پاورپوینت کامل صفیه دختر عبد المطلب ۶۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل صفیه دختر عبد المطلب ۶۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل صفیه دختر عبد المطلب ۶۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل صفیه دختر عبد المطلب ۶۵ اسلاید در PowerPoint :

محتویات

۱ زندگی‌نامه
۲ شعر صفیه

۲.۱ ویژگی‌های شعر صفیه

۳ پانویس
۴ منابع

زندگی‌نامه

صفیه دختر عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف، هاشمی ‌‌و قریشی و عمه رسول الله صلی الله علیه و آله است. مادر صفیه، هاله بنت وهیب بن عبدمناف بن زهره بن کلاب بن مرّه بن کعب بن لؤی است. وی خاله رسول الله صلی الله علیه و آله است. شوهر صفیه، عوام بن خُویلد بن اسد بن عبدالعزی بن قصی بن کلاب بن مره بن کعب بن لؤی است که برادر خدیجه کبری، همسر رسول الله صلی الله علیه و آله است.

زبیر بن عوام فرزند صفیه است که رسول الله صلی الله علیه و آله او را از یارانش خواند. برادران صفیه، حمزه و عوّام و حجل (پسران عبدالمطلب) هستند. صفیه، ده برادر و شش خواهر داشت و فرزندانش: زبیر و سائب و عبدالکعبه بودند.

در زمان جاهلیت، حادث بن حرب بن امیه با وی ازدواج کرد و صفیه برای او «صیفی بن حارث» را به دنیا آورد، که او را بعدها از دست داد. سپس عوّام بن خُویلد (پدر زبیر) با وی ازدواج کرد. …

تمامی ‌‌مصادر بر اسلام آوردن صفیه ـ برخلاف دیگر عمه‌های پیامبر ـ و ایمان نیک او هم‌رأی‌اند.[۱]

صفیه مادری نمونه در تربیت فرزندانش بود. گاه با مهر با آنان رفتار می‌‌کرد و نرمی ‌‌و شفقت می‌‌ورزید و گاه بر آنان سخت می‌‌گرفت و جدیت نشان می‌‌داد، زیرا می‌‌خواست آنان در بزرگی مردانی قوی بار آیند. گفته‌اند: «نوفل بن خویلد» برادرشوهر صفیه، سرپرستی پسربرادرش، زبیر را به عهده گرفته بود. وی شاهد کمی‌‌ جدیت در رفتار صفیه با پسرانش بود. صفیه زبیر را به هنگام خردسالی می‌‌زد. عموی زبیر، صفیه را به سبب این رفتار سرزنش کرد و گفت: بچه را این چنین نمی‌‌زنند. تو او را با غیظ می‌‌زنی! صفیه رجزگونه گفت:[۲]

من قال انی ابغضهُ فقد کذبْ * و انّما اضربه لکی یَلَبْ؛

و یهزم الجیش و یأتی بالسَلَبْ * و لایکن لماله خبأُ مُخَبْ؛

هر کس بگوید من از او (=زبیر) بدم می‌‌آید، دروغ گفته است. من او را می‌‌زنم، تا عاقل گردد.

و سپاهیان را شکست دهد و غنیمت بازآورد. و مال خود را از دیگران مخفی نکند.

در همان وقت مهر و عطوفت صفیه به فرزندانش، لطیف‌تر از پرده دل (و برگ گل) بود. او برای فرزندش زبیر ـ در هنگامی ‌‌که خردسال بود ـ سرود:[۳]

ان ابنی الاصغر خَبٌ حَنْکَل * اخاف أن یعقنی و یبخل؛

یا رب امتعنی ببکری الأول * بالماجد الفیاض والمؤمل؛

فرزند کوچکم شیطنت می‌‌کند و بزرگ نشده است. و می‌‌ترسم از من سرپیچی کند و دست دهنده نداشته باشد.

خدایا! از فرزند اولم مرا بهره‌مند ساز! که بزرگوار و بخشنده و مایه امید باشد.

صفیه فرزندش را با دل و جرأت بار می‌‌آورد، تا قهرمانی دلیر باشد و بتواند از خود و خویشاوندانش دفاع کند و در برابر متجاوزان از آنان حمایت نماید. صفیه فرزندش را می‌‌ستاید و می‌‌گوید: او در شجاعت همچون عقاب است؛ و به خاطر سن کمش او را کوچک نمی‌‌شمرد.

وقتی برادرش حمزه در جنگ احد شهید شد و جنازه‌اش را مثله کردند، صفیه در قتلگاه او حضور یافت و دلش سخت به درد آمد، ولی بردباری ورزید. دختر صفیه، امامه وقتی خبردار شد، همراه با مادر از مکه به مدینه آمد. (دیدن) شهادت‌ گاه حمزه دهشتناک و تحمل مصیبت او سخت بود و مهابت آن آهن را آب می‌‌کرد. اشک‌ها زبان دل‌ها بود و تنها به خداوند می‌‌شد شکوی کرد.

صفیه محکم و قوی و بسیار دلیر بود و صبر و بردباریِ او، بیش از توانِ هر زنی بود. پسرش ـ زبیر بن عوام ـ مادر را دید و گفت: «مادر! رسول الله صلی الله علیه و آله دستور داده است شما (به مکه) برگردید». صفیه گفت: «چرا؟ به من گفتند حمزه مثله شده است، و این در راه خدا بوده است. از این رو بسیار راضی و تسلیم رضای اوییم. من بردبار و ان شاءاللّه خویشتندار خواهم بود».[۴]

رسول الله صلی الله علیه و آله، (از آنچه پیش آمده بود) آگاه شد و به زبیر فرمود: «او را به حال خود بگذار». صفیه نزد (جنازه) حمزه آمد و برای او طلب آمرزش کرد. آنگاه دستور داده شد حمزه دفن شود.

رسول الله صلی الله علیه و آله صفیه را دوست داشت و شدیدا رعایت احساسات و حالات او را می‌‌کرد و در هنگامی‌‌ که حمزه مثله شد، فرمود: «اگر صفیه ناراحت نمی‌‌شد و پس از من سنت نمی‌‌گشت، جنازه حمزه را به همان حال می‌‌گذاشتم، تا درون شکم درندگان و چینه‌دان پرندگان شود».[۵]

بانو صفیه در بسیاری از جنگ‌های رسول الله صلی الله علیه و آله حضور داشت و از ایشان و مسلمانان ـ با تمام نیرویش ـ دفاع می‌‌کرد. رسول الله صلی الله علیه و آله در زمانی که مسلمانان مشغول نبرد در جنگ خندق (احزاب) بودند، حسان بن ثابت را که شاعر (ایشان) بود، با زنان و کودکان گذاشت.

رسول الله صلی الله علیه و آله عادت داشت به هنگام جنگ، یکی از صحابه خویش را با زنان و کودکان بگذارد، تا مواظب آنان باشد. در جنگ خندق، حسان به همراه صفیه و زنان دیگر و فرزندانشان در دژ معروف به «حصن حسان» بودند. مردی یهودی در اطراف دژ می‌‌گشت و بنی قریظه (یهودیان قلعه خیبر) مشغول جنگ با رسول الله صلی الله علیه و آله بودند و میان ساکنان دژ و رسول الله صلی الله علیه و آله فاصله افتاده بود و کسی در دژ نبود تا از زنان و بچه‌ها حمایت کند.[۶]

صفیه به طرف مرد یهودی رفت و ضربتی به او زد و سرش را قطع کرد. سپس سر را برداشت و به سوی یهودیانی که بر قلعه مُشرف بودند، پرت کرد. این حکایتی کم‌نظیر از داستان‌های قهرمانی و شجاعت و از جان‌گذشتگی زن عربی است. صفیه اولین زنی است که فردی از مشرکان و دشمنان خدا را به هلاکت رساند و در جنگ خندق حضور داشت و تیر خورد…

سرانجام صفیه در زمان عمر، سال ۲۰ هجری، در ۷۳ سالگی درگذشت.[۷] گفته‌اند مرگ او در عهد عثمان بوده است. او فضای تاریخ اسلام را در حالی که به بوی خوش وجودش آمیخته بود، ترک گفت. خاطره خوش او برای کسانی که از او پیروی کنند، بر جا است.

شعر صفیه

علما و نقادان پیشین در زنده نگهداشتن یاد اقربای پیامبر زحمت فراوان کشیده‌اند و در میان روایاتی که آورده‌اند، آن چه را که از جنبه دینی و سیاسی و اجتماعی در باره زنان یا عمه‌ها یا نزدیکان پیامبر بوده است، حفظ نموده‌اند. همه آنچه به ما رسیده، بسان ضرب المثل بر زبان‌ها جاری و یا به سبب شهرت و ماندن در حافظه مردمان بوده است و یا گاه در اشعار زنان بوده که به عنوان شواهد لغوی، نحوی یا بلاغی یا در ضمن ذکرِ حوادث تاریخی مربوط به زمان یا مکان خاص و یا شخصیت های اسلامی‌‌ بکار رفته و سینه به سینه، به ما رسیده است.

اشعار صفیه ـ که به ما رسیده ـ در کتاب‌های مختلف، مثل کتب سیره و مجموعه اشعار و کتب تاریخی و ادبی و بلاغی و لغت‌‌نامه‌ها پراکنده است. این پدیده، یعنی پراکندگی ابیات شعر در میان کتاب‌ها و نیز خوبی و لطافت شعرها، دلیل محکمی‌‌ بر وجود اشعار دیگری است که به ما نرسیده است. استشهاد به شعرهای زنان شاعر، دلیل دیگری بر بلاغت و فصاحت و زیبایی شعرهای بانوان (صدر اسلام) است.

از طریق آگاهی بر اشعار صفیه در زمینه‌های مختلف و درستی تعابیر بکار گرفته شده برای بیان احساسات و روان بودن واژه‌ها و معانی ژرف آن امکان دارد به ارزش شعر وی دست یابیم. گفته‌اند: به هنگام احتضار، عبدالمطلب شش دختر خویش را گرد آورد و بدانان گفت: برایم عزاداری کنید، تا پیش از این که بمیرم، آن چه را که می‌‌گویید، بشنوم.[۸]

دختران به ترتیب سن شروع به شعرسرایی کردند. اول از همه صفیه، سپس بره، بعد عاتکه، آن‌گاه ام حکیم البیضاء، بعد امیمه و در پایان: اروی. صفیه در رثای پدر و در لحظات جان دادن او، چنین سرود:[۹]

شبی از خواب با صدای زنی پریدم * که بر مردی روانه به گور، شیون می‌‌کرد.

در آن هنگام اشک‌هایم جوشید * و مانند دانه‌های مروارید بر گونه‌ام ریخت.

(می‌‌گریستم) بر مرد بزرگواری که عالی‌مقام * و آشکارا بر بردگان، بخشنده بود.

بر سفید موی بخشنده‌ای که دارای صفات برجسته * و خیّر و وارث هر کار نیکو بود.

همو که در هر جا درستکار بود و پست نبود * و جایگاهش، بی‌ارزش و در اصل و نسبش شک نبود.

توانایی که قوی‌ترین انسان‌ها * و در خانواده‌اش، مورد پیروی و ستوده بود.

از بیتی رفیع و گشاده‌روترین بخشندگان * و باران رحمت برای مردمان در زمان بی‌کسی بود.

تلاشی کریمانه داشت و عیب و ننگی نداشت * و بر کهتران و مهتران مهربان بود.

بسیار بردبار و از افراد نیکوکار و سخی * و شخص شریفی بود که بدو پناه می‌‌بردند.

اگر کسی به سبب بزرگواری همیشگی‌اش جاودان بزید * گو این که راهی برای جاودان زیستن نیست.

اشعار صفیه بازگوکننده وقایع تاریخی و دارای اثر بسیاری در تاریخ اسلام است. او در جنگ‌های اُحد و خندق و خیبر شرکت جست و در هر جنگی دارای موقعیتی مهم بود. شعرهای صفیه، پاره‌ای از قلب دردناک و برگ سبز باطراوتی است که عطر مهر می‌‌دهد. او خردمندی والا و اندیشه‌گر بود. او تا شب‌های واپسین زنده خواهد بود زیرا مجد و حَسب مایه برتری است.

شعرهای صفیه، لطیف و ساده و با معانی زودیاب و شیوه‌ای متین بود و بدون تکلف و سختی بر زبان جاری می‌‌شد. تعابیر وی صادقانه و توصیفش نیکو و دارای تأثیر بسیار، با واژگان روان و معنایی عمیق بود. اشعار او سهلِ ممتنع است. بیشترین هدف او از اشعاری که سروده، مرثیه و نوحه‌سرایی است؛ مانند آن چه که در رثای پدرش، و سپس در رثای برادرش (حمزه) و بعد از آن در رثای پیامبر سرود ـ که ذکر آن در شرح اشعار وی، به خواست خدا خواهد آمد.

او اشعاری در فخر و مدح دارد و آن‌ها را در وقتی که عبدالمطلب چاه زمزم را حفر کرد و به این کار مبارک مفتخر گشت و به خاطر اهمیت چاه مقدس زمزم سرود. حضرت اسماعیل علیه السلام در زمان قدیم این چاه را کنده بود، ولی به مرور زمان آب آن در زمین فرورفته و ریزش باران‌ها جای آن را محو کرده و اثری از زمزم نبود. عبدالمطلب دوباره آن چاه را حفر کرد و صفیه در آن زمان سرود:[۱۰]

نحن حفرنا للحجیج زمزم؛ سُقیا نبی اللّه فی المحرم؛

رکضه جبریل و لمّا یُفْطَم؛

ما برای حاجیان، زمزم را حفر کردیم. جایی که آبشخور پیامبر خدا (اسماعیل) در حر

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.