پاورپوینت کامل جنگ جیش الامراء ۵۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل جنگ جیش الامراء ۵۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل جنگ جیش الامراء ۵۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل جنگ جیش الامراء ۵۰ اسلاید در PowerPoint :

محتویات

۱ علت وقوع جنگ موته
۲ سپاه مسلمانان

۲.۱ فرماندهان سپاه مسلمانان
۲.۲ توصیه رسول خدا به سپاهیان

۳ وقایع مرتبط با جنگ موته

۳.۱ شهادت جعفر بن ابی طالب
۳.۲ شهادت دو فرمانده دیگر
۳.۳ فرماندهی خالد بن ولید
۳.۴ خبر دادن پیغمبر از میدان جنگ
۳.۵ عزاداری برای جعفر طیار
۳.۶ مراجعت سپاه به مدینه
۳.۷ افسانه به جاى تاریخ

۴ پانویس
۵ منابع

علت وقوع جنگ موته

دلایل محدودى درباره اعزام سپاه موته نقل شده که نمى‌ تواند دلیل اصلى فرستادن چنین سپاهى باشد. در این باره گفته شده است‌:

شرحبیل بن عمرو غسانى در منطقه موته راه را بر یکى از رسولان پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم بست. او حارث بن عمیر ازدى بود که نامه پیامبر را براى حاکم بصرى مى‌ برد. شرحبیل دستور داد تا وى را بند کرده و گردنش را زدند. این تنها رسول پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم بود که به شهادت رسید.[۱]
همزمان با این حادثه، گروه ۱۵ نفره‌ای که از سوی پیامبر برای تبلیغ به سرزمین ذات الطلوع رفته بودند نیز مورد تهاجم قرار گرفتند و جز یک نفر که مجروح شد و به مدینه برگشت، همگی آنها به شهادت رسیدند.[۲]

سپاه مسلمانان

شمار کسانى که به این جنگ مى‌ رفتند سه هزار نفر بود. همینکه مسلمانان از اردوگاه خود حرکت کردند، دیگر مسلمانان فریاد برداشتند، خدا از شما بلا را بگرداند و به سلامت و با غنیمت برگردید. عبدالله بن رواحه در پاسخ ایشان این شعر را خواند:[۳]

لکننى أسأل الرحمن مغفره

و ضربه ذات فرع تقذف الزّبدا

فرماندهان سپاه مسلمانان

در روایات اهل سنت آمده است که پیامبر (ص) فرمود: زید بن حارثه فرمانده مردم است، اگر زید کشته شد جعفر بن ابی طالب فرمانده خواهد بود، و اگر جعفر کشته شد عبدالله بن رواحه فرمانده خواهد بود، و اگر عبدالله بن رواحه کشته شد مسلمانان از میان خود مردى را برگزینند و فرمانده خویش کنند.

مردى از یهود به نام نعمان که این ماجرا را شنید گفت: اى اباالقاسم اگر تو براستى پیغمبر خدا باشى اینان را که نام بردى همگى کشته خواهند شد، زیرا انبیاء بنى اسرائیل هرگاه لشکرى را به جایى مى فرستادند و این گونه فرمانده جنگ تعیین مى کردند اگر صد نفر را نیز به دنبال یکدیگر نام مى بردند همگى در آن جنگ کشته مى شدند و به دنبال آن پیش زید بن حارثه رفت و بدو گفت: با پیغمبر و خاندانت وداع کن که اگر او براستى پیغمبر باشد تو دیگر زنده بر نخواهى گشت و زید بن حارثه گفت: به راستى گواهى مى دهم که او پیغمبر صادق و فرستاده خداست.[۴]

اما شیعه بر این باور بوده است که جعفر فرماندهى نخست سپاه مزبور بر عهده داشته است.[۵] ابن ابى الحدید با اشاره به عقیده شیعه مى‌ گوید: او در اشعارى که ابن اسحاق آورده شواهدى بر عقیده شیعه یافته است‌.[۶]

یعقوبی می نویسد: «پیامبر(ص) در سال هشتم، جعفر بن ابى طالب و زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه را با لشکرى براى جنگ روم به شام فرستاد.[۷]

أبان از امام صادق (علیه السلام) روایت می کند که: «إنه استعمل علیهم جعفرا، فإن قتل فزید، فإن قتل فابن رواحه …».[۸]

همچنین علامه جعفر مرتضی قسمت آخر روایت که در صورت کشته شدن هر سه فرمانده مسلمانان از میان خودشان یکی را انتخاب کنند را مردود دانسته اند.[۹]

توصیه رسول خدا به سپاهیان

چون خواستند از مدینه حرکت کنند پیغمبر(ص) براى آن ها خطبه اى ایراد فرمودند و چند نکته را به آنها سفارش کردند. از جمله:

رسول خدا صلى الله علیه و آله ضمن توصیه آنان به تقواى الهى، از ایشان خواست تا در برخورد با مشرکان، ابتدا به آنها سه پیشنهاد بدهند: آنها را به پذیرش اسلام فرا خوانند. اگر پذیرفتند از آنان بخواهند تا به مدینه هجرت کنند تا همانند سایر مهاجرین باشند؛ در غیر این صورت همچون «اعراب مسلمانند» که اسلام را پذیرفتند، اما در سرزمین خود مانده‌اند. براى این قبیل افراد از فى‌ء و غنایم سهمى نخواهد بود مگر آن که در جهاد همراه مسلمانان باشند. دیگر آنکه اگر اسلام را نپذیرفتند، به قبول جزیه دعوتشان کنید و اگر آن را هم نپذیرفتند، با استعانت از خدا، با آنها بجنگید.
اگر به کسى «امان» دادید از ناحیه شخص خود، نه خدا و رسول، امان دهید، چرا که در صورت نقض امان ذمّه خود را کوچک می کنید، و این بهتر از آن است که ذمّه خدا و رسول را تحقیر کنید.
به افرادى که در صومعه‌ ها زندگى مى ‌کنند آسیبى نرسانید.
متعرض زنان، کودکان و پیران نشوید.
هیچ درختی را قطع نکیند.
هیچ خانه ای را خراب نکنید.[۱۰]

وقایع مرتبط با جنگ موته

دشمن از حرکت سپاه اسلام که در مقیاس نسبتاً وسیعى، یعنى سه هزار نفر صورت گرفت، آگاهى یافت. مسلمانان چندى در وادى القرى ماندند و پس از آن تا «معان»[۱۱] پیش رفتند. مسلمانان آگاهى یافتند که هِرَقْل یک سپاه صدهزار نفرى مرکب از قبایل عربى شام و رومى ‌ها[۱۲] فراهم آورده با فرماندهى شخصى به نام مالک به سوى آنان اعزام کرده است. این خبر که به مسلمانان رسید به مشورت پرداختند که چه بکنند؟ آیا بازگردند یا به پیامبر اسلام جریان را بنویسند و از آن حضرت کسب تکلیف کنند و یا با همان سپاه اندک با لشکر روم بجنگند؟

در این جا نیز نیروى ایمان و شوق شهادت کار خود را کرد و عبدالله بن رواحه که هم مردى شجاع و دلاور بود و هم شاعرى فصیح و زبان آور بود به پا خاسته و سپاه اسلام را مخاطب قرار داده گفت: اى مردم به خدا سوگند این که اکنون آن را خوش ندارید، همان است که به شوق آن بیرون آمده اید و این همان شهادتى است که طالب آن هستید! ما که با دشمن به عدد زیاد و کثرت سپاه نمى جنگیم، ما با نیروى این آیینى جنگ مى کنیم که خدا ما را بدان گرامى داشته، برخیزید و به راه افتید که یکى از دو سرانجام نیک در جلوى ماست: یا فتح و پیروزى، یا شهادت…!

این سخنان پرشور که از دلى سرشار از ایمان برمى‌خاست در دل دیگران نیز اثر کرد و همگى گفتند: به خدا عبدالله راست مى گوید و به دنبال آن همگى برخاسته و به راه افتادند و در «بلقاء» به سپاه روم برخوردند و راه خود را به جانب قریه «مؤته» که در آن نزدیک بود و از نظر موضع گیرى جنگى مناسب تر بود کج کردند.

شهادت جعفر بن ابی طالب

همان گونه که گفته شد: بنا بر نقل محدثین شیعه نخست جعفر بن ابی طالب پرچم جنگ را به دست گرفته و به عنوان فرمانده نخست به میدان آمد و سپس چون صاعقه اى خود را به قلب سپاهیان روم زد و به دنبال او مجاهدان دیگر اسلام هر یک چون شهابى در سپاه بى کران سپاه روم فرو رفتند. دشمن که مى کوشید هر چه زودتر پرچم جنگ را فرود آورد با شمشیر دست راست جعفر را قطع کرد ولى جعفر با مهارت خاصى پرچم را به دست چپ گرفت ولى دست چپش را هم از بدن جدا کردند و او پرچم را به سینه گرفت و با دو بازوى خود نگاه داشت تا وقتى که شمشیر دشمن، او را به زمین افکند و به درجه شهادت نایل آمد. سن آن مجاهد بزرگ و نامى را در آن روز برخى ۳۳ سال نوشته اند و برخى دیگر مانند ابن عبدالبر در استیعاب گفته است: در آن روز ۴۱ سال داشت و این قول صحیح تر به نظر مى رسد، زیرا با توجه به این که طبق روایات جعفر بن ابی طالب ده سال از امام على علیه السلام بزرگتر بوده در سال هفتم حدود چهل سال از عمر وى گذشته است.

از عبدالله بن عمر نقل شده که گوید: من در آن جنگ مأمور رساندن آب به زخمی ها بودم و چون جعفر به زمین افتاد خود را به وى رسانیده و آب به او عرضه کردم، جعفر گفت: من نذر کرده ام روزه باشم، آب را بگذار تا شام اگر زنده ماندم بدان افطار مى کنم. من آب را در سپرى ریختم و نزد او گذاردم ولى قبل از غروب جعفر از دنیا رفت.

و همچنین از او نقل شده که گفته است: در بدن جعفر بن ابی طالب پس از شهادت اثر هفتاد زخم شمشیر و نیزه

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.