پاورپوینت کامل توحید در حدیث ۹۳ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل توحید در حدیث ۹۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل توحید در حدیث ۹۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل توحید در حدیث ۹۳ اسلاید در PowerPoint :
محتویات
۱ توحید در احادیث
۲ معنای وحدت
۳ دلایل توحید
۴ حدیث در بحث خداشناسی
۵ پانویس
۶ منابع مقاله
۷ منبع
توحید در احادیث
مضامین مرتبط با توحید در احادیث، به ویژه احادیث امامان اهل بیت پیامبر علیهمالسلام، ادبیات گسترده و پرباری فراهم آورده است. در این میان خطبههای توحیدی امیرمؤمنان علیهالسلام شهرت بسیار دارد. شماری از این احادیث در تفسیر و تبیین آیات توحیدی قرآن است، شماری از آنها نکاتی از آموزه توحید را ارائه می کند و در برخی از آنها برهانهای یکتایی خدا و مراد از این یکتایی بیان شده است.
نفی آموزههای غیرتوحیدی و رفتارهای غیرموحدانه و شرک آلود نیز موضوعِ شماری از احادیث است. جایگاه باور به توحید در دین نیز در تعدادی از احادیث مطرح شده است. بر پایه این احادیث، چند تن از محدّثان آثاری را در موضوع توحید با همین نام یا نامی مشابه، فراهم آوردهاند.[۱]
در بحث جایگاه توحید در اسلام، احادیث فراوانی ذیل عنوان «ثوابالموحدین» روایت شده است. بنابراین احادیث، باور به توحید بی آمیختگی به شرک و از سر اخلاص، ارزشمندترین عبادت قلبی (جوانحی) است. پاداش آن بهشت است و اهل توحید از عذاب به دورند؛ محبوبترین عبارت نزد خدا «لاالهالاّ اللّه» است و به بیان امام رضا علیهالسلام در حدیث مشهور سلسلهالذهب، این عبارت اگر با شروطش ادا شود «حِصن اَمنِ خدا» است.[۲] اساساً سنگ بنای دین، معرفت خدا یعنی یکی دانستن اوست و این، نخستین عبادت خدا نیز هست.[۳] بنابر یک حدیث، اعتقاد به توحید به تنهایی نیمی از دین به شمار می رود.[۴]
معنای وحدت
سخنان امیرمؤمنان و دیگر امامان، بیش از هر چیز ناظر به تبیین و توضیح مراد از وحدت است. نفی وحدت عددی و اعتباری و تفسیر وحدت به بساطت ذات و بی مانند بودن از یکسو و نیز تأکید بر فراتر بودن وحدت حق متعال از فهم عقلانی از سوی دیگر، با تعبیرات گوناگون بیان شده است.
در جنگ جمل، مردی اعرابی (بادیه نشین)، درباره مراد از واحد بودن خدا از امام علی علیه السلام سؤال کرد که اعتراض جمع را برانگیخت از آنرو که مقام اقتضای این پرسش را نداشت، اما امام واکنش آنان را نپسندید و با تصریح بر اینکه همین مسئله اساس اقدامات ایشان بوده، به وی پاسخ داد.
پاسخ امام این بود که یکی بودن به چهارگونه قابل توضیح است، دو گونه آن را نمی توان برای خدا بکار برد و کاربرد دو گونه دیگر درست است. دو گونه نخست عبارت است از واحد عددی به معنای یکی در برابر دو تا و بیشتر، واحد نوعی به معنای گونهای از یک جنس (یا صنفی از یک گونه).
دوگونه دیگر عبارت است از واحد به معنای بی مانند و بی شریک، واحد به معنای حقیقتی بسیط که نه در تحقق خارجی و نه در عقل و وهم تجزیهپذیر نیست. امام قسم اخیر را با عنوان «احدیُّ المعنی» بیان کرد و افزود: کذلک اللّهُ ربّنا. همچنانکه آیه ۷۳ سوره مائده را که موضوع آن رد تثلیث نصاراست، شاهدی بر نفی وحدت عددی خدا معرفی کرد.[۵]
نکته در خور توجه در این بیان، معنای سوم (نفی شریک و شبیه) است که نمیتوان آن را گونهای در برابر گونههای دیگر دانست. به نظر می رسد این معنا برای رفع یک ابهام بیان شده است و آن این که آموزه توحیدی قرآن، اگرچه معمولاً در قالب «یک خدا در برابر چند خدا» ارائه شده، اما این قالب ناظر به نفی شریک و شبیه است و فقط جهت سلبی وحدت (=نفی کثرت) در آن لحاظ شده است.
تعبیر «واحدٌ لامِنْ عددٍ» در حدیثی از امام علی علیهالسلام [۶] و «اَحدٌ لابتأویلِ عددٍ» در بیان امام رضا علیهالسلام[۷] تصریح دیگری است بر نفی هر گونه تلقی عددی از یکتایی خدا.
حدیث امام باقر علیهالسلام نیز وحدت عددی را به گونهای دیگر نفی می کند: «خدا واحد است، یعنی کمترین سنخیتی با آفریدگان نداشته (متباین) و از چیزی برنیامده و با چیزی نپیوسته است؛ از این رو، گفتهاند عدد از واحد نشئت می گیرد ولی واحد را نمی توان عدد خواند».[۸] این سخن به صراحت بیان میکند که واحد حقیقی از هر گونه تعدد به دور است، چرا که واحد و عدد دو امر متقابلاند.[۹]
نفی وحدت اعتباری به معنای یک چیزِ فراهم آمده از چند جزء با یک مقایسه صورت گرفته است. امام رضا علیه السلام در پاسخ به این پرسش که چرا واژه واحد هم برای انسان و هم برای خدا بکار میرود، توضیح دادهاند که این کاربرد مشترک صرفاً در لفظ است و جهت کاربرد آن برای انسان غیر از جهت کاربرد آن برای حق متعال است؛ انسان از اعضا و رنگها و اجزای گوناگون (گوشت، استخوان، خون، رگ، عصب، پوست، مو) فراهمآمده و یک مجموعه (جثه)، شکل گرفته است.
این بیان در حق همه آفریدگان نیز صادق است و بنابراین یکی خواندن چنین مجموعهای (واحدٌ بالاجتماع) صرفاً اسمی (قراردادی، اعتباری) و مراد از آن نفی دو و چند تاست (مثلاً یک انسان در برابر دو یا چند انسان) اما درباره حق متعال وضع به گونهای دیگر است؛ خدا ذاتاً یکی است (واحدٌفی المعنی) و از این منظر جز خدا هیچ چیز «واحد» نیست.[۱۰]
در واقع وحدت اعتباری در برابر وحدت ذاتی قرار می گیرد و تعبیراتی چون «احدیُّ المعنی»، «احدیُّ الذات»، «واحدٌ فی ذاته» و «ذاتُه حقیقه» به این نکته اشاره دارد.[۱۱] گفتنی است که مراد از «معنا» در این احادیث با توجه به سیاق و مضمون، ذات و حقیقتِ یک چیز است.[۱۲] این تعبیرات و نیز مقایسه مذکور در حدیث امام رضا علیه السلام، آشکارا بر بساطت ذات و بدور بودن آن از اجزا دلالت دارد. به علاوه، در برخی احادیث بر تجزیهناپذیری خدا (مثلاً: لَمْ یتبعَّضْ بِتَجزئه العددِ) تأکید شده است.[۱۳]
توضیح حدیثیِ واژه صمد در آیه سوم سوره اخلاص نیز غالباً ناظر به همین مضمون است. مثلاً، صمد چیزی است که درون ندارد.[۱۴] به نظر مجلسی (ج۳، ص۲۲۷)، این تعبیر احتمالاً بیانی از بساطت ذات (احدیّ المعنی) است.
بنابر یک روایت از امام حسین علیهالسلام تفسیر واژه صمد خواسته شد، پاسخ امام این بود که آیه سپسین در همین سوره اخلاص در واقع تفسیر صمد است. در این آیه گفته شده که خدا نه کسی را زاده و نه زاده شده است که موضوع آن تنها نفی نسبت پدری ـ فرزندی نیست بلکه مراد از آن نفی هر امر عارضی (بَدا”وا”ت؛ مثلاً اندوه، شادی، خواب) و دگرگونی و کاستی از ساحت ربوبی است و این که خدا نه از چیزی پدیدآمده (لا مِن شیءٍ) و نه در چیزی و نه بر روی چیزی است.[۱۵]
تفسیر توحید به بساطت ذات، در قالب نفی صفات از ذات حق نیز ارائه شده است. در خطبهای از امام علی علیه السلام آمده که ذات خدا پذیرای صفات نیست.[۱۶] در دو حدیث از امام رضا علیه السلام نیز با اندکی تفاوت در تعبیر، مبرا بودن خدا از صفات و لزوم اعتقاد به آن، همراه با استدلال بیان شده است.[۱۷]
در یکی از این دو حدیث آمده که اساس توحید نفی صفات است و در دیگری توجه داده شده که کمال باور توحیدی نفی صفات است، بدین معنا که آموزه توحید امری ذومراتب و مرتبه نخستین آن اقرار و مرتبه کمالی آن نفی صفات است. همین نکته با تفصیل بیشتر در خطبهای از امیرمؤمنان در نهجالبلاغه دیده می شود: سنگ بنا و گام اول در دین، معرفت خداست و کمال این معرفت، باور داشتِ اوست. این باور با یکی دانستن (توحید) خداوند به کمال می رسد.
توحید نیز در پرتو اخلاص کامل می شود و لازمه اخلاص کامل، نفی صفات از ذات باری است.[۱۸] بنابراین بیان ــ که شاید بتوان آن را گزارش فرآیند تحقق و رشد معرفتاللّه در انسانها و به تعبیر ابنمیثم (ج۱، ص۱۱۹) مراتب معرفتاللّه، خواند ــ کمال باور توحیدی، در اخلاص و سپس نفی صفات از خداست.
ابن ابی الحدید (ج۱، ص۷۴ـ۷۵)، مراد از اخلاص را در اینجا بدور دانستن خدا از هر گونه عوارض و تغییرات و از همه مهمتر مبرابودن ذات باری از صفات و دو عبارت را ناظر به یک مقصود دانسته است.[۱۹]
تصریح و تأکید بر نفی صفات به عنوان کاملترین مرتبه توحید با توجه به وفور گزارههای ایجابیِ حاکی از اوصاف کمالی حق متعال در قرآن، قطعاً برای نفی علم و قدرت و حیات و غیره نیست بلکه امامان اهل بیت در مقام زدودن یک ابهام و دور کردن مردم از گرایش های تشبیهی و احتمالاً نقد و نفی نظریه تثلیث و آرای متأثر از آن در عالم اسلام، بودهاند.[۲۰]
قاعده و تلقی کلی و عمومی در باب صفت و موصوف، ترکیب و عُروض است و این با یکتایی حقیقی خدا سازگار نیست. پیدایی نظریه قدمای ثمانیه که شماری از متکلمان به آن رو آوردند، در واقع رهیافتی برای بُرونشُد از این ناسازگاری بود با این بیان که حقایقی (علم، قدرت، حیات و…) از قدیم با خدا بوده است. مثلاً، می گفتند خدا به مدد «علم ازلی» عالم است (عالماً بعلمٍ) و به مدد «قدرت ازلی» قادر است.(قادراً بقدره)
در واقع با پذیرش این اصل که صفات، اموری جدا از موصوفاند و با تأکید بر این اصل که خدا از عوارض و دگرگونی ها بدور است و چیزی بر او افزوده یا از او کاسته نمیشود، راهی جز اعتقاد به حقایق قدیمِ همراه خدا نمیمانَد، اما این دیدگاه خود مستلزم اعتقاد به «آلهه» است که تعارضی بنیادی با آموزه توحید دارد.[۲۱] در برابر این رهیافت در احادیث امامان نفی صفات مطرح شده تا هم تلقی عُروض و ترکیب را ــ که از تشبیه خالق به مخلوق نشئت میگیرد ــ از اذهان بزداید و هم تلقی حقایق ازلیِ همراه با خدا را زیرا نسبت «صفت ـ موصوف» حاکی از ترکیب و اقتران و لازمه آن مخلوق و حادث بودن است که دیگر ازلی نیست. در حدیث امام رضا علیهالسلام توجه داده شده که اگر چه تشبیه با توحید سازگاری ندارد، اما اثبات صفات (به معنای حقایق ازلی) نیز راه برونشد از محذور تشبیه نیست.[۲۲]
در عین حال برای پیشگیری از بروز شبهه ابطال و تعطیل، در گزارههایی ایجابی چون «العلمُ ذاته»، «السمعُ ذاته»، «القدره ذاتُه»، «ذاتٌ علاّ مه سمیعه بصیره» و «بصیرٌ بغیر آله»[۲۳]، بر صفات کمالی خدا تأکید شده است.
امامان اهلبیت در تبیین جوانب گوناگون آموزه توحید، پیوسته این اصل را یادآوری می کردند که باید از تشبیه به دور ماند و به ابطال و تعطیل فرو نیفتاد.[۲۴] از این اصل گاه با عنوان «اثباتٌ بلاتشبیهٍ» تعبیر کردهاند.[۲۵]
بر اساس همین رویکرد است که ادعای شناخت ذاتِ (اکتناهِ) خدا، نشانه دور بودن از توحید[۲۶] و احتراز از هر گونه کوشش عقلی برای درک خدا (توهّم؛ درباره اینکه مراد از وهم دراحادیث، عقل یا معنایی مشتمل بر عقل است.[۲۷] نشانه توحید[۲۸] معرفی شده و جدایی محض خالق از مخلوق در هر وصفی (مثلاً: بَیْنونَه صِفه؛ کُنْهُهُ تفریقٌ بینَه و بینَ خلقهِ رجوع کنید به ابنبابویه، ص۳۶) بارها و با تعبیرات گوناگون مورد تأکید قرار گرفته است. حتی در یک حدیث به جنبه تنزیهی توحید توجه اکید شده است، با این عبارت که توحید یعنی هر چه را بر خود (آفریده) روا میداری بر خدا روا مداری.[۲۹]
گفتنی است که چند حدیث نیز در بیان معنای «واحد» روایت شده[۳۰] که مراد آنها معرفی مصداق حقیقی «واحد» است.[۳۱] دیگر اینکه محمد بن علی بن بابویه (ص۸۴ـ۸۸) در شرح معنای واحد به روش متکلمان روی آورده (رجوع کنید به بخش ۴) و با استناد به نظر کسی که او را لغتشناس [۳۲] معرفی کرده، توضیح داده که اطلاق اسم «واحد» بر خدا به معنای وحدت همه صفات کمالی و بی مانندی اوست، توحید الاهی چیزی جز توحید همه صفات کمالی نیست و بنابراین کسی که به خدای واحد معتقد است ولی آفریدگان را در برخی صفات یا همه آنها با او شریک و شبیه می داند، موحد نیست.[۳۳]
دلایل توحید
برهانآوردن برای یکتایی خدا، به ویژه در احتجاج با منکران در احادیث نیز دیده می شود. در این احادیث بیش از هر چیز به توحید ربوبی توجه و از انتظام خلق و اتصال تدبیر و هماهنگی امور، وحدت مدبّر استنتاج شده است.[۳۴] آیه ۲۲ سوره انبیاء نیز در همین سیاق محل استشهاد قرار گرفته است.[۳۵]
در سفارش طولانی امیرمؤمنان به فرزندش[۳۶] نیز از جهتی دیگر و نزدیک به همین دلیل بر یکتایی خدا استدلال شده است: لازمه وجود همتا برای پروردگار بروز نشانههای قدرت و سیطره آن همتا و مشاهده کارهای او و از همه مهمتر آمدن پیامبرانی از جانب اوست، در حالی که هیچ چیزی در عالم وجود ندارد که بیرون از انتساب به خدای واحد باشد تا نشانه خدای دیگر تلقی شود.[۳۷]
در این میان از هشام بن حکم، متکلم بزرگ شیعی و از صحابیان امام صادق و امام کاظم علیهماالسلام، گزارشی موجود است که طبق آن امام صادق علیه السلام در مواجهه با کسی که دلیل نادرستیِ اعتقاد به بیشاز یک صانع (ظاهراً مدبّر) را پرسیده بود، بر وحدت مدبّر اقامه برهان کردند.
این برهان ــ که کلینی آن را در باب «حدوث العالم» (ج۱، ص۸۰ـ۸۱) و ابنبابویه در «باب الرّد علی الثنویّه والزنادقه» (ص۲۴۳ـ۲۴۴) آورده ــ با توجه به کاربرد وصف «زندیق» برای مناظرهکننده، ظاهراً در نقد اعتقادات مجوس و مانویان که به دو مدبّر معتقد بودند، مطرح شده است ولی به دلیل احتوا بر چندین نکته، م
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 