پاورپوینت کامل شیخ مهدی سراج انصاری ۶۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل شیخ مهدی سراج انصاری ۶۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل شیخ مهدی سراج انصاری ۶۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل شیخ مهدی سراج انصاری ۶۷ اسلاید در PowerPoint :

محتویات

۱ ولادت و نسب
۲ تحصیلات و استادان
۳ آثار و تألیفات
۴ فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی
۵ ویژگی‌های اخلاقی و عملی
۶ وفات
۷ پانویس
۸ منابع

ولادت و نسب

مهدی سراج انصاری فرزند آیت الله شیخ عبدالرحیم کلیبری انصاری، در روز یکشنبه سوم فروردین ۱۲۷۵ شمسی (۷ شوال ۱۳۱۳ ق) در نجف اشرف به دنیا آمد.

ایشان در مورد جو معنوی خانواده خویش نوشته است: «در دوره زندگانی خود، چیزی که مایه خرسندی من است، آن است که محیط زندگانی من از نخست جهل و نادانی نبوده است، زیرا از روزی که چشم خود را گشودم، خود را در دامان پدری دیدم که یکی از مراجع بزرگ تبریز بود و همیشه مراقب فرزندان خویش بوده و راه سعادت را با دلایل روشن به روی فرزندان خود باز می‌نمود. اگرچه میان باز شدن چشم من با مرگ یک چنین پدری، فاصله بسیار کمی‌‌ شد؛ ولی در اثر پرورش ایشان، نیروی میل و رغبت بر تحصیل علوم و کمالات در من تقویت شده بود».[۲]

سلسله و خاندان سراج انصاری به صحابی معروف پیامبر صلی الله علیه و آله، جابر بن عبدالله انصاری می‌‌رسد. او در این مورد می‌‌نویسد: «سلسله نسب ما به موجب مدارکی که آن مرحوم (پدرم) در دست داشت، به جابر ابن عبدالله انصاری منتهی می‌‌شود و اسنادی که در این موضوع بود، در زمان انقلاب مشروطه ضمن دارایی و کتاب ها به غارت رفت و مفقود شد. پدران ما تا دو قرن پیش، که اسامی ‌‌آن‌ها موجود است، هر یک در زمان خود به انصاری مشهور و همه از علمای درجه اول بوده‌اند».[۳]

تحصیلات و استادان

سراج انصاری تا سال ۱۳۱۲ ش. به تحصیل علوم دینی و معارف اسلامی ‌‌پرداخت و سپس مدتی در تبریز به موعظه و ارشاد مردم همت گماشت. او در سال ۱۳۱۵ ش. به کشور عراق هجرت نمود و در محضر علامه مصلح آیت الله سید هبه‌الدین شهرستانی به کسب معارف اسلامی ‌‌و انجام خدمات دینی اشتغال ورزید. او در مدت تحصیل خویش از اساتید متعددی بهره برده است که در این جا به دو استاد وی – که تأثیر بیشتری در رشد فکری و پرورش روحی وی داشته‌اند – اشاره می‌‌کنیم:

۱- آیت الله شیخ عبدالرحیم کلیبری انصاری:

آقا میرزا عبدالرحیم (۱۲۷۲-۱۳۳۴) پدر و اولین استاد وی می‌‌باشد. سراج انصاری به مدت ۲۱ سال (۱۳۱۳-۱۳۳۴) تحت تعلیم و تربیت این عالم معروف تبریز بود. شیخ عبدالرحیم در اوایل ۱۳۰۰ ق. برای تکمیل علوم دینی به عراق مسافرت نمود و مدتی از درس میرزای شیرازی بزرگ استفاده کرد. سپس در حلقه شاگردان دوره اول مرحوم آیت الله آخوند ملا محمدکاظم خراسانی درآمد. وی همچنین از درس میرزای رشتی و شیخ محمدحسن مامقانی بهره‌مند شد. او از آقا سید کاظم یزدی و آیت الله شریعت اصفهانی اجازه اجتهاد داشته است.

مقام علمی ‌‌شیخ عبدالرحیم نزد علما و مجتهدینی، که نزد آن مرحوم درس خوانده‌اند، محرز و مسلم است. آیت الله شیخ عبدالرحیم کلیبری در زمان خود، مورد توجه عام و خاص و مرجع تقلید مردم آذربایجان بود و عده‌ای از مؤمنین آن سامان علاوه بر تقلید، در رفع خصومات و مرافعات به وی رجوع می‌‌کردند. از تألیفات وی می‌‌توان به کتاب‌های زیر اشاره نمود: مشکوه السالک در ادعیه؛ صراط النجاه در اصول دین؛ رساله در شرط متأخر؛ بهجه العناوین؛ اجتهاد و تقلید.[۴]

۲- علامه مصلح سید هبه‌الدین شهرستانی:

محمدعلی فرزند سید حسین عابد، معروف به «سید هبه‌الدین شهرستانی» در شهر سامرا متولد شد. سید هبه‌الدین بعد از فراگیری علوم مقدماتی، در حوزه درس آیات عظام: آخوند خراسانی، سید محمدکاظم یزدی و شریعت اصفهانی حاضر شد و در مدت اندک به مقام عالی اجتهاد نایل آمد. او به علت ذوق سرشار و استعداد فراوانش، علاوه بر فقه و اصول، به مطالعه و فراگیری علوم جدید نیز همت گماشت و فن نویسندگی و روش تحقیق و بحث و بررسی را دنبال نمود. علامه شهرستانی با همه مشکلات و اشتغال به کارهای سیاسی، بیش از ۱۰۰ جلد کتاب در موضوعات گوناگون نگاشت که از آن جمله است: توحید اهل التوحید؛ فیض الباری در تهذیب منظومه سبزواری؛ الامامه والامه؛ الهیئه والاسلام؛ مواهب المشاهد؛ الفاروق فی فرق الاسلام؛ دلیل القضاه؛ وقایه المحصول؛ ماهو نهج البلاغه؛ الشیعه الناجیه و… این استاد کم نظیر در ۲۵ شوال ۱۳۸۲ ق. در شهر کاظمین چشم از جهان فروبست.[۵]

آثار و تألیفات

شیخ مهدی سراج بعد از تکمیل تحصیلات خویش، مسئولیت ارشاد و راهنمایی مردم را بر عهده گرفت و در مسجد محله منجم تبریز به امامت جماعت مشغول شد. او همزمان قلم به دست گرفت و در سنگرهای فرهنگی از مرزهای عقیدتی و ارزش‌های اسلامی ‌‌دفاع نمود.

وی در میان اهل قلم نیم قرن پیش، از معدود نویسندگانی بود که هنر خود را فقط در راه نشر معارف اهل بیت و اعتلای کلمه توحید و دفاع از اصول و ارزش‌های اسلامی ‌‌بکار می‌‌گرفت. سراج الواعظین انصاری هدف خود را از نوشتن، بیان اعتقادات و اظهار حقانیت شیعه می‌‌دانست. او در اولِ کتاب شیعه چه می‌‌گوید؟ انگیزه و شیوه نگارش خود را چنین بیان می‌‌دارد: «هنگام نوشتن این کتاب، سه چیز را در نظر گرفتم: یکی بیان عقاید حَقه شیعه؛ و دیگر جواب خرده‌گیری‌های کسروی؛ سومی ‌‌ساده و بی‌آلایش بودن نوشته های خود.» این نویسنده فداکار در نوشته‌هایش می‌‌کوشید تا چنان بر آگاهی خواننده بیفزاید که از نوشته دیگر بی‌نیاز شود.[۶]

حاج سراج ابتدا سرپرستی مجله «آیین اسلام» را پذیرفت و سپس مدیریت مجله «دنیای اسلام» را بر عهده گرفت. در سال ۱۳۲۸ ش. امتیاز مجله «مسلمین» به نام ایشان صادر شد و این مجله به مثابه ارگان رسمی ‌‌«اتحادیه مسلمین ایران» انتشار یافت. مجله مسلمین سال‌ها منتشر گردید تا آن که در سال ۱۳۳۵ از طرف دولت وقت، توقیف و اجازه انتشار آن برای همیشه لغو شد.

شیخ آقا بزرگ تهرانی در این باره می‌‌نویسد: «میرزا عبدالرحیم فرزندی به نام شیخ میرزا مهدی، مشهور به سراج الواعظین داشت که مجله مسلمین را منتشر می‌‌ساخت. او مقالات مفید و ارزشمندی در مجلات می‌‌نوشت که مجموعه آن‌ها را به نام «ماتریالیسم در رد مادیگری» در سال ۱۳۷۳ ق. در خراسان به چاپ رساند».[۷]

شیخ مهدی سراج علاوه بر نشر مقالات در نشریات مختلف و بیان آرا و عقاید خود – که بر مدار حفظ فرهنگ ناب دینی و دفاع از اندیشه‌های بلند شیعی تحریر می‌‌شد – کتاب‌ها و آثار قلمی‌‌ دیگر نیز داشت.

برخی آثار مطبوع و غیرمطبوع وی عبارتند از:

۱- نبرد با بی‌دینی[۸] (بخش اول)؛ سراج در این مورد می‌‌نویسد: «طرز استدلال ما در این کتاب، آن است که نوشته‌ها و عقاید کسروی را مسلمات! فرض کرده و از نوشته‌های خود او همان‌ها را نقض و باطل کرده‌ایم و یا خرد را داور بطلان آن‌ها قرار داده‌ایم و به هیچ وجه از قرآن و حدیث و قصص و حکایات و تاریخ و مانند آن در ابطال عقاید او، دلیل نیاورده‌ایم و گاهی که آیات قرآنی یا یکی دو حدیث بیان شده، نه برای استدلال بوده است که بلکه برای بیان لغزش او یا به جهت نشان دادن عظمت قرآن و مانند این‌ها بوده است».[۹]
۲- شیعه چه می‌‌گوید؟
۳- دین چیست و برای چیست؟؛ چاپ اول این کتاب به صورت سلسله مقالاتی در سال ۱۳۲۴ در سال دوم مجله فرهنگی آیین اسلام منتشر شد و سپس مجموعه آن مقالات به شکل یک کتاب از طرف «اتحادیه مسلمین» چاپ و توزیع گردید. حاج سراج انصاری در این کتاب ضمن تشریح حقیقت وحی، خاتمیت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و ماهیت دین واقعی، شعبده‌بازی های مدعیان دروغین نبوت، باب و بهاء را افشا کرده و «برانگیخته‌های»[۱۰] الهام گرفته از دشمنان اسلام و ایران را رسوا ساخته است.[۱۱]
۴- خرد چیست و خردمند کیست؟
۵- ۱۲ شماره نشریه اتحادیه مسلمین ایران.
۶- ده‌ها شماره مجله مسلمین.
۷- قهرمانان میدان های تاریخ اسلام.
۸- دفاع از شیعه‌گری.
۹- رشید در پایتخت رشید.
۱۰- سخنرانی‌های مذهبی در رادیوی ایران.
۱۱- در پیرامون ماتریالیسم (جزء اول، دوم و سوم).
۱۲- نبرد با بی دینی (بخش دوم و…).
۱۳- تدوین تاریخ اسلام؛ متأسفانه مرگ او موجب ناتمام ماندن این کتاب گشت.[۱۲]

فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی

شیخ مهدی سراج که در سال ۱۳۱۷ ش. همراه استادش به ایران آمده بود، بار دیگر به عراق بازگشت و در کاظمین ساکن شد. وی تا سال ۱۳۲۰ ش. در همان جا مقیم بود تا آن که در اوایل سال ۱۲۲۱ ق. از طرف دولت عراق بازداشت و پس از پایان مدت توقیف، به ایران تبعید شد. بعد از بازگشت به ایران در کنار خدمات دینی، بی‌وقفه علیه احزاب سیاسی ضدملی و ضددینی و نشریات الحادی مبارزه نمود. در سال ۱۳۲۳ اداره امور مجله آیین اسلام به ایشان واگذار شد.

مبارزه با انحرافات کسروی:

شیخ سراج در همان سال به درخواست عده‌ای از جوانان، تشکلی را به نام «جمعیت مبارزه با بی‌دینی» بنیان نهاد که هدف اساسی آن، مبارزه با کجروی‌های احمد کسروی بود. فعالیت‌های این جمعیت چنان پیروان کسروی را به وحشت انداخت که چاقوکشان کسروی در صدد از میان بردن این عالم مجاهد برآمدند.

او در مورد آشنایی خود با احمد کسروی[۱۳] (۱۳۲۴-۱۲۶۹ ش) – نویسنده مغرض و معاند که بر ضدمعارف اسلامی ‌‌تلاش می‌‌کرد – می‌‌نویسد: «در سال ۱۳۱۳ شمسی به مهنامه پیمان برخوردم که مطالب آن نظر مرا جلب نمود و چند شماره آن را به وسیله یکی از دوستانم بدست آورده و مطالعه کردم و چند ایرادی به نظرم رسید که فوراً ضمن نامه‌ای به مدیر آن مهنامه (سید احمد کسروی) نوشتم. مطالعه پیمان و خرده‌گیری‌های من باعث شد که با کسروی آشنا شدم».

حاج سراج، اول با ارسال نامه‌های محبت‌آمیز و دوستانه سعی کرد تا این همشهری گمراهش را به سوی حق هدایت نماید، که تا مدتی این روش مؤثر واقع شد؛ به طوری که کسروی به وی ابراز علاقه می‌‌نمود و در نامه‌های خود، آن را بیان می‌‌داشت. به عنوان نمونه، کسروی در یکی از نامه‌های خود به شیخ مهدی می‌‌نویسد: «برادر پاکدین! نامه گرامی ‌‌رسید. از دیری، گوش و چشم به راه داشتم که از آن برادر خبری شنوم و نامه‌ای دریابم… کنون خشنودم که از حال برادر آگاهی و روشنی پیدا کردم و نیز خشنودم که در آنجا آزاد و آسوده می‌‌باشید… و در پایان درود می‌‌رسانم و چشم به راه دیدار آن برادر هستم. سید احمد».[۱۴]

اما این روابط دوستانه دیری نپایید و چنان که گفته‌اند:

پرتو نیکان نگیرد هر که بنیادش بد است * تربیت، نااهل را چون گردکان بر گنبد است

کسروی همچنان بر ترویج عقاید باطل خود اصرار می‌

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.