پاورپوینت کامل عمر بن عبدالعزیز ۵۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل عمر بن عبدالعزیز ۵۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل عمر بن عبدالعزیز ۵۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل عمر بن عبدالعزیز ۵۲ اسلاید در PowerPoint :
محتویات
۱ ولادت و دوره پیش از خلافت
۲ دوره خلافت عمر
۳ اقدامات عمر بن عبدالعزیز
۳.۱ برخورد شایسته با علویان
۳.۲ برخورد شایسته با خوارج
۳.۳ برخورد عادلانه با همه مردم
۳.۴ رفع منع کتابت حدیث
۳.۵ برداشتن خراج و جزیه
۴ وفات
۵ پانویس
۶ منابع
ولادت و دوره پیش از خلافت
ابوحفص عمر بن عبدالعزیز بن مروان بن حکم اموى قرشى، در سال ۶۱[۱] یا ۶۲[۲] در شهر حلوان مصر که پدرش امیر آنجا بود بدنیا آمد. مادر او، ام عاصم؛ دختر عاصم بن عمر بن خطاب است.[۳]
از زندگی او تا قبل از حکومت، اطلاع زیادی در دست نیست. پدرش وى را جهت فراگیرى ادب از مصر به مدینه فرستاد و بنزد عبیداللّه بن عبداللّه رفت و آمد می کرد و از او علم و ادب می آموخت. در سال ۸۵ هجری عبدالملک بن مروان او را از مدینه فراخواند و دخترش فاطمه را به همسری او درآورد[۴] و او را استاندار منطقه «خناصره»،[۵] نمود.[۶] پس از به قدرت رسیدن ولید بن عبدالملک در سال ۸۶ هجری، عمر بن عبدالعزیز همچنان استاندار منطقه خناصره باقی ماند.
سال ۸۷ هجری ولید بن عبدالملک او را در سن ۲۵ سالگی به حکومت مدینه گماشت.[۷] در همین سال در حالی که حاکم مدینه بود، از طرف ولید سالار حج شد.[۸] عمر مدت شش سال استاندار مدینه بود. سال ۹۳ هجری ولید بنا به درخواست حجاج بن یوسف او را از استانداری مدینه عزل کرد.[۹] حجاج در نامهای که به ولید نوشت متذکر شد که «بیدینان و اختلاف جویان و شورشیان عراقی از عراق به مدینه و مکه پناه میبرند (و در پناه و امنیت عمر بن عبدالعزیز بسر میبرند) و این امر مایه وهن است». به همین علت ولید او را از استانداری این منطقه عزل کرد.[۱۰] یکی از اقدامات او در زمان حکمرانی در مدینه تخریب و بازسازی و توسعه مسجدالنبی بود.[۱۱]
در سال ۸۸ پیکی از طرف ولید بن عبدالملک به مدینه آمد و عمر بن عبدالعزیز را مامور ساخت که مسجدالنبی را توسعه دهد به گونهای که حجرههای همسران پیامبر صلی الله علیه و آله در مسجد قرار گیرند و پشت مسجد و اطراف آن را بخرد تا مساحت مسجد ۲۰۰ ذراع در ۲۰۰ ذراع شود.[۱۲]
پس از مرگ ولید بن عبدالملک، عمر بن عبدالعزیز بر جنازه او نماز خواند.[۱۳] در دوره سلیمان بن عبدالملک (۹۶ تا ۹۹ هجری) عمر حکم مشاور او را داشت و پس از مرگ سلیمان باز این عمر بود که بر جنازه او نماز خواند.[۱۴] همه این امور نشان دهنده نفوذ او در این دوره می باشد.
دوره خلافت عمر
عمر بن عبدالعزیز از سال ۹۹ تا ۱۰۱ هجری خلافت کرد.
سلیمان بن عبدالملک بنا به گفته خودش برای جلوگیری از فتنه، عمر بن عبدالعزیز را جانشین خود قرار داد.[۱۵] هر چند دوره حکومت عمر بن عبدالعزیز بیش از دو سال نبوده است؛ اما در همین دوره کوتاه اقدامات بسیار شایسته و نیکویی توسط این خلیفه اموی صورت گرفت.
به نظر میرسد، وی پس از این که به خلافت رسید، احساس کرد که مسئولیت سنگین و وظیفهای دشوار بر عهده او گذاشته شده است.[۱۶] احتمالاً با توجه به این که بخش عمدهای از دوره زندگی عمر بن عبدالعزیز در مدینه سپری شده است و با عنایت به این که علاوه بر خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله، عالمان و فقهای بزرگی در مدینه حضور داشتهاند،[۱۷] به نظر میرسد، وی تحت تاثیر نظام تعلیمی مدینه از تربیت خاصی برخوردار شده است که با سایر حاکمان اموی متفاوت بوده است.
تاریخ، نام وى را در عداد حکام دادگستر ثبت نموده و او را نجیب بنى امیه لقب داده اند. نخستین کسى است از بنى امیه که مردم را از سبّ و شتم علی بن ابیطالب (علیه السلام) بازداشت، و فدک را به فرزندان حضرت فاطمه (علیها السلام) بازگردانید.
وی عدالت را از افراد فامیل و خانواده خود آغاز کرد و اموال آنها را مظلمه قلمداد نمود و آنها را به بیت المال مسترد داشت. همسرش فاطمه، گوهر گرانبهائى از پدرش بدستش رسیده بود، عمر به وى گفت: یا آن را به بیت المال برگردان و یا اجازه بده ترا طلاق گویم، که جمع بین تو و آن در خانه من نشاید. زن گفت: خیر، بلکه تو را بر این گوهر و هرچه گرانبهاتر از آن باشد اختیار نمودم، آنگاه دستور داد آن را به بیت المال برگردانیدند.
گویند: روزى جمعى از بنى مروان به درب خانه عمر گرد آمدند و بفرزندش عبدالملک گفتند: به پدرت بگو: خلفاى پیشین جهت یک یک ما مقررى تعیین می نمودند و منزلت ما را ملحوظ می داشتند، اما تو ما را از همه این مزایا محروم ساختى؟! عبدالملک پیام آنها را به پدر ابلاغ داشت و چون بازگشت به آنها گفت: پدرم می گوید: «انى اخاف ان عصیت ربى عذاب یوم عظیم»(سوره انعام/۱۵). مرحوم سید رضى در رثاى او قصیده اى دارد که مطلع آن این بیت است:
«یاابن عبدالعزیز لو بکت العین * فتى من امیه لبکیتک»
یعنى اى پسر عبدالعزیز اگر می شد که دیده بر فردى از بنى امیه بگرید هر آینه بر تو می گریستم.
عمر بن عبدالعزیز از همان ابتدا روش حکومتی خویش را اعلام کرد. او در سخنرانی خود در آغاز خلافتش اعلام کرد: ای مردم بعد از قرآن هیچ کتابی و بعد از محمد صلی الله علیه و آله هیچ پیامبری نیست. من قاضی نیستم بلکه مجری هستم. بدعت گذار نیستم، بلکه تابع هستم.[۱۸]
از مزاحم بن زفر نقل شده است، همراه نمایندگان کوفه پیش عمر بن عبدالعزیز رفتم. او درباره امور شهر ما و امیر ما و قاضی ما پرسید. آنگاه گفت: پنج خصلت است که اگر یکی از آنها را قاضی رعایت نکند، مایه ننگ و عار اوست. قاضی باید فهیم و سخت بردبار و سخت پارسا و استوار و چنان عالم باشد که از هر چه نمیدانند از او بپرسند، یا چنان باشد که در عین عالم بودن از هر چه نمیداند، بپرسد.[۱۹]
اقدامات عمر بن عبدالعزیز
برخورد شایسته با علویان
عمر بن عبدالعزیز که تلاش میکرد با همه گروهها و دستهبندیها برخورد شایستهای داشته باشد، سعی کرد علویان و شیعیان را نیز از خود راضی نگه دارد. او به این منظور دستور داد کسی حق ندارد حضرت امام علی علیه السلام را لعن کند.[۲۰] پیش از این حضرت علی علیه السلام بر روی منابر لعن میشد و این رسم ناپسند و نفرتانگیزی بود که معاویه آن را باب کرده بود.[۲۱]
عمر بن عبدالعزیز علت محبت خود را به امام علی علیه السلام این گونه نقل میکند: من در مدینه مشغول تحصیل علم بودم. همیشه ملازم عبیدالله بن عبدالله بن عتبه بن مسعود بودم. او چیزی درباره من (و لعن علی) شنیده بود. روزی من نزد او رفتم او را در حال نماز دیدم. او نماز خود را طول داد و من به انتظار نشستم که او از نماز فراغت یابد. چون نماز او پایان یافت رو به من کرد و گفت: تو کی و از کجا دانستی که خداوند بر اهل بدر و بر یارانی که با پیغمبر بیعت رضوان کرده بودند، غضب کرده (و آنها را مستوجب لعن دانسته که تو لعن میکنی؟). خداوند از آنها راضی بوده است. من (عمر بن عبدالعزیز) گفتم: چیزی نشنیدهام (درباره غضب خدا نسبت به آنها). گفت: آنچه از تو درباره علی علیه السلام شنیده شده چه بوده است؟ گفتم: از خدا و از تو معذرت میخواهم. من هم از آن روز لعن علی علیه السلام را ترک کردم. پدرم هم خطبه میخواند، چون خواست نام علی را به زشتی برد، دچار خبط و خلط گردید. همین که فرود آمد از او پرسیدم علت آن تزلزل و پریشانگویی در خطبه چه بود؟ من متوجه شده بودم که چون تو به نام علی علیه السلام میرسیدی، سخن تو پریشان میگردید. گفت: آیا تو متوجه آن پریشانی و اختلال شدی؟ گفتم: آری. گفت: ای فرزند، آنانی که گرد ما تجمع کردهاند اگر آنچه را که ما از (فضایل) علی میدانستیم خود بدانند، از گرد ما پراکنده شده به اولاد علی علیه السلام میگرویدند.[۲۲]
علاوه بر این عمر بن عبدالعزیز، خمس که به بنیهاشم تعلق داشت را به آنها داد و فدک را که معاویه تیول مروان ساخته بود و او هم آن را به پسرش عبدالعزیز بخشیده بود و عمر آن را ارث برده بود، به فرزندان حضرت فاطمه سلام الله علیها بازگردان
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 