پاورپوینت کامل محمد ابن عمید ۱۱۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل محمد ابن عمید ۱۱۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل محمد ابن عمید ۱۱۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل محمد ابن عمید ۱۱۲ اسلاید در PowerPoint :
محتویات
۱ ولادت
۲ نیاکان محمدابن عمید
۳ روزگار ابن عمید
۴ آل بویه
۵ مذهب محمدابن عمید
۶ محل زندگى ابن عمید
۷ شغل محمد ابن عمید
۸ علوم ابن عمید
۸.۱ فلسفه و منطق
۸.۲ تفسیر و فقه
۸.۳ موسیقى و جغرافیا
۹ علاقه ابن عمید به کتاب و کتابخانه
۱۰ فنون ابن عمید
۱۱ ویژگیهای محمد ابن عمید
۱۲ استادان ابن عمید
۱۳ شاگردان وی
۱۴ همنشینان ابن عمید
۱۵ فرزندان محمد ابن عمید
۱۶ بیمارى و وفات ابن عمید
۱۷ آثارمحمد ابن عمید
۱۸ پانویس
۱۹ منبع
ولادت
از آنجا که عمر ابن عمید را در هنگام وفات کمى بیش از ۶۰ سال ثبت کرده اند[۱] و سال وفات او را بسیارى اوایل ۳۶۰ هـ یا ۳۵۹ هـ گفته اند، بنابراین معلوم مى شود محمد در سال ۲۹۹ یا ۳۰۰ هـ.ق پا به عرصه جهان گذاشته است.
روزگار کودکى و نوجوانى و حتى جوانى را در شهر رى منطقه جبال و فارس پشت سر گذاشت و مدارج علم و دانش را طى نمود و هر روز بر فضل و دانشش افزود[۲] تا این که در زمره دانشمندان عصر خویش قرار گرفت.
نیاکان محمدابن عمید
نام پدر وى را بیشتر، «حسین» دانسته اند و برخى چون ابن داود حلى، نامش را «حسن» پنداشته اند که به نظر مى رسد صحیح نباشد. کنیه وى (عمید) ابوعبدالله و لقب او کله بوده است.[۳] از این لقب برمى آید احتمالاً وى داراى قدى کوتاه بوده است. در این که آیا کلمه «عمید» لقب او یا نام پدرش بوده است، در منابع تاریخى تردید دیده مى شود. آنچه صحیح به نظر مى رسد این است که عمید لقب حسین بوده است که اهل خراسان (ایران) آن را براى احترام و تکریم اکابر بکار مى بردند. شاید هم نزد ایشان فقط لقب کاتبان و منشیان بوده است.[۴]
پدر ابن عمید در سال ۲۷۵ هـ.ق متولد شد.[۵] اصالتاً اهل قم بود[۶] و در دوران زندگى به تحصیل علم پرداخت. وى جز کاتبان به شمار مى آمد چنان که ثعالبى مى گوید: ابن عمید فن کتابت را از غریبه نیاموخته؛ بلکه آن را از پدر خود «ابوعبدالله حسین بن محمد» فراگرفته است. ابوعبدالله در مرتبه بزرگى از فن کتابت قرار داشت و رساله هاى او در خراسان (ایوان) مدون گشته بود.
ابواسحاق صابى در کتاب خود «تاجى» پا را فراگذاشته و مهارت پدر ابن عمید را با ابن عمید مقایسه نموده و مى گوید: رسائل ابن عبدالله در بلاغت کمتر از رسائل پسرش ابوالفضل نیست. اگر چه ثعالبى این سخن صابى را نمى پذیرد و آن را ستمى بزرگ در حق ابن عمید مى شمارد[۷] اما نفس بیان این مطلب از شخصیتى چون صابى که برخى او را از کاتبان چهارگانه جهان شمرده اند، نشانگر مقام و موقعیت علمى پدر ابن عمید است و همین علم و فضل بود که یکبار در زمانى که لشکر «ماکان بن کاکى» شکست خورد و او در بین لشکریان بود و اسیر شد، از بند اسارت نجاتش داد و علاوه بر آن سبب منزلت یافتن او نزد سلطان فاتح شد.
بعد از جریان دیوان رسائل نوح بن نصر را به عهده گرفت و ملقب به لقب شیخ گردید.[۸] برخى از کتب، چون دائره المعارف تشیع و تمدن اسلامى در قرن چهارم وى را صاحب منصب وزارت نیز شمرده اند و برخى دیگر وى را «قوّاد» یعنى سردار سپاه نامیده اند.[۹] پدر ابن عمید در سال ۳۳۶ هـ.ق[۱۰] در سن ۶۱ سالگى بدرود حیات گفت.
روزگار ابن عمید
وى در قرن چهارم هجرى مى زیسته و این قرن از جهانى با قرون دیگر متمایز است. از جمله: گسترش تشیع در آن عهد و اوجگیرى فن کتابت و به عبارت دیگر «ترسل» از ویژگیهاى آن روزگار است.
«رسائل (نامه و مکتوبات) قرن چهرم هجرى دقیق ترین نمونه شکوفایى هنر اسلامى است که روى نفیس ترین ماده هنرى یعنى کلمه پیاده شده است به طوری که حتى اگر کارهاى دستى ظریف دیگرى از قبیل مصنوعات شیشه اى و معدنى که از آن قرن به جا مانده است، وجود نداشت باز هم مى توانستیم از روى همین رسائل – که نشانه تسلط به فن بیان به سبک دشوار و بازى با الفاظ است – هنرمندى و هنرشناسى لطافت ذوق مسلمین قرن چهارم را ملاحظه کنیم. تصادفى نیست که بسیارى از وزراى آن زمان اساتید سرشناس ادب و قلم و داراى رسائل ارزشمند بوده اند که به صورت کتاب براى عموم گردآورى شده است. از آن جمله اند، ابن العمید و صاحب بن عباد».[۱۱]
گسترش تشیع در قرن چهارم، معلول عوامل متعددى بود. از آن جمله تشکیل چهار دولت شیعى که در مصر توسط فاطمیان در عراق و ایران توسط آل بویه، در سوریه توسط دولت حمدانیان شیعى و در یمن توسط زیدیها تأسیس شد و اگر قرمطى را نیز شیعه غالى بدانیم، باید این رقم را به پنج افزایش دهیم.[۱۲]
با توجه به نقش سلسله آل بویه در ترویج تشیع و این که ابن عمید وزارت برخى از ایشان را به عهده داشته است سزاوار است با این سلسله آشنایى بیشترى پیدا کنیم.
آل بویه
سرزمین اصلى آل بویه «دیلم و مازندران» بود.[۱۳] آغاز حکومتشان از سال ۳۲۱ در شیراز و پایان آن سال (۴۴۷ کمى بیش از یک قرن) است. اولین پادشاه این سلسله سه برادر بودند:
۱. عمادالدوله (على بن بویه متوفى ۳۳۸)؛
۲. معزالدوله (احمد بن بویه متوفى ۳۵۶)؛
۳. رکن الدوله (حسن بن بویه متوفى ۳۶۶).
و آخرین پادشاه ایشان «ملک الرحیم» نام داشت. اگر چه سلطنت ایشان از شیراز آغاز شد، اما به تدریج در ایوان و عراق و ملکه شهرهاى بنى عباس نفوذ کردند.[۱۴] در سال ۳۳۴ معزالدوله وارد بغداد شد و بر خلیفه، مستولى گشت. قدرت او در بغداد به اندازه اى بود که موفق گردید خلیفه وقت «المستکفى بالله» را عزل و به جاى او «المطیع لله» را نصب کند.[۱۵]
در تشیع آل بویه تردیدى نیست و این را منابع تاریخى نشان مى دهد. اما در دو مسأله تردید هست. یکى آن که تا چه اندازه مذهب در تصمیم گیریهاى سیاسى ایشان مؤثر بود. دوم آن که تشیع آنها از چه نوعى بوده است؟
درباره مسأله نخست باید گفت: اصولاً آنها در برابر اکثریت سنى تحت سلطه خود نمى توانستند موضع (خصمانه) صریحى داشته باشند، بسیار محتاط عمل مى کردند و نتیجه این برخورد علاوه بر حفظ حکومتشان، گسترش اندیشه هاى شیعى در عراق و ایران.[۱۶] درباره مسأله دوم باید گفت: گرچه خاستگاه تشیع آنان طبرستان بود که به طور اصولى در اختیار علویان زیدى قرار داشت، بسیارى از مورخین، ایشان را شیعه امامى دانسته اند. همچون: عبدالجلیل رازى، مستوفى و از محققان جدید آرى بدى و فراى، مونتگرى و امت، اشیولر و دکتر کامل شیبى.[۱۷]
در کتاب تاریخ الشیعه مى خوانیم: ایام آل بویه، همه اش روزگار تلاش و ترویج مذهب اهل بیت علیهمالسلام بود و هر راهى را براى نصرت این مذهب و اعلاء مقام و مرتبت عترت پیامبر صلی الله علیه و آله مى پیمودند.[۱۸] بویهیان روز غدیر را آشکارا تقدیس مى کردند و چنان عید مى گرفتند که در هیچ عید دیگرى چنین نمى کردند[۱۹] و روز عاشورا را روز حزن و ماتم قرار مى دادند.[۲۰] تا جایى که در سال ۳۵۲ از طرف معزالدوله شیعیان در بغداد چنان مراسم عزادارى برگزار نمودند که به علت فراوانى جمعیت شیعه در آن دوره و شرکت آنان در این مراسم اهل سنت نتوانست در برابر آن بایستند.[۲۱]
«عضدالدوله بویهى با لشکریان در مشهد علوى (نجف) یک سال اقامت گزید و بارگاهى باعظمت براى آن قبر مطهر بنا نهاد. ایشان براى ضرایع کریمه، ابنیه استوار و گنبدهاى رفیع برپا داشته اند. آل بویه تا زنده بودند پیوسته به زیارت مشاهد مشرفه مى شتافتند و پس از مرگ، پیکرهایشان را به آن جا منتقل مى کردند. ایشان شیعیان را در مشاهد مشرفه اسکان دادند و مستمرى ها و عطایایى برایشان قرار دادند».[۲۲] کتیبه اى که از سال ۳۶۳ از وى بر تخت جمشید مانده، مشتمل برنامه دوازده امام علیهمالسلام است.[۲۳]
آورده اند: مرجع تقلید رکن الدوله ابن جنید از فقهاى امامیه بوده است.[۲۴] وجود علماى بزرگى چون شیخ صدوق (م ۳۸۱)، شیخ مفید (۴۱۳-۳۳۸)، سید مرتضى (۴۳۶-۳۵۵)، شیخ طوسى (۴۶۰-۳۸۵) و شریف رضى (۴۰۶-۳۵۹) که از ستونهاى عالم تشیع بودند در این قرن، خود گواه گسترش فوقالعاده تشیع امامى در عهد آل بویه است. البته وجود این افتخارات به معناى عدالت کامل ایشان در حکمرانى نیست. اکنون به شرح حال ابن عمید که او را ستون سلطنت آل بویه نامیده اند، مى پردازیم.[۲۵]
مذهب محمدابن عمید
همان گونه که گفتیم نام وى محمد و نام پدرش حسین و نام نیاى او همچون خودش «محمد» مى باشد. کنیه وى ابوالفضل بود[۲۶] و از آنجا که پدرش ملقب به عمید بوده است او را چه در عصر خود چه در کتب تاریخى به نام ابن عمید مى شناسیم. او به القاب دیگرى نیز ملقب بوده است مانند: جاحظ ثانى، جاجظ اخیر و از همه مهمتر استاد و رئیس[۲۷] که لقب استاد آن زمان در مشرق زمین به وزراء اطلاق مى شد.[۲۸]
اولین سؤالى که در این مقاله جاى طرح و پاسخ دارد پرسش از مذهب ابن عمید مى باشد. آیا وى از اهل تسنن بود که اکثریت جامعه آن روز را تشکیل مى دادند یا از شیعیان؟ قرائن بسیارى وجود دارد که ابن عمید وزیر و عالم شیعى مذهب بود. از جمله قمى بودن وى یکى از این قراین است. از آنجا که قم همیشه مهد تشیع امامى بوده است مى توان گفت که او نه تنها شیعه بلکه شیعه دوازده امامى بوده است. قمى بودن وى از لابهلاى مطالب تاریخى بدست مى آید به عنوان مثال: ابى حیان توحیدى که از مخالفین ابن عمید مى باشد، در کتاب خود آنگاه که در صدد نکوهش ابن عمید برمى آید، از ابوطالب جراحى کاتب، نامه اى را نقل مى کند که در آن خطاب به ابن عمید مى نویسد: «گویا گمان کرده اى ما از حال خانه تو در قم پرسش نکرده ایم و به آن واقف نیستیم»؟![۲۹] و در جاى دیگر از جرجانى نقل مى کند که او مى گفت: «ابن عمید مردى را که به شهرش قم دشنام داده بود، مجازات نمود»[۳۰] که اگر این مخالف سرسخت ابن عمید خبر مجازات را هم غیرواقعى نقل کرده باشد، باز قمى بودن ابن عمید از این داستان آشکار مى شود و از اینها گذشته همچنان که در آغاز گفتیم ثعالبى تصریح مى کند، پدر ابن عمید اصالتاً قمى است و دائره المعارف تشیع مى نویسد: خاندان عمید اصلاً از شیعیان قم و از مروّجان این مذهب بوده اند.[۳۱]
از دیگر شواهد تشیع او این که در مجلسى که او حضور داشت گویندگان گرد مى آمدند و پیرامون «دوستى على علیهالسلام» گفتگو مى کردند.[۳۲] گذشته از این موارد چند مطلب دیگر تشیع وى را تأیید مى کند. یکى آن که صاحب اعیان الشیعه نام وى را در کتاب شریف خود ذکر نموده و اگر چه شرح حالى براى او غیر از آن چه در ضمن شرح حال صاحب بن عباد آورده است ذکر نکرده لکن ظاهر همین ذکر نام نشانگر آن است که وى را از اعیان شیعه شمرده است و دوم آن که نام خود او، پدر و جدش از نامهایى است که مى تواند معرف شیعه بودن شخص باشد.
محل زندگى ابن عمید
در مورد محل تولد او مدرکى در دست نیست اما پیرامون محل زندگى وى باید گفت: ظاهراً در قم خانه اى داشت و ایام زندگى خود را (چه قبل از دست دادن پدر و چه بعد از آن) در دهستانهاى فارس، جبل و شهر رى سپرى کرده است (یتیمه الدهر، ج ۳، ص ۱۶۰). و گویا زمانى را نیز در شهر اصفهان اقامت داشته است(همان، ج ۳، ص ۱۶۱).
شغل محمد ابن عمید
بعد از آن که ابى على قمى وزیر رکن الدوله از دنیا رفت، ابن عمید در سال ۳۲۸ هـ.ق به جاى او نشست و کرسى وزارت آل بویه را اشغال کرد.[۳۳] اما از آن جا که ابن اثیر در تاریخ خود مدت وزارت ابن عمید را ۲۴ سال ذکر نموده است[۳۴] و مرگ وى در سال ۳۵۹ یا ۳۶۰ هـ.ق واقع شده، نتیجه مى گیریم که ابن عمید در سال ۳۳۵ یا ۳۳۶ هـ.ق به وزارت رسیده است. در آن زمان مردى ۳۶ ساله بود و در دوران وزارت عدالت را در جامعه گسترش داد.[۳۵]
تکیهگاه ابن عمید در انجام کارهایى که بر عهده داشت «ابى على بیع» بود.[۳۶] کاتب او را در این دوران «ابوالفضل على ابن ثابت همدانى»،[۳۷] خادمش را شخصى به نام منصور نوشته اند که ظاهراً قمى و از همشهریان خود او بود[۳۸] و صاحب (مدیر تشریفات) دستگاه وزارتش مردى شجاع و زیرک بنام روین (یا روبین) بود.[۳۹] با توجه به قمى بودن ابن عمید، وزیر قبل از او خادم او وزارت پدر و فرزند او مى توان به نفوذ اهل قم در دستگاه حکومت پى برد.
علوم ابن عمید
در کتب تاریخى او را صاحب دانشهاى متعددى دانسته اند به طورى که در بیش از بیست رشته علمى تبحر داشت. این علوم عبارتند از: نجوم، هیئت، تاریخ، ادب، ریاضى، حفظ اشعار عرب، ترسل و کتابت، مکانیک، هندسه، فیزیک، علم الحرکات، جر اثقال، اشتقاق و استعارات (علم بدیع، حفظ لغت و غریب علم لغت)، عروض، علوم اوائل، تفسیر قرآن، فقه، موسیقى، منطق، فلسفه و خصوصاً الهیات آن.
او در فن ترسل که همان کتابت است و مهارت تمام داشت به گونه اى که فن انشاء و کتابت با عبدالحمید افتتاح شد و با ابن عمید به پایان رسید.[۴۰] وى از کاتبان چهارگانه جهان[۴۱] و بزرگترین نویسنده دیوانى بود[۴۲] و نوشتارهاى او را گواه بر این ادعا مى دانند و گفته اند بهترین رساله او «اخوانیات» و نامه اى که به ابوالعلاء نوشته، مى باشد.[۴۳]
فلسفه و منطق
ابن مسکویه مورخ شهیر که در اثر ۷ سال همنشینى شبانهروزى[۴۴] بسیارى از سجایا و خصوصیات ابن عمید را در حافظه خویش ثبت کرده و در کتاب خود درج نموده است، مى گوید: در باب منطق و فلسفه خصوصا الهیات کسى از معاصران جرأت نداشت در محضرش سخن گوید مگر به عنوان پرسش و آموختن؛ نه مباحثه… زمانى ابوالحسن عامردى رحمه اللّه متوفى ۳۸۱ که آهنگ بغداد داشت، از خراسان حرکت نموده وارد (رى) شد، چون شنید ابن عمید فیلسوف کاملى است و (کتاب) ارسطاطالیس را شرح نموده و داراى استعداد درخشانى مى باشد، همان جا اقامت گزید و نزد استاد زانوى تلمذ زد تا آن که بسیارى از مشکلات فلسفى برایش حل گردید.[۴۵]
ابو حیان توحیدى از روى طعن و کنایه چنین مى نویسد: «ابن عمید گمان مى کرد اگر ارسطاطالیس او را دیده بود با بیان او از بسیارى از آراء و نظراتش بازمى گشت و با مشورت او بسیارى از کتب خود را تغییر مى داد!».[۴۶]
تفسیر و فقه
ابن مسکویه مى نویسد: ابن عمید در تأویل قرآن و حفظ مشکلات و متشابهات قرآن و همچنین آشنایى به اختلاف آراء و نظرات فقهاء در رفیعترین درجه و بالاترین مرتبه قرار داشت.[۴۷] در عین حال نویسنده اعیان الشیعه وى را در علوم دینى متمکن و صاحب قدرت نمى داند.[۴۸]
موسیقى و جغرافیا
ابن عمید مى گفت: موسیقى با مرگ من مى میرد و با ناپدید شدنم ناپدید مى گردد.[۴۹] از جمله آثار علمى او تعیین عرض جغرافیاى شهر رى است که با نتیجه اى که بعدها با وسائل علمى دقیق گرفته شده است، اختلاف زیادى ندارد.[۵۰] از خدمات ابن عمید آن بوده که مشکلات علمى که پیشینیان از حل آن عاجز مانده بودند را حل نمود.[۵۱]
علاقه ابن عمید به کتاب و کتابخانه
در سال ۳۵۵ هـ.ق گروهى از جنگجویان (که به عنوان دواطلبان جهاد عازم مرز و روم بودند) خانه ابن عمید را در رى غارت کردند. وقتى ابن عمید شب به خانه رفت چیزى که بر آن بنشیند و کوزه اى که آب بنوشد، نیافت. به نوشته ابن مسکویه که در آن تاریخ کتابدار ابن عمید بود، از خانه ابوحمزه علوى، فرش و اثاث آوردند اما وزیر، (با آن که، از ناحیه ساعد مجروح شده بود)[۵۲] دل مشغول کتابخانه اش بود، هیچ چیز را به اندازه آن دوست نداشت. کتابخانه اى شامل کتابهاى بسیار در انواع دانش و حکمت و ادب که معادل صد بار (شتر) مى شد.
کتابدار مى گوید: وقتى مرا دید راجع به کتابخانه پرسید، گفتم: از همه اموال این یکى برجاست و دست نخورده است. شادمان گردید و رویش شکفته شد و گفت: زهى خجسته روان و مبارک سخن! همانا خزانه هاى دیگر جانشین پذیر است. اما کتاب، عوض ندارد و فرمود فردا صبح به فلان بیاورشان، بردم و صحیح و سالم تحویل دادم.[۵۳]
فنون ابن عمید
او در فنون متعددى چیرهدست بود. از آن جمله: اسلحه سازى، تاکتیک هاى جنگى، مملکت دارى و سیاست، نقاشى و غزلسرائى.
ابزار جنگى
آلات عجیبى براى قلعهگشایى اختراع کرد و نیز سلاح شگفتانگیزى ساخت که به مسافت بسیار دور تیر مى انداخت و تأثیر فراوانى در وضع جنگ داشت. همچنین آینه هاى (مقعرى) ساخت که از راه بسیار دور آتش مى افروخت.[۵۴]
مملکتدارى و سیاست
در مملکتدارى نوشتههایش بهترین شاهد چیرهدستى اوست. مخصوصاً رساله اى که در پریشانى اوضاع ایران و سوء تدبیر سلف خود و این که چه باید کرد تا وضع بهتر شود، خطاب به ابى محمد هندو نگاشته است که از آن رساله درس وزارت مى آموزند.[۵۵]
شعر
در سرودن شعر زبردست و ماهر بود که حتى مخالف سرسخت او، ابى حیان توحیدى بدان اعتراف نموده است و مى نویسد: «این مرد در سخن بالبداهه و شعر نیکو بود»[۵۶] و نیز از دیگرى نقل مى کند که «ابن عمید در غزلسرایى و سرودن معاتبه شعرى شایسته داشت»[۵۷] او شعر طنز نیز مى سروده است.[۵۸]
نقاشى
و باز ابن مسکویه مى نویسد: در نقاشى خصوصاً کار با ناخن مهارت عجیبى داشت، چنان که خود دیدم در مجلسى که فقط خاصان و افراد مورد اطمینان او حضور داشتند، سیب یا چیزى ش
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 