل گرایش و توجه استقلالى به دنیا، پسندیده نیست، چه رسد به خوف و ترس درباره آن.
در گفتار چهارم، به جلوه حیات انسانى در دوستان خدا نگریسته شده است. حضرت على(ع) در بیان ویژگىهاى دوستان برگزیده خداوند، با ذکر عبارت «نَظَرَ فَابصَرَ» نگاه و تفکر در ملک و ملکوت و یافتن بصیرت درباره باطن و حقیقت اشیا را از جمله ویژگىهاى دوستان خدا برمىشمارند. نویسنده معتقد است شاید با نگاهى سطحى و ابتدایى، این گمان به ذهن آید که چون واژه «نظر» به معناى دیدن و نگاه کردن است، واژه «فابصر» پس از آن، زاید است. اما باید توجه داشت که «فابصر» به نگاه فیزیکى و ظاهرى که در آن، نمودهاى اجزاى هستى مشاهده مىشوند، معطوف نیست، بلکه منظور از آن، نگاه بصیرتى است که پس از برافروخته شدن نور هدایت در دل سالک، پدید مىآید.
زندگان و مردگان حقیقى از منظر قرآن، چرایى فروتر بودن گمراهان از چارپایان از منظر قرآن، راهنمایىهاى انبیا و اولیا بسترساز هدایت باطنى و درونى، فرجام پیروى از هواى نفس و نعمت ذکر خدا و بهرهمندى از معرفت او، از جمله عناوین مباحث این گفتار هستند.
در گفتار پنجم، به رهیدن از دام شهوت اشاره شده است. امام(ع) در فرازى از سخنان خود، شهوت را به پیراهن تشبیه کرده و پرداختن به شهوات را بسان پوشیدن آن پیراهن دانستهاند. سپس در وصف دوستان برگزیده خداوند فرمودهاند: «پیراهن شهوت را از تن به درآوردهاند». اما آیا چنانکه پیروان برخى از ادیان تحریفشده پیشین و پارهاى از فرقههاى اسلامى معتقدند، لذتها و شهوات دنیا به کلى پلید و منفورند؟ و کسى که مىخواهد در راه خدا گام بردارد، باید همه آنها را کنار نهد؟ یا آنکه حضرت از پوشیدن لباس شهوت، منظور دیگرى دارند؟ نویسنده در این بخش با بررسى معناى لغوى و اصطلاحى شهوت و کاربردهاى آن، در مقام پاسخ به این پرسشها برآمده است.
دوستى با هدایت یافتگان و پرهیز از هوسآلودگان، آستانه بندگى دوستن خدا و گام برداشتن در مسیر حق، جلوه اخلاص و عدالتورزى در دوستان خدا و عالمنمایان خودپرست در کلام امیرمؤمنان(ع)، عنوان مباحث گفتار ششم تا نهم مىباشند.
در بخش دوم کتاب بدترین بندگان خداوند معرفى شدهاند. نویسنده در گفتارهاى پیشرو، گزیدههایى از نهجالبلاغه را که متناسب با بخش دوم خطبه ۸۶ مىباشد، برگزیده است.
در گفتار دهم و یازدهم، بخشهایى از خطبه ۱۰۲ و قسمت ابتدایى خطبه ۱۷، انتخاب شده است. حضرت على(ع) در خطبه ۱۰۲، به این نکته اشاره دارند که مبغوضترین و بدترین مردم نزد خداوند، کسانى هستند که وجدان و خرد خود را سرکوب کرده و دستورات الهى را زیر پا نهادهاند؛ در نتیجه، خداوند آنان را از عنایت و هدایت خویش، محروم کرده است. نویسنده نشانه بىاعتنایى و بىتوجهى خداوند به چنین کسانى را، این دانسته است که آنان، از راه راست که انسان را به قرب خداوند نایل مىسازد، روى برمىتابند و بدون راهنما، در مسیر پرفراز و نشیب زندگى، گام برمىدارند.
در گفتار دوازدهم، با توجه به فراز پایانى خطبه ۱۷، جلوههایى از انحراف و سوء استفاده از قرآن از دیدگاه امیرمؤمنان(ع) بیان شده است. در آغاز این خطبه، امیرمؤمنان(ع) به معرفى مغبوضترین خلایق نزد خداوند و عالمنمایانى پرداختهاند که از حقیقت علم، بىبهرهاند، اما با گردآورى مجموعهاى از اصطلاحات و فضلفروشى، مىکوشند تا خود را عالم معرفى کنند و جاهلان بىمایه نیز، ایشان را دانشمند مىشمارند. سپس حضرت در پایان خطبه، از این گروه، شکوه مىکند و آنان را متهم مىسازد که قرآن واقعى و معارف ناب آن را کنار نهاده و به تحریف کتاب خدا و استفاده نابجا از آن مىپردازند.
در گفتار سیزدهم، دوستان و سرسپردگان شیطان در کلام امیرمؤمنان(ع) معرفى شدهاند. بر اساس سخن آن حضرت(ع)، عالمنمایان خودپرست، به جاى پیروى از خداوند و دستورات حیاتبخش او، از شیطان پیروى کردند و خواستههاى او را معیار و ملاک رفتار خود قرار دادند و بر اثر تمایل به ریاست، لذتها و شهوات دنیوى، بر وى تکیه کردند و در نتیجه، شیطان نیز جان و دل آنان را دامگه و آشیانه خویش قرار داد و به پروش و شکلدهى اندیشهها و رفتار آنان پرداخت.
در گفتار چهاردهم، با بررسى خطبه هجدهم، مصادیق و نمونههاى عینى عالمنمایان خودپرست مطرح شده است. نویسنده معتقد است ذکر این نمونههاى عینى در سخنان امیرمؤمنان(ع)، حاکى از آن است که حضرت از شیوهاى نادرست در زمانه خویش شکوه مىکنند و آنچه از آن سخن گفتهاند، امرى فرضى و خیالى نیست.
بازتاب انحراف و روىبرتافتن از حق در کلام امیرمؤمنان(ع)،
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 