پاورپوینت کامل حسین نوری همدانی ۸۳ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل حسین نوری همدانی ۸۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل حسین نوری همدانی ۸۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل حسین نوری همدانی ۸۳ اسلاید در PowerPoint :
منبع: سایت حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی دامت برکاته
ولادت
ایشان در سال ۱۳۰۴ شمسی در یک خانواده مذهبی در شهر همدان دیده به جهان گشودند. پدر ایشان مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ ابراهیم نوری همدانی از علمای وارسته همدان، معاصر با حضرت آیت الله العظمی آخوند ملا علی همدانی و هم حجره ایشان بود.
تحصیلات
معظمله در سن هفت سالگی آموختن را آغاز نموده. ادبیات فارسی، گلستان سعدی، انشاء، ترسل نصاب و… تا معالم الاصول را پیش والد مکرم خویش فراگرفتند. سپس در سال ۱۳۲۱ شمسی وارد مدرسه مرحوم آخوند همدانی شده و حدود یک سال و نیم در آن جا به فراگیری علوم پرداختند. ولی اشتیاق و عطش ایشان به آموختن و استعداد مثال زدنی فراگیری در وجود معظمله، وادارشان ساخت تا بعد از اقامت مدت کوتاهی در همدان به شهر مقدس قم عزیمت نموده و در آشیانه اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام اقامت افکنده، با به جان خریدن همه مشقتهای جانفرسای آن روز، به بهرهگیری از دروس اساتید برجسته حوزه علمیه قم بپردازند.
اساتید
همان گونه که بیان شد ایشان دروس ابتدایی را در خدمت پدر بزرگوارشان آموخته، سپس در محضر بزرگان حوزه علمیه همدان به ویژه مرحوم آیت الله العظمی آخوند ملا علی همدانی زانوی شاگردی زدند.
بعد از ورود به حوزه علمیه قم، بیشترین استفاده علمی را از خدمت آیات عظام: داماد، حجت کوهکمرهای، علامه طباطبایی، بروجردی و حضرت امام خمینی علیهمالرحمه داشتهاند که این قسمت را از زبان خود حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی میخوانیم: یکی دیگر از اساتید مهم ما مرحوم آیت الله العظمی سید محمد داماد میباشد که حدود ۱۲ سال در درس فقه و اصول معظمله شرکت نمودم.
چند نفر بودیم در حوزه که به شاگردان داماد معروف بودیم. ایشان مرد بسیار دقیقی بود و دقت نظر ایشان انصافاً خیلی خوب بود. در تربیت شاگرد و عنایت به شاگرد هم ممتاز بود. نوشتههایی از درس آن مرحوم را بنده دارم. من درسهای ایشان را مینوشتم و بعداً خدمت ایشان میدادم. مطالعه میکردند و با دقت در حاشیهاش چیزهایی مینوشتند که اکنون وقتی نگاه میکنم برای من یک یادگار آموزنده و مهمی است.
در تواضع، اخلاص و سادهزیستی کمنظیر بود. این را فراموش نمیکنم یک روز درس میگفتند، در مسئله وضو به این جا رسیدند که در موقع گرفتن وضو باید انسان خودش آب بریزد و خودش وضو بگیرد و کسی کمک نکند. البته کمک هم مراتب دارد. بعضی مراتبش باطل میکند و بعضی مراتبش مکروه است. روایتی خواندند از «وسائل» که حضرت امام رضا علیه السلام زمانی که به مجلس مأمون وارد شدند و مأمون در حال وضوگرفتن بود، بدین نحو که یک نفر آب میریخت در مشت او و او وضو میگرفت. حضرت امام رضا علیه السلام به مأمون فرمودند: «لاتشرک بالله یا امیرالمؤمنین».
این کلمه را که ایشان خواندند، که حضرت رضا به مأمون، امیرالمؤمنین گفته باشد. در اثنای بحث این کلمه (امیرالمؤمنین) ایشان را منقلب کرد به طوری که به شدت گریه کرد و نتوانست آن روز درس بگوید. متأسف شد که وضع طوری باشد که امام رضا علیه السلام به مأمون بگوید امیرالمؤمنین! اخلاصش را دارم، میگویم که آن روز با گریهاش همه را منقلب کرد و نتوانست درس بگوید. عبایش را بر سرش گرفت و جلسه را ترک کرد.
از جمله کسانی که باز پیش آنها درس خواندم آیت الله آقای علامه طباطبایی بود که پنج سال بنده به درس اسفار ایشان رفتم. البته عظمت و بزرگواری آیت الله علامه طباطبایی از لحاظ اخلاق، کمال و معلومات و تربیت شاگرد، معلوم است و نیاز به توضیح ندارد. یکی دیگر از اساتید بزرگ ما حضرت آیت الله العظمی آقای سید محمد حجت کوهکمری بود. من در درس ایشان مدتی شرکت میکردم. درس معظمله، در آن زمان در قم ممتاز بود.
استادی بسیار بزرگ و خیلی خوشبیان بودند. در درس گفتن سلیقه خوبی داشتند. مطالب را دستهبندی میکردند. دستهبندی مطالب به گونهای بود که نوشتنش خیلی راحت بود. روش آن مرحوم باید برای ما درس باشد که مطالب را تنظیم کنیم. مثلاً بیع فضولی که میگفت، در بیع فضولی چند تا مبناست: مبنای مرحوم شیخ انصاری، مبنای مرحوم آخوند خراسانی که از حاشیه آخوند بر مکاسب استفاده میشود – مبنای مرحوم سید محمدکاظم یزدی، مبنای مرحوم شیخ محمدحسین کمپانی اصفهانی و مبنای خودش، پنج شش تا مبنا بود.
از اول بیع فضولی تا آخر، هر روز مطلب هر کس را روی مبنای خودش، به طوری تنظیم میکرد که انسان از این بیان و دستهبندی تعجب میکرد. درس را به این ترتیب میگفت و مقتضای مبنای هر کس را در مسأله بیان میکرد، یا در صحت و نفوذ بیع فضولی و در بحث اجازه مثلا در نقل و اقسام کشف و… تقسیمبندی بسیار جالبی داشت.
نکته دیگری که در رابطه با ایشان به نظرم رسید، آن است که روزی که در آستانه احتضار قرار گرفته بود رفتم منزل ایشان، نزدیک مدرسه حجتیه. من توی حیاط بودم و اشخاص دیگری هم بودند. همه ناراحت و متأثر بودیم. یک نفر آمد و گفت: برای ایشان، مقداری تربت سیدالشهداء علیه السلام آوردند، تربت را با آب قاطی کردند. تا ایشان بخورند. ایشان هم برداشت و نزدیک لبش آورد و گفت: (آخر زادی من الدنیا تربه الحسین) و آنگاه نوشید و اشهد ان لا اله الا الله را گفت و رو به قبله، به جوار حق پیوست.
یکی دیگر از اساتید بنده حضرت آیت الله العضمی بروجردی بودند، بنده از روزی که ایشان به قم تشریف آوردند تا روزی که از دنیا رحلت کردند، یعنی: در حدود ۱۵ سال در تمام درسهای ایشان افتخار شرکت کردن را داشتم و مقدار زیادی از درسهای فقه و اصول آن استاد بزرگ اعلی الله مقامه را نوشتهام و در ضمن شرکت در درس گاهی مطالبی در رابطه با درس مینوشتم و در درس به محضر مبارکشان تقدیم میکردم، معظمله آن را میخواندند و گاهی هم با بزرگواری خاصی که داشتند مورد تشویق قرار میدادند.
آیت الله بروجردی، از لحاظ سخاوت و کرم دارای امتیاز خاصی بودند. برای نمونه، یک وقت ایشان در بیرونی نشسته بودند، زنی وارد شد و آقا آن زن راد ید. به پیش خدمت خود فرمودند: ببینید این زن چه میخواهد. پیشخدمت گفت: این زن علویه است، پول یک چادری میخواست، پنجاه تومان به ایشان داده شد. آقا تا اسم علویه را شنیدند، فرمودند: علویه و پنجاه تومان؟ گویی ایشان، پنجاه تومان را برای علویه توهین دانستند. در حالی که در آن زمان، پنجاه تومان کم پولی نبود. فرمودند: اقلاً چهارصد-پانصد تومان به آن زن بدهید. به طور کلی، همیشه اشخاصی که نزد ایشان میآمدند، ایشان بیش از آن مقداری که اشخاص توقع داشتند به آنان عنایت میکردند.
یکی از اساتید بزرگ ما، حضرت امام خمینی رحمه الله بودند. راجع به حضرت امام باید عرض کنم، اولین وسیله آشنایی من با ایشان، در ابتدای ورودم به قم، سال هزار و سیصد و شصت و دو قمری، در درس اخلاق ایشان بود که روزهای جمعه عصرها تقریبا یک ساعت به مغرب مانده در مدرسه فیضیه زیر کتابخانه درس اخلاق میفرمودند. بعد توسط حضرت آیت الله العظمی خوانساری نماز جماعت اقامه میشد. بنده هم در درس اخلاقی، عرفانی و علمی ایشان شرکت میکردم. این درس بسیار سازنده و کامل بود. آیات و احادیث آمیخته با برداشت علمی، اخلاقی با بیان بسیار رسا و کافی از دل برمیخاست و بر دل مینشست. تحولی عمیق در شنونده ایجاد میکرد.
مدرس مملو از جمعیت میشد. صفا و معنویت اعضای مجلس را فرامیگرفت. در همان موقع هم ایشان یکی از علمای بزرگ و مشهور بودند و در تیزبینی و ژرفاندیشی و واقعنگری و وسعت نظر ممتاز بودند. یکی از چیزهایی که در معرفی فکر ایشان، خیلی مؤثر بود کتاب (کشفالاسرار) ایشان بود. که آن موقع این کتاب چاپ شده بود و در دسترس بود. البته هنوز هم این کتاب بسیار ارزشمند و عالی است.
شخصیت ایشان، دارای ابعاد مختلفی است. یکی از جهت بعد فلسفی که شاید الآن مثل ایشان، کسی را سراغ نداریم. اگر چه در آن زمان در تهران مرحوم آشتیانی را داشتیم، علامه طباطبائی آن موقع در نجف بودند. همچنین استاد معقول حضرت امام، مرحوم آیت الله العظمی آقا سید ابوالحسن قزوینی معروف به علامه رفیعی بودند که چند ماهی قم تشریف آوردند و درس معقول می فرمودند و بنده هم درس ایشان می رفتم.
درباره شخصیت ایشان از جهات مختلفی می شود صحبت کرد که از نظر بنده، آن چه مهم است مسأله شناخت زمان است. در متون دینی ما هست که عالم، باید عارف به زمان باشد. ایشان از لحاظ شناخت جریانات و مقتضیات زمان، دارای امتیاز خاصی بودند و در میان علماء بزرگ هر یک از آنان که فکر و فعالیتشان با زمان هماهنگ بوده است توانسته است تحولی ایجاد کند.
تکریم از اساتید
معظمله با الهام از آیات قرآنی و روایات اسلامی و با تأسی بر سلف صالح خویش در مورد تعظیم و تکریم اساتید خود از هیچ کوششی فروگذار نکرده، پیوسته یکی از توصیههای ایشان به شاگردان و مخاطبان خود تکریم و تجلیل از اساتید خود میباشد تا جایی که بارها فرمودهاند: «من اسامی همه اساتید خود را یادداشت نموده، در نماز شب خود برای آنان دعا میکنم، چرا که این عمل دارای برکات فراوانی بوده، باعث توفیق روزافزون انسان میگردد».
تدریس
حضرت آیت الله نوری از بدو ورود به حوزه علمیه قم همزمان با تحصیل، تدریس را نیز آغاز نموده و در موضوعات مختلف فقهی، اصولی، کلامی، اخلاقی و… حوزه درسی شلوغی داشته و شاگردان زیادی از محضر پرفیض ایشان بهره میگرفتند. تا جایی که درس نهج البلاغه معظمله در مسجد اعظم در زمان طاغوت از درسهای پرمحتوای حوزه علمیه آن روز به حساب آمده، مباحث مطروحه در آن از حیث منطق و استدلال چنان عرصه را بر کارگزاران رژیم طاغوت تنگ کرد که چارهای جر تعطیلی آن ندیده و با تعطیل کردن آن صدها تن از فضلای حوزه علمیه را ـ که اینک هر یک از بزرگان حوزه و خدمتگزاران نظام مقدس جمهوری اسلامی محسوب میشوند ـ از آن نعمت محروم کردند. و اینک نیز قریب به سی سال است که به تدریس درس خارج مشغولند که حدود یک هزار نفر از فضلاء و علمای برجسته از محضر ایشان کسب فیض مینمایند.
تألیفات
حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی از حیث نوشتن مطالب علمی تقید خاصی دارند و یکی از سفارشات جدی ایشان به طلاب این است که باید اهل قلم باشند و در زمینههای گوناگون بتوانند قلمفرسایی کنند. روی این اصل معظمله نوشتههای فراوانی در زمینه موضوعات مختلف دارند که بالغ بر ۵۰ جلد میشود. برخی از آن نوشتهها چاپ شده و بعضی دیگر در آستانه چاپ قرار دارد و برخی از آنها در حال آمادهسازی جهت چاپ میباشد. کتابهایی که تاکنون به زیور چاپ آراسته شدهاند، عبارت است از:
۱. الخمس؛
۲. مسائل من اجتهاد و تقلید؛
۳. امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه اسلام، عربی؛
۴. امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه اسلام، فارسی؛
۵. اسلام مجسم، شرح حال علمای بزرگ اسلام؛
۶. جایگاه بانوان در اسلام؛
۷. جهاد، فارسی؛
۸. ربا؛
۹. دانش عصر فضا؛
۱۰. شگفتیهای آفرینش؛
۱۱. جهان آفرینش؛
۱۲. انسان و جهان؛
۱۳. خوارج از دیدگاه نهج البلاغه؛
۱۴. یک حرکت انقلابی در مصر؛
۱۵. داستان باستان؛
۱۶. ما و مسائل روز؛
۱۷. بیت المال از دیدگاه نهج البلاغه؛
۱۸. اقتصاد اسلامی؛
۱۹. منطق خداشناسی؛
۲۰. جمهوری اسلامی؛
۲۱. رساله توضیح المسائل؛
۲۲. آمادگی رزمی و مرزداری در اسلام؛
۲۳. هزار و یک مسئله فقهی، استفتائات ج ۱ و ۲.
۲۴. مناسک حج، عربی؛
۲۵. مناسک حج، فارسی؛
۲۶. منتخب المسائل، عربی.
که هر یک از نوشتههای فوق مخاطبان خاصی داشته و مورد استفاده اقشار مختلف قرار میگیرد.
فعالیتهای سیاسی و اجتماعی
ایشان به لحاظ اینکه شاگرد حضرت امام خمینی بوده و در حد عشق به ایشان دلبسته بودند، از هر حیث به ویژه از جهت سیاسی به شدت تحت تأثیر آموزههای بنیانگذار جمهوری اسلامی قرار داشتند، لذا در کنار فعالیتهای علمی عمیق، از ورود در عرصه سیاسی و اجتماعی غفلت نورزیده، پیوسته در صفوف مقدم مبارزه علیه رژیم ستم شاهی حرکت میکردند و در این راه از زندان و تبعید و… نهراسیده و همه خطرها را به جان خریده و با توکل بر خدا در مسیر انجام رسالت انقلابی با تمام وجود تلاش فرمودند که بخشی از این فعالیتها را از زبان معظمله میشنویم:
من از جمله کسانی هستم که توفیق داشتم چند سالی در مکتب پرفیض حضرت آیت الله العظمی امام خمینی، درس بخوانم و علاوه بر مطالب علمی از سجایای اخلاقی ایشان نیز بهره ببرم. در طول این سالیان با توجه به متون و موازین اسلامی دریافته بودم که مسؤلیت روحانیت، خلاصه در درس خواندن و درس گفتن نمی شود. به این جهت از آن روز که حضرت ایشان انقلاب و تحول را آغاز کردند. من سعی کردم که پشت سر ایشان به قدر توانم گام بردارم.
در آن زمان، جلسات مرتبی با رفقای همفکر خود داشتیم که در آن نسبت به مسائل جاری گفتگو میشد و برای پیشبرد امور تصمیماتی اتخاذ می گردید. گاهی اعلامیه هائی علیه رژیم و شاه امضاء می کردیم. البته متن بعضی از آن اعلامیه ها را نیز گاهی من تنظیم می کردم. در نشر و توزیع آنها نیز همکاری نزدیک داشتم. افرادی را به این منظور به نقاط مختلف ک
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 