پاورپوینت کامل حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر ۳۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر ۳۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر ۳۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر ۳۵ اسلاید در PowerPoint :

حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر

پدیدآوران

ابوروح، لطف‌الله بن ابیسعید (نویسنده)

شفیعی کدکنی، محمدرضا (تصحیح و تنظیم)

ناشر

سخن

مکان نشر

تهران – ایران

سال نشر

۱۳۸۴ ش

چاپ

۶

شابک

‎۹۶۴-۳۷۲-۱۲۷-۲

موضوع

ابوسعید ابوالخیر، ۳۵۷ – ۴۴۰ق. – سرگذشت‌نامه

تصوف

زبان

فارسی

تعداد جلد

۱

کد کنگره

‏BP‎‏ ‎‏۲۷۸‎‏/‎‏۸‎‏ ‎‏/‎‏الف‎‏۲‎‏الف‎‏۲

کتابخوان

مشاهده

حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر، به زبان فارسى، تألیف ابوروح، لطف‌الله بن ابى سعید است.

مؤلف، از آنجایى که علاقه شدیدى به آثار و انفاس متبرکه بوسعید داشته، بر اساس تقاضاى مریدان، دست به قلم برده و در حالات و سخنان ابوسعید، مطالبى را به رشته تحریر درآورده که حاصل همه آنها کتاب حاضر است.

ساختار

کتاب، مشتمل بر یک خطبه و پنج باب است. مؤلف در طلیعه هر باب، روایتى را از پیامبر اکرم(ص) نقل مى‌کند تا مردم بدانند که طریقت، مخالف شریعت نیست.

گزارش محتوا

مؤلف در خطبه کتاب، نخست، روایتى را از پیامبر گرامى اسلام(ص) نقل مى‌کند که فرمود: «ان فى جسد ابن آدم لمضغه اذا صلحت صلح بها سائر الجسد و اذا فسدت فسد بها سائر الجسد الا و هى القلب». وى بیان مى‌کند که اصل همه سعادت‌ها و کیمیاء همه دولت‌ها در گوهر آدمى است و از مکونات هر چه هست، تَبع وجود آدمى است و انسان در حقیقت نقطه دایره موجودات است و غرض حضرت حق از ایجاد موجودات، طاعت و عبادت است. هر کس در این معنى کامل‌تر باشد، قرب وى به درگاه حق زیادتر است.

به نظر مؤلف اجناس خلق بر سه صنفند:

صنف اول، کسانى هستند که به عمارت عالم مشغولند و آن‌ها اهل حرفه و صناعت هستند و تحصیل اسباب معاش دنیوى به ایشان سپرده شده است؛

طایفه دوم، خلفا هستند و آن‌ها همان ملوک و امرا هستند که داراى دو رعیتند: یکى، نفس ایشان و دیگرى، عامه خلق؛

طایفه سوم، خواص حضرت حق هستند که آن‌ها انبیایند که حق تعالى عصمت را رقیب احوال ایشان کرده و توفیق خود را رفیق اعمال ایشان ساخته است و بدایت حال این طایفه از آدم(ع) بوده تا به مقصود کائنات و نقطه دایره موجودات، محمد مصطفى(ص) رسید و نبوت به وجود مقدس او پایان پذیرفت، ولى حق سبحانه پس از نبوت، خواص محمدى را درجه ولایت کرامت فرمود و اینها همان اولیاء الهى هستند که هر کدام از آنها در برهه‌اى از زمان مى‌آمدند تا اینکه ولایت به ابوسعید ابوالخیر رسید و حق تعالى وى را به انواع لطایف مخصوص گردانید که دیگران از رسیدن به آن درجه قاصر بودند.

باب اول در بدایت حال وى: مؤلف در این باب بیان مى‌کند که شیخ در علوم ظاهر و باطن متبحر و متفنن بود و در هر علمى به کسى اقتدا داشت. در زمان کودکى قرآن را از ابومحمد عیارى که از جمله مشاهیر قراء بود، آموخته است، پس از آن به مرو رفته و نزد ابوعبدالله خضرى به تعلیم فقه مشغول شده و بعد از وفات وى، پیش ابوبکر قفال رفته و پنج سال نیز پیش وى تلمذ نموده است.

بعد از آن، قصد سرخس کرده و به نزد ابوعلى زاهر که محدث و مفسر وقت بوده، رفته است و از او تفسیر، علم اصول، کلام و احادیث نبوى را فراگرفته است.

شیخ هم‌چنین در سرخس در محضر شیخ ابوالفضل حسن به طریقت مى‌پردازد، سپس به میهنه بازمى‌گردد و در زاویه محراب، هفت سال مى‌نشیند و فقط به ذکر و مراقبه مشغول مى‌شود. بعد از هفت سال، به قصد زیارت شیخ ابوالعباس قصاب راهى آمل مى‌شود و به مدت یک سال پیش وى اقامت مى‌کند. چون یک سال تمام مى‌شود، ابوالعباس به ابوسعید مى‌گوید که بازگرد و به میهنه رو که بعد از مدتى این عَلَم را بر در سراى تو مى‌زنند و ابوسعید با فتوحات و اندوخته‌هاى درونى به میهنه بازمى‌گردد.

باب دوم، در انواع مجاهدات وى: مؤلف مى‌گوید: آنچه از ریاضت و مجاهدت ابوسعید به ما رسیده دو نوع است: یکى آنکه در مجلسش، خود شیخ به آنها اشاره کرده و دیگر آنکه اصحاب وى دیده‌اند و به زبان رانده‌اند. ابوسعید ابتدا هجده چیز را بر خود واجب کرده بود: روزه دائم، پرهیز از حرام، ذکر دائم، شب‌بیدارى، پهلو بر زمین ننهادن و خواب جز نشسته نکردن، روى به قبله نشستن، تکیه نزدن، به هیچ کودک امرد نگریستن، در محرمات نگاه نکردن، از خلق چیزى نگرفتن و…

در بدایت حال که ریاضت مى‌کشید، در اطراف میهنه یک رباط کهنه‌اى بود که هر شب آنجا مى‌رفت و تا صبح عبادت مى‌کرد. ابوسعید، خود مى‌گوید: «من هر چه در کتاب‌ها دیدم و از مشایخ و ثقات درباره عبادت پیامبران و فرشتگان شنیدم، همه آن‌ها را به جاى آوردم».

باب سوم، در اظهار کرامات وى: ابوذر روایت مى‌کند که یک روز رسول اکرم(ص) مرا فرستاد و فرمود: «امیرالمؤمنین، على را بخوان» و من به در خانه وى رفتم و صدا زدم. هیچ‌کس جواب نداد، ولى صداى دستاسى مى‌آمد. زیر در را نگاه کردم، دیدم دستاسى مى‌گردد، ولى هیچ‌کس آنجا نبود. بار دیگر صدا زدم، على(ع) از خانه بیرون آمد. گفتم: رسول خدا تو را مى‌خواند. وى نزد رسول خدا رفت و رسول خدا با وى سخنى گفت که من فهم نکردم. على(ع) رفت و رسول خدا در من نگریست و من نیز در وى مى‌نگریستم. پیامبر فرمود: یا ابا ذر! چه مى‌نگرى؟ گفتم: در سراى امیرالمؤمنین دستاسى مى‌گشت بدون آنکه کسى باشد و من در تعجب بودم. حضرت فرمود: خداوند را فرشتگانى است که در زمین مى‌گردند و خداوند متعال ایشان را براى معونت آل من و امت من موکل کرده است.

مؤلف بیان مى‌کند که اصحاب عقل و شرع که قدم متاب

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.