پاورپوینت کامل وصیت نامه حضرت علی علیه السلام ۸۱ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل وصیت نامه حضرت علی علیه السلام ۸۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل وصیت نامه حضرت علی علیه السلام ۸۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل وصیت نامه حضرت علی علیه السلام ۸۱ اسلاید در PowerPoint :
محتویات
۱ وصیتهای مکتوب آن حضرت پس از بازگشت از صفین
۲ وصایای آن حضرت پس از خوردن ضربت شهادت
۲.۱ وصیت امام علیه السلام در مورد دارائی خود
۲.۲ وصیت امام علیه السلام به فرزند خویش به هنگام بازگشت از صفین
۲.۳ وصایای آن حضرت به مردم پس از ضربت خوردن
۲.۴ وصیت امام علیه السلام درباره کیفیت غسل و کفن و دفن
۳ پانویس
وصیتهای مکتوب آن حضرت پس از بازگشت از صفین
علامه حسن زاده آملی در تکمله شرح نهج البلاغه میرزا حبیب الله خوئی در مورد وصایا آن حضرت میفرمایند: بدان که تمامی وصیتهای آن حضرت علیه السلام برای اولادش و در مورد داراییهایش مطابق با استقصاء ما بعد از بازگشت آن حضرت از صفین بوده است و این به خاطر این بود که میدانست شهادتش نزدیک است.[۱]
در نهج البلاغه دو مورد وصیت آمده که حضرت آنها را بلافاصله پس از بازگشت از جنگ صفین نگاشتهاند:
نامه ۲۴ نهج البلاغه که وصیت آن حضرت درباره مال خود است و سرآغاز آن چنین است: «هذا ما امر به عبدالله علی بن ابیطالب امیرالمومنین فی ماله»؛ مرحوم دشتی در ترجمه نهج البلاغه میگوید این نامه را حضرت در ۲۰ جمادی الاول سال ۳۷ هجری نوشت.
نامه به فرزندش امام حسن علیه السلام که در بازگشت از صفین در سرزمین “حاضرین” نوشت.
وصایای آن حضرت پس از خوردن ضربت شهادت
موارد وصیتهای آن حضرت در نهج البلاغه بدین شرح است:
وصایای آن حضرت پس از ضربت خوردن خطاب به عموم که در دو جای نهج البلاغه آمده: یکی خطبه ۱۴۹ نهج البلاغه با عنوان “و من کلام له علیه السلام قبل موته” و دیگری نامه شماره ۲۳ با عنوان “و من کلام له علیه السلام قاله قبل شهادته علی سبیل الوصیه لمّا ضربه ابن ملجم لعنه الله علیه” که با عبارت “وَصِیَّتِی لَکُمْ: أَنْ لاَتُشْرِکُوا بِاللهِ شَیْئاً” آغاز شده و سید رضی پس از نقل آن میگوید: بعضی از این کلام در قسمت خطب آمد جز آن که در این جا زیادهای است که موجب شد آن را تکرار کنیم.
نامه ۴۷ با عنوان “و من وصیه له علیه السلام للحسن والحسین علیهم السلام لما ضربه ابن ملجم لعنه الله” که خطاب به حسنین علیهم السلام بوده.
وصیت امام علیه السلام در مورد دارائی خود
این وصیتی است که بنده ی خدا علی بن ابیطالب امیرالمومنین درباره ی دارایی خود بدان فرمان می دهد، به جهت خشنودی خداوند تا او را به بهشت برد و در سرای امن خود فرود آورد.
بخشی از این وصیت: حسن بن علی به این وصیت اقدام و برای خود از این دارایی آن گونه که شایسته است هزینه می کند و به نحوی که سزاوار است از آن انفاق می کند. اگر برای حسن حادثه ای پیش آید و حسین زنده باشد، او کار را بر عهده خواهد گرفت و همان نقش وی را ایفا می کند.
سهم دو پسر فاطمه از اموال علی همانند دیگر فرزندان علی است و اگر پسران فاطمه را برای این کار تعیین کرده ام محض خشنودی خدا و تقرب به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و پاس حرمت و شرافت خویشاوندی با اوست. و با کسی که این کار را بر عهده دارد شرط می کنم که اصل مال را همان گونه که هست باقی گذارد و از درآمد آن به شیوه ای که بدان مامور و راهنمایی گشته انفاق کند و نهالهای تازه روئیده ی این قریه ها را نفروشد تا به قدری فراوان گردد که شناختن نخلستانها برای کسانی که آنها را پیش از این دیده اند دشوار گردد. و هر یک از کنیزانم که با آنها بوده ام و از من فرزندی آورده یا باردار باشد به فرزندش واگذارند و از برای بهره ی ارث به شمار آرند و اگر فرزندش بمیرد آزاد می شود، زیرا کنیزی از او برداشته شده و حریت فرزند او را آزاد نموده است.[۲]
وصیت امام علیه السلام به فرزند خویش به هنگام بازگشت از صفین
آن چه میخوانید وصیت امام علی علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام است که پس از بازگشت از صفین در قریه ”حاضرین” نوشت. وصیتی و سفارشی که به همه فرزندان اسلام و عموم مومنان است: «فرزندم این نامه از پدریست که گرمی آفتاب زندگیش به سردی و غروب مینشیند. معترف به مصائب توانسوز روزگار است و سال و ماه و ساعات از او روی برتافتهاند، و هر دم به مرگ نزدیک میشود. پدری که به پیش آمدهای این جهان ناپایدار و بیمقدار، سر فرود آورده و در خانه مردگان سکنی خواهد گزید و فردا به عزم سفری جاودانه از این گیتی کوچ خواهد کرد. چنین پدری به فرزند جوانش ـ که آرزومند چیزی است که آن را نمییابد ـ سخن میگوید فرزندی که ـ به هر حال مانند تمام موجودات ـ هلاک خواهد شد و آماج تیرهای بلا و هدف دردها و رنجها و گروگان مصائب سخت روزگار غدار است. موجودی که خدنگهای زهرآگین و تلخ را نشانه است و به اضطرار اسیر چنین ناگواریهای ناپایدار است. سوداگر سرای فریب و فساد و وامدار مرگها و نابودیها، همپیمان و آمیخته با غمها و قرین و جلیس با محنتها نشانه و هدف آفتها و شهید هوی و هوس دیگران و سرانجام… جانشین مردگان است.
اینک پس از ثنا و ستایش پاک آفریدگار و درود فراوان بر رسول خدا، پسرم تو بدان: من آن هنگام در چیزی که برایم آشکار گردیده مینگرم. چون میبینم جهان از من روی میگیرد و روزگار با من به سرکشی میگراید و آخرت از من استقبال میکند، احساس میکنم که هر چیز دیگر از یادم میرود و جز به کار خویش به چیزی رغبت ندارم. اما لحظهای که فارغ از دیگران غم خویش میخورم و هوس مرا آسوده میگذارد حقیقت در برابرم رخ مینماید و جلوهگر میشود. چنین کیفیتی است که مرا به کوشش و تلاش وامیدارد، که بیتردید بازیچه نیست و از آمیختگی به دروغ و ریا، فرسنگها به دور است. نیک که مینگرم تو را جزیی از خود میابم ـ نه خطا گفتم ـ بلکه تو همه وجود منی و چنان آمیخته با منی که اگر چیزی به تو روی آورد، درست مانند آنست که به من روی آورده است. از این رو اگر مرگ تو را فراگیرد، چنان است که مرا گرفته. بدین سبب کار تو مرا در اندوه افکنده، بدان گونه که کار خودم مرا به غم و افسوس میکشاند. بنابراین وصیت خویش را بر تو نوشتم در حالی که خواه برای تو بمانم یا بمیرم از اجرای آن بدست تو دل قوی دارم و مطمئن هستم.
پسرم تو را به پرهیزکاری و ترس از عقوبت خدا و متابعت و فرمانبرداری از آفریدگار وصیت و سفارش میکنم. ویرانه دل را به نور تابناکش آبادگردان، در رشته مهر با او به بندگی و دلسپاری چنگ بزن. زیرا هیچ رشته و پیوندی استوارتر از پیوستگی و همبستگی با ذات لایزال کردگار متعال نیست. دل به حکمت و موعظت شاد و پاک بگردان و با یاد مرگ در زهد و پارسایی بکوش و نرم رفتار و نیک گفتار باش. پیوسته به یقین ایمان خویش را قوی کن و تقدیر مرگ را به خود بقبولان و نفس خود را به اعتراف در ناپایداری دنیا وادارساز. آلام و آزار و مصائب سخت روزگار را به او بنمایان و زشتی دهر و ناملایمات روزها را نکته به نکته برایش برخوان و او را بترسان.
با دفتر زندگی گذشتگان او را آشناساز و حوادث و رویدادهایی را که بر آنها گذشته است برای او بازگو. نفس خویش را در بارگاههای ویران سفر ده و بگذار آثار آن همه قدرت و عظمت را نیک بنگرد و دریابد که از کجا تا به کجا رسیدهاند و چگونه از دوستان جدا شدهاند و در سراهای تنگ و تاریک ماندهاند. در این موقع به خویش فکر کن که دیر یا زود تو نیز همچون یکی از تنهای تنهای آنها خواهی بود.
پسر، خانه ایمان و آرامگاه خویش سامان ده و جهان جاودان را به سرای ناپایدار مفروش. سخنی که نیک نمیدانی مگو و پیرامون آن چه مربوط به تو نیست گفتگو مکن. در هر راهی که گام مینهی، مبادا به گمراهی برسی. زیرا در گمراهی و سرگردانی خویشتنداری بسی بهتر از انجام کاری است که سرانجامش هراس است و نگون باری.
مروج نیکوکاری باش تا خود از نیکوکاران گردی. پیوسته با دست و زبان نیکان را به کارهای پسندیده تشویق کن و از کردار نکوهیده بازدار، و هر چند که میتوانی، با بدکاران و پلید فکران میامیز و از آنها دوری گزین. در راه خدا جهاد کن چنان جنگ و جهادی که شایسته قدر اوست. هر جا و در هر موقعیتی هر چند که سختی کشی و به رنج افتی، برای حق و عدالت قیام کن.
در کار دین پیوسته دانشجو باش و خویشتن را به ناملایمات عادت ده. صبوربودن در راه حق، نیک خویی است. در همه کارها به کردگار خویش توکل کن زیرا تو به پناهگاهی استوار و نیرومند روی آوردهای. آن گاه که دست نیاز به سوی خدای آوری، با همه دل و جان نیازمند باش زیرا وجود و کرم تنها از خداست. در کارها بسیار از او طلب خیر و نیکی کن، و در وصیت و سفارش من اندیشه بکار بند و چیزی را از یاد مبر. زیرا نیکوترین گفتار سخنی است که شنونده را سودی سرشار و بهرهای بیشمار بخشد، سخن پاک و نیک آن نیست که بهرهای نرساند و آموختن دانشی که پسندیده نیست بیتردید علم و عملش هم سودمند نخواهد بود.
فرزندم! به خود مینگرم که خردسالی و جوانی به پیری و سالخوردگی رسانیدهام و سستی و ناتوانی در وجودم خانه کرده، از این رو در وصیت به تو شتافتم. دیدم در آن حکمت و عبرتی است. بیم داشتم که مبادا مرگم فرارسد و آن چه در خاطرم میگذرد به تو نرسانده باشم و یا همان گونه که تنم را ضعف و سستی فرامیگیرد، اندیشهام نیز سستی پذیرد و سخنان بسیاری ناگفته ماند. ترسیدم که مبادا پیش از آن که وصایایم را بشنوی هوس بر تو چیره گردد و فتنه و آشوبهای دنیا همچون اشتری مست و سرکش، تو را به عصیان کشد. دل جوان همچون زمین بکر و خاک پاک است. هر دانهای که در آن افتد نشو و نما یابد. از این رو پیش از آن که خاک دلت ناپاک و سخت شود و عقل و خردت اسیر هوس گردد در تربیتت کوشیدم.
من با دانش خویش به سوی تو شتافتم تا این که تو نیز در درک حقایق بشتابی و درست بدان سان که آزمودگان و تجربهدیدگان، کیفیت کار خود را میشناسند، تو نیز بکار خویش آگاه گردی. اگر چنین کنی، بینیاز از رنج و معاف از آزمون و تجربه خواهی شد. آن چه ما از دانش و معرفت و ایمان کسب نمودهایم تو نیز همانها را بدست آر چه بسیار چیزهایی که بر ما پوشیده بود بر تو عیان گردد.
فرزندم! اگر چه عمر من همچون کسانی که پیش از من بودند دراز نبود، اما با همان مهلت کوتاه، بدیده کاوشگری در کارشان نگریستم و در چند و چون کار و اخبار و سرگذشت زندگیشان اندیشه کردم و در احوال و اوضاع بازماندگانشان، مطالعه نمودم و چنان در این بحر مستغرق بودم که دریافتم خودم هم یکی از آنها هستم بلکه ـ فراتر از این ـ در سیر تاریخ و چگونگی زندگیشان چنان با آنها آمیختم، که احساس کردم با اولین و آخرینشان زندگی کردهام! آن گاه پاکی دنیا را از ناپاکیش و سودش را از خسرانش بازشناختم.
اینک از هر کاری، نیک و پسندیده و گزیدهاش را برای تو انتخاب نموده و مجهول و ناپسندش را از تو دور ساختم. آن چه پدری مشفق و مهربان در حق فرزندش روا و سزا میداند، در حق تو کردم و گفتم. و در این سخن اراده نمودم که تو را حکمت و ادب آموزم، تا در این عنفوان جوانی و روزگار شادکامی، تربیت یافته و پند آموخته شوی و ارادهات به هر کاری، پاک و کردارت راست باشد. برای ادب آموزی و حکمت اندوزی، از کتاب خداوند مهربان، ابتدای سخن میکنم. کتابی و شریعتی که فرامین و احکام حلال و حرام را به ما آموخته و تجاوز و تخطی از آنها را نکوهش فرموده و ناپسند دانسته است.
بیم از آن داشتم که مبادا همان گونه که مردم در عقاید و احکام، از هوسها و اندیشههای اشتباه خویش متابعت نمودند، تو نیز مانند آنان بلغزش و خطا افتی. از این رو آگاه کردنت بر آن امور نزد من سزاوارتر از آن بود که تو را در کار خویش رها کنم و دل از هلاک تو آسوده سازم. بر این امید که آفر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 