پاورپوینت کامل اِستِنساخ ۸۶ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اِستِنساخ ۸۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اِستِنساخ ۸۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اِستِنساخ ۸۶ اسلاید در PowerPoint :
این اصطلاح که با کلمه استکتاب مترادف دانسته شده، به معنای نوشتن نسخه کتابی از روی نسخه دیگر همان کتاب یا نسخه گرفتن از کتاب و نوشته به کار میرود و معادل آن در زبان فارسی “نسخهنویسی” است.
در زبان فارسی تعبیرهای نسخه کردن، نسخه نوشتن، نسخه بردن، نسخه گرفتن و نسخه برداشتن نیز به معنای استنساخ متداول بوده است. این اصطلاح از مادّه “نسخ” گرفته شده که یکی از معانی آن “نَقْل” است؛ چنانکه نوشتهای از روی نوشتهای نقل شود. در قرآن آمده است: «انّا کُنّا نَسْتَنْسِخُ ما کنتم تَعْلَمُون»، زیرا ما کارهایی را که میکردهاید، مینوشتهایم.
از زمانی که بشر گونهای خط و کتاب داشته، مقوله استنساخ نیز در جنب امور فرهنگی مطرح بوده است. چینیها، یونانیها و ایرانیان دوران باستان از طریق استنساخ کتاب به تکثیر و انتشار آن میپرداختند. گفتهاند که اسکندر پس از ورود به ایران دستور داد تا از همه کتابهای موجود در اصطخر نسخهبرداری کنند. شاپور هم کتابهایی را که جمعآوری کرده بود در دسترس نسخهبرداران قرار داد تا از روی آنها نسخههایی استنساخ شود. در تمدن اسلامی استنساخ کتاب نوعی ارزش فرهنگی تلقی شده؛ تا جایی که ابنخلدون آن را از زمینههای “عمران” محسوب داشته است.
در جهان اسلام در نخستین قرون اسلامی، پدیده استنساخ و استکتاب رواج داشته و با توجه به توصیهها و آموزههایی که در این زمینه در لابهلای کلمات قصار و ضربالمثلهای اسلامی مشهود است میتوان گفت که استنساخِ کتاب در جهان اسلام با سرعت قانونمند شده و در نزد تحصیلکردگان ارزشی فراگیر محسوب میگردیده است. بر طبق برآوردی که فقط از نُسَخ خطی قُرْطُبه به عمل آمده در حدود ۶۰ تا ۸۰ هزار کتاب در میانه دو قرن چهارم و پنجم هجری در آنجا استنساخ شده است. بر اساس شمارش مجموعه فهرستهای نسخ خطی نگارشهای اسلامی میتوان گفت که در طول یک هزار و دویست سال از تاریخ تمدن اسلامی، در حدود پنج میلیون کتاب و رساله استنساخ شده است. این رقم حکایت از آن دارد که مقوله استنساخ به عنوان ارزشی فرهنگی، در جهان اسلام شناخته بوده است.
انگیزههای استنساخ
انگیزههایی که سبب گردیده مقوله استنساخ در قلمرو فرهنگ جهان اسلام، زمینهای از زمینههای عمران محسوب شود. متنوع و گوناگون است؛ اما در عین تنوع این انگیزهها را میتوان در سه حوزه عقیده، علاقه به خِرَد و تحصیل دانش و نیز به اعتبار امور اقتصادی و معیشتی مورد مداقّه قرار داد.
عقیده و ایمان، یکی از انگیزههای جدّی در قلمرو استنساخ کتابهای مقدس و مذهبی محسوب میشود. در طول تاریخ تمدن اسلامی کم نبودهاند کسانی که حتی حُسن خط را به سبب همین انگیزه فرامیگرفته و با استنساخ متون مذهبی خود را اقناع میکردهاند. آنان که بر مبنای انگیزه دینی و عقیدتی در تمدن اسلامی به مقوله استنساخ روی آوردهاند، از هر طبقه اجتماعی که بودهاند، مسئله تبرّک و تیمّن جستن را انگیزه اصلی خویش در استنساخ دانسته و استنساخ کتابی از کتابهای مقدس و مذهبی را از جمله آرزوها و آمال خویش برشمردهاند.
در میان نسخههای کتابهای مقدس مواردی میتوان یافت که سلاطین و حکام استنساخ کردهاند. این نسخهها حاکی از آن است که حتی حاکمان و قدرتمندان، استنساخ یک نسخه از قرآن را موجب اقناع خواستههای باطنی خود میدانستهاند. از آنجا که استنساخ کتابهای مقدس مانند قرآن، کتب ادعیه و مأثورات مذهبی و نیز نگارشهای حوزه حدیث مانند صحاح ستّه و کتب اربعه به اعتبار تبرّک جستن و از وجه توجه به اجر و پاداش اخروی مدّ نظر همه طبقات اجتماعی در جهان اسلام بوده است، بسیاری از ارباب فضل و دانش پیوسته به استنساخ نسخههای متعدد این دسته از کتب اهتمام کردهاند.
نجمالدین محمود (۷۵۰ ق) در طول عمر خود نزدیک به یک هزار نسخه از قرآن مجید را استنساخ کرده است. به تصریح ابن خلّکان، ابوالفوارس حسین بن علی بن حسین، معروف به خازنالکاتب (۵۰۲ ق) ۵۰۰ نسخه از قرآن را نوشته است. در جهان اسلام مراکزی وجود داشته که همّ خود را مصروف استنساخ متون مقدس کردهاند. فقط در یکی از مراکز فرهنگی قرطبه ۱۷۰ نفر زن به استنساخ قرآن اشتغال داشتهاند.
پسندهای فرقهای و مذهبی نیز سبب شده است که اهالی هر مذهب در استنساخ آثار و نگارشهای مذهبی و عقیدتی خویش اهتمام ورزند زیرا پیروان هر فرقه خواستار انتشار آراء و عقاید مذهبی فرقه خویش بودهاند و به همین سبب بیشترین نُسَخ نگارشهای مذهبی توسط اهالی و کاتبان همان مذهب استنساخ میشده است. این بستر استنساخ نیز بر پایه نوعی عقیده و از روی تبرّک و چشمداشت اجر معنوی گسترش یافته است.
علاوه بر آن، انگیزههای فرهنگی و اقتصادی نیز سبب شده است که استنساخ و نسخهنویسی در جهان اسلام به منزله مقولهای فرهنگی و اقتصادی رونق یابد، تا جایی که میتوان شبکههای نظاممندی را برای استنساخ کتاب قائل شد. یکی از مهمترین و کارآمدترین شبکههایی که به استنساخ و نسخهنویسی اهمیت فراوان میداده شبکهای است که در دربار سلاطین و حکمرانان تشکیل یافته است. دربارها نه تنها به وجود کاتبان آگاه از فرهنگ دیوانی نیاز داشتهاند و به اعتبار نوشتن نامههای دیوانی، کاتبان خوشنویس و مطلع بر آداب نامهنویسی و منشیگری به خدمت میگرفتهاند، بلکه از لحاظ تشکیل کتابخانههای درباری و سلطنتی نیز به نسخهنویسانی نیاز داشتهاند تا آثار و نگارشهای مورد توجه سلاطین و حکمرانان را برای کتابخانههای آنان استنساخ کنند.
در کنار نسخهنویسان، کتابآرایان و صحّافان نیز در کتابخانههای سلطنتی به کتابآرایی و کتابسازی میپرداختهاند. چنانکه در کتابخانه خلیفه الحِکَم ثانی در قرطبه تعداد زیادی نسخهنویس وجود داشت که آثار معمول در جهان اسلام را به سرعت استنساخ میکردند، به طوری که فهرست مجموعه نسخههای آن کتابخانه بالغ بر ۴۴ جلد بوده است. معتصم عباسی برای کتابخانه خود از دوخوشنویس نامدار، ابن مقله و ابن بوّاب بهرهمند بود که این دو آثار و اسناد مورد نظر دربار را استنساخ میکردند. در عصر تیموریان و صفویان نیز ماهرترین خوشنویسان در کتابخانههای درباری مشغول استنساخ بودهاند. بایسنغر میرزا کتابخانهای داشت که مانند کانون فرهنگی عمل میکرد. در این کتابخانه، کتابآرایان ممتاز و بیش از چهل نفر خوشنویس ورزیده جمع بودند و بکار استنساخ و کتابآرایی میپرداختند.
نسخهنویسان درباری در سراسر جهان اسلام از تواناییهای فرهنگی و هنری برخوردار بودهاند و در زمینه استنساخ کتاب نیز اهتمام فراوان داشتهاند. به نوشته میرخواند، سلطان چقماق پنج عنوان کتاب از شاهرخ خواست: تأویلات اهل سنّت از ماتریدی، تفسیر کبیر فخررازی، شرح تلخیص غُجدوانی، شرح کشّاف پهلوان محمد و شرح روضه در فقه شافعی.
شاهرخ نسخهنویسان کتابخانه خود را موظف کرد تا این کتابها را ـ که برخی مانند تفسیر فخرالدین رازی بالغ بر سی جزء میشد ـ به خط خوش استنساخ کنند. آنان نیز این آثار را در مدتی کوتاه تحریر کردند و ایلچی سلطان چقماق در بازگشت، آنها را با خود برد. در کتابخانههای دربارهای صفوی نیز خوشنویسان ورزیدهای گرد آمده بودند و بکار استنساخ آثار مورد نظر سلاطین و حکام صفوی میپرداختند.
شرح حال تعدادی از آنها را که در دربارهای صفوی احترام داشتهاند، اسکندر بیگ منشی در عالمآرای عباسی و واله داغستانی در خُلâد برین ثبت کردهاند. استنساخ کتاب در کتابخانههای دربارهای ایران و منطقه همچنان جریان داشت تا آن که در اواخر عصر قاجار چاپخانه وارد ایران و دیگر کشورهای منطقه شد. با ورود چاپخانههای سنگی نیز، مقوله استنساخ یکی از مراحل تولید و تکثیر کتاب محسوب میشد، به طوری که آثاری را که برای چاپ سنگی مهیا میکردند نخست نسخهای منقّح یا مصحَّح از آنها استنساخ میکرده سپس به چاپ میرساندهاند.
شبکه دیگری که در استنساخ کتاب و نسخهنویسی بسیار مؤثر و مفید بوده و گروههایی از نسخهنویسان، دانشمندان و طالبان علم را شامل میشده، شبکه مربوط به کتابخانههای عمومی و خصوصی و مراکز علمی و آموزشی بوده است. این شبکه نسخهنویسی از گستردگی خاصی برخوردار بوده تا جایی که مراکزی چون مسجد و خانقاه را نیز دربر میگرفته است.
در کتابخانههای مهم جهان اسلام، گروهی نسخهنویس و کاتب وجود داشته که پیوسته مشغول استنساخِ کتاب بودهاند. در بیتالحکمه مأمون عباسی تعدادی نسخهنویس استخدام شده بودند که کتابهای ترجمهشده به زبان عربی مترجمان بیتالحکمه را استنساخ میکردهاند. در کتابخانه بنو عمّار در طرابلس، ۱۸۰ نفر کاتب به استنساخ و نسخهنویسی اشتغال داشتهاند. علاوه بر نسخهنویسان و کاتبانی که در استخدام کتابخانهها بودهاند، مراجعان به کتابخانهها و مراکز فرهنگی نیز کتابهای مورد نظر خود را از کتابخانهها به امانت میگرفته و از روی آنها نسخهبرداری میکردهاند.
از وقفنامههای برخی کتابخانههای عمومی و مراکز فرهنگی چنین برمیآید که استنساخ کتابهای موجود در آن کتابخانهها برای همگان آزاد بوده است، با این شرط که در زمان استنساخ در نسخههای کتابخانه تصرف نشود و نسخه مورد استنساخ از همه جهت حفظ گردد. در ربع رشیدی ـ که به عنوان مجمعی فرهنگی مشهور بوده است ـ استنساخ کتاب جریان داشته و یکی از شرایط سکونت و اقامت در آنجا برای دانشمندان و طالبان علم این بوده است که در برابر بهرهمندی از خدمات رایگان آنجا به نسخهنویسی مبادرت کنند.
رشیدالدین فضلالله همدانی در وقفنامه ربع رشیدی، سکونت دانشمندان را در آن مکان مشروط به عمل استنساخ کرده بود تا جایی که اگر کسی در آنجا سکونت میکرده و به نسخهنویسی نمیپرداخته، متولّی میتوانسته است او را از ربع رشیدی بیرون براند. البته نسخهای که دانشمندان ساکن در ربع رشیدی استنساخ میکردهاند ملک شخصی خود آنها محسوب میشده و میتوانستهاند آن نسخه را برای خود نگاه دارند یا به کتابخانه ربع رشیدی بفروشند.
در مراکز فرهنگی، حقالزحمه نسخهنویسان از محل هزینههای وقفی پرداخت میشده است. میزان حقالزحمه استنساخ کتاب در دورهها و شبکههای مختلف نسخهنویسی تفاوت داشته است. آگاهی ما در مورد مزد استنساخ کتاب در دورههای مختلف بسیار اندک است، اما مسلم آن است که حقالزحمه بر مبنای خوشخط بودن و بدخط بودن کاتب و دیگر آداب نسخهنویسی فزونی و کاستی داشته است. در ایران عصر صفوی و قاجار، مزد استنساخ کتاب بر پایه خوشی و بدی خط و نیز بر مبنای اِحصای “بَیْت” ـ هر بیت متضمّن پنجاه حرف ـ سنجیده میشده است.
نسخهای از تفسیرالصافی فیض کاشانی در دست است که در ۱۱۲۱ ق. کتابت شده و ۲۷۵۰۰ بیت دارد. اجرت نسخهنویس این نسخه یک تومان و دو شاهی ضبط شده است. در انتهای کتاب چاپ سنگی زینهالمجالس مجدی (تهران، ۱۳۰۵ ق) مزد هر دوهزار بیت یک تومان تعیین شده است.
به هر حال استنساخ، تکثیر و انتشار کتاب در بیشتر مراکز آموزشی جهان اسلام، حرکتی آموزشی و فرهنگی بوده است. طالبان علم در مدارس و مراکز آموزشی ـ اعم از نظامیهها، مدرسهها، مسجدها و خانقاهها ـ نه تنها از درس استاد نسخه برمیداشتهاند، بلکه اگر درس بر مبنای اثری مشخص تدریس میشد دانشجو یا طلبه کتاب را از مدرّس یا از کتابخانه مرکز مربوط به امانت میگرفته و نسخهای برای استفاده خود استنساخ میکرده است. مسئله استنساخ در مراکز آموزشی مقولهای عام بوده و وجهه فرهنگی داشته است؛ تا جایی که هر طالب علمی که کتابهای بیشتری استنساخ میکرده، به اعتبار دانشوری و دانشمندی، پذیرفتهتر و مقبولتر بوده و هم از اعتبار بیشتری در حوزه تعلیم و تعلم برخوردار میشده است.
علاوه بر طلاّب، مدرّسان و دانشمندان نیز از استنساخ به منزله عملی فرهنگی استقبال میکردهاند. بیشترین دانشمندان در طول تاریخ فرهنگ اسلامی با آداب و راه و رسم استنساخ آشنا بوده و حتی بعضی از آنان خوشنویس نیز بودهاند. آنان نه تنها نگارشهای خود را استنساخ میکردهاند بلکه به استنساخ نسخههای آثار مورد نیاز خود نیز اهتمام داشتهاند. درباره جاحظ گفته شده که به لحاظ دست یافتن به نگارشهای کمیاب دیگر دانشمندان، شبهنگام به حجرههای ورّاقان میرفت و آنان را به جهت مالی تأمین میکرد و پس از آن که آنان حجره خود را میبستند، وی در طول شب به استنساخ آثار مورد نیاز خویش میپرداخت.
آثاری که توسط دانشمندان و فضلا استنساخ شده در جهانِ نسخهشناسی از ارزش فراوانی برخوردار بوده است. الفهرست ابن ندیم و ریاضالعلماء میرزا عبدالله افندی اصفهانی سرشار از ستایش و تمجید نسخههایی است که بدست یکی از دانشمندان یا بدست خود مؤلف استنساخ شده است. یاقوت به نسخهای از الکتاب ابن سیبویه اشاره میکند که چون بدست الفرّاء استنساخ شده ارزش فراوان یافته، تا جایی که وقتی آن نسخه به کتابخانه عبدالملک بن الزیات هدیه گردیده مایه سرور و نشاط وی شده است. بسیاری از دانشمندان جهان اسلام در پی نسخههایی بودهاند که توسط مؤلفان آنها یا به وسیله دانشمندان استنساخ شده است. ابن جَماعه از جمله فاضلانی است که نسخههای زیادی در کتابخانهاش فراهم آورده که توسط مؤلفان آنها استنساخ شده است. الحکم عباسی نیز به سبب آن که نسخهای از الاغانی توسط مؤلف استنساخ شود به ابوالفرج اصفهانی هزار دینار پرداخته است.
ی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 