پاورپوینت کامل زندگانى حضرت سجاد و امام باقر علیهماالسلام ۳۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل زندگانى حضرت سجاد و امام باقر علیهماالسلام ۳۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل زندگانى حضرت سجاد و امام باقر علیهماالسلام ۳۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل زندگانى حضرت سجاد و امام باقر علیهماالسلام ۳۲ اسلاید در PowerPoint :
محتویات
۱ ساختار و گزارش محتوا
۲ نسخه شناسى
۳ منابع
۴ وابستهها
ساختار و گزارش محتوا
مؤلف سعى کرده تا شرح حال این امام بزرگوار را که برگرفته، از متن بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار علیهمالسلام مىباشد تا حد امکان، ساده و روان بیان کند، و اگر جملهاى نیز ابهام داشت و قابل تعمق و شور بود از همفکرى و روشنبینی جمعى از فضلا و دانشمندان در تفسیر و ترجمه آن استفاده کرده است. و از تکرار بعضى روایات که فقط جنبه اثبات مطلب داشته و اضافه قابل توجهى نداشت، خوددارى شده و در پاورقى وجه اختلاف دو روایت در مواردى که لازم بوده ذکر شده است تا خوانندگان از تکرار ملول نگردند. بالاخره در این ترجمه اختصارى که به اصل کتاب زیان وارد نشود.
کتاب شامل دو قسمت است:
زندگانى حضرت زین العابدین(ع) شروع میگردد که شامل یازده باب مىباشد:
أ- اسامى و لقبها و نقش انگشترى و تاریخ ولادت آن جناب و احوال مادر و بعضى مناقب و مختصرى از احوال امام(ع) مىباشد.
ب- تصریح به امامت ایشان و سایر دلائل امامت است.
ت- شامل معجزات و کارهاى شگفت انگیز امام(ع) مىباشد.
ث- در مستجاب شدن دعاى امام(ع) است، ثابت بنانى میگوید: من و گروهى از عباد بصره از قبیل ایوب سجستانى و صالح مرى و عتبه الغلام و حبیب فارسى و مالک بن دینار به حج رفتیم، همین که داخل مکه شدیم دیدیم مردم از نظر آب در مضیقه هستند و از شدت تشنگى ناراحتند، چون باران کم باریده بود.
مردم متوسل به ما شدند و تقاضاى طلب باران نمودند رفتیم، به جانب کعبه پس از طواف با تضرع و زارى از خدا درخواست باران نمودیم؛ ولى دعاى ما اجابت نشد، در همین میان جوانى که اندوه ناراحتى غم در چهرهاش آشکارا دیده میشد، وارد شد و طوافى نمود، سپس روى به ما آورده فرمود: مالک بن دینار و ثابت بنانى و ایوب سجستانى و صالح مرى و عتبه الغلام و حبیب فارسى و یا سعد یا عمر یا صالح اعمى، رابعه، سعدانه، یا جعفر بن سلیمان، عرض کردیم، بله اى جوان؟
فرمود یک نفر از شما را خدا دوست نمیداشت؟ گفتیم ما دعا کردیم بر خداست که اجابت نماید، روى به جانب کعبه نموده و از آن جا به سجده رفت.
در سجده میگفت الهى تو را به علاقهاى که به من دارى اینها را از باران سیراب کن، هنوز دعایش تمام نشده بود که باران چون دهانه مشک باریدن گرفت، گفتم جوان از کجا فهمیدى تو را دوست دارد؟ جواب داد اگر مرا دوست نمیداشت، به خانهاش دعوت نمیکرد، چون دعوت کرده، فهمیدم مرا دوست دارد. به همین جهت او را به علاقهاش قسم دادم از پیش ما رفت و این شعر را خواند
من عرف الرب فلم تفنه
معرفه الربّ فذاک الشقى
ما ضر فی الطاعه ما ناله
ناله فی طاعه الله و ما ذا لقى
ما یصنع العبدبغیر التقى
و العز کل العز للمتقى
از مردم مکه پرسیدم این جوان کیست؟ گفتند على بن الحسین بن على ابن ابى طالب(ع) است.
ج- در ذکر احادیثى در مکارم اخلاق و دانش آن جناب و اقرار دوست و دشمن به مقامش مىباشد.
ح- اندوه و گریهاش بر شهادت پدر بزرگوار است.
خ- آنچه بین او و محمد بن حنفیه و سایر خویشاوندانش اتفاق افتاد.
د- جریانهاى مربوط به هم عصران امام از خلفا و دیگران و خدمتگزاران و غلامان آن جناب مىباشد.
ذ- نوادر اخبار زین العابدین(ع) است که ابوحمزه ثمالى میگوید با على بن الحسین(ع) رفتم خارج مدینه رسید، به دیوارى فرمود یک روز به این دیوار رسیدم به آن تکیه کردم، ناگاه دیدم مردى که دو جامه سفید بر تن داشت روبروى من ایستاد و به صورتم نگاه میکرد. گفت همیشه تو را محزون میبینم، اگر براى دنیا غمناکى دنیا رزق آماده ایست که مردمان خوب و بد از آن میخورند.
گفتم براى دنیا نیست و گر نه همانست که تو میگویی، گفت براى آخرت است که آن هم وعدهاى است، حتمى که ملکى قاهر آن روز حکومت خواهد کرد، پس براى چه محزونى؟ گفتم از دست ابن الزبیر ناراحتم لبخندى زده گفت، آیا دیدهاى کسى به خدا توکل کند، خدا او را کفایت ننماید؟ گفتم نه.
گفت دیدهاى کسى از خدا به خواهد خدا به او ندهد؟ گفتم نه.
گفت دیدهاى کسى از خدا بترسد او را نجات ندهد؟ گفتم نه. ناگاه دیدم کسى جلویم نیست.
در کشف الغمه مىنویسد: پس از غایب شدن آن شخص صدائى بلند شد، امام فرمود: او خضر بود با تو صحبت کرد.
توضیح: خداوند خضر را براى تسلى و تذکر حضرت زین العابدین فرستاد، این منافات ندارد که زین ال
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 