پاورپوینت کامل شیخ محمدحسین فاضل تونی ۹۶ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل شیخ محمدحسین فاضل تونی ۹۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل شیخ محمدحسین فاضل تونی ۹۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل شیخ محمدحسین فاضل تونی ۹۶ اسلاید در PowerPoint :
محتویات
۱ ولادت و خاندان
۲ تحصیلات و استادان
۳ بر کرسی استادی
۴ آثار و تألیفات
۵ ویژگیهای علمی و اخلاقی
۶ وفات
۷ در رثای استاد
۸ پانویس
۹ منابع
ولادت و خاندان
ادیب یگانه و حکیم فرزانه، علامه آیت الله آقا شیخ محمدحسین فاضل تونی در شب ۲۵ محرم سال ۱۲۹۸ قمری در «تون»[۱] در خانوادهای از اهل فضل و تقوا دیده به جهان گشود. پدرش ملا عبدالعظیم، واعظ بود و در تون (فردوس کنونی) و حوالی آن شهرت بسزا و محبوبیتی خاص داشت.
در مورد علت نامگذاری وی به «فاضل»، خود ایشان می گوید: «عادت مرحوم ادیب نیشابوری این بود که درس هر روز را می بایستی یکی از شاگردان بخواند. در روز چهارم، نوبت به من رسید، که از دیگران بهتر خواندم. مرحوم ادیب گفت: «این رجلِ فاضل کیست؟!» مرا پیش خود خواند و در پهلوی خود نشانید، بدین سبب از آن روز به «فاضل» مشهور شدم».
تحصیلات و استادان
ملا عبدالعظیم واعظ تونی – پدر علامه فاضل تونی – پیش از آن که فرزندش به سن تعلم برسد، او را به مکتب سپرد و آن کودک صاحب قریحه با شوقی تمام، سرگرم تحصیل شد. خواندن را به اندک مدتی آموخت، چند ماهی نیز به تمرین نوشتن پرداخت و بلافاصله به تحصیل مقدمات عربی پرداخت و تمام قرآن را به حافظه سپرد. سه-چهار سالی از تحصیل وی نگذشت که ملا عبدالعظیم به جوار رحمت حق پیوست ولی این موجب وهن و فتوری در عزم راسخ فاضل نشد و پس از چندی به تحصیل ادبیات عرب پرداخت.
وی در همان زادگاهش کتاب «البهجه المرضیه» معروف به سیوطی را نزد ملا محمدباقر تونی، و «مغنی اللبیب» ابن هشام را نزد آقا میرزا حسین به اتمام رسانید و مقداری از «مطول» را هم فراگرفت.
از همان عهد کودکی، آثار بزرگی از چهره اش هویدا بود. قدرت حافظه و حدت ذهن و سرعت فراگیریاش به حدی بود که تحسین و تعجب همگان را برمی انگیخت. چندی نگذشت که در همان زادگاهش سرآمدِ اقران شد و افراد متمکن، فرزندان خود را برای تحصیل یا مباحثه به خدمتش می فرستادند. چون به ۱۷ سالگی رسید، دیگر محیط محدود «تون» را برای خود کوچک یافت و ناچار برای استفاده از محضر اساتید بزرگ، وطن و خاندان را ترک کرده و به مشهد مقدس عزیمت کرد و برای ادامه تحصیل در آن جا رحل اقامت افکند.
در مشهد، در مدرسه نواب به درس مطول مرحوم «ادیب نیشابوری اول» حاضر می شد. یک قسمت مطول را هم از دانشمند کم نظیر، مرحوم «آقا میرزا عبدالرحمن مدرس شیرازی» آموخت. با این که علوم ریاضی چندان مورد استقبال طلاب نبود، با شوق و شور تمام محضر مرحوم «آقا میرزا عبدالرحمن» را برای آموختن «خلاصه الحساب» شیخ بهایی و هیئت و نیز نجوم و «تحریراقلیدس» مغتنم دانست و در تمام آن ها تبحر یافت. وی برای آموختن فقه و اصول به محضر «حجه الاسلام بجنوردی» حاضر می شد و از درس معالم مرحوم «شیخ اسماعیل قاینی» نیز استفاده می کرد.
هجرت به اصفهان:
شش سال در مشهد مقدس ماند و با جِد و جهد و هوش و حافظه سرشار خود از محضر استادان بزرگ آن خطه بهرهها برد. آن گاه به همراهی مرحوم شیخ محمد – که بعدها در اصفهان به «شیخ محمد حکیم» معروف شد و طالبان حکمت قدیم را از محضر پربرکت خود بهرهمند ساخت – به جانب دارالعلم اصفهان رهسپار گشت تا به تحصیل فلسفه و حکمت و تکمیل فقه و اصول بپردازد.
اصفهان در آن هنگام مهد علم و دانش بود و بازار علوم دینی و فلسفی رونقی بسزا داشت. قریب دو هزار و پانصد طلبه پرشور و با حرارت در حوزههای مختلف علمی آن شهر مشغول استفاده بودند و برخی از آنان مانند مرحوم «آیت الله بروجردی» بعدها به بالاترین مدارج علمی نایل آمدند. در اصفهان با شیخ محمد، حجره محقری گرفتند و مدتی با هم به مباحثه و تحصیل پرداختند. در ماههای اول ورود به اصفهان، چون غریب و بی آشنا بودند و شهریه کافی نداشتند، از لحاظ معیشت بسیار در مضیقه به سر می بردند.
بسیار اتفاق می افتاد که مرحوم استاد، غذای کافی برای رفع گرسنگی نمی یافت و اگر می یافت، از نان و ماست، یا نان و پیاز، یا نان و پنیر تجاوز نمی کرد. مکرر می فرمود: «سالی در مشهد مقدس (یا اصفهان) که مشغول تحصیل بودم، در ماه مبارک رمضان آن سال فقط سه سحر با نان و ماست به سر بردم، و بقیه را بر اثر تنگدستی با نان و پیاز. ولی صفای باطن و لذت روحی و معنوی را در همان سال یافتم».
استاد فقید به واسطه تعفف و مناعت طبع هرگز کسی را از حال خود آگاه نمی ساخت؛ حتی وقتی تجار خیر، طلاب را به افطار دعوت می کردند، برای این که از درس و مباحثه بازنماند، از اجابت دعوت آنان سرباز می زد و به آن چه داشت، قناعت می ورزید.
از همان روزهای اول به درس حکمت مرحوم «جهانگیرخان قشقایی» حاضر شد و شیفته و دلباخته آن استاد فرزانه گشت. مرحوم جهانگیرخان دوره منظومه حکیم سبزواری را در مدت شش سال تدریس می کرد، که البته قسمت اعظم مطالبِ «شفا» و «اسفار» نیز در ضمن آن بیان می شد.
آقای فاضل در سومین دورهای که جهانگیرخان تدریس منظومه را آغاز کرد، به محضر او پیوست و در تمام مدت شش سال (جز موقعی که به مرض حصبه مبتلا شده بود) حتی یک روز از درس آن بزرگ، غفلت نکرد. در روز شروع، قریب یکصد و بیست تن طلبه حضور داشتند ولی به تدریج که مباحث، پیچیده و مشکل می شد، عده طلاب رو به کاهش می نهاد. عدهای در مبحث «وجود ذهنی» به تحلیل رفتند و عده دیگر در مبحث «عاقل و معقول» و هکذا…
ایشان به موازات تحصیل حکمت، برای تحصیل فقه از حوزههای درسی علمای بزرگ اصفهان چون: مرحوم «سید محمدصادق خاتون آبادی»، مرحوم «آخوند فشارکی» و مرحوم «آقا سید علی نجف آبادی» استفاده کامل برد. از قضا در همین هنگام، مرحوم «حاج شیخ عبدالله گلپایگانی» – از علمای بزرگ نجف – به اشاره پزشکان برای تغییر آب و هوا در اصفهان سکنی گزید و آقای فاضل، مقدم آن بزرگوار را فیضی بزرگ و موهبتی عظیم دانست و از مجلس درس اصول ایشان فایده ها اندوخت. آقای فاضل می فرمود: «مجلس درس حاج شیخ عبدالله گلپایگانی از لحاظ استفاده، از مجالس کم نظیر بود؛ زیرا وی بیانی ساده و رسا و دقیق داشت و برای تفهیم مطالب، مثال های ساده از زندگانی روزانه می آورد. از طرف دیگر، حوزه درسش – به خلاف رسم آن عهد – آرام و بدون هیاهو و جر و بحث بود. طرز استدلالی که از ایشان درباره قاعده ترتب شنیدم، از هیچ یک از استادان دیگر نشنیدم».
علامه فاضل تونی مدت یازده سال در اصفهان ماند و جز به تحصیل، مباحثه، تدریس، عبادت، ریاضت و تهذیب نفس به کاری نپرداخت و همیشه خود می فرمود: «بهترین ایام دوران عمر من، ایامی است که در اصفهان گذراندهام!».
اقامت در تهران:
سرانجام هوای وطن، آقای فاضل را پس از سال ها به خراسان کشانید؛ اما پس از توقف چند ماهی در آن سامان، مجدد به قصد اصفهان حرکت کرد. چون به تهران رسید، شنید که مرحوم حکیم «آقا میرزا هاشم اشکوری» – مدرس معقول مدرسه سپهسالار – (شهید مطهری فعلی)، تدریس «شرح مفتاح الغیب» را شروع کرده است.
چند روزی برای کسب فیض از آن عامل متبحرِ پرمایه، به جلسه درس ایشان حضور یافت. تسلط و احاطه آن استاد بزرگوار در حکمت و عرفان و لطفِ محضر و صفای باطن ایشان چنان بود که همین که چشم این مسافر شیدا به جمال او افتاد، عزم رحیلش بدل به تصمیم اقامت شد و مدتی چند نیز ملازمت خدمت آن استاد را برگزید.
مرحوم اشکوری همین که تدریس «شرح مفتاح الغیب» را به پایان رسانید، به تدریس اسفار پرداخت و علامه فاضل با آن که قسمت اعظم اسفار را نزد مرحوم جهانگیرخان فراگرفته بود، دوباره دوره آن را آموخت. همچنین در درس «فصوص الحکم» ایشان نیز حضور می یافت و بعد از ظهرها هم به طور خصوصی در خدمت ایشان به تحصیل «تمهید القواعد» می پرداخت.
هوش و حافظه عجیب، شور و اشتیاق کامل نسبت به علم و معرفت، ملازمت اساتید طراز اول و ممارست خستگی ناپذیر، همه همآهنگ دست به دست هم داد و موجب شد که وی استاد کامل و محیط، و عالمی کارآمد و مسلط شود.
بر کرسی استادی
پس از ارتحال «آقا میرزا هاشم اشکوری»، آقای فاضل به «مدرسه دارالشفاء» رفت و در آن جا حوزه درسی دایر کرد و طلاب صالح و مستعد را از معلومات وسیع خود بهرهمند ساخت. در سال ۱۳۳۳ ق. در «مدرسه سیاسی» به تدریس عربی پرداخت و پس از چندی، تدریس فقه و منطق که به ایشان پیشنهاد شده بود، را به عهده گرفت. چندی هم در «دارالفنون» و «مؤسسه وعظ و خطابه» به تدریس پرداخت.
در سال ۱۳۱۳ ش. تدریس عربی «دارالمعلمین عالی» که تازه افتتاح شده بود، به ایشان محول گشت و سپس تدریس منطق و فلسفه نیز بدان اضافه شد. همچنین بعد از تأسیس «دانشکده معقول و منقول»، در آن دانشکده نیز تدریس می کرد. و به این ترتیب هزاران نفر از مجالس درس ایشان کسب فیض کردهاند. در سال های اخیر، تدریس ایشان منحصر در «دانشکده ادبیات» و «دانشکده معقول و منقول» بود و در هر دو دانشکده، اولیای مؤسسه، اساتید، همکاران و دانشجویان، نهایت تجلیل و تکریم را نسبت به آن بزرگ، مراعات می کردند و همواره با نظر احترام آمیخته با محبت به ایشان می نگریستند.
استاد بزرگوار، از کسانی بود که علم و دانش را کوثر و مطلوب بالذات می دانند نه وسیله و ابزار تکاثر؛ بدین معنی که به راستی از اوان کودکی تشنه دریافت حقیقت و کسب دانش و فضیلت بود و از یادگرفتن و یاد دادن لذت می برد. علم و دانش را پرارزشترین و تحصیل آن را جدیترین امور می دانست.
این بود که چون درباره امور عادی زندگی سخن می گفت، گاهی کلمات و جملات را به درستی ادا نمی کرد و حتی بعضی کلمات را شکسته بسته ادا می فرمود، ولی هنگام درس به کلی لحن تکلمش عوض می شد و مطالب را شمرده و با طمأنینه شرح می داد و مشکلترین و پیچیدهترین معارف را با قوت بیان، ساده و روشن می ساخت و درس خود را به آیات قرآنی و اشعار مولانا و حافظ و شیخ محمود شبستری می آراست. ضمن تدریس برای رفع خستگی دانشجویان غالباً مطالبی شیرین بیان می کرد و کمتر جلسه درس ایشان بدون مزاح به پایان می رسید.
خود آن مرحوم را نیز گاه چنان خنده می گرفت که مدتی سخنش قطع می شد. مجلس درس و بیان شیوایش به قدری جالب بود که غالباً دانشجویان رشتههای دیگر نیز در مواقع فراغت، حضور در جلسه درس او را مغتنم می دانستند و مجذوب احاطه علمی، حضور ذهن، حافظه شگرف، حُسن بیان، ذوق، ظرافت، نیروی ایمان و صفا و سادگی مخصوص او می شدند و سخنان او را به عنوان نُقلِ محافل در مجالس نقل می کردند.
هر کس چند جلسه به درس آن مرحوم حضور می یافت، از وسعت علم و دانش و احاطه او در رشتههای مختلف علوم اسلامی – بخصوص در ادبیات عرب و حکمت قدیم – دستخوش اعجاب و حیرت می شد، و مجذوب صفای قلب و بی آلایشی و بی پیرایگی و صدق و صفا و اخلاص ایشان می گشت و در سِلک مریدان آن وجود عزیز درمیآمد.
علامه فاضل از ذخایر و نوادر عصر ما و به حقیقت «بقیهالماضین و خیرالموجودین» بود و در بعضی از قسمت ها بدیل و نظیری نداشت. مرحوم «آیت الله بروجردی» در نامهای که چند سال قبل از وفات فاضل بدو مرقوم داشته بود، وی را به عنوان «عمادالعلماء المتألّهین» مخاطب فرموده بود. وی همچنین از بزرگ مرجع عصر خود، مرحوم «آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی» اجازه تدریس داشت. متن این اجازه نامه چنین است: «بسم الله الرحمن الرحیم. مخفی مباد، جناب مستطاب علم الأعلام، ابوالفضایل والفواضل، آقای میرزا محمدحسین فاضل تونی، دام فضله، که از افاضل مدرسین معقولند، از جانب احقر مأذون و مجازند در تدریس و افاضات علمیه. حرّره الأحقر ابوالحسن الموسوی الاصفهانی».
آیت الله حسن زاده آملی می نویسد: «این فقیر الی الله که می خواستم «شرح قیصری بر فصوص الحکم» را شروع کنم، از استاد علامه شعرانی رضوان الله علیه راهنمایی خواستم. آن جناب فرمود: «اگر آقای فاضل تونی قبول کند، خیلی خوب است.» بعد از آن، استاد شعرانی فرمود: «من وقتی به سن شما بودم و در تهران درس می خواندم، آقای فاضل تونی یکی از اساتید حوزه علمیه اصفهان بود و آوازه ای بسزا و شهرت علمی تمام داشت». پس از شرح فصوص یاد شده، خواستم «شفا» را دو درسه بخوانم، چه این که یک درس از کتاب نفس آن را در محضر استاد شعرانی مشغول بودم. باز از آن جناب راهنمایی خواستم که: اجازه می فرمایید شفا را از اول طبیعیات نزد فلانی (یکی از روحانیون نامدار آن روز تهران) بخوانم؟ در جوابم فرمود: «این آقا از خارج، حرف و مطلب خیلی می داند ولی ملای کتابی نیست؛ طلبه باید پیش ملای کتابی درس بخواند. اگر آقای فاضل تونی درس شفا را برای شما قبول کند، خیلی خوب است».
آثار و تألیفات
علامه فاضل تونی تقریباً از نعمت خط محروم بود و به زحمت می توانست چیزی بنویسد. حتی امضاء کردن نیز برای ایشان خالی از اشکال نبود؛ چه آن مرحوم فقط در ایام کودکی چند ماهی در مکتب مشق نوشته بود. پس از آن به واسطه قدرت حیرت انگیز حافظه، احتیاجی به ثبت و یادداشتِ مطالب نداشت؛ بنابراین، به ندرت ممکن بود چیزی بنویسد. به همین جهت آثار قلمی آن مرحوم معدود است و همان ها را هم معمولاً دیکته کرده و دیگران نوشتهاند؛ این آثار عبارتند از:
۱. جزوه صرف:
این کتاب مشتمل بر تجزیه و ترکیب بخشی از آیات قرآنی می باشد که در مؤسسه وعظ و خطابه سابق، دیکته کرده است. در این اثر نفیس، استاد تنها به تجزیه و ترکیب و ذکر نکات صرفی و نحوی اکتفا نکرده، بلکه به مناسبت هر آیه، نکاتی دقیق از تفسیر، معانی، بیان، کلام، حکمت و عرفان آورده است.
۲. تعلیقه بر شرح فصوص:
تعلیقه ای بسیار عالمانه بر مقدمه کتاب «شرح فصوص الحکم» قیصری است که متضمن برخی اشارات و دقایق عرفانی نیز میباشد. علامه فاضل تونی این رساله را نخست به عربی تنظیم کرده بود تا در حکم رساله دکترای او (برای تشخیص درجه معلومات) محسوب شود لکن چون طرح رساله عربی در مورد تشخیص پایه اطلاعات در قانون دانشگاه پیش بینی نشده بود، آن متن عربی را به فارسی درآورد و مقدمهای بر آن نگاشت. این اثر نفیس با مقدمه استاد بدیع الزمان فروزانفر به چاپ رسیده است.
۳. منتخب قرآن و نهج البلاغه:
مجموعهای است از آیات قرآنی و کلمات قصار و چند خطبه از نهج البلاغه به همراه شرح لغات مشکل آن.
۴. صرف و نحو و قرائت (برای سال اول تا سوم دبیرستان):
در تألیف این کتاب، استاد احمد بهمنیار و عبدالرحمن فرامرزی هم با آن مرحوم همکاری داشتهاند. صرف هر سه جلد را مرحوم بهمنیار، متون و قرائت آن ها را فرامرزی و نحو آن ها را مرحوم فاضل تهیه کردهاند.
۵. منتخب کلیله و دمنه و ابن خلکان:
منتخبی است از «کلیله و دمنه»ی عربی عبدالله بن مقفع، و «وفیات الاعیان» ابن خلکان، با شرح و توضیح لغات مشکل آن دو.
۶. ترجمه فنون سماع طبیعی شفا:
این کتاب ترجمه فن سماع از طبیعیات شفای ابوعلی سینا با همکاری استاد مح
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 